میقات حج

میقات حج

تحلیل و بررسی جغرافیایِ تاریخی، دلایل و پیامدهایِ جنگ بدر

نوع مقاله : تاریخ و رجال

نویسنده
کتابخانه و اسناد
چکیده
غزوه بدر یا بدرالکبری، نخستین جنگ مسلمانان به فرماندهی پیامبر(ص) در مقابل مشرکان و یکی از مهم‌ترین غزوات ایشان است که پیروزی در آن، نقش مهمی در تثبیت حکومت نوپای نبوی داشت. اهمیت پیروزی در این جنگ، هنگامی هویدا می‌شود که تحقیق و بررسی گردد که اگر مسلمانان پیروز نمی‌شدند، حکومت نوپای نبوی، با جدّ‌ی‌ترین چالش مواجه می‌شد؛ زیرا هنوز موقعیت پیامبر(ص) در مدینه‌، به ثبات کامل نرسیده بود. هر چند این جنگ نیم‌روزه، از زوایای گوناگونی واکاوی شده اما در این مقاله، جنگ بدر به لحاظ "جغرافیای تاریخی"، مورد پژوهش و بررسیِ توصیفی - تحلیلی قرار گرفته و با روش تحلیل آماری و رویکردِ جغرافیایِ تاریخی و با گردآوری و تحلیل مستندات، به این نتیجه دست یافته که جغرافیای محل بدر و نحوه استقرار دو سپاه، نقش مهمی در پیروزی مسلمانان و شکست مشرکان داشته است.
کلیدواژه‌ها
موضوعات

طرح مسئله

از آنجا که جنگ ها نقش مهمی در وقایع تاریخی، سیر تکامل دولت ها و تغییرات مرزی کشورها داشته اند، بررسی جغرافیای تاریخی آنها از اهمیت بسزایی برخوردار است. با این دیدگاه پس از بعثت پیامبر9 در مکه، هجرت سرنوشت ساز ایشان به مدینه و تشکیل دولتی کوچک اما مستقل، جنگ بدر برای هر دو طرف اهمیت داشت؛ زیرا پیروزی مسلمانان باعث تثبیت بیشتر موقعیت آنان می شد و پیروزی مشرکان، دشمن نوپای آنان را به شدت آسیب پذیر می ساخت. بنابراین با توجه به اینکه اولین نبرد مهم طرفین بود، بایسته است جغرافیای تاریخی این جنگ تحلیل و واکاوی شود تا اهمیت پیروزی سپاه اسلام بیش از پیش نمایان گردد.

با توجه به این مقدمه بایسته است به یک سؤال اصلی پاسخ داده شود: دلایل پیروزی مسلمانان و پیامدهای شکست مشرکان با توجه به جغرافیای تاریخی بدر چه بود؟ با توجه به این پرسش  به بررسی تحلیلی و آماری جنگ بدر پرداخته خواهد شد.

به جز آثاری که درباره تاریخ اسلام یا زندگانی پیامبر9 نگاشته شده، آثاری مستقل درباره جنگ بدر نیز نوشته اند؛ از جمله: یوم الفرقان؛ اسرار غزوه بدر از دکترمصطفی حسن بدوی که تقریبا کتاب خوبی است، اهل بدر از عبدالفتاح عبدالخالق و مرویات غزوه بدر از احمدمحمد علیمی و... . همچنین درباره این موضوع خاص (جغرافیایِ تاریخی بدر) کتاب مختصری با عنوان اتخاذ القرارات العسکره و قرار المواجهه فی غزوه بدر از محمد بن علی الحمیدی منتشر شده است.

دو مقاله نیز به زبان عربی با عنوان «الخصائص الطبیعیة لموقع معرکة بدر و أثرها فی أحداث الغزوة» از دکتر محمود بن ابراهیم دوعان و «جیولوجیة و جغرافیة مدینة بدر» از محمد بن حامد رحیلی نگاشته شده که هر دو در مجله مرکز بحوث و دراسات المدینة  المنورة، شماره 16، به چاپ رسیده و توانسته است زوایایی از این موضوع را تبیین کند. همچنین دو مقاله عربی با عنوان «طریق جیش المسلمین إلی بدر» از دکتر سلیمان رحیلی و «طریق جیش المشرکین من مکة المکرمة إلی بدر» از دکتر حامدموسی خطیب و حسن بکری در همان مجله منتشر شده که به بررسی راه و منزلگاه های دو لشکر در مسیر راه پرداخته است.

بنابراین بایسته است غزوه بدر به لحاظ جغرافیایِ تاریخی، انگیزه، دلایل و پیامدها تحلیل و بررسی شود. روش پژوهشی در این نگارش، گردآوری داده ها با رویکرد تحلیل محتوایی کمی و کیفی است. منابع استفاده شده در این پژوهش، آثار اصلی مغازی و تاریخ اسلام، همچون مغازی واقدی، طبقات ابن سعد، تاریخ طبری و... خواهد بود. این پژوهش در چهار محور (طرح مسئله، تبیین مفاهیم، جغرافیای تاریخی نبرد بدر، بررسی و تحلیل) تنظیم شده است. در محور چهارم انگیزه، دلایل پیروزی مسلمانان و پیامدهای جنگ بدر بررسی شده است.

 تبیین مفاهیم

  1. جغرافیای تاریخی

جغرافیا دانشی است که از مختصات جغرافیایی مکان های مختلف - همچون محیط طبیعی، آب و هوا و... - بحث می کند. جغرافیا به شاخه های گوناگونی از جمله جغرافیای طبیعی، زیستی، انسانی، اقتصادی، سیاسی، تاریخی و... تقسیم مى شود که برخی از آنها رشته جداگانه ای شده است. (قرچانلو، 1380ش، ص5) جغرافیای تاریخی، علمی است که از تأثیر محیط جغرافیایی بر وقایع تاریخی، سیر تکامل دولت ها و تغییرات مرزی آنها و تاریخ اکتشافات جغرافیایی بحث می کند؛ به عبارت دیگر جغرافیای تاریخی شامل بازسازی محیط های گذشته به شیوه بررسی سلسله وقایع در یک زمان یا ارزیابی آنها با توجه به تحولات تاریخی گذشته است. (همان، ص8)

  1. غزوه

«غزوة» از ماده « غ ز و » به معنایِ قصد جنگ (مطرزی، 1979م، ج2، ص102) یا رفتن به جنگ با دشمن و غارت او آمده است. جمع آن «غَزْوات»، «غُزاة » و « غُزّی  » است. (ابن منظور، 1414ق، ج15، ص123)

در اصطلاح به هر جنگی که پیامبر9 در آن شرکت داشته « غزوه » گفته مى شود. (دهخدا، 1373ش، ج10، ص14739) درباره تعداد غزوات پیامبر9، بین سیره نویسان (از 19 تا 29 غزوه) اختلاف است؛ اما در تعداد غزوه هایی که به جنگ ختم شده، همگی عدد «نه» را ثبت  کرده اند: بدر، احد، احزاب، بنی قریظه، بنى مصطلق، خیبر، فتح مکه، حنین و طائف. (ابن هشام، بی تا، ج9، ص609)

  1. بدر

بدر، در محل پیوستن راه مدینه به راه کاروان  روى مکه به شام قرار داشت و به سبب وجود آب و نخلستان، استراحتگاه کاروان ها بود. همچنین یکی از موسم های عرب این بود که هر سال در آنجا بازاری برپا می کرد. (ابن هشام، بی تا، ج1، ص618) بنا بر تعریفی دیگر، «بدر آبی است میان مکه و مدینه در زیر دره صفرا؛ میان آنجا و جار در کنارۀ دریا، یک شب راه است. گفته مى شود به بدر بن یخلد بن نضر بن کنانه منسوب است یا مردی از بنی ضمره که در آنجا ساکن شد.» (یاقوت حموی 1995م، ج1، ص357)

بنا بر نقلی تاریخی، «بدر بن قریش بن حارث بن یخلد، چاه بدر را کند. بین مدینه تا بدر، هفت برید راه است: ذات جیش، عبّود، مرغه، منصرف، ذات اجذال، معلاة و اثیل».[1](همان، ج1، ص357)

بدر در صدر اسلام خالی از سکنه، و تنها استراحتگاه مسافران بود؛ اما پس از مدتی کنارِ قبور شهیدان بدر، روستایی به همین نام ایجاد شد که اکنون شهری است که میان دو کوه «الصدمة الشاملیة» در امتداد شمال تا شمال غربی و «الصدمة الشرقیة» در امتداد جنوب تا جنوب شرقی، و از جانب غرب به میدان بدر، قبرستان شهدا و کوه اسفل منتهی مى شود.

  1. مسیر سپاه اسلام

سپاه اسلام روز دوشنبه، هشت یا دوازده رمضان، (ابن هشام، بی تا، ج1، ص612) با حدود سیصد نفر از مدینه خارج شد. پیامبر9 در مسیر مدینه به مکه، در منزلگاه عرق الظّبیة، از فردی بادیه نشین درباره قریش پرسید؛ اما وی ابراز بی اطلاعی کرد. (ابن هشام، بی تا، ج1، ص613) بنابراین مسیر را ادامه داد. در «بئر الروحاء» پس از اندکی توقف از راه مکه به سمت چپ منصرف شد و به سمت راست، از طریق ناریه به سوی بدر تغییر مسیر داد. سپس وادی رُحقان، بین نازیه و تنگه صفرا، را پیمود و به نزدیکی روستای صفرا، که بین دو کوه مُسلح و مُخری قرار داشت، رسید. در اینجا بود که دو نفر را فرستاد تا از قریش خبر آورند. چون نام مردمانِ ساکن آن روستا را شنید، وارد نشد و درحالی که صَفرا در سمت چپش قرار داشت، از سمت راست در ذَفران فرود آمد. اینجا بود که شنید قریش برای حمایت از کاروان ابوسفیان خارج شده اند. از این رو حضرت پس از مشورت با اصحاب و پیمان گرفتن از انصار، تصمیم گرفت با آنان بجنگد. (ابن هشام، بی تا، ج1، ص614)

 جغرافیای تاریخی نبرد بدر

پس از تصمیم به قتال، سپاه اسلام از ذفران خارج شد و پس از گذشتن از گردنه أصافر، مسیر را به سوی روستای «دَبَّة»، که پایین گردنه قرار داشت، ادامه داد و پس از گذشتن از «حنّان»، که تپه بزرگ ریگی همچون کوه بود، در نزدیکی بدر اردو زد. (همان، بی تا، ج1، ص616) سپس حضرت همراه یکی از اصحاب برای عملیات شناسایی به اطراف رفتند و پیرمردی را دیدند و از او از لشکر قریش و اسلام پرسیدند. او گفت بنا بر محاسباتش اگر فلان روز از یثرب خارج شده اند، اکنون در همین نزدیکی هستند و قریش هم اگر فلان روز از مکه خارج شده اند، باید در فلان جا (همان جایی که قریش مستقر شده بودند) باشند. (همان جا)

پیامبر9 به اردوگاه برگشت و چون شب شد، امام علی7، زبیر و سعد را برای کسب اخبار بیشتر به چشمه بدر (همانجا) یا به چاهی در نزدیکی کوه ظریب فرستاد. (واقدی، 1409ق، ج1، ص52)

آنان موفق شدند، دو آب بر قریش را دستگیر کنند. آن دو درباره جای استقرار قریش گفتند: «هم والله وراء هذا الکثیب الذی تری بالعدوة  القصوی[2] و الکثیب العَقَنْقَل»؛ «به خدا قسم آنان پشت همین تپه ریگی،  واقع در کرانه دورتر هستند». (ابن هشام، بی تا، ج1، ص617)

پیامبر9 درباره نفرات قریش پرسید؛ اما آن دو ابراز بی اطلاعی کردند. پیامبر9 با سؤال دیگری که روزی چند شتر نحر می کنند، تعداد آنان را تخمین زد. آنان پاسخ دادند روزی نُه و برخی روزها ده شتر، و حضرت تعداد آنان را بین 900 تا 1000 نفر دانست. (همانجا) بنابراین پیامبر9 در این جنگ چندین بار از تاکتیک عملیات شناسایی استفاده کرد که نشانگر اشراف ایشان به مسائل جنگی و اهمیت آن است.

از آن طرف قریش در حاشیه جنوبی بدر اردو زدند. محل دقیق جایگاه قریش، پشت تپه ریگی، در دلِ وادی بدر، در یَلیَل واقع شده بود.[3] چاه بدر در کناره شمالی بدر (کناره نزدیک تر به دلِ  یلیل از طرف مدینه) واقع بود. (همان، بی تا، ج1، ص620)

پس از استقرار دو سپاه، باران بارید و وادی بدر را گل و لای فراگرفت. (همانجا) در اینجا حباب بن منذر با بیان این نکته که اینجا جای مناسبی برای اردو زدن نیست، پیشنهاد کرد تا به سوی چاه آبی بروند که در نزدیک ترین موقعیت به قریش قرار دارد. سپس آن چاه را پر کنند و بر آن حوض آبی بسازند. در این صورت  آنان، برخلاف دشمن، به آب دسترسی خواهند داشت. پیامبر9 نیز پذیرفت. (همانجا) بنابراین در یک جابه جایی استراتژیک، لشکر اسلام از موقعیت جغرافیایی پایین تر به یک موقعیت استثنائی در میدان جنگ پیش رفت.

توضیح آنکه اردوگاه اولیه مسلمانان از آب دور بود و در صورت طولانی شدن جنگ، لشکر با مشکل آب مواجه می شد. همچنین از نظر جغرافیایی پایین تر بود، اما مکان انتخابی دوم هم کنار آب قرار داشت و هم مشرف به دیگر سرزمین های وادی بدر بود.

بنا بر پیشنهاد سعد بن معاذ، در کنار چاه بدر، سایه بانی[4] از شاخه های خرما برای حضرت ساختند (واقدی، 1409ق، ج1، ص52) که در صورت شکست، پیامبر9 بتواند خود را به کسانی برساند که دورتر از معرکه هستند. (ابن هشام، بی تا، ج1، ص620) سپس یاران پیامبر9 شمشیر به دست، بیرون عریش ایستادند؛ زیرا امکان حمله از جانب قریش از طرف عدوة القصوی وجود داشت.[5]

میدان نبرد در دشتی باز قرار داشت که موانع طبیعی آن را محصور کرده بود: از شمال و شمال شرق، رشته کوه کوچک صَدماء، از شرق تپه، از جنوب و غرب کوه اصفر و از شمال غربی تپه کوچک شنی حنّان. نکته قابل توجه آنکه جاهایی از کرانه شمالی و جنوبی (محل استقرار سپاه اسلام) از بخش میانی دشت بدر بلندتر بود. در هنگامه جنگ، نیروهای اسلام در «عدوة الدنیا» پشت به آفتاب، و قریش در «عدوة القصوی» رو به آفتاب، و چاه های بدر بین هر دو سپاه (واقدی، 1409ق، ج1، ص56) قرار گرفته بود. این ترکیب از نظر جغرافیای تاریخی به نفع سپاه پیامبر9 بود؛ زیرا او پشت به آفتاب بود و نور آفتاب چشمان سربازان لشکر اسلام را اذیت نمی کرد؛ برخلاف قریش که آفتاب در چشم آنان می افتاد و آنان هنگام جنگ اذیت می شدند.

با توجه به اهمیت پرچم[6] در جنگ های صدر اسلام، پیامبر9 در جنگ بدر لوای (پرچم) سفید را به مصعب بن عمیر سپرد. (ابن هشام، بی تا، ج1، ص613) البته بنا بر نقل ابن اسحاق، دو رایت (پرچم) سیاه همراه پیامبر9 در حرکت بود؛ رایتِ عقاب همراه امام علی7 و دیگری برای بعضی از انصار : (همان جا)

درباره پرچم دار سپاه اسلام در بدر، از مجموع اقوال مورخان و محدثان، سه دیدگاه استخراج مى شود:

  1. لواء از اول نزد امام علی7 بود؛ اما هنگام جنگ به مصعب سپرده شد؛
  2. لواء از ابتدا نزد مصعب بود و در جنگ به ایشان واگذار شد؛
  3. از ابتدا لواء در اختیار مصعب، و رایت در اختیار امام علی7 بود. (احمدی و رومی، 1397ش، ش73، ص16 و 17)

صبح روز 17 رمضان سال دوم هجری لشکر اسلام آماده نبرد شد. (ابن سعد، 1410ق، ج2، ص19) قریش نیز که در «عدوةالقصوی» اردو زده بود، وارد وادی بدر شد و در مقابل لشکر اسلام ایستاد؛  به طوری که پشت سرشان کوه اسفل قرار داشت و روبه رویشان کوه صدمه. پس از صف آرایی و پیش از آغاز جنگ، عمیر بن وهب جمحی را برای عملیات شناسایی به اطراف فرستادند تا مطمئن شوند نیرویی کمکی، پشتیبان لشکر اسلام نیست. او پس از مدتی برگشت و اطمینان داد خبری نیست؛ اما با بیان اینکه «تصورم این است که اینان کشته نشوند، مگر مردی از ما را بکشند»، از اشراف قریش خواست درباره جنگ بیشتر بیاندیشند. (ابن هشام، بی تا،  ج2، ص454) سپس پیامبر9 با قاصدی پیشنهاد صلح را مطرح کرد و جنگ را ناخوش دانست. (همان جا)

عتبة بن ربیعه می خواست قومش را به برگشتن راضی کند؛ اما ابوجهل اصرار بر جنگ داشت و نپذیرفت. او عامر، برادر عمرو بن حضرمی که مسلمانان او را کشتند، را تحریک کرد. او نیز جامه درید و بانگ برآورد: «واعمراه واعمراه». به این صورت آتش جنگ برافروخته شد. (ابن هشام، بی تا، ج2، ص455) سپس اسود بن عبدالأسد مخزومی، که قسم یاد کرد یا از حوض آب بنوشد و آن را خراب کند یا در آن راه بمیرد، به دست حمزه پیش از ورود به حوض آب زخمی، و سپس در وسط حوض کشته شد. (واقدی، 1409ق، ج1، ص68)

سپس جنگ تن به تن آغاز شد و عتبة بن ربیعه و برادرش، شیبة  بن ربیعة و پسرش، ولید بن عتبة، هماورد خواستند. عوف و معوّذ، پسر حارث، و عبدالله بن رواحه از انصار رفتند؛ اما آنان نپذیرفتند و همتایانی در شأن خودشان خواستند. بنابراین حمزه، امام علی7 و عبیدة بن حارث به مصاف رفتند. عبیده که پیرتر بود در برابر عتبة، و حمزه در برابر شیبه، و امام علی7 در برابر ولید قرار گرفت و هر سه نفر از مشرکان، کشته شدند. (همان، 1409ق، ج1، ص69)

این واقعه روحیه سربازان قریش را متزلزل ساخت؛ اما ابوجهل آنان را به جنگ ترغیب  کرد. (همان، 1409ق، ج1، ص55) بنابراین دو گروه به هم نزدیک شدند و حمله همگانی قریش آغاز شد. بنا بر گزارشی از امام علی7، رسول خدا9 در میدان نبرد، پیشاپیش اصحاب قرار داشت و هیچ یک نزدیک تر به دشمن از او نبود و در صحنه نبرد، جدی ترین و کوشاترین بود. (ابن سعد، 1410ق، ج2، ص23)

بررسی و تحلیل

  1. انگیزه جنگ بدر

پس از آنکه فشار قریش بر پیامبر9 و یارانش در مکه شدید شد، آنان آنجا را به قصد یثرب ترک کردند ومساکن، اموال و همه دارایی شان به تصرف قریش درآمد. به تلافی این اقدام، حمله به کاروان های تجاری قریش در دستور کار مسلمانان قرار گرفت و تا جنگ بدر، چهار بار این اتفاق افتاد. پیش از جنگ بدر پیامبر9 مسلمانان را فراخواند و فرمود: «این کاروان قریش است که اموالشان در آن است. شاید خداوند غنیمتی به شما دهد». (ابن هشام، بی تا، ج1، ص606) بنابراین انگیزه سپاه اسلام در ابتدا جنگ نبود؛ بلکه تصرف اموال کاروان قریش، به تلافی تصرف مساکن و اموالشان از سوی قریش بود. از طرفی دیگر انگیزه قریش هنگام خروج از مکه نیز جنگ نبود؛ بلکه کمک به کاروان تجاری قریش در برابر تصرف مسلمانان بود، اما در میانه راه چه شد که سرنوشت دو سپاهی که از ابتدا برای جنگ حرکت نکرده بودند، به نبرد انجامید؟

در نزدیکی بدر هنگامی که ابوسفیان توانست کاروان تجاری خود را فراری دهد، به مکیان - درحالی که در منزلگاه جحفه بودند - پیام داد که برگردند؛ زیرا توانسته بود کاروانش را از خطر برهاند. (ابن سعد، 1410ق، ج2، ص13) برخی چون بنی اخنس و بنی زهره در این منزل از قریش جدا شدند و برگشتند؛ اما برخی همچون ابوجهل، اصرار داشتند که به راه خود ادامه دهند تا به بدر بروند و سه شبانه روز در آنجا جشن و پایکوبی کنند تا آوازه آن را همه بشنوند و متوجه لشکر قریش بشوند و پس از آن همواره از سپاه مکه ترس داشته باشند. (ابن هشام، بی تا،  ج1، ص619)

  1. دلایل پیروزی مسلمانان و شکست مشرکان

بنا بر گزارش های تاریخی دلایل گوناگونی در پیروزی مسلمانان نقش داشت که عبارت اند از:

الف) ایمان: بنا بر گزارش دو جاسوس قریش که گفتند «آنها پناهگاهی ندارند، اما شترانی دیدم که مرگ را به ارمغان آورده اند. آنان گروهی هستند که جز شمشیرهای خود، پناهگاهی ندارند»، (واقدی، 1409ق، ج1، ص62) مسلمانان، بسیار باایمان و مصمم در صحنه جنگ حاضر شدند و همین از دلایل پیروزی آنان شد؛ درحالی که نسبت آنان با مشرکان یک سوم بود.

ب) همراهی انصار: با وجود اینکه پیمان آنان حفظ پیامبر9 در مدینه بود، اما با خطبه مهم سعد بن معاذ و آمادگی برای نبرد، نقش مهمی در این پیروزی داشتند. (واقدی، 1409ق، ج1، ص49؛ ابن هشام، بی تا، ج1، ص614)

ج) آمدن باران (ابن هشام، بی تا، ج1، ص633): خداوند به این دلیل اشاره می کند و می فرماید:

و از آسمان آبی بر شما فروفرستاد تا شما را بدان پاک گرداند و وسوسه های پلید شیطان را بدین وسیله از شما بزداید و تا دل هایتان را محکم کند و در نبرد گام های شما را به آن استوار سازد. (انفال: 11)

شنزارهای وادی بدر با هر بادی قابل جابه جایی بود؛ به ویژه با وجود تپه های شنی اطراف، همچون تپه حنان. بنابراین طبیعی است که با آمدن باران، زمین زیر پای آنان تثبیت، و امکان جابه جایی شن ریزه ها گرفته شود تا بهتر بتوان جنگید.

د) یاری فرشتگان: هم قرآن به آن تصریح کرده و هم ابن هشام در باب «شهود الملائکة وقعة بدر» (ابن هشام، بی تا، ص633) به آن پرداخته است.

هـ) ایجاد رعب و وحشت در دل مشرکان: پیامبر9 در این باره فرمود: «نصرت بالرعب». (همان، بی تا، ج2، ص498)

و) کوچک و ناچیز شمرده شدن دشمن در دل و ذهن مسلمانان. (انفال: 43 و 44)

ز) پاشیده شدن شن ریزه به طرف مشرکان از سوی پیامبر9 - اشاره به آیه (وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ ....) (همان، بی تا، ج2، ص491) - و بلافاصله وزش باد شدید و پاشیده شدن سنگریزه ها به سوی سپاه دشمن: این مورد، با توجه به موقعیت جغرافیایی بدر و وجود تپه های شنی فراوان، از دلایل پیروزی سپاه اسلام و شکست قریش بوده است.

ح) سخنان و خطبه های پیامبر9 در باب تحریض مسلمین برای جنگ. (همان، بی تا، ج1، ص627)

ط) انجام عملیات های شناسایی متعدد و کسب اطلاع و آگاهی از موقعیت قریش. (همان، بی تا، ج1، ص617)

ی) توجه به جغرافیای منطقه و جابه جایی اردوی پیامبر9:(همان، بی تا، ج1، ص620) یکی از نکاتی که در جابه جایی به آن دقت شد، نزدیکی به آب بود که در روز جنگ بدر، اهمیت بسزایی یافت؛ تا جایی که اسود بن عبدالأسد مخزومی قسم یاد کرد یا از حوض آب بنوشد، آن را خراب کند یا در آن راه بمیرد؛  (واقدی، 1409ق، ج1، ص68) زیرا برای قریش سخت بود که لشکر اسلام بر آب مسلط باشد و آنان تشنه باشند.

ک) شجاعت امام علی7: شمار کشته شدگان به دست ایشان - به ویژه بزرگان و شجاعان - قابل توجه، و در تغییر سرنوشت یک جنگ عربی کافی است. بنا بر گزارش ابن هشام، شانزده نفر را حضرت کشتند: 14 نفر را به تنهایی و 2 نفر را با کمک دیگری. همچنین بنا بر گفته او با احتساب موارد اختلافی آمار کشته های به دست وی به 22 تن می رسد: 18 نفر به تنهایی و 4 نفر با کمک دیگری. (ابن هشام، بی تا، ج2، ص535 -525) نیز بنا بر گزارش واقدی 15 نفر (14 نفر را به تنهایی و 1 نفر را مشترک) و با احتساب موارد اختلافی 22 تن (19 یا 20 نفر را به تنهایی و 2 نفر را اشتراکی) (واقدی، 1409ق، ج1، ص148-152) به دست ایشان کشته شدند.

  1. دلایل شکست مشرکان

الف) شرکت نکردن برخی بزرگان قریش، همچون ابولهب، و تزلزل برخی دیگر در ابتدای حرکت از مکه. (ابن هشام، بی تا، ج1، ص610)

ب) ترس قریش از اختلاف درونی در مسیر یا میدان جنگ، همچون جنگ های خونین قبیله ای در جاهلیت. (همانجا)

ج) ترس و دلهره به دلیل پیش بینی پیامبر9 مبنی بر کشته شدن برخی از بزرگان قریش با توجه به صداقت و امانت پیامبر9. (واقدی، 1409ق، ج1، ص35) همچنین خواب عاتکه مبنی بر شکست قریش و باخبر شدن همه مکی ها از خواب عاتکه به وسیله عباس، عموی پیامبر9. (همان، ج1، ص29 تا 31) نیز خواب جهیم بن صلت در منزلگاه جحفه درباره کشته شدن اشراف قریش. (ابن هشام، بی تا، ج1، ص618)

د)انصراف برخی از مشرکان در مسیر جنگ، همچون طالب پسر ابوطالب (ابن اثیر، 1385ق، ج2، ص121) و بنی زهره که نزدیک به صد یا سیصد نفر بودند. چون آمنه مادر پیامبر9 از این طایفه بود، گفتند: «ما با فرزند خواهر خود نمی جنگیم». (واقدی، 1409ق، ج1، ص44؛ ابن هشام، بی تا، ج1، ص619) بنی اخنس از وسط راه در جحفه (ابن هشام، بی تا، ج1، ص619) و بنی عدی نیز در گردنه لَفت، از مشرکان جدا شدند. (ابن هشام، بی تا، ج2، ص451)

هـ) اختلاف مشرکان در میدان جنگ پس از پیشنهاد پیامبر9 مبنی بر صلح، عتبه قریش را به برگشت به مکه تشویق کرد؛ اما با واکنش تند ابوجهل مواجه شد. (همان، بی تا، ج2، ص455)

و) کشته شدن بزرگان قریش (عتبه، فرزندش و برادرش) در جنگ تن به تن و ابوجهل، که پیامبر او را فرعون امت و رأس پیشوایان کفر دانسته بود، در وسط میدان جنگ.

4.پیامدهای جنگ بدر

الف) پیامدهای نظامی

یک- تلفات سنگین جانی و مالی به قریش: کشته شدن هفتاد نفر و اسارت هفتاد نفر و بنا بر نقلی پنجاه کشته و 44 اسیر، و کشته شدن سران قریش(مانند: ابوجهل، عتبه و فرزندش و برادرش، امیة بن خلف و نوفل بن خویلد معروف به اسد قریش). بیشترین کشته ها از بنی مخزوم و بنی عبد شمس بودند. در مقابل، شهادت چهارده مسلمان (هشت انصار و شش مهاجر). (واقدی، 1409ق، ج1، ص145)

دو- کشته شدن برخی از اسیران در مسیر برگشت: بنا بر گزارش های تاریخی برخلاف این سیره که اسیر کشته نمى شود، اما دو بزرگ قریش در مسیر برگشت کشته شدند. در وادی صفرا (منطقه اثیل) حکم قتل نضر بن حارث بن کلده، (واقدی، 1409ق، ج1، ص106) و در عرق الظبیه فرمان کشته شدن عقبة بن ابی معیط صادر، و به دست امام علی7 اجرا شد. (ابن هشام، بی تا، ج2، ص471) البته این حکم، نسبت به دیگر اسیران جاری نشد.

سه- جنگ درون قبیله ای که در عرب کمتر سابقه داشت: پیامبر9 و تعداد زیادی از مهاجرین از قریش مکه بودند که اکنون قریش مکه در برابر آنان جنگیده بود.

چهار- جنگ احد: جلوگیری ابوسفیان از مدیحه سرایی مکیان در سوگ کشته شدگان بدر (واقدی، 1409ق، ج1، ص116) به دلیل افزایش کینه قریش و تصمیم بر انتقام و به راه انداختن جنگ احد.

پنج- شکست مسلمانان در جنگ احد: مسلمانان به دلیل پیروزی در این جنگ که خارج از مدینه اتفاق افتاد، در جنگ احد هم بیرون مدینه را برای نبرد انتخاب کردند؛ اما شکست خوردند. از طرف دیگر شکست مشرکان در جنگ بدر باعث شد برنامه دقیق تر و بهتری برای نبردهای بعدی داشته باشند تا از بروز شکست احتمالی جلوگیری کنند.

ب) پیامدهای سیاسی - امنیتی

یک- پس از شکست سنگین قریش در این جنگ و کشتن شدن حدود هفتاد نفر، که برخی از بزرگان و اشرف مکه بودند و نیز اسارت هفتاد نفر، قریشی که به تعبیر پیامبر9 پاره های تن خود (واقدی، 1409ق، ج1، ص53) را به مصاف لشکر اسلام آورده بود، هیمنه و عظمتش از بین رفت و به تعبیر آیه 6 سوره انفال جبهه شرک فروپاشید.

دو- عزت، اقتدار و خودباوری بیشتر مسلمانان و ذلت قریش: بنا بر نقل پیامبر9، «نخستین جنگی بود که خداوند، اسلام را سرفراز و شرک را خوار ساخت» (واقدی، 1409ق، ج1، ص21) و «شیطان در بدر چنان کوچک و خوار گشت که مانند نداشت». (همان، ص77)

سه- تثبیت قلمرو سپاه اسلام و موقعیت اطراف مدینه.

چهار- تقویت جبهه اسلام در یثرب و اطراف آن که در نتیجه قدرت پیامبر9 در مدینه بیش ازپیش افزایش یافت و باعث اتحاد هر چه بیشتر مدنی ها شد.

پنج-خوشحالی مردم مدینه و خروج قبیله خزرج و استقبال از سپاه اسلام در روحا و بیان تبریک به پیامبر9. (واقدی، 1409ق، ج1، ص116)

شش- ناامنی راه مکه به شام برای کاروان قریش.

هفت- ریاست ابوسفیان بر قریش مکه، پس از کشته شدن بزرگان قریش. بنابراین او در جنگ های بعدی رئیس مشرکان مکه بود. (ابن اثیر، 1409ق، ج5، ص216)

هشت- کینه تاریخی امویان از امام علی7: این مطلب در خطبه های ایشان منعکس شده است. (ابن بکار، 1403ق، ص29) نیز ابن عباس خطاب به معاویه در این باره چنین گفت: «جدّک وأخاک وخالک، وأسرنا قومک یوم بدر». (اخبار الدولة العباسیه، 1391ق، ص42)  اسود بن عرفجه شامی به همین جهت قصیده ای در مدح امام علی7 خواند. وقتی پرسیدند منظورت کیست، گفت: «هذا والله علی بن أبی طالب... الذی قتل جدک وعمّ أُمک وأخاک وخالک یوم بدر». (ابن اعثم کوفی، 1411ق، ج2، ص407) همچنین بیان مولا علی7 دراین باره فرمود: «فَأَنَا أَبُو حَسَنٍ قَاتِلُ جَدِّکَ وَأَخِیکَ وَخَالِکَ شَدْخاً یَوْمَ بَدْر». (نهج البلاغه، 1414ق، ص370) کینه تاریخی امویان در طول تاریخ حکومت آنان ادامه داشت و به لعن و ناسزاگویی به ایشان منجر شد.

نه- پیمان شکنی یهود مدینه: تا پیش از بدر گزارشی از تعرض یا دشمنی یهود با مسلمانان گزارش نشده است؛ اما پس از پیروزی قاطع مسلمانان، یهودیان مدینه شروع به بدگویی از مسلمانان کردند. (واقدی، 1409ق، ج1، ص176) کعب بن اشرف، بزرگ یهودیان بنی نضیر، پس از این نبرد به مکه رفت و در رثای کشتگان قریش شعر سرود. (طبری، 1407ق، ج2، ص178) از آن طرف قریش نیز از یهودیان مدینه خواستند پیمان خود با مسلمانان را بشکنند. (ذهبی، 1407ق، ج2، ص149) بنابراین شکاف در حکومت نوپای نبوی و آغاز دشمنی یهود، از آثار مهم جنگ بدر بود؛ البته هرچند این پیمان شکنی به تحمیل چندین جنگ بر پیامبر9 منجر شد، اما در نهایت به خروج یهودیان از مدینه انجامید.

ده- ایجاد جبهه نفاق در مدینه: پس از جنگ بدر عبدالله بن ابی، که تا آن زمان اسلام نیاورده بود و با مسلمانان دشمنی می کرد، به ظاهر اسلام آورد. (ابن کثیر دمشقی، 1407ق، ج3، ص419) او برای مردم خطبه خواند و همگان را بر یاری پیامبر9 فراخواند. (واقدی، 1409ق، ج1، ص118) اسلام آنان ظاهری بود و در باطن، ذره ای به ایشان ایمان نیاوردند. بنابراین منافقانه به حیات خود در مدینه ادامه دادند و از آن پس به تحریک بیشتر یهودیان پرداختند تا از پیمان با پیامبر9 خارج شوند. (همان، 1409ق، ج1، ص178)

یازده- نقشه قتل پیامبر9 به دست صفوان بن امیه که حضرت با خبر غیبی متوجه شد و این ترور ناکام ماند. (ابن هشام، بی تا،  ج2، ص485 و 487).

دوازده- خوشحالی پادشاه حبشه و شادمانی مسلمانان مقیم آنجا. (واقدی، 1409ق، ج1، ص120)

ج) پیامدهای اقتصادی - فرهنگی

یک- تقویت توان اقتصادی مسلمانان با تصرف غنایم: بنا بر گزارش واقدی وسایل شخصی هر کشته ای بنا بر سنت قدیمی عرب و تأکید پیامبر9 به کشنده می رسید. (واقدی، 1409، ج1، ص99) دیگر غنایم به دست آمده بین مسلمانان در مسیر راه در منطقه سیر تقسیم شد. هنگام تقسیم غنایم بنا بر آیه 41 سوره انفال، بخشی از غنایم به عنوان خمس به افراد مشخص شده می رسید. بنا بر نقل ابن اثیر، سی اسب (ابن اثیر، 1385ق، ج2، ص16) به عنوان خمس محاسبه شد. همچنین در این جنگ هفتاد قریشی به اسارت مسلمانان درآمدند و به دستور پیامبر9، قریش در برابر برخی از آنان، همچون عباس عموی پیامبر9، پول پرداخت کردند (ابن سعد، 1410ق، ج4، ص16) که این هم کمک اقتصادی به مسلمانان بود.

دو- ایجاد طبقه بدریون بین اصحاب. (ابن عبدالبر، مقدمه مولف،1412ق، ص6) در زمان پیامبر9 نیز «أهل بدر» معروف بودند (بخاری، 1419ق، ج6، ص249) و از سوی ایشان با عباراتی همچون «وجبت لکم الجنة» «وفقد غفرت لکم» توصیف شدند (همان) و هر کدام از آنان، «بدری» خوانده می شدند. (طبری، 1407ق، ج3، ص164) این فضیلت به قدری اهمیت داشت که خلیفه دوم به بدری ها مقدار بیشتری از بیت المال پرداخت می کرد. (بلاذری، 1407ق، ص438)

سه- نهی از کشتن بنی هاشم از قریش در میدان نبرد به وسیله پیامبر9؛ زیرا با اکراه شرکت کرده بودند. (ابن هشام، بی تا، ج2، ص458)

نتیجه گیری

درباره انگیزه و دلایل جنگ بدر، با بررسی همه روایات واردشده درباره پیشینه جنگ بدر می توان به این نتیجه دست یافت که منشأ اصلی این جنگ، اقتصادی بوده است. بنابراین انگیزه سپاه اسلام در ابتدا جنگ نبود؛ بلکه تصرف اموال کاروان قریش به تلافی تصرف مساکن و اموالشان از سوی آنها بود.

از طرف دیگر هم انگیزه قریش هنگام خروج از مکه جنگ نبود؛ بلکه کمک به کاروان تجاری قریش در برابر تصرف مسلمانان بود که این مهم هم انجام شد و کاروان ابوسفیان توانست از معرکه بگریزد؛ اما در میانه راه، اصرار ابوجهل بر تنبیه مسلمانان سرنوشت دو سپاهی که از ابتدا برای جنگ حرکت نکرده بودند را به جنگ کشاند. بنابراین تا منزلگاه جحفه، انگیزه مشرکان حمایت از کاروان تجاری قریش و پس از آن ایجاد رعب و وحشت در مسلمانان و بازگشت هیمنه مشرکان پس از شکست در سریه های قبلی بود.

از سویی دیگر هنگامی که پیامبر9 از نجات کاروان قریش به سرکردگی ابوسفیان و ادامه مسیر کاروان قریش به سرکردگی ابوجهل و تصمیم آنان به جنگ با خبر شد، بر جنگیدن با مشرکان مصمم گشت.

درباره دلایل پیروزی مسلمانان گفتنی است از یازده دلیل که گذشت، چهار دلیل مربوط به جغرافیای تاریخی (انتخاب جای مناسب توسط لشکر اسلام، انجام عملیات شناسایی، نزول باران و وزش باد شدید به سوی مشرکان)، سه دلیل امور ماوراء طبیعی (نزول فرشتگان، ایجاد رعب و وحشت در دل مشرکان و کوچکی مشرکان در دل مسلمانان)، سه دلیل مربوط به نقش پیامبر و اصحاب (همراهی انصار، سخنرانی پیامبر9 و شجاعت امام علی7) و یک دلیلْ، اعتقادی (ایمان) است. بنابراین دلایل جغرافیای تاریخی بدر در پیروزی مسلمانان با 37٪ (نمودار شماره 1) اولین نقش را در پیروزی مسلمانان داشته است.

 

 

[1]. «أّثَیَّلْ یا ذوأثیل» منطقهای دارای چشمه و پر از نخل خرما، بین بدر و وادی صفراء است. پیامبر9 در مسیر برگشت از بدر، نضر بن حارث کلده را در آنجا به قتل رساند. (یاقوت حموی، 1995م،ج1، ص93) بنا بر گزارش یاقوت، در زمان وی این چشمه و نخلستان از آنِ اولاد جعفر بن ابیطالب بود.

 [2]. عدوة الدنیا و عدوة القصوی؛ این دو نام از آیه (إِذْ أَنتُم بِالْعُدْوَةِ الدُّنْیَا وَهُم بِالْعُدْوَة الْقُصْوَی) (انفال: 42) گرفته شده است. «عدوة» یعنی کنار وادی. بنابراین «عدوةالدنیا» یعنی کنار وادیای که به مدینه نزدیکتر بود و «عدوة القصوی» یعنی کنار وادیای که به مدینه دورتر بود. (طبرسی، مجمعالبیان، ج4، ص839) .

 [3]. ابن اسحاق در جای دیگر توضیح بیشتری درباره موقعیت این مکان میدهد: «ومضت قریش حتى نزلوا بالعدوة القصوى من الوادی خلف العقنقل وبطن الوادی وهو یلیل بین بدر والعقنقل، الکثیب الذی خلفه قریش، والقُلُب ببدر فی العُدوة الدنیا من بطن یلیل إلى المدینة»: (ابن هشام، بیتا) «قریشیان در عدوة القصوی اردو زدند و آن مکان، پشت عقنقل است؛ یعنی بین بدر و عقنقل، یلیل قرار دارد».

 [4]. بعدها این مکان به مسجد تبدیل شد و به همین دلیل، مکان آن هنوز هم مشخص است. مقدسی احسن التقاسیم: بدر: مدینة صغیرة من نحو الساحل ثم عین النبی صلعم و موضوع الوقعة و مساجد بناها ملوک مصر سمهودی در وفاء الوفا: «مسجد بدر کان العریش الذی بنی لرسول الله - صلّی الله علیه و [آله] و سلّم - یوم بدر عنده وهذا المسجد معروف الیوم بقرب بطن الوادی بین النخیل والعینُ قریبة منه...».

 [5]. ابن سعد: «وبُنی لرسول عریش من جرید، فدخله النبیّ وأبوبکر الصدیق وقام سعد بن معاذ علی باب العریش متوشّحاً بالسیف».

 [6]. پرچم از نمادهای اصلی اقوام، قبایل، ملتها، دولتها و لشکرهای نظامی است که در تاریخ اهمیت خاصی داشته است. همچنانکه قبایل عرب پیش از اسلام پرچم داشتند، سپاه پیامبر9 نیز دارای پرچم (لواء و رایت) بود که لواء (نشانه اصلی سپاه) نسبت به رایت (نشانگر گروههای فرعی و قومیتها)، اهمیت بیشتری داشت. پرچم در سپاه پیامبر9 از اهمیت خاصی برخوردار بود و پرچمدار صاحب فضیلت و منقبت؛ بنابراین صحابه دوست داشتند پرچم سپاه به آنان واگذار شود. (احمدی، علی و روحی، کاوس، 1397ش، ش73، ص7)

 

  1. محقق، عبدالعزیز الدوری و عبدالجبار مطلبی (1391ق)، اخبار الدولة العباسیة، بیروت، دارالطلیعة.
  2. ابن اثیر، علی بن محمد، (1385ق/1965م)، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر.
  3. ------ (1409ق)، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت، دارالفکر، چاپ اول.
  4. ابن اعثم کوفى، محمد بن علی، (1411ق/1991م)، الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالأضواء، چاپ اول.
  5. ابن بکار، عباس (1403ق)، الوفدیات من النساء علی معاویة بن ابی سفیان، بیروت، مؤسسة الرسالة.
  6. ابن سعد، محمد بن سعد (1410ق)، الطبقات الکبری، تحقیق محمدعبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول.
  7. ابن عبدالبّر، اسماعیل بن عمر، (1412ق)، الإستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق: علی محمد الجاوری، بیروت، دارالجیل.
  8. ابن کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر (1407ق/1986م)، البدایة و النهایة، بیروت، دار الفکر.
  9. ابن منظور، محمد بن مکرم (1414ق)، لسان العرب، بیروت، دار صادر.
  10. ابن هشام، عبدالملک بن هشام (بی تا)، السیرة النبویة، تحقیق مصطفی السقا، ابراهیم الأبیاری و عبدالحفیظ شلبی، بیروت، دارالمعرفة.
  11. ابن حنبل، احمد بن محمد (1421ق/2001م)، المسند، تحقیق شعیب الارنؤوط، بیروت، مؤسسة الرساله.
  12. احمدی، علی و روحی، کاوس (1397ش)، «تحلیل روایی تاریخی پرچم داریِ امیر مؤمنان على7 در غزوات پیامبر اکرم9»، تاریخ اسلام، ش73.
  13. بخاری، محمد بن اسماعیل(1412ق)، صحیح البخاری، اعتنی به ابوصحیب الکرمی، ریاض، بیت الأفکار الدولیة.
  14. بلاذری، احمد بن یحیی (1407ق)، فتوح البلدان، حققه و شرحه و علق علی حواشیه و اعد فهارسه و قدم لبه عبدالله انیس الطباع، عمر انیس الطباع، بیروت، مؤسسة المعارف.
  15. بیهقی، احمد بن حسین (1405ق/1985م)، دلائل النبوة و معرفة أحوال صاحب الشریعة، تحقیق عبدالمعطى قلعجى، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول.
  16. دهخدا، علی اکبر (1373ش)، لغت نامه، تهران، دانشگاه تهران.
  17. دیار بکری، حسین بن محمد (بی تا)، تاریخ الخمیس فی أحوال أنفس النفیس، بیروت، دار صادر.
  18. دینوری، احمد بن داود (1368ش)، الأخبار الطوال، تحقیق عامر عبدالمنعم و مراجعه شیال جمال الدین، قم، منشورات الرضی.
  19. ذهبی، محمد بن احمد، (1407ق/1987م)، تاریخ الإسلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ اول.
  20. طبری، محمد بن جریر (1407ق)، تاریخ الرسل و الملوک، بیروت، دارالکتب العلمیه.
  21. قرچانلو، حسین (1380ش)، جغرافیای تاریخی کشورهای اسلامی، تهران، سمت.
  22. مطرزی، ناصر بن عبدالسید (1979م)، المغرب فی ترتیب المعرب، حلب، مکتبة اسامة بن زید.
  23. واقدی، محمد بن عمر (1409ق/1989م)، کتاب المغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسة الأعلمی، چاپ سوم.
  24. یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله (1995م)،  معجم البلدان، بیروت، دار صادر.