زیارت بقیع در نگاه علمای اهل سنت (با تأکید بر دیدگاه برهان الدین بن فرحون)

نوع مقاله: اماکن و آثار

نویسنده

عضو هیئت علمی پژوهشکده حج و زیارت

چکیده

از مباحث مهم پیرامون قبرستان بقیع، استحباب یا عدم استحباب زیارت آن است. پس از اثبات استحباب زیارت، سخن از چگونگی زیارت به میان می­آید. در این زمینه، بحث از دیدگاه علمای اهل سنت، موضوعی درخور دقت و توجه است. نگاهی به کتب علمای اهل سنت در این باب، حکایت از آن دارد که اهل سنت، به­تأسی از پیامبرخدا9  بر استحباب آن فتوا داده‌اند.
در این میان، برهان الدین بن فرحون از علمای مذهب مالکی در قرن هشتم، در کتاب خود با عنوان «ارشاد السالک الی افعال المناسک»، به تفصیل به زیارت قبرستان بقیع پرداخته و برای هر یک از بزرگان مدفون در بقیع، از جمله فاطمة زهرا3  (بنا بر آن که در آنجا مدفون باشد)، ائمه چهارگانه شیعیان: ، ابراهیم فرزند پیامبر، و دیگران، زیارتنامه‌هایی را آورده است. در این مقاله، دیدگاه برخی از علمای اهل سنت و به‌ویژه دیدگاه ابن فرحون مورد بررسی قرار می‌گیرد.

کلیدواژه‌ها


قبرستان بقیع در نگاه برهان الدین بن فرحون

بقیع از قبرستان‌های بسیار بافضیلت جهان اسلام است که پیامبرخدا9 آن را بنیان
‌گذاشت. اولین مدفونین در بقیع، بزرگانی همچون عثمان بن مظعون و اسعد بن زراره‌اند
و به دنبال آنها، بسیاری از اصحاب پیامبرخدا9 و بزرگان اسلام در بقیع مدفون شده‌اند. ابراهیم فرزند پیامبرخدا9 ، دختران و همسران آن حضرت، مادر امیرالمؤمنین7،
عمه‌های پیامبر، بزرگانی همچون عباس­بن عبدالمطلب، عبدالله بن جعفر، عقیل بن
ابی­طالب، عثمان بن عفان (خلیفه سوم)، و در رأس همه آنها، ائمة چهارگانه شیعیان
(امام حسن، امام زین‌العابدین، امام باقر  و امام صادق:) در این قبرستان مدفون‌اند. بر این اساس، علمای اسلام از ابعاد گوناگون به قبرستان بقیع پرداخته‌اند و آن را از جنبه‌هایی همچون محدوده بقیع، مدفونین در بقیع، استحباب دفن شدن در بقیع، و نیز زیارت مراقد بقیع مورد بحث و بررسی قرار داده‌اند.

عموم مسلمانان، به زیارت مراقد بزرگان اسلام و نیز بزرگان مذهب خود بها می­دهند. از این ‌رو، در ایام عمره و حج، مشاهده می‌شود که عموم اهل سنت، پس از زیارت مرقد مطهر پیامبرخدا9 و زیارت خلفای اول و دوم، به قبرستان بقیع می‌روند و مراقد بزرگان اسلام را که در بقیع مدفون‌اند، زیارت می‌کنند.

بدین ترتیب، یکی از مباحث درخور توجه، از دیدگاه علمای اهل سنت درباره زیارت بقیع و نیز کیفیت زیارت بقیع از نظر آنان است. در این مقاله تلاش شده است دیدگاه برخی از مهم‌ترین علمای اهل سنت که در این باره اظهار نظر کرده‌اند، مطرح گردد.

الف) زیارت بقیع توسط پیامبر9

برخی روایات حاکی از آن است که پیامبرخدا9 برای قبرستان بقیع، جایگاه خاصی قائل بودند و بارها به زیارت مدفونین در آن می‌رفتند؛ برای مثال، مسلم در صحیح خود از عایشه نقل کرده است:

«کَانَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ  ]وَ آلِهِ[ وَ سَلَّمَ (کُلَّمَا کَانَ لَیْلَتُهَا مِنْ رَسُولِ اللهِ
صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ   ]وَ آلِهِ[ وَ سَلَّمَ) یَخْرُجُ مِنْ آخِرِ اللَّیْلِ إِلَى الْبَقِیعِ. فَیَقُولُ: السَّلَامُ عَلَیْکُمْ دَارَ قَوْمٍ مُؤْمِنِینَ، وَ أَتَاکُمْ مَا تُوعَدُونَ... وَ إِنَّا، إِنْ شَاءَ اللهُ، بِکُمْ لَاحِقُونَ؛ اللهُمَّ! اغْفِرْ لِأَهْلِ بَقِیعِ الْغَرْقَدِ». (مسلم بن حجاج، 1412ق، ج2، ص669).

«حضرت پیامبر شب‌هایی را که نوبت ورود به خانه عایشه بود، در آخر شب به بقیع می‌رفتند و می‌فرمودند: سلام بر شما ای اهل خانة قوم مؤمن، آنچه خدا وعده داده بود به سوی شما آمد، و ما هم به خواست خدا به شما ملحق خواهیم شد. خدایا! اهل بقیع غرقد را بیامرز.»

همچنین ابن شبه نمیری (173 ـ 262ق) نقل می‌کند:

«عن أبی مویهبة رضی الله عنهما قال: أهبنی رسول الله صلى الله علیه  ]وَ آلِهِ[ وسلم من جوف اللیل فقال: یا أبا مویهبة، إنی قد أمرت أن أستغفر لاهل
هذا البقیع، فانطلقت معه، فلما أشرف علیهم قال: «السلام علیکم یا أهل المقابر، لو تعلمون ما نجاکم الله منه، لیهن ما أصبحتم فیه مما أصبح الناس فیه، أقبلت الفتن کقطع اللیل المظلم یتبع آخرها أولها، الآخرة شر من الاولى» ثم استغفر لهم (ابن شبه، 1410، ج1، ص87).

«از ابومویهبه، غلام پیامبر9 است که گفت: پیامبر در دل شب مرا خواست. پس فرمود: «من مأمور شده‌ام که برای اهل بقیع، طلب مغفرت کنم». پس با او همراه شدم. من با ایشان همراه شدم و رفتم. چون در مقابل آنها ایستاد، فرمود: «درود بر شما ای
اهل قبرها، اگر می‌دانستید خداوند شما را از چه نجات داده است آنچه شما در آن
قرار دارید، نسبت به آنچه مردم (زندگان) در آن قرار دارند، بر شما آسان می‌شد. فتنه‌ها مانند پاره‌های شب تاریک روی آورده‌اند که آخر آنها از اول آنها پیروی می‌کند،
و آخر آنها بدتر از اول آنهاست». سپس برای آنان استغفار کردند.»

ب) کلام بزرگان اهل سنت

بزرگان اهل سنت که به این مسئله ورود کرده‌اند، استحباب زیارت قبرستان بقیع و مدفونین در آن را مورد توجه قرار داده و به اجمال یا تفصیل، بر استحباب زیارت بقیع به تأسی از پیامبر9 تأکید کرده‌اند. در اینجا به برخی از مهم‌ترین آنها (به ترتیب تاریخ زندگی آنها) توجه می‌کنیم:

1. امام محمد غزالی (م505ق) مینویسد:

«و یستحب أن یخرج کل یوم إلی البقیع بعد السلام علی رسول الله9 و یزور قبر عثمان رضی الله عنه و قبر الحسن بن علی رضی الله عنهما؛ و فیه ایضا قبر علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد رضی الله عنهم، و یصلی فی مسجد
فاطمة رضی الله عنها و یزور قبر ابراهیم ابن رسول الله9 و قبر صفیة عمة
رسول الله9؛ فذلک کله بالبقیع» (غزالی، 1402ق، ج1، ص260).

«مستحب است هر روز به بقیع برود و بعد از سلام بر پیامبر9، قبر عثمان، امام حسن، امام زین العابدین، امام باقر و امام صادق [:] را زیارت کند و در مسجد فاطمه3 نماز بخواند و قبر ابراهیم فرزند پیامبرخدا9 و صفیه عمه پیامبر9 نیز زیارت شود که تمامی اینها در بقیع هستند.»

2. نووی (م676ق) با تأکید بر استحباب زیارت بقیع، بهویژه در روز جمعه مینویسد:

«یُسْتَحَبُّ أَنْ یَخْرُجَ کُلَّ یَوْمٍ إلَى الْبَقِیعِ خُصُوصًا یَوْمَ الْجُمُعَةِ وَیَکُونُ ذَلِکَ بَعْدَ السَّلَامِ عَلَى رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ  ]وَ آلِهِ[ وَسَلَّمَ فَإِذَا وَصَلَهُ دَعَا بِمَا سَبَقَ فِی کِتَابِ الْجَنَائِزِ فِی زِیَارَةِ الْقُبُورِ وَمِنْهُ السَّلَامُ عَلَیْکُمْ دَارَ قَوْمٍ مؤمنین وانا إن شاء الله بکم لا حقون اللهم اغفر لاهل الغرقد اللهُمَّ اغْفِرْ لَنَا وَلَهُمْ.  وَیَزُورُ الْقُبُورَ الطَّاهِرَةَ فِی الْبَقِیعِ کَقَبْرِ إبْرَاهِیمَ ابْنِ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ  ]وَ آلِهِ[  وَسَلَّمَ وَعُثْمَانَ وَالْعَبَّاسِ وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ وَعَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ وَجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَغَیْرِهِمْ رَضِیَ اللهُ عَنْهُمْ وَیَخْتِمُ بِقَبْرِ صَفِیَّةَ عَمَّةِ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ  ]وَ آلِهِ[ وَسَلَّمَ وَرَضِیَ عَنْهَا» (نووی، بی­تا، ج8، ص275).

«رفتن به سوی بقیع ، هر روز به ویژه روز جمعه مستحب است، و این باید بعد از سلام کردن بر پیامبرخدا9 باشد. وقتی که به بقیع رسید، دعایی را که در کتاب الجنائز درباره زیارت قبور گذشت، می‌خواند که بخشی از آن دعا این بود: «سلام بر شما ای گروه مؤمنین، و ما به خواست خدا به شما خواهیم پیوست. خدایا، اهل بقیع را بیامرز. خدایا، ما و آنها را بیامرز» و سپس زائر، قبور پاک را در بقیع زیارت می‌کند؛ مانند قبر ابراهیم فرزند پیامبرخدا و عثمان و عباس و حسن بن علی و علی بن حسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و غیر آنها ـ رضی الله عنهم ـ و با زیارت قبر صفیه، عمه پیامبرخدا، زیارتش را خاتمه می‌دهد.»

3. ابن الحاج (م737ق) نیز در المدخل نوشته است:

«ثُمَّ هُوَ بِالْخِیَارِ إنْ شَاءَ أَنْ یَخْرُجَ إلَى الْبَقِیعِ لِیَزُورَ مَنْ فِیهِ اقْتِدَاءً بِالنَّبِیِّ
ـ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ   ]وَ آلِهِ[ وَسَلَّمَ  ـ ، فَإِذَا أَتَى إلَى الْبَقِیعِ بَدَأَ بِثَالِثِ الْخُلَفَاءِ عُثْمَانَ بْنِ عَفَّانَ  ـ رَضِیَ اللهُ عَنْهُ  ـ ، ثُمَّ یَأْتِی قَبْرَ الْعَبَّاسِ عَمِّ النَّبِیِّ  ـ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ  ]وَ آلِهِ[  وَسَلَّمَ  ـ ، ثُمَّ یَأْتِی مَنْ بَعْدَهُ مِنْ الْأَکَابِرِ وَیَنْوِی امْتِثَالَ السُّنَّةِ فِی کَوْنِهِ  ـ عَلَیْهِ الصَّلَاةُ وَالسَّلَامُ  ـ کَانَ یَزُورُ أَهْلَ بَقِیعِ الْغَرْقَدِ، وَهَذَا نَصٌّ فِی الزِّیَارَةِ فَدَلَّ عَلَى أَنَّهَا قُرْبَةٌ بِنَفْسِهَا مُسْتَحَبَّةٌ مَعْمُولٌ بِهَا فِی الدِّینِ ظَاهِرَةٌ بَرَکَتُهَا عِنْدَ السَّلَفِ، وَالْخَلَفِ» (ابن الحاج، بی‌تا، ج1، ص265).

«زائر مختار است که اگر خواست به سوی بقیع خارج شود تا با پیروی از پیامبر9 ، مدفون‌شدگان در آن را زیارت کند. پس هنگامی که به بقیع وارد شد، با خلیفه سوم، عثمان بن عفان آغاز کند، سپس قبر عباس عموی پیامبر9 را زیارت کند، سپس بزرگان پس از او را زیارت کند و عمل به سنت پیامبر9 را نیت کند که آن حضرت اهل بقیع را زیارت می‌کرد و این نص در زیارت، دلالت دارد که این کار، مایه تقرب به خدا، و مستحب است و برکات آن نزد گذشتگان و آیندگان، آشکار می‌باشد.»

4. محمد بن یوسف الصالحی الشامی (م942ق)، در کتاب خود سبل الهدى والرشاد نوشته است:

«و منها: أنه یستحبّ الخروج کلّ یوم إلى البقیع بعد السلام على رسول الله ـ صلى الله علیه  ]وَ آلِهِ[  وسلم ـ خصوصا یوم الجمعة، فیقول إذا انتهى إلیه: السّلام علیکم دار قوم مؤمنین، وإنّا إن شاء الله بکم لاحقون، یرحم الله المستقدمین منکم والمستأخرین، اللهم اغفر لأهل بقیع الغرقد، اللهم لا تحرمنا أجرهم، ولا تفتنا بعدهم، واغفر لنا ولهم.

وقال النووی  ـ  رحمه الله تعالى ـ : ویزور القبور الطاهرة بالبقیع، کقبر إبراهیم بن  النبی ـ صلى الله علیه  ]وَ آلِهِ[  وسلم ـ وعثمان والعباس والحسن بن عَلِی و عَلِی بن الحسین ومحمدبن عَلِی ، وجعفربن محمد، وغیرهم، ویختم بصفیّة.

قال العلّامة فضل الله ابن القاضی نصر الدین الفوری الحنفی: وإذا خرج من باب البلد یأتی قبة العباس والحسن بن علی ـ رضی الله تعالى عنهم ـ ، ویختم بزیارة صفیة بنت عبد المطلب عمة رسول الله ـ صلى الله علیه  ]وَ آلِهِ[  وسلم ـ » (شمس شامی، 1414ق/ 1993م، ج12، ص400).

« (از مستحبات زیارت در مدینه): مستحب است هر روز رفتن به بقیع بعد از سلام بر پیامبرخدا9 به‌خصوص در روز جمعه. پس هنگامی که زائر به آنجا رسید بگوید: «السّلام علیکم دار قوم مؤمنین، وإنّا إن شاء الله بکم لاحقون، یرحم الله المستقدمین منکم والمستأخرین، اللهم اغفر لأهل بقیع الغرقد، اللهم لا تحرمنا أجرهم، ولا تفتنا بعدهم، واغفر لنا ولهم».

امام نووی گفته است: «قبور طاهر بقیع را زیارت کند؛ مانند قبر ابراهیم فرزند پیامبرخدا9 و عثمان و عباس و حسن بن علی و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و غیر آنها، و زیارت را با زیارت صفیه به پایان برساند».

علامه فضل‌الله بن قاضی نصرالدین فوری حنفی گفته است: «و هنگامی که زائر از در شهر خارج می‌شود، به قبه عباس و حسن بن علی وارد گردد و به زیارت صفیه دختر عبدالمطلب (عمه پیامبرخدا9) به پایان برساند.»

5. خطیب شربینی (م977ق) حدیث زیارت بقیع، از پیامبر9 را اینگونه نقل میکند:

«وَکَانَ  ـ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ  ]وَ آلِهِ[  وَسَلَّمَ  ـ یَخْرُجُ إلَى الْبَقِیعِ، فَیَقُولُ السَّلَامُ عَلَیْکُمْ دَارَ قَوْمٍ مُؤْمِنِینَ وَإِنَّا بِکُمْ إنْ شَاءَ اللهُ لَاحِقُونَ اللهُمَّ اغْفِرْ لِأَهْلِ بَقِیعِ الْغَرْقَدِ» (خطیب شربینی، 1415ق/ 1194م، ج2، ص56).

«پیامبرخدا9 به سوی بقیع می‌رفت و [در آنجا] می‌فرمود: «سلام بر شما ای اهل خانه گروه مؤمنین، و ما هم اگر خدا بخواهد به شما ملحق می‌شویم. خدایا، اهل بقیع غرقد را بیامرز!»

او زیارت بقیع را سنت و مستحب می‌داند و می‌نویسد:

«وَیُسَنُّ زِیَارَةُ الْبَقِیعِ وَقُبَاءَ»؛ (همان، 1415ق/ 1994م، ج2، ص284)؛ «زیارت بقیع
و قبا مستحب است».

6. عثمان بن محمد دمیاطی (م1310ق) در کتاب إعانة الطالبین استحباب زیارت بقیع را مورد تأکید قرار داده و چنین نوشته است:

«وَیُسَنُّ زِیارَةُ البَقیعِ فی کُلِّ یَومٍ إن أمکَنَ»؛  «زیارت بقیع در هر زمان که ممکن باشد، مستحب است» (دمیاطی، 1418ق، 1997م، ج2، ص357).

ج) دیدگاه ابراهیم بن علی بن فرحون

در میان علمای اهل سنت که به قضیه زیارت بقیع پرداخته‌اند، شاید علی بن فرحون، بیش از دیگران و به تفصیل، کیفیت زیارت هر یک از مراقد مدفونین در بقیع را آورده است. از این ‌رو در این قسمت به بیان مطالبی در این باره می‌پردازیم:

1. معرفی ابراهیم بن فرحون و خاندان «اِبْن فَرْحون»

اِبْن‌ فَرْحون‌، عنوان‌ افراد خاندانى‌ از فقها و علمای‌ مالکى‌ ساکن‌ مدینه است‌. اینان‌ از آن‌ جهت‌ که‌ نسبشان‌ به‌ بنى‌ یَعْمَر  ـ از شاخه‌های‌ قبیلة کنانه‌ ـ مى‌رسد، یعمری‌ نیز خوانده‌ مى‌شدند. ظاهراً اصل‌ این‌ خاندان‌ از حوالى‌ جَیّان‌ اندلس‌ بوده است و از آنجا به‌ تونس‌، و سپس‌ به‌ مدینه‌ نقل‌ مکان‌ کرده‌اند. در میان این خاندان، برهان‌الدین بن فرحون، یکی از مشهورترین افراد به شمار می‌رود.

ابوالوفا ابراهیم‌ بن‌ على‌ بن‌ محمد، ملقب‌ به‌ برهان‌الدین‌ (م799ق‌)، قاضى‌، فقیه‌ و طبقات‌‌نویس‌ مالکى‌، از علمای قرن هشتم است. وی‌ چندی‌ پس‌ از 730 قمری در مدینه‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود و از مشایخى‌ چون‌ جمال‌الدین‌ محمد بن‌ احمد مطری‌، ابن‌ عبدالله‌ وادی‌ آشى‌ و عمویش‌ عبدالله‌ استفاده‌ کرد و محب‌الدین‌ طبری‌ و ابوالفتح‌ مراغى‌ نیز از شاگردان‌ او به‌ شمار مى‌روند. وی‌ سفرهای‌ متعددی‌ به‌ مصر و شام‌ داشت‌. مهم‌ترین‌ مرحلة زندگى‌ او زمانى‌ بود که‌ در 793 قمری قاضى‌ مدینه‌ شد. در آن‌ زمان‌ فقه‌ مالکى‌ در مدینه‌ بسیار محدود شده‌ بود و پیروان‌ آن‌ رو به‌ کاهش‌ بودند؛ ولى‌ ابن‌ فرحون‌ در دوران‌ تصدی‌ کرسی قضا برای قوّت‌ بخشیدن‌ به‌ این‌ مذهب‌ تلاش بسیاری کرد (مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج4، ص1593).

کتاب‌های متعددی از برهان‌الدین بن فرحون به چاپ رسیده که یکی از مهم‌ترین آنها، ارشاد السالک الی افعال المناسک نام دارد.

2. محتوای کتاب ارشاد السالک الی افعال المناسک

این کتاب، در 22 باب تدوین شده که در بیست باب به بیان احکام فقهی مناسک حج و عمره از دیدگاه مذهب مالکی و مسائل مربوط به آن از قبیل آداب سفر حج، فضیلت حج، ارکان حج، اهمیت قرآن و قرائت آن در حج، حج صبی، واجبات حج، محرمات حج، نیابت در حج، فضیلت شهر مکه و مکان‌های مهم و زیارتی آن، پرداخته است. دو فصل انتهایی کتاب، به بیان زیارت پیامبرخدا9 در مدینه پس از پایان مناسک حج و نیز زیارت مکان‌های مقدس مدینه، فضیلت مدینه و مسائل مرتبط با آن اختصاص دارد.

این کتاب ارشاد السالک الی افعال المناسک با تحقیق محمد بن الهادی ابوالأجفان، در 1423 قمری، توسط مکتبة العبیکة، ریاض، به چاپ رسیده است. محقق دو فصل به ابتدای کتاب افزوده است. در فصل اول، ابراهیم بن فرحون و خاندان ابن فرحون را به تفصیل معرفی کرده و در فصل دوم، به معرفی کتاب، نسخ خطی آن، و شیوه تصحیح و مقابله آن پرداخته است.

3. متن کتاب درباره زیارت بقیع و کیفیت آن

بر اساس بررسی‌های صورت‌گرفته، علمای اهل سنت، به تفصیل به زیارت بقیع نپرداخته‌ و صرفاً استحباب آن را مورد توجه قرار داده‌اند. اما برهان‌الدین بن فرحون، در باب 21 کتاب ارشاد السالک الی افعال المناسک به تفصیل درباره شیوه زیارت
هر یک از بزرگان مدفون در قبرستان بقیع سخن گفته است. از این ‌رو، در این قسمت، متن این کتاب را (البته با حذف برخی مطالب خارج از موضوع) می‌آوریم:

فصل سوم [از باب بیست و یکم]

و سزاوار است که زائر، مزارهای موجود در مدینه پیامبر9 و آثار مبارک
و مشاهد مشرفه را زیارت کند. قاضی بدرالدین می‌گوید: «این مزارها و مشاهد مشرفه، سی تا هستند، و ما در اینجا موارد مشهور را می‌آوریم.

اولین آنها: سزاوار است زائر به سوی بقیع برود برای زیارت مدفونین در آن به ‌ویژه در روز جمعه، بعد از سلام بر پیامبر9. پس هنگامی که به بقیع رسید بگوید:

«السلام علیکم أهل دار قوم مؤمنین، و یرحم الله المستقدمین منا و المستأخرین، و إنا إن شاء الله بکم لاحقون، اللهم اغفر لأهل بقیع الغرقد و من یلیهم من المؤمنین و المؤمنات و المسلمین  المسلمات، اللهم أنّس وحشتهم و ارحم وحدتهم و سدد خلل أعمالهم و انفعهم بجوار نبیک 9  و ابعثهم مع الآمنین الذین لا خوف علیهم و لا هم یحزنون، و صل على النبی و آله و أصحابه و أزواجه و التابعین لهم بإحسان إلى یوم الدین».

و بدان که بقیع، بافضیلت‌ترین مقابر دنیاست و در فضیلت آن روایاتی وارد شده که در فضیلت غیر آن نیامده است؛ از جمله فرمایش پیامبر9 که فرمود:

«من استطاع منکم أن یموت بالمدینة‌ فلیمت بها، فمن مات بها کنت له شهیدا أو شفیعا یوم القیامة».

«هر یک از شما که بتواند در مدینه بمیرد، حتماً این کار را بکند؛ چرا که کسی که در مدینه بمیرد، من شاهد یا شفیع او در روز قیامت خواهم بود.»

و ابن نجار به سند خود تا پیامبرخدا9 روایت می‌کند که فرمود: «من دفنّاه فی مقبرتنا هذه شفِعنا له»؛ «کسی را که در این مقبره‌مان دفن کنیم، او را شفاعت خواهم کرد».

و استاد ما، جمال‌الدین مطری، به سند خود از ام قیس دختر محصن (رضی‌الله عنها) روایت کرده که گفت:

«ای کاش می‌دیدی که پیامبرخدا9 دست مرا گرفته بود و در کوچه‌های مدینه
می‌رفتیم تا به بقیع الغرقد رسیدیم. پس فرمود: «ای ام قیس». گفتم: «بله، یا رسول الله». فرمود: «این قبرستان را می‌بینی؟» گفتم: «آری». فرمود: «إن الله تعالی یبعث منها یوم القیامة سبعین ألفا علی صورة القمر لیلة البدر یدخلون الجنة بغیر حساب»؛ «همانا خدای متعال هفتاد هزار نفر با صورت‌هایی همچون ماه شب چهارده از آن خارج می‌کند که بدون حساب داخل بهشت می‌شوند».

و ابن نجار به­سند خود تا پیامبرخدا9 روایت کرده است­که آن حضرت فرمود:

«مقبرتان تضیئان لأهل السماء کما تضیء الشمس و القمر لأهل الدنیا: البقیع، بقیع الغرقد، و مقبرة بعسقلان».

«دو قبرستان هستند که برای اهل آسمان نورافشانی می‌کنند، چنان‌که خورشید و ماه برای اهل دنیا: بقیع الغرقد و قبرستانی در عسقلان.»

در بقیع، سید ما عثمان بن عفان (رضی الله عنه) که برترین انسان‌ها پس از ابوبکر و عمر (رضی الله عنهما)، و نیز فرزند سید ما پیامبرخدا9 و سادات اهل بیت و صحابه و تابعین بزرگ (رضی الله عنهم اجمعین) مدفون می‌باشند.

و در حدیث صحیح آمده است که پیامبرخدا9 رو به اهل بقیع می‌ایستاد و به آنان سلام  و دعا می‌کرد، و خدای متعال او را به این کار دستور داده بود.

در سنن نسائی آمده است که آن حضرت فرمود:

«من دخل مقبرة فقرأ قل هو الله احد، أحد عشر مرّة و أهدی لهم ثوابها کتب له من الحسنات بعددهم».

«کسی­که بر قبرستانی داخل شود و سوره توحید را ده مرتبه بخواند و ثواب آن را برای اهل آن قبرستان هدیه کند، به تعداد اهل آن قبرستان برای او حسنه نوشته می‌شود.»

این معنای حدیث است:

«اولین مشهد و سزاوارترین آنها به مقدم داشتن، مزار سید ما امیرالمؤمنین عثمان ابن عفان (رضی الله عنه) است (مزار او در بارگاهی مرتفع در قسمت شرقی بقیع قرار دارد که آن را اسامة بن سنان صالحی، یکی از امرای صلاح‌الدین یوسف بن ایوب، در سال 601 بنا نمود)؛ چرا که برترین انسان‌ها بعد از ابوبکر صدیق و عمر بن خطاب (رضی الله عنهما) است. البته بعضی هم آغاز کردن از قبر ابراهیم فرزند پیامبرخدا9 را اختیار کرده‌اند. پس اگر به زیارت عثمان2 آغاز کردی، با خضوع و خشوع و اجلال و اکرام داخل بارگاه شو؛ چرا که او به شهادت قرآن عظیم، در قبر خود زنده است، و نحوه‌ سلام به او آن است که بگویی:

السلام علیک یا أمیر المؤمنین أبا عمرو عثمان، السلام علیک یا جامع القرآن، السلام علیک یا معدن الإحسان، السلام علیک یا من خصّه الله بمصاهرة رسوله9 على ابنتیه، السلام علیک یا من بایع رسولُ الله9 فی بیعة الرضوان بنفسه عنه بإحدی یدیه، و قال: «هذه ید عثمان»، السلام علیک یا من احتسب نفسه فی سبیل الرضوان، السلام علیک یا من جهز جیش العُسـرة بما أقر به عین سیّد المرسلین 9 ، السلام علیک یا من شری بئر رومة فأوقفها علی المسلمین، اللهم إنا نشهد أنه کان خلیفة صدق و إمام حق، و أنه نصح للدین و بذل جهده للمسلمین، و أنه قُتل مظلوما یوم الدار، فأنزِلهُ اللهم أکرم منازل الشهداء الأبرار، و انفعنا بزیارته و محبته، و احشرنا فی زمرة نبینا محمد9 و زمرته».

مشهد دوم:  قبر سید ما ابراهیم پسر پیامبرخدا9 . پس نزد او خارج از شباک می‌ایستی و می‌گویی:

«السلام علیک یا سیدی إبراهیم ابن رسول الله9 ، السلام علیک یا قرة عین النبوة، السلام علیک یا أشرف الناس أبوة، السلام علیک یا نتیجة الشـرف الباذخ
و سلالة المجد الراسخ، السلام علیک یا جوهرة الشـرف الأعلی و وساطة العقد المحلی، السلام علیک، صلی الله علی أبیک و علیک، و نفعنا بمحبتک، و حشـرنا فی زمرة أبیک المصطفی و زمرتک».

سپس به آنچه می‌خواهی دعا می‌کنی. و بدان که در قبه قبر سید ما ابراهیم، عثمان بن مضعون و عبدالرحمان بن عوف (رضی الله عنهما) نیز قرار دارند. پس به آنها هم سلام می‌دهی و دعا می‌کنی.

 مشهد سوم: قبر سید ما عباس و قبر سید ما حسن بن علی بن ابی‌طالب (رضی الله عنهم) و آن دو در بارگاهی بلند در اول بقیع مدفون‌اند و این بارگاه را خلیفه، ناصر ابوالعباس احمد بن المستضیء در ایام خلافت خود ـ که اول آن در سال 597 بوده
و 47 سال در خلافت باقی بود ـ بنا کرد، و بر تاریخ بنای بارگاه دست نیافتم.

پس به زیارت عباس (رضی الله عنه) آغاز می‌کنیم و می‌گویی:

«علیک أیها العم الحفی، السلام علیک یا ساقی الحجیج بمکة الأمینة، السلام علیک یا من سقی الله بشفاعته أهل المدینة، السلام علیک و رحمة الله و برکاته، اللهم ارفع منزلته و أعل درجته و زده شرفا و فضلا و کرامة، و عرفنا به فی عرصات القیامة، و انفعنا بولایته و محبته، ولا تخالف بنا عن طریقته، ثم تدعو وتتوسل به إلی­الله تعالی».

عمر بن خطاب2 زمانی که در مدینه خلیفه بود، او را [در دعا برای باران] مقدم ساخت و به وسیله او [از خدا] درخواست باران کرد و او را شفیع نزد خدای متعال قرار داد؛ پس خیلی زود سیراب گشتند (رضی الله عنه و نفعنا به).

 سپس به سمت راست مایل شو و زیارت سیده ما فاطمه3 دختر پیامبرخدا9
و زیارت پسرش حسن بن علی (رضی الله عنهما) را قصد کن. وارد شده که حسن2  هنگامی که بیماری شکم گرفت و دریافت که عمر او به پایان رسیده است، کسی را  نزد عائشه (رضی الله عنها) فرستاد و از او اذن گرفت تا نزد پیامبر9 دفن شود و او نیز اجازه داد. این مطلب به گوش جماعتی از بنی‌امیه رسید، پس سلاح در بر کردند و گفتند: «حسن نباید نزد پیامبرخدا دفن شود، در حالی که عثمان در حش کوکب دفن شده است».

حسین بن علی (رضی الله عنهما) نیز همراه با جماعتی سلاح پوشید. پس حسن
به برادرش پیغام فرستاد و گفت: «من نیازی به این امر ندارم و مرا نزد مادرم در بقیع،
به خاک بسپار». این خبر دلالت می‌کند که قبر فاطمه نزد قبر اوست (رضی الله عنهما).

شیخ محب‌الدین طبری در ذخائر العقبی فی فضائل ذوی القربی نقل می‌کند:

«شیخ ابوالعباس مرسی هنگامی که بقیع را زیارت می‌کرد در مقابل قبه عباس در داخل قبه می‌ایستاد و بر فاطمه (رضی الله عنهما) سلام می‌کرد، و می‌گوید که قبر فاطمه3  در آنجا برای او کشف شده بود. و بدان که در [کنار] قبر حسن2 پسر برادرش، زین‌العابدین علی بن الحسین و ابوجعفر محمد باقر پسر زین‌العابدین و پسر او جعفر صادق پسر محمد باقر (رضی الله عنهم) نیز مدفون‌اند. پس سلام بر همه آنها را آغاز می‌کنی و بر هر یک سلام می‌کنی و می‌گویی:

السلام علیکم أهل بیت النبوة و معدن الرسالة و رحمة الله و برکاته علیکم
أهل البیت إنه حمید مجید؛ «إِنَّما یُریدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ
وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیرا» و السلام علیکم یا معادن الشرف و الأصالة، السلام علیکم
یا من حیاهم الروح الأمین، السلام علیکم یا من حلّاهم الکتاب المبین.

سپس بر فاطمه (رضی الله عنها) سلام می‌کنی و می‌گویی:

السلام علیکِ یا أم الحسن و الحسین، السلام علیک أیتها الزهراء البتول، السلام علیک یا ابنة المصطفی الرسول، السلام علیک یا من وصفها النبی بالجلال و الکمال و الأفضال، السلام علیک یا ذات الشـرف العلی، السلام علیک یا قرینة أمیرالمؤمنین علی، السلام علیک أیتها الجوهرة المصونة و الدرّة المکنونة، السلام علیک و علی أبنائک الطاهرین و رحمة الله و برکاته.

سپس بر حسن2 سلام می‌کنی و می‌گویی:

السلام علیک یا أبامحمد الحسن، السلام علیک یا سبط نبی الهدی، السلام علیک
یا قرة عین المصطفی، السلام علیک یا ابن سیف الله المسلول، السلام علیک یا ابن بنت­الرسول، السلام علیک یاابن الزهراء البتول، السلام علیک أیها الإمام المرتضی الشهید. السلام علیک یا سید شباب أهل الجنة، السلام علیک یا من أصلح الله
به المسلمین و بشر بذلک سید المرسلین، السلام علیک یا ذا المناقب التی لا تحصی
و الفضائل التی لا تستقصی، السلام علیک و رحمة الله و برکاته.

سپس بر زین‌العابدین سلام می‌کنی و می‌گویی:

السلام علیک یا سیدی علی بن الحسین زین العابدین، السلام علیک یا ابن أمیرالمؤمنین، السلام علیک یا إمام العلماء العاملین، السلم علیک یا فخر العابدین، السلام علیک یا حائز الشرف المبین، السلام علیک یا سلالة النبوة، السلام علیک
یا شریف الأبوة، السلام علیک و رحمة الله و برکاته.

سپس بر محمد باقر سلام می‌کنی و می‌گویی:

السلام علیک یا سیدی أبا جعفر محمد الباقر، السلام علیک یا ذا الشـرف الأصیل
و الفضل الجلیل، السلام علیک، السلام علیک یا ابن زین العابدین، السلام علیک یا فخر العلماء العاملین، السلام علیک و رحمة الله و برکاته.

سپس بر جعفر صادق سلام می‌کنی و می‌گویی:

السلام علیک یا سیدی جعفر الصادق، و السلام علیک یا من کان له علم اهتداء
و به فی العلم و العمل یقتدی.

سپس می‌گویی:

السلام علیکم أیتها الفروع الزکیة، و الذوات العلیة، السلام علیکم أیتها النبعات الطاهرة، السلام علیکم أیتها النجوم الزاهرة، السلام علیکم، نفعنا الله بمحبتکم
فی الدنیا و الآخرة، اللهم بجاههم عندک و کرامتهم علیک تقبّل زیارتنا و ارحم ضراعتنا؛ سپس به آنچه می‌خواهی دعا می‌کنی.»

مشهد چهارم: در آن، عقیل بن ابی‌طالب2 و عبدالله بن جعفر طیار بن ابی‌طالب2 مدفون‌اند و این عبدالله، همان است که به جواد معروف است. پس بر آن مشهد می‌ایستی و می‌گویی:

السلام علیک یا سیدی عقیل بن ابی‌طالب، السلام علیک یا سیدی عبدالله بن جعفر الطیار، السلام علیکما یا ابنی عمّ رسول الله9 ، السلام علیکما یا صاحبی القدح المعلّی، السلام علیکما یا أهل بیت النبوة و الرسالة، السلام علیکما یا صاحبی السماحة و البسالة، زادکما الله فضلا کما رفعکما قدرا و محلا، و نفعنا ببرکاتکما
و أجزل ثوابنا علی محبتکما؛  و به آنچه می‌خواهی دعا می‌کنی.

فائده :

این قبه، همان خانة عقیل بن ابی‌طالب2 است و ابن نجار از عوسجه نقل کرده‌که گفت:

«شبی به سمت گوشه خانه عقیل که در کنار باب‌الدار است، دعا می‌کردم. پس جعفر بن محمد [که به] جواد [معروف است] بر من عبور کرد. پس گفت: «به دلیل شناختی که از اینجا داری اینجا ایستاده‌ای؟ گفتم: نه. گفت: اینجا محل ایستادن پیامبرخدا در هنگام شب است که برای طلب مغفرت برای اهل بقیع آمد. پس سزاوار است آدمی در این مکان دعا کند.

و بدان که دعا نزد قبر عبدالله بن جعفر از مکان‌های مشهور به استجابت دعاست؛
و این امر، مجرّب است.»

مشهد پنجم: قبر مادر علی بن ابی‌طالب (رضی الله عنها) و گفته شده که پیامبر9 در قبر او پایین رفت، و او، فاطمه دختر اسد بن هاشم بن عبد مناف (رضی الله عنها) است. پس [در زیارت او] می‌گویی:

«السلام علیک یا فاطمه بن أسد بن هاشم، السلام علیک یا ذات الشـرف علی، السلام علیک یا أم أمیرالمؤمنین علی، السلام علیک یا من اضطجع رسول الله9
فی قبرها، السلام علیک یا من ألبسها المصطفی9 قمیصه بعد موتها، السلام علیک، رفع الله منزلتک و نفعنا بزیارتک».

سپس دعا می‌کنی.

مشهد ششم: محوطه‌ای که در سمت قبله،  قبه سید ما عقیل2  قرار دارد و آن چهاردیواری‌ای است که اطراف آن را با سنگ سیاه ساخته‌اند. گفته می‌شود همسران پیامبر9 در آن مدفون‌اند. پس بالای سر آنها می‌ایستی و به آنها سلام می‌دهی و می‌گویی:

«الأعلی، السلام علیکنّ یا من اخترن الله و رسوله علی العرض الأدنی، السلام علیکنّ و رحمة الله و برکاته، اللهم انفعنا بمحبتهنّ و احشرنا فی زمرة نبینا محمد9 و آله و أزواجه و ذریته، و لا تخالف بنا علی طریقتهم، و ارحمنا ببرکتهم».

سپس به آنچه می‌خواهی دعا می‌کنی.

مشهد هفتم: محوطه‌ای که در سمت چپ بیرون در بقیع قرار دارد، و آن قبر صفیه عمه پیامبر9 است، و او خواهر حمزة بن عبدالمطلب و مادر زبیر بن عوام (رضی الله عنهم) است، پس بر قبر او می‌ایستی و می‌گویی:

«السلام علیکِ یا صفیة بنت عبدالمطلب، السلام علیک یا عمة رسول الله، السلام علیک یا أخت أسدالله، السلام علیک یا من جاهدت الأعداء فی سبیل الله، السلام علیک یا ذات الشرف العلی، السلام علیک یا ذات الأصل الزکی، السلام علیک یا قرّة عین المصطفی، السلام علیک یا قدوة الأبرار، السلام علیک و رحمة الله و برکاته».

مشهد هشتم: قبر مالک بن انس، امام دار الهجره است، پس بر قبر او میایستی و میگویی:

«السلام یا مالک بن أنس، رحمة الله علیک و رضوانه، السلام علیک یا إمام دارالهجرة، السلام علیک یا من بشر به النبی9 الأمّةَ، السلام علیک یا من جعله الله علی الخلق حجةً، السلام علیک یا حامل لواء الدین، السلام علیک یا ناشر سنة سید المرسلین، السلام علیک یا من شُدّت إلیه الرحال، و ضربت إلیه أکباد الإبل
فی طلب السنة و العلم، السلام علیک یا من نشـر الله علمه فی الآفاق، و جعله إماماً یقتدی به إلی یوم التلاق، نفعنا الله بمحبتک و اتّباعِک و جَمَعَنا و إیاک
فی  دار کرامته».

سپس به آنچه می‌خواهی دعا می‌کنی.

مشهد نهم: قبر اسماعیل بن جعفر صادق، و در بارگاهی بزرگ بر پایه دیوار شهر قرار دارد و در آن از داخل مدینه باز می‌شود و یکی از پادشاهان بنی‌عبید مصر آن را بنا کرده است، و گفته می‌شود فضایی که این مشهد در آن قرار دارد و اطراف آن، خانه زین‌العابدین علی بن الحسین (رضی الله عنهم اجمعین) بوده است، و بین در اول و بین این مشهد، چاهی منسوب به زین‌العابدین علی بن الحسین (رضی الله عنهم اجمعین) قرار دارد؛ همچنین در کنار این مشهد، مسجد کوچک مهجوری قرار دارد که گفته می‌شود آن، مسجد زین‌العابدین است. پس بر آن مشهد می‌ایستی و می‌گویی:

«السلام علیک یا سیدی إسماعیل بن جعفر الصادق، السلام علیک یا ذا الشـرف الباذخ و المجد الراسخ، السلام علیک یا سلالة النبوة، السلام علیک یا شریف الأبوة، السلام علیک یا معدن العلم و الدین، السلام علیک یا ابن عم سید المرسلین، السلام علیک و رحمة الله و برکاته، نفعنا الله بمحبتک و زیارتک».

و به آنچه می‌خواهی دعا می‌کنی.

و از مالک روایت شده که ده ‌هزار صحابی در بقیع مدفون‌اند، و اما از تابعین
و تابع تابعین پس کسی جز خدای متعال نمی‌تواند آنها را شمارش کند. پس سزاوار است سلام بر آنها و دعا برای ایشان و توسل به واسطه آنان به خدای متعال (ابن فرحون، 1423ق، ج2، ص776 ـ 796).

آنچه در این متن به وضوح مشاهده می‌شود، احترام و جایگاهی است که ابن فرحون برای زیارت ائمه چهارگانه شیعیان: قائل است. متن زیارتنامه‌ها، حاوی تجلیل زیبا و بلندی برای آن بزرگواران است که در زیارتنامه‌های سایر مدفونین
در بقیع کمتر به چشم می‌خورد.

گفتنی است با توجه به اینکه ابن فرحون که مالکی مذهب است، زیارتنامه جداگانه‌ای برای مالک بن انس (رئیس مذهب مالکی) آورده و در آن به تمجید از او پرداخته است.

به هرحال، وجود زیارتنامه‌هایی مربوط به قرن هشتم هجری برای بزرگان مدفون در بقیع در یک منبع مربوط به اهل سنت، مطلب جالب توجهی است که نیازمند امعان نظر و توجه است. ممکن است جست‌وجوی بیشتر در این زمینه به آشنایی ما با منابع بیشتری بیانجامد.

1. ابن الحاج، محمد بن محمد، بی‌تا، المدخل، بیروت، دار التراث.

2. ابن شبه نمیری، عمر بن شبه، 1410ق، تاریخ المدینة المنورة: أخبار المدینة المنورة، قم، دار الفکر.

3. ابن فرحون، برهان‌الدین ابراهیم بن علی، 1423ق، ارشاد الناسک الی أفعال المناسک، تحقیق محمد بن الهادی ابوالأجفان، ریاض، مکتبة العبیکان.

4. خطیب شربینی، محمد بن أحمد، 1415ق/ 1994م، مغنی المحتاج إلى معرفة معانی ألفاظ المنهاج، بیروت، دار الکتب العلمیه.

5. دمیاطی، عثمان بن محمد، 1418ق/ 1997م، إعانة الطالبین على حل ألفاظ فتح المعین، بیروت، دار الفکر للطباعة والنشر والتوریع.

6. شمس شامی، محمد بن یوسف، 1414ق/ 1993م، سبل الهدى والرشاد فی سیرة خیر العباد، بیروت، دار الکتب العلمیه.

7. غزالی، محمد بن محمد، 1402ق، إحیاء علوم الدین، بیروت، دار المعرفه.

8. مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، دانشنامه بزرگ اسلامی، ج4، مدخل ابن فرحون.

9. مسلم بن حجاج، 1412ق، صحیح مسلم، قاهره، دار الحدیث.

10. نووی، یحیى بن شرف، بی‌تا، المجموع شرح المهذب، بیروت، دار الفکر.