نوع مقاله : اسرار و معارف حج
مقدمه
حج عبادتی واجب و از فروع دین اسلام است. و مجموعهای از اعمال است که در کتب فقهی به آن پرداخته شده. مراسم حج تمتع که در ماه ذیحجه برگزار میشود، بزرگترین گردهمایی مسلمانان است که گروههایی از تمام فرقههای اسلامی در آن شرکت میکنند. رفتن به حج با فراهم شدن شرایط و استطاعت آن، یک بار بر هر مسلمانی واجب است.
در اهمیت حجّ و در مذمّت ترک آن روایات مختلفی وارد شده است که به یک نمونه اشاره میشود؛ امام صادق7 فرمودند: «کسی که بمیرد و حال آنکه حجّهالاسلام را به جا نیاورده باشد در حالی که مانعی از بجا آوردن حج بوجود نیامده باشد از قبیل حاجتی که مانع انجام حج شود یا مرضی که در آن تحمل اعمال حج را نداشته باشد یا سلطان ظالمی مانع از حج شود، پس بمیرد یهودی یا نصرانی». (حرّ عاملی، 1387ش، ج۸، ص۲۰)
با توجه به عبادی بودن مسئله حج آثار معنوی و اخروی آن واضح و مبرهن است اما از آن جهت که قرآن کتاب جامعی است در کنار آثار معنوی حج به آثار دنیوی و مادی آن نیز اشاره نموده است؛ هر چند که در جامعه کنونی کمتر به منافع و آثار مادی این عبادت عظیم توجه میشود. در این پژوهش منظور از آثار مادی، آثاری است که غیر از بُعد عبادی و معنوی عمل، از فردگرایی عبور نموده و مسائل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی حج را در برگیرد. پژوهشگر به دنبال یافتن آثار مادی مذکور در آیات قرآن کریم است. تاکنون پژوهشهایی در این زمینه انجام شده است که از آنجمله است: مقاله ای با عنوان «نقش حج در نگرش اقتصادی فرد مسلمان» از سید صادق طباطبایی نژاد(1396ش) که به آثار اقتصادی حج و بشارت های مالی برای انجام دهندگان حج و عمره بر زندگی فرد از دیدگاه آیات و روایات پرداخته است. مقاله ای دیگر با عنوان «حج، عامل شکوفایی فرهنگی، آگاهی سیاسی و رشد اقتصادی» از حافظ نجفی(1393ش) به آثار تربیتی، اقتصادی، اجتماعی و پیامدهای ترک حج پرداخته است. در مقاله ای با عنوان "نقش حج در حفظ و تقویت نظام اجتماعی مسلمانان" از مجتبی حیدری(1400ش) به آثار اجتماعی حج بر تقویت جامعه اسلامی اشاره شده است و آثار دیگری از سایر محققین که عموما به آثار اقتصادی و تربیتی حج پرداختهاند. اما پژوهشگر در این پژوهش در صدد است تا آثار و ابعاد گوناگون حج را در آیات مورد بحث در قرآن بررسی نماید و مصادیق آن را در مجموعه آیات بررسی نماید و به این سوال پاسخ گوید که آثار دنیوی و مادی حج از نگاه قرآن چیست؟
در قرآن کریم سه دسته آیه وجود دارد که به منافع مادی کنگره عظیم حج اشاره میکند و پژوهشگر در صدد تبیین مصادیق هر کدام از آثار سه گانه حج است که عبارتند از: شهود منافع مختلف، قوام بخشی به امورات مردم، بهره مندی از برکات فراوان سرزمین مکه. در ادامه به توضیح و تبیین آنها میپردازیم:
1. شهود منافع مختلف
یکی از آثار مادی حج منافع مختلف برای مسلمانان است که در سوره حج به آن اشاره شده است: (وَ أَذِّن فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجَالاً وَ عَلَی کُلِّ ضَامِرٍ یَأْتِینَ مِن کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ * لِّیَشْهَدُواْ مَنَافعَ لَهُمْ)؛ (حج : ۲۷ و ۲۸) «و مردم را دعوت عمومی به حج کن تا پیاده و سواره بر مرکبهای لاغر از راه دوری به سوی تو بیایند تا شاهد منافع گوناگون خویش در این برنامه حیات بخش و سازنده باشند.» با مراجعه به تفاسیر در ذیل این آیات برداشت میشود که مشرکان در دوران جاهلیت تصور میکردند که نباید کسی از حج بهرة دنیوی و مادی ببرد ولی اسلام این تصور غلط را اصلاح کرد؛ چنان که از امام صادق7 سؤال شد که مراد از (لِّیَشْهَدُواْ مَنَـافِعَ لَهُمْ) منافع دنیاست و یا منافع آخرت؟ حضرت فرمود: «تمام آنها مراد است» (طوسی، 1365ش، ج۵، ص۱۲۲).
در تفسیر نمونه ذیل همین آیه بیان شده است: در این آیه به رفع پارهای از اشتباهات در زمینه مسئله حجّ پرداخته و میفرماید: «گناهی بر شما نیست که از فضل پروردگارتان (و منافع اقتصادی در ایام حجّ) برخوردار شوید» (لَیْسَ عَلَیْکُمْ جُناحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّکُمْ). در زمان جاهلیت هنگام مراسم حجّ هر گونه معامله و تجارت و بارکشی و مسافربری را گناه میدانستند و حجّ کسانی را که چنین میکردند باطل میشمردند. آیه فوق این حکم جاهلی را بیارزش و باطل اعلام کرد و فرمود هیچ مانعی ندارد که در موسم حجّ از معامله و تجارت حلال که بخشی از فضل خداوند بر بندگان است بهره گیرید و یا کار کنید و از دسترنج خود استفاده کنید، علاوه بر این، مسافرت مسلمانان از نقاط مختلف به سوی خانه خدا میتواند پایه و اساسی برای یک جهش اقتصادی عمومی در جوامع اسلامی گردد (مکارم، 1380ش، ج2، ص57)
در ادامه، مصادیقی از منافع مختلف در حج ذکر میگردد:
1-1: منافع فرهنگی (لِّیَشْهَدُواْ مَنَافعَ لَهُمْ)
تبادل فرهنگی حجّاج؛ از امام صادق(7) درباره فلسفه حج و طواف کعبه سؤال شد، حضرت فرمود: «خداوند این بندگان را آفرید... و فرمانهایی در طریق مصلحت دین و دنیا به آنها داد، از جمله اجتماع مردم شرق و غرب را [در مراسم حج] مقرر داشت تا مسلمانان به خوبی یکدیگر را بشناسند [و از حال هم آگاه شوند و تبادل فرهنگی داشته باشند] و هر گروهی سرمایههای تجاری را از شهری به شهر دیگر منتقل کنند [و تبادل اقتصادی داشته باشند]... و برای اینکه آثار پیامبر صلی الله علیه و آله و اخبار او شناخته و به خاطر آورده شود و فراموش نگردد» (صدوق، 1397ش، ج6، ص405). در جملات فوق به تبادل فرهنگی و شناخت همدیگر و همین طور تبادل اقتصادی و تجارت به عنوان فلسفه حج اشاره شده است؛ و در ذیل حدیث، با تأکید بیشتر بر نقش تبادل فرهنگی و اطلاعاتی، میفرماید: اگر هر قوم و ملّتی تنها از بلاد خویش و آنچه در آن است سخن بگویند، همگی نابود میگردند و کشورهایشان ویران میشود و منافع آنها ساقط میگردد و اخبار واقعی در پشت پرده قرار میگیرد.
1-2: منافع اقتصادی لِّیَشْهَدُواْ مَنَافعَ لَهُمْ
الف. سوغات آوردن؛ از جمله مصادیقی که در منافع مادی میشود از آن یاد کرد خرید سوغات است که در دین اسلام مستحب است. از امام صادق7 چنین روایت شده است که فرمودند: «هرگاه یکی از شما به مسافرت رود و سپس از سفر بازگردد، پس باید برای خانواده خود به اندازهای که توانایی دارد سوغاتی بیاورد» (حر عاملی، 1387ش، ج15، ص337). از این جهت میتوان گفت که یکی از آداب سفارششده در متون دینی برای سفر، تهیه سوغات برای نزدیکان و دوستان است. هر چند که پرداختن به منافع مادی و دنیایی حج، نباید به گونهای باشد که منافع معنوی و دستاوردهای دینی حج را تخریب کند و حج را از حالت اصلی آن که یک عبادت سیاسی و اجتماعی است خارج کرده و به یک جشنواره خرید بیمحتوا تبدیل کند.
ب. ایجاد بازار مشترک اسلامی؛ در باب اقتصاد حج، به مسأله مهمتری باید توجّه کرد و آن اینکه منافع اقتصادی حج در زمان حاضر، فراتر از منافع خُرد و کوچک اقتصادی است. همانطور که در حدیث بالا از امام صادق7 مطرح گردید تبادلات اقتصادی سبب گسترش دین رسول الله9 و اشاعه فرهنگ اسلامی است. حج موقعیتی است که به تجارت کلان و خدمات عمده دیگر نیاز دارد که دولتها یا تجّار کشورها و شرکتها و کارخانهها در آن نقش دارند. اگر کالاهای عمده از کشورهای اسلامی به بازار حج و در جهت تأمین تدارکات آن حمل و نقل گردد، تأثیر بسیار عمیقی در اقتصاد کشورهای اسلامی خواهد داشت. عمده نیاز زائران میتواند از کشورهای اسلامی و به وسیله شرکتها و بخشهای اقتصادی مسلمین و دولتهای اسلامی تأمین گردد و در این صورت روا نیست کالایی که امکان تهیه آن از کشورهای اسلامی وجود دارد، از کشورهای دیگر تهیه شود. مانند گوشت و مرغ که عمدتاً (در موسم) از کشورهای غربی خریداری و مصرف میشود که علاوه بر جنبه اقتصادی خالی از شبهات شرعی هم نیست. اگر کشورهای اسلامی با برنامهای سنجیده و حسابشده با یکدیگر همکاری داشته باشند، میتوانند بسیاری از این نوع کالاها را خودشان تهیه و با آرم و نشان کشور اسلامی عرضه نمایند. در چنین صورتی است که آثار کلان اقتصادی حج در مجموعه جامعه اسلامی نمودار میگردد و میلیونها نفر از دستاندرکاران تولید بهره میبرند و توان اقتصادی مسلمین که زیربنای بسیاری از مسائل دیگر است، بالا میرود. تشکیل بازار مشترک اسلامی در حج بهترین فرصتی است برای کشورهای مسلمان تا این پیوند و مشارکت اقتصادی در طول سالها پابرجا بماند و بدان وسیله با فقر و بیکاری که دو عامل عمده مفاسدند مبارزه شود (رهبر، محمدتقی، میقات حج: ش37، 1380ش).
استفاده از کنگره عظیم حج برای تقویت پایههای اقتصادی کشورهای اسلامی، نه تنها با روح حج منافات ندارد، بلکه براساس روایات، یکی از حکمتهای حج را تشکیل میدهد. میتوان در اجتماع بزرگ حج پایه یک بازار مشترک اسلامی را پی ریزی نمود و زمینههای مبادلاتی و تجاری را در میان کشورهای اسلامی به گونهای فراهم نمود که نه منافعشان به جیب دشمنان بریزد و نه اقتصادشان وابسته به اجانب باشد. این، نه تنها دنیاپرستی نیست که عین عبادت و جهاد است. (حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت، hajj.ir، 31/3/1397) 16/g1z13https://vista.ir/w/a/
بنابراین منافع مختلف دنیوی یکی از آثار مادی حج محسوب میشود که در قرآن به آن اشاره شده است.
۲. قوام بخشی به امورات مردم
دومین اثر از آثار مادی حج قوام بخشی به امورات مردم است که در سوره مائده به آن اشاره شده است: «جَعَلَ اللهُ الْکَعْبَةَ الْبَیْتَ الْحَرَامَ قِیامًا لِّلنَّاسِ»؛ (مائده : ۹۷) «خداوند کعبه بیت الحرام را وسیلهای برای استواری و سامان بخشیدن به کار مردم قرار داده است.»
خداوند، حج کعبه را قوام زندگى و کسبهاى مردم قرار داد. در تفاسیر آمده است: کلمۀ «قیام» مصدر است. گویى مقصود این است که مردم مسلمان با نصب کعبه در میانشان، قیام میکنند و امر معیشت و احوال آنها بدینوسیله اصلاح میشود؛ زیرا در زیارت کعبه، تجارت آنها سامان مىگیرد و از انواع خیر و برکت، برخوردار میشوند. از ابن عباس روایت شده است: «خداوند، کعبه را وسیلۀ امنیت و رفاه مردم قرار داده است و اگر کعبه نبود، مردم دچار فنا و هلاکت مىشدند. مردم جاهلیت، خانۀ خدا را محل امن و امان مىشناختند. اگر کسى قاتل پدر و پسر خود را در حرم مىیافت، او را نمىکشت. منظور این است که اگر مردم یک سال، حج را ترک کنند، ممکن است به هلاکت برسند» (طبرسی، 1384ش، ج۷، ص۱۸۶).
آیت الله جوادی آملی در مورد آیه 97 سوره مائده می فرماید:
اقتصاد مردم عصای دست مردم است و مردم اگر بی اقتصاد باشند سقوط میکنند. اکنون این سؤال مطرح میشود که آیا هم مسئله اعتقاد و حج و عمره که امر عبادی است عامل قیام و قوام است و هم اقتصاد که یک امر طبیعی و مادی است این هم عامل قیام و قوام است و اینها همتای هماند یا یکی اصل است و دیگری فرع؟ این مسئله را هم ذات اقدس الهی پاسخ داده است که عند التزاحم اعتقاد اصل است و اقتصاد فرع. (جوادی آملی، 1391ش، ج23، ص614)
این قیام که در این آیه آمده است قیامی است حق؛ یعنی اقتصاد باعث قیام است و بی اقتصادی مایه قعود و زبونی و مَسکَنَت ؛ اما عند التزاحم که اگر خدای ناکرده ملتی در فشار قرار گرفت آیا باید دست از عقیده بردارد یا دست از آن اقتصاد بردارد؟ فرمود که دست از اقتصاد بردار تا آن خدایی که ﴿مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ﴾ تأمین میکند، تأمین کند. مادامی که اعتقاد محفوظ است هم معتقدین مصونند و هم خدا صائن اینها است، فرمود: ﴿وَ لِلِهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ﴾ به هر تقدیر کلید خزائن آسمان و زمین فقط به دست خداست و ﴿عِندَهُ مَفَاتِحُ الغَیْبِ﴾ است.
اگر ذات اقدس الهی اقتصاد را عامل قیام معیَّن کرد، اینچنین نیست که معیَّن نکرده باشد که کدام اصل است و کدام فرع؟ فرمود که اعتقاد اصل است، کعبه و حج و عرفات اصل است و اقتصاد هم در سایهٴ آن اصل اعتقادی است. معلوم میشود که چطور ذات اقدس الهی روی مسئلهٴ کعبه و روی تمام جزئیاتش تکیه کرده است. چیزهایی که خیلی مهم باشد را خود قرآن عهدهدار تشریح آن است.(سخنرانی درس تفسیر آیت الله جوادی آملی، ذیل آیه97 ؛ مائده : 26/1/1401ش)
قوام بخشی به امورات مردم شامل مصادیق بسیاری است که برخی از آنها در کلام اهلبیت: بررسی میگردد:
2-1: منافع فرهنگی قِیـامًا لِّلنَّاسِ
الف. ضمانت الهی و محافظت مال و عیال؛ از آثار و برکات مادّی حج این است که در این ایّام، خداوند از اموال و اهل و عیال زائر خانهاش محافظت و نگهداری میکند. زوار خانه خدا در ضمانت خدا هستند؛ خداوند آنان را در سفر و خانوادههایشان را در حضر ضمانت کرده است. در صورتی که حاجی با ایمان به حج برود، خدا ضمانت او را کرده است.
امام صادق7 در تعبیری زیبا میفرماید: معنای اینکه حجگزار در ضمان الهی است، این است که خداوند جانشین او در خانوادهاش میباشد و امور منزل او را تدبیر مینماید و حوادث را از آن خانه دفع میکند.(صدوق، 1361ش، ص407)
حضرت صادق7 در ذیل آیه «لِیَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ» فرمود: «به راستی کسی در مکّه و زیارت حج خانه خدا حضور نمییابد، مگر اینکه خداوند به او نفعی میرساند؛ امّا شما [شیعیان] بخشیده شده برمیگردید، ولی غیر شما مال و اهل و عیالشان محافظت میشود.» (کلینی، 1385ش، ج۴، ص۲۶۳)
ب. برآورده شدن حاجات؛ خانه خدا ـ. مخصوصاً در اولین نگاه ـ. مکانی است برای استجابت دعا و همین طور است صحرای عرفات و دیگر مواقف، و به طور کلّی، حاجی مورد توجّه خاص خداوند است و خداوند حاجات او را برآورده میسازد. در روایتی از پیامبر9 آمده است: «هر کس دنیا و آخرت را میخواهد، آهنگ این خانه کند. همانا بندهای به آنجا نیامده و از خداوند دنیا را نخواسته، مگر آنکه بدان دست یافته و خداوند حاجت او را برآورده ساخته است و نیز از خداوند آخرت را طلب نکرده، مگر آنکه پذیرش این درخواست را برای وی ذخیره کرده است» (قاضی عسکر، 1381ش، ص۲۸). همچنین در روایتی از امام صادق7 نقل شده: هر کس به کعبه نگاه کند، پیوسته برای او حسنه نوشته و گناهی از او پاک میشود، تا آنکه چشم خود را از کعبه برگرداند» (کلینی، 1385ش، ج4، ص240)
ج. تضمین سلامتی انسان؛ اثر دیگر سفر حج این است که بر سلامتی بدن و صحت جسم نیز اثر میگذارد. امام زین العابدین7 فرمود: حج کنید و عمره انجام دهید تا بدنهایتان سالم و روزیهایتان وسیع و هزینههای زندگیتان تأمین گردد.» (کلینی، 1385ش، ج4، ص252)
باتوجه به این حدیث شاید بتوان گفت یکی از ابعاد آن پیادهروی مستمر باشد. در حج پیادهروی فراوان وجود دارد و از سوی دیگر میدانیم که یکی از ورزشها پیادهروی است. همچنین هرگاه روان انسان به سمت خلوص گرایش یابد، بدن از روح تبعیت میکند و سلامت خود را باز مییابد. به عبارت دیگر روح و جسم از یکدیگر جدا نیستند، بلکه وجودی در هم تنیدهاند و در یکدیگر تاثیر و تاثر متقابل دارند. هرگاه بدن سالم باشد، روح بهتر میتواند رابطه معنوی برقرار کند و اگر روح انسان ارتباطی عمیق با آسمان الوهیت داشته باشد بر صحت و سلامت بدن و کالبد فیزیکی انسان تاثیر مستقیم دارد.( فعالی، 1398ش، ص۳۸)
2-2: منافع اقتصادی قِیـامًا لِّلنَّاسِ
الف. فقرزدایی؛ یکی دیگر از کارکردهای حج و عمره، ازبینرفتن فقر و غنیشدن است که در روایات بسیاری به آن اشاره شده است. حضرت امیرالمؤمنین علی7 میفرماید: «همانا حج و عمره، فقر و نداری را برطرف میسازند» (نهج البلاغه، خطبه 110). یکی از اسباب و برنامههای فقرزدایی در فریضه حج، استفاده بجا و مناسب از گوشت قربانی است. پیامبر خدا9 در این باره فرمود: «خداوند قربانی را قرار داد تا نیازمندان شکمی سیر از گوشت بخورند، پس آنان را اطعام کنید» (صدوق، 1363ش، ج2، ص129). همه ساله در موسم حج میلیونها رأس دام طبق سنّت اسلامی و احیای خاطره ابراهیم و اسماعیل با هدف معنوی و معیشتی قربانی میشود. قربانی علاوه بر جنبه معنوی آن، که نمادی از فداکردن و فدا شدن در مسیر رضای الهی و وسیله تحصیل تقوا و تقرّب و نزدیکی به خدا و ذبح کردن و سربریدن تعلّقات مادّی در راه رسیدن به معنویت و عرفان است، آثار مادّی و اقتصادی شایان توجّهی را همراه دارد. اگر تنها دو میلیون دام گوسفند و گاو و شتر هر سال در منا و موسم قربانی شود و معدل گوشت خالص هر یک را 30 کیلوگرم فرض کنیم، این مقدار معادل شصت میلیون کیلوگرم گوشت خواهد بود! چنین سرمایه عظیمی همهساله میتواند بخش قابل توجّهی از خوراک مستمندان و نیازمندان را در سراسر جهان تأمین کند. (رهبر، محمدتقی، میقات حج: شماره 37، 1380ش).
ب. افزایش رزق و روزی؛ از دیگر آثار و برکات مادی حج این است که بر رزق و روزی انسان افزوده میشود. بخش مهمی از روایاتی که درباره آثار و حکمتهای حج وارد شده مربوط به نفی فقر و افزایش مال است که نشان از اهمیت فراوان تاثیر حج در تامین نیازهای مادی و دنیوی انسانها دارد. پیامبر اکرم9 فرمود: «... حجُّوا لَن تَفتَقِروا» حج انجام دهید تا از نظر مالی بینیاز شوید.» (حر عاملی، 1387ش، ج11، ص12). نکته جالب در این حدیث استفاده از تعبیر «لن» میباشد که دلالت بر نفی ابدی میکند.
در حدیث دیگری پیامبر اکرم9 میفرماید: حج و عمره فقر را میزداید همان گونه که کوره آهنگری زنگار آهن را میزداید. (صدوق، 1363ش، ج۲، ص۲۲۲) از این تشبیه استفاده میشود که اگر انسان بتواند زنگار دل را بزداید از لحاظ امکانات مادی هم بینیاز خواهد شد.
همانگونه که حج رفتن باعث بینیازی مالی میشود، اگر کسی از حج تخلف کند نتیجهای جز فقر نخواهد داشت. پیامبر گرامی اسلام به این حقیقت اشاره فرمودندکه: ای گروه مردم! حج خانه خدا را انجام دهید. پس هیچ خانوادهای وارد خانه خدا نمیشود مگر آنکه بینیاز میگردد و از حج گزاردن تخلف نمیکنند، مگر آنکه تنگدست شوند. (طبرسی، 1383ش، ج۱، ص۱۵۶)
امام صادق7 نیز فرمود: «ندیدهام که چیزی همانند مداومت بر زیارت این خانه چنان سریع توانگری بیاورد و فقر بزداید» (طوسی، 1388ش، ح694، ص1478).
در روایتی دیگر آمده که روزی اسحاق بن عمار به امام صادق7 گفت: من نیت کردهام که هر سال خودم یا کسی از خانوادهام با مال من به حج برود و بر این کار مصمم و جدی هستم. امام7 او را اینگونه بشارت داد: «اگر چنین کنی مژده باد که مالت زیاد خواهد شد». (کلینی، 1389ق، ج۴، ص۲۵۳). در جای دیگری امام صادق7 میفرماید: حجگزار هرگز گرفتار املاق نمیشود. پرسیدند: معنای املاق چیست؟ امام در جواب فرمود: «حاجی تنگدست، ورشکسته و فقیر نمیگردد.» (عیاشی، 1380ق، ج۲، ص۲۸۹)
از مجموع این احادیث به دست میآید که حج منافی فقر است و باعث کثرت مال میگردد و حج وسعت روزی را در پی دارد.
۳. بهرهمندی از برکات فراوان سرزمین وحی
سومین اثر از آثار مادی حج بهرهمندی از برکات فراوان سرزمین مکه است که در سوره بقره به آن اشاره شده است: (وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ قَالَ وَمَنْ کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِیلًا ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَى عَذَابِ النَّارِ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ)؛ (بقره : ۱۲۶) «و ابراهیم گفت: اى پروردگار من، این شهر را جاى امنى گردان و از مردمش آنان را که به خدا و روز قیامت ایمان دارند، از هر ثمره روزى ساز. گفت: هر کس که کافر شد او را اندک برخوردارى دهم، سپس به عذاب آتش دچارش گردانم، که بد سرانجامى است.»
در این آیه، حضرت ابراهیم7 دو درخواست مهم از پروردگار براى ساکنان این سرزمین مقدس مىکند که در ادامه به بررسی این دو درخواست که مایه برکت سرزمین وحی شده اند می پردازیم:
3-1: منافع اجتماعی درخواست حضرت ابراهیم7
حضرت ابراهیم7 عرض کرد: «پروردگارا، این سرزمین را شهر امنى قرار ده» (وَ إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ رَبِّ اِجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً). این دعاى ابراهیم به اجابت رسید، خدا این سرزمین مقدس را یک کانون امن و امان قرار داد، و امنیتى از نظر ظاهر و باطن به آن بخشید. (مکارم شیرازی، 1380ش، ج۱، ص۴۵۱)
از ابن عباس روایت شده است: «خداوند، کعبه را وسیلۀ امنیت و رفاه مردم قرار داده است و اگر کعبه نبود، مردم دچار فنا و هلاکت مىشدند» (طبرسی، 1384ش، ج۷، ص۱۸۶).
رهبر معظم انقلاب اسلامی در باب حج و منافع آن، بارها متذکر شدهاند که دیدار سالیانه حجاج از سراسر جهان، منفعتی کم نظیر و بیبدیل است که اگر از آن در راستای حل مشکلات مادی جهان اسلام استفاده شود میتوان آن را از برترین منافع حج دانست. نباید منافع مادی حج را منحصر در خرید و فروش و تجارت فردی ببینیم و منافع برتر و بالاتر مادی واجتماعی حج را نادیده بگیریم. مقام معظم رهبری میفرماید: «نکتة مهمّی که هر انسان اندیشهورز را کنجکاو و حسّاس میکند، تعیین یک میعادگاه دائمی برای همة مردم و همة نسلها و در همة سالها، در یک نقطة معیّن و در یک محدودة زمانی واحد است. این وحدت زمان و مکان، یکی از رازهای اصلی فریضة حج است. بیشک یکی از برترین مصداقها برای «لِیَشهَدوا مَنافِعَ لَهُم» همین دیدار سالیانة آحاد امّت اسلامی در کنار خانة خدا است. این، رمز وحدت اسلامی و نماد امّتسازی اسلام است که باید در زیر سایة بیتالله قرار داشته باشد. خانة خدا متعلّق به همگان است: «سَواءً العاکِفُ فیهِ وَ الباد» (حج : ۲۵) (پیام مقام معظم رهبری به حجاج بیت الله، 29/5/1397ش).
اتحاد جهان اسلام و رسیدن مسلمین به وحدت نیز از منافع مادی و معنوی حج است. رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به کارگزاران حج میفرماید: یکی دیگر از شرایطی که حج را به معنای حقیقی خود نزدیکتر میکند، همین «مسئلة اتحاد مسلمین» است. حج باید آئینة اتحاد باشد، نه آئینة اختلاف. اگر قرار باشد ما همه یکجا جمع بشویم تا در آنجا یکی به یکی بگوید تو بدی، آن دیگری بگوید تو بدتری؛ این چه جمع شدنی است! اگر اختلافی هم وجود دارد، جای بروزش آنجایی نیست که خدای متعال فرموده است: جمع بشوید تا «لِیَشهَدوا مَنافِعَ لَهُم» که منافع خودشان را در آنجا به دست بیاورند. بعضیها ـ حالا نگاه خوشبینانه همین است که بگوییم کجسلیقگی است، والا اگر به چشم بدبینانه نگاه کنیم، حرفهای دیگر هم میشود زد ـ حج را جایی قرار میدهند برای دندان نشان دادن و لج کردن و چهره در هم کردن نسبت به اختلافات فرقهای و طائفی؛ شیعه و سنی را آنجا مقابل هم قرار دادن. چقدر باید به ما بگویند تا باور کنیم که امروز بیش از گذشته اختلافات شیعه و سنی یکی از محورهای اساسی است که دشمنان اسلام دارند رویش سرمایهگذاری میکنند» (بیانات در دیدار با کارگزاران حج، 1/9/1385ش).
3-2: منافع اقتصادی درخواست حضرت ابراهیم7
دومین تقاضای حضرت ابراهیم7 این است که: «اهل این سرزمین را آنها که به خدا و روز بازپسین ایمان آوردهاند از ثمرات گوناگون روزى ببخش» (وَ اُرْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ اَلثَّمَراتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِالله وَ اَلْیَوْمِ اَلْآخِرِ). جالب اینکه ابراهیم نخست تقاضاى «امنیت» و سپس درخواست «مواهب اقتصادى» مىکند، و این خود اشارهاى است به این حقیقت که تا امنیت در شهر یا کشورى حکمفرما نباشد فراهم کردن یک اقتصاد سالم ممکن نیست! (مکارم شیرازی، 1380ش، ج۱، ص۴۵۱)
صاحب مجمع البیان میگوید: «منظور ابراهیم7 در دعاى خود، درخواست ایمنى «مکه» از خرابى و انهدام نبود؛ زیرا این نوع امنیت براى آن شهر پیش از ادّعاى آن حضرت وجود داشت، بلکه مقصود وى تقاضاى ایمنى از قحطى و تنگدستى بود و این تقاضا به این جهت بود که او اهل و عیال خویش را در سرزمین بىآب و بیگیاهى ساکن گردانید. ولى برخى میگویند: آن حضرت از هر دو جهت ایمنى را براى «مکه» از خداوند خواست، هر چند امنیت از تخریب و انهدام قبلاً وجود داشت.» (طبرسی، 1384ش، ج۲، ص۴۷)
ظاهراً ثمرات در این آیه معناى وسیع دارد که هر گونه نعمت مادى، اعم از میوهها و مواد دیگر غذایى، و نعمتهاى معنوى را شامل مىشود. در حدیثى از امام صادق7 مىخوانیم که فرمود: «منظور میوه دلها است!» اشاره به اینکه خداوند محبت و علاقه مردم را به مردم این سرزمین جلب مىکند. این نکته نیز قابل توجه است که ابراهیم این تقاضا را تنها براى مؤمنان به توحید و روز جزا مىکند، شاید به خاطر اینکه از جمله (لا یَنالُ عَهْدِی الظّالِمِینَ) در آیات گذشته به این حقیقت پى برده بود که گروهى از نسلهاى آینده او، راه شرک و ظلم و ستم مىپویند، و او در اینجا ادب را رعایت کرد و آنها را از دعاى خود استثنا نمود. به هر حال خداوند در پاسخ این تقاضاى ابراهیم چنین فرمود: (قالَ وَ مَنْ کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِیلاً)؛ «اما آنها که راه کفر را پوییدهاند بهره کمى (از این ثمرات) به آنها خواهم داد (و به طور کامل محروم نخواهم کرد!)». اما در سراى آخرت (ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلى عَذابِ اَلنّارِ وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ)؛ «آنها را به عذاب آتش مىکشانم و چه بد سر انجامى دارند». این در واقع صفت «رحمانیت» همان رحمت عامه پروردگار است که از خوان نعمت بىدریغش همه بهره مىگیرند و از خزانه غیبش خوبان و بدان وظیفهخور باشند، ولى سراى آخرت که سراى رحمت خاص او است، رحمت و نجاتى براى آنها نیست. (مکارم شیرازی، 1380ش، ج۱، ص۴۵۱)
نتیجه گیری
حج عبادتی واجب و از فروع دین است که آثار فرهنگی، سیاسی، اجتماعی بسیاری دارد. هدف پژوهشگر در این پژوهش تبیین آثار مادی حج برای جامعه مسلمین بوده است که با توجه به آیات قرآن، سه اثر مادی احصا گردیده است و هر کدام دارای مصادیق مختلفی است.
آیه ۲۸ سوره حج اشاره به شهود منافع مختلف برای مسلمین دارد که اطلاق آیه دلیلی بر منافع مادی و دنیوی در کنار منافع معنوی است.
قوام بخشی به امورات مردم از دیگر آثار مادی حج است که خداوند در آیه ۹۷ سوره مائده به آن اشاره نموده است. برآورده شدن حوائج دنیایی، محافظت از مال و عیال حجگزار و فقرزدایی از جمله مصادیق آن میباشند.
برکات فراوان سرزمین مکه از دیگر آثار مادی حج است که خداوند در آیه ۱۲۶ سوره بقره به آن اشاره نموده است و بر اساس تفاسیر هر کسی که به سرزمین مقدس مکه وارد شود شامل هر پنج دعایی که حضرت ابراهیم7 در حق ساکنین مکه نمود، میگردد.