نوع مقاله : خاطرات
مقدمه:
در دوره قاجار و پس از انعقاد عهدنامه ارز روم دوم (1847م) به دلیل آرامش نسبی که در روابط ایران و عثمانی ایجاد شد، سالانه هزاران نفر از مردم ایران، از نواحی مختلف، به قصد سفر به سرزمین حجاز (انجام مناسک حج)، زیارت اماکن متبرکه عراق (عتبات عالیات)، تجارت یا تحصیل (در حوزه های علمیه عتبات) راهی مرزهای غربی کشور مى شدند. مهم ترین جاده و مسیری که بدین منظور کاروان ها استفاده مى کردند، محور یا مسیر تاریخی شرق به غرب کشور بود. این راه مسیر ارتباطی مهمی بود که دسترسی مناطق شرقی را به غرب کشور میسر مى کرد و درواقع قسمتی از کریدور شرق به غرب آسیا یا همان جاده ابریشم محسوب می شد.
جاده ای که از تهران آغاز می شد و پس از پشت سر گذاشتن شهر رى، قم، سلطان آباد، همدان و... سایر مناطق و سرزمین هایی مختلف به کرمانشاه، قصر شیرین و سپس با خروج از ممالک محروسه به خانقین می رسید، جاده تهران - کرمانشاه[1] نامیده مى شد. بدین ترتیب کاروان هایی متشکل از حجاج، تجار، طلاب، زوار و جنائز وارد سرزمین عراق می شدند. در طول تاریخ همواره نقش ارتباطات جاده ای بر توسعه و گسترش شهرها کاملاً محسوس بوده است. هرچه مسیر ارتباطی اهمیت بیشتری داشته باشد، میزان تأثیرگذاری آن نیز فزونی می یابد.
از نظر اقتصادی و توسعه شهری، اهمیت جاده ها و حمل و نقل آن قدر زیاد و گسترده است که می توان آن را از بسترهای ایجاد و توسعه شهرها دانست. جاده تهران -کرمانشاه به علت حجم تردد کاروان ها و اهمیت در انتقال کالاهای تجاری از ظرفیت های مناسبی در جهت تأثیرگذاری و تغییر بر جغرافیای شهری و انسانی منطقه برخوردار بوده است. درگذشته پژوهش های متعددی در خصوص این شاهراه به عمل آمده است که از مهم ترین آنها می توان به کتاب از قم تا کربلا تألیف خانم سلطانی مقدم، مقاله «اهمیت و کارکردهای اقتصادی راه قم - قصر شیرین در دورۀ قاجار» کاری از آقای ابراهیم اصلانی، و مقاله «نقش و اهمیت مذهبی، فرهنگی و اجتماعی راه عتبات قم - قصر شیرین با تکیه بر رفت وآمد زائران شیعی در دوره قاجار» تألیف خانم سعیده سلطانی مقدم اشاره کرد. نویسندگان این آثار از زوایای مختلفی به اهمیت و جایگاه این شاهراه و تأثیرات آن بر حوزه های اقتصاد، فرهنگ، مذهب و... پرداخته اند.
این پژوهش تلاش دارد با اتکا به اطلاعات موجود در منابع تاریخی، به ویژه سفرنامه های حجاج، زائران و جهانگردان خارجی دوره قاجار، و با رویکردی توصیفی- تحلیلی به تحلیل موضوع بپردازد و ضمن بررسی ویژگی های این مسیر مهم ارتباطی و توجه به اهمیت آن در تشرف کاروان های حجاج و زوار، تأثیر این شاهراه بر جغرافیای انسانی و شهری منطقه را با تأکید بر نقش آن در تأسیس، رشد و توسعه شهر سلطان آباد (اراک) بررسی کند.
سفر به عراق و حجاز
در دوره قاجار با آنکه وسایل سفر اندک بود، اما ایرانیان بسیار مسافرت می کردند.آنها سفرهای زیارتی را ترجیح می دادند؛ زیرا آموزه های دینی و شرعی این سفرها را توصیه مى کرد. در این میان سفر به سرزمین حجاز برای انجام مناسک حج و همچنین عتبات عالیات عراق برای زیارت قبور امامان شیعه از بزرگ ترین آرزوهای هر ایرانی مؤمن و متشرع محسوب می شد.
حجاجی که از این مسیر راهی حج می شدند، ابتدا به عتبات عالیات سفر مى کردند و پس از زیارت اماکن مقدس سرزمین عراق راهی سرزمین حجاز می شدند. زمان بندی سفر آنان متناسب با موسم آغاز مناسک حج بود.
زائران عتبات عالیات نیز معمولاً به صورت گروهى و با کاروان به سرزمین عراق مسافرت می کردند. این کاروان ها، معمولاً از نظر انتخاب زمان، دو نکته را در نظر داشتند: یکى فصل سرما و دیگرى موسم برداشت محصولات کشاورزی. بنابراین نوع سفرها بیشتر در پاییز انجام مى شد؛ زیرا از سویی هواى عراق معتدل می شد و از سوی دیگر در ایران کار کشاورزى کمتر بود و زارعان در استراحت به سر می بردند؛ اما با این وجود در ایام خاص و مناسبت هایی همچون محرم، صفر، اربعین، عرفه و همچنین اعیاد این سفرها به مراتب افزایش می یافت.
حجاج و زائران ایرانى براى رسیدن به عتبات عالیات، به طور معمول یکى از دو مسیر زیر را انتخاب مى کردند:
راه جبل (نجد)
راه جبل مسیر مشهور و معروفی بود و بسیاری از حجاج از آن طریق به سرزمین حجاز سفر می کردند و به آن راه، نجد نیز اطلاق مى شد. کسانی که از این مسیر راهی حج مى شدند از مسیر غرب کشور (تهران - کرمانشاه) وارد سرزمین عراق شده، پس از عبور از عراق و زیارت عتبات مقدسه مسیر خود را به سمت مکه ادامه می دادند.
راه جبل (نجد) راهی بسیار قدیمی است و از پیش از اسلام سرزمین های شرقی را از طریق عراق به حجاز متصل می کرد. پس از اسلام نیز همچنان اهمیت آن باقی ماند و همان راهی است که امام حسین7 در جریان حادثه عاشورا، مسیر از مکه تا کربلا را از آن طریق طی کرد. بسیاری از مسافران و سفرنامه نویسان که از این مسیر به حج مشرف شده اند، تقریباً غالب آنان اعلام نارضایتی کرده اند. دختر فرهادمیرزا که سال 1297 قمرى به حج مشرف شده، در شرح سفرنامه خود می نویسد از ایران تا عراق و سپس زیارت شهرهای مقدس نجف و کربلا به سهولت طی مسیر کرده؛ ولی پس از خروج از عتبات مقدسه و ورود به مسیر عراق - مکه، شرایط ناگواری برای وی و کاروانیان همراهش رقم خورده است.
در مجموع این مسیر در دوره قاجار بسیار ناامن بوده و اعراب بدوی آن نواحی به کاروان حجاج حمله مى کردند و به قتل و غارت آنان می پرداختند؛ به نحوی که شیخ فضل الله نوری سال 1320 قمرى به حرمت سفر به حج از این راه حکم داد؛ (جعفریان، 1389ش، ص28) به همین دلیل در اواخر دوره قاجار از حجاج از دیگر راه های وصول به سرزمین حجاز همچون راه سلطانی شام، راه استامبول و راه بصره سفر کردند؛ (همان، ص31) اما در مجموع محبوبیت این راه بدین دلیل بود که در مسیر رفت وبرگشت، حجاج از زیارت عتبات مقدسه نیز بهره می بردند. (همان، ج1، ص327) این دسته از حجاج در قسمتی از مسیر، همسفر آن دسته از مؤمنانی می شدند که تنها قصد زیارت عتبات مقدسه سرزمین عراق را داشتند و در قالب کاروان هایی در مسیر جاده غرب کشور (تهران - کرمانشاه) طی طریق مى کردند.
جاده غرب کشور (تهران - کرمانشاه)
ناحیه کوهستانی پهناوری که یونانیان آن را «مدیا» (Media) می گفتند و از باختر به جلگه های بین النهرین و از خاور به کویر بزرگ ایران محدود مى شد، نزد جغرافی نویسان عرب به نام «ایالت جبال» معروف بود. این نام بعدها متروک شد و در قرن ششم هجری در زمان سلجوقیان به غلط آن را «عراق عجم» نامیدند تا با عراق عرب که مقصود قسمت سفلای بین النهرین بود، اشتباه نشود. چهار شهر بزرگ قرمیسین (کرمانشاه)، همدان، ری و اصفهان از زمان قدیم بزرگ ترین شهرهای نواحی چهارگانه ایالت جبال بودند. (لسترنج، 1393ش، ص200)
در زمان خلافت عباسیان، که حوزه فرمانروایی اعراب به حد اعلای وسعت رسید، مرکز جاده ها بغداد بود و مسافرانی که قصد سفر از شرق به غرب یا تشرف به حج را داشتند همگی از دجله می گذشتند. در این زمان معروف ترین شاهراه ها جاده بزرگ خراسان بود که از غرب به شرق می رفت و سرزمین های غربی را به شهرهای ماوراءالنهر و حدود چین متصل می ساخت. این جاده از دروازه خراسان در شرق بغداد شروع می شد و پس از گذشت از صحرا، از پل های مستحکمی که روی رودخانه ها ساخته بودند عبور می کرد تا به حلوان پای گردنه ای که از آنجا به کوه های ایران می رسید منتهی، و از اینجا به ایالت جبال وارد می شد و پس از عبور از یک سربالایی تند به کرمانشاه، مرکز کردستان، می رسید و ایالت جبال را با خطی مورب درمی نوردید و به سمت شمال خاوری می رفت و از همدان نیز می گذشت تا به ری می رسید و پس از عبور از ری به سمت خاور متوجه می شد و پس از گذشت از قومس، به ایالت خراسان بزرگ وارد مى شد. (همان، ص10)
مسیر تهران - کرمانشاه در حقیقت بخشی از جاده قدیمی خراسان یا همان کریدور شرق به غرب کشور بود که مستقیماً تهران، شهر ری و سپس شهر مذهبی قم را به شهرهای مقدس کربلا، نجف، کاظمین و سامرا متصل می کرد و مسیر اصلی تردد کاروان های تجار، حجاج، زائران، و همچنین طلاب و علما محسوب مى شد.
با توجه به اطلاعاتى که سفرنامه نویسان به ما می دهند، مسیر شاهراه تهران- کرمانشاه بدین گونه بوده است:
کاروان ها معمولاً از تهران و از حضرت عبدالعظیم7 و شهر رى حرکت می کردند و سپس از حسن آباد و روستاى علی آباد و از کاروانسراى منظریه، که منظرگاه حضرت معصومه3 است، وارد قم، و از آنجا به تاج خاتون و سیاوشان و ولاشگرد رهسپار مى شدند. منزل هاى بعد از آن به ترتیب سلطان آباد، ساروق، دیزآباد، قوزان بود و پس از عبور از گردنه ننج به اسدآباد، کنگاور، صحنه و بیستون، کرمانشاه، ماهیدشت، هارون آباد، کرند، پایین طاق، میان طاق، پل زهاب، در نهایت به قصر شیرین در داخل مرز ایران مى رسیدند. پس از گذشتن از گمرک خانقین وارد خاک عثمانى می شدند و با پشت سر گذاشتن مقدادیه، بعقوبه، خان امیر و... به کاظمین رسیده، سپس راهی کربلا و در ادامه نجف مى شدند. بر این اساس از تهران تا کربلا 160 فرسنگ بوده است.[2]
از ویژگی های مثبت این مسیر، همچون دیگر راه های ایران، وجود کاروانسراها[3] بود. کاروانسراها تنها مراکزی برای آسایش و امنیت کاروانیان نبود؛ بلکه مهم ترین ابزار ارتباطات و انتقال فرهنگ، روابط اجتماعی، تجاری و اقتصادی نیز محسوب می شد. در شاهراه تهران - کرمانشاه کاروانسراهای متعددی قرار داشت که مهم ترین آنها کاروانسراهای حوض سلطان قم و ماهیدشت کرمانشاه بودند. در حد فاصل این دو کاروانسرا هر منزل تا منزل دیگری بیش از بیست تا سى کیلومتر فاصله داشت که این مسافت، کاملاً با فاصله کاروانسراهای بین راه تطبیق می کرد. عضدالملک در شرح سفرنامه عتبات خود در وصف کاروانسرای حوض سلطان می نویسد:
از صدرآباد الى حوض سلطان متصل زوار خراسانى و طهرانى با کجاوه و عیال از عتبات عرش درجات معاودت مى نمودند و دعاى سلامتى ذات اقدس شهریارى همى گفتند. دو ساعت از طلوع آفتاب برآمده، وارد کاروانسرا شده، بارهاى خشت مبارک را فرود آورده و خود در بالاخانه رو به مغرب کاروانسرا منزل کردم. ناهار را هم آنجا خوردیم. منزل حوض سلطان کمال تنقیح و آراستگى دارد. از هر جهت بر عابرین و واردین خوش مى گذرد. قبل از این دولت روزافزون، منزل بسیار بدى بوده است؛ چنان که هرگاه کسى از بلاد بعیده عزیمت این حدود مى نمود، وحشت این منزل را داشت. (عضدالملک، 1370ش، ص31)
البته این کاروانسراها در ایام پیک زیارتی پاسخگوی نیازهای زائران نبود و کاروانیان به سختی می توانستند در آنها تهیه منزل کنند:
امروز حاجی های کرمانشاهان با ما همراه اند و هرکس منزلی گرفته است و منزل پیدا کردن خیلی مشکل شده است؛ به صعوبت در کاروانسرا منزل گرفتند. (جعفریان ، 1389ش، ج4، ص676)
«در مجموع شرایط و کیفیت این شاهراه از نظر کیفیت، مناسب و در حد اهمیت و نام و آوازه آن نبوده که شرح آن به کرات در سفرنامه های حجاج و زائران عتبات آمده است». (جعفریان، 1389ش، ج5، ص102)
اخبار ناامنی راه ها در دوره قاجار در اسناد و مدارک باقی مانده، بسیار متواتر است. دزدان بین راه سرها را می بریدند، اموال بازرگانان را می زدند، به روستاها حمله می کردند و گاو و گوسفند روستاییان را می بردند. دولت قاجار نیز عقلش نمی رسید یا پول نداشت و نمی توانست پاسگاهی با چند مأمور مسلح در آنجا بگذارد و شرارت ها را پایان دهد. آنان از لخت کردن افسران و مأموران حفاظت راه ها نیز ابایی نداشتند. (آدمیت، 1356ش، ص461)
قراسواران به دلیل نداشتن امکانات کافی و نداشتن لباس مناسب و با جیره و مواجب اندک، نه تنها مورد هجوم راهزنان واقع شدند، بلکه گاهى خود دست به غارت اموال کاروانیان و تجار می زدند. قراسواران در همه راه ها و جاده ها حضور قاطع و محکمی نداشتند؛ بلکه دولت به دلیل کمبود بودجه تنها در جایى که ناامنی جاده ها بیشتر بود، از حضور قراسواران استفاده می کرد. احتمالاً به همین دلیل در بسیاری از متون یا سفرنامه های دوره قاجار از قراسواران به عنوان محافظان و برقرارکنندگان امنیت جاده ها نامی برده نمى شود. (جعفری، 1396ش، ص30)
پنجاه سال دوران پادشاهی ناصرالدین شاه را به رغم همه نواقص و کاستی ها، در مقایسه با دوران پیش از آن می توان دوران شاخصی در دوره قاجار در امر امنیت راه ها و جاده ها دانست. با این وجود هر فردی که با کاروان یا تنها مسافرت می کرد لازم بود مسلح باشد و از جان و مال خود محافظت کند. این موضوع را ویلز انگلیسی، که در زمان ناصرالدین شاه به همراه یک هیئت سه نفری به ایران آمد، به صراحت بیان می کند و می نویسد که به دلیل بروز قحطی و گرسنگی، راهزنی افزایش یافته و جاده ها برای کاروان ها و مسافران ناامن است. بنابراین او با خود اسلحه ای حمل می کرد تا از دستبرد یاغیان در امان باشد. (ویلز، 1368ش، ص32)
دولت قاجار راهکارهایی درباره این امر برای مسافران در نظر گرفت و آن فرستادن گذرنامه انسانی همراه کاروان بود که مهر دولتی داشت تا نشانه مصونیت باشد. البته بیشتر این کاروان ها اسلحه داشتند و هنگام حمله راهزنان به خوبی می توانستند از خود دفاع کنند. همچنین در مسیرهایی که پرخطر بود، افراد مسلحْ کاروانیان را همراهی می کردند؛ چنان که طاوسی می نویسد:
از پل الی قصر [شیرین] پنج فرسنگ است. پنجاه سوار همراه ما آمد تا میان راه. پنجاه سوار دیگر از قصر [شیرین] پیش آمده بودند؛ با زوار از کربلا مراجعت کرده بودند. سوار که همراه ما بود، آنها را برد. ما را آن پنجاه سوار، که از شاهسون بغدادی بود، برد در قصر شیرین. (طاوسی،1393ش، ص64)
به دلیل اهمیت جاده تهران - کرمانشاه، دولت قاجار در گردنه های مهم این مسیر سرباز گذاشت؛ برای مثال در گردنه اسدآباد که تمام مسافران مسیر عتبات باید از این گردنه عبور می کردند و به دلیل موقعیت جغرافیایی برای راهزنان جای مناسبی بود، بنابراین همواره حدود شصت نفر سرباز برای محافظت از این گردنه در محل مستقر بودند.
وضعیت کاروان ها
کاروان هایی که از این شاهراه به عراق می رفتند، فقط ایرانی نبودند. درواقع همه راه های زمینی که حجاج و زائران ایرانی، قفقازی، افغانی و در مجموع آسیای مرکزی را به عراق می رساند از کرمانشاه می گذشت. این کاروان ها در راه بازگشت برای زیارت حضرت فاطمه معصومه3 به قم می آمدند. اعراب شیعه عراق و بحرین نیز از همین راه برای سفر به مشهد راهی ایران می شدند.
مسیر تهران - کرمانشاه از مناطق شیعه نشین می گذشت و طوایف اهل سنت در روستاها و شهرهای واقع شده در طول این مسیر زندگی نمی کردند؛ فقط در منطقه ای خاص از کرمانشاه گروهی با نام «علی اللهی» یا «اهل حق» اسکان داشتند.[4]
در کاروان ها افرادی با عنوان چاووش یا روحانی حضور داشتند که ورود و خروج به شهرها و روستاهای مهم را اعلام، و فضای کاروان را تا حدودی مذهبی تر می کردند. زنان و کودکان هم در کاروان ها حضور داشتند. بسیاری از آنان این راه دراز را با پای پیاده طی می کردند. وسایل سفر نیز روی الاغ بار می شد. برخی از آنان حتی کفش هم نداشتند. بنابراین با توجه به وضعیت راه ها می توان پی برد که پیمودن این مسیر و سفر به عتبات در آن روزگار، چه کار صعب و مشکلی بوده است. طاوسی در پنج سفرنامه آورده است:
امروز باید برویم به منزل اسدآباد. توکل به خدا نمودیم، سوار شدیم. از گدوک بالا رفته؛ ولی به زحمت زیاد. بعضی از مال ها به برف و آب یخ فرومی رفتند، بار می افتاد، پیاده و سواره به صدمه و مرارت و باد و سرما گدوک را بالا آمده، سرازیر می رفتم اسب به برف فرورفت. (طاوسی، 1393ش، ص205)
نکته مهم دیگر در این سفرها شیوع امراض مسری، به ویژه بیماری وبا، است که موجب مى شد ممنوعیت هایی از طرف دولت در این خصوص اعمال شود:
سرکار امیرالامراء العظام احتشام السلطنه، حکمران خمسه زید اقباله، چون در این موقع به واسطه شیوع ناخوشی وبا در سمت عراق عرب، رفتن زوار و حمل جنائز به آن طرف خالی در خطر نیست، باید به کلی منع شود. سرکار هم چنانچه به تمام سرحدات اظهارشده باید در این باب نوعی اهتمام و غدغن نمایند و حمل جنائز به کلی ممنوع شود و اهالی آنجا هم صریحاً بدانند اگر بروند اسباب زحمت خواهند شد. امین الملک 6 محرم الحرام. (سازمان اسناد ملی، سند شماره 1411456)
همچنین در مواقعی به علت هرج ومرج و ناامنی در عراق این راه مسدود مى شد؛ ولی به طور معمول مردم توجهی به این محدودیت ها و علت اعمال آنها نمی کردند. در تلگرافی که از سوی مستوفی الممالک به نیرالدوله (1295ق) ارسال شده، آمده است:
نواب والا نیرالدوله در باب منع زوار به عراق عرب چند روز قبل تلگراف واصل شد. از قراری که از کرمانشاهان می نویسند، باز زوار از هر ولایت می رود. تعجب است که مردم نادان چرا نفوس و اموال و عصمت خودشان را به هلاکت و نهب و غارت می دهند! امام علیه السلام کی راضی است و آیا دولت چرا و به چه سبب این منع را کرده است؟ چرا مردم این قدر عوام شده اند! (سازمان اسناد ملی، سند شماره 1412027)
طبق روایات شیعه، دفن شدن در جوار ائمه معصوم: و بزرگان دین فضیلت بزرگی است؛ چنان که پیامبر اسلام9 فرمود: «مردگان خود را میان مردمان نیک به خاک بسپارید؛ زیرا مرده نیز همچون زنده از همسایه بد رنج می برد». (محمدی ری شهری، 1379ش، ج7، ص237) معلوم نیست از چه تاریخی انتقال اجساد به مکان های مقدس رسمیت یافته است؛ گرچه عده ای آن را به دوره صفویه نسبت می دهند. (احمدوند، 1391ش، ص45)
برخی گزارش ها حاکی از آن است که انتقال اجساد از دوره آل بویه شروع و پایه گذاری شده و پایه گذاران این سنت، شاهان آل بویه بوده اند و با وصیت خود بر دفن شدن در حرم های اهل بیت:، به ویژه حرم امام علی7 و حرم امام حسین7، باعث تشویق شیعیان شدند. (فقیه بحرالعلوم، 1388ش، ص190) اغلب این مردگان در گورستان وادی السلام دفن می شدند. وادی السلام بر سر راه کسانی است که از کربلای معلا به نجف اشرف مشرف می شوند. با توجه به استحباب این عمل در آن روزگار، هرکس که توان و امکانش را داشت، بدان مبادرت مى کرد. بنابراین فقط زندگان نبودند که هرسال برای زیارت به شهرهای مذهبی می رفتند؛ بلکه سالیانه اجساد فراوانی به آنجا برده می شد تا در جوار مزار امامان شیعه: به خاک سپرده شوند. البته برخی از علما نیز بودند که حمل جنازه به عتبات را جایز نمی دانستند و آن را منع می کردند. به طور کلی در آن زمان جواز حمل جنازه به عتبات، و حسن و قبح این عمل از مباحث و موضوعات مطرح، رایج و مورد مناقشه بین علما بود.(فریدالملک همدانی،1354ش، ص212)
این موضوع باعث شده بود که در نزدیکی کرمانشاه کاروان های بسیاری برای حمل جنازه به وجود آیند. این جنازه ها از دورترین نقاط ایران به عتبات آورده می شد. میان این راه هر مسافری فراوان با قاطرچی هایی مواجه می شد که چهار تابوت را بر یک قاطر بار کرده و خود نیز روی آنها سوار شده بود یا اینکه اجساد را در نمد پیچیده، برای دفن در یکی از اماکن متبرکه حمل می کرد. در حقیقت انتقال اجساد از کارها و مشکلاتی بود که زیان های فراوانی را به افراد و جامعه وارد می ساخت و موجب بروز بیمارى های عفونی در راه و وقوع اپیدمی و بیماری در شهرهای مسیر، چه در خاک ایران و چه در داخل مرزهای عراق، می شد. (بایندر، 1370ش، ص382) دولت عثمانی نیز گاهی در برخی زمان ها به صورت یک طرفه و بدون هماهنگی با مقامات ایرانی اقدام به منع ورود جنازه به عتبات می کرد. (سازمان اسناد ملی، سند شماره 1417103)
تأسیس شهر سلطان آباد (اراک)
در طول تاریخ پرفرازونشیب ایران، همان گونه که سلسله ها و قدرت های سیاسی زیادی در پی یکدیگر آمده و نوساناتی در وضع اجتماعی و سیاسی ایجاد کردند، شهرها نیز از این امر مستثنا نبوده، تابع جذر و مد روزگار و حوادث و گذشت زمان بودند. مطالعات و بررسی های تاریخی نشان می دهند که در پیدایش و رشد شهرهای کشور عوامل زیاد و گوناگونی دخیل بودند که مهم ترین آنها به اختصار عبارت اند از:
در این میان نقش جاده ها و شاهراه های حمل ونقل بسیار تأثیرگذار و قابل تأمل بود.
داستان تأسیس و توسعه شهر سلطان آباد (اراک) نیز بی ارتباط با موضوع حمل ونقل و تردد کاروان های عتبات عالیات نیست. البته در بررسی فرایند احداث شهر اراک تلفیقی از عوامل متعدد دیده مى شود و این گونه نیست که احداث و توسعه این شهر را فقط و فقط در رابطه مستقیم و انحصاری با متغیری به نام مسیر و جاده شرق به غرب کشور بدانیم؛ بلکه در مجموع یکی از متغیرهای تأثیرگذار بر تأسیس و توسعه این شهر، راه عتبات عالیات بوده است.
قرار گرفتن در مسیر شاهراه مواصلاتی شرق به غرب کشور و لزوم تأمین امنیت و رفع نیازهای کاروان های زیارتی و تجاری، حفظ امنیت منطقه جغرافیایی، حمایت از فعالیت های تجاری و اقتصادی و نیاز مردم منطقه از دلایل مهم تأسیس این شهر است که هرکدام از این علت ها به عنوان یک متغیر مستقل در روند تأسیس و توسعه این شهر تأثیرگذار بوده است.
از دیرباز در منطقه موسوم به عراق عجم به علت جغرافیای طبیعی منطقه و وسعت اراضی و فاصله بسیار زیاد بین نواحی شهرهای تهران، قم، ساوه، همدان، ملایر، بروجرد، گلپایگان و اصفهان (حدود نه هزار کیلومتر مربع) و وجود یک هزار روستا با جمعیتی فراوان، ناامنی و اختلافات محلی همیشگی و به خصوص هجوم گاه وبی گاه ایلات و عشایر مجاور -که نه تنها راه ها را ناامن می کردند، بلکه گاهی حتی امنیت مرکز ایران را بر هم می زدند- موضوع ایجاد امنیت، نظم و آرامش در این منطقه وسیع به شکل بسیار جدی مطرح بود. همین امر موجب می شد که ناامنی و دستبرد به کاروان های عبوری از مسیر غرب به شرق کشور در این منطقه همواره از مشکلات مهم کاروان های عبوری، از جمله کاروان های حجاج و زائران عتبات عالیات، باشد؛ به گونه ای که در سفرنامه های حجاج و زائران، فراوان بدان اشاره شده است؛ به صورتی که امنیت و آسایش کاروانیانی که از این مسیر طی طریق می کردند، در خطر بود. سرقت اموال آنان، به نوعی شغل و حرفه جمعی از ساکنان این مسیر محسوب می شد. صفاء السلطنه در شرح خاطرات سفر خود به عتبات مقدسه در توصیف اهالی منطقه ساروق می نویسد:
اهالی این محل صغیرأ و کبیرأ طالب سرقت و جالب اموال مردمند. همانا این دیه را نام سارق بوده، واوی الحاق نموده، ساروق نامیده اند (طاوسی،1393ش، ص180)
محمدحسین خان هروی افغانی در شرح سفرنامه خویش به عراق به بیان خاطره ای از منطقه سیاوشان و تجربه برخورد با اهالی این منطقه پرداخته است:
در میان دره [سیاوشان] یک نفر پیاده را دیدم که به وضع غریبی خوابیده. بنده به گمان اینکه این، زوار و فرومانده است و از خستگی زیاد در راه خوابیده، از کنار او رد شدم و هنوز می خواستم وجه مخارج راهی هم از برایش بدهم. ناگاه بغتتاً از جای جسته و به شکل مخصوصی اطراف خود را نگاه کرد و به جانب بنده دوید که جلو اسب را بگیرد. همه جا آن سارق بی باک از عقب سر می دوید و صدا می زد که ایستاده شو! (هروی،1393، ص349).
گزارش این ناامنی ها به مرکز گزارش می شد و با توجه به میزان اهمیت این مسیر در تردد کاروان های زیارتی و تجاری، دولت مرکزی مجبور به چاره اندیشی بود.
«در سال 1230 [هجری قمری]؛اهالی زلف آباد فراهان که از قدیم الأیام مسکنشان زیرزمین بود و به اتکاء ابنیه تحت الارضی دائماً مشغول تاخت وتاز بوده و موجب فتنه و فساد بزرگی می شدند. یوسف خان از اعمال آنان به ستوه آمده و از مکاید و مفاسد آنان فصل مشبعی به عرض خاقان مغفور اظهار و انها کرد و قلع وقمع معاقل و مأمن اهالی آنجا را استدعا کرد که ویران شود. علی هذا به امر خاقانی عبدالله خان گرجی با غلامان خود و سواران ساوه و جمعی از شاهسونان و اهالی خزل و سربازان خلج و فراهان ایلغار کرده، بهدم و دفع آن لانه دزدان حمله آوردند». (وکیلی تبریزی، 1395ش، ص376)
این ناامنی ها ضرورت تشکیل نیرویی مخصوص و ایجاد پادگانی را یادآور می شد که بتواند امنیت منطقه و راه ها و کاروان های عبوری را تأمین سازد.از این رو در زمان فتحعلی شاه، قشونی به نام قشون عراق عجم تشکیل، برای مرکز آن قلعه ای نظامی احداث شد. پس از موافقت شاه، محل فعلی شهر، به علت موقعیت جغرافیایی و نظامی مناسب تشخیص داده شد. محل شهر از سه طرف به وسیله کوه ها و از طرف شمال به وسیله دریاچه نمک و دشت فراهان احاطه شده بود.
با توجه به ویژگی های جغرافیایی انسانی منطقه و نبود شهری که پاسخگوی نیازهای ساکنان منطقه ای وسیع با حدود یک هزار روستا باشد، روستاییان برای مبادله کالاهای خود می بایست حدود صد کیلومتر را پیاده یا با چهارپایان طی می کردند تا بتوانند محصولات کشاورزی یا صنعتی خود را به بازار فروش شهرهای مجاور برسانند. بنابراین نیاز به ایجاد مرکزی در این ناحیه وسیع که محل مبادله کالا و محصولات کشاورزی باشد، وجود داشت. بنابراین احداث این شهر با استقبال جوامع روستایی منطقه مواجه شد و رشد و توسعه سریع شهر را نیز در پی داشت.
اکثر مورخان آن دوره، ضمن حالات فتحعلی شاه، بابی ذیل عنوان «آثاری که از خاقان مغفور در صفحه روزگار باقی مانده» در مؤلفات خود باز کرده اند و در آن حتی به تعمیرات پل یا مسجد هم اشاره کرده اند. همین طور مورخان عموماً هر جا با شهر اراک روبه رو شده اند بنای شهر اراک را به شخص یوسف خان گرجی نسبت داده اند. از نقل مورخان بر می آید که شهر اراک را خود شخص یوسف خان از درآمدهای شخصی یا لااقل چنان که بین عده ای شهرت دارد، به همراهی و کمک متدینان محل ساخته است. این شهر پس از ساخته شدن با تمام مضافات آن جزء املاک شخصی سپهدار بود تا در خلال سنوات بین 1244 تا 1248 قمرى به ضبط دولت درآمد. (دهگان، 1393ش، ص122)
یوسف خان شهر را به روش و اسلوب جدیدی ساخته بود. اعتمادالسلطنه، که فردی دنیاگشته و فرنگ رفته بود، در شرح مشاهداتش می نویسد:
خلاصه این شهر را به بهترین وضع ها ساخته اند؛ مشابه شهرهای فرنگ، از راستی کوچه ها و قسمت نمودن آب ها به هر خانه که دورش خندق عمیق و حصار محکمی داشته است؛ یعنی در حقیقت یک شهری که 25 هزار سکنه دارد و تنها اثری که از سلطنت قاجاریه است، همین شهر است. (اعتمادالسلطنه، 1389ش، ص817)
مورد توجه قرار گرفتن مسیر تهران - کرمانشاه و توسعه منطقه
در دوره ناصرالدین شاه قاجار با توجه به سفر وی به عراق و مشاهداتش از وضعیت نامناسب مسیر، به تعمیر و ساخت این راه توجه، و این امر به شخصی به نام «مسیو کاستگرخان» سپرده شد؛ اما وی توانست این راه را مسطح و هموار بسازد تا عراده بتواند به خوبی از آن عبور کند. (اوژن اوبن، 1362ش، ص352)
از آن زمان به بعد، با توجه به افزایش کیفیت راه، جمعیت زیادی از حجاج و زائران عتبات عالیات به این مسیر متمایل شدند و البته با توجه به بهبود راه، زمان کمتری نیز صرف طی مسیر می شد. (رده و همکاران، 1402ق، ص210)
در این زمان کالسکه نیز وارد ایران شده بود و مؤسسات حمل ونقلی که تأسیس می شدند، در زمینه نقل وانتقال مسافران و زوار در این مسیر فعالیت می کردند؛ اما مسافرت با کالسکه گران بود. با کالسکه مسیر تهران تا کرمانشاه حدود چهار روز بیشتر طول نمی کشید؛ ولی هزینه آن دست کم 150 تومان، معادل ششصد مارک، بود. (گروته، 1370ش، ص190)
گسترش امنیت در مسیر، از اساسی ترین عوامل ازدیاد کاروان ها و در ادامه رشد تجارت در منطقه، از جمله سلطان آباد، بود. در این زمان کاروان ها و قافله های فراوانی از حجاج، زائران و تاجران به صورت دسته جمعی در این مسیر تردد داشتند. برخی سیاحان بعضاً به جمعیت بالغ بر سیصد نفر در هریک از کاروان ها اشاره کرده اند. (درویل، 1388ش، ص231)
گروهی از طلاب و روحانیون که در جریان رفت وآمد به عراق در سلطان آباد ساکن می شدند و به راهنمایی مذهبی مردم می پرداختند، موجب تقویت مذهب تشیع در این شهر شدند. تاجران نیز با توجه به گرایش های مذهبی خویش، همواره از بانیان برگزاری مراسم مختلف مذهبی و نیز ساخت تکایا و حسینیه ها بودند. چنین کارهایی زمینه رشد گرایش های مذهبی در منطقه را نیز فراهم می آورد. (گروته، 1370ش، ص353)
سیر تحولات انجام گرفته در حوزه تجارت صنایع قالی بافی و به وجود آمدن نیازهای بیشتری در خصوص حمل ونقل موجب شد که کمپانی های خارجی نسبت به بازسازی جاده ها فعالیت های مهم و سازنده ای انجام دهند. این شرکت ها، که با هدف انجام تجارت فرش و فراهم کردن زمینه های این فعالیت اقتصادی ایجاد شده بودند، به ساخت بسترهای مناسب براى تسهیل این امر مبادرت می کردند. از جمله اقدامات آنها همکاری با کمپانی انگلیسی در کسـب امتیاز ساخت راه شوسه تهران به عراق (تهران - کرمانشاه) و خرم آباد از دولت ایران بود. (وکیلی تبریزی، 1395ش، ص84) این رویکرد سبب شد تا ارتباط این ولایت با دیگر مناطق ایران، خصوصاً پایتخت، تسهیل شود.
شایان ذکر است که علاوه بر جاده های ارتباطی در ایالت عراق، شبکه های ارتباطی دیگر، این ولایت همچون تلگراف و پست، نیز تحت تأثیر رونق تجاری بـه وجود آمد و گسترش یافت و شعبه تلگرافی سلطان آباد در راستای ایـن اهداف تأسیس شد؛ به عبارتی دیگر همان گونه که مسیر تهران ـ کرمانشاه (راه عتبات) از موجبات تأسیس شهر اراک بود، رشد و توسعه این شهر نیز تأثیر متقابلی بر توسعه و بازسازی این شاهراه در سال های بعد داشت.
سلطان آباد کانون روحانیت شیعه
از نتایج مهم توسعه راه تهران - کرمانشاه و عبور آن از شهر سلطان آباد (اراک)، شکل گیری طبقه روحانیت متنفذ و دانشمند شیعه در این شهر بود. بسیاری از طلاب، علما و روحانیان در مسیر تردد به عتبات عالیات به صورت کوتاه مدت یا بلندمدت به دلخواه یا اجبار در این شهر اقامت می کردند و همین حضور ایشان موجب تقویت نهادهای مذهبی در این شهر و منطقه شد. هرچند در ادوار پیشین برخی روحانیان مهم در منطقه حضور داشتند، اما حضور بسیاری از آنها و وجود مساجد متعددی که هرکدام در اختیار روحانی مهمى بود، از مشخصه شهر سلطان آباد در عهد قاجار است. از برجسته ترین علمای این عصر اراک می توان به آقامحسن سلطان آبادی عراقی (1325ق)، آقانورالدین عراقی (1۳۴۱ ق) و آقاضیاءالدین عراقی (1361ق) اشاره کرد. در ادامه حوزه های علمیه اراک محل حضور علمای برجسته ای همچون آیت الله سید عبدالکریم حائری (1315ش)، آیت الله محمدعلی اراکی (1373ش)، آیت الله سیدمرتضی پسندیده ( 1375ش) و در نهایت حضرت امام خمینی= شد.
قرار داشتن در کریدور شرق به غرب و رفت وآمدهای فراوان کاروان های زیارتی و تجاری، بر فضای اجتماعی و فرهنگی شهر تأثیرگذار بود و این در بررسی جریان تحولات انقلاب مشروطه کاملاً مشهود است. (بیگی، 1397ش، ص7) سال 1285 شمسى که فرمان مشروطه صادر شد، 92 سال از عمر سلطان آباد گذشته بود. در آستانه جنبش مشروطه، ناتوانی قاجار در حمایت از بازرگانان ایرانی در مقابل کمپانی های خارجی حاضر در اراک، بازاریان و دست اندرکاران صنعت را به مبارزه با سرمایه داران خارجی کشاند و این مبارزات به رهبری روحانیان شیعه، که سابقه طولانی حضور در منطقه عراق عجم (به ویژه کرهرود) را داشتند، شکل گرفت. در این زمان مدارس دینی و علمای شهر بیشتر تابع روحانیان نواندیش نجف، از جمله آخوند خراسانی، بودند و در دوران مشروطه رهبری جنبش در اراک بر عهده ایشان بود. (عباسی بانی و عبدلی، 1401ق، ص258)
نتیجه گیری
در دوره قاجار سالانه هزاران نفر از مردم ایران، از نواحی مختلف، به قصد سفر به سرزمین حجاز، زیارت اماکن متبرکه عراق، تجارت یا تحصیل راهی مرزهای غربی کشور می شدند. مهم ترین جاده و مسیری که بدین منظور مورد استفاده کاروان ها قرار می گرفت، محور یا مسیر تاریخی شرق به غرب کشور، معروف به راه تهران - کرمانشاه بود.
واقع شدن منطقه جغرافیایی عراق عجم در مسیر و راه حجاج و زائران عتبات عالیات باعث شد که تحولات اساسی و مهمی در حوزه های جغرافیای شهری، انسانی و همچنین ساختار اجتماعی و دینی آن منطقه صورت بگیرد که تأسیس، رشد و توسعه شهر سلطان آباد (اراک) از آن جمله است.
در پی احداث شهر سلطان آباد (اراک) در مسیر راه عتبات عالیات، به تدریج این شهر به یکی از قطب های اقتصادی کشور تبدیل شد و کمپانی های خارجی در آن اقدام به ایجاد مراکز صنعتی کردند. از آنجا که صنایع به راه های امن و مناسب براى انتقال مواد اولیه و نیز تولیدات خود نیاز دارند، به کسـب امتیاز ساخت راه شوسه تهران به عراق (تهران - کرمانشاه) و خرم آباد از دولت ایران اقدام کردند. این رویکرد سبب شد تا ارتباط این ولایت با دیگر مناطق ایران، به ویژه پایتخت، تسهیل شود.
همچنین حضور کاروان ها در این مسیر و حضور طلاب و روحانیون که در جریان رفت وآمد به عراق در سلطان آباد (اراک) اقامت می کردند موجب رشد و توسعه نهادهای مذهبی در این شهر شد؛ به گونه ای که طی سالیان بعد سلطان آباد از کانون های تشیع، و به محلی برای تأسیس مساجد، مدارس علمیه و حضور علمای برجسته ای همچون آقامحسن سلطان آبادی عراقی، آقانورالدین عراقی، آیت الله شیخ عبدالکریم حائری، آیت الله محمدعلی اراکی، آیت الله سیدمرتضی پسندیده و حضرت امام خمینی= تبدیل شد.
[1]. در بعضی منابع و پژوهش ها از این مسیر به عنوان جاده قم - قصر شیرین یاد شده است که بیشتر معطوف به دوران پیش از قاجار است؛ زمانی که تهران هنوز پایتخت و مرکز کشور نبوده است. در دوره قاجار، که مورد مطالعه این پژوهش است، تهران به عنوان مرکز سیاسی - اقتصادی و پایتخت، کانون تمامی راه ها و مسیرها و به عبارتی دیگر مرکز جاده ها در کشور محسوب مى شد. با توجه به سفرنامه های عتبات دوره قاجار مسیر این کاروان ها معمولاً از تهران و از حضرت عبدالعظیم7 و شهررى آغاز می شد و سپس از حسن آباد و روستاى علی آباد و از کاروانسراى منظریه، که منظرگاه حضرت معصومه3 هست، عبور مى کرد و وارد قم می شد. کاروان ها در ادامه و پس از زیارت اماکن مقدسه این شهر، راهی ادامه سفر می شدند. (طاوسی، 1393ش، ص28)
[2]. هر فرسنگ معادل 5 یا 6 کیلومتر است.
[3]. کاروانسراها برای مسافران در آن روزگار از اهمیت فراوانی برخوردار بودند. دلایل متعددی را مى توان در ایجاد، شکل یابی، توسعه و گسترش کاروانسراها مطرح کرد. ساده ترین آن نیاز مبرم کاروانیان به آسایش و حفاظت مقابل راهزنان و موانع طبیعی بود. موقعیت اقلیمی و طبیعی نیز در پیدایش این بنا سهم بسزایی داشت؛ به ویژه وضعیت اقلیمی و آب وهوای نسبتاً خشک و دشوار ایران زمین که باعث دوری شهرها و آبادی ها از یکدیگر می شد. مسافت طولانی و دور بودن شهرها از یکدیگر وجود نقاطی را برای آسایش و حفاظت از کاروانیان در بین راه ها به مداخله عوارض، خصوصاً شاهراه های اصلی، ضروری می نمود. درواقع فاصله زیاد بین مراکز تجاری و مداخله عوارض طبیعی، به ویژه بیابان و خطرات جنگ های متعدد داخلی، جایگاه امن را برای تأمین استراحت کاروان ها و دیگران ایجاد می کرد. (اسکارچیان،1376ش، ص38)
[4]. اروپاییان به دلیل ستایش داوودشاه [از پیامبران بنی اسرائیل] آنها را داوودی می نامیدند. آنان به هزار و یک حلول خدایی اعتقاد داشتند. طبق باور آنها تمام آن چیزی که تغییر می کند، شکل جسمانی جلوه خدایی است که در حال رشد درجات کمال است. (خارگات، 1397ش،ص 237)