نوع مقاله : اسرار و معارف حج
مقدمه
بر همگان لازم است در صورت وجود شرایط و استطاعت، لااقل یک بار در طول عمر حج به جا آورند:
(وَ لِلهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبیلاً) (آل عمران: 97)؛
و براى خدا بر مردم است که آهنگ خانه [او] کنند، آنها که توانایى رفتن به سوى آن دارند.
ازاین روست که می بینیم همه ساله میلیون ها نفر از مسلمانان سراسر جهان با شوق و اشتیاق تمام به قصد انجام مناسک حج و عمره، به این سرزمین مقدس سفر می کنند. زائران خانه خدا یک سری اعمال عبادی را (احرام، طواف، نماز طواف، سعی و...) انجام می دهند که به وضوح بر جنبه عبادی آن حکایت می کند.
کارکرد حج، فقط در بعد عبادی آن خلاصه نمی شود. حج با ویژگی های خاص خود، کارکردهای بسیاری برای مسلمانان و جامعه اسلامی در پی دارد و هدف از حج نیز آن است که مسلمانان به این منافع دست یابند؛ به فرموده قرآن کریم:
(وَ أَذِّن فىِ النَّاسِ بِالحَجِّ یَأْتُوکَ رِجَالًا وَ عَلىَ کُلِّ ضَامِرٍ یَأْتِینَ مِن کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ، لِّیَشْهَدُواْ مَنَافِعَ لَهُمْ). (حج: 27-28)
و مردم را دعوت عمومى به حج کن تا پیاده و سواره بر مرکب هاى لاغر از هر راه دورى به سوى تو بیایند، تا شاهد منافع گوناگون خویش [در این برنامه حیاتبخش] باشند.
طبق روایات معصومین: نیز منافع و فواید حج، صرفاً در آثار و منافع عبادی یا ثواب اخروی آن خلاصه نمی شود، بلکه بسیاری از منافع دیگر را نیز شامل می شود. (ر.ک: کلینی، 1407ق، ج 4، ص 422) حج می تواند از جنبه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و... برای مسلمانان و جوامع اسلامی فواید بسیاری داشته باشد. حج در تقویت تحول فرهنگی جهان اسلام جایگاه والایی دارد. در حج، مسلمانان از سراسر جهان حضور می یابند و این امر، بستر و زمینه ای آماده برای تحول و تکامل فرهنگی جهان اسلام فراهم می کند.
مفهوم شناسی
در اینجا لازم است به تعریف برخی مفاهیم مطرح در این نوشتار و برخی توضیحات لازم درباره آنها بپردازیم.
واژه «فرهنگ» در لغت به معناى ادب، تربیت علم و دانش و مجموعه آداب و رسوم آمده است. (دهخدا، 1377ش، ج10، ص15109) این واژه در علوم انسانى و اجتماعى بسیار به کار می رود و تعاریف بسیاری برای آن ارائه شده است. آنتونی گیدنز فرهنگ را این گونه تعریف می کند:
مجموعه ارزش ها، باورها، اعتقادات، هنجارها، آفرینش هاى ادبی، هنری، فلسفی، علمی، دانش ها و کلیه دستاوردهاى مادى و معنوى را که از زندگى جمعى انسان ها به وجود آمده اند، فرهنگ گویند. (گیدنز، 1377ش، ص 36)
شاید یکی از تعریف های مناسب و جامع فرهنگ، تعریف زیر باشد:
فرهنگ مجموعه به هم تافته و پیچیده اى از ایده ها، باورها، آرمان ها، ارزش ها، هنجارها، نهادها، نمادها و سایر آموخته ها و عاداتى است که حاصل و دستاورد نسل هاى مختلف مردم جهان و منطقه یا یک امت یا دولت و کشور مى باشد...». (علی احمدى و دیگران، 1383ش، ص 74)
فرهنگ ها با همه تنوع و تعدد، از ویژگی های مشترکی برخوردارند که برخی از آنها عبارتند از:
الف) هویت دهنده بودن: فرهنگ و مواریث تاریخی، رکن اصلی شخصیت و هویت انسانی یک ملت است.
ب) فرامرز و سیال بودن: فرهنگ ذاتاً تبادل، انتقال، ترکیب و ارتباط را می طلبد و خواهان پیوند، رشد و تماس است.
ج) ایجابی و اثباتی بودن: فرهنگ در ذات خود، بیش از آن که سلبی و ناهی باشد، اثباتی است. فرهنگ انسان را یاری می کند تا بهتر ببیند، بخواند، بخواهد و گزینش کند.
د) مراتب و وجوه مختلف داشتن: فرهنگ، مراتبی دارد و موارد استعمال آن می تواند متعدد باشد. بنابراین تغییرات فرهنگی ای مانند نوجویی، نوآوری، پذیرش اجتماعی، تلفیق، انطباق و حتی طرح و انتخاب (که متأثر از کارکردهای مختلف فرهنگ، از جمله تبادل و تعامل فرهنگی به شمار می رود) از سرشت و خصوصیات فرهنگ نشئت می گیرد؛ پس فرایند فرهنگ سازی، در چارچوب فرهنگ و خصوصیات ذاتی آن، فرایند پیچیده و غامضی است که به بینش و تشریح جامع نیاز دارد. (عیوضی، 1379ش، ص 105)
هر فرهنگی در جهان از طریق فرایند بی پایان دادوستد شکل گرفته است؛ چراکه فرهنگ، هویت پویا و پایداری است که دائماً در حال بسط و گسترش است. (سازمان علمی، فرهنگی و تربیتی ملل متحد (یونسکو)، 1379ش، ص ۲۴۹)
ویژگى هاى فرهنگی بر خصوصیات رفتارى افراد جامعه تأثیر قطعى دارند. در هر جامعه و در بستر فرهنگى آن هنجارها، ضوابط و ارزش هایى وجود دارند که افراد هر جامعه عمدتاً در قالب آنها عمل و رفتار مى کنند. (گلابی، 1378ش، ص 142) فرهنگ و جامعه دو عنصر جدایى ناپذیر به حساب مى آیند. هر جامعه اى فرهنگ خاص خود را دارد و هر فرهنگى نیز متعلق به جامعه خاص است. (گیدنز، 1377ش، ص 36)
به تغییراتی که مربوط به لایه های عمیق «جهان اجتماعی» است و جهان اجتماعی را به جهان اجتماعی دیگری تبدیل می کند و موجب تحول هویت جهان اجتماعی می شود، تحول فرهنگی می گویند. (دفتر تألیف کتاب های درسی، 1400ش، ص 90) در این تعریف «جهان اجتماعی» (social world) اصطلاحی است که به آن تجربه های ذهنی که در روابط اجتماعی و کنش های انسانی تقویم و ایجاد می شود، اطلاق می گردد. جهان اجتماعی ابتدا در دنیای ذهن شکل می گیرد و در خارج منجر به شکل گیری کنش ها و رفتارهای خاصی می شود. (بیاری، 1397ش، ص 65)
تغییر و تحول یک فرهنگ، نشانه زنده بودن آن است. فرهنگ بسته و راکد اجازه تغییر و تحول را به خود نمی دهد و البته پیشرفتی هم ندارد. فرهنگ باید ظرفیت و قابلیت تغییر و تحول را داشته باشد. فرهنگ های پیشرو و سازنده از ویژگی تحول آفرینی و تغییردهندگی برخوردارند. (میرزامحمدی، 1400ش، ص 34)
«تحولات فرهنگی» به طور کلی به دو دسته «مثبت» و «منفی» تقسیم می شوند. اگر تحول فرهنگی به سوی ارتقای سطح فرهنگی و حرکت در مسیر فرهنگ حق باشد، تحول فرهنگی مثبت رخ می دهد و اگر فرهنگ به سوی انحطاط و سقوط حرکت کند، تحول فرهنگی منفی تحقق می یابد.
تحولات فرهنگی بسته به درونی یا بیرونی بودن آنها عوامل مختلفی دارند. تحولات فرهنگی درونی در اثر یکی از دو عامل زیر ایجاد می شوند:
اما تحولات فرهنگی بیرونی در اثر تأثیرپذیری یک فرهنگ از فرهنگ های دیگر رخ می دهند.
اگرچه تغییر و تحول یکی از ویژگی های فرهنگ است، اما در کنار این ویژگی، ثبات و پایداری نیز می تواند از ویژگی های فرهنگ باشد. اما آیا این دو در کنار هم به تناقض نمی انجامد و جمعشان امکان پذیر است؟ پاسخ مثبت است. تغییر و تحول در رویه و پوسته فرهنگ صورت می گیرد و هسته و بنیاد فرهنگ ثابت می ماند. اگر فرهنگی از بنیاد تغییر کند، از میان می رود و در حقیقت، فرهنگ دیگری به وجود می آید. بنابراین فرهنگ قدرتمند و پویا فرهنگی است که بتواند اصالت و هویت خود را حفظ کند، ضمن اینکه با تغییرات و تحولات نیز هماهنگ شود و خود را به روز نگه دارد. (میرزامحمدی، 1400ش، ص 35)
نقش حج در تحول فرهنگی جامعه اسلامی
پس از بیان مقدمه و توضیح مفاهیم به اصل بحث می پردازیم و نقش حج را به عنوان بستر و زمینه ساز تحول فرهنگی جامعه اسلامی بررسی مى کنیم.
معنویت در مقابل جسمانیت یا مادیت قرار دارد و تحول معنوی عبارت از تحولی است که در بعد روحی و غیر مادی انسان در اثر ارتباط با وجودی ماورای ماده رخ می دهد. (ناروئی نصرتی، 1390ش، ص 255) بدین ترتیب معنای تحول معنوی به تحول دینی نزدیک می شود.
در تعریف گیدنز (1377ش، ص 36) از فرهنگ دیدیم که معنویت، دینداری و رفتارهای دینی از مهم ترین مؤلفه های فرهنگ به شمار می رود. با این حال دین و معنویت بستر تحول فرهنگی جوامع نیز است. دین و باورهای دینی، جامعه را به سوی ارتقای فرهنگی و تمدنی سوق می دهند. هر قدر دین و معنویت در جامعه ای از غنا و عمومیت بیشتری برخوردار باشد، امکان تحول و پیشرفت فرهنگی آن نیز بیشتر فراهم است. براین اساس عوامل و ابزارهایی که در گسترش معنویت و دینداری در سطح جامعه نقش دارند، زمینه ساز تحول فرهنگی جامعه نیز هستند. در دین اسلام حج نقش غیر قابل انکاری در این زمینه ایفا می کند.
حج عبادتی است که به صورت جمعی انجام می گیرد و مشخص است که در گسترش دین و معنویت در جامعه نقش دارد. حضور در سرزمین وحی و انجام عمل حج با همه مناسک بزرگ آن - همچون احرام، طواف، نماز طواف، سعی، وقوف، قربانی و رمی جمرات - افراد حاضر در آن مکان مقدس را برای مدتی از مادیات و خواهش های دنیوی دور می کند و به خدای متعال متصل می سازد. در آن فضای سراسر نور و معنویت، افراد از طریق تلاوت قرآن، دعا و راز و نیاز با خدا ارتباط خود را با او تقویت می کنند و به او تقرب می جویند.
حج در واقع تمرین دینداری، ارتباط با خدای متعال و نزدیک شدن به اوست. زائران می آموزند که پس از بازگشت از سفر معنوی حج در طول زندگی خود نیز راز و نیاز با خدا و ارتباط با او را وجهه همت خود قرار دهند و مانع از دور شدن خود از خدا شوند.
منابع دینی نیز بر نقش حج در تقویت دینداری و معنویت در جامعه دلالت می کنند؛ مثلاً رسول خدا9 فرمود:
إِنَّمَا جُعِلَ الطَّوَافُ بِالْبَیْتِ وَ بَیْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ، وَ رَمْى الْجِمَارِ، لِإِقَامَةِ ذِکْرِ اللَّهِ. (ابوداوود سجستانی، 1420ق، ج 2، ص 812)
همانا طواف به دور خانه خدا و بین صفا و مروه و نیز رمی جمرات برای برپایی نام خدا [در سطح جامعه] وضع شده است.
همچنین امام صادق(ع) فرمود:
لا یَزالُ الدّینُ قائِمًا ما قامَتِ الکَعبَةُ.(کلینی، 1407ق، ج 4، ص 271)
تا وقتى کعبه برپاست، دین هم برپاست.
از همه گویاتر، فرمایش امام رضا(ع) است که می فرماید:
أَنَّ عِلَّةَ الْحَجِّ الْوِفَادَةُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى وَ طَلَبُ الزِّیَادَةِ وَ الْخُرُوجُ مِنْ کُلِّ مَا اقْتَرَفَ وَ لِیَکُونَ تَائِباً مِمَّا مَضَى مُسْتَأْنِفاً لِمَا یَسْتَقْبِلُ وَ مَا فِیهِ مِنِ اسْتِخْرَاجِ الْأَمْوَالِ وَ تَعَبِ الْأَبْدَانِ وَ حَظْرِهَا عَنِ الشَّهَوَاتِ وَ اللَّذَّاتِ وَ التَّقَرُّبِ فِى الْعِبَادَةِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْخُضُوعِ وَ الِاسْتِکَانَةِ وَ الذُّلِّ شَاخِصاً فِى الْحَرِّ وَ الْبَرْدِ وَ الْأَمْنِ وَ الْخَوْفِ دَائِباً فِى ذَلِکَ دَائِماً... وَ الرَّغْبَةِ وَ الرَّهْبَةِ إِلَى اللَّهِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى... . (شیخ صدوق، 1385ق، ج 2، ص 404)
علت حج ورود به [آستان مقدس ] خداى متعال و طلب افزایش و بیرون آمدن از گناهان است و براى آنکه از گذشته توبه کند و عمل از سر گیرد. و نیز در حج، خرج کردنِ ثروت ها و رنج و خستگى و باز داشتن بدن ها از خواسته ها و لذایذ و در عبادت، به خدا نزدیک شدن و فروتنى و کرنش و مذلّت [در پیشگاه حق ] و بیرون آمدن در گرما و سرما و ایمنى و ترس است، به صورت حرکتى پیوسته... و شوق و کشش و بیم به سوى پروردگار سبحان است.
در تعریف فرهنگ بیان شد که بخشی از فرهنگ هر جامعه ای به آموزه ها و ارزش های آن جامعه مربوط می شود و ادیان نقش مهمی در رشد و گسترش آنها در هر جامعه ای ایفا می کنند.
دین موجب گسترش ارزش های اخلاقی و مانع از شیوع و گسترش بزهکاری ها در جامعه مى شود. عدالت را در جامعه نشر می دهد، انسجام و همبستگی اجتماعی را تقویت می کند، اختلافات میان افراد جامعه را کاهش می دهد، مردم را به مبارزه با حاکمان جور فرا می خواند، آزادی آنان را از یوغ استعمار به ارمغان می آورد، جامعه انسانی را هدفمند و معنادار می کند و از این طریق موجب افزایش نشاط و پویایی جامعه مى شود. (قدردان قراملکی، 1382ش، ص 178 -162) بدین ترتیب امور یادشده، که بخش مهمی از هر فرهنگ به شمار می آیند، به شدت تحت تأثیر دین و آموزه های دینی قرار دارند. ازاین رو تبلیغ و نشر آموزه ها و ارزش های دینی در جامعه از اهمیت بالایی برخوردار است. قرآن کریم نیز به تبلیغ و نشر آموزه های دین دستور می دهد:
(وَ ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِى الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ). (توبه: 122)
شایسته نیست مؤمنان همگى [به سوى میدان جهاد] کوچ کنند؛ چرا از هر گروهى از آنان طایفه اى کوچ نمى کند تا در دین [و معارف و احکام اسلام] آگاهى یابند و به هنگام بازگشت به سوى قوم خود، آنها را بیم دهند؟ ! شاید [از مخالفت فرمان پروردگار] بترسند و خوددارى کنند.
در اسلام راه های فراوانی برای این امر تعبیه شده است که زمینه ساز نشر و گسترش آموزه های دینی در جامعه اسلامی هستند. از جمله این راه ها می توان به حج اشاره کرد.
حج، ابزاری کارآمد و بستری مناسب برای نشر فرهنگ اصیل و پویای اسلام و آموزه های آن در پهنه جهان اسلام است. حج، که با اجتماع عظیم مسلمانان در ایامی خاص در سرزمین مقدس مکه انجام می گیرد، دربردارنده برخی از مهم ترین آموزه های اجتماعی اسلام همچون دوستی و برادری مسلمانان با یکدیگر (تولّی)، برائت از شرک و دشمنان اسلام (تبرّی)، اتحاد و انسجام مسلمانان و کنار گذاشتن اختلافات، مساوات و برابری همه مسلمانان از هر شهر و منطقه و با هر نژاد و جنسیت و... است. بدین ترتیب حج بستری مهیا برای تقویت و گسترش این آموزه های مهم اسلامی در پهنه جامعه اسلامی است. امام صادق(ع) در بیان حکمت تشریع حج مى فرمایند: «...وَ لِتُعْرَفَ آثَارُ رَسُولِ اللَّهِ 9 وَ تُعْرَفَ أَخْبَارُهُ وَ یُذْکَرَ وَ لَا یُنْسَى». (شیخ صدوق، 1385ق، ج 2، ص 406)
حج موقعیتی بسیار مناسب برای تبلیغ و نشر آموزه های اسلامی است و به همین دلیل اهل بیت: نیز از این فرصت استفاده می کردند. نمونه های بسیاری از آگاهی بخشی های پیامبر9 و امامان معصوم: در ایام حج در راستای گسترش و تبلیغ حقیقت دین اسلام و آموزش آموزه های اسلامی در تاریخ ذکر شده است. پیامبر 9 در آغاز رسالتش برای تبلیغ دین اسلام از مراسم حج استفاده کرد. همچنین در دوران های خفقان که خلفا و سلاطین جور اجازه نشر آموزه ها و احکام دین را به مسلمانان نمی دادند، افراد با استفاده از فرصت حج، مشکلات خود را حل می کردند و با تماس گرفتن با ائمه معصوم: و علمای بزرگ دین، پرده از چهره قوانین اسلام و سنت پیامبر9 برمی داشتند. (مکارم شیرازی، 1374ش، ج 14، ص ۸۰)
عنصر ارتباط یکی از اصول مهم در شکل گیری، گسترش و نیز انتقال فرهنگ ها و تمدن هاست و در این راستا بررسی چگونگی این روابط و همچنین شناخت عوامل تأثیرگذار بر آن، همواره در مطالعات تطبیقی فرهنگ ها و تمدن ها راهگشا بوده است. (ناصح و کیانی، 1383ش، ص 175) فرایند ارتباط انسان ها با یکدیگر در قالب مفهوم «تعامل اجتماعی» تحقق می یابد.
اگر عملی از شخصی سر زند که با پاسخ از سوی فرد دیگر همراه باشد، اصطلاحاً به این عمل متقابل دوسویه «تعامل اجتماعی» یا «کنش متقابل اجتماعی» گفته می شود. در این صورت میان این دو شخص یک رابطه اجتماعی برقرار می شود. از نتایج مهم مثبت ارتباط و تعامل اجتماعی، می توان به ارتباط فرهنگ های مشترک در زمینه های مختلف اجتماعی، سیاسی و اقتصادی اشاره کرد. (ساروخانی، 1371ش، ص 19-21) بدین ترتیب تعامل اجتماعی از عوامل و بسترهای مهم تحول فرهنگی جوامع به حساب می آید و برای تحول فرهنگی لازم است به آن توجه شود.
یکی از ویژگی های حج آن است که بستر تعامل اجتماعی مسلمانان را فراهم می کند. در حج مسلمانان از سراسر جهان اجتماع می کنند و در تعامل با یکدیگر به سوی اهداف بلند جهان اسلام حرکت می کنند. شهید مطهرى= معتقد است: هدف از واجب کردن اسلام این بوده است که مسلمانان به یکدیگر نزدیک تر شوند و در یک مکان ملاقات کنند تا پیوندشان محکم تر شود. (مطهری، 1391ش، ج 25، ص 47) مقام معظم رهبری نیز برقراری روابط اجتماعی در حج را امری مهم تلقی می کنند. در دیدگاه ایشان حج برای تقویت سرمایه اجتماعی جهان اسلام به شکلی فراگیر و پایدار نقش بسیار مهم و بی بدیلی دارد. (جمعی از نویسندگان، 1393ش، ص 232)
مسلمانان با یک هدف اصلی (انجام حج به عنوان یک عمل عبادی) در آن مکان مقدس گرد هم آمده اند. در آن اجتماع، نقاط مشترک بیشتر به چشم می آید و اختلافات و تفاوت ها چندان دیده نمی شوند. آنان در کنار هم نماز می خوانند، طواف می کنند، وقوف و اعمال منا را انجام می دهند. در آنجا اختلافات فرق و مذاهب یا اختلافات موجود میان ملت های گوناگون مطرح نیست. بلکه دوستی و صمیمیت و روابط نزدیک است که بیش از هر چیز به چشم می آید. بدین ترتیب حج با بهره گیری از ایدئولوژی مشترک و هنجارهای مشترک مسلمانان، ارتباطات اجتماعی آنان را تقویت و سرمایه اجتماعی عظیمی برای آنان فراهم می کند. (همان، ص 238) بنابراین و با توجه به نقش تعامل اجتماعی در تحول فرهنگی جوامع، حج با گسترش تعامل اجتماعی مسلمانان، زمینه و بستر تحول فرهنگی جهان اسلام را فراهم می آورد و نقش مؤثری در آن ایفا می کند.
یکی از مؤلفه ها یا عناصر اصیل فرهنگ، عقاید و باورهاست. باورها تصوراتی هستند که به عنوان امور حقیقی پذیرفته شده اند. باورها می توانند از عقیده ای مشترک، که همگان آن را به عنوان امری مسلم تلقی می کنند، گرفته تا باورهای دقیقاً دینی را (که اساس آن بر پذیرش مقام و اهمیت امری عینی استوار است) در بر گیرند. با این همه معمولاً باورها را از عقیده و تصورات جمعی متمایز می کنند و آن را نظامی از ارزش ها، که آرمانی شناخته می شوند، معنا می کنند. (مصباح یزدی، 1380ش، ص 105)
اما در جامعه شناسی به توافق ها درباره اینکه چه چیزی در جهان حقیقی، اصیل و درست است، «عقاید» گفته مى شود. در ادیان آسمانی - از جمله اسلام، مسیحیت و یهودیت - عقیده به وجود خدای واحد مشترک است. (فولادی وندا، 1397ش، ص 84) بدین ترتیب اسلام حاوی یک سری باورها و اعتقادات است که مسلمانان آنها را می پذیرند و به آنها ملتزم هستند.
با این حال در مواقعی برخی از افراد به باورهای نادرست در زمینه های گوناگون دینی معتقد مى شوند و به تعبیری دچار انحراف فکری و عقیدتی می شوند. انحراف فکری در طول تاریخ آثار و پیامدهای بسیار وخیمی برای مسلمانان و جامعه اسلامی در پی داشته است. اختلاف و درگیری مسلمانان شیعه و سنی حاصل انحرافی است که در آغاز صدر اسلام در زمینه امامت و زعامت مسلمانان پس از پیامبر اکرم9 به وقوع پیوست. همچنین آنچه امروزه از فرقه وهابیت و نقش مخرب آن در جوامع اسلامی مشاهده می کنیم، همه برخاسته از انحراف فکری ای است که در جامعه اسلامی، به ویژه در زمینه توحید و شرک، ایجاد شده است.
خارج شدن از مسیر سعادت دنیوی و اخروی، گرفتار شدن مسلمانان در اختلاف و درگیری و نفرت، صرف انرژی جهان اسلام در موارد اختلافی مسلمانان و جلوگیری از پیشرفت مادی و معنوی آنان، از عواقب و پیامدهای مهم وقوع انحراف فکری و عقیدتی در جامعه اسلامی است. (Islamquest.net/fa/archive/fa23728) نتیجه این وضعیت، دور افتادن از مسیر تحول و پیشرفت فرهنگی و بلکه عقبگرد و پسرفت در این مسیر است. برای جلوگیری از این امر در دین اسلام مکانیزم هایی از سوی خدای متعال تعبیه شده است که یکی از آنها حج است.
حج به عنوان یک عامل مهم در رفع انحرافات عقیدتی و فکری می تواند در این زمینه نقش بارزی ایفا کند. امام رضا(ع) در این زمینه می فرماید:
أَنَّ عِلَّةَ الْحَجِّ الْوِفَادَةُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى... وَ مَا فِى ذَلِکَ لِجَمِیعِ الْخَلْقِ مِنَ الْمَنَافِعِ... وَ مَنْفَعَةُ مَنْ فِى الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ... مِمَّنْ یَحُجُّ وَ مِمَّنْ لَا یَحُجُّ... ذَلِکَ لِیَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ . (شیخ صدوق، 1385ق، ج 2، ص 404)
علّت [تشریع] حج، ورود به [آستان قدس ] خداى متعال... و نیز به خاطر منافعی است که برای همه مردم دارد... و سود بردن هر که در شرق و غرب... است از کسانی که حج می گذارند و حج نمی گذارند... تا شاهد منافع خویش باشند.
یکی از پیامدهای انحراف فکری گروهی از مردم، حق دانستن خود و باطل دانستن دیگران است که موجب بیگانگی و خصومت مسلمانان با یکدیگر می شود. حج محل اجتماع مسلمانان از همه فرقه ها و مذاهب و با همه دیدگاه ها و اعتقادات دینی است. در این اجتماع عظیم زائران می توانند با مشاهده عمل دیگران و نیز گفت وگو با آنان به درستی یا نادرستی دیدگاه خود و دیگران آگاه شوند.
حج محل حضور علمای مذاهب اسلامی نیز هست. حج این امکان را فراهم ساخته است که اندیشمندان مسلمان درباره دیدگاه های گوناگون موجود در میان مذاهب اسلامی به گفت وگو بنشینند و سره را از ناسره بازشناسند و بدین صورت از اختلافات فکری و عقیدتی میان مسلمانان بکاهند و بر انس و الفت آنان بیفزایند. البته تحقق این امر نیازمند پیش زمینه هایی است که به نبودن آنها در حج، این امر تا امروز نمود چندانی نداشته است.
از مفاهیم مهم اجتماعی، که ارتباط بالایی با آسیب شناسی اجتماعی دارد، «کجروی اجتماعی» است. «کجروی اجتماعی»، در واقع تخطی از نظم اخلاقی خاصی است که به صور مختلف - از قبیل فحشا، استعمال یا پخش مواد مخدر، قماربازی، فحش و ناسزاگویی و رفتارهای غیرقانونی دیگر - ظهور و بروز می یابد و به دلیل ماهیت غیر قابل قبول در جامعه، ناپسند شمرده می شوند. کجروی عامل اختلال در نظم اجتماعی و ایجاد مشکلات برای جامعه است (اژه ای، 1398ش، ص 13) و بدین ترتیب تحول فرهنگی صعودی و تکاملی جامعه را با مشکل مواجه می سازد.
در اینجا مفهوم دیگری به نام «جامعه پذیری» (socialization) مطرح است که لازم است به آن بپردازیم: جامعه ناگزیر است افراد جدید را پیوسته با خود همساز ساخته و برای زندگی جمعی آماده کند، وضعیتی که همنوا شدن افراد با ارزش ها و هنجارهای اجتماعی و دور شدن از کجروی اجتماعی نتیجه آن است. اما از سوی دیگر تحقق این همنوایی در پرتو ملتزم بودن افراد به الگوها و هنجارهای رفتاری اى ممکن می شود که عمدتاً در قالب دو عنصر «یادگیری» الگوها و هنجارها و «درونی کردن» آموخته ها تحقق می یابد. این دو عنصر به عنوان مکانیزم های تحقق «جامعه پذیری»، سبب می شوند افراد «به شکلی ناخودآگاه و بدون تعمق» با هنجارهای اجتماع خود «همنوایی» کنند. با وجود این در اجتماع های انسانی همواره زمینه «ناهمنوایی» به اندازه «همنوایی» با هنجارها و ارزش ها وجود دارد، به گونه ای که دو مفهوم «همنوایی» و «کجروی» عمدتاً در کنار هم مطرح می شوند و غالباً در جمع با یکدیگر معنا می یابند. (اژه ای، 1398، ص 36)
بدین ترتیب، جامعه اسلامی مانند هر جامعه دیگری باید از طریق به کارگیری مکانیزم ها و ابزارهایی با کجروی و رفتارهای خلاف قانون و اخلاق مقابله کند و بدین طریق زمینه تحول فرهنگی جامعه را آماده سازد و حج یکی از این ابزارهاست. حج در جامعه اسلامی عاملی است که به ویژه در تقویت انگیزه افراد برای همنوایی با ارزش های اسلامی و در نتیجه درونی کردن آنها و اجتناب از کجروی نقش مؤثری ایفا می کند. امام رضا(ع) در بیان علت تشریع حج چنین می فرمایند:
أَنَّ عِلَّةَ الْحَجِّ الْوِفَادَةُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى... وَ لِیَکُونَ تَائِباً مِمَّا مَضَى مُسْتَأْنِفاً لِمَا یَسْتَقْبِلُ وَ مَا فِیهِ مِنِ... وَ حَظْرِهَا عَنِ الشَّهَوَاتِ وَ اللَّذَّاتِ... وَ حَظْرُ الْأَنْفُسِ عَنِ الْفَسَادِ. (شیخ صدوق، 1385ق، ج 2، ص 404).
همانا علت تشریع حج ورود به آستان [رحمت] خداوند متعال... و نیز توبه از گذشته و از سرگیری اعمال نسبت به آینده است. همچنین به خاطر فواید آن... [از جمله] جلوگیری از رفتن به سوی شهوات و لذات... و ممانعت نفس از [روی آوردن به] فساد است.
حج عبادتی سراسر نور و معنویت، کنار زدن حجاب های مادی و امیال نفسانی، ارتباط نزدیک با خداوند متعال و بهره مندی از لذت عبادت و راز و نیاز با خداوند بزرگ است. چنین فضایی هر گناه و ناخالصی را در وجود انسان ها برطرف می کند، لذت های شهوانی و گناه آلود را در برابر آنان پست و حقیر می سازد و در نهایت، عزم آنان را برای اجتناب از جرائم و خلاف کاری ها و کجروی ها مضاعف می کند و بدین ترتیب دوری از گناه و کجروی در وجود آنان درونی سازی می شود. حاصل این امر فراهم آمدن یکی از بسترها و زمینه های مهم تحول فرهنگی جهان اسلام، یعنی پیشگیری از کجروی ها و جرائم، در جامعه اسلامی است.
خودباوری فرهنگی نوع نگرشی است که فرد نسبت به فرهنگ جامعه خویش دارد. این نوع نگرش اگر مثبت باشد، از آن به «خودباوری فرهنگی» یاد می شود. اما اگر منفی باشد، آن را «ناخودباوری فرهنگی» یا «خودباختگی فرهنگی» می نامند. میان این دو حد نهایی، درجات متفاوتی از خودباوری و خودباختگی وجود دارد.
خودباوری یک مفهوم انتزاعی و سازه ذهنی است، نه یک مفهوم عینی و قابل مشاهده. بنابراین شاخص های خودباوری و خودباختگی را باید در جهان خارج مشاهده کرد، نه در خود آنها. خودباوری یا خودباختگی به عنوان یک نگرش، اثرهاى عمیق و گسترده ای در سطح فردی و اجتماعی دارد و رفتارهای فردی و جمعی را جهت می دهد. (فولادی وندا، 1397ش، ص 137)
آشکار است که خودباوری مسلمانان نسبت به فرهنگ اسلامی شان عاملی بسیار مهم در حفظ فرهنگشان است و این امر به حفظ و تقویت نگرش های افراد نسبت به فرهنگ اسلامی شان بستگی تام و تمام دارد. زمانی که نگرش های افراد نسبت به فرهنگ خودی تغییر یابد و افراد دچار خودباختگی فرهنگی شوند، جلوه های آن در سطح اجتماعی - در کنش ها، روابط، قوانین، نهادها و... - بروز می یابد. نگرش های جدید نیز به نوبه خود موجب تقویت ساختار جدید می شوند. (همان، ص 139)
امروزه با گسترش ابزارهای تبلیغی و ارتباطی، تلاش های بسیاری براى تغییر و تخریب فرهنگ های ملت های گوناگون جهان انجام می شود. همه همت سردمداران کفر و استکبار بر تهی کردن ملل گوناگون جهان از فرهنگ های خودی و گستراندن فرهنگ منحط غربی است. آنان امروزه (در عصر ارتباطات) جهان را دهکده ای در نظر می گیرند که می توانند سخن خود را با تبلیغات به ساکنان آن القا کنند و بقبولانند. بدین ترتیب امت اسلامی در راه حفظ و تقویت فرهنگ غنی اسلامی مسئولیت سنگینی بر عهده دارد و لازمه آن برخورداری مسلمانان از خودباوری فرهنگی است. ملت های مسلمان تنها در صورتی خواهند توانست در این برخورد فرهنگ ها و تمدن ها در دنیای کنونی از فرهنگ و تمدن خود محافظت کنند و آن را تکامل بخشند که از خودباوری فرهنگی برخوردار باشند.
مناسک حج می تواند در این زمینه نقش مؤثری ایفا کند. اجتماع عظیم مسلمانان از سراسر جهان در سرزمین وحی، خودباوری و اعتماد به نفس آنان را تقویت می کند. آنان آشکارا درمی یابند که نه یک گروه خرد و ناچیز، بلکه جمعی عظیم در سراسر جهان با عقاید و آداب و رسوم مختص به خود هستند و در این زمینه نه تنها چیزی از دیگر فرهنگ ها و ملت های دنیا کم ندارند، بلکه از اکثر آنان بالاتر و غنی تر هستند.
تأثیر حج بر خودباوری فرهنگی مسلمانان را در دو سطح عمومى و اختصاصى می توان توضیح داد:
الف) سطح عمومی: مسلمانان با مشاهده میلیون ها نفر که به انجام فرایض دینی خود مشغول اند و با شوق و رغبت تمام و ایمان کامل در حال عمل حج هستند، به طور طبیعی میل و رغبت آنان به فرهنگ اسلامی و خودباوری فرهنگی آنان تقویت می شود. آشکار است که این گرایش و خودباوری فرهنگی از حضور در آن اجتماع بزرگ و مشاهده عمل میلیون ها مسلمان که عصاره و برگزیده مسلمانان جهان هستند، ایجاد می شود.
ب) سطح اختصاصی: مشاهده می کنیم که بخش قابل توجهی از زائران خانه خدا انسان هایی اهل فکر و اندیشه هستند، از ظاهر اعمال حج به باطن و اسرار آن منتقل می شوند و غنا و عظمت آموزه های اسلامی و به تبع آن فرهنگ اسلامی را با وجود خود درک می کنند. این افراد با دقت و تأمل در مناسک حج این نکته را درک می کنند که فرهنگ اسلامی با برخورداری از آموزه ها و دستورات الهی و حیاتبخش، فرهنگی غنی، ارزشمند و تأثیرگذار در سعادت انسان هاست. نتیجه این امر احساس خودباوری فرهنگی مسلمانان است و می توان ادعا کرد که حج بستر و زمینه تحول و ارتقای فرهنگی جامعه اسلامی را با القای خودباوری فرهنگی و تقویت آن در مسلمانان جهان فراهم می آورد.
مفهوم اعتماد اجتماعی در دیدگاه صاحب نظران جامعه شناسی جایگاه ویژه ای دارد. در رهیافت جامعه شناسی، اعتماد اجتماعی به عنوان یکی از شاخص های اصلی سرمایه اجتماعی محسوب می شود. (کلمن، 1377ش، ص456) از دیدگاه جامعه شناسان کارکردگرا وقتی اعتماد و بی اعتمادی در نظام هنجاری و فرهنگی جای می گیرد، هر کدام کارکردها و کژکارکردهای مربوط به خود را پیدا مى کنند. (زتومکا، 1384ش، ص 129) در جامعه ای که افراد آن به یکدیگر اعتماد دارند، دوستی و همکاری و روابط صمیمانه حاکم خواهد بود. در مقابل، در جامعه فاقد اعتماد اجتماعی، دلبستگی فرد به عناصر جامعه کاهش می یابد و در چنین مواقعی افراد حفظ منافع خود و گروه خود را بر مصالح عمومی و ملی ترجیح خواهند داد. (بی دل و محمودزاده، 1391ش)
اعتماد اجتماعی برای توسعه حس تعلق جمعی به عنوان مهم ترین مؤلفه انسجام اجتماعی امری ضروری است؛ (اکلاک، 2007م، ص 24 و 45) چراکه زمینه تعلق و وابستگی بیشتر افراد و تلاش برای توسعه جامعه را فراهم می کند. به این ترتیب اعتماد اجتماعی سبب اتصال افراد و تقویت روابط جمعی می شود. (بی دل و دیگران، 1393ش) با این توضیحات نقش اعتماد اجتماعی در تحول فرهنگی جامعه آشکار می شود.
تحول فرهنگی مستلزم ارتباط اجتماعی افراد در جامعه است و بدون اعتماد اجتماعی، ارتباط اجتماعی و به دنبال آن تحول فرهنگی جامعه دچار اختلال می شود. (تاجبخش، 1384ش، ص 58) بدین ترتیب برای دستیابی به تحول فرهنگی لازم است اعتماد اجتماعی در جامعه هرچه بیشتر گسترش یابد. رونالد اینگلهارت (Ronald Inglehart) با استفاده از یافته های پیمایش های جهانی، این نظریه را مطرح می کند که در تعیین اعتماد در جامعه، دین بیش از توسعه اقتصادی نقش دارد. (کاظمی پور، 1381ش، ص 24)
از جمله آداب و اعمال دینی که نقش مهمی در ایجاد اعتماد اجتماعی در جامعه دارد، حج است. اعتماد حاصل آمده از حج، دستاوردی بسیار عظیم در روابط مسلمانان با یکدیگر است که می تواند آثار و نتایج فراوانی برای جامعه اسلامی به طور کلی به دنبال داشته باشد. زائران خانه خدا از همه اقطار و اکناف جهان در سرزمین وحی اجتماع می کنند و در کنار هم و به همراه هم به انجام مناسک حج می پردازند. حضور انبوه مسلمانان در میقات، مسجدالحرام، عرفات، مشعر و منا و بقیه اماکن حج، برخورد آنان با یکدیگر و گفت وگوی آنان درباره مسائل مهم هر منطقه و سرزمین اسلامی، عواطف آنان را نسبت به یکدیگر برمی انگیزد، تعلق عاطفی آنان را نسبت به یکدیگر افزایش می دهد، سوء تفاهم ها نسبت به هم را از بین می برد و اعتماد آنان را به هم جلب می کند و بدین ترتیب بستر لازم برای تحول فرهنگی جهان اسلام فراهم می شود.
نتیجه گیری
از این نوشتار می توان چنین نتیجه گرفت:
3. به دلیل اهمیت فوق العاده تحول فرهنگی جامعه اسلامی، لازم است به حج به عنوان عاملی مهم در این امر بسیار توجه کرد. پدیده ای با این اهمیت و این جایگاه را نباید به هیچ وجه دست کم گرفت. بهره گیری از این عامل نقش مهمی در حرکت به سوی ارتقای فرهنگی جوامع اسلامی دارد. در مقابل بی اعتنایی به نقش حج در زمینه تحول فرهنگی، غفلت از یک عامل مهم در این زمینه است که عقب ماندن جوامع اسلامی در تحول فرهنگی از سایر جوامع بشری را در پی دارد.
قرآن کریم، ترجمه ناصر مکارم شیرازی.