نوع مقاله : اسرار و معارف حج
مقدمه
حج یکی از بزرگترین عبادتها و آیینهایی است که در اسلام تشریع گردیده است. خداوند به همگان دستور میدهد در صورت برخورداری از استطاعت، به انجام حج اقدام کنند: {وَ لِلهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبیلاً} (آل عمران: 97) براى خدا بر عهده مردم است که آهنگ آن خانه کنند، آنها که توانایى رفتن به سوى آن دارند.
توصیهها و دستوراتی که درباره حج از اهل بیت: وارد شده درباره کمتر موضوعی آمده است؛ و این به دلیل اهمیت فوقالعادهای است که از آن برخوردار میباشد. آثار و کارکردهای حج بسیار عظیم است و نقش مهمی در سرنوشت و زندگی انسانها ایفا میکند. به همین دلیل، خداوند به رسول خدا دستور میدهد که مردم را به انجام حج فرا بخواند تا از منافع آن بهرهمند شوند، آنجا که میفرماید:
{وَ أَذِّن فىِ النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجَالًا وَ عَلىَ کُلِّ ضَامِرٍ یَأْتِینَ مِن کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ، لِّیَشْهَدُواْ مَنَافِعَ لَهُمْ} (حج: 27 و 28) و مردم را دعوت عمومى به حج کن تا پیاده و سواره بر مرکبهاى لاغر از هر راه دورى به سوى تو بیایند، تا شاهد منافع گوناگون خویش باشند.
از سوی دیگر، اخلاق و معنویت از جایگاه والایی در همه ادیان الهی بهویژه اسلام برخوردار است. پیامبر گرامی اسلام (ص) هدف و انگیزه بعثت خود را کامل کردن مکارم و ارزشهای اخلاقی معرفی میفرمایند (متقی هندی، 1401ق، ج3، ص16). آیات قرآن کریم و روایات معصومین (علیهمالسلام) مملو از مطالب گرانسنگ درباره اخلاق و معنویت است. اصولا جوامع انسانی بر اساس رعایت موازین اخلاقی و معنوی استوار میشوند و قوام مییابند. بر این اساس، تلاش برای رشد و گسترش اخلاق و معنویت، امری ضروری و بلکه حیاتی است و موجبات تکامل جامعه را فراهم میآورد.
توجه به این نکته نیز لازم است که عبادات و اعمال دینی در کنار آثار فردی عبادی که برای افراد در بر دارند، آثار و نتایج اخلاقی و معنوی نیز دارند که میتواند فرد و جامعه اسلامی را به سوی رشد و تکامل سوق دهد. از جمله این عبادات، حج است.
حج، این عبادت بزرگ میتواند نقش مؤثری در تقویت بعد اخلاقی و معنوی زائران ایفا کند. آیات قرآن کریم و روایات رسیده از معصومین: در شناسایی این آثار و نتایج، ما را یاری میکنند. این مطالعه علاوه بر آن که از جنبه علمی حائز اهمیت است و به درک و شناخت بیشتر آموزههای دینی کمک میکند، میتواند انگیزه زائران و نیز دستاندرکاران برگزاری حج را در بهرهمندی هر چه بیشتر افراد و جامعه اسلامی ازآثار و برکات حج تقویت نماید. از اینرو، در این نوشتار به بیان برخی از مهمترین آثار و دستاوردهای اخلاقی - معنوی حج از منظر قرآن کریم و روایات معصومین (ع) خواهیم پرداخت.
تعریف مفاهیم
پیش از ورود به بحث از آثار و دستاوردهای اخلاقی و معنوی حج، به تعریف واژههای به کار رفته در موضوع بحث میپردازیم.
آثار
آثار جمع «اثر» معانی گوناگونی دارد و در اینجا به معنای «تأثیر، فایده و نتیجه» آمده است.(ر.ک. دهخدا، 1377ش ؛ معین، 1388ش ، ذیل واژه) است.
دستاورد
دستاورد، ترکیبی است از دو واژه «دست» و «آورد»، که به معنای «پیامد»، «دستآورده»، «نتیجه»، و «نتیجة عمل» میباشد (https://abadis.ir/fatofa).
- اخلاق
کلمه اخلاق، جمع «خُلُق» و خُلُق شکل درونی انسان است (ابن منظور، 1414ق، ج10، ص86). غرائز، ملکات و صفات روحی و باطنی موجود در انسان، اخلاق نامیده میشود. همچنین به اعمال و رفتاری که از این خُلقیات ناشی میشود، اخلاق یا رفتار اخلاقی گفته میشود (مهدوی کنی، 1376ق، ص14).
ـ معنویت
معنویت ترجمه «spirituality» است که از کلمه لاتین «spiritus» به معنای نفس مشتق شده است. این واژه به تدریج معنای آن تغییر یافت و در مقابل جسمانیت یا مادیت قرار گرفت (ناروئی نصرتی، 1390ق، ص255).
معنویت به معانی متعددی آمده است از جمله رابطه خاص میان انسان و موجودی فراتر از وجود او. ادیان بهویژه در این مسیر نقش مهمی بر عهده دارند. در زندگیهای دینی همواره بر این که انسان میتواند از مادیت و جسمانیت بگذرد و به موجود متعالی برسد، تأکید شده است. تربیت معنوی، هدایت معنوی و رهبر معنوی بر همین اساس در فرهنگ ادیان رواج داشته و اکنون نیز رایج است. در یک معنای خاص و جزئی، معنویت عبارت است از تجربه حالات خاص برخاسته از ارتباط با خدا از طریق عبادت و بندگی و یاد او (همان، ص261).
ـ حج
الف. حج در لغت به معنای قصد کردن است. اما در اصطلاح شرع به معنای قصد بیت الله الحرام و انجام مناسک آن میباشد (ابن منظور، 1414ق، ج2، ص226). به طور خلاصه، منظور از حج در این متن، عمل خاصی است که زائران خانه خدا به دستور خداوند در آن مکان مقدس انجام میدهند.
ـ دستاوردهای اخلاقی - معنوی حج
با توجه به تعریف و توضیحی که برای مفاهیم «اخلاق» و «معنویت» و «حج» ارائه گردید، منظور از دستاوردهای اخلاقی - معنوی حج در این نوشتار، آن فواید و نتایجی از حج است که به اخلاقی فردی و نیز به ارتباط انسان با خدا و بهرهمندی روحی از این ارتباط مربوط میشود. در ادامه به بیان این آثار میپردازیم.
آثار و دستاوردهای اخلاقی - معنوی حج
حج، تأثیر بالایی در زدودن گناهان افراد دارد. حج یک عمل نیک است که مانند دیگر کارهای خوب، همچون آب پاکی عمل میکند که چرک و آلودگی را میشوید و پاکی و پاکیزگی را به ارمغان میآورد. قرآن کریم میفرماید: (إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ)؛ «به یقین نیکىها گناهان را از بین مىبرند» (هود: 114).
پاک بودن از گناه، راه رهایی انسان از آتش دوزخ، حرکت انسان به سوی کمال، آراستگی به صفات نیک، تقرب به خدا و رسیدن به اوج انسانیت است. گناه پای آدمی را در این مسیر میبندد و از حرکت او جلوگیری میکند. ازاینرو، هر عاملی که بتواند این بند را از انسان بگسلد و او را رها سازد از جایگاه ویژهای برخوردار میباشد؛ و حج یکی از مهمترین آنهاست.
روایات بسیاری، تأثیر حج در بخشودگی گناهان را مورد توجه قرار دادهاند. این روایات بر دو دستهاند. برخی، به نقش حج به طور کلی در آمرزش گناهان پرداختهاند. به عنوان مثال، رسول خدا (ص) فرمود:
(أَیُّهَا النَّاسُ عَلَیْکُمْ بِالْحَجِ وَ الْعُمْرَةِ فَتَابِعُوا بَیْنَهُمَا فَإِنَّهُمَا یَغْسِلَانِ الذُّنُوبَ کَمَا یَغْسِلُ الْمَاءُ الدَّرَنَ) (ابن حیون، 1385ق، ص295).
ای مردم، بر شما باد به انجام حج و عمره، پس آنها را پشت سر هم و به طور پیوسته انجام دهید، چرا که این دو گناهان را میشویند آنگونه که آب، چرک را.
همچنین امام صادق (ع) میفرماید:
«مَنْ حَجَّ یُرِیدُ بِهِ الله لَا یُرِیدُ بِهِ رِیَاءً وَ لَا سُمْعَةً غَفَرَ الله لَهُ الْبَتَّةَ» (شیخ صدوق، 1406ق، ص46).
کسی که با اخلاص و به خاطر خدا حج بگذارد و قصد ریا و شهرتطلبی نداشته باشد، خدا حتماً او را میآمرزد.
امام رضا (ع) نیز در فرمایش خود، آمرزیده شدن گناهان را از حکمتهای تشریع حج برمیشمارند و میفرمایند:
«وَ عِلَّةُ الْحَجِ الْوِفَادَةُ إِلَى الله تَعَالَى وَ طَلَبُ الزِّیَادَةِ وَ الْخُرُوجُ مِنْ کُلِّ مَا اقْتَرَفَ وَ لِیَکُونَ تَائِباً مِمَّا مَضَى مُسْتَأْنِفاً لِمَا یَسْتَقْبِلُ»
و علت تشریع حج، ورود به [میهمانسرای] خدای متعال و طلب اضافه و بیرون آمدن از گناهان است و برای آن که از گذشته توبه کند و عمل از سر گیرد (شیخ صدوق، 1378ق، ج2، ص90).
دسته دوم از روایات، آمرزش گناه با انجام یکی از اعمال حج (مانند طواف، سعی و وقوف به عرفات) را نوید میدهند. از باب مثال:
رسول خدا (ص) فرمود: «إِنَّ الْحَاجَّ... إِذَا طَافَ بِالْبَیْتِ خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ»؛ «حجگزار... هنگامی که سعی صفا و مروه را انجام دهد، از گناهانش بیرون میآید» (طوسی، 1407ق، ج5، ص19).
امام باقر (ع) میفرماید:
«مَا مِنْ عَبْدٍ مُؤْمِنٍ طَافَ بِهَذَا الْبَیْتِ أُسْبُوعاً وَ صَلَّى رَکْعَتَیْنِ وَ أَحْسَنَ طَوَافَهُ وَ صَلَاتَهُ إِلَّا غَفَرَ الله لَهُ»
هیچ بنده مؤمنی نیست که هفت بار این خانه (کعبه) را طواف کند و دو رکعت نماز بگذارد و طواف و نمازش را نیکو به جای آورَد مگر آن که خداوند او را میآمرزد (ابن حیون، 1385ق، ج1، ص312).
امام صادق (ع) فرمود:
«مَنْ نَظَرَ إِلَى الْکَعْبَةِ عَارِفاً... غَفَرَ الله لَهُ ذُنُوبَهُ کُلَّهَا وَ کَفَاهُ هَمَّ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ»
کسی که از روی شناخت به کعبه بنگرد... خداوند همه گناهان او را میآمرزد و غمهای دنیا و آخرت او را کفایت میکند (شیخ صدوق، 1413ق، ج2، ص204).
نگاهی به این روایات، عظمت حج را به انسان گوشزد میکند و آدمی را از کوتاهی در انجام این فریضه بزرگ برحذر میدارد.
والاترین هدف خلقت، الهى شدن انسان و قرب به خداوند است. منظور، نزدیک شدن مکانى نیست، که خدا مکان ندارد. منظور آن است که انسان با پیمودن طریق طاعت پروردگار واقعاً مراتب و درجات قرب پروردگار را طی میکند (مطهری، 1391ش، ج3، ص292).
هدف اصلى حج تقرب به خداست (رهبر، 1383ش، ص23). تقرّب به خدا و انقطاع از دنیا، در تار و پود حج تعبیه شده است (رهبر، 1377ش، ص210). تقرب به خدا در اندیشه و عمل، یکی از عناصر اصلی حج است که در ذات و جوهر آن قرار دارد (بابایی و جوانفکر، 1387ش، ص36).
قرآن کریم میفرماید: (وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ للهِ) (بقره: 196) حج و عمره را برای خدا به اتمام برسانید. در این آیه، کلمه «للهِ» دلالت دارد بر این که حج و عمره باید برای تقرب به خداوند انجام گیرد. فاضل مقداد (1419ق، ج1، ص275) معتقد است کلمه «للَّهِ» در این آیه به صراحت دلالت دارد بر این که انجام حجّ و عمره باید خالصاً مخلصاً لِوَجْه الله باشد؛ هدف باید امتثالِ امرِ خدا باشد و به قصدِ تقرّبِ به خدا؛ چرا که، حج و عمره از عبادات مىباشد و عبادات باید به قصد تقرّب به خدا انجام گیرند (علوی مقدم، 1384ش، ص75). همچنین ابوالبَقاء عُکْبَرى، در کتاب «اِملاءُ ما مَنَّ بِهِ الرحمنُ» بر آن است که کلمه «للهِ» در آیه مزبور، مفعولٌله است و متعلّق به فعل «أتِمّوُا» (عکبری، 1399ق، ج1، ص85). بدین ترتیب، قرآن گفته است: «انجام حج باید مُخلصاً لِوَجهِ الله باشد». صاحب تفسیر مجمع البیان نیز ذیل این آیه مینویسد: «منظور از کلمه «للهِ» در این آیه، آن است که از انجام حج و عمره قصد نزدیک شدن به خدا داشته باشید» (طبرسی، 1372ش، ج2، ص518)
علاوه بر آیه مزبور، در برخی از روایات نیز هدف از انجام حج، نزدیک شدن به خدا معرفی شده است. امام رضا (ع) در این باره میفرماید:
«وَ عِلَّةُ الْحَجِ الْوِفَادَةُ إِلَى الله تَعَالَى... وَ مَا فِیهِ مِنْ... وَ التَّقَرُّبِ بِالْعِبَادَةِ إِلَى الله عَزَّ وَ جَلَّ» (شیخ صدوق، 1378ق، ج2، ص90).
و علت [تشریع] حج، ورود به [آستان قدس] خداوند متعال است... و نیز آنچه در حج است از... و نزدیک شدن به خدای عزّوجلّ با عبادت و پرستش.
بدین ترتیب، یکی از دستاوردهای اخلاقی - معنوی مهم حج که نقش بالایی در سرنوشت افراد ایفا میکند، تقرب به خدا و احساس نزدیکی به اوست.
3. خضوع و خشوع در برابر خداوند
کرنش و خضوع در مقابل خداوند از نشانههای ایمان و تقوا و از توصیههای خداوند به مؤمنان است. چنان که قرآن کریم میفرماید: (قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذینَ هُمْ فی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ) (مؤمنون: 1-2)؛ «بیگمان مؤمنان رستگارند، همآنان که در نمازشان خشوع دارند».
این مطلب درباره حج نیز مطرح شده و به عنوان یکی از علتهای تشریع حج معرفی شده است. امام رضا (ع) در حدیثی میفرماید:
«وَ عِلَّةُ الْحَجِّ الْوِفَادَةُ إِلَى الله تَعَالَى... وَ مَا فِیهِ مِنِ... وَ الْخُضُوعِ وَ الِاسْتِکَانَةِ وَ الذُّلِّ»؛ (شیخ صدوق، 1378ق، ج2، ص90).
و علت تشریع حج، ورود به آستان الهی... و نیز منافعی که در آن است از... و خضوع و کرنش و ذلت [در پیشگاه خدا].
بدین ترتیب، یکی از آثار مهم حج، برخوردار شدن از فروتنی جان و تن در مقابل معبود است. مطابق حدیثی، امام صادق (ع)، حاجیان را به خضوع و خضوع به هنگام پوشیدن لباس احرام توصیه کرده، میفرماید: «ثُمَّ اغْسِلْ بِمَاءِ التَّوْبَةِ الْخَالِصَةِ ذُنُوبَک وَ الْبَسْ کِسْوَةَ الصِّدْقِ وَ الصَّفَاءِ وَ الْخُضُوعِ وَ الْخُشُوعِ» (جعفر بن محمد (ع)، 1400ق، ص48)، «سپس، با آب توبه خالص، گناهانت را بشوى و احرام صدق و صفا و خضوع و خشوع بربند».
همچنین امام رضا (ع) در بیان حکمت احرام میفرماید:
«فَإِنْ قِیلَ فَلِمَ أُمِرُوا بِالْإِحْرَامِ قِیلَ لِأَنْ یَخْشَعُوا قَبْلَ دُخُولِهِمْ حَرَمَ الله وَ أَمْنَهُ... مَعَ مَا فِیهِ مِنَ التَّعْظِیمِ للهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لِبَیْتِهِ وَ التَّذَلُّلِ لِأَنْفُسِهِمْ عِنْدَ قَصْدِهِمْ إِلَى الله تَعَالَى وَ وِفَادَتِهِمْ إِلَیْهِ رَاجِینَ ثَوَابَهُ رَاهِبِینَ مِنْ عِقَابِهِ مَاضِینَ نَحْوَهُ مُقْبِلِینَ إِلَیْهِ بِالذُّلِ وَ الِاسْتِکَانَةِ وَ الْخُضُوعِ» (شیخ صدوق، 1385ق، ج1، ص274).
اگر گفته شود که چرا مردم، مأمور شدهاند که احرام ببندند، در پاسخ گفته میشود: [مردم، مأمور شدهاند که احرام ببندند] تا پیش از ورود به حرمِ امن خداوند، خشوع پیدا کنند... همچنین در احرام، بزرگداشت خداى عزّوجلّ و خانه او و فروتنى براى حاجیان است، آنگاه که مىخواهند به سوى خدا بروند و بر او وارد شوند، درحالىکه به پاداش او امیدوار، از کیفرش بیمناک و به سوى او رواناند و با فروتنى و تواضع و خضوع، روى به سوى او مىکنند.
خضوع و خشوع انسان در مقابل خداوند، حکایت از محبت فرد نسبت به خدا و ارتباط قلبی وی با او، احساس فقر و نداری در مقابل خدا و نیز نشاندهنده احساس حضور در محضر پروردگار است. در حدیثی از امام صادق (ع) آمده است که: خداوند در مناجاتهای حضرت موسی (ع) با او، به او فرمود: «یَا ابْنَ عِمْرَانَ هَبْ لِی مِنْ قَلْبِکَ الْخُشُوعَ وَ مِنْ بَدَنِکَ الْخُضُوعَ» (شیخ صدوق، 1376ق، ص357)؛ «ای پسر عمران، از قلبت، خشوع را، و از بدنت خضوع را به من هدیه بده».
به هر حال، از آثار و ثمرات حج میتوان به برخوردار شدن حجگزاران از احساس کرنش و خضوع در برابر خداوند اشاره کرد که اسباب بندگی بیشتر و توجه افزونتر به خدای متعال را فراهم میآورد.
4. افزایش محبت خداوند در قلب آدمی
یکی از احساسهای موجود در انسانها محبت است. همه انسانها در وجود خود احساس محبت به فرد یا چیزی را تجربه کردهاند. خداوند محبت نسبت به خود را در وجود انسانها قرار داده است. امام سجاد (ع) در دعای اول صحیفه میفرماید:
«اِبْتَدَعَ بِقُدْرَتِهِ الْخَلْقَ ابْتِدَاعاً، وَ اخْتَرَعَهُمْ عَلَى مَشِیَّتِهِ اخْتِرَاعاً، ثُمَّ سَلَکَ بِهِمْ طَرِیقَ إِرَادَتِهِ، وَ بَعَثَهُمْ فِی سَبِیلِ مَحَبَّتِه» (صحیفه سجادیه، 1376ش، ص29، دعای اول).
خداوند، جهان آفرینش را با قدرت و مشیت بالغه خود بی آن که نمونه و الگویی در آن باشد آفرید. سپس، با اراده خود به راه راست راهی ساخت و آنها را در مسیر محبت خود برانگیخت.
حضور در فضاى معنوى خانه خدا، محبت خداوند را در دلها تقویت و عشق به پروردگار را در قلوب عاشقان بیشتر مىکند. فضاى زیباى حج و مناسک پررمز و راز آن، محبت زائران به پروردگار را افزایش مىدهد. رهبر معظم انقلاب در این باره مىفرماید:
در این موسم، محبتها به خداى متعال افزایش پیدا مىکند... دلى که گنجینه محبت الهى باشد، خیلى با ارزش و ذىقیمت است. دلى که جاى محبت خداست، به گناه کمتر میل مىکند یا میل نمىکند [و] به کار خیر متمایل مىشود... از زیباترین اوقات و حالات حج براى زائران، حضور در میقات و تکرار ذکر «لبیک اللّهم لبیک» است؛ ذکرى که زائر در پاسخ دعوت پروردگار و اجابت دعوت حق تکرار مىکند و نشانه آن است که محبت پروردگار، او را به وعدهگاه کشانده است (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار کارگزاران حج، 11/ 7/ 1390ش).
وقتى درخت محبت خدا در اعماق دل انسان ریشه دوانید و استوار و تنومند شد، انسان با شنیدن نام خدا، سرشار از لذت مىشود و به وجد مىآید. مىخواهد بیشتر درباره محبوب بشنود و ارتباطش را با او پایدارتر کند. براى حاجى و زائر بیت الله، «میقات»، قرارگاهى براى گفتوگو با خداوند و اعلان محبت به پروردگار است. قرآن درباره گفتوگوى موسى (ع) با خداوند در میقات مىفرماید: (وَ لَمَّا جاءَ مُوسى لِمِیقاتِنا وَ کَلَّمَهُ رَبُّهُ) «هنگامی که موسی به میقات ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت» (اعراف: 143). قاصد حرم خدا نیز مانند موسى براى گفتوگو به میقات دعوت مىشود و خداوند، شهد شیرین «لبیک» را به کام میهمان خانهاش مىچشاند (حسینی، 1393، ص85-86). سایر اعمال و مناسک حج هر یک به گونهای ارتباط عاطفی زائر با خدا را تقویت میکنند و محبت خداوند را در دل او افزایش میدهند. زائر آگاه و بامعرفت که به هنگام انجام مناسک حج به یاد خداست و او را حاضر و ناظر میبیند، محبت او را در درون خود احساس میکند و با انجام اعمال، میخواهد به خدای خود بگوید که او را دوست دارد و خشنودی او مهمترین انگیزه او در این کار است. زائر هر قدر در انجام مناسک حج به پیش میرود، هم محبت خود نسبت به خدا و هم محبت خدا نسبت به خود را بیشتر احساس میکند.
5. افزایش میل به عبادت و کارهای نیک
همه ما میدانیم که آدمی به این دنیا وارد شده تا در سایه عبادت و بندگی، تزکیه نفس و انجام کارهای نیک، به قرب الهی نایل گردد. آیات فراوانی از قرآن کریم و نیز روایات بسیاری از معصومین: بر این امر تأکید میکنند؛ از جمله، خداوند در قرآن کریم میفرماید: (وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ) (ذاریات: 56)؛ «و جنّ و انس را نیافریدم جز براى آنکه مرا بپرستند».
همچنین میفرماید:
(قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکَّى * وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى) (اعلی: 14-15)
به یقین کسى که پاکى جست (و خود را تزکیه کرد)، رستگار شد، و (آن که) نام پروردگارش را یاد کرد سپس نماز خواند.
امام علی (ع) نیز در توصیه به کار نیک میفرماید: «افْعَلُوا الْخَیْرَ مَا اسْتَطَعْتُمْ، فَخَیْرٌ مِنْ الْخَیْرِ فَاعِلُهُ» (آقاجمال خوانساری، 1366ش، ج2، ص254)؛ «تا میتوانید کار نیک انجام دهید چرا که بهتر از کار خیر، کننده آن است».
حج و حضور در سرزمین وحی، از موقعیتهایی است که انسان را به سوی عبادت و بندگی و انجام کارهای خیر میکشاند. حج، خود عبادتی بزرگ است و سراسر آن از ابتدا تا انتهای آن با پرستش خداوند قرین میباشد.
امام علی (ع) می فرماید:
«وَ فَرَضَ عَلَیْکُمْ حَجَّ بَیْتِهِ الْحَرَامِ... وَ اخْتَارَ مِنْ خَلْقِهِ سُمَّاعاً أَجَابُوا إِلَیْهِ دَعْوَتَهُ... وَ تَشَبَّهُوا بِمَلَائِکَتِهِ الْمُطِیفِینَ بِعَرْشِهِ؛ یُحْرِزُونَ الْأَرْبَاحَ فِی مَتْجَرِ عِبَادَتِهِ...» (نهج البلاغه، ص45، خطبه 1).
و خداوند حج خانه خویش را بر شما واجب کرده است... و از بندگان خویش، شنوایانی را برگزید که دعوت او را اجابت کردند... و [با طواف خویش]، شبیه فرشتگانی شدهاند که بر گردِ عرش خدا طواف میکنند؛ در تجارتخانه پرستش خدا سود فراوان به دست میآورند...
امام صادق (ع) نیز میفرماید: «هَذَا بَیْتٌ اسْتَعْبَدَ الله بِهِ خَلْقَهُ» (کلینی، 1407ق، ج4، ص198)؛ «این (کعبه)، خانهای است که خداوند به وسیله آن، از بندگانش طلب کرده که بنده او باشند».
علاوه بر این، زائر بیت الله الحرام، در زمان حضور در سرزمین وحی، از اشتغالات زندگی جدا میشود و با فراغ بال این فرصت را مییابد نمازهای خود را اول وقت و به جماعت در بهترین مکانهای دنیا به جا میآورده است. او همچنین در آن مدت، به انجام برخی از عبادات مستحب مانند نمازهای قضا و مستحب (کلینی، 1407ق، ج4، ص526، ح 4)، ذکر و یاد پیوسته خدا (کلینی، 1407ق، ج4، ص338، ح 3)، تلاوت قرآن (شیخ صدوق، 1413ق، ج2، ص227) و زیارت ائمه اطهار اهتمام ورزیده است. توجه زائر به عبادات واجب و مستحب در طول انجام مناسک حج، اهتمام به آن را در همه زندگی به او آموزش میدهد. حج، هم از نظر زمانی که «ایّام معلومات» (حج: 28) است و هم از نظر مکانی، در بهترین مکان انجام میگیرد، استثنائیترین فرصت را برای عبادت پروردگار فراهم می کند. همه اینها، تمایل زائر خانه خدا را به عبادت و مناجات با خداوند افزایش میدهد. ازاینرو، میتوان اهتمام بیشتر زائر به انجام واجبات و مستحبات را از آثار و دستاوردهای حج برشمرد.
6. آراستگی به اخلاق حسنه
از دستاوردهای اخلاقی - معنوی مهم حج برای زائران خانه خدا، آراسته شدن آنان به زیور اخلاق حسنه است. فضای معنوی و ملکوتی حج، و حس و حالی که به زائران میدهد در اخلاق آنان نیز تأثیرگذار است. این فضای معنوی آنان را از رذایل اخلاقی دور میکند و به فضائل اخلاقی نزدیک میسازد. امام علی(ع) این مطلب را به زیبایی توصیف میفرماید:
«...وَ لَکِنَّ الله یَخْتَبِرُ عِبَادَهُ بِأَنْوَاعِ الشَّدَائِدِ وَ یَتَعَبَّدُهُمْ بِأَنْوَاعِ الْمَجَاهِدِ وَ یَبْتَلِیهِمْ بِضُرُوبِ الْمَکَارِهِ إِخْرَاجاً لِلتَّکَبُّرِ مِنْ قُلُوبِهِمْ وَ إِسْکَاناً لِلتَّذَلُّلِ فِی نُفُوسِهِمْ...»
ولی خداوند بندگان خود را با شدائد گوناگون میآزماید و آنان را با مشکلات رنگارنگ به بندگی میکشد و با ناگواریهای مختلف امتحان میکند، تا تکبر را از دلهایشان بیرون بَرد و فروتنی را در جانهایشان قرار دهد (نهج البلاغه، ص294، خطبه 192).
به طور کلی، در دین اسلام اخلاق از اهمیت بالایی برخوردار است. قرآن کریم به مفاهیم اخلاقی همچون خیر و شر، عدل و ظلم، صبر و احسان، توجه فراوان داشته (غرویان، 1379ش، ص20)، و هدف مهم رسالت پیامبر اکرم (ص) را تزکیه و اصلاح اخلاق انسانها بیان کرده است (بقره: 151؛ آل عمران: 164؛ جمعه: 2). پیامبر اکرم (ص) خود نیز هدف از نبوتش را تکمیل فضایل اخلاقی معرفی کرده است (مجلسی، 1403ق، ج69، ص375؛ نوری، 1408ق، ج11، ص187). اصولاً، اداره زندگی فردی و اجتماعی انسان که از اهداف دین است، تنها در پرتو مجموعه خاصی از دستورهای اخلاقی، تأمین میشود. به همین دلیل میتوان گفت: دین، بدون اخلاق، نمیتواند به اهداف خود برسد و سعادت دنیا و آخرت انسان را تأمین کند (مصباح یزدی، 1394ش، ص223).
از حسن خُلق به: نصف دین (شیخ صدوق، 1362ش، ج1، ص30)، بهترین همنشین و عنوان صحیفه مؤمن (ابن شعبه، 1404ق، ص200)، بالاتر از هر نیکی (آقاجمال خوانساری، 1366ش، ج3، ص393)، و گواراترین زندگی (کلینی، 1407ق، ج8، ص244) تعبیر شده است. صفات اخلاقی مانند صبر، تواضع، حسن ظن، شجاعت، سخاوت، عفت و ایثار در منابع اسلامی بسیار مورد توصیه قرار گرفتهاند (به عنوان مثال، ر.ک: نراقی، 1377ش، ج1-3). تأثیر حج در اخلاق زائران، از سویی نیز نشاندهنده اهمیت و جایگاه حج و نقشی است که در سعادت افراد ایفا میکند.
با توجه به نقش حج در اخلاق زائران، امام رضا (ع) نیز در توصیف حکمت تشریع حج، برخی از مصادیق اخلاق حسنه را که در زائران خانه خدا ایجاد یا تقویت میشوند، بیان میفرماید:
«أَنَّ عِلَّةَ الْحَجِّ الْوِفَادَةُ إِلَى الله تَعَالَى... وَ مَا فِیهِ مِنِ اسْتِخْرَاجِ الْأَمْوَالِ... وَ مِنْهُ تَرْکُ قَسَاوَةِ الْقَلْبِ وَ خَسَاسَةِ الْأَنْفُسِ...».
همانا علت تشریع حج، ورود به آستان الهی... و منافعی که در آن است از خارج کردن اموال... و نیز ترک سنگدلی و بخل... (شیخ صدوق، 1385ق، ج2، ص404).
در برخی روایات، به نقش بعضی از اعمال حج در این زمینه پرداخته شده است. برای مثال،
علاوه بر اینها، در حج، آدمی با افراد دیگر همسفر و همنشین میشود و تلاش دارد برای آسیب نرساندن به فضیلت عمل حج خود و کسب رضایت الهی، اخلاق اسلامی را در برخوردهای خود رعایت کند. ازاینرو، به فضایل اخلاقی متعددی همچون صبر، مدارا، گذشت، رعایت ادب و احترام، ایثار و امثال آن آراسته میشود و از رذایل اخلاقی همچون سخنچینی، غیبت، دروغ، و بدزبانی دور اجتناب میورزد. در برخی روایات نیز به رعایت اخلاق خوش در سفر حج توصیه اکید شده است. برای مثال، امام باقر (ع) فرمود:
«ما یُعبَأُ مَن یَسلُکُ هذَا الطَّریقَ إذا لَم یَکُن فیهِ ثَلاثُ خِصالٍ: وَرَعٌ یَحجِزُهُ عَن مَعاصِی اللّهِ، و حِلمٌ یَملِکُ بِهِ غَضَبَهُ، و حُسنُ الصُّحبَةِ لِمَن صَحِبَهُ»؛ (کلینی، 1407ق، ج4، ص286، ح 2)
چه بهره مىبرد کسى که این راه را مىپیماید، اگر این سه خصلت در او نباشد: پرهیزگارىاى که او را از نافرمانىهاى خدا بازدارد؛ بردبارىاى که به وسیله آن، بر خشم خود، مالک شود؛ و همراهىِ خوب با مصاحبان خود.
بدین ترتیب، از آثار اخلاقی - معنوی میتوان آراستگی به فضایل اخلاقی و دور شدن از رذایل اخلاقی را نام برد.
7. افزایش مقاومت در برابر هواهای نفسانی
انسان، به صورت طبیعى، از رفتارهایى که اطاعت نامیده مىشود، گریزان است و به سمت رفتارهایى که معصیت خوانده مىشود، گرایش دارد. ازاینرو، بهشت با سختىها در هم تنیده است و دوزخ با خوشىها؛ و دقیقاً به همین جهت است که باید هواى نفس را کنترل نمود (پسندیده، 1392ش، ص461). خداوند در قرآن میفرماید.
(...وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبیلِ الله، إِنَّ الَّذینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبیلِ الله لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِساب) (ص: 26)
و از هواى نفس پیروى مکن که تو را از راه خدا منحرف سازد؛ همانا کسانى که از راه خدا گمراه شوند، عذاب شدیدى به خاطر فراموش کردن روز حساب دارند.
امام على (ع) نیز در این باره مىفرماید:
«إِنَّ رَسُولَ اللهِ (ص) کانَ یقُولُ «... رَحِمَ اللهُ امْرَأً نَزَعَ عَنْ شَهْوَتِهِ وَ قَمَعَ هَوَى نَفْسِهِ فَإِنَّ هَذِهِ النَّفْسَ أَبْعَدُ شَىءٍ مَنْزِعاً وَ إِنَّهَا لَا تَزَالُ تَنْزِعُ إِلَى مَعْصِیةٍ فِى هَوى» (نهج البلاغه، ص251، خطبه 176).
همانا رسول خدا (ص) هماره مىفرمود: «... خدا رحمت کند کسى را که از شهوتش جدا شود و ریشه هوسش را درآورد. به درستى که این نفس خیلى دور [از شهوتش] جدا مىشود و هماره به معصیت از روی هوای نفس گرایش دارد.
آنچه میتواند انسان را در غلبه بر هوای نفس یاری کند، یاد خدا و عبادت و بندگی است؛ و حج در این میان، از نقش و تأثیر بالایی برخوردار میباشد. امام رضا (ع)، یکی از دلایل تشریع حج را توانا ساختن افراد در کنترل بر هوای نفس معرفی کرده میفرماید:
«وَ عِلَّةُ الْحَجِّ الْوِفَادَةُ إِلَى الله تَعَالَى... وَ حَظْرِهَا عَنِ الشَّهَوَاتِ وَ اللَّذَّات... وَ حَظْرُ النَّفْسِ عَنِ الْفَسَاد» (شیخ صدوق، 1378ق، ج2، ص90).
و علت [تشریع] حج، ورود به آستان الهی... و منع آنان از شهوات و لذات... و ممانعت نفس از فساد.
حج به گونهای با یاد خدا و حضور در محضر معبود آمیخته شده که زائر بیت الله الحرام هیچ میل و گرایشی غیر از دیدار با محبوب واقعی نداشته باشد. احرام که با کندن لباس عادی و پوشانیدن بدن با تکه پارچه ندوخته و گفتن «لبیک» ـ که اعلام حضور در محضر پروردگار است ـ همراه میباشد، به زائر میگوید هر میل و خواست دنیایی که داری کنار بگذار و در حریم الهی داخل شو. طواف خانه خدا نشاندهنده واله و حیران بودن زائر در راه معبود است، و در این حالت، میل و خواستهای جز میل رسیدن به او، در طوافکننده نمود ندارد. این مطلب درباره سایر مناسک حج نیز صدق میکند. در فرمایش منسوب به امام صادق (ع) آمده است:
«وَ هَرْوِلْ هَرْوَلَةً مِن هَواک... وَ اذْبحْ حَنْجَرَةَ الْهَوَى وَ الطَّمَعِ عِنْدَ الذَّبِیحَةِ وَ ارْمِ الشَّهَوَاتِ وَ الخَسَاسَةَ وَ الدَّنَاءَةَ وَ الْأَفْعَالَ الذَّمِیمَةَ عِنْدَ رَمْیِ الْجَمَرَاتِ» (جعفر بن محمد (ع)، 1400ق، ص49).
با هرولهات از هوای نفس خود بگریز... و گلوی هوای نفس و طمع را به هنگام قربانی کردن ذبح کن؛ و شهوتها، فرومایگی و پستی و کارهای ناپسند را به هنگام رمی جمرات به دور افکن.
بنابراین، یکی از آثار و دستاوردهای اخلاقی ـ معنوی مهم حج، توانایی انسان برای مقاومت در برابر هوای نفس و نرفتن به سوی گناه و نافرمانی خداوند است.
8. توجه بیشتر به مرگ و سرای آخرت
خداوند از بندگان خود میخواهد که توجه اصلی خود را به آخرت معطوف دارند و در این دنیا برای آسایش اخروی خود تلاش کنند. آیات قرآن کریم و روایات معصومین: نیز افراد را به این مطلب سوق میدهند. در قرآن کریم میخوانیم: {یا قَوْمِ إِنَّما هذِهِ الْحَیاةُ الدُّنْیا مَتاعٌ وَ إِنَّ الْآخِرَةَ هِیَ دارُ الْقَرارِ} (غافر: 39)؛ «اى قوم من، این زندگى دنیا تنها کالایى [ناچیز] است، و در حقیقت، آن آخرت است که سراى پایدار است». حج از اعمالی است که انسان را بسیار به یاد مرگ و حسابرسی روز قیامت میاندازد و مانع از فراموشی آن میشود. لباس احرام با ویژگیهای خاص خود، مانند ندوخته و سفید بودن و حضور حجگزاران در کنار یکدیگر در مواقف با همان حال، صحرای محشر و حضور در صحنه قیامت برای حسابرسی اعمال را به یاد میآورد.
همچنین صحرای عرفات، که همه حجگزاران در آن اجتماع میکنند، یادآور قیامت است. در قرآن آیهاى وجود دارد که بر روز عرفه منطبق شده است: {وَ الْیَوْمِ الْمَوْعُودِ * وَ شاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ} (بروج: 2 و3)؛ «و قسم به روز موعود و قسم به شهادت دهنده و آنچه بدان شهادت دهند».
در برخی روایات معصومین: شاهد را روز جمعه، مشهود را روز عرفه و روز موعود را قیامت معرفی کردهاند (شیخ صدوق، 1403ق، ص299). همچنین در آیه: {ذلِکَ یَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ وَ ذلِکَ یَوْمٌ مَشْهُودٌ} (هود: 103)؛ «در آن روز که مردم گرد آورده شوند و آن روز که مردم را در آن حاضر گردند» مطابق برخی روایات، مراد از «مشهود» همان روز عرفه است (شیخ صدوق، 1403ق، ص299).
بر این اساس مىتوان گفت تعبیر «مشهود» در این دو آیه بر روز عرفه تطبیق شده است؛ ازاینرو خداوند در قرآن به عظمت این روز قسم یاد کرده و آن را روزى دانسته است که تمامى انسانها در آن حاضر شده اجتماع یابند. همچنین براساس آیه دوم مىتوان گفت مناسبتى میان عرفات و عرصات قیامت وجود دارد (فعالی، 1387ش، ص454).
در بیابان عرفات در کمتر از یک روز میلیونها حجگزار، گویا مبعوث میشوند. مشابهتها و تناسبهای فراوانی میان صحرای محشر و صحرای عرفات وجود دارد؛ ازاینرو، یادآور عرصات؛ و وقوف در اینجا، یادآور وقوف در آنجاست. پس باید آماده شد و خود را برای رفتن مهیا کرد (فعالی، همان، ص466). بنابراین، از آثار اخلاقی - معنوی بسیار مهم حج، توجه دادن زائران به مرگ و آخرت و لزوم آمادگی برای آن میباشد.
نتیجه گیری
آنچه از این نوشتار میتوان به دست میآید نقش بیبدیلی است که حج در ارتقای اخلاقی و معنوی انسانها ایفا میکند. بدین ترتیب، میتوان به دلیل تأکیدات فراوان در قرآن کریم و روایات معصومین(علیهمالسلام) بر انجام حج، اجتناب از کوتاهی در انجام حج، توصیه به تکرار حج و امثال آن پی برد. مطلب دیگر آن که: آثار و فوایدی که برای حج برشمردیم لزوماً بر انجام حج مترتب نمیشود. قدم اول در دستیابی به این آثار و نتایج، خواست و اراده زائر است تا او نخواهد و تصمیم قاطع به بهرهمندی هر چه بیشتر از حج نداشته باشد نخواهد توانست بهره تام و تمام از عمل خود ببرد. زائر بیتالله الحرام باید قبل از آغاز مناسک حج، از لحاظ روحی و معنوی خود را آماده بهرهبرداری از عمل کرده باشد. او باید پیش از اقدام به عمل حج، ارتباط خود را با خدا تقویت کند، مراقب اخلاق خود در برخورد با دیگران باشد، درآمد خود را از راه حلال قرار دهد و با مال حلال اقدام به حج کند و... . در غیر این صورت، او از عمل خود بهره وافی نخواهد برد و گاه جز خستگی راه و دوری از همسر و فرزندان، عائدی برای او نخواهد داشت.