نوع مقاله : اماکن و آثار
مقدمه
بقیع یا بقیع الغرقد، قدیمی ترین مزاری است که از سال های آغازین هجرت، محل دفن مسلمانان بوده است. اهمیت این مزار که مدفن چهار امام شیعیان، صحابه و شخصیت های برجسته مسلمانان است، بر کسی پوشیده نیست. بنابراین پژوهش درباره بقیع، از اهمیت به سزایی برخوردار است. از این رو در جهان اسلام، مقالات و کتاب های متعددی توسط شیعیان و اهل سنت، پیرامون بقیع نگاشته شده است. واکاوی زوایای مختلف بقیع، نیازمند تتبع فراوان در منابعی است که به حسب ظاهر با بقیع ارتباطی ندارند. از این رو به نظر می رسد کمبود منابع مرتبط و عدم آشنایی با سایر منابع قابل استفاده در این حوزه، از موانع ارتقای کمی و کیفی پژوهش پیرامون بقیع است.
این مقاله در تلاش است گونه های مختلفی از منابع قابل اتکا برای پژوهش در خصوص اماکنی مانند بقیع را در هفت محور تاریخ مدینه، منابع شخصیت شناسی، سفرنامه ها، منابع تاریخی و جغرافیایی، منابع فقهی، کلامی و حدیثی، اسناد دوره عثمانی و قاجاری و منابع معاصر معرفی و بررسی نماید.
این دسته از منابع، شامل کتاب هایی است که با موضوع تاریخ مدینه نوشته شده است. این کتاب ها علاوه بر تاریخ بقیع، در مواردی توصیف های خوبی نیز از آن ارائه کرده اند. قدیمی ترین منبعی که درباره بقیع نگاشته شده اخبار المدینه ابن زباله (د. 199 ق.) است که مرجع کتاب های بعدی قرار گرفته و هر چند متأسفانه امروزه اثری از آن نیست؛ اما در سال های اخیر تلاش شده با استفاده از مطالبی که سایر منابع از آن نقل کرده اند، بازسازی شود. (ابن زباله، 2003) اندکی پس از او اخبار المدینه ابن شبه نمیری (د. 262 ق.) از مهم ترین منابع تاریخ مدینه است که تقریباً همه منابع بعدی، بدان استناد کرده اند. با توجه به تاریخ حیات نویسنده، مطالب او بسیار ارزنده و مهم است. (ابن شبه نمیری، 1410) سومین کتاب مرجع در این حوزه، الدرة الثمینة فی تاریخ المدینه نگاشته ابن نجار (د. 643 ق.) است که به نوعی منبعی برای آثار بعدی بوده است. (ابن نجار، 2006)
حدود یک قرن پس از ابن نجار، مطری (د. 741 ق.) التعریف بما آنست دارالهجرة را تألیف کرد که بیش از کتاب ابن نجار مورد استناد و استفاده واقع شده است. (مطری، 1426) پنجمین منبع مهم پیرامون تاریخ مدینه که به موضوع بقیع نیز پرداخته، وفاء الوفا سمهودی است. وی بسیار مفصل تر از دیگران به این موضوع پرداخته و گزارش های درخور توجهی نیز ارائه کرده است. (سمهودی، 2001)
نکته حائز اهمیت در خصوص این منابع در درجه اول، دسترسی آنها به برخی منابعی است که ما بدان ها دسترسی نداریم و در درجه دوم، گزارش و توصیف هایی است که هرکدام از عصر خویش و یا کمی قبل از آن، ارائه کرده و در شکل گیری تصویر بقیع در قرون مختلف و نیز درک نحوه تعامل مسلمانان با بقیع مؤثر است؛ همچنان که تطور عمرانی و تمدنی بقیع را نیز از خلال همین منابع می توان به دست آورد.
مهم ترین منابع برای موضوعاتی با رویکرد تاریخی، کتاب های تاریخی هستند. این منابع، اطلاعات خوبی در ارتباط با بقیع و برخی وقایع مرتبط با آن دارند؛ مانند وقایع مرتبط با دفن عثمان در حش کوکب (ابن قتیبه، 1410، ج 1، ص 65) یا توسعه بقیع در زمان بنی امیه (طبری، 1967، ج 4، ص 412) و ... که باید آنها را در این دسته از منابع پی جویی کرد.
تاریخ های محلی یعنی کتاب هایی که درباره تاریخ شهر یا منطقه خاصی نگاشته شده اند نیز اطلاعاتی در زمینه بقیع دارند. مثلاً برخی کارکردهای فرهنگی یا تمدنی بقیع با نام برخی چهره های سرشناس جهان اسلام پیوند خورده است؛ به طوری که بسیاری از ایشان نه تنها اهل حجاز نیستند؛ بلکه حتی در مدینه نیز ساکن نبوده اند و شناسایی ایشان، مستلزم مراجعه به این دسته از منابع است. به عنوان مثال برخی افرادی که پیکرشان به مدینه منتقل شده، در کتاب تاریخ بخارا و کاشغر و خوقند (شمس بخارائی، ۱۳۷۷، صص 34-33) و وقف شاه طبرستان برای بقیع در کتاب تاریخ طبرستان آمده است. (ابن اسفندیار، ۱۳۶۶، ص 120)
منابع جغرافیایی، اطلاعاتی درباره اماکن مختلف جغرافیایی در اختیار خوانندگان قرار می دهند. برخی از این منابع درباره بقیع یا اماکن مرتبط با آن مانند حُشّ کوکب سخن گفته اند. (حموی، 1995، ج 2، ص 262) این دسته از منابع، در شناسایی اماکنی که به نوعی کارکرد فرهنگی بقیع را بیان می کنند نیز مفید هستند؛ به عنوان نمونه یکی از کارکردهای فرهنگی بقیع، انتقال جنازه به مدینه و دفن آن در بقیع است. در منابع تاریخی، اسامی اماکنی به عنوان مبدأ انتقال جنازه ذکر شده که یا امروزه اثری از آنها نیست یا اینکه نسبت آن با مدینه، برای ما روشن نیست. منابع جغرافیایی در حلّ این دو مشکل نیز به محققان کمک می کنند. برخی از این منابع عبارت اند از الاستبصار، (الاستبصار فی عجائب الأمصار، بی تا) معجم البلدان، (حموی، 1995) معجم معالم الحجاز (البلادی، 1401) و ... .
یکی از عادت های مسلمانان، نگارش سفرنامه یا طومار حج بوده که از آغاز تا پایان سفر و برخی حوادث طول مسیر را گزارش می کردند. از دیگر ویژگی های این نوشته ها، توصیف اماکن مهم شهرهای مسیر به ویژه حرمین شریفین و نگارش جزئیات حرم های مطهر و مقابر معروف جهان اسلام است. نویسندگان این آثار، معمولاً به آداب و رسوم شهرها در حوزه های گوناگون نیز پرداخته و به نوعی روایتگر تاریخ اجتماعی شهرهای مسیر نیز هستند. گزارش همه موارد پیش گفته در حرمین شریفین، از کمیت و کیفیت بیشتری نسبت به دیگر شهرها برخوردار بوده و اطلاعات موجود در این دسته از منابع، در کنار گزاره های تاریخی، مکمل دانسته های ما درباره حرمین شریفین است، به ویژه آن که برخی توصیف های تمدنی یا گزارش های فرهنگی، تنها در این منابع آمده است.
سفرنامه نویسی در جهان اسلام از قرن سوم و با سفرنامه ابن فضلان به آسیای مرکزی آغاز شد. (ابن فضلان، 2003) سفرنامه مناسک ابن مازه (د. 566 ق.)، فقیه حنفی و فارسی زبان در سال 552ق. شاید قدیمی ترین سفرنامه حج باشد. (ابن مازه، ۱۳۹۲) سفرنامه نویسی در میان اهل سنت، بسیار بیشتر از شیعیان رواج داشته و آثار پرشماری در این حوزه از خویش به یادگار گذاشته اند. مانند: سفرنامه ابن جبیر (د.580 ق.) (ابن جبیر، 2008) سفرنامه عبدری(تاریخ سفر 688ق.) (عبدری، 1419) سفرنامه ابن بطوطه(د.779ق.) (ابن بطوطه، 1417) سفرنامه عیاشی (تاریخ سفر 1072 ق.) (عیاشی، 2006) سفرنامه نابلسی (د. 1143ق.) (نابلسی، 1998) و ... . هرچند سفرنامه ابن حوقل (د. پس از 367 ق.) (ابن حوقل، بی تا) و ناصرخسرو (د. 481 ق.) (ناصر خسرو، بی تا) جزو قدیمی ترین سفرنامه های شیعیان هستند اما در مجموع، شیعیان کمتر از اهل سنت به این مهم پرداخته اند. ایرانیان از قدیم به نگارش سفرنامه اهتمام داشتند؛ اما نگارش سفرنامه حج، تقریباً از قرن سیزده در بین ایشان رواج و توسعه یافته مانند: تذکرة الطریق (کرناتکی، ۱۳۸۹)، سفرنامه بروجردی (بروجردی، ۱۳۸۹)، سفرنامه مکه حسام السلطنه(حسام السلطنه، ۱۳۷۴)، سفرنامه مکه میرزا محمدحسین فراهانی (فراهانی، ۱۳۸۹) و ... . رسول جعفریان بیش از پنجاه سفرنامه حج صفوی تا قاجاری را در مجموعه ای ده جلدی با همین نام، جمع آوری نموده است.
با توجه به گستردگی اطلاعات موجود در سفرنامه ها و آگاهی های فراوانی که آنها در اختیار ما قرار می دهند، طبیعی است که محققان برای عینی و ملموس کردن کارکردهای مختلف بقیع، از آنها استفاده کنند. سفرنامه های اهل سنت در مورد بقعه عثمان (صبری پاشا، بی تا، ج 4-3، ص 998) و سفرنامه های شیعیان درباره بقعه اهل بیت: و مسجد فاطمه3 (بیت الحزن) آگاهی های فراوانی را در اختیار ما قرار می دهند. (حسام السلطنه، ۱۳۷۴، ص 152).
مقصود از منابع شخصیت شناسی، کتاب های تراجم، رجال، طبقات و انساب است. این دسته از منابع به طورکلی حاوی اسامی راویان احادیث و شخصیت های برجسته و مطرح دینی و اجتماعی مذاهب مختلف هستند.
منابع رجالی بیشتر به توثیق و تضعیف افراد پرداخته اند؛ هر چند در مواردی، برخی اطلاعات جزئی پیرامون آنها نیز ارائه داده اند. مانند: رجال کشی (کشی، 1404) یا معجم رجال الحدیث (خویی، 1372). در کتاب های تراجم به طور مفصل به تاریخ زندگانی و شخصیت افراد پرداخته شده و اطلاعات به نسبت کاملی در آنها وجود دارد. مانند: اسدالغابة (ابن اثیر، 1409)، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب (ابن عبد البر، 1412). اما تعیین طبقه ای که این افراد در آن می زیستند، بر عهده کتاب های طبقات است. مانند: الطبقات الکبری (ابن سعد، 1410). برای آگاهی از نسب افراد و شناسایی پدر، اجداد یا برادر و فرزندان ایشان و یا تاریخ وفات یا محل دفن آنها باید به منابع نسب شناسی مراجعه کرد. مانند: نسب قریش (مصعب بن عبدالله، 1999) و زهرة المقول یا تحفة الازهار و زلال الانهار فی نسب ابناء ائمة الاطهار8 (الشدقمی الحسینی، 1423).
بیان برخی کارکردهای تاریخی، فرهنگی یا تمدنی بقیع با اسامی چهره هایی از مشاهیر اسلامی پیوند خورده که درک بهتر این کارکردها، محققان را مجبور به مراجعه و استفاده از منابع شخصیت شناسی می کند. به عنوان نمونه انتقال جنازه از خارج مدینه به این شهر جهت دفن در بقیع، یکی از کارکردهای فرهنگی آن است. برای دستیابی به این افراد، باید به این دسته از منابع مراجعه کرد. از سوی دیگر برای درک بهتر اهمیت انتقال پیکر برخی افراد به مدینه، ابتدا باید گزارش مختصری پیرامون شخصیت و جایگاه آنها ارائه کرد که همگی، متکی به منابع شخصیت شناسی است. نمونه دیگر به کارکردهای تمدنی بقیع مرتبط است. بنای ساختمان و گنبد بر روی قبور و اهتمام به حفظ و مرمت آنها، یکی از این کارکردهاست. هر چند گزارش این نوع مطالب معمولاً برعهده منابع تاریخی است؛ اما در مواردی این منابع شخصیت شناسی هستند که برای اولین بار به گزارش این موارد پرداخته اند. به عنوان نمونه بخشی از اطلاعات درباره سازندگان یا تعمیرکنندگان بقعه های بقیع (ضامن بن شدقم، 1378، ج 2، ص 443) یا توصیف داخل آنها، توسط برخی کتاب های انساب نقل شده است. (الشدقمی الحسینی، 1423، ص 108).
کتاب های فقهی فریقین، دربردارنده نظرات فقهی بزرگان مذاهب اسلامی است. در میان مسلمانان، آداب و رسومی در ارتباط با اموات و قبرستان ها وجود دارد که طبیعی است برخی از آنها در بقیع نیز نمود داشته؛ مانند: قرائت قرآن بر مزار اموات یا گذاشتن گل بر روی قبور و .... . از سوی دیگر، شرع مقدس پیرامون برخی از این امور نظر دارد؛ برخی را تأیید و بر آن تأکید کرده؛ مانند قرائت قرآن و احیاناً برخی را رد و نهی کرده؛ مانند نیاحه! و در برخی موارد قائل به تفصیل است؛ مانند برداشتن تربت مزار به نیت تبرک.
برای اطلاع از نظر فقهی مذاهب اسلامی در این موضوعات و در مواردی برای کشف سابقه برخی عادات در زیارت قبور، نیازمند مراجعه به منابع فقهی هستیم. به عنوان نمونه منابع فقهی شیعی برداشت تربت مزار ائمه بقیع: را جایز نمی دانند (گلپایگانی، بی تا، ج 4، ص 278)
در آثار کلامی نیز، مطالبی مرتبط با بقیع وجود دارد. به عنوان نمونه بحث «شَدّ رحال برای زیارت» که از موضوعات پرچالش در حوزه زیارت است، در منابع کلامی مورد بحث و بررسی واقع شده است. (سبکی، 1419)
از سوی دیگر، گاهی برخی مطالب تاریخی بقیع، در منابع کلامی آمده؛ مانند: جریان ساخت گنبدهای بقیع که عبدالجلیل قزوینی در النقض، آنها را به خوبی توضیح داده است. (رازی قزوینی، ۱۳۵۸، ص 83، ص 219) یا جریان ساخت ضریح ائمه بقیع: که در کتاب کشف الارتیاب به طور مفصل نقل شده است. (امین، بی تا، صص 325-324) هر چند برخی از این مطالب در منابع تاریخی نیز ذکر شده؛ اما در مواردی، بهترین و کامل ترین گزارش ها در یک کتاب کلامی آمده است؛ مانند جریان ساخت گنبدهای بقیع در نقض قزوینی و ماجرای انتقال ضریح از ایران به مدینه در کشف الارتیاب! در مواردی، برخی کارکردهای فرهنگی بقیع مانند انتقال جنازه به مدینه را نیز در این دسته از منابع می توان پی جویی کرد. (امینی، 1416، ج 5، ص 104، ص 116)
مطالب مرتبط با فضایل بقیع (نوری، بی تا، ج 2، ص 309) یا برخی روایات درباره چگونگی تدفین اموات (مجلسی، 1403، ج 79، ص 27) یا برخی اطلاعات مرتبط با بقیع، مانند اعمال مسجد فاطمه3 (بیت الاحزان) نیز در منابع حدیثی آمده است (شیخ صدوق، 1363، ج 2، ص 577).
اسناد عثمانی که بیشتر آنها در ترکیه نگهداری می شود، حاوی مکاتبات اداری مدینه با پایتخت عثمانی و یا مکاتبات ادارات مدینه با یکدیگر است که بیشتر متعلق به اواخر قرن سیزده و نیمه اول قرن چهارده است. مکاتبات تولیت حرم و استاندار مدینه یا برخی گزارش های ارسالی آنها برای پایتخت عثمانی، حاوی اطلاعات ارزشمندی است که مکمل دانسته های بقیع پژوهان است. به عنوان نمونه برخی اطلاعات تمدنی بقیع مانند اینکه شخصی به عنوان مسئول یا بزرگ قبرکن های بقیع فعالیت داشته (مرکز بحوث و دراسات المدینة المنورة، 1434، ج 3، ص 40) یا رایگان بودن دفن در بقیع، از این اسناد استفاده می شود. از سوی دیگر از میان این اسناد می توان جایگاه اجتماعی برخی شخصیت های مرتبط با بقیع را نیز به دست آورد. به عنوان نمونه اینکه متولی بقعه اهل بیت: از امامان جماعت حرم نبوی و از خطیبان آن بوده، از این اسناد به دست می آید (مرکز بحوث و دراسات المدینة المنورة، 1422، ج 2، ص 13).
اسناد قاجاری نیز که در آرشیو ملی ایران و آرشیو اسناد وزارت امور خارجه نگهداری می شود، حاوی مکاتبات اداری حکومت قاجاری با عثمانی هاست که عمده آنها متعلق به اواخر قرن سیزده و نیمه اول قرن چهارده است. بخشی از این اسناد، مرتبط با بقیع است که به دو قسمت قبل از تخریب و پس از تخریب، تقسیم می شود. درباره قبل از تخریب، اسنادی مربوط به مرمت و بازسازی بقیع، پرداخت حقوق نگهبانان بقیع، پرداخت هزینه روشنایی بقیع («آرشیو اسناد پژوهشکده حج و زیارت»، بی تا، ش .112Haj.OA) شناسایی شده است. درباره تخریب بقیع و پس از آن نیز بیش از 500 برگ سند که ارتباط مستقیم با بقیع دارد، شناسایی شده است؛ مانند: درخواست دولت ایران از سرکنسول جده برای مذاکره با آل سعود، جهت جلوگیری از تخریب گنبد پیامبر9 («آرشیو اسناد پژوهشکده حج و زیارت»، بی تا، ش .3124Haj.OA) یا اسناد مرتبط با ساخت، انتقال و نصب ضریح فولادی حرم مطهر ائمه بقیع: در دوران مظفرالدین شاه قاجار. گفتنی است این اسناد به کوشش علی احمدی در دو مجلد، توسط پژوهشکده حج و زیارت، به چاپ رسیده است.
در جهان اسلام مقالات و کتاب های متعددی درباره بقیع نگاشته شده که هرکدام از یک منظر، درباره بقیع قلم فرسایی کرده اند و قطعا بقیع پژوهان از مراجعه به آنها، مستغنی نخواهند بود. این دسته از منابع در قالب تک نگاری، مقالات علمی ترویجی، مقالات علمی پژوهشی، مقالات دانشنامه ای و پایان نامه ها، قابل دسته بندی هستند (نصر اصفهانی، ۱۴۰۲).
برخی از این کتاب ها یا مقالات علمی پژوهشی، روشمند و بسیار قابل استفاده هستند؛ اما در مجموع کمیت و در برخی موارد، کیفیت برخی آثار معاصر بقیع پژوهی، متناسب با جایگاه و مکانت بقیع نیست. با وجود تلاش مشکور نویسندگان آثار مرتبط با بقیع، نکاتی در برخی از آنها وجود دارد که دانستن آنها خالی از لطف نیست:
یک- نداشتن سیر تاریخی در نگارش مطالب؛ به عنوان مثال: وقتی از ساخت گنبد اهل بیت: سخن به میان آمده، وضعیت آن در دوره های مختلف، ذکر نشده است.
دو- پرداختن مفصل به موضوعاتی خارج از بقیع؛ به عنوان نمونه: ارائه توضیحات مفصل و طولانی درباره شخصیت های مدفون در بقیع یا نقد نظرات وهابیت در حوزه زیارت و بنای بر قبور.
سه- عدم استفاده از منابع دست اول یا عدم ارجاع به آنها؛ در موارد محدود استفاده از منابع دست اول، تنها به برخی منابع معروف اکتفا شده؛ به گونه ای که مثلاً کتاب ابن نجار و مطری، کمتر مورد استفاده قرار گرفته است.
چهار- عدم دسترسی به برخی منابع مهم و دست اول مرتبط با مدینه منوره. به نظر می رسد نویسندگان این آثار به منابع مرتبط با مدینه دسترسی نداشته یا اینکه با آنها آشنا نبوده اند لذا در کتاب های ایشان، کمتر به این منابع توجه شده است. البته برخی منابع مانند الروضة الفردوسیة، در سال های اخیر تصحیح و چاپ شده اند.
پنج- نبود عمق کافی در مباحث ارائه شده؛ هر چند برخی از این آثار به بعضی کارکردهای بقیع اشاره کرده اند؛ اما به هر دلیل، مباحث آنها عمیق و ریشه ای نیست. به عنوان نمونه برخی از این آثار به وجود مقابر خانوادگی در بقیع اشاره و از مقبره بنی هاشم و بنی امیه در قرن اول به عنوان دو نمونه یادکرده اند؛ اما این موضوع را در قرن های بعد پی جویی نکرده اند.
شش- عدم تبیین کارکردهای مختلف بقیع یا ارائه برخی از آنها به صورت خیلی مختصر؛ این آثار، به جهت شناساندن بقیع نگاشته شده اند و رویکرد اصلی آنها، معرفی کارکردهای بقیع نبوده است؛ لذا به این حوزه یا نپرداخته اند یا اینکه برخی مظاهر بسیار دم دستی و شایع آن را به جهت معرفی بقیع، آن هم به صورت مختصر، توضیح داده اند. به عنوان مثال: در حوزه فرهنگی، عموم این آثار از مدفونان بقیع سخن گفته اند؛ اما هیچ کدام به جنبه های فرهنگی آن توجه نکرده و فقط اسامی برخی مدفونان را ذکر کرده اند یا در حوزه تمدنی، از قبه های بقیع سخن گفته شده اما نه به عنوان یک موضوع تمدنی.
هفت- ارائه اطلاعات و کلیاتی تکراری و مشابه: بسیاری از این آثار، از بیان جزئیاتی که تنها با مطالعات موشکافانه قابل دستیابی است، غفلت کرده اند. مثلاً بحث انتقال جنازه به مدینه، موضوعی است که با عمق بخشیدن به مطالعات درباره بقیع و موشکافی، قابل دستیابی است؛ اما اینکه قبور اهل بیت: گنبد و ساختمان مرتفعی داشته، بسیار دم دستی و تکراری است؛ هرچند برخی مطالب درباره همین گنبد نیز تنها با موشکافی و عمق بخشی به مطالعات به دست می آید؛ مانند سازندگان و تعمیرکنندگان این بقعه در طول تاریخ.
جمع بندی
در سال های اخیر، تحقیقات ارزشمندی با موضوع بقیع صورت گرفته که دستاوردهای قابل توجهی در پی داشته و محققان مزارپژوه از آنها بی نیاز نیستند؛ اما تکمیل و ادامه این مسیر، دستیابی به نکات جدید و روشن کردن برخی نقاط تاریک و مبهم در این خصوص، بدون پژوهش عمیق و مراجعه به منابع مختلف و دست اول، مقدور نخواهد بود. منابعی که شاید در نگاه اول، ارتباط مستقیمی با مزارپژوهی ندارند اما بیشترین و ناب ترین اطلاعات را در اختیار پژوهشگران قرار می دهند. بنابراین انجام پژوهش های بنیادین در خصوص بقیع، بدون مراجعه به طیف متنوعی از منابع دست اول و اصیل، دست یافتنی نخواهد بود.