میقات حج

میقات حج

نگاهی به تلاش های مسلمانان هند و یمن برای پیگیری مساله بقیع 1930-1952‏

نوع مقاله : اماکن و آثار

نویسنده
عضو گروه تاریخ و سیره پژوهشکده حج و زیارت
چکیده
دراین مقاله پس از معرفی مجموعه اسناد جدید یافته شده درباره مکاتبات انجمن تحفظ بر مآثر متبرکه هند و ‏حزب احرارحجاز و هیئت ادریسیه در شمال یمن ،به محتوای این اسناد و تلاش این دو جریان برای پیگیری ‏مساله بقیع، می پردازیم. این تلاش از سوی مجاهدان یمن، با جنگ و نیروی نظامی دربرابر رژیم وهابی سعودی ‏و مطالبه بی طرفی انگلستان در این نبرد و از سوی جمعیت شیعیان هند، با مکاتبه و مذاکره با نایب السلطنه وقت ‏انگلستان در هند و وعده تأمین هزینه های بازسازی و نصب مجسمه وی در مکه و نامه نگاری با رضاشاه برای ‏جلب نظر انگلستان برای اعطای مجوز بازسازی و آزادی عمل به شیعیان در حرمین و نیز مکاتبه برای مطالبه ‏بی طرفی انگلستان در درگیری های میان مبارزان یمنی شمال یمن با آل سعود بروز یافته است. این مقاله به ‏صورت نقلی – تحلیلی و براساس روش تاریخی فراهم آمده است و در ارائه و معرفی اسناد جدید در این ‏موضوع نوآوری دارد.‏
کلیدواژه‌ها
موضوعات

مقدمه

پس از دومین تخریب بقاع متبرک در حرمین شریفین و بقیع شریف از سوی وهابیت (1344ق/1925م) موج شدیدی از واکنش های اعتراض آمیز به این جنایات و تخریب ها در جهان اسلام شکل گرفت موج هایی که از عمق و گستردگی بسیاری برخوردار بود و تا زمانی طولانی استمرار داشت.

یکی از این موج ها در هندوستان با پیش گامی و اقدامات جنبش خلافت مسلمانان هند با پخش شدن شایعه تخریب و خبر تسلط قریب الوقوع و دوباره وهابیان بر حجاز شکل گرفت. این سرعت عمل ناشی از نگرانی نسبت به اقدامات وهابیان بود که قریب صدسال سابقه داشت و پیش تر در سال 1221 قمری با جنایات فراوانی، از جمله تخریب بقعه های بزرگان مذاهب اسلامی، رخداده بود.

این موج در ایران و عراق نیز پیش از تخریب آغاز شد و افزون بر اعتراضات خیابانی و بیانیه ها و اطلاعیه های فراوان واعلام عزای عمومی و تعطیلی و راه اندازی عزاداری و... هیئت دفاع از حرمین و کمیسیون حرمین در مجلس تشکیل دادند و از سوی دربار نماینده رسمی به حجاز رفت. می توان به این موارد، و عامل «اطلاع رسانی فرانسویان» و سابقه جنایت وهابیان در تخریب اوّل هم افزود.

مجموعه اسناد حاضر، که در دو بخش اسناد دهه 1930 و 1935 میلادی به زبان انگلیسی تنظیم شده، نشان دهنده گوشه ای از این تلاش ها و اقدام ها در هند و شمال یمن است که با فاصله پنج سال از یکدیگر رخ داده است.

این مجموعه در جست وجوهای اینترنتی و به صورت آزاد در سایت قرار داشت که پس از ترجمه آن به عنوان سومین مجموعه اسناد تخریب بقیع و به مناسبت همایش ملی (بقیع، پیونددهنده مذاهب) رونمایی شد.

شکل گیری انجمن تحفظ بر مآثر حرمین (حفاظت از آثار حرمین) میان شیعیان هند و تلاش های این انجمن در راه بازسازی حرمین شریفین و مکاتبه با نایب السلطنه انگلستان در هند و... از جمله اقداماتی است که در اسناد حاضر به آن اشاره شده است.

به نظر می رسد تغییر رویکرد جنبش خلافت هند و به رسمیت شناختن دولت سعودی باعث اصلی پیگیری مستقیم این انجمن شده است. البته بررسی دیگر عوامل مجالی دیگر را می طلبد.

این انجمن طی نامه ای در آوریل 1930 میلادی به نایب السلطنه وقت انگلستان در هند (ادوارد لیندلی وود) از رفتارهای توهین آمیز و وحشیانه وهابیان مسلط برحرمین نسبت به زائران اماکن مقدسه شکایت کرده و خواستار مداخله سیاسی و دیپلماتیک انگلستان برای جلوگیری از وهابیان در تکرار رفتارهای خشن خود از جمله هتک حرمت قبور متبرکه پیشوایان مسلمانان و.. می شوند.

از اولین نکاتی که در این نامه مطرح شده موضوع هتک حرمت اماکن مقدس و بازسازی جنت البقیع است که به پندار نویسندگان نامه، مصالح آن در اماکن ناپاک و آلوده انداخته شده است. (نجاتی، 1401، ص25)

متن این نامه که در بهار 1930 میلادی با احترام بسیار به نایب السلطنه انگلستان در هند نوشته شده به قرار زیر است:

ما اعضای انجمن «تحفظ مآثرمتبرکه»،[1] کنفرانس شیعیان سراسر هند[2] و لکهنو،[3] از جناب عالی اجازه می خواهیم که در مورد نارضایتی های طولانی مدت شیعیان در رابطه با مسئله حجاز اظهاریه ای تنظیم کنیم.

  1. جناب عالی مستحضرید که از زمان روی کار آمدن دولت ابن سعود در حجاز که از سوی جماعت زیادی از فرقۀ مسلمانان بنیادگرا،[4] موسوم به وهابی یا اهل حدیث، پشتیبانی می شود احساسات مذهبی مسلمانان سایر مذاهب عمداً و پیوسته پای مال شده و باورهای اعتقادی وهابی از طریق قتل عام های گسترده و خونسردانۀ آنها، مصادرۀ اموال و بستن عبادتگاه هایشان، بارگاه های ائمه،[5] مساجد، هتک حرمت قبور متبرکه پیشوایان دینی و چندین مکان مقدس زیارتی دیگر، ممنوعیت ادای احترام به اماکن مقدس اعتقادی ایشان و جریمه و مجازات انجام مناسک دینی در ارتباط با زیارت آن مکان ها بر مخالفان تحمیل شده است. این اعمال وحشیانه و غیر انسانی طبیعتاً احساس خشم و انزجار شدید جهانی را در سراسر جهان اسلام برانگیخته است، اما احساسات مسلمانان هند، به ویژه شیعیان تمام نقاط هند در این مورد بسیار بالا بوده است. فقیر و غنی، علما و غیر علما، دهقانان و زمین داران، محافظه کاران و میانه روها همه بدون استثنا صدای فریاد خود را بلند کردند و انزجار خود را در حجاز و نسبت به تخریب قبور مطهّر ائمه و پیشوایان دین ابراز کردند.
  2. اینکه آنها «کنفرانس حجاز سراسر هند»[6] را در سال 1926 میلادی در لکهنو[7] با حضور نمایندگان تمام اقشار مسلمانان و علمای تمام مذاهب اسلامی تشکیل دادند، جلساتی عمدتاً پرجمعیت در تمام نقاط هند برگزار کردند، چندین انجمن راه اندازی کردند تا برنامۀ عملی برای اثبات تظلم های خود در حجاز ارائه کنند، گروهی از داوطلبان فداکار موسوم به «رضاکار[8] جنت البقیع»[9] و «خادم الحرمین»[10] را سازماندهی کردند تا هرگونه تجاوز به آزادی های مذهبی ایشان در آینده را بررسی کنند و خطاهای گذشته را جبران کنند، علم ها و دیگر دسته های عزاداری را برای بزرگداشت وقایع حزن انگیز حجاز، به ویژه جنت البقیع،[11] برپا کردند و سرانجام یک برنامۀ ایثار و فداکاری برای جمع آوری وجوه، برای بازسازی عتبات عالیات به شکل سابق خود و جلوگیری از ارتکاب این گونه خطاها در آینده تنظیم و اتخاذ کردند.
  3. ما متواضعانه و با جرئت اعلام می کنیم که اولین فراخوان برای ثبت نام «داوطلبان جنت البقیع» تا حد زیادی از سوی شیعیان تمام نقاط هند؛ از جمله بلوچستان و استان های مرزی صوبه سرحد، پاسخ داده شد. استان هایی که در آنها هزاران داوطلب برای دفاع از آزادی مذهبی خود نام نویسی کردند و اگر انجمن ما به اندازۀ کافی احتیاط نمی کرد تا یک برنامۀ عملی منظم و اساسی برای رفع توهین عمدی به اعتقاد آنها پیش نویس کند، ممکن بود احساسات مذهبی آنها از حد و مرز حرکت های منطقی و مسالمت آمیز فراتر رود. اما از آنجایی که ما همیشه به صداقت و عدالت دولت بریتانیا و علاقۀ آن به درستکاری و مدارا با اعتقادات مذهبی، اعتماد بی چون و چرا داشته ایم، به دولت بریتانیا به عنوان ناجی خود نگاه کردیم و مداخلۀ آن را از طریق قطعنامه های تصویب شده در جلسات سالانۀ علنی کنفرانس های شیعیان هند که در امروهه،[12] پتنه،[13] کلکته[14] و سکهر[15] برگزار شدند، درخواست کردیم و با این روحیۀ اعتماد متقابل است که امروز به عالی جناب مراجعه می کنیم.
  4. ما نمی توانیم در این اظهاریه به جزئیات همۀ شکایت ها علیه فعالیت های خصمانۀ دولت ابن سعود بپردازیم، اما می توان آنها را براساس اولویت به بخش های زیر تقسیم کرد:

الف) هتک حرمت و تخریب اماکن مقدسی مانند مولد نبی[16] (محل تولد پیامبر اکرم9)، جنت المعلی[17] (قبرستان بنی هاشم در مکه)، جنت البقیع[18] (قبرستان مقدس محل دفن پیکرهای یگانه دختر پیامبر، حضرت فاطمه، حضرت حسن، نوۀ پیامبر و امام دوم شیعیان، حضرت زین العابدین امام چهارم، حضرت محمد باقر امام پنجم، عثمان خلیفۀ سوم و سایر بستگان و اصحاب (یاران راستین پیامبر9) و استفاده از مصالح آنها که دارای کتیبه های مقدس است در مکان های کثیف و ناپاک.

ب) جلوگیری از زیارت این اماکن متبرکۀ مخروبه و قرائت فاتحه (طلب آمرزش برای روح پیکر مقدس)، زیارت (خطاب قراردادن مقدسین و احترام گذاشتن به ایشان)، در آغوش گرفتن و بوسیدن قبور مطهر.

ج) تخریب عبادتگاه ها؛ مانند مسجد حمزه ابورشید[19] و سایر بارگاه های ائمه و اشغال اجباری آنها و اماکن آنها توسط سعودی ها.

د) مداخله در انجام مناسک عرفی در مواقع زیارت.

هـ) اجبار غیر وهابیان به دنباله روی از شعائر و احکام عقاید وهابی و وادارکردن آنان به پیروی از پیشوایان مذهبی وهابی.

و) بدرفتاری، آزار، کشتار و تبعید سادات طائف، مدینه، احسا و قطیف.[20]

ز) از میان همۀ حوادث نفرت انگیز، هتک حرمت جنت البقیع[21] باعث ناراحتی و اندوه فراوان در اذهان شیعیان شده و آنان را برای حفاظت از قبر مطهر پیامبر و سایر ائمه و دفاع از آنها در برابر بی مهری در آینده وکیل قرار داده است.

ح) از این رو ما از عالی جناب استدعا داریم که ضمن رساندن صدای ناله و زاری بی وقفۀ بیست میلیون نفر از شیعیان هند به دولت داخلی از راه مداخله و نفوذ دیپلماتیک، دولت پادشاهی را در رابطه با ضرورت جبران زودهنگام تظلم های ما متقاعد کنند. شیعیان خواهان احیای این اماکن مقدس عبادتی و زیارتی و آزادی مذهبی و آزادی عبادت ایشان هستند؛ حتی اگر هزینۀ بازسازی آنها از منابع مالی ایشان پرداخت شود و بهای آزادی مذهبی ایشان، جان هایشان باشد! حتی شیعیان هندوستان حاضرند از جان و مال بابت بازسازی مقامات مقدسه هزینه کنند.

امضاکننده این نامه سیدمصطفی رضا است که خود را وکیل دادگستری، دبیرکل افتخاری کنفرانس شیعیان سراسر هند و[22] لکهنو[23] معرفی کرده و با جمله «فرمانبردارترین و وفادارترین خدمتگزاران عالی جناب» نامه را به پایان می رساند.

این نامه ادعانامه ای جامع درباره جنایات وهابیت در حرمین شریفین است و مطالبه بازسازی بقیع، به عنوان یکی از موارد مهم آن درج شده است.

جالب است که این شخص به وسیله منشی مخصوص فرماندار ایارت اترپردیش یادداشتی را پس از این نامه می نویسند که در آن تقبل کرده بود تا بازسازی بقاع و اماکن مقدس تخریب شده در حرمین را با پرداخت صدها روپیه و زیر نظر شورای مهندسان بریتانیایی به عهده بگیرد. حتی وعده داده بود که به نشانه قدرشناسی مجسمه لرد اروین را در مکه قراردهد (نجاتی، 1401، ص28)

بدین وسیله اجازه می خواهم از طرف هیئتی که تحت نظر ما برای مراقبت از اماکن مقدس مسلمانان در حجاز تشکیل شده است،. اگر جناب نایب السلطنه تمایل داشته باشند که کمی علاقه به ما نشان دهند و اجازه بازسازی بقاع ما در آنجا را بگیرند، ما می توانیم پرداخت صدهزار روپیه را تقبل کنیم و ساخت وساز می تواند زیر نظر شورای مهندسان بریتانیایی انجام شود و ما به نشانۀ قدرشناسی، که تا ابد باقی خواهد یافت، مجسمۀ بزرگ عالی جناب لرد ایروین را در مکه قرار خواهیم داد. از جناب عالی استدعا دارم که این مطلب را به عرض عالی جناب برسانید.»

انگلستان یک ماه بعد در نامه ای به استناد سیاست قطعی عدم مداخله در مسائل دینی و امن مقدس اسلام از این درخواست امتناع کرد.

دستاویز نایب السلطنه انگلیس برای بی اعتنایی به خواست شیعیان هند برای رعایت حقوق بدیهی زیارت در حرمین، سیاست اعلام شده آقای مک دونالد در اول اکتبر 1924 میلادی در مجلس عوام درباره امور حجاز و نجد بود که در آن هرگونه دخالت انگلستان درباره امور دینی مسلمانان در حرمین را به عنوان یک سیاست قطعی منع می کرد. این در حالی است که تاریخ این مکاتبات شش سال پس از این قطعنامه و پس از پایان جنگ جهانی اول بود.

متن پاسخ انگلستان: مورخ 8 می 1930 میلادی

از طرف منشی مخصوص به عالی جناب نایب السلطنه، به دبیرکل افتخاری کنفرانس شیعیان سراسر هند،[24] لکهنو:[25]

عالی جناب از اینجانب خواسته اند در رابطه با مسئلۀ حجاز به یادبود ارسالی جناب عالی مورخ اول آوریل 1930 میلادی از طرف کنفرانس شیعیان سراسر هند، لکهنو، مراجعه کنم. عالی جناب اظهاریۀ جناب عالی را با دقت بررسی کرده اند، اما بسیار متأسف هستند که طبق سیاست قطعی و استوار دولت اعلیحضرت مبنی بر بی طرفی در مسائل دینی و عدم مداخله در اماکن مقدس اسلام، انجام اقدامات به روش پیشنهادی جناب عالی برای ایشان امکان پذیر نیست. (نجاتی، 1401، ص30)

خواهیم دید که این سیاست در حمایت از آل سعود کاربردی ندارد و از سوی انگلستان فراموش می شود.

انجمن تحفظ بر مآثر، که خود را ناتوان تر از اقناع نایب السلطنه انگلستان می بیند، دو ماه پس از تنظیم اولین نامه تلاش می کند که دست به دامان رضاخان شود و ضمن تنظیم نامه ای برای رضاخان از نایب السلطنه هند می خواهد که تقاضانامه آنان را به شاه ایران برساند. (نجاتی، 1401، ص33) در این نامه نیز آنان با احترام و تملق فراوان از شاه ایران می خواهند تا نسبت به بازسازی بقیع و دیگر بقاع حرمین و آزادی بخشی به زائران حرمین وزارت خارجه انگلستان را قانع کند، متن این نامه به شرح زیر است:

از دبیرکل افتخاری، کنفرانس شیعیان سراسر هند، لکهنو

به اعلیحضرت عالی مقام رضاشاه پهلوی، شاه ایران

مورخۀ 24 می 1930 میلادی

امید آنکه سبب خشنودی اعلیحضرت شود، بدین وسیله اجازه می خواهم کپی اظهاریۀ ارائه شدۀ اینجانب به عالی جناب لرد ایروین، محبوب ترین نایب السلطنه ما در هند، که احترام ویژه ای برای مسلمانان به طور عام و شیعیان به طور خاص قائل است، ارسال کنم. اطمینان دارم که اعلیحضرت به اندازۀ ما، شاید هم بیشتر، به اماکن مقدس ما علاقه دارند. اسلام به خاطر تمام خدمات اعلیحضرت به مسلمانان به طور عام و کشور خود به طور خاص رهین منت شماست و نام اعلیحضرت به عنوان بزرگترین پادشاهی که اسلام را از خطر انحطاط و نابودی نجات داد، در تاریخ ثبت خواهد شد.

سپاسگزار خواهیم شد اگر اعلیحضرت با درخواست از وزارت خارجۀ متبوعشان برای همکاری با وزارت خارجۀ بریتانیا در کسب مجوز از دولت حجاز ملک ابن سعود برای بازسازی بقاع متبرکۀ ما که در یادداشت پیوست اشاره شده است و همچنین در رفع سایر تظلم ها، یک اعتبار دیگر بر دستاوردهایشان بیفزایند. ما علاقه و احترام زیادی برای اعلیحضرت قائلیم و من اطمینان دارم که اعلیحضرت ما را ناامید نخواهند کرد.

ما صمیمانه از درگاه خداوند سلامت و شادکامی اعلیحضرت و طولِ بقای سلطنت شما را مسئلت داریم.

تکمله: اگر حضرتعالی پیش تر با دولت حجاز گفت وگو نموده اید، ما هم محترمانه اطلاع  می دهیم که در بازسازی مقامات مقدسه حاضریم سهیم شویم.

به امضای سیدمصطفی رضا. وکیل، سکرتریِ کل افتخاری کنفرانس شیعیانِ سراسر هندوستان، لکهنو

وکیل دادگستری، دبیر کل افتخاری، کنفرانس شیعیان سراسر هند، لکهنو.

پی نوشت: اگر اعلیحضرت قبلاً موافقت دولت حجاز را جلب کرده اند، با کمال احترام استدعا داریم به ما نیز اجازه داده شود در ساخت بقاع متبرکه خود مشارکت داشته باشیم.

امضا: سیدمصطفی رضا (همان، ص34)

ولی نایب السلطنه انگلیس حتی رساندن نامه به رضاخان را نیز نوعی مداخله می داند و از آن سر باز می زند (همان، ص36)

با این شرایط است که این جمعیت نامه ای به صورت مستقیم برای رضاخان می فرستند و البته رونوشتی از آن را در اختیار نایب السلطنه انگلستان قرار می دهند.

از دبیرکل افتخاری، کنفرانس شیعیان سراسر هند،[26] لکهنو[27]

به اعلیحضرت رضا شاه پهلوی، شاه ایران، تهران

مورخۀ 31 می 1930میلادی

امید آنکه سبب خشنودی اعلیحضرت شود.

بدین وسیله کپی اظهاریه ای را که اینجانب قبلاً به عالی جناب لرد ایروین،[28] نایب السلطنه محبوب و گرامی مان، ارائه کرده ام، ارسال می کنم.

ما از آزارها و ظلم هایی که از سوی ملک بن سعود در حجاز در حق ما روا داشته شده و در اظهاریه نیز بدان ها اشاره شده است، در رنج و عذابیم. شیعیان پس از قرن ها آزار و اذیت، که موضوعی تاریخی است، به هند پناه آورده اند. دولت بریتانیا در اینجا یک دولت قوی ایجاد کرده است که به مردم آرامش و رفاه بخشیده است. مهم تر از همه او به ما آزادی مذهبی داده است و ما می توانیم امور دینی  مان را مطابق میل خود انجام دهیم و تبلیغ کنیم. پیش از این هرگز در تاریخ اسلام شیعیان از چنین آزادی ایمانی از سوی یک قدرت غیر شیعه برخوردار نبودند. ما هیچ ترسی از قتل عام شدن نداریم؛ تنها به این دلیل که از نوادگان حضرت علی7 هستیم.

عالی جناب لرد ایروین با محبت و احترام زیادی نسبت به ما رفتار می کند و ما نیز به ایشان علاقه و اعتماد زیادی داریم. ایشان زحمت نوشتن نامه به اعلیحضرت و جابه جایی وزارت خارجه انگلیس را برای ما می کشند. من اطمینان دارم اعلیحضرت، که خود از زمرۀ شیعیان هستید، به اندازۀ ما شاید هم بیشتر به حضرت فاطمه، حضرت امام حسن و حضرت زین العابدین و دیگرانی که می خواهیم بُقاعشان را برپا کنیم محبت دارید و من اطمینان دارم که اعلیحضرت هم به اندازۀ ما نگران رفع تظلم های ما در حجاز هستند.

شیعیان هند از اعلیحضرت بسیار سپاسگزار خواهند بود، اگر دستور دهید که وزارت خارجۀ متبوع شما با دولت عالی جناب لرد ایروین و دولت انگلیس در تأمین خواسته ها و رفع تظلم های ما در حجاز همکاری کنند. شنیده ام که اعلیحضرت از مدت ها قبل با حکومت حجاز در ارتباط هستند و زمانی  که اعلیحضرت با ملک بن سعود ملاقات کردند این موضوع نیز مطرح شد و تفاهماتی حاصل شده است. اگر این حقیقت داشته باشد، عرض می کنم که شیعیان هند به اندازۀ هر کس دیگری حق دارند که بقعۀ جدۀ خود حضرت فاطمه3 را برپا کنند و اعلیحضرت احتمالاً تمایل خواهند داشت که به ما اجازه دهند به کار بازسازی این بقعه و دیگر بقاع بپیوندیم و در برکات آن حضرت شریک شویم.

اطمینان دارم اعلیحضرت از شنیدن اینکه شیعیان هند خوشحال و سعادتمند هستند و دولت بریتانیا برای آنها آرامش و امنیت فراهم کرده است، خرسند خواهند شد و احتمالاً اعلیحضرت تمایل داشته باشند که خود شخصاً از لرد ایروین به خاطر تمام لطف های ایشان به ما تشکر کنند.

با نهایت احترام و آرزوی طول عمر و بهروزی برای اعلیحضرت. با احترامات فائقه و دعاگویی برای بقای سلطنت شما.

التماس می کنیم و غیره[29]

امضاء: سید مصطفی رضا

وکیل دادگستری، دبیر کل افتخاری، کنفرانس شیعیان سراسر هند،[30] لکهنو[31] (هند). (همان، ص34)

همان طور که از دقت در این نامه روشن می شود، شیعیان هند در نامه مستقیم به رضاخان به امید جنباندن غیرت تشیع وی و امیدی که به تلاش های رضاخان دارند، تأکید بیشتری کرده اند. این تقاضا نیز مانند نامه ای که درسال 1305 قمری به دربار رضاخان فرستاده بودند شد که تنها به تقدیر از این واکنش و امیدواری دادن صرف بسنده کرده بود. (احمدی، ص49)

در اینجا قسمت اول اسناد که مربوط به 1930 میلادی است به پایان می رسد.

دسته دوم این اسناد مربوط به 1935 میلادی است که در جنوب عربستان دو جریان متحد به نام های «شورای مشورتی ادارسه» و «حزب احرار حجاز» در این زمینه اقداماتی انجام دادند؛ همچنین بیان ارتباطی است که با جریان شیعیان هند گرفتند.

در این دوره دو جریان حزب احرار حجاز سامان گرفته بود. هدف این دو جریان عبارت بود از: دفاع از جمهوری عربی و حکومت بربادرفته شریف حسین و پسرش (شریف علی) و سرنگون کردن آل سعود با حمایت های ملک اردن و خاندان های پیرامونی شریف حسین. (إبراهیم فاعور الشرعة، 1935-1928م)

جریان ادارسه در جنوب عربستان و شمال یمن ضد آل سعود جبهه متحدی را شکل داد. این اتحاد با همکاری حکومت ادارسه عسیر و حزب احرار حجاز، که هر دو از سوی ملک عبدالله (پادشاه اردن) و یکی از فرزندان شریف حسین حمایت می شدند، شکل گرفت. در مکاتبات و بیانیه مشترکی که در شعبان 1351 قمری (1932م) از این دو گروه منتشر شد، نجات کعبه و رسول الله، خاتمه دادن به جنایات وهابیان، ریشه کن کردن نفوذ بیگانه و حکومت وهابی حجاز و حفظ اماکن مقدس از هتک حرمت از جمله اهداف این تشکیل اعلام شده است. (نجاتی، 1401، ص45) آنان طی اعلامیه ای مشترک از همه مسلمانان برای ریشه کن کردن آل سعود و خطر وهابیت یاری طلبیدند.

متن این فراخوان از این قرار است:

ترجمه فراخوان صادر شده به زبان عربی از جانب «هیئت الشورای ادریسی حجاز»[32] خطاب به مسلمانان سراسر دنیا

برادران مسلمان، کعبه و قبر پیامبرتان را از دستان مستبد وهابیان خوارج نجات بدهید. رفتار ظالمانه و وحشیانه ای که بر سران ادریسی[33] و مجاهدین احرار حجاز روا داشته شده، آنها را بر آن داشته است تا بر ضد وهابی هایی قیام کنند که مردان، زنان و کودکان را فارغ از سن و سال به قتل رساندند، خانه هایشان را ویران کردند، درختان را قطع کردند و محصولات آنها را از بین بردند؛ به دلیل همین جنایات، مجاهدین اکنون مصمم به فداکاری در راه احقاق حقوقشان هستند. آنها اعتقاد راسخ دارند که رنج هایشان در این رابطه موجبات رضایت خداوند را فراهم خواهد کرد و پاداش او را در پی خواهد داشت. آنها این سختی ها را با خوشحالی و صبورانه به جان می خرند تا آرامش را برای مهد اسلام به ارمغان بیاورند. اما [در این میان] آنچه مجاهدین عسیر[34] و حجاز را آزرده خاطر و تحریک کرده است، دخالت قدرت های خارجی است! کمک به وهابی ها به منزلۀ خوار و خفیف کردن اسلام و نابودی اعراب است. هواپیماهای بریتانیایی بر فراز مرکز جهاد پرواز کردند، به وهابی ها کمک کردند و صدمات زیادی به مجاهدین وارد کردند. اعتراض به این موضوع قبلاً از طریق فرماندار عدن به دولت بریتانیا تسلیم شده است و یک نسخه از آن ضمیمه شده است.

دولت بریتانیا و دیگر قدرت های خارجی مطلقاً حق دخالت در امور داخلی این کشور را ندارند. ما این [موضوع] را در بیانیۀ مورخ 20 و 21 رجب 1351 قمری به صراحت بیان کرده ایم. دولت بریتانیا به همین مقدار بسنده نکرد و به نیروهای وهابی اجازه استفاده از هواپیماهای خود را داد. دولت حجاز اخیراً یک صد هزار پوند از دولت بریتانیا برای سرکوب مجاهدین قرض گرفته است. این پول با اسکورت آقای فیلبی[35] و حافظ وهبه[36] از لندن به ریاض رسید. دولت بریتانیا در ازای آن کنترل کامل منابع مالی دولت حجاز را به دست گرفته است و فیلبی را به عنوان نمایندۀ خود منصوب کرده است. فیلبی، که خود را مسلمان نشان می دهد، یک دروغگو است. در واقع او رئیس وهابی ها و جاسوس بریتانیاست.

برادران مسلمان، اینها حقایقی است که برای بررسی در برابر [دیدگان] شما قرار داده شده است. ما می خواهیم بدانیم که مسلمانان تا کی قرار است این رفتار غیر مذهبی و بی شرمانه را تحمل کنند. وقتی یک هندو با موسیقی از کنار مسجد شما رد می شود، حس تحریک پذیری شما هیچ حد و مرزی نمی شناسد. اما اینجا اساس دین شما در اماکن مقدس متزلزل می شود و شما ساکت نشسته اید! قلب پیغمبر خون می گرید و شما هنوز خوابید! اکنون که حقایق بر شما آشکار شده است، آیا همچنان ساکت خواهید ماند؟ اگر شما در این خصوص آشفته حال و تحریک نشوید، باید در برابر خدا و پیامبرش پاسخگو باشید.

تا کی به این زندگی خفت بار ادامه خواهید داد؟ تا کی اهانت به قبر پیامبر و کعبه و اسلام را تحمل خواهید کرد؟ این وظیفۀ شماست که به ریشه کن کردن نفوذ بیگانه و حکومت وهابی از حجاز مقدس اقدام کنید. این وظیفۀ جهان اسلام است که اماکن مقدس را از چنگ حکومت بی شرم کنونی آزاد کند. بنابراین ما احرارِ حجاز و رؤسای [قبیلهٔ] ادریسیه پس از بررسی همۀ جوانب به نام اسلام و اعراب، جهاد را اعلام می کنیم تا مقامات مقدسه را از توهین نجات دهیم. احرار حجاز آماده اند تا همه چیز خود را فدای این امر کنند. به فضل الهی در چندین نوبت تلاش آنها توأم با موفقیت بوده است و آنها برای رسیدن به هدف خود سنگ تمام می گذارند؛ چنان که در بیانیه های صادره از سوی «هیئت» هم مکرراً به این مسئله اشاره شده است. امیدواریم جهان اسلام با آگاهی از اینکه در چندین نقطه بین حجاز و نجد، نبردهایی برای بیرون راندن این مردم کثیف از حرمین (مکه و مدینه) در جریان است، برای همیشه خوشحال شود و دور نیست زمانی که ما به یک پیروزی کامل دست یابیم؛ یک پیروزی کامل.

تنها درخواست ما از جهان اسلام این است که به هر طریق ممکن به مجاهدین یاری رسانند تا بتوانند وهابی ها را از حجاز بیرون برانند.

مسلمانان، امروز روز محاکمه است. بیایید و کعبۀ مقدس و قبر مطهر پیامبرتان را از چنگال ظالمان نجات دهید. شور و اشتیاق از خود نشان دهید. از قوت ایمان خود استفاده کنید و به بدی ها  و مشکلات ناشی از حکومت استبدادی وهابیان خوارج[37] در حجاز بیندیشید. وقتش رسیده است که در راه خدا زندگی [کنید] و ثروت ارزشی نداشته باشد.

عسیر،[38] به تاریخ پانزدهم شعبان 1351 قمری

امضا: محمدحسین

دبیر [ستاد] تبلیغات (همان ص52)

محرمانه

ترجمۀ آزاد بیانیۀ صادرشده به زبان عربی از جانب «هیئت الشورای ادریسی حجاز»[39]

جامعۀ مبارک ما به قوانین اسلامی پایبند است و از هر آنچه شریف و پسندیده است، دفاع می کند. این جامعه کاملاً عاری از خیانت است و قادر به کشتن زنان و کودکان و ارتکاب جنایاتی مانند آن نیست. اما وهابی ها عادت به انجام اعمال ظالمانه دارند و با بی شرمی قوانین اسلامی و بین المللی را زیر پا می گذارند. همانطور که در بیانیۀ ما به تاریخ 26 رجب 1351 قمری ذکر شد، وهابی ها پس از تحمل شکست های پی درپی با ارتکاب اعمال بی شرمانه ای ازقبیل بمباران، کشتار عمومی فارغ از سن و جنسیت و غیره خود را خوار و خفیف کردند. آنها به همین مقدار بسنده نکردند و با توطئه با محمدیحیی بساحی،[40] برده قبیلۀ ادریسیه[41] که خائن شده بود، صبیا[42] پایتخت عسیر[43] را تصرف کردند و دستور کشتار عمومی دادند. پیرمردها، زنان، کودکان و حتی زنان باردار سلاخی شدند. اما به فضل الهی در درگیری که بین وهابیان و مجاهدین در 27 و 28 رجب روی داد، وهابیان کاملاً درهم شکستند و انبارهایشان به دست مجاهدین افتاد. خداوند منتقم است؛ ازاین رو آنها را مجازات کرد. آرامش و نظم در منطقۀ آسیب دیده دوباره برقرار شد. ما این بیانیه را در اعتراض به جنایات وهابی ها برای آگاهی جهان اسلام از حقایق درست و واقعی صادر می کنیم.

شعبان 1351 قمری

امضا: علی الحسن

دبیر [ستاد] تبلیغات (همان، ص48)

براساس مکاتبه باقی مانده از این گروه نبرد میان مخالفان سعودی و دولت آل سعود حدود دو سال به طول انجامید. از آنجا که در این نبرد انگلستان برخلاف سیاست اعلام شده پیشین خود به حمایت اقتصادی و نظامی از آل سعود می پرداختند، در این نامه آمده است:

درخواست صادر شده به زبان عربی از جانب حزب الاحرار الحجازی[44] به تاریخ 20 و 21 رجب 1351 قمری به بریتانیای کبیر از طریق حاکم عدن در اعتراض به پرواز شناسایی هواپیماهای انگلیسی پایگاه جهاد.

عالی جناب، [ناحیۀ] حجاز که با تکیه بر وعده های بریتانیای کبیر به جنگ کبیر (عالم گیر) پیوسته بود، در حال حاضر دست آورد ناچیزی نصیبش شده است. این نه با وفاداری اعراب سازگار است و نه با اجرای سنتی تعهدات دولت بریتانیا همخوانی دارد. این یک واقعیت است که مسلمانان به طور کلی و اعراب و متحدان شما به طور خاص از حکومت وهابی کنونی منزجر هستند. این دولتِ بد است که دولت بریتانیا را در چشم مسلمانان خوار جلوه داده است.

اکنون که جامعۀ احرار حجاز[45] و سران ادریسیه[46] برای بازپس گیری حقوق از دست رفته خود و حفظ آنها قیام کرده اند، این وظیفۀ اخلاقی دولت انگلیس بود که به احرار کمک کند یا دست کم از کمک به وهابیان که دشمنان بشریت، اسلام و غرب هستند خودداری کند.

از آنجایی که جهاد ما مستقل از هرگونه تأثیر خارجی است، جامعه به شدت اعتراض و عدم تأیید خود را نسبت به حضور هواپیماهای بریتانیایی بر فراز مقرهای مجاهدین اعلام می دارد. این مداخله از سوی دولت بریتانیا ممکن است موجب برانگیختن خشم تمامی جهان اسلام شود که باور دارد جهاد کنونی، به تصریح بیانیۀ ما به تاریخ 5 رجب 1351 قمری ، یک حرکت صرفاً مذهبی است. ما به نام جهان اسلام و به حرمت اماکن مقدس از جناب عالی استدعا داریم که از [دخالت در] این امور داخلی خودداری کنید. در غیر این صورت جهان اسلام به ناچار به این نتیجه خواهد رسید که دولت بریتانیا در امور دینی شان دخالت می کرده است. امیدواریم جناب عالی به دولت خود یادآور شوید که ما هم پیمانان و دوستان مورد اعتماد ایشان در دوران جنگ کبیر بوده ایم.

با تجدید تعارفات و بهترین آرزوها از سوی دوستان شما، اعضای هیئت الشورای حجازی (همان)

انقلابیون شمال یمن با توجه به سابقه اقدامات و اهتمامی که مسلمان هند به مسئله بقیع نشان داده بودند و نیز به روابط نزدیکی که مسلمانان هند با انگلستان داشتند، از هندیان خواستند (نجاتی، 1401، ص51) با تکیه بر روابط سابق و براساس پیمان نامه ای که با استناد به آن پنج سال پیش از ممانعت از تخریب قبور مقدس بقیع خودداری کرده بودند، از دخالت در نبرد میان آل سعود و مجاهدان شمال یمن خودداری کنند؛ چراکه این درگیری نیز نوعی با اهداف مذهبی بوده و انگلستان نباید در آن مداخله کند.

با اطلاع یافتن شیعیان هند از بیانیه مبارزان شمال یمن گردهمایی های بزرگی در مراکز شیعه نشین هند همچون جانپور و سکَر شکل گرفت و آنان با تأیید و تأکید خواسته مبارزان شمال یمن از انگلستان خواستند هیچ دخالتی در این امر نکنند.

مصوبات این گردهمایی ها به این شرح است:

کپی قطعنامۀ شمارۀ 2

تصویب شده در جلسۀ انجمن «تحفظ مآثر متبرکه»[47] که در محلۀ قاضیاره[48] به ریاست سیدمحمد طاهر (لیسانس علوم انسانی، لیسانس حقوق، وکیل در سیتاپور، اُتّرپردیش) در 8 شوال 1351 قمری/ 4 فوریه 1933 میلادی برگزار شده بود.

این جلسه به اتفاق آرا و قویاً از نخست وزیر بریتانیا و جناب نایب السلطنه هند درخواست می کند که مطابق سیاست اعلام شده توسط آقای مک دونالد در اول اکتبر 1924 میلادی در مجلس عوام در مورد امور حجاز و نجد، دولت بریتانیا باید قاطعانه در یک موضوع کاملاً اسلامی و مذهبی بی طرف بماند و نباید به ابن سعود برای تجهیز وی به نیروی دریایی یا نظامی یا تأمین تجهیزات جنگی کمک کند یا هرگونه کمکی از طرق دیگر به او نکند. از آنجایی که چنین اقدامی از سوی دولت بریتانیا احساسات مسلمانان هند را به شدت جریحه دار می کند و احساس شدید نسبت به دولت بریتانیا باعث ایجاد سوء ظن در آنها می شود.

امضاء: محمدطاهر

به تاریخ 5 فوریۀ 1933 میلادی. دبیر افتخاری انجمن «تحفظ مآثر متبرکه» سیتاپور. (همان، ص55)

تلگرام مورخ 7 فوریه 1933میلادی

از سیدمحمد شبر، مدرسۀ ناصریه،[49] جونپور[50] به عالی جناب نایب السلطنه، انجمن مسلمانان جونپور در گردهمایی عظیمی که در فوریه در مدرسۀ ناصریه تحت ریاست مولانا سیدمحمد شبر صاحب مجتهد برگزار شده بود، شرکت کردند و قطعنامه های ذیل را تصویب کردند که در آنها از دولت اعلیحضرت از طریق عالی جناب نایب السلطنه تقاضا شد که سیاست عدم مداخله در امور داخلی حجاز، که در سال 1924 میلادی از سوی سر رمزی مک دونالد[51] نخست وزیر اعلیحضرت اعلام شده بود، همچنان ادامه یابد و مضافاً دعا می کنیم که هیچ کمکی در قالب مردان جنگی مسلح یا پول به پادشاه حجاز در جنگ داخلی کنونی، که بین او و مجاهدین [ناحیۀ] عسیر[52] در جریان است، داده نشود که هرگونه کمک به پادشاه حجاز احساسات مجاهدین هند را، که به طور سنتی به دولت بریتانیا وفادار هستند، جریحه دار می کند.

کپی قطعنامۀ فوق الذکر به عالی جناب نایب السلطنه ارسال شده است. (همان، ص57)

گزیده ای از کپی قطعنامۀ تصویب شده در جلسۀ پرشمار شیعیان سَکّر[53] که در تاریخ 14 ژوئیۀ 1930 میلادی به ریاست آغا حسن علی (لیسانس علوم انسانی، لیسانس حقوق، وکیل در شهر سَکّر) برگزار شد. (همان، ص55)

گزیده ای از قطعنامه های تصویب شده از قطعنامه ای که در جلسۀ شیعیان تلهار[54] به ریاست انجمن امامیه سِند[55] در حیدرآباد[56] برگزار شده بود. اعضای این جلسه به نمایندگی شیعیان سراسر سند این قطعنامه را صادر نموده اند، مصوبات زیر را در آنجا به تصویب رسانده است، ما نیز به عنوان تابعین جامعۀ فوق که شیعیان سند را سرپرستی می کند، همین کار را انجام می دهیم.

این جلسه از عالی جناب نایب السلطنه تقاضا دارد: لطف بفرمایند از نفوذ خود با دولت انگلیس برای اقدامات لازم جهت ترغیب ابن سعود، پادشاه حجاز، به بازسازی عتبات عالیات و بقاع متبرکۀ جنت البقیع[57] که توسط او تخریب شده اند، استفاده نمایند. (نجاتی، 1401، ص57)

خواسته این جمعیت ها به وسیله مولانا سیدمحمد شبر صاحب مجتهد، مدرسه ناصریه، در جونپور و سیدمحمد طاهر، لیسانس حقوق، دبیر افتخاری انجمن «تحفظ مآثرمتبرکه»، در سیتاپور به نماینده انگلستان ابلاغ شد. (نجاتی، 1401، ص63)

آخرین سند این مجموعه نیز نشان می دهد که مبارزان یمنی علاوه بر حاکم عدن، خواسته خود را مبنی بر عدم مداخله انگلستان در این نبرد، به صورت مستقیم نیز با انگلستان طرح کردند.. (نجاتی، 1401، ص72)

هرچند هیچ کدام از این خواسته ها با وجود احترامی که کارگزار انگلستان به نویسندگان آن ابراز می کرد و خود را مطیع ترین فرمانبردار آنان می خواند. (نجاتی، 1401، ص66)، به سرانجام نرسید و نایب السلطنه انگلستان در هند با آن موافقت و همراهی نکرد، ولی از اظهار نظرهای کارشناس دفتر نیابت سلطه انگلستان که در برخی از این اسناد برجای مانده می توان دریافت که انگلستان با مطالعه این مکاتبات به این نتیجه رسید که از نظر مسلمانان هند به هیچ وجه ابن سعود جانشین خلیفه به شمار نمی رود و توصیه شده که این نکته ای است که سی. او. آلفرد ریکنکی باید به آن بیاندیشد. (همان، ص69)

نکته دیگر سردرگمی این فرد از دریافت مفهوم جهاد است که در نامه یمنیان به انگلستان آمده و آن را به منطقه ای در جده تفسیر کرده است. (همان، ص70)

نتیجه گیری

مجموعه اسناد مکاتبات جمعیت های شیعه در هند که جدیداً در فضای مجازی یافت شده حاوی هفده سند از آرشیو نیابت سلطنت انگلستان در هند است که در دو زمینه است:

  1. تقاضای بازسازی بقاع متبرکه حرمین شریفین، به ویژه بقاع ائمه بقیع، و آزادی اعمال عبادی شیعیان؛
  2. تقاضای عدم مداخله انگلستان در منازعات میان مجاهدان شمال یمن (شامل حزب احرار حجاز و هیئت الشورای ادریسیه) و آل سعود.

بررسی این اسناد سرنخ های مهمی در راستای پی بردن به تلاش های این دو گروه برای بازسازی بقاع متبرک حرمین، به ویژه جنت البقیع، است که به دلیل حمایت دولت انگلستان از سعودی و به بهانه عدم مداخله در منازعات مذهبی بی نتیجه ماند.

[1]. Tahaffuz-i-Ma’asar Mutabarrikah

[2]. All India Shia Conference

[3]. Lucknow

[4]. Puritan

[5]. Imambaras

[6]. All India Hejaz Conference

[7]. Lucknow

[8]. «رضا کار» در زبان اردو به معنی «داوطلب» است. دکتر عبدی

 [9]. Reizakar-i-Jannutul Baqie

[10]. Khademul Haramain

[11]. Jannatul-Baqie

[12]. Amroha

[13]. Patna

[14]. Calcutta

[15]. Sukkur

[16]. Moulad-i-Nabi

[17]. Jannutul-mualla

[18. Jannutul-Baqie

 

[19. Hamza Abu Rashid

[20]. Qatif

[21]. Jannatul-Baqie

[22]. All India Shia Conference

[23]. Lucknow

[24]. All-India Shia Conference

[25]. Lucknow

[26]. All India Shia Conference

[27]. Lucknow

[28]. Irwin

[29]. We beg etc.

[30]. All-India Shia Conference

[31]. Lucknow

[32]. Haiat ul Shoorat I Idreesia ul Shoorat I Idressia ul Hijazia

[33]. Idaresa

[34]. Aseer

[35]. Philby

[36]. Hafiz Wahba

[37]. Kharji

[38]. Aseer

[39]. Haiat ul Shoorat i Idressia ul Hijazi

[40]. Mohd. Yahya Basahi

[41]. Idressia tribe

[42]. Seebia

[43]. Aseer

[44]. Hizbul Ahrar ul Hijazi

[45]. Ahrar-i-Hejazi

[46]. Idreesia

[47]. Tahaffuz-i-Ma’asar Mutabarrikah

[48]. Mohalla Qaziara

[49]. Madrasa Nasiraya

[50]. Jaunpur

[51]. Ramsay MacDonald

[52]. Aseer

[53]. Sukkur

[54]. Talhar

[55]. «سِند» پس از سال 1947 میلادی بخشی از کشور پاکستان است.

 [56]. «حیدرآباد» پس از سال 1947 میلادی بخشی از کشور پاکستان است.

 [57]. Janatul-Bakia

 

  1. احمدی، علی، مجموعه اسناد تخریب بقیع 1؛ پژوهشکده حج و زیارت.
  2. نجاتی، محمد سعید، مجموعه اسناد تخریب بقیع 3؛ پژوهشکده حج و زیارت.
  3. إبراهیم، فاعور الشرعة، حزب الأحرار الحجازی ودوره السیاسی بین عامی، (1935-1928)