نوع مقاله : از نگاهی دیگر
موضوعات
مقدمه
از جمله موضوعات اختلافی مسلمانان با وهابیان، موضوع بنای بر قبور است. سیره مسلمانان در طول تاریخ بر این بوده است که روی قبور بزرگان خود بنا می ساختند و بر اساس کتاب وسنّت این عمل را مستحب یا حداقل جایز می دانستند. ولى از زمان ابن تیمیه و شاگردش ابن قیم مخالفت با این سیره مسلمین شروع شد و او ساختن بنا و گنبد بر قبور را از مظاهر شرک معرفی کرد. با شکل گیری حکومت آل سعود و رونق تفکر وهابیت در شبه جزیره عربستان این عقیده دوباره زنده شد و به حدى اوج گرفت که سردمداران این فرقه با فتواهایی که از بعضی علما گرفتند، به تخریب بناهاى روى قبور دستور دادند و تمام بناهای ساخته شده بر قبور اجداد پیامبر9، اهل بیت آن حضرت، همسران و اصحاب ایشان را در سر زمین حجاز ویران کردند. آنها با حمله به کربلا حرم اباعبدالله الحسین7 را غارت و ویران کردند و چوب های ضریح آن حضرت را سوزاندند و با این اعمال جاهلانه آثار ثبوتی و اثباتی بعضی شخصیت های جهان اسلام را، که پیشینه تاریخ اسلام محسوب می شدند، از بین بردند.
الف) سیره در لغت و اصطلاح
راغب اصفهانی سیره را به معنای حالتی دانسته که انسان یا غیر انسان بر آن حالت باشد. (راغب اصفهانی، ۱۹۹۷م، ذیل واژه «سیره») طریحی نیز سیره را به طریقه، هیئت و حالت معنا کرده است. (طریحی، 1375ش، ذیل واژه «سیره»)
ابن منظور می گوید: سیره از کلمه «سیر»، به معنای «رفتن» است و خود کلمه «سیره» به معنای روش، رفتار، سنت، طریقت و هیئت است. (ابن منظور ، ۱۴۱۴ق، ج۶، ص۳۹۹)
ابن فارس می گوید: «سیره» اصلى است که دلالت بر گذشت و جریان دارد و از «سار، یسیر، سیراً» و «سیر» به معناى سیر در روز و شب است. «سیره» روش در چیزى و به معناى سنت است؛ زیرا حرکت مى کند و جریان مى یابد. (ابن فارس، ۱۴۱4ق، ج۳، ص۱۲۰)
کلمه «سیره» اسم مصدر از ماده «سیر» و بر وزن «فِعله» است که در زبان عربی بر نوع دلالت می کند؛ برای مثال «جَلسه» به معنای نشستن، ولی «جِلسه» به معنای سبک و نوع نشستن است؛ بنابراین «سیر» یعنی رفتار، ولی «سیره» یعنی نوع و سبک رفتار.
سیره در اصطلاح به معنای استمرار روش و شیوه مستمر عملی در میان مردم بر انجام دادن کاری یا ترک عملی است. اگر مراد از مردم (ناس) همه عقلا باشد، این سیره را «سیره عقلا» و اگر همه مسلمین یا پیروان مذاهب یا گروهی خاص از مسلمانان باشد، آن را «سیره متشرعه» می نامند. (طباطبائی حکیم، 1418ق، ص199)
ب) بنای بر قبور
بنا و ساخت و ساز روی قبور از گذشته های دور
بنای بر قبور به دلیل طرح مباحث فراوان فقهی، کلامی و تاریخی دربارۀ آن، به یک اصطلاح تبدیل شده است.
اصطلاح «بنای بر قبور» شامل هر نوع ساخت و ساز روی قبور - از جمله قُبّه (گنبد)، بقعه (بارگاه)، ضریح، مسجدو سقف می شود و حتی به نظر برخی شامل قرار دادن سنگ در اطراف قبر هم می گردد.
با توجه به دیدگاه قائلین به عدم جواز بنا و ادله و حکمت های ارائه شده، قول به جواز بنا و عدم آن شامل ابقای بنای موجود پیش از دفن و نیز ساخت بنای جدید بر قبور می شود. (الغماری، 1429ق، صص37 -35) در این فرض مسئله «بنای بر قبور» شامل بحث از حکم شرعی ابقای بنای موجود بر قبور و نیز ساخت بنای جدید است.
بنا و ساخت و ساز روی قبر در واقع نوعی علامت و نشانه گذاری برای یادآوری و جلوگیری از فراموشی است؛ به تعبیر دیگر: بنای یادبود یا یادمان برای یادسپاری اشخاص ویژه یا رویداد مهم در حافظه انسان هاست. این یادسپاری و یادآوری در همه ادیان وجود داشته و در آیین اسلام هم برای پاس داشت شخصیت های برجسته مسلمانان، به بنای بر قبور آنها توجه می شده است. در این قسمت به بررسی بنای بر قبور در عصرهای مختلف می پردازیم:
الف) در عصر پیامبر خدا9
طبق روایات تاریخی بخشی از جنة البقیع را پیامبر9 به مهاجرین دادند تا برای خود خانه بسازند. این خانه ها بعدها به آرامگاه خانوادگی یا محل دفن شخصیت های مهم تبدیل شد. (سمهمود، 1421ق، ج3، ص83) یکی از این خانه ها خانه عقیل بن أبی طالب بود. بنا بر نقل بعضی از مورخین، فاطمه بنت اسد[1] در خانه عقیل (ابتدای بقیع) دفن شد (سمهودی، 1422ق، ج3، ص292؛ ابن شبه، 1410ق، ج1، ص127) و به تدریج این خانه به مقبره اختصاصی بنی هاشم در قبرستان بقیع تبدیل شد (ابن سعد، 1968م، ج۴، ص۳۱) و در تاریخ اسلام به قبر فاطمه معروف بوده است. (سمهودی، 1422ق-2001م، ج۳، ص3) همچنین درحیات پیامبر خدا9، مقارن با صلح حدیبیه اولین بنا یا مسجد روی قبر ابوبصیر به دست ابوجندل ساخته شد و پیامبر خدا9 با وجود اطلاع از این اقدام، از آن کار جلوگیری نکرد. (واقدی، ۱۴۲۹ق، ج۱، ص۱۷)
ب) در عصر صحابه
یک- دفن پیامبر خدا9 در خانه خودش
پیامبر خدا9 کنار دیوار شرقى مسجدالنبی حجره داشت. از این حجره درى به داخل مسجد باز مى شد و از در دیگر به بیرون راه داشت. پیامبر اکرم9 تا آخر عمر در آن حجره سکونت داشت و سرانجام در همان حجره رحلت کرد و در همان جا به خاک سپرده شد. روایات اهل سنت حکایت از آن دارد که پیامبر خدا9 در حجره عایشه به خاک سپرده شد. (بخاری، 1407ق، ج1، ص162؛ ابن حنبل، 1416ق، ج6، ص228؛ ابن سعد، 1967م، ج2، ص232) بنا بر بعضی از روایات و منابع پیامبر خدا9 دارای حجره مخصوص بوده (ابن حنبل، 1416ق، ج3، ص103؛ النسائی، 1411ق، ج3، ص209) و با استناد به مصادر اهل سنت وفات پیامبر خدا در حجره اختصاصی و در منزل خود آن حضرت بوده است. (ابن حجر، 1379ق، ج7، ص23؛ ابن حبان، 1428ق، ج2، ص155)
در هر صورت پیامبر خدا9 در یکی از حجره های خود دفن شد. در باره علت انتخاب حجره و دار مسقف، وهابیان روایتی را از طریق عایشه از پیامبر9 نقل مى کنند که علت دفن حضرت در خانه مسکونى اش این بود که قبر پیامبر مسجد قرار نگیرد و در دسترس مردم نباشد، بنابراین حضرت وصیت کرد که در حجره مسکونى اش دفن شود. حدیث یادشده بدین صورت است:
عن عائشة قالت: «قال النبى6 فى مرضه الذى لم یقم منه: لعن الله الیهود اتخذوا قبور انبیائهم مساجد. قالت عائشة: لو لا ذلک لابرز قبره، خشى ان یتخذ مسجدا» (ابن حنبل، 1416ق، ج41، ص58)
عایشه می گوید: پیامبر9 در آن بیمارى که به دنبال آن از دنیا رفت، فرمود: لعنت خدا بر یهود که قبور پیامبرانشان را مسجد قرار دادند. عایشه افزود: اگر این ملاحظه نبود، پیامبر قبر خود را آشکار مى کرد، اما ترسید قبرش را مسجد قرار دهند.
اما این ادعا که پیامبر خدا9 براى آنکه قبرش مسجد و بت قرار نگیرد، در خانه اش دفن شد، سخن پیامبر خدا نیست، بلکه برداشت عایشه است. ابن تیمیه با استناد به برداشت عایشه - که گفت: «لو لا ذلک لابزر قبره، خشى ان یتخذ مسجدا»؛ «اگر این ملاحظه نبود پیامبر قبرش را آشکار مى کرد» - حکم به حرمت ایجاد بنا بر قبور کرده است.
این حدیث را مسلم (206-261ق) در صحیح خود از طریق دیگر از عایشه بدین صورت نقل کرده است:
قال رسول الله9 فى مرضه الذى لم یقم منه: لعن الله الیهود و النصارى اتخذوا قبور انبیائهم مساجد، قالت فلولا ذلک ابرز قبره غیر انه خشى ان یتخذ مسجدا. (مسلم ابن حجاج، 1329ق، ج2، ص67)
بخارى (۱۹۴-۲۵۶ق ) این حدیث را در صحیح خود در کتاب «جنائز» نیز نقل کرده و در آخر آن سخن عایشه بدین صورت اضافه شده است:
و لولا ذلک لابرزوا قبره غیر انى اخشى ان یتخذ مسجدا. (بخاری، 1407ق، ج1، ص93)
اگر این ملاحظه نبود، مسلمین قبر پیامبر خدا9 را آشکار مى کردند ولى من مى ترسم آن را مسجد قرار دهند.
اگر مدرک و دلیل دفن پیامبر در اتاق مسکونى آن حضرت را این حدیث قرار دهیم، موضوع هیچ ارتباطى با پیامبر نخواهد داشت؛ زیرا این عایشه است که مى گوید: مى ترسم قبر پیامبر را مسجد قرار دهند، نه پیامبر!
از طرف دیگر اظهار نظر منقول از عایشه، با احادیث شیعه و احادیث اهل سنت سازگار نیست. ابن ماجه (209 - 273ق) علت انتخاب محل دفن پیامبر خدا9 را چنین نقل مى کند:
مسلمانان در تعیین محل قبر پیامبر9 اختلاف کردند: گروهى گفتند: در مسجدش دفن شود، گروهى گفتند: با اصحابش دفن شود. ابوبکر گفت: از پیامبر شنیدم که مى فرمود: «هر پیامبرى، هرجا که از دنیا رفت، در همان جا دفن مى شود»؛ ازاین رو بستر پیامبر را، که در آن درگذشته بود، بلند کردند و در محل آن قبر کندند و به خاک سپردند. (ابن سعد، 1968، ج2، ص223)
«مالک » خادم پیامبر خدا9 روایت مى کند که پیامبر خدا9 از دنیا رفت. گروهى گفتند: نزد منبر دفن شود، دیگران گفتند: در بقیع دفن شود، ابوبکر آمد و گفت: از پیامبر شنیدم که مى فرمود: «هر پیامبرى در همان محلى که فوت کرده، دفن مى شود»؛ پس در همان جا براى حضرت قبر کندند. (همانجا)
البته این روایت در منابع اهل سنت با تعابیر مختلف نقل شده است.
این معنا در کتب و احادیث شیعه نیز آمده است: مرحوم شیخ طوسى روایت می کند:
هنگامى که پیامبر9 درگذشت، خاندانش و کسانى که از اصحاب او حاضر بودند در تعیین محلى که سزاوار است پیامبر9 در آن دفن شود، اختلاف کردند؛ بعضى گفتند: در بقیع دفن شود، بعضى دیگر گفتند: در صحن مسجد دفن شود. امیرالمؤمنین7 فرمود:
خداوند پیامبر را در پاک ترین نقاط قبض روح کرده است، پس سزاوار است در همان بقعه اى که در آن درگذشته است، دفن شود. این سخن را پذیرفتند و در نتیجه جسد پیامبر در حجره اش به خاک سپرده شد. (طوسی، 1407ق، ج6، ص3؛ ابن شهرآشوب، 1421ق، ج1، ص240)
این اسناد و شواهد گواهى مى دهد که در انتخاب محل دفن پیامبر سخن از مسجد قرار گرفتن قبر او در میان نبوده و خود حضرت چیزى در این باره نفرموده است.
چگونه اصحاب پیامبر خدا9 و خلیفه اول، پیامبر خدا9 را در مکان مسقف دفن کردند و هیچ کس قائل به شرک بودن این عمل نشده است، اما ابن تیمیه و شاگردان او متوجه شرک بودن آن شدند!
دو- تعمیر بنای قبر پیامبر9 توسط خلیفه دوم
بنای موجود بر قبر پیامبر9 بارها تخریب شد و توسعه پیدا کرد. اولین بار عمر بن خطاب دیواری کنار قبر حضرت ساخت و آن را از محل زندگی عایشه جدا کرد. (سمهودی، ۱۳۷۴ق، ج۲، ص۱۰۹؛ امین، 1382ق، صص۳۱7- ۳۱6)
ج) توسعه و بازسازی بنای قبر پیامبر9 در عصر امویان و عباسیان
یک- بازسازی قبر پیامبر9
ولید بن عبدالملک (حکومت: ۸۶- ۹۶ق) با هدف توسعه محل دفن حضرت، خانه ایشان را خراب کرد و در تجدید بنا محوطه اطراف خانه را به آن اضافه و در انتها حجره ایشان را با سنگ رخام تزیین کرد. در دوران حکومت متوکل (۲۲۸-۲۴۲ق) و حکومت مستعصم (۶۴۰- ۶۵۶ق) نیز این حجره تجدید بنا شد.
در سال ۶۵۶ قمری با مصالحی که از سوی ملک منصور ایبک صالحی (حکومت: 655-657ق) (امیر مصر)، ارسال شده بود، مرقد پیامبر اکرم9 تعمیر و تزیین شد و اولین گنبد به نام «قبة الزرقاء» روی حجره حضرت ساخته شد. در سال های ۷۶۵، ۸۵۲، ۸۸۱، ۸۸۶ و ۸۹۱ قمری نیز خلفای بنی عباس و عثمانی تجدید بنا کردند و گنبدهایی روی آن ساختند. (سمهودی، ۱۳۷۴ق، ج۲، ص۱۰۹؛ امین، 1382ق، صص۳۱7- ۳۱6) در همه این ساخت وسازها هیچ فقیهی از مذاهب مختلف مدعی شرک بودن بنای بر قبر شریف رسول الله9 بعد از تخریب نشد.
دو- ساخت بنا بر قبر صفیه بنت عبدالمطلب
صفیه بنت عبدالمطلب (مادر زبیر بن عوام و عمه پیامبر خدا9) کنار خانه مغیرة بن شعبة (کنار بقیع) دفن شد، بعد از تجدید بنای خانه مغیرة بن شعبه، این قبر داخل خانه مغیره واقع شد و بنایی جدید روی آن ساخته شد. (سبحانی، بی تا، صص۱۲7- ۱۲6)
سه- بازسازی و مرمت قبور امامان و بزرگان
(حرم ائمه مدفون در بقیع و عباس عموی پیامبر و فاطمه بنت اسد و در کنار آن حرم زوجات نبی9 و حرم عقیل و عبدالله جعفر
خانه عقیل در قبرستان بقیع، که در زمان پیامبر خدا فاطمه بنت اسد در آن دفن شد، به تدریج به مقبره اختصاصی بنی هاشم در قبرستان بقیع تبدیل شد (ابن سعد، 1968م، ج۴، ص۳۱) عباس عموی پیامبر در سال 32 هجری و امام حسن در سال چهل هجری از دنیا رفتند و در خانه عقیل به خاک سپرده شدند. (ابن زباله، 2003م، ص208؛ سمهودی، ۱۳۷۴ق، ج3، ص274؛ فاسی، 2014م، ص488) بعد از آن پیکر سه تن دیگر از فرزندان پیامبر خدا9 نیز در این خانه به خاک سپرده شد. (ابن نجار، 2006م، ص153)
ابن اثیر از ارسال معماری به مدینه از سوی مجدالملک قمی در سال های 485 تا 486 قمری برای تعمیر و مرمت قبه مزار چهار تن از امامان و عباس بن عبدالمطلب خبر می دهد؛ (ابن اثیر، ۱۴۱۵ق، ج۹، ص۶۰) همچنین ساخت بنای یک چهارتاقی روی قبر عثمان بن مظعون و صحابه معروف حضرت رسول9 در قبرستان بقیع، از خدمات مجدالملک است. (شوشتری، 1376، ج2، ص460؛ الامین، بی تا، ج3، ص299؛ قمی، 1970م، ج2، ص67؛ راوندی، 1364ش، صص19- 18)
این بنا ها را در عصر های مختلف جهانگردانی مانند: ابن جبیر (ابن جبیر، 1986م، صص۱۷4- ۱۷3)، ابن نجار (ابن نجار، 1417ق، ج۱، ص۱۶۳)، خالد بن عیسی (ابن عیسی، بی تا، ج۱، ص۲۸۸)، ابن بطوطه (ابن بطوطه، 1417ق، ج۱، ص۶۵) وچلپی (چلپی، 1999م، صص150- ۱49) گزارش کرده اند.
شواهدی نیز وجود دارد که نشان می دهد قبل از سال ۹۴ قمری بنایی بر قبر ابن عباس وجود داشته است. (شبلنجی، ۱۴۰۹ق، ص۲۸) همچنین مورخین تصریح کرده اند که در سال 85 یا 86 ق مأمورین ولید حسن مثنی را به قتل رساندند و فاطمه دختر امام حسین7 جنازه همسر خود (حسن مثنی) را در قبرستان بقیع به خاک سپرد. (ابن عنبه، بی تا، ص100) بخاری در صحیح خود روایت می کند که فاطمه بر مزار حسن مثنی بقعه ای ساخت. (بخاری، 1422ق، ج3، ص255)
الف- حفظ بنای قبر ابراهیم، اسحاق و یعقوب
در زمان خلیفه دوم شامات، مصر و فلسطین به دست مسلمین فتح شد. روی قبور انبیا در این سرزمین ها بناهایی وجود داشت. هیچ یک از صحابه و تابعین تصور شرک بودن بناهای موجود بر قبور انبیا را به ذهن خود راه ندادند و به تخریب آنها اقدام نکردند. این موضوع نشان می دهد که بنای بر قبور نه قبل از اسلام و نه در نگاه مسلمانان صدر اسلام امری مذموم نبوده است. قبر ابراهیم خلیل7 (یعقوبی، بی تا، ص152؛ مقدم، 1382ش، ص69)، ساره همسر ابراهیم خلیل الله (حرزالدین، 1371ش، ج2، صص6-374؛ رسولى محلاتى، بی تا، ص165؛ عمادزاده، 1366ش، ج1، ص319)، قبر اسحاق7 فرزند ابراهیم7 و قبر یوسف پیامبر در شهر الخلیل دارای بناهای بلندی بودند. (مسعودی، 1384ش، ص46؛ ابن تیمیه، ۱۴۰۷ق، ص۳۳۱) مسلمانان همه بناهای موجود بر این قبور را حفظ کردند و هیچ یک از صحابه و تابعین حکم به مظهر شرک بودن این بناها نکردند.
حرم و ضریح موجود بر قبر حضرت ابراهیم7
حضرت سلیمان نبی7 به فرمان خداوند، قلعه ای مستحکم در اطراف مزار حضرت ابراهیم7 بنا نهاد. (علیمی، 1968م، ص55) در زمان امپراتور روم (بوسنی نیلوس) (527 - 585 م) بر فراز آرامگاه ابراهیم7 و خانواده اش کلیسایی بنا نهاده شد، اما ظاهراً به دست ایرانیان یا مسلمانان ویران شد. در زمان مهدی عباسی (69-85ق) سقف حرم و گنبدهای آن بنا شد. در سال 567 قمری (1172م) که شهر به دست مسیحیان صلیبی افتاده بود، در مکان حرم شریف ابراهیمی کلیسای بزرگی ساخته شد. سپس صلاح الدین اَیوبی پس از پیروزی در جنگ حِطّین (582ق / 1187م) الخلیل را گشود و کلیسا را به مسجد تبدیل کرد. در دوره حکومت مَمالیک، به خصوص بِیْبَرْس بُنْدُقْداری (659 - 678ق)، بسیاری از قسمت های مسجد تجدید بنا شد. سلطان دیگری از مَمالیک به نام محمد بن قَلاوون (693- 741ق) حرم ابراهیمی را گسترش داد (هارون و هومن، 1383ش، صص586 - 585)، خرابی های آن را تعمیر کرد و سنگ تعمیری با تاریخ سال 723 قمری بر آن به یادگار گذاشت. (همانجا)
ناصرخسرو نیز در سال 415 شمسی (438ق) حرم الخلیل را چنین توصیف کرده است:
مَشهد [الخلیل] چهار دیواری است از سنگ تراشیده ساخته و بالای آن هشتاد اَرش در پهنای چهل اَرش [و] ارتفاع دیوار بیست اَرش [و] سر دیوار دو اَرش ثِخانت (ضخامت) دارد... و در این مشهد، زمین و دیوار را به فرش های مغربی آراسته[اند]؛ چنان که از دیبا نیکوتر بود.... چون از مَقصوره بیرون روند... دو خانه است؛ هر دو مقابل قبله. آنچه بر دست راست است، اندر آن قبر ابراهیم خلیل صلوات الله علیه - است و آن خانه ای بزرگ است و در اندرون آن خانه ای دیگر است که گرد او برنتوان گشت. چهار دریچه دارد که زائران... از هر دریچه قبر را می بینند و خانه را زمین و دیوار... فرش های دیبا گرفته است و گوری از سنگ برآورده[اند] به مقدار سه گز و قندیل ها و چراغ دان ها[ی] نقره گین بسیار آویخته و آن خانه دیگر که بر دست چپ قبله است، اندر آن گور ساره است که زن ابراهیم7 بود و میان هر دو خانه، رهگذری [است]... چون دهلیزی و آنجا نیز قنادیل و مَسرجه های بسیار آویخته [است]. (ناصر خسرو، 1353ش، ص153)
ابن بَطوطه در سفرنامه اش در سال 726 قمری حرم ابراهیم را این گونه توصیف کرده است: «... در داخل مسجد غاری است مکرّم و مقدّس که قبور ابراهیم و اسحاق و یعقوب: در آن است و روبه روی آن سه قبر دیگر که قبور زوجات آن پیغمبران است. (ابن بطوطه، 1417ق، ص165)
ب) قبر یحیی بن زکریا8
(بنای موجود بر قبر رأس مقدس یحیی بن زکریا8 در مسجد جامع دمشق)
هنگامی که سوریه و دمشق به دست مسلمانان فتح شد، قبر سر مقدس حضرت یحیی فرزند ذکریای نبی میان کلیسا قرار داشت. مسلمانان آن را به مسجد تبدیل کردند و در آن نماز می خواندند، ولی هیچ کس متعرض قبر و ضریح یحیی7 نشد، به باطل بودن نماز کنار قبر او فتوا نداد و فاتحان از خلیفه استفسار نکردند که آیا این بنا روی این قبر باقی بماند؟ و آیا قبرهای انبیا که در این مکان ها قرار دارند، تخریب و با زمین مساوی شوند یا خیر؟
از زید بن واقد، که سرپرست ساختمان و بناى جامع دمشق در دورۀ ولید بود، نقل شده است:
من به هنگام کار در جامع اموى شکافى در دیوار یافتم و به ولید بن عبدالملک گزارش دادم. او آمد و آن را بررسى کرد. در داخل آن شکاف، صندوقى بود، وقتى آن را گشودیم، در داخل یک سبد سرى بریده یافتیم. روى آن سبد نوشته شده بود: «هذا رَأسُ یَحْیىَ بْنِ زَکَریا». ولید فرمان داد آن را بر جاى خود گذاشته، ستون هایى بر آن قرار دادیم. (ابن حورانى، 1981م، ص١۶ و ١٧؛ نعیمى، 1410ق، ج٢، ص٢٨۶؛ ابن عساکر، 1406ق، ج٢، ص١٠)
مسلمانان برای تجلیل از اصحاب پیامبر خدا9 و حفظ آثار آنان روی قبور ایشان بناهایی ساخته اند که در طول قرون متمادی مورد تجدید بنا و باز سازی شده است. در اینجا به بعضی از آنها اشاره می کنیم:
الف) قبر سلمان فارسی
حرم سلمان فارسی در مدائن و ضریح موجود بر قبر ایشان
سلمان فارسی صحابی جلیل القدر پیامبر خدا9 در زمان خلیفه دوم به استانداری مدائن انتخاب شد. او با مشورت امیرالمومنین7 عازم مدائن شد و مدتی در این شهر حضور داشت و بنا بر قول مشهور مورخین در همین شهر از دنیا رفت و در همین شهر به خاک سپرده شد. (خطیب بغدادی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۷۵) تاریخ درگذشت سلمان در منابع مختلف روایی و تاریخی یکسان نیست؛ در برخی از منابع سال 35 یا 36 قمری به عنوان سال وفات او ثبت شده است (ابن اثیر، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۲۶۹) و در برخی گزارش ها زمان درگذشت او را دوران خلافت عمر دانسته اند. (ابن عساکر، 1406ق، ج۲۱، ص۴۵9-۴۵8) مهاجرانی با بررسی روایات مختلف سال 33 قمری را سال وفات او می داند. (مهاجرانی، 1387ش، ص۶۳) وی در مدائن، در نزدیکی ایوان کسرا، به خاک سپرده شد. (خطیب بغدادی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۷۵) دوست داران او بر قبرش بنائی برپا کرده اند و ضریح قرار داده اند و شیعه و سنی او را زیارت می کنند. اگر چه در باره اولین بنایی که روی قبر او ساخته شد اطلاعی در دست نیست، ولی می توان حدس زد که اولین آثار در زمان آل بویه (322 - 448ق) بنا شده باشد؛ زیرا آنان به خاطر محبت به اهل بیت، نسبت به قبور اهل بیت و اصحاب آنان اهتمام ویژه ای داشتند. (الخوند، بی تا، ج12، ص223)
در حرم سلمان مقبره حذیفة بن حِسْل یا حُسَیل بن جابر، صحابه پیامبر خدا9 نیز وجود دارد. حذیفه مدتی کارگزار مدائن بود و بنا بر نقل برخی مورخین مکان وفاتش مدائن است. (واقدی، ج۱، ص۳۸۴) اما برخی دیگر کوفه را محل دفن او دانسته اند. (ابن سعد، 1968م، ص98)
بنا بر بعضی نقل ها حذیفه در سال ۳۶ قمری در مدائن درگذشت. (ابن عبدالبرّ، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۳۵) او ابتدا در فاصله دو کیلومتری قبر سلمان و کنار رودخانه دجله دفن شده بود. در سال ۱۹۳۱ میلادی آب رودخانه دجله به قبر وی نزدیک شد؛ به همین دلیل آیت الله سیدابوالحسن اصفهانی دستور داد که جسد وی به جای امنی منتقل شود. بنابراین تصمیم گرفته شد که بدن او به حرم سلمان7 منتقل شود، هنگامی که قبر باز شد، مشاهده کردند که جسد وی پس از سیزده قرن همچنان سالم است. (مصاحبه هادی الجبوری، تولیت مقبره سلمان فارسی)
ب) قبر ابوعبیده جراح
قبر ابو عبیده جراح در کشور اردن
ابوعبیده عامر بن عبدالله بن جراح از مسلمانان صدر اسلام است که به پیامبر ایمان آورد و به حبشه هجرت کرد. (ابن اسحاق، 1398ق، ص177؛ ابن سعد، 1968م، ج3، ص410؛ بلاذری، 1959م، ج2، ص346) او در فتح شامات حضور داشت و در سال هفده یا هیجده هجرت در شامات بر اثر طاعون از دنیا رفت. (ازدی، 1970م، ص267؛ بلاذری، 1956م، ج1، ص165؛ ابن عساکر، 1406ق، صص322- 319) قبر او هم اکنون در اردن قرار دارد. (ازدی، 1970م، ص267؛ ابوزرعه، 1400ق، ج1، ص218؛ ابن اعثم، 1392ق، ج1، ص218؛ ابونعیم، 1408ق، ج2، ص20) روی قبر او بنایی ساخته شده است. قبر او نزدیک به یک متر از زمین بالا آمده و سنگ قبر زیبایی روی آن قرار داده اند.
ج) قبر ابوهریره در طبریه شام
از جمله نام های ابوهریره در دوران جاهلیت، عبد شمس و عبد غنم و از نام های دوران اسلامی او، عبدالله و عبدالرحمان از شهرت بیشتری برخوردارند. (ابن اسحاق، ۱۳۹۸ق، ص۲۸۶؛ ابن حجر، ۱۳۲۸ق، ج۴، ص۲۰۴)
قول مشهور درباره وفات ابوهریره سال 59 قمری است؛ همان گونه که ابن سعد نیز تصریح کرده است. (ابن سعد، 1968م، ج۴، ص۳۲۹) نمازگزاردن او بر پیکر عایشه در رمضان 58 قمری این قول را تقویت می کند که تاریخ مرگ او در این سال بوده است. (ابن سعد، 1968م، ج۴، صص341-340) برخی از منابع سال 57 و 58 قمری را سال مرگ ابوهریره و در مدینه دانسته اند. (ابن خیاط، 1411ق، ص192؛ ابن عبدالبر، ۱۳۸۱ق، ج۴، ص۱۷۷؛ ابن عساکر، 1406ق، ج67، ص308؛ بلاذری، 1959م، ج1، ص420؛ ابن سعد، 1968م، ج8، ص76) وی در قصر خود در وادی عقیق، از ییلاق های مدینه و دره ای در غرب این شهر، درگذشت و جنازه او را به مدینه آوردند. گفته شده ولید بن عتبه بن ابی سفیان، امیر مدینه، بر او نماز خواند و او را در بقیع به خاک سپردند. (ابن کثیر، 1408ق، ج۸، ص۱۱۴)
اما به گفته ناصرخسرو قبر ابوهریره در طبریه شام است و روی قبر او بنایی ساخته شده و قبر از سطح زمین بالا آورده شده است. (ناصر خسرو، ۱۳۵۳ش، ص۳۰)
همان طور که ملاحظه می شود برای قبری که مشکوک به قبر ابی هریره است، مسلمانان بنا ساخته اند و آن را از سطح زمین مرتفع کرده اند.
د) قبر و مسجد خالد بن ولید در حمص
مسجد و بنای قبر خالد بن ولید در حمص
خالد بن ولید بن مُغیرة بن عبدالله بن عمر (عُمَیر) بن مَخزوم قرشی مخزومی (م21 یا 22ق) از خاندان بنی مخزوم قریش بود. (ابن سعد، ۱۹۶۸م، ج۷، ص۳۹۴؛ زبیری، ۱۹۵۳م، ص۳۲۰؛ ابن عبدالبرّ، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۴۲۷؛ شلبی، ۱۹۳۳م، صص۲4-۲0)
او در جنگ بدر (ابن سعد، ۱۹۶۸م، ج۷، ص۳۹۴)، احد (ابن اسحاق، ۱۴۰۱ق، ص۳۰۵؛ واقدی، ۱۹۸۹م، ج۱، صص۲۲۰، ۲۲۹، ۲۳۲، ۲۷۵ و ۲۸۳؛ ابن هشام، 1383ق، ج۳، ص۷۰، ۹۱) و احزاب (واقدی، ۱۹۸۹م، ج۲، صص۴۶۵، ۴۶۶، ۴۷۰، ۴۷۲، ۴۷۳ و ۴۹۰) از فرماندهان سپاه کفر بود و در صلح حدیبیه مانع از ورود پیامبر خدا به مکه برای انجام دادن عمره شد. (واقدی، ۱۹۸۹م، ج۲، صص۵82-۵79؛ ابن هشام، 1383ق، ج۳، صص۳۲3- ۳۲2) وی در سال هشتم هجرت، قبل از فتح مکه مسلمان شد. (واقدی، ۱۹۸۹م، ج۲، ص661؛ ابن هشام، 1383ق، ج۳، صص291- 290؛ ابن سعد، 1968م، ج4، ص252)
خالد بن ولید بنا بر روایاتی پس از استعفا یا برکناری او به دست عمر از حکومت بخشی از شامات، به مدینه رفت، وی پس از مدتی بیمار و در همان جا درگذشت و عمر در تشییع جنازه اش شرکت کرد. (یعقوبی، ج۲، ص۱۵۷؛ ابن عساکر، 1406ق، ج۱۶، ص۲۷۰؛ ذهبی، 1405ق، ج۱، ص۳۸۱) بنا بر روایت دیگری که مشهور تر است، پس از معزول شدن در حِمْص در انزوا زیست و بنا بر قول مشهور تر در سال ۲۱ و به قولی ۲۲هجرت در آنجا درگذشت (ابن سعد، ۱۹۶۸م، ج۷، ص۳۹۷؛ بلاذری، ۱۴۱۳ق، صص۱۷3-۱۷2؛ طبری، 1387ق، ج۴، صص۱۴۴ و ۱۶۰؛ ابن کثیر، 1408ق، ج۴، ص۱۲۰) و در حومه شهر حمص به خاک سپرده شد. (ابن سعد، ۱۹۶۸م، ج۷، ص۳۹۷؛ بلاذری، 1969م، ج۸، ص۳۲۰؛ ذهبی، ۱۴۰۹، ج۱، ص۳۶۷)
هم اکنون روی قبر او ضریح بزرگی گذاشته اند و مسجدی با هفت گنبد و یک مناره روی قبر او ساخته شده است.
الف) ساخت بنا بر قبر ابوحنیفه (80 -150ق)
مقبره ابوحنیفه و ضریح موجود روی قبر او
ابوحنیفه نعمان بن ثابت کوفی (80 -150ق)، فقیه و متکلم بزرگ اهل سنت و پایه گذار مذهب حنفی از مذاهب چهارگانه اهل سنت است.
در آخرین روزهای زندگی ابوحنیفه، منصور او را به بغداد فراخواند و به دلیل حمایت او از قیام ابراهیم نفس زکیه وی را به زندان انداخت. (جعفری، 1374ش، ص326) او پس از مدت کمی در زندان درگذشت. (گیلانی بغدادی، 1417ق، ج15، صص450 و 452؛ ابن خلکان، بی تا، ج5، صص414 و 411) زفر بن هذیل معتقد بود که در زندان به ابوحنیفه زهر خوراندند (گیلانی بغدادی، 1417ق، ج15، ص452) و او مسموم از دنیا رفته است. پیکر ابوحنیفه پس از آنکه حسن بن عُماره بجلی، محدث کوفی، بر وی نماز گزارد، در قبرستان خیزران بغداد دفن شد. (گیلانی بغدادی، 1417ق، ج15، ص452؛ ابن ندیم، 1394ش، صص255 و 256)
می توان مقبره ابوحنیفه را کنار مقبره عبدالقادر گیلانی، دو زیارتگاه مهم اهل سنت در بغداد به شمار آورد. درباره زمان ساخت بنای اولیه قبر ابوحنیفه اطلاع دقیقی در دست نیست. اما ابن جوزی نوشته است که تا پیش از ورود سلجوقیان به بغداد سایبانی بر قبر ابوحنیفه وجود داشت که یکی از امرای ترکمان آن را ساخته بود. در سال 459 قمری شرف الملک ابوسعد مستوفی، از رجال سلجوقی، بنای قبلی را خراب کرد و روی قبر ابوحنیفه گنبد و کنار آن مدرسه ای برای تدریس فقه حنفی بنا کرد. (ابن اثیر، 1415ق، ج10، ص54؛ ابن جوزی، 1412ق، ج16، صص101 و 100)
این زیارتگاه در دوره عثمانی، کانون توجه سلاطین عثمانی بوده و بنای آن بارها بازسازی شده است؛ از جمله در سال 941 قمری به دستور سلطان سلیمان قانونی (خطیب عمری، 1968م، ص45) و در سال 1048 قمری به دستور سلطان مراد عثمانی بازسازی شده است. (خطیب عمری، 1968م، ص61)
ب) مقبره مالک بن انس (93- 179ق)
قبر مالک بن انس در قبرستان بقیع بعد از تخریب
ابوعبدالله مالک بن انس بن مالک بن ابی عامر بن عمرو بن حارث حمیری اصبحی مدنی در سال 93 (سبحانی، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۳۷۶) یا 95 قمری (خزرجى، ۱۴۳۰ق، ج۴، ص۱۷۵۹) در مدینه به دنیا آمد. او مؤسس دومین مذهب از مذاهب چهارگانه معروف اهل سنت است. (توکلی، 1377ش، ص59) وی به امام اهل حجاز معروف است (ابن اثیر، ۱۴۲۴ق، ج۴، ص۲۶۳) و فقه مالکی منسوب به اوست. (سبحانی، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۴۷۴) مالک بن انس در سال 179ق در عصر خلافت هارون عباسی در مدینه از دنیا رفت. (ابن جوزی، 1423ق، ج2، ص121) حاکم مدینه بر جنازه او نماز خواند و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد. (کحاله، 1376ق، ج8، ص168) دوست داران او روی قبر او بنایی بر پا کردند و روی قبرش ضریحی قرار دادند.
از سازنده و تاریخ ساخت بنای قبر مالک بن انس اطلاع دقیقی در دست نیست، اما با مراجعه به منابع مدینه شناسی و سفرنامه ها روشن می شود که تاریخ این ساختمان به قبل از قرن هفتم می رسد.
ابن جبیر (م 6١4ق) در سفرنامه خود می گوید: «روی قبر مالک بن انس، امام مدنی، قبه ای کوچک و بنایی مختصر وجود دارد». (ابن جبیر، 1986م، ص١44)
سمهودی (م ٩١١ق) بقعه را با این بیان معرفی کرده است: «و منها مشهد الامام ابی عبدالله مالک بن انس الاصبحی علیه قبة صغیرة» (سمهودی، 2001م، ج٣، ص٩٢٠) صاحب عمدة الاخبار نیز یک قرن پس از سمهودی بقعه را مانند وی معرفی می کند. (عباسی، بی تا، ص١56) همچنین گفته شده: «قبه امام ابی عبدالله مالک بن انس اصبحی امام دارالهجره در قبرستان بقیع دارای ساختمانی مختصر است». (رفعت پاشا، 1314ق، ج١، ص4٢6)
مقبره مالک تا قبل از تسلط آل سعود بر حجاز بر پا بوده است.
در نقشه های موجود از وضع فعلی بقیع، که دیگر اثری از قبور باقی نمانده است، قبر مالک و نافع (از قراء سبعه) کنار هم قرار دارد و کنار هم معرفی می شوند؛ مثلاً سیداحمد آل یاسین نقشه فعلی بقیع را در کتاب خود آورده و چنین توضیح می دهد: «در این مکان قبر امام مالک ابن انس... وقبر نافع مولا عبدالله بن عمر شیخ القراء قرار دارد». (خیاری، 1419ق، ص٢45)
گنبد روی قبر مالک ابن انس و نافع در قبرستان بقیع قبل از تخریب آخرین گنبد سمت چپ تصویر با شماره 7 مشخص شده است
همان طور که ملاحظه می شود نزدیک به بیش از هفت قرن و در مرئی و منظر فقهای مالکی و سایر مذاهب و در شهر پیامبر و دارالهجره، روی قبر مالک بن انس قبه و مقبره ای وجود داشته و هیچ یک از فقها فتوای به شرک بودن و لزوم تخریب آن نداده اند.
ج) مقبره محمد بن ادریس شافعی (150 - 204ق)
مقبره شافعی و ضریع منسوب روی قبر او در مصر
محمد بن ادریس شافعی با نام کامل «محمد بن إدریس بن عباس بن عثمان بن شافع بن سائب بن عبید بن عبدیزید بن هاشم بن عبدالمطلب بن عبدمناف» (ابن عثمان، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۴۸۳)، او را قُرشی، مُطلبی و شافعی خوانده اند. (ابن خلکان، بی تا، ج۴، ص۱۶۳) او همچنین به امام شافعی نیز شهرت دارد. (ابن کثیر، ۲۰۰۴م، ج۱، ص۱۷) نسل او در عبد مناف با پیامبر اکرم9 یکی می شود. (ابن خلکان، بی تا، ج۴، ص۱۶۳) جد شافعی به نام سائب در جنگ بدر پرچمدار بنی هاشم در سپاه مکه بود و اسیر شد. وی برای آزادی مبلغی را پرداخت کرد و پس از آن مسلمان شد. (ابن کثیر، ۲۰۰۴م، ج۱، ص۱۸) مادر شافعی «فاطمه» نام داشت و بنا بر قولی از نسل امام علی7 بوده است. (ابن وزیر، ۲۰۰۰م، ص۷۸)
مقبره شافعی در مصر
شافعی سومین امام اهل سنت، در سال ۱۵۰ هجری (سال وفات ابوحنیفه) در غزه از شهرهای شام (فلسطین) (حموی، 1995م، ج4، ص202) و به نقلی در یمن (ابن عساکر، 1415ق، ج۵۱، ص۲۷۹) به دنیا آمد.
تولد شافعی در شهر غزه از شهرت بیشتری برخوردار است. از خود شافعی نیز نقل شده است: «من در غزه متولد شدم و سپس درحالی که دو سال داشتم به مکه آورده شدم». (خطیب بغدادی، 1417ق، ج2، ص57)
تمامی مورخان سال وفات شافعی را ۲۰۴ هجری در مصر ذکر کرده اند. مسعودی می نویسد:
شافعی در ایام خلافت مأمون (170 - 218ق) در ماه رجب، شب جمعه سال ۲۰۴ هجری وفات کرد. وی هنگام مرگ ۵۴ سال داشت. سری بن حکم، امیر مصر، بر او نماز خواند. سپس در جوار قبور شهیدان در مقبره «بنی عبدالحکم»، پای جبل مقطم در قرافة الصغری در فسطاط مصر به خاک سپرده شد. (مسعودی، 1346ق، ج۲، ص۴۳۷؛ یاقوت حموی، 1995م، ج۴، ص۳۱۷)
مسجدی روی قبر او ساخته شد که کامل سلطان ایوبی در سال 1121میلادی دستور تجدید بنای آن مسجد را صادر کرد و مناره های بلندی شبیه مناره های ممالیک ساختند و بر دیوارهای آن با خط کوفی کتابت کردند.
در سال 574 هجری قمری (1178م) سلطان صلاح الدین ایوبی قبه ای را در بالای قبر امام شافعی با چوب ساخت و آیات قرآنی را که بر آن نوشته شده بود تعمیر کرد که هم اکنون به تربت امام شافعی مشهور است و مسجدی را نیز کنار تربت امام شافعی بنا کرد. (مزی، 1414ق، ج24، صص 381- 355؛ ذهبی، 1405ق، ج2، صص931-902؛ بستی، 1428ق، ص1044؛ زرکلی، 1989م، ج6، صص17- 16) این ضریح به شکل مربع و مساحت داخلی آن پانزده متر و از بزرگترین ضریح های شهر مصر است. برای این ضریح یک مدخل وجود دارد که از طلا ساخته شده است.
در سال 1891 میلادی خدیو توفیق پاشا (1852 - 1892م) دستور تجدید بنای آن را صادر کرد و تعمیر آن تا سال 1310 هجری ادامه داشت و هم اکنون مسجدی بسیار زیبا و مجلل روی قبر او ساخته شده است.
د) مقبره احمد بن حنبل (164 - 241ق)
مقبره احمد بن حنبل در بغداد
ابوعبدالله احمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن اسد شیبانی مروزی (خطیب بغدادی، 1417ق، ج6، ص90) مشهور به «احمد بن حنبل»، مؤسس مذهب حنبلی، چهارمین مذهب بزرگ اهل سنت، است. بر اساس منابع تاریخی معتبر بی تردید احمد بن حنبل در سمت غربی قبرستان «باب حرب» دفن شده است (خطیب بغدادی، 1417ق، ج1، ص443) و قبر وی مدت ها زیارتگاه اهل سنت بوده است؛ درحالی که امروزه قبر منسوب به وی در مسجد عارف آغا، در سمت شرقی بغداد قرار دارد. (السامرائی، بی تا، ص17)
قبرستان «باب حرب»، در گذشته یکی از قبرستان های مهم بغداد بوده است. محل آن در شمال غربی شهر کهن بغداد، که آن را منصور عباسی در سمت غربی رود دجله بنا کرد، واقع بود. امروزه تنها بخشی از آن با نام قبرستان «هبنه» در شمال غربی کاظمین امروزی باقی مانده است. (راوی، بی تا، ص39)
در طول تاریخ بزرگان و مشاهیر فراوانی در قبرستان باب حرب دفن شده اند و تعدادی از آنها که از علمای حنبلی یا از دوست داران و طرفداران احمد بن حنبل بودند، وصیت می کردند تا نزدیک وی به خاک سپرده شوند. از جمله شخصیت های مشهوری که در این قبرستان دفن شده اند، می توان به علی بن هلال، معروف به ابن بوّاب (م 412 و به قولی 413ق) خطاط مشهور و کاتب آل بویه در بغداد، اشاره کرد. (طبری، 1387ق، ج9، صص324 و 325)
مقبره احمد بن حنبل در طول تاریخ بارها در جریان طغیان رود دجله، بر اثر بارندگی های شدید، زیر سیلاب فرو رفته و تخریب شده و سپس بازسازی شده است که از آن جمله می توان به سیلاب های بزرگ سال های 466 (طبری، 1387ق، ج10، ص 90 91)، 554 (طبری، 1387ق، ج10، ص248)، 569 (ابن جوزی، 1412ق، ج18، ص205 و 206) و 614 قمری (ابن جوزی، 1412ق، ج18، صص205 و 206) اشاره کرد. به علت گستردگی و فراوانی این سیلاب ها امروزه قبور مشاهیر موجود در این قبرستان از بین رفته است.
امروزه قبر منسوب به ابن حنبل در مسجد عارف آغا، سمت شرقی بغداد قرار دارد. (السامرائی، بی تا، ص17) برخی گفته اند که به دنبال جاری شدن یکی از سیلاب های رود دجله در سال 1937 میلادی ، قبر احمد بن حنبل درون آب رودخانه قرار گرفت؛ به همین دلیل استخوان های پوسیده وی را به قبر کنونی در مسجد عارف آغا منتقل کردند! (السامرائی، بی تا، ص17) اما مصطفی جواد این ادعا را نپذیرفته و گفته است که قبر احمد بن حنبل تا قرن یازدهم هجری از بین رفته و در این قرن اثری از قبر وی باقی نمانده بود. (جواد، بی تا، ص210؛ راوی، بی تا، ص39) همچنین پژوهشگران عراقی تأکید دارند قبری که در جریان سیلاب رود دجله در دوره های اخیر از بین رفت، قبر ابن حنبل نبوده است؛ بلکه قبر فرزند وی، عبدالله بن احمد بن حنبل، بوده که در قبرستان باب التبن قرار داشته است. (جواد، بی تا، ص210؛ راوی، بی تا، ص39)
با اینکه مکان قبر ابن حنبل دقیقاً مشخص نیست، اما با احتمال وجود استخوان های او در آن مکان، روی آن قبر مسجد ساختند و روی قبر ضریح قرار دادند و آن را زیارت می کنند و به او توسل می جویند.
الف) محمد بن اسماعیل بخاری (۱۹۴ - ۲۵۶ق )
مسجد موجود بر قبر بخاری در کشور ازبکستان
ابوعبدالله محمد بن اسماعیل بن ابراهیم جُعفی ، معروف به بُخاری ، در ۱۳ شوال ۱۹۴ قمری در خرتنگ (از روستاهای بخارا) به دنیا آمد. (صفدی، 1394ق، ج2، ص207؛ خطیب بغدادی، 1417ق، ج2، ص10؛ قسطلانی، 1305ق، ج1، ص31) او از کودکی به خاطر حافظه قویی ای که داشت در بخارا مشغول تحصیل شد و به حفظ و جمع آوری حدیث پرداخت. (خطیب بغدادی، 1417ق، ج2، ص10؛ ابن حجر هیتمی، 1385ق، ج۱، ص۴۸۶) پیروان مذاهب اربعه درباره مذهب او اختلاف کرده اند، اما سبکی او را پیرو مذهب امام شافعی دانسته با ترجمه حال او وی را از زمره رجال شافعی آورده است. (سبکی، بی تا، ج2، ص212)
وی در سال 256 قمری در 25 کیلومتری شهر سمرقند از دنیا رفت و در همان جا به خاک سپرده شد. (خطیب بغدادی، 1417ق، ج2، ص31؛ ذهبی ، ۱۴۰۵ق ، ج۱۲، ص؛ ابن جوزی ، 1406ق، ج۴، صص۱71- ۱68) دوست داران او روی قبرش بنایی بر پا کردند. این بنا پیوسته پا برجا بود تا زمانی که «سوکارنو»، رئیس جمهور اندونزی، به اتحاد جماهیر شوروی سفر کرد و از مقبره بخاری که در حال خرابی بود زیارت کرد. دولت جمهوری ازبکستان نیز به فکر تعمیر آن برآمد. با استقلال ازبکستان از شوروی، دولت توجه جدی به این بنای تاریخی کرده و در سال 1997 مصوبه ای برای تجلیل از 1225 سالگی تولد او تصویب و در پاییز همان سال سازمان جهانی یونسکو هم مصوبه ای را تصویب کرد و در سال 1998 میلادی بزرگداشت او بر گزار شد و یک بنای مجللی روی قبر او با معماری محلی در فضایی به مساحت ده هکتار بر پا شد.(وفایی، 1384، صص90-85)
ب) مسلم بن حجاج نیشابوری (206 - 261)
ابوالحسین، مسلم بن حجاج بن مسلم قشیرى نیشابورى، معروف به امام مسلم، از مهم ترین علمای اهل حدیث نزد اهل سنت، نویسنده کتاب صحیح مسلم، یکی از صحاح سته اهل سنت، است. مسلم در 25 رجب سال 261 قمری در زادگاهش نیشابور، دار فانى را وداع گفت و در نصرآباد نیشابور در آغوش خاک آرام گرفت. (خطیب بغدادی،1417ق، ج 13، ص104؛ ابی یعلی ، بی تا، ج 1، ص339) آرامگاه او در نزدیکی قبر فضل بن شاذان نیشابوری است.
درباره مذهب فقهی مسلم اختلاف نظر است؛ برخی او را حنبلی، (ابن ابى یعلى، بی تا، ج 1، ص337) گروهی او را مالکی (مشهور حسن، بی تا، صص47 - 46) و عده ای او را شافعی دانسته اند. (همان) او از نظر مذهب کلامی، سلفی مذهب است؛ چراکه او در این زمینه از اساتیدی نظیر بخاری، ابن حنبل، ابن راهویه و ابوزرعه رازی بهره داشت. او بسان سلفیه به ائمه اهل سنت علاقه ویژه ای دارد و ضمن اعتقاد به مقام علوّ برای خدای تعالی، همپای بخاری به خلق قرآن باورمند است. (همان)
با اینکه او دارای مکتب سلفی است و سلفی ها با بنای بر قبور مخالفند، ولی روی قبر او بنا ساخته اند.
ج) امام محمد بن عیسی ترمذی (۲۱۰ - ۲۷۹ق)
آرامگاه ترمذی در کشور ازبکستان، شهر ترمذ استان ترخان دریا
ابوعیسی محمد بن عیسی ابن سَوْره بن موسی بن ضحاک السلمی الترمذی، معروف به امام الترمذی، نویسنده کتاب سنن ترمذی، یکی از صحاح سته اهل سنت است. وی در شهر ترمذ زاده شد (ابن اثیر، بی تا، ج۱، ص۱۹۴) و بنا بر مشهور در سال 279 قمری در همان جا درگذشت. (ذهبی، 1403ق، ج۱۳، ص۲۷۱) روی قبر او بنای زیبایی ساخته شده است.
د) ابوداود سجستانی (202 - ۲۷۵)
ابوداود سلیمان بن اشعث بن اسحاق بن بشر بن شداد بن عمرو بن عمران ازدی سجستانی، منسوب به سجستان، (سیستان) است. کتاب سنن ابی داود، از صحاح سته، از آثار او است. وی در سال 275 قمری در شهر بصره از دنیا رفت. حاکم بصره، عباس بن عبدالواحد هاشمی، بر او نماز خواند و کنار سفیان ثوری به خاک سپرده شد. (خطیب بغدادی، 1417ق، ج9، ص60؛ ابن عساکر، 1406ق، ج22، ص196؛ ابن کثیر، 2004م، ج11، ص55)
مقبره سفیان ثوری و ابوداود سِجستانی در بصره
هـ) نسائی (214 - 303)
ابوعبدالرحمان، احمد بن علی بن شعیب نسائی، محدث معروف و مؤلف یکی از صحاح سته اهل سنت، در سال ۲۱۴ یا ۲۱۵ قمری در شهر نسا به دنیا آمد. (سیوطی، 2011م، ج1، مقدمه 1) در سال وفات نسائی، بین منابع، چندان اختلافی به چشم نمی خورد و عموماً سال وفات او را سال ۳۰۳ قمری نوشته اند؛ (یاقوت حموی، 1995م، ج5، ص282) ماه وفات او را برخی ماه شعبان و برخی ماه صفر همین سال نوشته اند. (صفدی، 1401ج6، ص416). ابن أثیر در اول جامع الأصول می گوید: او شافعی مذهب بود؛ چنان که مناسک او بر آن دلالت می کند. (ابن اثیر، 1420ق، ج۱۴، ص۱۳۰)
در پی دفاع نسائی از امام علی7 و نکوهش معاویه، اهل دمشق بر اثر این سخن، به شدت به او طعنه و کتک زدند و او به همین دلیل در مکه از دنیا رفت (سمعانی، 1382ق، ج13، ص84) و بین صفا و مروه دفن شد. (ابن جوزی، 1412ق، ج13، ص156) برخی نیز معتقدند که به همین دلیل در فلسطین از دنیا رفت (ابن جوزی، 1412ق، ج13، ص156) و در بیت المقدس دفن شد. (ابن کثیر دمشقی ، 1408ق، ج11، ص124) برخی نیز می گویند: در رمله شام از دنیا رفت و در آنجا دفن شد، (ابن جوزی، 1412ق، ج13، ص156).
همان طورکه ملاحظه می شود، ساختن بنا روی قبور از نظر زمانی از صدر اسلام تا به امروز ادامه داشته است و از نظر مذهبی هم میان همه مذاهب اسلامی محل توجه بوده است و اختصاص به مذهب خاصی ندارد و از بعد منطقه ای هم از گسترش وسیعی برخوردار است؛ از مناطقی که در طول تاریخ در دست اهل سنت بوده و حاکمان سنی بر آنها حکومت می کرده اند. تا مناطق شیعه نشین - مانند ایران و عراق - این بناها وجود داشته است.
نتیجه گیری
با توجه به مبانی نظری قرآنی و روایی، بنای بر قبور یک امر جایز و پسندیده است و آنچه از روایات برای تحریم این عمل اقامه شده است، هیچ ارتباطی با عمل و انگیزه مسلمانان از بنای بر قبور ندارد.
بنای بر قبور از زمان حیات پیامبر خدا9 انجام می گرفته و هیچ گونه ردع و منعی از سوی ایشان صورت نگرفته است و بعد از پیامبر خدا9 از سده نخستین ظهور آئین اسلام، مصادیق زیادی از ساخت بناهایی روی قبور و نیز ساخت مقبره به چشم می خورد. این مسئله قرن های متمادی در پیش چشم مسلمانان روی می داده است درحالی که هیچ یک از عالمان و بزرگان، چه شیعه و چه سنی به این ساخت و سازها اعتراضی نداشته اند و کسی معتقد نبوده که این کار شرک است و مسلمانان را به پرستش غیر خدا می کشاند.
عدم اعتراض مسلمانان به این تجدید بناها و گسترش بنای مرقد، نشان دهنده مشروع بودن این کار و متصل بودن عملکرد و سیره مسلمانان به زمان پیامبر و جواز بنای بر قبور است. (سبحانی، بی تا، صص80- 79)
[1]. وفات فاطمه بنت اسد در سال چهارم و بنا بر قولی در سال ششم هجرت اتفاق افتاده است.
قرآن کریم