بقعه اسماعیل بن جعفر در بقیع و بستر تاریخی آن تا قرن حاضر

Abstract
قبرستان بقیع علاوه بر مزار چهار امام معصوم، مدفن بسیاری از افراد سرشناس تاریخ اسلام از جمله اسماعیل بن جعفر (ع) است. اما این که محل دفن اسماعیل، دقیقا در کجای بقیع قرار دارد و چه تحولاتی را از زمان دفن تاکنون شاهد بوده؟ نیازمند پژوهش در منابع تاریخی است. در این مقاله با استفاده از گزارش های منابع تاریخی و سفرنامه های حج، این موضوع مورد بررسی قرار گرفته و روشن شده است: بقعه و مزار اسماعیل که همواره مورد توجه شیعیان خصوصا فرقه اسماعیلیه بوده و در زمان کنونی از محل آن در قبرستان بقیع، اثر چندانی مشاهده نمی شود، تاکنون سه مرحله را پشت سر گذاشته است: مرحله نخست از زمان دفن اسماعیل تا عهد خلفای فاطمی است که اطلاع دقیقی از بقعه اسماعیل در دست نیست. مرحله دوم از دوره خلفای فاطمی (حک ۲۹۷–۵۶۷ ق) مصر تا روی کار آمدن آل سعود، که بقعه اسماعیل دارای شکوه و جلال زیادی بوده و زائران از مناطق مختلف برای زیارتش می شتافتند. مرحله سوم دوران آل سعود که بقاع متبرک بقیع از جمله بقعه اسماعیل تخریب شده و قبر اسماعیل به داخل قبرستان بقیع انتقال یافته است.
Keywords
Subjects

مقدمه

آرامگاه اسماعیل یکی از مکان های مهم برای عموم زائران، خصوصاً اسماعیلیه، در طول تاریخ بوده است. این آرامگاه به دلیل اتفاقاتی که به لحاظ اجتماعی و سیاسی در طول تاریخ رخ داده، شاهد تحولات زیادی بوده است. در دوره خلفای فاطمی مصر (حک: ۲۹۷-۵۶۷ق)، که امامان فرقه اسماعیلیه بودند، برای مقبره اسماعیل بقعه ای با شکوه و عظمت ساخته شد و این بقعه از زمان ساخت تا سلطه آل سعود به مدت صدها سال محل حضور زائران مسلمان، از شیعیان اثناعشری و اسماعیلی، از کشورهای مختلف بوده است.

برهان الدین  ابن فرحون (م799ق)[1] بقعه اسماعیل بن جعفر را دارای بارگاهی بزرگ توصیف کرده است. (ابن فرحون، ج2، ص776- 796 به نقل از حیدری، 1399ش، صص53-35).

حسن بن نوح البهروجی (از نویسندگان هندی) ضریح اسماعیل را در سال 904 قمری (1498 م) زیارت کرده است. (دفتری، 2012م، ص175).

عیاشی[2] (م 1090ق) بقعه اسماعیل را بسیار مفصل توصیف کرده است. به گونه ای که در ابتدای ورودی بقعه رواقی وجود داشته که وی لحظاتی آنجا نشسته و حضور زائران در مزار اسماعیل و نحوه زیارتشان را گزارش کرده است؛ از جمله گفته است:

روافض وقتی وارد مدینه مى شوند، گروه گروه به زیارت قبر اسماعیل مى شتابند، همان طورى  که دیگر اهل بیت را زیارت مى کنند و کمتر کسى از آنهاست که به زیارت این مشهد نیاید. (عیاشی، 2006م، صص381-380).

اما پس از روی کار آمدن وهابیان در سرزمین حجاز و اتخاذ سیاست تقابل با پدیده زیارت و توسل، بقعه اسماعیل نیز همانند دیگر بقاع متبرک بقیع در هشتم شوال سال ۱۳۴۴ قمری تخریب و آن بقعه و زیارتگاه باشکوه به کلی تخریب شد؛ حتی مقبره اسماعیل هم به دلیل احداث شارع از مکان اصلی، که خارج بقیع بود، به داخل بقیع انتقال داده شد و اکنون اثر چندانی از مقبره اسماعیل در قبرستان بقیع به چشم نمی خورد.

بررسی تاریخ بقعه اسماعیل تاکنون محل توجه پژوهشگران بوده است، اما اثری مستقل برای آن در دست نیست. پژوهشگران غالباً ضمن تبیین شخصیت و تاریخ زندگی اسماعیل بن جعفر اشاره کوتاهی به آن کرده اند؛ از جمله:

  1. مقاله «اسماعیل بن جعفر» نوشته حامد قرائتی در دانشنامه حج و حرمین.
  2. بخش مربوط به اسماعیل در کتاب آرمیدگان بقیع نوشته علی اکبر نوایی.
  3. مقاله «اسماعیل بن جعفر» در ویکی حج، ویکی شیعه و ویکی فقه.
  4. مقاله «اسماعیلیان در ایـران»، نوشته  صابره احمدی موقر.
  5. مقاله «اسماعیلیه در دائرة المعارف بزرگ اسلامی» نوشته فرهاد دفتری.
  6. مقاله «اسماعیلیه در دانشنامه حج و حرمین» نوشته علی اسدی.
  7. مقاله «بقعه اسماعیل فرزند امام صادق7»، نوشته نجمی در میقات حج که البته بیشتر از همه آثار به این موضوع پرداخته است.

در مقاله پیش رو نویسنده با استفاده از گزارش های تاریخی، به  ویژه سفرنامه های حج، سیر تحولات تاریخی بقعه اسماعیل بررسی کرده و به سؤال ها و ابهام ها در زمینه بقعه اسماعیل بن جعفر پاسخ داده است.

بقعه اسماعیل از آغاز تا توسعه آن در عهد فاطمی

از وضعیت بقعه و مزار اسماعیل از زمان دفن تا دوران حکومت فاطمیان مصر (حک: ۲۹۷-۵۶۷ق)، اطلاع دقیقی در دست نیست. آنچه در منابع تاریخی و روایی به آن اشاره شده، دفن وی در بقیع است. طبق گزارش ابن صوفی (م466ق)[3] اسماعیل بن جعفر (فرزند بزرگ امام صادق7) در سال 138 قمری (ده سال قبل از وفات پدرش) در عُرَیض از دنیا رفت و در بقیع دفن شد. (ابن صوفی، 1423ق، ص100) البته زمان های دیگری نیز برای وفات اسماعیل گفته شده است؛ از جمله: سال 133ق (ابن عنبه، ص215)، اندکی بعد از سال 136 ق (دفتری، 2012م، صص176- 175)، سال 143 ق، (زِرِکلی، 1989ق، ج۱، ص۳۱۱)، سال 145ق (جوینی، ج3، ص311؛ عارف تامر، صص102 و 172، مصطفی غالب، بی تا، ص124).

چگونگی حمل جنازه اسماعیل به مدینه و دفن در بقیع در منابع متعدد نقل شده است. (شیخ مفید، 1413ق، ج2، ص209؛ طبرسی، 1417ق، ج1، ص546؛ بخاری، 1389ش، ص۳۴) محل دفن او در جهت غرب آرامگاه عباس (عموی پیامبر9)، به طرف و خانه امام سجاد7 معرفی شده است. (مطری، 1426ق، ص121)

بقعه اسماعیل از دوره فاطمی تا آل سعود

اولین گزارش ها در منابع تاریخی بقعه اسماعیل را در خارج از محدوده قبرستان بقیع و در داخل حصار شهر مدینه معرفی کرده اند. پس از ساختن حصار شهر مدینه در حدود نیمه اول سده ششم قمری. به دست جمال الدین اصفهانی (م 559ق)،[4] مزار اسماعیل در رکن شرقی حصار (قلعه مدینه) و در جهت قبله (جنوب) قرار داشت و زائران از دری که از داخل شهر برای آن فراهم شده بود، به این آرامگاه رفت وآمد داشتند. (مطری، 1426ق، ص۱۲۱).

مطری (م 741ق) در کتاب التعریف بما آنست الهجرة[5] درباره بقعه اسماعیل بن جعفر چنین گزارش کرده است:

قبر اسماعیل در یک بقعه بزرگ و سفیدی در سمت غرب بقعه عباس قرار دارد؛ به این صورت که آن بقعه از طرف قبله و شرق، رکن دیوار (سور) مدینه محسوب می شده و درِ ورودی آن از طرف داخل مدینه باز می شد. این مزار توسط برخی از خلفای فاطمی مصر، که برخی آنها را پادشاهان عُبَیدی نامیده اند، [6] ساخته شده است.

گفته می شود عرصه ای که مزار اسماعیل در آن واقع شده با همه اطرافش از طرف شمال تا درِ مزار، خانه [امام] زین العابدین7 بوده است و میان درِ اول و درِ ورودی خود بقعه و مزار چاهی قرار داشت که منسوب به (امام) زین العابدین بوده است و همچنین در طرف غرب مزار اسماعیل، مسجد کوچک و متروکی واقع شده بود که گفته می شود آن نیز مسجد (امام) زین العابدین بوده است.[7] (مطری، 1426ق، ص121).

سمهودی (م911ق) در توضیح سخن مطری درباره بنای بقعه اسماعیل بن جعفر به دست برخی از خلفای فاطمی نوشته است:

کنار درِ وسط بقعه (همان که روبه روی آن فضای باز وجود دارد و در آن فضا چاهی قرار دارد که مردم از آب آن تبرک می جویند) سنگی وجود دارد که در آن نوشته شده است: حسین بن أبی الهیجاء این را در سال 546 قمری تعمیر نموده است.

سپس می گوید: «چه بسا مطری همین را به برخی از خلفای فاطمی نسبت داده است؛ چون حسین بن أبی الهیجا از سوی حاکمان مصر در آنجا بوده است».

وی در ادامه گوید: «سمت راست داخل حصار (سور) مدینه به سوی مزار اسماعیل میان درِ وسط و درِ آخر مزار، یک سنگ وجود دارد که در آن سنگ این مطلب حک شده است: باغی که در کنار مزار اسماعیل در قسمت غرب آن وجود دارد وقف شده است به مزار اسماعیل و آن را حسین بن أبی الهیجا وقف نمود».[8] سپس می گوید: «مسجدی که در باغ کنار مزار وجود دارد منسوب به امام زین العابدین است و این مزار در واقع در عرصه خانه امام زین العابدین واقع شده است و مردم از آب آن چاهی که در آن هست به عنوان شفا استفاده می کردند». (سمهودی، 2006م، ج3، ص103) سمهودی که به  شخصه، حرم اسماعیل را مشاهده و گزارش کرده از حرم اسماعیل بن جعفر با تعبیر «حرم کبیر» یاد می کرده و براى آن سه در معرفى می کند:

  1. در جنوب شرقى؛ چون بناى حرم اسماعیل قبل از احداث قلعه مدینه بوده، دیوار قلعه به آن متصل شده است و درى براى حرم از داخل مدینه (داخل سور) برای آن باز شده است.
  2. درِ وسط که به طرف میدان و خارج قلعه شهر باز مى شود.
  3. درِ آخر. در سمت راست ورودی بقعه، میان درب وسط و آخر، سنگی وجود دارد که در آن نوشته است: «باغچه ای که در جانب غربی مشهد وجود دارد، وقف بر مشهد است». (همان، 2006م، ج3، ص920).

در گزارش ابن فرحون (م799ق) آمده است:

قبر اسماعیل بن جعفر در بارگاهی بزرگ بر پایه دیوار شهر قرار دارد و درِ آن از داخل مدینه باز می شود و یکی از پادشاهان بنی عُبَید مصر آن را بنا کرده است و گفته می شود فضایی که این مشهد در آن قرار دارد و اطراف آن، خانه زین العابدین علی بن الحسین (رضی الله عنهم اجمعین) بوده است و بین درِ اول و بین این مشهد، چاهی منسوب به زین العابدین علی بن الحسین (رضی الله عنهم اجمعین) قرار دارد؛ همچنین در کنار این مشهد، مسجد کوچک مهجوری قرار دارد که گفته می شود آن مسجد زین العابدین است. (ابن فرحون، 1423ق، ج2، ص776-796 به نقل از حیدری، 1399ش، صص53-35).

در گزارش سخاوى (م 902ق) و عیاشی (م 1090ق) آمده است: «هنگام عبور از پایین دیوار مدینه، وقتی در سمت راست به گوشه دیوار گذر می کنی، آنجا بقعه و مزار اسماعیل قرار دارد و در قسمت چپ آن، بقعه بلند و بزرگی هست که مزار عباس در داخل آن قرار دارد». (سخاوى، 1414ق، ص43، عیاشی، 2006م، ص376)

عیاشی در توضیح مشخصات بقعه اسماعیل می گوید: «یکی از مشاهد و مزارها که نزدیک بقیع، ولی داخل در بقیع نیست مزار اسماعیل بن جعفر است. او بزرگ است و در جهت غرب بقعه عباس قرار دارد. آن مزار در حقیقت رکن دیوار (سور) مدینه می باشد و قبل از ساخته شدن دیوار بنا گردیده است و به همین جهت درِ ورودی آن مزار از داخل شهر مدینه است». (عیاشی، 2006م، ص380).

مجلسی نیز از کتاب تحفة العالم چنین گزارشی نقل کرده و افزوده است: «دیوار از ساختمان هاى زمان بعضى از خلفاى فاطمى مصر است». (مجلسی، 1403ق، ج48، ص296)

در برخی از سفرنامه های چهار پنج قرن اخیر به زیارت بقیع اشاره شده و از زائران درباره موقعیت مکانی و ویژگی بقعه اسماعیل نیز اطلاعاتی به دست داده اند.

در گزارش سفر صفی بن ولی قزوینی (متوفای بعد از 1092ق) در کتاب انیس الحُجّاج آمده است: «همان روزی که وارد مدینه شدیم به زیارت مزارات متبرکه و بقاع مبارکه خارج حصار مدینه رفتیم». وی در بقیع به زیارت چند بقعه و پس از آن به زیارت بقعه اسماعیل بن امام جعفر صادق در بیرون بقیع اشاره می کند.[9](تقی زاده نائینی، ص16؛ به نقل از قزوینی، ج15، ص695)

در کتاب حالات الحرمین، اثر محمدرفیع الدین مرادآبادی (م ۱۲۱۸ق)[10] درباره قبوری که دارای بقعه بوده به مزار اسماعیل بن جعفر اشاره کرده و گفته است: «بقعه اسماعیل بن امام جعفر صادق، برادر امام موسی کاظم، غرب بقعه عباس درون حصار مدینه است و در صحن آن چاهی است منسوب به امام زین العابدین که از آب آن برای شفای بیماران استفاده می شود». (جعفریان، 1395ش، صص258 - 256).

فرشی[11] نیز در توصیف مزارهای بقیع همین توضیح را داده و افزوده است: «آن بقعه را ابن ابی هیجا و وزیر عُبَیدیین مصر) در سال 540 بنا کرده است». (جعفریان، 1395ش، صص99-95).

در سفرنامه حج عبدالرحمان قاری سمرقندی[12] به نام کتاب ارکان الحج و مسافت الطریق قبرستان بقیع، بیرون از قلعه مدینه و بسیار بزرگ توصیف شده که در نیمی از آن قبری وجود ندارد. میان دیوار قلعه و دیوار جنت البقیع یک کوچه راه است که بقعه حضرت اسماعیل، پسر امام جعفر صادق7، بیرون از جنت البقیع در آنجا قرار دارد.[13](جعفریان، 1395ش، ص588)

حسام السلطنه (م 1300ق)[14] نیز در سفر زیارتی به مدینه بعد از زیارت مزارهای بقیع از میان کوچه پشت قبرستان بازگشته و از دروازه قلعه مدینه به بقعه اسماعیل  بن  جعفر الصادق داخل شده است. ایشان بعد از زیارت اسماعیل به بازدید خانه امام زین العابدین7 رفته و نوشته است: «از بناى خانه آن بزرگوار ایوان و محرابى باقى بود و چاهى در سمت چپ آن بود که آبش شور بود». (جعفریان، 1374ش، ص160).

در کتاب منازل قمریه فی سوانح سفریه علی حسین بن السید خیرات علی (م ۱۳۱۰ق)، که در سال ۱۲۸۹ قمری نوشته شده است، در شمارش قبور بقیع آمده است: «یازدهم بقعه حضرت اسماعیل بن امام جعفر صادق7 است که در بیرون از دیوار بقیع و متصل به آن است و دیگر بقعه ها در داخل بقیع است».[15](جعفریان، 1389ش، ج2، صص718- 715)

میرزامحمدحسین فراهانی (1331ق) در بیان مدفونین مشهور قبرستان بقیع به مقبره اسماعیل بن جعفر الصادق اشاره کرده و گفته است:   «از این دروازه شهر مدینه، که طرف قبرستان بقیع است، وقتی وارد می شوی آنجا بقعه حضرت اسماعیل بن جعفر الصادق7 است که دارای گنبد عالی، جلوخان و صحن و ضریحی از برنج است و متولی و خدامی دارد و غالباً زیارتگاه بُحره[16] و خوجه است. اسماعیل بن جعفر، رئیس طایفه اسماعیلیه، می باشد».[17](جعفریان، 1389ش، ج5، صص242-237)

سیداحمد هدایتی (1334ش) هم بقعه اسماعیل بن جعفر الصادق را داخل حصار شهر مدینه و بسیار باشکوه معرفی کرده که وی به زیارتش رفته است. طبق گزارش وی علاوه بر جماعت اسماعیلیه، که آن جناب را امام منصوص مى دانند و به زیارتش مى روند، اهل تشیع (امامیه اثناعشری) نیز بسیار آن حضرت را زیارت مى کنند.[18] (هدایتی، 1334ش، صص190- 189).

محمد معصوم، نایب الصدر شیرازی، (م 1344ق) در توضیح مزارات بقیع دری که به سوی آن باز می شده را «دروازه جنایز» نام برده و نوشته است: «در دست چپ آن، صحن و قبه باروح بزرگی وجود دارد که می گویند از جناب اسماعیل بن امام جعفر صادق7 است».[19] (جعفریان، 1389ش، ج5، صص480- 475).

سیدمحسن امین (م ۱۳۷۱ق) گزارش متفاوتی را درباره بقعه اسماعیل ارائه داده است. در این گزارش آمده است: «قبر اسماعیل اینک بیرون از بقیع است و بین قبر او و قبرستان بقیع با خیابانى که به سمت حصار شهر مدینه مى رود، فاصله افتاده است. احتمالاً قبر او پیش از احداث این خیابان، داخل بقیع قرار داشته است. وهابى ها پس از آنکه بر حجاز سلطه یافتند، قبه و بارگاه باشکوهى را که بر مزار او بنا شده بود، ویران کردند». (امین، 1406ق، ج3، ص316. الخراسانی، 1388ش، ص102) چنان که روشن است، این گزارش خلاف شواهد و نقل های قبلی است که قبر اسماعیل را بیرون قبرستان بقیع مشخص کرده بودند.

از مطالب گذشته روشن می شود که مزار اسماعیل به دو دلیل نسبت به بقیه مزارها از رونق، شوکت و جلال بیشتری برخوردار بوده است:

  1. چون مرقد اسماعیل کنار محوطه اى آزاد و خانه هاى مسکونى و شخصى، از جمله خانه امام سجاد7، قرار گرفته بود که با مرور زمان سمت دیگر آن به صورت باغ و نخلستان در آمده و به همین مرقد وقف شده بود.
  2. نقش مؤثر سلاطین فاطمى که نزدیک به چهار قرن عمدتاً در آفریقاى شمالى و مصر و در مقاطعی نیز بر شام و حتی حجاز سلطه داشته اند و به امامت اسماعیل معتقد بودند. طبیعى است آنها هم علاقه داشتند کنار گنبد و بارگاه ائمه بقیع و دیگر امامان و پیشوایان شیعه و اهل سنت در کشورهاى مختلف، ساختمان حرم امام و پیشواى آنان نیز از عظمت و شکوه بیشتر برخوردار باشد. (نجمی، 1386ش، صص75 -70).

در این تصویر نمای کلی مدینه در داخل حصار دیده می شود که همراه با علایم تعیین کننده کوچه بنی هاشم است. این کوچه منتهی به بقعه اسماعیل و سپس به حرم و بقعه مطهر چهار امام معصوم: است.

در این تصویر از نمای نزدیک، کوچه بنی هاشم دیده می شود که در سمت چپ دیوار، قبرستان بقیع و بقعه مطهر چهار امام معصوم و در سمت راست، دروازه جنوب شرقی شهر مدینه قرار گرفته است. پشت دروازه، ایوان حرم اسماعیل بن جعفر و در نمای دور تر از آن حرم مطهر رسول خدا9 و قبة الخضراء و مناره های حرم دیده می شود.

در این تصویر هم بخشی از حصار مدینه، گوشه ای از گنبد بقعه اسماعیل، حرم ائمه: و بقیه بقاع دیده می شود.

بقعه اسماعیل از آغاز حکومت آل سعود تاکنون

وهابیان در سال ۱۲۲۰ قمری (پس از یک سال و نیم محاصره)، شهر مدینه را به دست گرفتند. (جبرتی، بی تا، ج۳، ص۹۱). سعود بن عبدالعزیز همه اموال موجود در خزانه های حرم نبوی را توقیف کرد و دستور ویران کردن همه بناها و گنبدهای مدینه، از جمله قبرستان بقیع، را صادر کرد. (مصطفی غالب، ص۱۰۴؛ ماجری، 1411ق، ص۸۴؛ جبرتی، بی تا، ج۳، ص۹۱) به دنبال آن بارگاه چهار امام شیعه اثناعشری و همچنین گنبد منسوب به حضرت فاطمه3، که بیت الأحزان خوانده می شد، از میان رفت یا دچار خسارت جدی شد. (جبرتی، بی تا، ج۳، ص۹۱). دولت عثمانی لشکری را برای تصرف مدینه و بازپس گیری آن از وهابیان فرستاد و در ذی الحجۀ ۱۲۲۷ قمری حکومت بر مدینه را پس گرفت و در سال ۱۲۳۴ قمری دستور بازسازی بارگاه ها را صادر کرد.

وهابیان بار دیگر در صفر ۱۳۴۴ قمری به مدینه حمله کردند و خسارت هایی را به حرم نبوی و اماکن مذهبی وارد کردند. هفت ماه بعد در رمضان ۱۳۴۴ قمری شیخ عبدالله بن بُلَیهد (۱۲۸۴- ۱۳۵۹ق) (قاضی القضاة سعودی) وارد مدینه شد و با استفتائی از مفتیان مدینه حکم تخریب قبور را دریافت کرد. در هشتم شوال سال ۱۳۴۴ قمری همه آثار تاریخی قبرستان بقیع، از جمله بقعه  اسماعیل، ویران شد. (بلاغی، 1419ق، ص۳۹ و ۴۱؛ ماجری، 1411ق،   ص۱۳۹-۱۱۳؛ امینی، 1428ق، ص۴۹، نجمی، 1386ش، ص۵۱).

حاج سیدمحمد فاطمی (م ۱۳۶۴ق، 1324ش) در سفرنامه مکه، مزار اسماعیل را داخل حصار مدینه و بیرون از دیوار بقیع توصیف کرده و نوشته است: «در آن زمان بقعه اسماعیل نیز همانند حرم ائمه بقیع تخریب شده بود. از دروازه طرف بقیع که داخل شدیم، طرف راست به فاصله قبر اسماعیل بن جعفر الصادق7 در یک اتاقی که الان اطراف آن مسدود است قرار دارد و ضریح و آثار قبر را برداشته اند، فقط یک اتاق ساده باقی است».[20] (جعفریان، 1392ش، ص996).

امینی نوشته است: برابر برخی گزارش ها هنگام احداث خیابان ابوذر در سال 1395 قمری تصمیم گرفتند قبر را از آنجا به داخل بقیع منتقل کنند. دیده شد که جسد اسماعیل تازه و سالم است. سپس آن را داخل بقیع منتقل کردند و نزدیکی قبور شهدای حره و اُحُد (سمت شرق آن) دفن کردند. (امینی، 1428ق، صص220-219؛ قائدان، 1386ش، ص292)

محمدحسین اشعری، که دو سه سال پیش از انقلاب اسلامی ایران زائر مدینه بوده، به دلیل اینکه محل اسکانشان مُشرِف بر بقیع بوده در نیمه های شب متوجه سر و صدایی از بیرون منزل می شود و می بیند که اطراف بقعه اسماعیل ازدحام است. پایین می آید و از علت اجتماع مردم سؤال می کند، پاسخ می دهند: «بزرگان اسماعیلیه را دعوت کرده اند تا در حضور آنها قبر را به داخل بقیع منتقل کنند». بر اساس این گزارش متولیان امر در حضور شماری از شیعیان و سادات، خصوصاً بزرگان اسماعیلیه، قبر اسماعیل را از آنجا برداشته و در حوالی جایی که قبر ام البنین است، دفن کردند». (جعفریان، 1386، صص402-401).

مرحوم نجفی در کتاب مدینه شناسی آورده است:

این مکان پس از برچیده شدن حصار مدینه در دوران سعودى ها خارج از بقیع جاى گرفت. فاصله مقبره اسماعیل تا بقعه اهل بیت حدود پانزده متر است. که دقیقاً بعدها مسیر خیابان جدیدالاحداث ابوذر شد. پس از احداث خیابان مذکور آثار چهاردیوارى بنا پابرجا و مشهور همگان بود و در جریان تعریض خیابان ابوذر، در اواخر حیات ملک فیصل، آن نیز تخریب گردید. (نجفی، 1386ق، ج 1، ص: 388)

حاج مصطفی رشیدی پیشکسوت حج است. او در سن شانزده سالگی (1331ش) اولین سفر حج خود را انجام داده و تا سال 1387 شمسی (زمان مصاحبه با وی که 72 ساله بوده) 45 نوبت به حج تمتع و 81 نوبت هم عمره مشرف شده  است. در این مصاحبه در خصوص مکان قبر اسماعیل بن جعفر و انتقال پیکر او مطالبی را بیان داشته است که روشن می کند قبر اسماعیل تقریباً پنج شش متر عقب  تر از پله هایی بوده که جلوی بقیع هست و اکنون مردم در آنجا می ایستند و زیارتنامه می خوانند. ایشان می گوید: «قبر اسماعیل در یک اتاق تقریباً سه در چهار، که سقفش هم ریخته بوده، قرار داشته است. آن قبر یک قبر معمولی و حدود سی چهل سانت از زمین بلندتر بوده است. سنگ قبری که لوح باشد روی قبر نبوده، بلکه همانند قبور ائمه بقیع: دورش سنگ چین بوده و داخل آن سنگ ها خاک ریخته بودند».

بر اساس گفته رشیدی آن وقتی که ایشان در منزل سادات مدینه ساکن بودند، از طرف دولت سعودی به آنان اطلاع می دهند که تصمیم دارند کوچه ها را خراب کنند و خیابان را توسعه دهند؛ به همین دلیل باید قبر اسماعیل را به داخل قبرستان بقیع منتقل کنند. به احتمال زیاد این واقعه در سال 1353 شمسی (1394ق) بوده است. عده ای از سادات، رئیس سادات و رئیس شیعیان مدینه، که حاج مصطفی رشیدی نیز همراه آنان بوده، برای نظارت به این محل می روند. طبق گفته ایشان قبر در یک چهاردیواری قرار داشته است. وقتی دیوار و قبر را خراب می کنند، جنازه اسماعیل را تر و تازه و معطر مشاهده می کنند. پارچه سفیدی روی جنازه می کشند و داخل بقیع، کنار شهدای حره و احد دفن می کنند.

 بر اساس این گزارش صورت اسماعیل هم معلوم بود، ولی چون خاک رویش نشسته بود، نتوانستند صورت را دقیق ببینند. او می گوید: مأموران سعودی مانع شدند کسی عکس یا فیلم بگیرد. بعد از انتقال قبر اسماعیل دولت سعودی بین الحرمین را صاف و سنگ کاری کرد که الآن به صورت مصلی بین الحرمین در آمده است.[21]

البته گزارش آقای محمدصادق نجمى در زمینه محل دفن اسماعیل تفصیل بیشتری دارد. ایشان، که در سال 1353 شمسی (1394ق) به مدینه مشرف شده بود، بقعه اسماعیل را در خارج بقیع و در محاذات قبور ائمه: به فاصله پانزده متر از دیوار بقیع مشاهده کرده و نوشته است: وهابیان به هنگام تخریب بقیع هیچ اثرى از ساختمان و دیوار آنها باقى نگذاشتند، اما هنگام تخریب ساختمان قبور خارج بقیع، دور این قبور، که در معبر عام قرار گرفته بودند، دیوارى کشیدند بدون هیچ در و پنجره اى که از جمله آنها قبر اسماعیل  بن جعفر  بود. این قبر در محوطه اى کوچک با دیوارى به ارتفاع دو و نیم متر قرار داشت. حدود نصف این محوطه در فضاى پیاده رو و نصف دیگرش داخل خیابان بود که امروزه این خیابان جزو محوطه و میدان وسیع مسجدالنبى است. پیاده رو نیز به صورت محلى مرتفع در کنار بقیع براى استفاده زائران در آمده است.

او می گوید: «چون دیوارِ بقعه هیچ در و  پنجره و منفذى نداشت، وضع داخلى آن و کیفیت اصل قبر معلوم نبود و زائران از پشت دیوار و در محوطه پیاده رو به زیارت و دعا مى پرداختند و گاهى در اثر ازدحام از طرف مأموران ممانعت به عمل مى آمد». (نجمی، 1386ش، ص302؛ امینی، 1428ق، صص221 - 220).

نجمی پس از انجام مراسم حج (1353 ش) و بازگشت به ایران، از حجاج مدینه بعد خبری را می شنود که میان علما در سطح وسیعى مطرح می شود. او می شنود که هنگام زیرسازى خیابان غربى بقیع جسد اسماعیل پس از گذشت قرن ها، سالم کشف و داخل بقیع دفن شده است. وی برای کسب اطمینان بیشتر در این موضوع سراغ مرحوم آیت اللَّه آقاى حاج شیخ محمد فقیهى رشتى (م 1410ق - 1368ش)[22] می رود که ایشان نیز این خبر را تأیید و تثبیت می کنند. این خبر هم براى حاضران و هم براى آقای نجمی اطمینان بخش بوده و در صحت آن خبر برای وی جاى شک و تردید باقى   نگذاشته است. (همانجا).

نجمی در سال بعد (1354ش) باز هم به سفر حج مشرف می شود. او هنگام زیارت در قبرستان بقیع کنار قبور شهداى حره، که میان عوام به «شهداى احد» معروف است، مشغول خواندن زیارت و عرض ارادت و احترام بوده که متوجه می شود در فاصله چند قدمى او یکى از زیارتنامه خوان هاى بومى با گروهى از زائران آفریقایى کنار قبرى ایستاده و با صداى بلند مى خوانند: «السلام علیک یا اسماعیل بن الإمام جعفر الصادق...». ایشان از آنها می پرسد: سال قبل که ما مشرف بودیم قبر اسماعیل را بیرون بقیع زیارت کردیم، شما چطور این محل را به عنوان قبر وى معرفى مى کنید؟! آنها می گویند: «آرى، قبر وى قبلًا در همان محل بود ولى در توسعه و زیر سازى خیابان، پیکر او را سالم یافتند و به همین محل منتقل، و در اینجا دفن نمودند». (نجمی، صص75-70 و ص275)

نجمی در ادامه گزارش خود گفته است: «در اطراف قبر جدید اسماعیل قطعه سنگ هاى بزرگى نصب شده بود و آن را از سایر قبور مشخص و متمایز مى ساخت و محل دقیق آن در سمت شرقى قبور شهدا به طرف قبر حلیمه سعدیه و دقیقاً به فاصله ده قدم معمولى ده متر است و بعد از آن سال ها مشخص، مورد توجه و محل دعا و زیارت افراد بااطلاع بوده است. لیکن متأسفانه اخیراً در اثر جابه جا شدن قطعه سنگ ها و ایجاد پیاده رو میان این قبر و قبور شهدا و از بین رفتن نشانه هاى موجود، این نگرانى وجود دارد که مانند قبور شخصیت ها و بزرگان دیگر به طور کلى فراموش و از خاطره ها محو شود». (همانجا)

چگونگی زیارت اسماعیل و متن زیارتنامه آن

در اغلب سفرنامه هایی که زیارت بقعه اسماعیل مطرح شده، زائران فقط به حضور و نحوه زیارتشان اشاره کرده اند، اما در اندک گزارش هایی به زیارتنامه اسماعیل نیز اشاره شده است:

  ابن فرحون (م799ق) در بیان زیارت مدفونین بقیع آورده است:

مشهد نهم: قبر اسماعیل بن جعفر صادق است. بر آن مشهد می ایستی و می گویی: «السلام علیک یا سیدی إسماعیل بن جعفر الصادق، السلام علیک یا ذا الشـرف الباذخ و المجد الراسخ، السلام علیک یا سلالة النبوة، السلام علیک یا شریف الأبوة، السلام علیک یا معدن العلم و الدین، السلام علیک یا ابن عم سید المرسلین، السلام علیک و رحمة الله و برکاته، نفعنا الله بمحبتک و زیارتک». (ابن فرحون، 1423ق،   ج2، صص796-776؛ به نقل از حیدری، 1399ش، صص53- 35).

عیاشی هم در مدینه مشاهده کرده است که گروهی ازعراقی ها به آنجا وارد شدند و به اسماعیل سلام دادند؛ از جمله سلام های آنها این بوده است: «السلام علیک یا اسماعیل...» سپس در تعظیم و بزرگداشت اسماعیل مبالغه کردند و گفتند: «نشهد انک علی دین اخیک موسی»[23] که منظورشان موسی الکاظم «رضی عنه» بوده است. سپس گفتند: «و نشهد انک غیر مخالف له متبع لطریقه».[24] (عیاشی، 2006م، ص381 - 380).

لازم به یادآوری است که به احتمال زیاد این زائران شیعیان اثناعشری بوده اند و امامت اسماعیل را قبول نداشته اند. با توجه به اینکه اسماعیل قبل از امامت امام کاظم از دنیا رفته، منظور از تبعیت از دین اخیک، می تواند به معنای پیروی از خط سیر امامت بوده باشد که در جمله بعدی (متبع لطریقه) به آن اشاره شده است.

سلیم خان تنکابنی در توصیف زیارت مزارهای بقیع نوشته است: بعد حضرت اسماعیل بن امام جعفر صادق را زیارت کردیم و این دعا را خواندیم: «السلام علیک یا سیدنا اسماعیل بن امام جعفر الصادق، السلام علیک یا اهل بیت النبوة و معدن الرسالة، رضی الله تعالی عنک...»[25] (جعفریان، 1389ش، ص76-72).

متن زیارتنامه اسماعیل

مجلسی در کتاب بحار الانوار متن زیارتنامه ای را از سید بن طاووس نقل کرده که اولاد ائمه: با آن زیارت می شوند و آن عبارت است از:

السَّلَامُ  عَلَى  جَدِّکَ  الْمُصْطَفَى  السَّلَامُ عَلَى أَبِیکَ الْمُرْتَضـَى الرِّضَا السَّلَامُ عَلَى السَّیِّدَیْنِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ السَّلَامُ عَلَى خَدِیجَةَ سَیِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالِمِینَ السَّلَامُ  عَلَى فَاطِمَةَ أُمِّ الْأَئِمَّةِ الطَّاهِرِینَ السَّلَامُ عَلَى النُّفُوسِ الْفَاخِرَةِ بُحُورِ الْعُلُومِ الزَّاخِرَةِ شُفَعَائِی فِی الْآخِرَةِ وَ أَوْلِیَائِی عِنْدَ عَوْدِ الرُّوحِ إِلَى الْعِظَامِ النَّاخِرَةِ أَئِمَّةِ الْخَلْقِ وَ وُلَاةِ الْحَقِّ السَّلَامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الشَّخْصُ الشَّرِیفُ الطَّاهِرُ الْکَرِیمُ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ مُصْطَفَاهُ وَ أَنَّ عَلِیّاً وَلِیُّهُ وَ مُجْتَبَاهُ وَ أَنَّ الْإِمَامَةَ فِی وُلْدِهِ إِلَى یَوْمِ الدِّینِ نَعْلَمُ ذَلِکَ عِلْمَ الْیَقِینِ وَ نَحْنُ لِذَلِکَ مُعْتَقِدُونَ وَ فِی نَصْرِهِمْ مُجْتَهِدُونَ. (سید بن طاووس، 1375ش،   ص261، مجلسی، 1403ق، ج99، ص273).

این زیارتنامه که شکل عمومی دارد در مزار برخی از اولاد ائمه که شاخص بودند، بعد از عبارت «أَیُّهَا الشَّخْصُ الشَّرِیفُ...»، اسم آن شخص اضافه شده است؛ مثلاً در زیارت اسماعیل  بن  جعفر به این صورت نقل شده است: «السَّلامُ عَلى جَدِّکَ الْمُصْطَفى، ... السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الشَّخْصُ الشَّریِفُ، إِسْماعِیلُ بنُ مَوْلانا جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصادِقِ الطاهِرِ الْکَرِیمِ، أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ، وَأَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَمُصْطَفاهُ...». (مرکز تحقیقات حج، صص239-238).

نتیجه گیری

از بحث و بررسی هایی که در این مقاله پیرامون بقعه و مزار اسماعیل صورت گرفت به دست آمد که اسماعیل در بقیع دفن شده و اینک قبر ایشان در نزدیکی قبور شهدای اُحُد و شهدای حره قرار دارد. البته قبر اسماعیل فاقد سنگ قبر و هرگونه نشانه است؛ به همین دلیل تنها کسانی که می شناسند، ایشان را در این مکان زیارت می کنند؛ چنان که از منابع متعدد تاریخی و سفرنامه ها، به  ویژه گزارش های شاهدان عینی نقل شد، مزار اسماعیل پیش تر بیرون از دیوار بقیع قرار داشته و دارای بقعه باشکوه و معظم بوده که خلفای فاطمی آن را ساخته اند و صدها سال زیارتگاه شیعیان و پیروان فرقه اسماعیلیه بوده است. اما در جریان تخریب بقاع متبرک بقیع به دست وهابیان بقعه اسماعیل نیز تخریب و در داخل یک چهاردیواری محصورشد. سرانجام در احداث شارع ابوذر تصمیم گرفته شد که قبر به داخل قبرستان بقیع انتقال داده شود.

 

[1]. ابوالوفا ابراهیم بن على بن محمد، ملقب به برهانالدین (م799ق)، قاضى، فقیه و طبقات  نویس مالکى از علمای قرن هشتم است. وی چندی پس از 730قمری در مدینه متولد شد و در همان شهر به تحصیل پرداخت. مهمترین مرحله زندگى او زمانى بود که در 793قمری قاضى مدینه شد. در آن زمان که از رونق فقه مالکى کاسته شده بود وی برای ترویج آن تلاشهای بسیاری کرد. (جمعی از نویسندگان، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج4، ص1593)

 [2]. ابوسالم، عبدالله بن محمد العیاشی (۱۰۳۷-۱۰۹۰ق) جهانگردی بود که اثر بزرگ الرحلة العیاشیة را به یادگار گذاشت. آغاز الرحلة العیاشی، پنجشنبه اول ربیعالثانی سال 1072 قمری بوده است.

 [3]. علی بن محمد علوی عمری معروف به ابن صوفی متعلق به قرن پنجم هجری قمری کتاب ألمَجدی فی أنسابِ الطّالبیّین را به زبان عربی در موضوع علم الانساب نوشت. مؤلف در این اثر به اعقاب علویان و طالبیان، بهخصوص امیرالمؤمنین7 و فرزندان او، پرداخته و آن را برای مجدالدوله احمد، که نقیب و از خاندان فاطمیان مصر بود، نگاشت.

 [4]. جمال الدین اصفهانی معروف به جواد، وزیر حاکم موصل اتابک زنکی بن آق سنطر بود که او را در سال 528 قمری به وزارت منصوب کرد و سیفالدین غازی نیز او را در وزارت ابقا کرد. او آثار زیبا و چشمگیری دارد؛ از جمله: ساخت دیوار (حصار و سور) در اطراف شهر مدینه (ابن مستوفی، تاریخ اربل، ج2، ص58-59)

 [5]. التعریف را مطری در سال 740 قمری نگاشته است، در برخی از نسخههای خطی و چاپی کهن التعریف بما آنست الهجرة ضبط شده است، اما به گفته مصحح کتاب و با توجه به ضبط نام کتاب در مقدمه آن عنوان درست التعریف بما اَنسَت الهجرة است. این کتاب معرفی و وصف معالم و مکانهای فراموش شده شهر مدینه است.

 [6]. سلطنت خاندان فاطمیها در مصر از سال 302 شروع و تا سال 564 ادامه داشته است و به مناسبت اینکه نام مؤسس این سلسله «عبیداللَّه» بوده، به آنان «عُبیدیّون» نیز مىگویند. (فرید وجدى، دائرة المعارف، ج7، ص314-325)

 [7]. همین مطلب را شیخ احمد عباسى (از مدینهشناسان قرن یازده) نیز بدون انتساب به مطرى آورده است. (عباسی، عمدة الاخبار فی مدینه المختار، ص158) و کعکی، همین مطلب را با انتساب به مطری آورده است. (کعکی، معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ، ج3، ص182)

 [8]. «وقفُ الحدیقة التی بجانب المشهد فی المغرب على المشهد، وَقَفَها إبنَ أبی الهیجاء».

 [9]. قزوینی پس از پایان سفر حج خود، که در سالهای ۱۰۸۷ و ۱۰۸۸ قمری انجام داده، متن کتاب انیس الحُجّاج را نگاشته و آن را به زیب النساء تقدیم کرده است. نسخهای که مبنای این چاپ است، تنها نسخه این اثر در ایران است که در کتابخانه مجلس (ش۹۹۱۷) نگهداری میشود.

 [10]. محمد رفیعالدین مرادآبادی، فرزند فریدالدینخان، متولد ۱۱۵۰ و متوفای ۱۲۱۸ قمری، از عالمان شهر مرادآباد هندوستان در نیمه نخست قرن سیزدهم است. وی سفرش را، که جمعا «دو سال و دو ماه و دو هفته» بوده، در سال ۱۲۰۱ و ۱۲۰۲ق انجام داده است. آغاز سفر او سیزدهم محرم ۱۲۰۱ قمری است.

 [11]. کتاب ذراع مدینه میان سالهای۱۰۳۷ - ۱۰۴۲ قمری نوشته شده است. در این رساله، که ناقص هم هست، نشانی از مؤلف در ابتدا و انتهای آن وجود ندارد، تنها چیزی که هست، تخلص شاعری است که احتمال زیاد میرود خود مؤلف باشد. این تخلص «فرشی» است و سال وفات و مشخصات فردی وی نیز معلوم نیست.

 [12]. سال وفات ایشان نامعلوم است.

 [13]. این رساله باید پیش از سال ۱۲۷۷ قمری نوشته شده باشد.

 [14]. سلطان مرادمیرزا حسامالسلطنه، فرزند عباسمیرزا، از چهرههای برجسته قاجارى در نیمه دوم قرن سیزدهم هجرى است که تا پایان عمر داراى مناصب متعدد و حکمرانى ایالات مختلف بوده است. وی به نقلی پسر سیزدهم عباسمیرزا، نایبالسلطنه، بود که در ربیعالثانى 1233 هجری قمری متولد شد و در دوم جمادىالاولى 1300 قمری درگذشت و در دارالحفاظ حرم حضرت رضا7 دفن شد. (جعفریان، سفرنامه مکه حسام السلطنه، ص12)

 [15]. وی در نهم شوال سال ۱۳۱۰ قمری درگذشت و در مقبره آبا و اجدادیاش در زنگیپور به خاک سپرده شد. سفرنامه منازل قمریه اثر این عالم شیعه هندی است که سفرش را از بمبئی به سمت بصره و از آنجا به سمت عتبات آغاز کرده و پس از اقامت چندین ماهه، از مسیر نجف به مکه (راه جبل) راهی حج شده است.

 [16]. نگارش صحیح آن بُهره است.

 [17]. میرزامحمدحسین فراهانی فرزند میرزامهدی محمدمهدی ملک الکتاب فراهانی (م ۱۲۷۰ت). در شب جمعه چهارم شوال ۱۳۰۲ قمری از تهران حرکت کرده و پانزدهم ربیعالاخر سال ۱۳۰۳ قمری به تهران بازگشته است. بنابراین این سفر ۶ ماه و ۱۱ روز به طول انجامیده است. سفرنامه فراهانی بهترین و منظمترین سفرنامههای حج است.

 [18]. سیداحمد هدایتی، فرزند سیدهدایت الله، از اعقاب سیدحسین کرکی (نواده دختری محقق کرکی) است که خاندان آنان از روزگار صفوی تولیت آستان حضرت عبدالعظیم7 را در اختیار داشتند. وی همراه با مرحوم آیت الله آقاى سیداحمد طالقانى روز شنبه 26 شعبان سال 1338 قمری/ ۱۲۹۹ش) به سفر حج رفتند این سفر نزدیک به ده ماه و نیم طول  کشید و در نیمه رجب سال بعد به «تهران» باز گشت. (جعفریان، پنجاه سفرنامه حج قاجاری، سفرنامه حج سید احمد هدایتی، ج8، صص690-689)

 [19]. محمد معصوم نایبالصدر شیرازی، در سال ۱۲۷۰ قمری در شیراز به دنیا آمد. پس از تحصیلات مقدماتی در سال ۱۲۷۸ قمری عازم عتبات شد و در آنجا دروس حوزوی را نزد اساتید برجسته وقت، از جمله: میرزای شیرازی و سیدعلی یزدی، گذراند. سفرنامه نایبالصدر، که خودش آن را تحفة الحرمین و سعادة الدارین نامیده، مربوط به سفر حج او در سال ۱۳۰۵ قمری است که از شوال این سال آغاز شده و تا صفر سال ۱۳۰۶ قمری، که از حج بازگشت، ادامه یافته است.

 [20]. سیدمحمد فاطمی متولد ۱۲۹۴قمری از رجال برجسته قم و تهران و یکی از استوانههای نظام حقوقی کشور در آستانه مدرن شدن نظام قضایی در ایران است. سفر حج وی، که آغاز آن از سفر عتبات، سپس حج و آنگاه بیتالمقدس و در نهایت بازگشت از عراق به ایران است، در سال ۱۳۴۸ق (۱۳۰۸-۱۳۰۹ش) و در دوره پهلوی اول بوده است.

 [21]. قسمتی از مصاحبه با حاج آقای رشیدی که در تاریخ 12/7/1399 انجام شده است.

 [22]. مرحوم حاج شیخعبدالحسین نجفى رشتى، معروف به «فقیهى»، از علماى اعلام و شخصیتهاى برجسته حوزه علمیهقم، عالمى کامل و فقیهى از بیت فضل و کمال و صاحب شرح بر مکاسب و کفایه است که سالیان متمادى از طرف مرحوم آیت  اللَّه العظمى آقاى بروجردى در موسم حج براى پاسخگویى به مسائل شرعى و مراجعات حجاج، عازم حج مىشد و پس از ارتحال آن مرجع بزرگ و تا اواخر دوران زندگی خود، به این امر ادامه داد.

 [23]. گواهی میدهیم که تو بر دین برادرت موسی کاظم بودهای (یعنی امامت او را قبول داشتی).

 [24]. و گواهی میدهیم که تو مخالف با موسی کاظم نبوده، و پیرو راه وی بودهای.

 [25]. حاجی سلیمخان از خانهای کرد منطقه تیکان تپه یا تکاب امروزی بوده است. سلیمخان به همراه گروهی دیگر از همراهانش در آغازین روزهای ماه شعبان سال ۱۳۱۰ قمری حرکت و در ۲۸ ربیعالثانی ۱۳۱۱ق به وطن بازگشته است؛ یعنی سفر وی نه ماه به طول انجامیده است. شواهدی وجود دارد که سلیمخان باید پیش از سال 1326 قمری درگذشته باشد.

 

  1.         قرآن کریم، ترجمه ناصر مکارم شیرازی.

    1. ابن صوفى، علی بن محمد، (1422ق )، المجدی فی أنساب الطالبیین، قم، مکتبة آیة الله المرعشى النجفى.
    2. ابن عنبه، احمد بن علی،(1387ش)، عمدة الطالب، تحقیق: رجایی مهدی، ناشر: کتابخانه آیت الله مرعشی،.
    3. ابن طاووس، على بن موسى  (1375ش)، مصباح الزائر، تحقیق مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث.
    4. ابن فرحون، ابراهیم بن علی (1423ق)، ارشاد الناسک الی أفعال المناسک، تحقیق محمد بن الهادی ابوالأجفان، ریاض، مکتبة العبیکان.
    5. ابن مستوفى، مبارک بن احمد (1980م)، تاریخ اربل، تحقیق و تصحیح صقار، سامى بن السید خماس، عراق،   دار الرشید للنشر.
    6. امین، سیدمحسن (۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م)، اعیان الشیعة، تحقیق حسن الامین، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات.
    7. امینى، محمد امین (1428ق)، بقیع الغرقد فی دراسة شاملة، تهران، مشعر.
    8. بخاری، سهل بن عبدالله (1389ش)، سرالسلسلة العلویة فی انساب السادات العلویة، تحقیق رجایی، سیدمهدی، کتابخانه بزرگ آیت الله نجفی مرعشی، چاپ اول.
    9. بلاغی، محمدجواد (۱۴۱۹ق/۱۹۹۸م)، الردّ علی الوهابیة، تحقیق سیدمحمد علی الحکیم، بیروت، مؤسسة اهل البیت لإحیاء التراث.
    10. پژوهشکده حج و زیارت  (1394ش)، بقیع در آینه تاریخ، تهران، مشعر.
    11. تقی زاده نائینی، کتاب بقیع در سفرنامه های فارسی، به نقل از قزوینی، انیس الحجاج، بیست و یک گفتار درباره نسخه های خطی، ج15.
    12. جبرتی، عبدالرحمان (بی تا)، عجائب الآثار، بیروت، دار الجیل.
    13. جعفریان، رسول (1389ش)، پنجاه سفرنامه حج قاجاری، «منازل قمریة فی سوانح سفریة، علی حسین بن السید خیرات علی، تهران، نشر علم، چاپ اول.
    14. -------- (1389ش)، پنجاه سفرنامه حج قاجاری، «حج نامه سلیم خان تنکابنی»، تهران، نشر علم، چاپ اول.
    15. -------- (1389ش)، پنجاه سفرنامه حج قاجاری، سفرنامه مکه: تحفة الحرمین وسعادة الدارین، محمد معصوم نایب الصدر شیرازی»، تهران، نشر علم، چاپ اول.
    16. -------- (1389ش)، پنجاه سفرنامه حج قاجاری، سفرنامه مکه: محمدحسین فراهانی، تهران، نشر علم، چاپ اول.
    17. -------- (1392ش)، چهارده سفرنامه حج قاجاری دیگر، «سفرنامه مکه فرنگ ناصری، ناصر السلطنه میرزا نصرالله طباطبائی دیبا»، انتشارات علم.
    18. -------- (1392ش)، چهارده سفرنامه حج قاجاری دیگر، «سفرنامه مکه حاج سیدمحمد فاطمی» انتشارات علم.
    19. -------- (1395ش)، شانزده سفرنامه حج صفوی و قاجاری دیگر، «فرشی، ذراع مدینه» نشر مورخ.
    20. -------- (1395ش)، شانزده سفرنامه حج صفوی و قاجاری دیگر، سمرقندی، ارکان الحج و مسافت الطریق، نشر مورخ.
    21. -------- (1395ش)، شانزده سفرنامه حج صفوی و قاجاری دیگر، مرادآبادی، حالات الحرمین، نشر مورخ.
    22. -------- ( ١٣٨۶)، آثار اسلامی مکه و مدینه، تهران، نشر مشعر.
    23. -------- (1389ش)، پنجاه سفرنامه حج قاجاری، «سفرنامه حج سید احمد هدایتی»، تهران، نشر علم، چاپ اول.
    24. -------- (1374ش)، سفرنامه مکه سلطان مراد حسام السلطنه، تهران، نشر مشعر.
    25. جوینی، عطا الملک،(1355ق، 1937م) تاریخ جهانگشا، به کوشش محمد قزوینی، لیدن.
    26. حیدری، مجتبی (1399ش)، «زیارت بقیع در نگاه علمای اهل سنت (با تأکید بر دیدگاه برهان الدین بن فرحون)» میقات حج، شماره 111، صفحه 35-53.
    27. خراسانی، محمد هاشم (1388ش)، منتخب التواریخ، تهران، چاپخانه اسلامیه.
    28. دائرة المعارف فرید وجدى، محمد (1980م)، دائرة المعارف القرن العشرین، تصویر دار المعرفة.
    29. دفتری، فرهاد (2012)، الاسماعیلیون تاریخهم و عقائدهم، ترجمه سیف الدین القصیر، بیروت، دارالساقی و معهد الدراسات الاسماعیلیه، طبعه الاولی.
    30. زرکلی، خیر الدین (1989م)، الاعلام، بیروت، دار العلم للملایین.
    31. سخاوى، محمد بن عبد الرحمان (1414ق)، التحفة اللطیفة فی تاریخ المدینة الشریفة، بیروت، دارالکتب العلمیة، الطبعه الاولی.  
    32. سمهودی، على بن أحمد (2006م)، وفاء الوفا باخبار دار المصطفی، بیروت، دارالکتب العلمیة، الطبعه الاولی.
    33. صالحی شامی، محمد بن یوسف، (بی تا)، سبل الهدی والرشاد فی سیرة خیر العباد، تحقیق عدل احمد عبد الموجود و علی محمد المعوض، بیروت، دارالکتب العلمیه.
    34. طبرسی، فضل بن حسن (1417ق)، أعلام الوری بأعلام الهدی، تحقیق قم، مؤسسه آل البیت: لاحیاء التراث، چاپ اول.
    35. عارف تامر، (1419ق،1998م)، الامة فی الاسلام، دارالاضواء، بیروت، الطبعة الاولی.
    36. عباسی، احمد بن عبد الحمید، عمدة الأخبار فی مدینة المختار، المکتبة العلمیة المدینة المنورة.
    37. عیاشی، عبدالله بن محمد، (2006م) الرحلة العیاشیة، تحقیق سعید الفاضلی، سلیمان القرشی، ابوظبی ، دار السویدی للنشر، الطبعة الاولی.
    38. غالب، مصطفی (بی تا)، تاریخ الدعوة الاسماعیلیة، الطبعة الثانیه، بیروت، دارالاندلس.
    39. قائدان، اصغر (1386ش)، تاریخ و آثار اسلامى مکه و مدینه، تهران، نشر مشعر، چاپ نهم.
    40. کعکى، عبدالعزیز (1419ق)، معالم المدینة المنورة بین العمارة و التاریخ، بیروت، دار و مکتبه الهلال، الطبعه الاولی.  
    41. ماجری، یوسف، (1411ق)، البقیع قصة التدمیر، بیروت، مؤسسة بقیع لاحیاء الثراث.
    42. مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی (1403ق)، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، مؤسسة الوفاء، بیروت.
    43. محیطی اردکانی، احمد (1384)، سبز پوشان، قم، انتشارات زائر.
    44. مدنی، عبدالعزیز (معاصر) (۱۴۱۸ق)، التاریخ الامین لمدینة سیّد المرسلین، قم، انتشارات امین.
    45. مطری، جمال الدین محمد بن احمد (1426ق)، التعریف بما انست الهجرة، تحقیق سلمان الرحیلی، دارالملک عبدالعزیز.
    46. مفید، محمد بن محمد (1413ق) الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، تحقیق و تصحیح مؤسسة آل البیت، قم، کنگره شیخ مفید.  
    47. نجفى، سید محمد باقر (1386ش)، مدینه شناسى، تهران، مشعر.
    48. نجمی، محمدصادق، «بقعه اسماعیل فرزند امام صادق7»، میقات حج: شماره  20، ص70-75.
    49. -------- (1386ش)، تاریخ حرم ائمه بقیع و آثار دیگر در مدینه منوره، نشر مشعر، تهران.
    50. هاجری، یوسف (1411ق)، البقیع قصة التدمیر، مؤسسة بقیع لاحیاء التراث، بیروت. هدایتى، احمد (1384ش) داستان باریافتگان، به کوشش قاضى عسکر، على، تهران، مشعر، چاپ اول.