میقات حج

میقات حج

وحدت اسلامی و امنیت در حج از منظر قرآن کریم و تفاسیر فریقین

نوع مقاله : از نگاهی دیگر

نویسنده
مدرس دانشگاه
چکیده
آیات قرآن برای حج اهداف و مقاصدی را برشمرده‌اند که پژوهش حاضر به روش توصیفی ـ تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای به مطالعه موردی دو هدف از اهداف حج ـ دپیلماسی وحدت اسلامی و امنیت پرداخته است و با بررسی در آیات قرآن کریم و تفاسیر فریقین به این نتیجه رسیده است که حج و اجتماع مسلمانان در آن، امری ضروری برای حفظ و بقای وحدت اسلامی و استمرار آن بوده و مسلمانان در آن ایام و در آن مکان مقدس می‌توانند با تجمع و مشورت سالیانه و دیپلماسی وحدت، برای تحکیم وحدت و اخوت اسلامی تلاش کرده و در این ایام نوعی تمرین هم‌افزایی و همگرایی را انجام داده و کمک به فقراء و نیازمندان به‌وسیله‌ قربانی‌هایی که در ایام حج توسط مسلمانان انجام می‌شود نیز یکی از مظاهر و نتایج حاصله و از مظاهر وحدت و یکپارچگی مسلمانان و حفظ اخوت اسلامی بوده و نوعی منفعت اقتصادی حاصله از حج می‌باشد. در بحث امنیت که یکی دیگر از اهداف و مقاصد حج به شمار می‌رود هم می‌توان گفت در قرآن کریم آیات فراوانی از برقراری امنیت حج در زمان‌ها و مکان‌های برگزاری این عبادت بزرگ خبر داده‌اند. خداوند مکان‌های و زمان‌های حج را امن اعلام کرده تا بعد از انجام دادن فریضه حج در امنیت کامل توسط حجاج بیت‌الله الحرام، این امر نوعی تمرین برای آن حاجیان از بلاد و کشورهای مختلف باشد تا بتوانند آن سوغات را به کشورهای خود برده و نتایج دپیلماسی امنیت حاصله از حج را در کشورهای خود اجرایی کنند.
کلیدواژه‌ها
موضوعات

مقدمه

از ضروریاتی که هر جامعه بشری از آغاز تاکنون بدان نیازمند بوده وحدت، یکی بودن و باهم بودن است. در طول تاریخ وحدت و یکپارچگی میان ملل و جوامع نقشی بس بزرگ و همواره سرنوشت ساز داشته و تاریخ گواه است که ملل و جوامعی که توانستند با هم یکی شوند و خودشان را از تفرقه و چنددستگی مصون بدارند، همواره ملتی سربلند، و در مقابل دشمنان و هجوم خارجی ها پیروز بودند و جوامعی که این چنین نبودند و میانشان چنددستگی و نزاع و تفرقه وجود داشته، با کمترین تهدیدی عزت خود را از دست  دادند و به ناچار سر تعظیم مقابل دشمنان خود فرود آوردند.

قرآن کریم برنامه  همه جانبه و بزرگی را برای تحقق امنیت، به عنوان عامل مهم وحدت اسلامی، در نظر گرفته است. آیات بسیاری درباره وحدت، نهی از تفرقه، سرنوشت و پیامدهای منفی، و چنددستگی سخن گفته اند و موانع و راهکارهای آن با ذکر نمونه هایی از امت های پیشین به روشنی در کلام خداوند منعکس شده است.

نعمت امنیت نیز از بزرگ ترین نعمت هایی است که خداوند متعال بر بندگانش ارزانی داشته و در برخی مواقع به دلایلی، از جمله زیاده خواهی برخی مستکبران و ظالمان، از برخی افراد سلب مى شود. در روایات نیز بر نعمت امنیت در کنار سلامتی تأکید و ارج نهاده شده است؛ برای مثال پیامبر9 در روایاتی فرمود:

- نعمتان مجهولتان الامن والعافیة.(فتال نیشابوری، 1381ش، ج1، ص472)

دو نعمت اند که قدرشان مجهول است: صحت و امنیت .

- نِعْمَتَانِ مَکْفُورَتَانِ الْأَمْنُ وَ الْعَافِیَة. (مجلسی، 1410ق، ج78، ص170)

دو نعمت امنیت و عافیت است که شکرشان به جا آورده نمى شود.

با عنایت به آنچه گذشت می توان گفت یکی از اهداف و مقاصد مهم حج، تحقق وحدت و اخوت اسلامی و امنیت است. اعمال حج همگی بر همین هدف پایه گذاری شده و به دنبال محقق ساختن این هدف والا بین پیروان مذاهب مختلف اسلامی است. افراد در حج فارغ از هرگونه نژاد، رنگ، پول و ثروت یا فقر، رئیس یا کارگر بودن با پوشیدن لباس یک رنگ و یک  شکل این را تداعی می کنند که هیچ کس بر دیگری برتری ندارد و بالأخره روزی همگی با همین لباس رخت از این دنیا بربسته و آنچه ملاک است، اعمال صالح و تقواست و همه اینها خود از مظاهر و اهداف واقعی حج به شمار رفته که نوعی تداعی گر تمرین وحدت و یکپارچگی بین مسلمانان است تا فارغ از هرگونه مذهب و فرقه و دیگر تعلقات دنیوی حول یک محور گرد هم آیند و نگذارند دشمن مشترک در همه  ابعاد در آنان نفوذ کرده، عزتشان را بگیرد؛ یعنی در واقع حج نوعی تمرین برادری اسلامی و اتحاد و همدلی بین مسلمانان است.

آیات قرآن کریم برای حج اهداف و مقاصدی را برشمرده که از جمله آنها عبارت است از: توحید، اخلاص، عبادت خداوند باری تعالی، تطهیر نفس از اخلاق ناپسند، تزکیه نفس برای رسیدن به تقوا، شکر نعمت های الهی، ایجاد امنیت و تمرین امن زیستن، تعظیم و تکریم شعائر الهی، تحقق وحدت اسلامی و ایجاد اخوت اسلامی.

آشکار است که سخن از همه  این اهداف مذکور از نگاه قرآن در یک پژوهش کوتاه ممکن نیست و اشاره به همه  این ابعاد مجال زیادی می طلبد که از حوصله  یک مقاله به دور است. بدین روی پژوهشگر در پژوهش حاضر به دو هدف از این اهداف، یعنی وحدت و اخوت امت اسلامی و مسائل مربوط به دیپلماسی آن و امنیت، پرداخته و به روش توصیفی - تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای درصدد بیان آیات قرآن و تفاسیر فریقین در این زمینه برآمده است.

از آنجا که پژوهش جامع و مستقلی، که این اهداف حج را از دیدگاه قرآن و تفاسیر فریقین به بحث گذاشته باشد، یافت نشد، ضرورت پرداختن به آن آشکار می شود تا پس از بیان ثمرات و نتایج حاصله از این نوشتار، بتوان از این نتایج حاصله از بیانات قرآنی در بحث دیپلماسی حج و همگرایی و هم  افزایی امت اسلامی و امنیت امت های مسلمان  به مثابه یک نقشه راه استناد و استفاده کرد.

 حج و وحدت و اخوت امت اسلامی

حج یک کنگره سالیانه عظیمی است که هرساله مسلمانان را از اقصانقاط عالم گرد هم می آورد. در واقع می توان گفت که هیچ کنگره عظیم و باشکوه دیگری مانند حج در دنیا وجود ندارد. پس ضروری است حال که فرصتی هرساله دست می دهد و مسلمانان با هم در مکان و زمان واحدی جمع می شوند، رهبران مذهبی جهان اسلام در این کنگره حول هم جمع شده و درباره برخی مسائل با هم مشورت کنند و بهترین روش ها و راه حل ها را برای بهبود اوضاع مسلمانان در زمینه های مختلف مادی، معنوی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کشف و ارائه دهند و آن گاه آن روش های حاصله از خرد جمعی را به کشورهای خود برده، و در عرصه های مختلف پیاده سازی و اجرا کنند. این دیپلماسی، مشاوره و نشست ها اگر هرساله در حج انجام شود، شاهد برقراری کامل وحدت و برادری اسلامی خواهیم بود؛ ضمن آنکه ضمانتی اجرایی برای حفظ امنیت و انسجام در کشورهای اسلامی و جهان اسلام نیز خواهد بود. بنابراین یکی از اهداف حج، تحقق بخشیدن به وحدت و اخوت امت اسلامی بوده و از عوامل محقق شدن این وحدت و اخوت همان جمع شدن مسلمانان و رهبران آنها و مشورت درباره مشکلات مسلمانان و ارائه راهکار برای رفع آن مشکلات و قوت بخشیدن به اخوت اسلامی است.

خداوند در قرآن فرموده است:

(وَأَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجَالًا وَعَلَى کُلِّ ضَامِرٍ یَأْتِینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ. لِّیَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ وَیَذْکُرُوا اسْمَ اللهِ فِی أَیَّامٍ مَّعْلُومَاتٍ عَلَى مَا رَزَقَهُم مِّن بَهِیمَةِ الْأَنْعَامِ فَکُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِیرَ). (حج:27و 28)

و مردم را دعوت عمومی به حج کن تا پیاده و سواره بر مرکب های لاغر از هر راه دوری به سوی تو بیایند تا شاهد منافع گوناگون خویش [در این برنامه حیات بخش ] باشند و در ایام معینی نام خدا را بر چهارپایانی که به آنان داده است، [هنگام قربانی کردن] ببرند. پس از گوشت آنها بخورید و بینوای فقیر را نیز اطعام کنید.

آیات مذکور منافع گوناگون دنیوی و اخروی را برای حج و تجمع مسلمانان در آن برشمرده است؛ چرا که واژه «مَنافِعَ» مطلق آمده است.

می توان از دیگر منافع این اجتماع عظیم سالانه را تجمع مسلمانان در اماکن مقدسه حج و همکاری و نزدیکی آنان در این مراسم عظیم دانست؛ چرا که این تجمع به نزدیکی قلوب و دل های آنان و شناخت معارف و مناسک مشترک - علی رغم همه  اختلافات جزئی، مانند رنگ، قومیت، نژاد و مذهب - می انجامد.

جمله (وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِیرَ) بیانگر یکی دیگر از مظاهر وحدت اسلامی در حج است که عبارت است از: اطعام فقرا و نیازمندان. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ذیل این آیه نوشته است:

در این جمله «منافع» مطلق ذکر شده و نفرموده منافع دنیایى یا اخروى؛ چون منافع دو نوع است:

یکى دنیوى که در همین زندگى اجتماعى دنیا سود بخشیده و زندگى آدمى را صفا مى دهد و حوائج گوناگون او را برآورده، و نواقص مختلف آن را برطرف مى سازد؛ مانند تجارت، سیاست، امارت، تدبیر و اقسام رسوم و آداب و سنن و عادات و انواع تعاون و یاری های اجتماعى و غیر آن.

معلوم است که وقتى اقوام و امت های مختلف از مناطق مختلف زمین با همه تفاو ت ها که در انساب و رنگ و سنن و آداب آنهاست در یکجا جمع شده و سپس یکدیگر را شناختند و معلوم شد که کلمه همه آنها واحد است و آن، کلمه «حق» است و معبود همه یکى است و او خداى عزوجل است و وجهه همه یکى است و آن کعبه است، این اتحاد روحى آنها به اتحاد جسمى، و آن وحدت کلمه، ایشان را به تشابه در عمل مى کشاند. این از آن دیگرى آنچه مى پسندد مى آموزد و آن دیگرى نیز خوبى های این را مى گیرد و این به کمک آن مى شتابد و در حل مشکلات آن قوم کمر مى بندد و به اندازه مقدور خود یاری اش مى دهد. در نتیجه جامعه هاى کوچک به یک جامعه بزرگ مبدل مى شود. آن وقت نیروهاى جزئى نیز به نیروى کلى مبدل مى شود که کوه هاى بلند هم در مقابل آن نمى تواند مقاومت کند و هیچ دشمن نیرومندى حریف آن نمى شود و جان کلام اینکه هیچ راهى به سوی حل مشکلات به مانند تعاون نیست و هیچ راهى به سوی تعاون چون تفاهم نیست و هیچ راهى به سوی تفاهم مانند تفاهم دینى نیست.

نوع دوم از منافع، منافع اخروى است که همان وجود انواع تقرب ها به سوی خداست؛ تقرب  هایى که عبودیت آدمى را مجسم سازد و اثرش در عمل و گفتار آدمى هویدا گردد و عمل حج با مناسکى که دارد انواع عبادت ها و توجه به خدا را شامل و متضمن است؛ چون مشتمل است بر ترک تعدادى از لذایذ زندگى و کارهاى دنیایى و کوشش ها براى دنیا و تحمل مشقت ها، و طواف پیرامون خانه او و نماز و قربانى و انفاق و روزه و غیر آن. (طباطبایی، 1374ش، ج14، ص521-522)

ابن عباس درباره واژه «الْبَائِسَ» در این آیه گفته است:

بائس به کسی اطلاق می شود که بدبختی او در لباس و صورت او نمایان است؛ اما فقیر کسی است که ممکن است این گونه نباشد و لباسش خوب، چهره ای، چهره ای غنی باشد. (ابن عادل حنبلی، 1419ق، ج14، ص76)

بنابراین نمی توان فقرا و نیازمندان را از روی ظاهر آنها تشخیص داد و از این رو شخص مسلمان باید به جست وجوی نیازمندان پرداخته، آنها را پیدا کند؛ چراکه اگر این کار را نکند و از روی ظاهر به فقر یا بی نیازی کسی پی ببرد، ممکن است خیلی از فقرا و مستمندان از قلم افتاده، شامل کمک و اطعام وارده در آیه نشوند. برای همین خداوند در قرآن فرموده است: (یَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِیَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ)؛ «و از شدت خویشتن داری، افراد ناآگاه، آنها را بی نیاز می پندارند». (بقره: 273)

پس برای بخشیدن گوشت های قربانی به نیازمندان و فقرا نباید به ظاهر قضاوت کرد؛ بلکه باید به جست وجوی آنان پرداخت تا با بخشیدن گوشت قربانی به آنان یکی دیگر از تجلیات وحدت اسلامی، به ویژه در ایام حج، محقق شود.

خداوند متعال در آیه دیگری می فرماید:

 (لَن یَنَالَ اللهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلَکِن یَنَالُهُ التَّقْوَى مِنکُمْ). (حج: 37)

نه گوشت ها و نه خون های آنها، هرگز به خدا نمی رسد. آنچه به او می رسد، تقوا و پرهیزگاری شماست.

ابن عاشور در تفسیرش در باره این آیه نوشته است:

هدف از ریختن خون و قطعه کردن گوشت، مقصود و منظور از آن به هیچ وجه تعبد نیست؛ بلکه وسیله ای است برای نفع رساندن به مردم؛ زیرا آنان (فقرا و نیازمندان) تا ذبح و قربانی صورت نگیرد، از گوشت و پوست و اجزای آن حیوانات برخوردار نمی شوند و مقصود از تشریع آن (قربانی) نفع رساندن به نیازمندان و دیگران است. (ابن عاشور، 1420ق، ج17، ص193)

برخی مفسران نیز یکی از اهداف ریختن خون را همان فداکاری و یاری رساندن به فقرا بیان کرده اند و گفته اند:

هدف قربانى کردن آن است که شما با این عمل عبادى، مدارج کمال را بپیمایید و به خدا نزدیک  تر شوید و درس ایثار و آمادگى براى فداکارى و شهادت و نیز درس یاری رساندن به فقیران را بیاموزید. (رضایی اصفهانی، 1387ش، ج13، ص302)

پس در آیات مذکور برای حج منافعی برشمرده شد؛ از جمله:

-تجمع و مشورت سالیانه امت اسلامی و رهبران آنها برای بهبود وضعیت مسلمانان و تحکیم وحدت و اخوت اسلامی؛

-کمک به فقرا و نیازمندان به وسیله  قربانی های مسلمانان که در ایام حج انجام می دهند که این نوع کمک نیز خود از مظاهر وحدت و یکپارچگی مسلمانان و حفظ اخوت اسلامی است.

در آیه دیگری از قرآن آمده است:

(الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِیهِنَّ الْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِی الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ یَعْلَمْهُ اللهُ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ) . (بقره: 197)

حج در ماه های معینی است و کسانی که [با بستن احرام و شروع به مناسک حج،] حج را بر خود فرض کرده اند، [باید بدانند که] در حج، آمیزش جنسی با زنان و گناه و جدال نیست و آنچه از کارهای نیک انجام دهید، خدا آن را می داند و زاد و توشه تهیه کنید که بهترین زاد و توشه، پرهیزکاری است و از من بپرهیزید، ای خردمندان.

خداوند درباره میقات های زمانی فرموده است: (الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ)؛ «حج در ماه های معینی است». (بقره:197)

با توجه به آیات قرآن می توان گفت که حج یک عبادت جمعی است و می طلبد که مناسک آن را در یک زمان، مکان و لباس واحد انجام داد. پس فقدان این عناصر باعث تمام نشدن حج و ناقص ماندن آن مى شود و این نشانگر نوعی حرص در اسلام برای گردآوری مسلمانان است، چرا که این اجتماع را امری ضروری برای حفظ و بقای وحدت اسلامی و استمرار آن دانسته است؛ زیرا همه  اقوام و ملل و جوامع اسلامی را در محل نزول وحی جمع کرده؛ از این طریق به شناخت و باهم بودن مسلمانان کمک شایانی می کند و این خود منجر به همگرایی و کاهش اختلافات بین نژادهای مختلف مردم مى شود. همچنین این تجمع، آموزشی عملی است برای تحمل و مدارا هنگام اختلافاتی که منجر به شکست و سست شدن امت اسلامی مى شود.

امام صادق7 در پاسخ به سؤال هشام بن حَکَم از حکمت حج و طواف کعبه  فرمود:

إنَّ اللّه َ تعالى خَلقَ الخَلْقَ وأمَرهُم وَنَهاهُم ما یکونُ مِن أمرِ الطّاعَةِ فی الدِّینِ، ومَصْلَحتِهِم مِن أمرِ دُنیاهُم، فجَعلَ فیهِ الاجْتِماعَ مِن المَشرِقِ والمَغرِبِ لِیَتعارَفوا، ولِیَتَربَّحَ کلُّ قَومٍ مِن التِّجاراتِ مِن بَلدٍ إلى بَلدٍ، ولِیَنْتفِعَ بذلکَ المُکاری والجَمّالُ، ولتُعْرَفَ آثارُ رسولِ اللّه ِ صلى الله علیه وآله أخْبارُهُ ویُذْکَرَ ولا یُنْسى ولَو کانَ کُلُّ قومٍ إنَّما یَتَّکِلونَ على بِلادِهِم وما فیها هَلَکوا، وخَرِبَتِ البِلادُ، وسَقَط الجَلَبُ والأرْباحُ، وعُمِّیتِ الأخْبارُ، ولَم یَقِفوا على ذلکَ، فذلکَ عِلّةُ الحَجِّ. (مجلسی، 1410ق، ج96، ص33)

خداوند متعال مردمان را بیافرید و آنها را به پیروى از دین و آنچه مصلحت دنیایشان در آن است، فرمان داد و نهى کرد و حج را مایه فراهم آمدن مردم از شرق و غرب عالم و آشنا شدن آنها با هم (آگاه شدنشان از حال و روز یکدیگر) قرار داد و تا بازرگانانى که از شهرى به شهرى کالا مى برند، سود برند و کرایه دهندگان و شترداران به فایده اى رسند و تا آثار پیامبر خدا9 شناخته شود و خبرهاى آن حضرت نقل و بازگو شود و از یادها نرود. اگر هر قومى و مردمى، فقط به شهر و سرزمین خود بسنده مى کردند، نابود مى شدند و شهرها ویران مى شد و درآمدها و سودها کاهش مى یافت و خبرها پوشیده مى ماند و کسى از آنها آگاه نمى شد. این است حکمت حج.

پس می توان گفت بر مسلمانان واجب است از وحدت اسلامی، به ویژه در ایام حج، دفاع کنند و بدانند که دشمن مشترک آنان شوکت اسلام را هدف گرفته است و از این رو باید نسبت به آن دشمنان همواره بیدار باشند و این پیام الهی را به یاد داشته باشند:

(وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَیِّنَاتُ وَأُولَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ). (آل عمران: 105)

و مانند کسانی نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردند؛ [آن هم] پس از آنکه نشانه های روشن [پروردگار] به آنان رسید و آنها عذاب عظیمی دارند.

پس خداوند مسلمانان را شدیداً از اختلاف برحذر داشته، اختلاف را مایه  عذاب شدید می داند. آنچه موجب مى شود مسلمانان دچار اختلاف شوند، فراموشی و بی خبری از دسیسه  دشمنان اسلام است؛ آن دشمنان مشترکی که هیچ وقت تجمع و وحدت مسلمانان را نخواسته و در پی به هم ریختن صفوف مسلمانان برآمده و برای آن نقشه ها ریخته اند و همواره در نابود کردن مشترکات مسلمانان و دور ساختن آنان از عوامل همگرایی و هم افزایی کوشیده اند. همان گونه که همه می دانند، یکی از آن عوامل همگرا بین مسلمانان کنگره عظیم سالانه حج است و از این رو دشمنان بیش ازپیش این نماد وحدت را نشانه گرفته اند.

مؤسس فرقه بهائیت، میرزاحسین علی نوری (ملقب به بهاء الله)، به نابود کردن کعبه و انهدام آن وصیت می کند و می گوید:

حج دانشگاهی است که همه  مسلمانان، صرف  نظر از دیار و زبان و رنگ، را در بر می گیرد و مانعی در برابر از هم گسیختگی و جدایی آنان است. مسلمانان در شبانه روز بیش از پنج بار به آن (کعبه) روی می آورند و آنها فقط یک خدا را می خوانند. سپس هرساله حج به جا می آورند و در آنجا مسلمانان از دوردست ترین و نزدیک ترین مکان ها و بلاد باهم دیدار می کنند. سیاه  و سفید، نسبی جز اسلام ندارند و به جز سلام و سلامتی هیچ سخنی ندارند. (جمال، 1391ق، ص32)

همان گونه که ملاحظه شد، حتی دشمنان اسلام نیز بر اینکه کعبه و حج از بزرگ ترین اسباب تحقق وحدت بین مسلمانان هستند، اتفاق نظر دارند و بر آن اذعان کرده، به دنبال از بین بردن این کنگره عظیم سالانه هستند.

پس حج برای تخریب نقشه های دشمنان اسلام، که در جهت پاره کردن و متفرق ساختن مسلمانان و تضعیف آنان، تلاش می کنند، می کوشد.

یکی از پژوهشگران اسلامی درباره جایگاه کعبه و حج می نویسد:

نگاهی به نقشه جهان اسلام به ما نشان می دهد چگونه اسلام به سان یک بلوک واحد، که از شرق تا غرب دور را شامل مى شود، در حال گسترش بوده و همه چیز حول یک محور می چرخد و آن کعبه و مکه مکرمه است و این فقط مختص اسلام است و دیگر ادیان چنین اجتماع واحدی و مکان بزرگی را دارا نیستند. (دراز، 1979م، ص137)

ایجاد امنیت

از دیگر اهداف حج ایجاد امنیت بین بلاد مسلمین است؛ امنیتی که از شاهراه حیاتی کنگره عظیم حج حاصل مى شود، اما خود حج بدون آن به سرانجام نمی رسد؛ به عبارت دیگر خداوند مکان ها (مکه و بیت الله الحرام) و زمان های حج (ماه های حرام) را امن اعلام کرده و آن را حریم امن الهی دانسته است تا از این طریق هم فریضه حج مسلمانان در آرامش کامل برگزار شود و هم فرصتی برای هم اندیشی و دیپلماسی مسلمانان باشد تا در این ایام و اماکن بتوانند از طریق دیپلماسی پیرامون امنیت کشورهای اسلامی و کل بلاد جهان هستی، دست پر به کشورهای خود برگشته، ارمغانی به نام امنیت را به کشورهای خود ببرند.

وقتی امنیت از بین برود، هرج ومرج پیش می آید، منافع مردم به خطر می افتد و از بین می رود، حوادث و جرائم گسترش  می یابد و جنایتکاران در زمین فساد می کنند؛ اما امنیت با حج ارتباط تنگاتنگی دارد؛ به گونه ای که برپایی این فریضه  الهی مبتنی بر امنیت، سلامتی و آرامش است.

همان گونه که واضح است تعداد حاجیان هرساله افزایش می یابد و این افزایش حاجیان و پذیرش آنان در اماکن حج مقدور نیست، مگر به دلیل وجود نعمت امنیت جانی و مالی آنان و اگر امنیت نبود یا امکان رفتن حج وجود نداشت، تعداد کمتری موفق به رفتن به حج می شدند.

خداوند انجام دادن مناسک حج را منوط به امنیت دانسته و فرموده است:

(فِیهِ آیَاتٌ بَیِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِیمَ وَمَنْ دَخَلَهُ کَانَ آمِنًا وَلِلهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ) . (آل عمران: 97)

در آن نشانه های روشن، [از جمله] مقام ابراهیم است و هر کس داخل آن (خانه خدا) شود، در امان خواهد بود و برای خدا بر مردم است که آهنگ خانه [او] کنند؛ آنها که توانایی رفتن به سوی آن دارند و هر کس کفر ورزد [و حج را ترک کند، به خود زیان رسانده]، خداوند از همه جهانیان بی نیاز است.

آیه مذکور استطاعت طریقی را برای حج شرط می کند؛ یعنی راه مکه باز باشد و امنیت داشته باشد.

همچنین فرموده است:

(فَإِذَا أَمِنتُمْ فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ) . (بقره: 196)

و هنگامی که در امان بودید، هر کس با ختم عمره، حج را آغاز کند، آنچه از قربانی برای او میسر است [ذبح کند].

در آیه  مذکور، همان طور که پیداست، خداوند امنیت را شرط شروع حج ذکر کرده است.

ابن کثیر در تفسیر این آیه گفته است: «پس اگر از نظر امنیت برای شما امکان به جا آوردن مناسک بود، آن را به جا آورید و حج بگزارید». (ابن کثیر، 1418ق، ج1، ص306)

در قرآن کریم آمده است که حضرت ابراهیم7 برای امنیت این مکان مقدس این گونه دعا کرد:

(رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُم بِاللهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ). (بقره: 126)

پروردگارا، این سرزمین را شهر امنی قرار ده و اهل آن را، آنها که به خدا و روز بازپسین ایمان آورده اند، از ثمرات [گوناگون] روزی ده.

آیت الله مکارم شیرازی در تفسیر این آیه و دعای حضرت ابراهیم7 نوشته است:

جالب اینکه ابراهیم نخست تقاضاى «امنیت» و سپس درخواست «مواهب اقتصادى» مى کند و این خود اشاره اى است به این حقیقت که تا امنیت در شهر یا کشورى حکم فرما نباشد، فراهم کردن یک اقتصاد سالم ممکن نیست . (مکارم شیرازی، 1371ش، ج1، ص452)

همچنین در آیه دیگری این دعا برای امنیت از زبان حضرت ابراهیم7 چنین آمده است:

(وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِی وَبَنِیَّ أَن نَّعْبُدَ الْأَصْنَامَ) . (ابراهیم: 35)

[به یاد آورید] زمانی را که ابراهیم گفت: پروردگارا، این شهر را شهر امن قرار ده و من و فرزندانم را از پرستش بت ها دور نگاه دار.

مفسران در این باره گفته اند: «معلوم مى شود که بالاترین نعمت، که مقدمه هر نعمتى است، نعمت امنیت است ». (جعفری، 1376ش، ج 5، ص620)

پس خداوند دعای حضرت ابراهیم را مستجاب کرده و کعبه و شهر مکه را محلی امن قرار داده و فرموده است: (وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثَابَةً لِّلنَّاسِ وَأَمْنًا)؛ (بقره: 125) «و [به خاطر بیاورید] هنگامی که خانه کعبه را محل بازگشت و مرکز امن  و امان برای مردم قرار دادیم».

پس طبق نظر مفسران ذیل این آیه، کعبه پناهگاه و کانون امن  و امان است. در اسلام مقررات شدیدى براى اجتناب از هرگونه کشمکش و جنگ و خون ریزى در این سرزمین مقدس وضع شده است؛ به طوری که نه تنها انسان ها، بلکه حیوانات و پرندگان نیز در آنجا در امن وامان اند. (رضایی اصفهانی، 1387ش، ج 1، ص394)

ابن عباس درباره واژه «وَأَمْنًا» در این آیه می گوید: «منظور از "وَأَمْنًا" یعنی امن برای همه مردمی که قصد به جا آوردن حج و سفر به آنجا را دارند». (ابن کثیر، 1418ق، ج1، ص222)

در جای جای قرآن کریم این مکان مقدس و این شهر به عنوان شهر امن و دارای امنیت معرفی شده و خداوند به آن قسم یاد کرده است: (وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِینِ)؛ «و قسم به این شهر امن (مکّه)». (تین: 3)

اکثر مفسران نیز منظور از شهر امن را مکه دانسته و گفته اند:

منظور مکه مشرفه است و بلد امینش خوانند؛ چون امنیت یکى از ویژگی های حرم است و هیچ جاى دیگر دنیا چنین حکمى برایش تشریع نشده و این حرم سرزمینى است که خانۀ کعبه در آن واقع است . (طباطبایی، 1374ش، ج20، ص539)

پس خداوند متعال شهر مکه و بیت الله الحرام را به دلیل سفر هرساله مردم به قصد حج، شهر امن و امنیت معرفی کرده و این منتی است بر اهالی مکه که به دلیل وجود خانه کعبه و همچنین سفر حج، خداوند شهرشان را امن قرار داده و دراین باره فرموده است:

(أَوَلَمْ یَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَیُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَفَبِالْبَاطِلِ یُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَةِ اللهِ یَکْفُرُونَ) . (عنکبوت: 67)

آیا ندیدند که ما حرم امنی [برای آنها] قرار دادیم، درحالی که مردم را در اطراف آنان [در بیرون این حرم] می ربایند؟! آیا به باطل ایمان می آورند و نعمت خدا را کفران می کنند؟!

قرطبی می گوید: «برای آنان کعبه را حرم امن قرار داد تا از غارت، اسارت و قتل و کشتاری که بیرون از حرم مکه بود، در امان باشند». (قرطبی، 1364ش، ج13، ص364)

طبرسی نیز  ذیل این آیه گفته است:

این حرم و مکه را امن گردانید تا اهل آن از قتل و غارتی که در بیرون آن رواج داشت در امان باشند و این بالاترین نعمتی است که خداوند به آنها عطا کرد؛ اما باز ایشان ناسپاسی کردند و آن حرم را مأمن بت ها و خدایان ساختگی از سنگ و چوب کردند. (طبرسی، 1372ش، ج8، ص458)

در آیه ای دیگر نیز خداوند متعال امن بودن بیت الله الحرام و شهر مکه را یادآوری،  و نعمت هایی که از قبال امن بودن آن شامل اهل آنجا شده را بیان می کند:

(أَوَلَمْ نُمَکِّن لَّهُمْ حَرَمًا آمِنًا یُجْبَى إِلَیْهِ ثَمَرَاتُ کُلِّ شَیْءٍ رِّزْقًا مِّن لَّدُنَّا وَلَکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ) . (قصص: 57)

آیا ما حرم امنی در اختیار آنها قرار ندادیم که ثمرات هر چیزی [از هر شهر و دیاری] به سوی آن آورده مى شود؟! رزقی است از جانب ما؛ ولی بیشتر آنان نمی دانند!

پس امنیت نعمت والایی است که خداوند در جای جای قرآن آن را آورده و به مؤمنان گوشزد، و به اهل مکه یادآوری می کند که این نعمت امنیت را فراموش نکنند. از قبال همین امنیت است که برخی دیگر از انواع نعمت ها به دست می آید؛ چنان که مفسران در این باره گفته اند: «بهبود، رونق و رشد اقتصادى در گرو امنیت و آرامش اجتماعى است ». (قرائتی، 1388ش، ج7، ص77)

خداوند این نعمت بزرگ امنیت را نه تنها برای اهل مکه و اهل حرم قرار داده، بلکه یادآوری می کند که این نعمت برای همه انسان هاست؛ چه آنان که در آنجا زندگی می کنند و چه آنانی که از دیگر نقاط به آن مکان وارد می شوند؛ چنان که می فرماید:

(وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ الَّذِی جَعَلْنَاهُ لِلنَّاسِ سَوَاءً الْعَاکِفُ فِیهِ وَالْبَادِ وَمَن یُرِدْ فِیهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ نُّذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ). (حج: 25)

مسجدالحرام که آن را برای همه مردم برابر قرار دادیم، چه کسانی که در آنجا زندگی می کنند یا از نقاط دور وارد می شوند، و هر کس بخواهد در این سرزمین از راه حق منحرف شود و دست به ستم زند، ما از عذابی دردناک به او می چشانیم!

جالب آن است که این امنیت ذکرشده برای اهل حرم، مکه و حاجیان، تنها مخصوص انسان ها نیست و شامل حیوانات و گیاهان نیز مى شود.

ابن کثیر می گوید: «امنیت مکه فقط مختص انسان نیست؛ بلکه شامل حیوانات، درختان و همه چیز مى شود؛ از جمله: حرمت صید کردن در حرم و قطع درختان و گیاهان آن». (ابن کثیر، 1418ق، ج1، ص501)

البته همه  فقها بر حرمت کشتار حیوانات و قطع درختان و گیاهان حرم اجماع دارند و روایات صحیح مستفیضه بسیاری در فریقین مؤید این حرمت است.

خداوند متعال نه تنها محل و مکان حج را برای بندگان امن قرار داده، بلکه زمان های حج را نیز امن قرار داده و آن را جزء ماه های حرام دانسته است؛ به عبارت دیگر خداوند علاوه بر امنیت میقات های مکانی حج، میقات های زمانی آن را نیز حرمت بخشیده تا امن باشند.

خداوند درباره این میقات های زمانی فرموده است: (الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ)؛ (بقره: 197) «حج، در ماه های معینی است».

ماه های حج عبارت اند از: شوال، ذی القعده و ذی الحجه. خداوند متعال درباره ماه های حرام در قرآن فرموده است:

(إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِی کِتَابِ اللهِ یَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ) . (توبه: 36)

تعداد ماه ها نزد خداوند در کتاب الهی، از آن روز که آسمان ها و زمین را آفریده، دوازده ماه است که چهار ماه از آن، ماه حرام است [و جنگ در آن ممنوع است].

این چهار ماه حرام عبارت اند از: ذی القعده، ذی الحجه، محرم و رجب که سه تای آن پشت سر هم، و یکی از آنها جدای از سه ماه دیگر قرار دارد. این ماه ها احکام خاصی دارد؛ چنان که معاصی، جنگ، قتل و کشتار در آن احکام سنگین تری به دنبال دارد که فقها بدان پرداخته اند.

قرآن درباره اینکه مسجدالحرام باید مرکز امنى براى همه باشد گفته است:

(إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَیَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللهِ وَالْمسجدالحرام الَّذِی جَعَلْنَاهُ لِلنَّاسِ سَوَاءً الْعَاکِفُ فِیهِ وَالْبَادِ وَمَنْ یُرِدْ فِیهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ) . (حج: 25)

کسانی که کافر شدند و مؤمنان را از راه خدا بازداشتند و [همچنین] از مسجدالحرام که آن را برای همه مردم برابر قرار دادیم، چه کسانی که در آنجا زندگی می کنند یا از نقاط دور وارد می شوند، [مستحق عذابی دردناکند] و هر کس بخواهد در این سرزمین از راه حق منحرف شود و دست به ستم زند، ما از عذابی دردناک به او می چشانیم!

حتی در قرآن به امنیت حیوانات در ایام حج نیز اهمیت داده شده؛ چنان که آمده است:

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلَا الْهَدْیَ وَلَا الْقَلَائِدَ وَلَا آمِّینَ الْبَیْتَ الْحَرَامَ یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنْ رَبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوکُمْ عَنِ الْمسجدالحرام أَنْ تَعْتَدُوا وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللهَ إِنَّ اللهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ). (مائده: 2)

ای کسانی که ایمان آورده اید، شعائر و حدود الهی [و مراسم حج را محترم بشمرید! و مخالفت با آنها] را حلال ندانید و نه ماه حرام را و نه قربانی های بی نشان و نشاندار را و نه آنها را که به قصد خانه خدا برای به دست آوردن فضل پروردگار و خشنودی او می آیند؛ اما هنگامی که از احرام بیرون آمدید، صید کردن برای شما مانعی ندارد و خصومت با جمعیتی که شما را از آمدن به مسجدالحرام [در سال حدیبیه] بازداشتند، نباید شما را وادار به تعدی و تجاوز کند! و [همواره] در راه نیکی و پرهیزگاری با هم تعاون کنید! و [هرگز] در راه گناه و تعدی همکاری نکنید! و از [مخالفت فرمان] خدا بپرهیزید که مجازات خدا شدید است.

آیه مذکور این نکته مهم را بیان می کند که علاوه بر اینکه باید احترام، امنیت و حقوق حفظ شود، به حیواناتى هم که در این مسیر و در این مکان قرار دارند نیز باید احترام گذاشت.

پس خداوند به واسطه  سفر ایمن کسانی که قصد زیارت کعبه و مسجدالحرام را دارند و به برکت این فریضه  الهی آن مکان را امن قرار داده و همچنین علاوه بر مکان حج، به زمان های حج نیز به واسطه  معرفی کردن آنها به ماه های حرام،  امنیت بخشید که همه این امنیت ها به برکت خانه کعبه و آسان سازی حج برای کسانی که قصد رفتن به آن مکان مقدس دارند، صورت گرفته است.

 بنابراین می توان نتیجه گرفت که امنیت مکان ها و زمان های مربوط به حج از اهداف و ثمرات حج است. از این رو نخبگان و رهبران جهان اسلام می توانند در ایام حج در جهت امنیت، کوتاه کردن دست دشمنان و ایجاد امنیت در بلاد اسلامی با هم دست دوستی داده، در شهر امن در زمان و مکان امن در ایام حج برای ایجاد امنیت، دپیلماسی داشته باشند و از قبال حج، علاوه بر وحدت و اخوت و همگرایی و هم افزایی، از شهر امن سوغاتی به نام امنیت نیز با خود ببرند.

نتیجه گیری

نویسنده پژوهش حاضر، که به دو هدف از اهداف حج (دیپلماسی وحدت اسلامی و امنیت) از دیدگاه قرآن و تفاسیر فریقین پرداخته، به نتایج ذیل رسیده است:

  1. آیات قرآن کریم برای حج منافع مادی و معنوی گوناگونی را برشمرده که یکی از آن منافع وحدت اسلامی و دیپلماسی است که به واسطه اجتماع عظیم سالانه مسلمانان در اماکن مقدس حج حاصل مى شود. مسلمانان و رهبران بلاد مختلف اسلامی در آن ایام و با تجمع در آن مکان مقدس می توانند با مشورت سالیانه و دیپلماسی وحدت برای بهبود وضعیت مسلمانان و تحکیم وحدت و اخوت اسلامی تلاش کنند.

مفسران معتقدند این اجتماع امری ضروری برای حفظ و بقای وحدت اسلامی و استمرار آن است؛ زیرا حج همه  اقوام و ملل و جوامع اسلامی را در محل نزول وحی جمع می کند و نوعی تمرین وحدت را به نمایش می گذارد و از این طریق به شناخت و باهم بودن مسلمانان کمک شایانی می کند. این خود منجر به همگرایی و کاهش اختلافات بین نژادهای مختلف مردم مى شود و در عین حال این تجمع، آموزشی عملی است برای تحمل و مدارا در اختلافاتی که منجر به شکست و سست شدن امت اسلامی مى شود .

از دیگر منافعی که قرآن از این تجمع مسلمانان در حج معرفی کرده است و کنار وحدت و یکپارچگی به آن اشاره  دارد و می توان گفت محصول دیپلماسی بین امت اسلامی در حج بوده، کمک به فقرا و نیازمندان به وسیله  قربانی هایی است که در ایام حج مسلمانان انجام می دهند. این نوع کمک نیز خود از مظاهر وحدت و یکپارچگی مسلمانان و حفظ اخوت اسلامی و نوعی منفعت اقتصادی حاصله از حج است.

  1. یکی دیگر از اهداف و مقاصد حج، برقراری امنیت است؛ امنیتی که از شاهراه حیاتی کنگره عظیم حج حاصل مى شود. در قرآن کریم آیات فراوانی از برقراری امنیت حج در زمان ها و مکان های برگزاری این عبادت بزرگ خبر داده اند. خداوند مکان ها (مکه و بیت الله الحرام) و زمان های حج (ماه های حرام) را امن اعلام کرده و آنها را حریم امن الهی دانسته است تا از این طریق هم فریضه حج مسلمانان در آرامش کامل برگزار شود و هم فرصتی برای هم اندیشی و دیپلماسی مسلمانان برای تحقق امنیت در عالم اسلام باشد.
  1. قرآن کریم، ترجمه آیت الله مکارم شیرازی.

    1. ابن عادل حنبلی، عمر بن علی (1419ق)، اللباب فی علوم الکتاب، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول.
    2. ابن عاشور، محمدطاهر (1420ق)، التحریر و التنویر، بیروت، مؤسسة التاریخ العربی، چاپ اول.
    3. ابن کثیر، اسماعیل بن عمر (1418ق)، تفسیر القرآن العظیم ، بیروت، مؤسسة الریان، چاپ چهارم.
    4. جعفرى، یعقوب (1376ش)، تفسیر کوثر، مؤسسه قم، انتشارات هجرت، چاپ اول.
    5. جمال، احمد محمد (1391ق)، «الحج روائعه و منافعه»، مجلة الوعی الإسلامی، کویت، وزارة الأوقاف و الشئون الاسلامیه، سال هفتم، شماره 84.
    6. دراز، محمد عبدالله (1979م)، نخبة الازهار وروضة الافکار، دوحه، مطابع قطرالوطنیة.
    7. رضایی اصفهانی، محمد علی (1387ش)، تفسیر قرآن مهر، قم، پژوهش هاى تفسیر و علوم قرآن ، چاپ اول.
    8. طباطبایی، محمدحسین (1374ش)، ترجمه تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه، چاپ پنجم.
    9. طبرسی، فضل بن حسن (1372ش)، مجمع البیان فی تفسیر القرآن ، تهران، ناصرخسرو، چاپ سوم.
    10. فتال نیشابوری، محمد بن احمد (1381ش)، روضة الواعظین، قم، دلیل ما.
    11. قرائتى، محسن (1388ش)، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگى درس هایى از قرآن، چاپ اول.
    12. قرطبی، محمد بن احمد (1364ش)، الجامع لأحکام القرآن ، تهران، ناصرخسرو، چاپ اول.
    13. مجلسی، محمدباقر (1410ق)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت، مؤسسة الطبع و النشر، چاپ اول.
    14. مکارم شیرازى، ناصر (1371ش)، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ دهم.