نوع مقاله : اسرار و معارف حج
مقدمه
فرهنگ مهم ترین وجه تمایز انسان با سایر موجودات و یکی از مفاهیم رایج در علوم اجتماعی است که تعریف های زیادی از آن ارائه شده است؛ برای مثال بروس کوئن فرهنگ را به «مجموعه رفتارهای اکتسابی و ویژگی های اعتقادی اعضای یک جامعه معین» تعریف می کند (کوئن، 1399ش، ص56) و تایلر فرهنگ را «کلیت در هم تافته ای می داند که شامل دانش، دین، هنر، قانون، اخلاقیات، آداب، رسوم و هر گونه توانایی و عادتی که آدمی به عنوان عضو جامعه کسب می کند، می شود». (جمعی از نویسندگان، 1393ش، ص118) بدین ترتیب همان طور که برخی از محققین نیز پیشنهاد داده اند، با اندکی تسامح می توان در اصطلاح، فرهنگ را عبارت از روش های زندگی اعضا یا گروه های یک جامعه دانست که شامل ارزش ها، هنجارها، باورها و کالاهای مادی آن می شود. (فخر زارع، 1393، ص109) با چنین تعریفی فرهنگ هر جامعه در تمامی ارتباط های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و دینی افراد جامعه تأثیر می گذارد. (جمعی از نویسندگان، 1393ش، ص119) مشاهده می شود که فرهنگ هر جامعه از چه جایگاه مهمی برخوردار است و اندیشمندان و مردم آن جامعه تا چه میزان باید به فرهنگ خود اهتمام بورزند.
در اسلام نیز به موضوع فرهنگ اهتمام ویژه اى شده است. فرهنگ جامعه می تواند بقا یا سقوط آن جامعه را در پی داشته باشد. قرآن کریم نیز در آیات بسیاری فرجام نیک و بد جوامع پیشین را در نوع فرهنگ حاکم بر آنها، که برگرفته از حُسن یا سوء اختیار آنهاست، دانسته است: (ظَهَرَ الْفَسَادُ فىِ الْبرَِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِى النَّاسِ)؛ «فساد، در خشکى و دریا به خاطر کارهایى که مردم انجام داده اند آشکار شده است». (روم: 41) قرآن علت دوام و بقاى جامعه را حاکمیت یک فرهنگ خوب در قالب اخلاق، باور و ارزش های نهادینه شده و حاکم بر آحاد آن جامعه تلقی کرده است؛ همان گونه که فرجام سقوط و گسست جوامعی که فرهنگ نهادینه آنها جز ظلم و تباهی نیست. (ر.ک: آل عمران: 137؛ اعراف: 84؛ یونس: 73؛ نمل: 14و...) (فخر زارع، 1393ش، ص111)
اسلام با ارائه باورهای اعتقادی، موضوعات و نمادهای عاطفی و رفتارهای اخلاقی و عبادی، در صدد برآمده تا نقشی اساسی در شکل گیری فرهنگ جامعه ایفا کند و آن را به گونه اى شکل دهد که سعادت دنیوی و اخروی آدمیان را تأمین کند. به تعبیر علامه جعفری= (1385ش، ص170)، فرهنگی که اسلام بنا نهاد «حیات هدفداری است که ابعاد زیبایی جویی، علم گرایی، منطق طلبی و آرمان خواهی انسان ها را به شدت به فعالیت رسانده و همه عناصر فرهنگی را شکل می دهد».
در اینجا توجه به این نکته مهم است که در کنار کلیت دین اسلام به عنوان عامل شکل گیری فرهنگ در جوامع اسلامی، برخی از اعمال و مناسک دینی، به ویژه در این زمینه، نقش بسزایى ایفا کرده و می کنند که از جمله آنها می توان به «حج» اشاره کرد.
حج عبادتی جمعی است که خداوند اجازه تعطیل شدن آن را نمی دهد. امام علی7 تعطیلی حج را مایه نابودی انسان ها می شمارد و می فرماید:
اللَّهَ اللَّهَ فِى بَیْتِ رَبِّکُمْ فَلَا یَخْلُو مِنْکُمْ مَا بَقِیتُمْ فَإِنَّهُ إِنْ تُرِکَ لَمْ تُنَاظَرُوا.(کلینی، الکافی، ج 7، ص51)
خدا را! خدا را! درباره خانه پروردگارتان، مبادا که تا باقی باشید از شما خالی [و تعطیل] شود؛ زیرا اگر آن بیت مقدس متروک شود، شما از آن پس مهلتی نیابید.
همچنین اگر صدقه دادن اموال منجر به حج نرفتن افراد و تعطیل شدن آن شود، خداوند اجازه چنین صدقه ای را نمی دهد. (شیخ صدوق، 1385ق، ص452، ح1) نیز اگر افراد از رفتن به حج امتناع کنند، حاکم اسلامی می تواند افراد را به حج وادار کند و اگر استطاعت مالی آن را ندارند، حاکم برای جلوگیری از تعطیلی حج باید هزینه حج افراد را از بیت المال بپردازد و مانع از تعطیلی حج شود. (کلینی، 1407ق، ج4، ص272) این امور نشان دهنده آن است که حج یک ذخیره بزرگ برای جامعه اسلامی است.
ویژگی های حج و چگونگی انجام اعمال و مناسک آن، حج را به عبادتی خاص تبدیل کرده است؛ امام صادق7 در بیان فضیلت حج چنین می فرماید:
وَ هَذَا بَیْتٌ اسْتَعْبَدَ اللَّهُ بِهِ خَلْقَهُ لِیَخْتَبِرَ طَاعَتَهُمْ فِی إِتْیَانِهِ فَحَثَّهُمْ عَلَى تَعْظِیمِهِ وَ زِیَارَتِهِ وَ جَعَلَهُ مَحَلَّ أَنْبِیَائِهِ وَ قِبْلَةً لِلْمُصَلِّینَ إِلَیْهِ فَهُوَ شُعْبَةٌ مِنْ رِضْوَانِهِ وَ طَرِیقٌ یُؤَدِّی إِلَى غُفْرَانِهِ مَنْصُوبٌ عَلَى اسْتِوَاءِ الْکَمَالِ وَ مَجْمَعِ الْعَظَمَةِ وَ الْجَلَالِ. (کلینی، 1407ق، ج4، ص198)
این (کعبه) خانه ای است که خداوند به وسیله آن بندگانش را به پرستش خود فراخوانده است تا در انجام آن میزان طاعتشان را بیازماید. ازاین رو بندگان را به بزرگداشت و زیارت آن تشویق کرده و آن را جایگاه پیامبران و قبله گاه نمازگزاران قرار داده است. پس آن شعبه ای از رضوان خدا و راهی به سوی آمرزش اوست که بر راستای کمال و کانون عظمت و جلال استوار شده است.
بنابراین می توان نتیجه گرفت که حج سرمایه بزرگ فرهنگی است که می تواند در ارتقاى فرهنگ مسلمانان و جامعه اسلامی نقش مؤثر و مفید ایفا کند. حضور عظیم مسلمانان از سراسر جهان در سرزمین وحی و ویژگی های نهفته در این حرکت عبادی، این قابلیت را به حج داده است که در تحول جامعه اسلامی و حرکت به سوی کمال یاری گر باشد. به علاوه جامعه اسلامی در طول زمان و در برخورد با مسائل و موضوعات جدید و مواجه با تبلیغات سوء دشمنان همواره با مشکلات فرهنگی متعددى روبه رو بوده است که باید برای حل آنها چاره ای اندیشید؛ در این راه، حج می تواند مسئولان و دست اندرکاران جامعه را یاری رساند.
در این نوشتار نویسنده حج را به عنوان سرمایه فرهنگی مسلمانان در حرکت تکاملی جامعه اسلامی بررسی مى کند.
مشکلات فرهنگی جهان اسلام
جامعه اسلامی از مشکلات و معضلات فرهنگی متعددی رنج می برد و لازم است برای حل آنها چاره اندیشی شود. در اینجا منظور از مشکل فرهنگی، خصلت یا رفتاری اجتماعی است که با فرهنگ ملی و اسلامی ما در تعارض باشد یا آثار و نتایج فرهنگی منفی برای جامعه به بار آورد. پیش از پرداختن به نقش حج در رفع مشکلات فرهنگی جامعه اسلامی، آگاهی از مشکلات فرهنگی کنونی جامعه ضروری است؛ ازاین رو ابتدا به برخی از مشکلات مهم فرهنگی جامعه اسلامی اشاره می کنیم:
جامعه اسلامی همواره با معضل فکرى - عقیدتى مواجه بوده است؛ مانند طرح شبهات اعتقادی درباره اصول دین، شبهاتی که وهابیان درباره زیارت قبور، توسل و شفاعت و... منتشر مى کنند و شبهات و سؤالاتی که دگراندیشان غرب زده در فضای فکری جوامع اسلامی می پراکنند. طرح این نوع از شبهات موجب می شود ذهن و روح جوانان همواره پر از دغدغه های فکری و عقیدتی باشد.
نمود ظاهری دینداری و ایمان، عمل به دستورات خداوند و ارتباط با خدای متعال است. ازاین رو خدای متعال می فرماید: (وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُون )؛ «من جن و انس را نیافریدم مگر برای آنکه مرا عبادت کنند. (ذاریات: 56) بر این اساس توجه به عبادات در جامعه اسلامی امری بسیار مهم تلقی می شود. با این حال همواره کسانی هستند که در عبادت و ارتباط با خداوند کوتاهی می کنند و این از مشکلات اساسی جوامع اسلامی است. غفلت از یاد خدا پیامدهای اجتماعی ناگواری برای جامعه اسلامى به وجود آورده است. به علاوه وجود افرادی که نسبت به وظایف عبادی خود، همچون نماز و روزه، بی توجه و غافل اند دل هر دغدغه مند نسبت به احکام الهی را آزار می دهد و به دنبال راهی برای اصلاح این افراد می گردد.
از مشکلات مهم جوامع اسلامی رواج صفات و رفتارهای غیر اخلاقى اسلامی و انسانی و نیز گسترش انحرافات و بزهکاری هاست. اسلام همگان را به رعایت اخلاق نیک توصیه می کند و از بدی ها و کجروی ها باز می دارد. رسول خدا9 فرمود: «إِنَّ أَکْمَلَ الْمُؤْمِنِینَ إِیمَاناً أَحْسَنُهُمْ أَخْلَاقاً»؛ «در بین مؤمنین، با ایمان ترین شان، خوش اخلاق ترین آنهاست. (ابن شعبه، 1404ق، ص47) همچنین قرآن کریم به اجتناب از این گونه گناهان توصیه می فرماید:
(وَ ذَرُوا ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُ إِنَّ الَّذینَ یَکْسِبُونَ الْإِثْمَ سَیُجْزَوْنَ بِما کانُوا یَقْتَرِفُون ) (انعام: 120)
گناهان آشکار و پنهان را ترک کنید؛ زیرا کسانى که گناه مى کنند، به زودى برابر آنچه مرتکب شدند، مجازات خواهند شد.
با این حال آنچه امروزه در جامعه مشاهده می شود گسترش رفتارهای خلاف اخلاق و نیز رواج کجروی ها و بزهکاری هاست. ازاین رو لازم است برای حل این مشکل مهم جوامع اسلامی چاره ای اندیشیده شود. در ادامه به بیان نقش و تأثیری که حج می تواند در ارتقای وضعیت فرهنگی یا رفع معضلات فرهنگی جامعه اسلامی ایفا کند، می پردازیم.
نقش حج در ارتقای وضعیت فرهنگی جامعه اسلامی
بخش مهمی از فرهنگ هر جامعه را دین و اعمال دینی تشکیل می دهد و این دو قابل تفکیک از یکدیگر نیستند. (صاحبی، 1384ش، ج1، ص179) بسیاری از تعاریف ارائه شده برای فرهنگ، از دین به عنوان یکی از اجزای فرهنگ نام برده اند. بدین ترتیب سخن از دین و دینداری، در واقع سخن از فرهنگ نیز هست.
از سوی دیگر حج عبادت بزرگ خداوند است که قرآن به انجام آن دستور داده، است: (وَ لِلهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبیلاً)؛ «برای خدا بر مردم است که آنان که توان دارند آهنگ خانه او کنند». (آل عمران: 97) بر این اساس مسلمانان از سراسر جهان در ایام معدودی براى انجام این فریضه بزرگ اجتماع می کنند و به عبادت و راز و نیاز با خدا می پردازند. اصولاً هدف ابتدایی و اصلی حج، عبادت و راز و نیاز با خداوند است؛ به همین دلیل امام رضا7 در پاسخ سؤال هاى محمّد بن سنان نوشت:
أَنَّ عِلَّةَ الْحَجِّ الْوِفَادَةُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى وَ طَلَبُ الزِّیَادَةِ وَ الْخُرُوجُ مِنْ کُلِّ مَا اقْتَرَفَ وَ لِیَکُونَ تَائِباً مِمَّا مَضَى مُسْتَأْنِفاً لِمَا یَسْتَقْبِلُ وَ مَا فِیهِ مِنِ... وَ التَّقَرُّبِ فِی الْعِبَادَةِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْخُضُوعِ وَ الِاسْتِکَانَةِ وَ الذُّلِّ ، شاخِصًا فِی الحَرِّ و البَردِ و الأَمنِ و الخَوفِ دائِبًا فی ذلِکَ دائِمًا. (شیخ صدوق، 1385ق، ج2، ص404)
علّت حج، ورود به آستان قدس الهی و طلب افزایش و بیرون آمدن از گناهان است و براى آنکه از گذشته توبه کند و عمل از سر گیرد و نیز در حج،... نزدیک شدن به خدای عزوجل با عبادت و فروتنى و کرنش و مذلّت [در پیشگاه او ] و بیرون آمدن در گرما و سرما و ایمنی و ترس است.
حج، در روایات برتر از نماز، روزه و صدقه و نیز برترین عبادت پس از جهاد شمرده شده است. (ر.ک: محمدی ری شهری، 1386ش، ص230 و 232) حج مملو از حال و تجربه معنوی است، لذت ارتباط با خالق و عبادت او را به زائران بیت الله الحرام می چشاند، آنان را به خدا نزدیک تر مى کند و بدین طریق گرایش به عبادت و اطاعت از خداوند را در جان افراد رسوخ می دهد. حج از دو طریق، دین و دینداری را در سطح جامعه تقویت می کند:
از ابعاد بسیار مهم دینداری و معنویت، یاد خداست. عبادات الهی، حتی نماز، برای یاد خدا انجام می گیرد؛ همان طور که خدای متعال می فرماید:
(إِنَّنى أَنَا اللهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْنى وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکْرى ). (طه: 14)
همانا من الله هستم، هیچ معبودی جز من نیست، پس مرا عبادت کن و نماز را برای یاد من به پای دار.
بر این اساس یکی از مسائل فرهنگی مهم برای جامعه اسلامی زنده نگه داشتن یاد خدا در سطح جامعه است. حج یک ابزار فرهنگی بزرگى است که خدای متعال در اختیار جوامع اسلامی قرار داده تا با بهره گیری از آن، در راه اقامه یاد خدا در سطح جامعه بهره بگیرند. رسول خدا9 فرمود:
إِنَّما جُعِلَ الطَّوافُ بِالبَیتِ و بَینَ الصَّفا و المَروَةِ و رَمى الجِمارِ لِإِقامَةِ ذِکرِ اللّهِ. (محمدی ری شهری، 1386ش، ص216)
به طواف پیرامون خانه خدا و بین صفا و مروه و رمى جمرات فرمان داده شد، فقط براى برپایى یاد خدا.
حج سراسر یاد خداست. از آن هنگام که زائر خانه خدا در میقات احرام می بندد تا پایان عمره تمتع و از آغاز حج تمتع در عرفات تا پایان آن در مسجدالحرام، یاد خدا بر آن حکم فرماست. لحظه لحظه این ساعات و لحظات با یاد خدا در بالاترین سطح آن همراه است؛ زائر در آن اوقات ملکوتی، خود را در مقام قرب الهی می بیند، با خدا سخن می گوید، در برابر او خضوع و خشوع می کند و از لذت حضور بهره مند می شود.
یکى از آثار مثبت حج، که در سایه تقویت دینداری زائران به دست می آید، جلوگیری از دور شدن جامعه از عبودیت و معنویت است. طبیعت زندگی دنیایی انسان ها گرایش به مادیات و پرداختن به لذت ها و بهره مندی های دنیوی است؛ درحالی که آدمی برای آن خلق نشده، بلکه برای امری بسیار فراتر از آن آفریده شده است. ازاین رو باید از راه هایی به طور مرتب به انسان هشدار داده شود و از غلبه روحیه مادی گرایی و غفلت از دین و معنویت بر او جلوگیری شود. در این مسیر، حج یک عامل قوی و مهم است. در نامه امام رضا7 به محمد بن سنان چنین آمده است:
أَنَّ عِلَّةَ الْحَجِّ الْوِفَادَةُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى... وَ حَظْرِهَا عَنِ الشَّهَوَاتِ وَ اللَّذَّاتِ... وَ مِنْهُ تَرْکُ قَسَاوَةِ الْقَلْبِ وَ خَسَاسَةِ الْأَنْفُسِ وَ نِسْیَانِ الذِّکْرِ وَ انْقِطَاعِ الرَّجَاءِ وَ الْأَمَلِ. (شیخ صدوق، 1385ق، ج2، ص404)
علت حج، ورود به [آستان قدس الهی]... و بازداشتن بدن ها از شهوات و لذت هاست... و نیز از حکمت های حج، رها کردن سنگدلی و بخل و غفلت [از یاد خدا] و ناامیدی است.
نکته مهم آنکه نقش حج در تقویت یاد خدا و نیز جلوگیری از دور شدن افراد از دینداری و معنویت، به افراد حاضر در سرزمین وحی و حج گزاران خلاصه نمی شود. حاجیان از سراسر جهان اسلام به حج آمده اند و پس از ایام حج نیز به کشور خود بازمی گردند. هر یک از حج گزاران با انجام این عبادت بزرگ، حامل روحیه پرستش خداوند و معنویت و دوری از گناه به مناطق دیگر جهان اسلام هستند. بدین ترتیب این حال و روحیه، همه ساله به سراسر جامعه اسلامی تزریق می شود. آشکار است که این امر می تواند در حرکت جامعه به سوی خدا و معنویت و جلوگیری از دور شدن جامعه از عبودیت تأثیرگذار باشد.
از آثار و نتایج فرهنگی مهمی که می توان به حج نسبت داد، نقشی است که در افزایش شناخت مسلمانان نسبت به آموزه های اسلامی ایفا می کند. آگاهی و دانش اعضای یک جامعه به مسائل مختلفی همچون امور سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و دینی بخش مهمی از فرهنگ آن جامعه را تشکیل می دهد؛ به تعبیر دیگر سطح دانش یک جامعه نشان دهنده سطح فرهنگ آن جامعه است. افزایش علم و دانش یک جامعه، موجبات عزت و شرف آن را فراهم می کند. به فرموده قرآن کریم:
(یَرْفَعِ اللهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ). (مجادله: 11)
خداوند کسانی را که ایمان آوردند و نیز کسانی را که دانش به آنان عطا شده [در دنیا و آخرت] درجاتی بالا می برد.
بر این اساس رفعت جایگاه جامعه اسلامی در گرو پیشرفت دانش، از جمله دانش دینی است. ازاین رو لازم است در این مسیر تلاش مُجدّانه ای صورت گیرد. اسلام داراى ابزارهایی برای تقویت شناخت مسلمانان از آموزه های بلند خود است که از جمله آنها می توان به حج اشاره کرد.
ساختار حج به گونه ای است که ذهن و فکر هر هوشمندی را به تأمل وامی دارد. قرآن، اعمال حج را «شعایر» می نامد. شعایر فراتر از تکالیف شخصی، بلکه نشان دهنده برانگیزانندگی شعور و معرفت انسان است. (جمعی از نویسندگان، 1393ش، ص211) اعمال حج از میقات گرفته تا طواف، سعی، تقصیر، وقوف، قربانی، رمی جمرات و... به گونه ای پررمز و راز هستند و حج گزار را نسبت به فلسفه و حکمت آن اعمال به فکر فرومی برند و او را به تفکر و مطالعه وامی دارند. نگاه عمیق به احکام و اعمال حج، درک و شناخت زائران را نسبت به معارف و آموزه های اسلام افزایش می دهد و آنان را نسبت به درستی اعتقادات خود راسخ تر می کند.
نکته دیگر آنکه حج اجتماع عظیم مسلمانان است و از آن می توان برای نشر معارف دینی استفاده کرد. امام صادق7 درباره حکمت تشریع حج چنین فرمود:
... فَجَعَلَ فِیهِ الِاجْتِمَاعَ مِنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لِیَتَعَارَفُوا... وَ لِتُعْرَفَ آثَارُ رَسُولِ اللَّهِ9 وَ تُعْرَفَ أَخْبَارُهُ وَ یُذْکَرَ وَ لَا یُنْسَى. (شیخ صدوق، 1385ق، ج2، ص405)
[خداوند] در حج، گرد آمدن مردم از شرق و غرب را قرار داد تا یکدیگر را بشناسند... و برای آنکه نشانه های پیامبر خدا9 و اخبار او شناخته و یاد شوند و فراموش نگردند.
ملاحظه می شود که در این حدیث، امام صادق7 یکی از حکمت های مهم تشریع حج را نشر و گسترش معارف الهی می داند که از طریق رسول خدا9 به دست ما رسیده است. ابزارهای تبلیغی و فرهنگی در آن موقعیت بسیار به کار می آیند. سخنرانی، کتاب، جزوه، فیلم و کلیپ و... مى تواند تأثیر مهمی بر افزایش آگاهی زائران نسبت به آموزه های اسلام داشته باشد و لازم است مسئولان فرهنگی جهان اسلام از آن به طور بهینه بهره ببرند.
از نظر جامعه شناسی، انحراف یا کجروی به هر گونه الگوی رفتاری اطلاق می شود که هنجارهای اجتماعی یک جامعه یا گروه معینی آن را تأیید نکند یا آن الگو با قوانین و قواعد اجتماعی مغایرت داشته باشد؛ به عبارت رساتر می توان انحراف را ناهمنوایی (nonconformity) با هنجار یا مجموعه هنجارهای معینی تعریف کرد که شمار فراوانی از مردم آن را پذیرفته باشند. ازاین رو همان طور که انحراف به رفتار منفی (مانند بزهکاری) اطلاق می شود، به نادیده گرفتن هنجارها و ارزش های جامعه نیز اطلاق می شود. (کافی، 1398ش، ص94)
یکی از معضلات بزرگ همه جوامع از گذشته تا امروز، انحراف بعضی از افراد جامعه و ارتکاب جرائم اجتماعی یا دینی است. رفتارهای نابهنجار و کجروی هایی مانند اعتیاد، سرقت، فحشا و تجاوز، ربا و رشوه خواری، دعوا و ایجاد مزاحمت برای دیگران، قتل و... مشکلات بزرگ جوامع امروزند.
هر چند نظریه های مختلفی برای تبیین این انحرافات و کجروی ها ارائه شده - مانند نظریه فشار مرتون، ناکامی منزلتی کوهن، یادگیری اجتماعی سادرلند و نظریه کنترل اجتماعی تراویس هرشی (صدیق سروستانی، 1388ش، ص50-40)، اما با این حال آنچه فراتر از همه اینها تبیین کننده نابهنجاری های اجتماعی است، وضعیت فرهنگی جوامع است؛ به تعبیر دیگر همه این عوامل در ذیل فرهنگ جامعه عمل می کنند و آثار مثبت یا منفی خود را به بار می آورند.
از سوی دیگر پژوهش ها نشان می دهند که دین و دینداری عوامل مهم در مهار این کجروی ها است. از متدینان انتظار مى رود که کمتر جرم و انحراف مرتکب شوند. این انتظار به دلیل آموزه های دین درباره زشتی قتل، ضرب و جرح، استعمال مواد مخدر، مصرف مشروبات الکلی و... است. کسی که با آموزه هایی نظیر «هر کس، دیگری را جز به [جزای کشتن] کسی یا [به دلیل] فسادی [که] در زمین [ایجاد کرده] بکشد، همانند آن است که همه مردم را کشته است» (مائده: 32) یا «شراب و قمار و...، پلیدی و از کارهای شیطان اند» (مائده: 90) و امثال اینها آشنا باشد، نمی تواند مرتکب آنها شود. (حیدری، 1397ش، ص169) اعتقاد به اجر و ثواب یا کیفر و عقاب اخروی عاملی مهم براى کنترل افراد در مقابل نابهنجاری ها و انحرافات اجتماعی است.
شاید بتوان ادعا کرد که پرهیز از جرائم و انحرافات، بدون دینداری ممکن نیست؛ زیرا این جرم ها غالباً با مسائل اخلاقی مرتبط اند و اخلاق بدون دین، پشتوانه و اعتباری ندارد. مبارزه با خود و چشم پوشی از منافع فردی به نفع دیگران، به پشتوانه نیاز دارد. چرا باید فرد برای دیگران از منفعت شخصی اش صرف نظر کند؟ پشتوانه این فداکاری، جز ایمان به خدا و دینداری واقعی نمی تواند باشد. (آذربایجانی و موسوی اصل، 1394ش، ص165)
در این راستا عبادت بزرگ حج انگیزه درونی افراد را براى رعایت ارزش های اجتماعی و دینی و کنار گذاشتن جرم و بزهکاری تقویت می کند. زائر می داند که باید طواف را از حجرالأسود آغاز و به آن ختم کند. در واقع طواف کننده در هر دوری که می زند، یا با لمس حجرالأسود یا با اشاره به سوی آن و گفتن الله اکبر با خداوند پیمان می بندد؛ به عبارتی با کعبه بیعت می کند و در هر دوری بر پیمان خود با پروردگار تأکید می کند که از هر گونه خلاف و گناهی پرهیز کند. پیامبر اکرم9 فرمود:
«الْحَجَرُ یَمِینُ اللهِ فِى الأَرْضِ فَمَنْ مَسَحَ یَدَهُ عَلَى الْحَجَرِ فَقَدْ بَایَعَ اللهَ أَنْ لَا یَعْصِیَهُ».(دیلمی، 1406ق، ص159)
حجرالأسود دست خدا در زمین است؛ پس هر کس آن را مسح کند، در واقع با خدا پیمان می بندد که از او سرپیچی نکند.
توجه به این پیمان و تجدید آن در هر دوری از دورهای طواف، طواف کننده را به بازنگری در رفتارهای خود و تقویت توانایی درونی بازدارندگی سوق می دهد. (احمدی، 1390ش، ص165)
در پژوهش هایی که درباره فضای روان شناختی اماکن مقدس و سازمان های مذهبی انجام گرفته، چنین به دست آمده است که فضای روان شناختی این اماکن مقدس، متفاوت با دیگر فضاهاست و این تفاوت ها، رفتار و بازخوردهای افراد را تحت تأثیر قرار می دهند. (ر.ک. احمدی، ش1390، ص161). کسی که به خانه خدا مشرف می شود و مناسک حج را با آن اعمال و آداب پر رمز و رازش انجام می دهد و در فضایی کاملاً معنوی به سوی معبود و آفریدگار خود توجه می کند، پس از بازگشت از سفر، به احتمال زیاد، در دینداری و رعایت حقوق دیگران و اجتناب از انحرافات اجتماعی کوشاتر خواهد بود. (حیدری، 1394ش، ص170)
صحت اعتقادات دینی افراد، شرط اساسی ایمان و زمینه ساز رشد معنوی آنان است. هر گونه انحراف و اعوجاج در باورهای دینی، ولو در مسائل فرعی و جانبی، می تواند موجب دور شدن از صراط مستقیم شود. در کنار اصول دین (توحید، نبوت و معاد)، اسلام یک سری باورها دارد که نسبت به این معتقدات، فرعی و جانبی به حساب می آیند؛ اموری مانند جواز زیارت بزرگان دین، توسل، شفاعت، جایگاه والای اهل بیت:، وجوب حجاب و... . باور به این امور و رعایت آنها نقش مهمی در رشد دینی و معنوی افراد ایفا می کند.
متأسفانه امروزه مشاهده می شود جامعه اسلامی گرفتار انحرافات و شبهات فکری و عقیدتی شده و برخی از مسلمانان از مسیر اسلام راستین به دور افتاده اند؛ به ویژه اینکه امروزه شبهات عقیدتی و فکری نشئت گرفته از تفکر لیبرالیستی غرب، بسیاری از جوانان مسلمان را در دام خود گرفتار کرده و اندیشمندان مسلمان سراسر جهان را به چالش کشیده است. بدین ترتیب گروهی از مسلمانان راه افراط در پیش گرفته و مسلمانان دیگر را به دلایل واهی همچون شرک (به دلیل زیارت قبور یا توسل به اولیای الهی)، خارج از دین می دانند و در مقابل گروهی نیز تحت تأثیر شبهات القاشده از سوی اندیشمندان گمراه، برخی از احکام اسلام، همچون حجاب، را نمی پذیرند یا حتی لزوم دین و دینداری را به طور کامل انکار می کنند.
بر این اساس لازم است جامعه اسلامی راهی برای برون رفت از این وضعیت بیابد. موسم حج بهترین موقعیت برای طرح این مسائل و چاره جویی برای آنهاست. اندیشمندان مسلمان از سراسر جهان می توانند با حضور در این آوردگاه بزرگ به همفکری، چاره اندیشی و پاسخ گویی به شبهات و انحرافات فکری و عقیدتی به دور از تعصبات مذهبی و ملی بپردازند و قدمی بزرگ در این راه بردارند.
عمل حج به خودی خود به گونه ای است که انجام آن می تواند بسیاری از شبهات را از فکر و ذهن افراد بزداید. می دانیم که برخی از شبهات و اندیشه های بد برخاسته از وسوسه های شیطان و رسوخ او در جان انسان هاست و این امر می تواند ناشی از گناهان آدمی یا گرایش او به ارتکاب برخی معاصی باشد. در فرمایشی از امام صادق7 چنین وارد شده است:
لَا یَتَمَکَّنُ الشَّیْطَانُ بِالْوَسْوَسَةِ مِنَ الْعَبْدِ إِلَّا وَ قَدْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ تَعَالَى وَ اسْتَهَانَ بِأَمْرِهِ وَ سَکَنَ إِلَى نَهْیِهِ وَ نَسِیَ اطِّلَاعَهُ عَلَى سِرِّهِ؛.(جعفر بن محمد8، 1400ق، ص79)
شیطان در راه وسوسه کردن برقرار و پابرجا نمى شود، مگر آنکه انسان از ذکر پروردگار متعال اعراض کرده و فرمان ها و دستورهاى الهى را خوار شمرده و بر نواهى و مناهى او تکیه زده و علم و آگاهى و احاطه خداوند متعال را فراموش کند.
یاد خدا با قرار گرفتن در حال و هوای حج و احساس قرب و حضور در محضر خدای متعال و کسب نورانیت از آن اجتماع عظیم، موجبات رفع اثرات نامطلوب گناهان از وجود آدمی، باز شدن دید بصیرت او و زدوده شدن شبهات از ذهن و فکر انسان را فراهم می آورد. اعمال و مناسک حج - همچون طواف، نماز طواف، سعی، وقوف، قربانی و رمی جمرات - آدمی را در حال و هوایی معنوی فرو می برد؛ به گونه ای که فرد پوچ بودن بسیاری از شبهات فکری و عقیدتی درباره دین و دینداری را درک می کند. در این حال فطرت الهیِ آدمی از زیر خروارها گناه و نافرمانی و افکار و وسوسه های شیطانی سربرمی آورد، شبهات را به دور می افکند و انسان را به سوی نور و معنویت و صراط مستقیم هدایت می کند.
مطابق یک تعریف، تمدن، سیر و بسط یک نحو تفکر و ظهور آثار آن در مناسبات افراد و اقوام و رفتار و کردار و علوم و فنون مردم است. تمدن ظاهر فرهنگ است. سنن و آداب و حتی ظاهر و صورت آثار هنری و فلسفیِ یک قوم از اجزای تمدن هستند. فرهنگ، معنا و باطن سنن و آداب است و آداب و سنن مثل سایه، که نشانی از نور است، حکایت از فرهنگ می کنند. (داوری، 1379ش، ص72)
بر این اساس هویت تمدنی یک جامعه آن تشخص جمعی است که آحاد یک جامعه ذیل یک فرهنگ و تاریخ و در افق تمدنی پیدا می کنند؛ به تعبیر دیگر به باور آگاهانه یک ملت از خود بر اساس رسالت تاریخی و مسئولیت ایجاد یک تمدن، هویت تمدنی گفته می شود. (کاظمی و مظاهری، 1395ش، ص50-49) لزوم برخورداری از هویت تمدنی قوی بر کسی پوشیده نیست. جامعه ای از عزت نفس بالا برخوردار است و در راه رسیدن به اهداف بزرگ تلاش می کند که هویت تمدنی بالایی داشته باشد.
انجام مناسک حج در سرزمین وحی، که با مشاهده آثار به جا مانده از صدر اسلام در مکه و مدینه و نیز قرار گرفتن در حال و هوای آن دوران همراه است، زمینه آشنایی حج گزار با ریشه های فرهنگی تمدن اسلامی را فراهم می کند. او می تواند ریشه های تاریخی پیدایش تمدن خود را بشناسد، به ویژگی های بارز و برجسته تمدن اسلامی آگاهی یابد، با شخصیت های بزرگ تمدن ساز اسلامی آشنا شود و از جایگاه تمدن خود در میان تمدن های دیگر شناخت دقیق تری کسب کند.
شاید این قسمت از فرمایش منسوب به امام سجاد7 در حدیث شبلی که مى فرمایند: «فَحینَ صَلَّیتَ فیهِ رَکعَتَینِ نَوَیتَ أنَّکَ صَلَّیتَ بِصلاة إبراهیم7؟»،[1] (نوری، 1408ق، ج10، ص168) می خواهد ذهن شبلی را به ریشه های تمدن توحیدی رهنمون کند. در حقیقت با یادآوری مقام ابراهیم و لزوم توجه به ارزش های خلق شده به دست ابراهیم7، که سرسلسله ادیان توحیدی است، گذشته تمدنی حج گزار برای او تداعی می شود و بدین طریق حاجی با ریشه های هویت تمدن توحیدی ارتباط برقرار می کند. اعمال حج که از یک تمدن کهن، الهی و هدفمند سرچشمه گرفته است و هر کدام از آنها دارای اسرار و رموز عمیق و پرمعنایی است، حجاج را به هویت تمدنی و ریشه های شکل گیری آن تا عنصر ابراهیم رهنمون می سازد. در چنین فضایی افراد به چارچوب مستحکمی دست می یابند که می تواند تکیه گاه معرفتی، ارزشی، احساسی و رفتاری آنان باشد و ایشان را در برابر سایر تمدن ها محافظت کند. (شریفی نیا، بی تا، ص60)
نتیجه: حج آگاهی های عظیمی به افراد می دهد و آنان را در مسیر بهره مندی از هویت تمدنی یاری می دهد. حج افراد را با غنای فرهنگی و تمدنی آشنا می کند، داشته های فرهنگی افراد را به آنان می نمایاند و آنان را در بهره مندی بیشتر از فرهنگ خود، مصمم تر می سازد. حج موجبات رشد و تحول فرهنگی افراد را فراهم می کند و یک ملت را در مسیر تحول تمدنی به پیش می راند. بدین ترتیب زیارت بیت الله الحرام می تواند امکانات حرکت جامعه را به سوی یک تمدن بالیده و رشدیافته فراهم کند.
رعایت اخلاق مهم ترین مسئله برای همه جوامع است. اخلاق از عوامل مهم حیات جامعه انسانی و تداوم آن است و برای ایجاد یک مدینه فاضله، شهر یا کشور متمدن و با فرهنگ، امری اساسی به شمار می رود. شکوفایی فضایل انسانی در سایه دادوستدهای جمعی است و اخلاق مانند احکام در همه حالات وجود دارد؛ اگرچه مهم ترین بخش آن در جامعه جلوه می کند. اینکه رسول خدا9 فرمود: «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاق » (طبرسی، 1412ق، ص8)، این کامل شدن مکارم اخلاق عمدتاً در سطح جامعه برای انسان ها رخ می دهد.
بدین ترتیب اخلاق اجتماعی به رفتارهای افراد در سطح جامعه مربوط می شود و سعی دارد چگونگی عمل انسان ها در جامعه را بررسی کند. از سوی دیگر رعایت اخلاق از سوی انسان ها نیاز به مبنا و پشتوانه دارد. در واقع سؤال اساسی این است که انسان ها به چه دلیل باید از منافع و امیال شخصی خود دست بکشند و منفعت و خواست خود را قربانی منفعت دیگران کنند! پاسخ های متعددی به این مسئله داده شده که در فلسفه اخلاق به آنها پرداخته می شود. اما به نظر می رسد پاسخ درست آن است که پشتوانه اخلاق، دین است و بس؛ به گونه اى که اخلاق بدون دین، پشتوانه و اعتباری ندارد. (آذربایجانی و موسوی اصل، 1394ش، ص165) بنابراین می توان نتیجه گرفت که هر قدر میزان پایبندی انسان ها به دین و دینداری در جامعه ای بیشتر باشد، اخلاق نیز در آن جامعه از جایگاه بالاتری برخوردار خواهد بود و به دلیل جایگاه والای حج در جامعه اسلامی و نقش تأثیرگذار آن در حج گزاران و سطح جامعه، می توان بر نقش حج در گسترش اخلاق و رفع مشکلات اخلاقی در سطح جامعه تأکید کرد.
حج با ویژگی ها و مناسک خاص خود، حاجیان را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد، آنان را نسبت به انجام وظایف دینی و اخلاقی ترغیب و انگیزه آنان را به دوری از رذالت های اخلاقی تقویت می کند. و زائران بیت الله الحرام را به رعایت امور خاصی از اخلاق سوق می دهد؛ برای مثال یکی از نابهنجاری های اخلاقی جامعه، قشربندی اجتماعی است. قشربندی اجتماعی عبارت از نابرابری اقشار مردم است که در نتیجه پایگاه و منزلتشان در یک سلسله مراتب اجتماعی، دسترسی متفاوتی به مزایای اجتماعی دارند. نظام قشربندی اجتماعی، افراد را بر حسب اموری - از قبیل درآمد، شغل، سطح تحصیلات، مذهب، ملیت، جنسیت، محل سکونت و زمینه خانوادگی - رتبه بندی می کند. (کافی، 1398ش، ص129)
از پیامدهای ناگوار قشربندی اجتماعی، احساس برتری برخی افراد جامعه بر برخی دیگر، و نیز احساس خودکم بینی و حقارت گروهی از افراد جامعه نسبت به دیگران است. این امر جامعه را به دو قطب مخالف تبدیل می کند و عوارض جبران ناپذیری برای فرد و جامعه در پی دارد. حج با این روحیه به شدت مبارزه می کند؛ برای مثال لباس احرام همه حجاج را به یک شکل و صورت درمی آورد، نشانه های امتیاز برخی بر برخی دیگر را از بین می برد و حاجیان را به یاد بی اهمیتی امتیازهای دنیوی می اندازد. همچنین سعی بین صفا و مروه همین نقش را ایفا می کند. به فرموده امام صادق7:
مَا مِنْ بُقْعَةٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الْمَسْعَى لِأَنَّهُ یَذِلُّ فِیهِ کُلُّ جَبَّار. (حر عاملی، 1409ق، ج13، ص471)
هیچ مکانی نزد خداوند عزوجل محبوب تر از مسعی نیست؛ چون در آن، هر زورگویی ذلیل می شود.
ملاحظه می شود که حج چگونه با مشکلات اخلاقی در روابط اجتماعی مبارزه می کند. این مطلب را می توان درباره مشکلات اخلاقی دیگر - همچون تندی و بداخلاقی، زندگی تجملی و چشم وهم چشمی ها - نیز سرایت داد.
نتیجه گیری
نقش حج صرفاً در بعد عبادی یا حتی سیاسی آن خلاصه نمی شود. حج تأثیرات قابل ملاحظه ای بر فرهنگ جامعه اسلامی در ابعاد مختلف آن دارد و در حل مشکلات فکری - عقیدتی، عبادی - معنوی و اخلاقی - اجتماعی جامعه اسلامی نقش مؤثر ایفا می کند. اما این به معنای آن نیست که این تأثیرات فقط به صورت خودکار انجام می گیرد و دست اندرکاران و مسئولان کشورها در این باره هیچ وظیفه ای بر عهده ندارند. ظرفیت حج در ارتقای سطح فرهنگی جامعه اسلامی، بسیار بیش از میزان تأثیرگذاری کنونی آن است. ازاین رو متولیان امور فرهنگی جوامع اسلامی لازم است با بهره گیری از فرصت عظیم حج، در ارتقای فرهنگ جامعه اسلامی قدم بردارند.
[1]. آیا هنگامی که پشت مقام ابراهیم نماز می گزاردی، نیت کردی همچون ابراهیم7 نماز بخوانی؟
قرآن کریم، ترجمه ناصر مکارم شیرازی.