نوع مقاله : فقه حج
مقدمه
یکی از واجبات حج تمتّع، هَدی یا همان قربانی در سرزمین منا است. حاجیان براساس آیة: (... إِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ ...) (بقره: 196)، بعد از رَمی جَمرة عقبه، باید یکی از انعام سهگانه؛ یعنی شتر، گاو و گوسفند را در روز عید اضحی، در سرزمین منا به قصد قربت قربانی کنند. این مسئله قطعی بوده و کلامی در آن نیست، ولی اگر امکان قربانی کردن برای آنان نباشد، تکلیفشان به روزه گرفتن تبدیل میشود که سه روز در مکه و هفت روز در وطن باید روزه بگیرند و این کفاره قربانی نکردن آنان در منا است.
پیش از بررسی این مسئله دو نکته لازم به یادآوری است:
1. برخی از مسائل فرعیِ فقه به دلیل ارتباط موضوعی با مسائل دیگر در دو یا بیش از دو باب از کتب فقهی علما مورد بحث میشوند؛ مانند ابواب کفاره، روزه، اعتکاف، حج، نذر، قسَم، بیتابی در مصائب و امثال آنها و در هرجا حکم فرعی مخصوص به خود را دارد. در بارة کفارات حج، گرچه غالب فقهای عظام آنها را در کتاب حج بررسی کردهاند و در ذیل مباحث کفارات نیاوردهاند، ولی از نظر عملی و کاربردی برای ارتقای علمی و تجمیع داناییهای مبلغان و مکلفان، بسیار شایسته بود در باب مستقل کفارات، به کفارات حج نیز پرداخته میشد.
2. آنهایی که مباحث کفارات حج را در منابع فقهی خود بررسی کردهاند. بیشترشان بحث تبدیل تکلیف حاجیان از قربانی به روزه گرفتن در منا را به دلیل میسور نبودن قربانی، در ذیل مباحث کفارات حج نیاوردهاند. در حالیکه لازم است در مباحث کفارات حج، به کفاره قربانی نکردن در منا نیز میپرداختند؛ زیرا قربانی نکردن در حج تمتع، تَرک فعلی است که تکلیفِ دیگری برای حاجیان در پی دارد؛ یعنی باید ده روز روزه بگیرند؛ سه روز در مکه و هفت روز در وطن. این همان جریمة ترک فعل یا کفاره است که شایسته است در ذیل مباحث کفارات در منابع فقهی بررسی شود. البته برخی از فقها؛ مانند شیخ مفید، ذیل باب الکفارات آن را گنجاندهاند: «و المتمتع بالعمرة إلی الحج علیه لإحلاله بین الإحرامین دم یهریقه مما تیسّر له فإن لم یجد دماً لفقره صام ثلاثة أیام فی الحج...» (مفید، 1413ق، ص571)
ما نیز بحث تکلیف قربانی نکردن حاجیان در حج تمتع را ذیل مباحث کفارات آوردهایم و به یاری خدا آن را از جهت فقهی بررسی میکنیم.
در شماره 125 این مجله (میقات حج)، مباحث کلی کفارات تحت عنوان «مفهوم شناسی کفاره از منظر اسلام» را به عنوان مقدمه و پیشدرآمدی برای پژوهش مباحث کفارات در حج و عمره بررسی کردیم و در این شماره، یکی از مصادیق مهم آن را ـ که برای برخی از حاجیان محتمل الوقوع، بلکه محقق الوقوع است ـ به روش کتابخانهای و با شیوة استدلالی پژوهش میکنیم که عبارت است از کفارة قربانی نکردن در حج تمتع.
صورتهای میسور نبودن قربانی برای حاجیان در حج
با توجه به آیة یاد شده (بقره : 196) اگر قربانی کردن برای حاجیان ممکن و میسور نباشد، وظیفة آنان تبدیل به روزه گرفتن میشود، ولی میسور نبودن قربانی برای آنان چند صورت دارد که عبارتند از:
1) حجگزار نه مالی برای خرید حیوان دارد و نه حیوانی برای قربانی کردن پیدا میکند؛
2) مالی برای خرید حیوان دارد، ولی حیوان پیدا نمیشود؛
3) حیوان پیدا میشود یا امکان فراهم کردنش هست، ولی مالی برای خرید حیوان ندارد، یا مالی دارد که اگر آن را هزینة خرید حیوان کند، برای ادامة سفر حج یا بازگشت به وطن، مشکل پیدا میکند. به همین دلیل نمیتواند حیوانی در سفر حج خریداری کند.
از بین سه صورت گفته شده، صورتهای اول و سوم تقریباً بین فقها اتفاقی است و اختلاف چندانی میان آنان دیده نمیشود، ولی صورت دوم اتفاقی نیست و اختلاف اقوال آنان مشهود است. بنابراین، صورتهای اول و سوم در حدّ آشنایی خوانندگان و صورت دوم به طور تفصیل بررسی میشود:
صورت اول: نه مالی برای خرید حیوان داشته باشد و نه حیوانی برای قربانی یافت شود.
بیترید وظیفة حجگزار در این حالت، روزه گرفتن است. او باید سه روز در مکه و هفت روز در وطن روزه بگیرد.
این، قولِ قاطبة فقها است و در آن اتفاقِ نظر دارند؛ برای نمونه شیخ طوسی گفته است: روزه گرفتن به جای قربانی جایز نیست، مگر بعد نبود قربانی و بعد نداشتن قیمت آن. پس با فقدان آن دو، روزه گرفتن به جای قربانی جایز است.[1] (طوسی، 1407ق، ج2، ص274).
علامه حلی نیز میگوید: «پس اگر قادر بر قربانی نباشد و قیمت آن را نیز نداشته باشد، روزه گرفتن واجب میشود»[2] (علامه حلی، 1415ق، ج4، ص280) وی، همچنین این قول را به برخی از فقها، از جمله سید مرتضی نسبت داد و فرموده است: «و نیز سید مرتضی، انتقال قربانی به روزه گرفتن را مشروط کرده به نبود قربانی و نداشتن قیمت آن.[3] (همانجا).
امام خمینی نیز مینویسد: اگر حاجی قادر بر قربانی نباشد؛ یعنی نه خود قربانی برایش فراهم شود و نه قیمت آن، بر او واجب میشود بدل قربانی سه روز روزه در حج و هفت روز پس از بازگشت از حج بگیرد[4] (امام خمینی، 1366ق، ج1، ص384).
دلیل این قول، آیة (إِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلَاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَةٌ کَامِلَةٌ ...) (بقره : 196)؛ پس از آنکه ترس و منع بر طرف شود، هرکس از عمرة تمتّع به حج باز آید هر چه میسّر و مقدور است قربانی کند و هر کس به قربانی تمکّن نیافت، سه روز در ایام حج روزه بدارد و هفت روز هنگام مراجعت، که ده روز تمام شود.
وجه دلالت آن، جملة «فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ» و هم جملة «فَمَنْ لَمْ یَجِدْ» است؛ زیرا صورت متقن میسور نبودن هَدی و همچنین یافت نشدن آن، عبارت است از جایی که حجگزار، نه مالی برای خرید حیوان داشته باشد و نه حیوانی برای ذبح کردن یافت شود.
این صورت، چون اجماعی است، نیازی به نقل اقوال فقها و بررسی ادلة دیگر آنان نیست.
صورت دوم: مالی برای خرید حیوان داشته باشد، ولی حیوان یافت نشود.
برای این صورت، اقوالی از فقهای عظام نقل شده است که سه قول برجستگی بیشتری دارد. هر سه قول، علاوه بر استناد به آیة یاد شده، برگرفته از برخی روایات است:
قول اول: ثمن را نزد کسی ودیعه گذارد تا در مدت باقیمانده ماه ذیحجة همان سال، به نیابت از وی حیوانی را خریداری و در منا قربانی کند و اگر ذیحجة آن سال ممکن نشد، در ماه ذیحجة سال دیگر باید این کار را انجام دهد.
این قولِ بسیاری از متقدمان و متأخران شیعه است؛ مانند: ابن بابویه و فرزندش شیخ صدوق، شیخ مفید، شیخ طوسی، سید مرتضی، ابوالصلاح حلبی، ابن حمزه (سبزواری، ذخیرة المعاد، ج2، ص671)، محقق حلی در غیر شرائع، صاحب جواهر و عامه معاصران است (روحانی، 1429ق، ج12، ص84)، برای نمونه، شیخ صدوق در این باره میگوید:
پدرم (علی بن بابویه) در رسالهای که برای من داشت، نوشت: اگرقیمت قربانی را داشتی و خود قربانی فراهم نشد، آن مال را نزد مردی از اهالی مکه بگذار تا در همان ماه ذیحجه، قربانی بخرد و از جانب تو آن را ذبح کند. اگر ماه ذیحجه به پایان رسید و او نتوانست از جانب تو قربانی بخرد، آن را به ماه ذیحجة سال بعد تأخیر بیندازد، چون ایام ذبح قربانی وقتش گذشته است[5] (صدوق، 1413ق، ج2، ص513).
شیخ مفید نیز تبدیل شدن قربانی به روزه را به فقر و نداشتن مال برای تهیة هَدی مقید کرده و فرموده است: پس اگر به خاطر فقر نتوانست قربانی تهیه کند، سه روز در حج و هفت روز بعد از بازگشت از حج روزه بگیرد[6] (مفید، 1413ق، ص571). مفهوم کلامش آن است که اگر فقیر نباشد و با مال خود بتواند حیوانی را خریداری کند، تکلیفش به روزه تبدیل نمیشود. باید مال خود را نزد کسی ودیعه گذارد که در ذیحجة همان سال یا سال بعد به نیابت از او در منا قربانی کند.
همچنین علامة حلی در این باره مینویسد:
اگر قربانی یافت نشود، ولی قیمت آن را دارد، آن را نزد شخص مورد اعتماد بگذارد تا در ذیحجة سال آینده از جانب او قربانی بخرد و ذبح نماید. پس اگر در مدت این ماه ذیحجه تا ماه ذیحجة سال بعد تهیة قربانی برای او فراهم شد، جایز است بخرد و ذبح کند و اگر فراهم نشد همان مطلبی که ذکر شد انجام دهد. اما اگر نه قادر بر خود قربانی باشد و نه برقیمت آن، واجب است به جای آن، روزه بگیرد[7] (علامه حلی، 1415ق، ج4، ص280).
صاحب جواهر این قول را قول مشهور فقها دانسته و از کتاب الغنیه، نقل به اجماع کرده است (نجفی، 1365ق، ج19، ص164)
امام خمینی نیز فرمود: اگر حاجی قادر بر ذبح نباشد، باید سه روز در حج و هفت روز پس از مراجعت از حج روزه بگیرد. مراد از اینکه قادر بر ذبح نباشد، آن است که نه هَدی را داشته باشد و نه پولش را (مظاهری، 1397ق، ص414). مفهوم سخنش آن است که اگر پول هَدی را داشته باشد، پس قادر بر ذبح است و تکلیف او تبدیل به روزه گرفتن نمیشود.
تمام فقهایی که نظرشان در حاشیه مناسک حج امام خمینی ثبت و ضبط شده (مانند آیات عظام خامنهای، سیستانی، صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی، نوری همدانی، سبحانی و شبیری زنجانی)، با حاشیه نزدن بر این قول، بر آن صحه گذاشتند و تنها آیتالله جعفر سبحانی حاشیة توضیحی دارد که نوشته است:
مراد از «عدم قدرت در ذبحی که به روزه تبدیل میشود»، عبارت است از اینکه پول خریدن آن را نداشته باشد و یا نتواند بدون زحمت و مشقت قرض کند و یا اینکه مابهازای قرض را جهت ادا در مکه یا وطن نداشته باشد و اما اگر پول خریدن قربانی را دارد، ولی به هر دلیل ـ مثل نبودن گوسفند یا امر دیگر ـ نتوانست تا غروب روز سیزدهم قربانی کند، حلق یا تقصیر را انجام دهد و در بارة قربانی اگر میتواند تا آخر ذیحجه انجام دهد و در غیر این صورت سال بعد قربانی را ولو با استنابه، در منا انجام دهد (همانجا).
ادله قول اول:
قائلان به قول اول، به سه دسته از ادله استدلال کردهاند:
1. آیه : (إِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلَاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَةٌ کَامِلَةٌ ...). (بقره : 196)
وجه دلالتش آن است که میسور بودن هَدی اطلاق دارد و شامل عین و ثمن آن میشود. پس مادام که عین هَدی یا ثمن هَدی موجود باشد، شخص برای انجام قربانی عذری ندارد و باید قربانی انجام دهد. اگر برای خودش ممکن بود، خودش انجام دهد و اگر برای خودش ممکن نبود، کس دیگر را وادار کند که به نیابت از او در همان ذیحجه یا ذیحجة سال بعد، به نیابت از او حیوانی خریداری کرده و در منا قربانی کند (صافی گلپایگانی، 1423ق، ص239)
2. روایاتی که از امام جعفر صادق7 نقل شده است؛ مانند روایت حریز:
عن أبی عبد الله7 فی متمتع یجد الثمن و لا یجد الغنم، قال: یخلف الثمن عند بعض أهل مکة و یأمر من یشتری له و یذبح عنه و هو یجزئ عنه، فإن مضى ذو الحجة أخر ذلک إلىقابل من ذی الحجة
امام صادق7 دربارة کسی که حج تمتع انجام میدهد و برای قربانی کردن، قیمت آن را دارد ولی خودِ گوسفند فراهم نمیشود، فرمود: قیمت گوسفند را نزد برخی از اهالی مکه بگذارد و از او بخواهد گوسفندی بخرد و ذبح کند. همان برای او مجزی است. اما اگر ماه ذیحجه گذشت و او نتواست گوسفندی فراهم کند، آن را به ماه ذیحجه سال بعد تأخیر اندازد. (حرعاملی، بیتا، ج14، ص176).
این روایت از جهت سند گرچه حَسَن است، ولی صاحب جواهر آن را مانند صحیح میداند (نجفی، 1367ش، ج19، ص165)، و از جهت دلالت، صراحت بر تخلیف دارد.
همچنین صحیحة نضر بن قرواش از امام جعفر صادق7 :
قال: سألت أبا عبد الله علیه السلام عن رجل تمتع بالعمرة إلى الحج فوجب علیه النسک فطلبه فلم یجده وهو مؤسر حسن الحال، وهو یضعف عن الصیام، فما ینبغی له أن یصنع؟ قال: یدفع ثمن النسک إلى من یذبحه بمکة إن کان یرید المضی. إلى أهله ولیذبح عنه فی ذی الحجة، فقلت: فإنه دفعه إلى من یذبح عنه فلم یصب فی ذی الحجة نسکا وأصابه بعد ذلک، قال: لا یذبح عنه إلا فی ذی الحجة، ولو أخره إلى قابل؛
نضر بن قرواش گوید: از امام صادق7 دربارة مردی که عمرة خود را انجام داد و آمادة حج شد، پس بر او قربانی کردن واجب گردید و او حیوانی برای قربانی نیافت، در حالی که وی متمکّن و سرحال است، ولی در روزه گرفتن ضعیف است و توان آن را ندارد، چه کاری انجام دهد سزاوار است؟ امام7 فرمود: در مکه کسی را بیابد وقیمت قربانی را به او بدهد و چون او قصد بازگشت به اهل و عیال خود را دارد، آن شخص در باقیماندة ماه ذیحجه از جانب وی حیوانی بخرد و قربانی کند. پس گفتم: اگر قیمت را نزد کسی در مکه گذاشت ولی او نتوانست تا پایان ماه ذیحجه حیوانی بخرد، ولی بعد ماه ذیحجه فراهم می گردد، آیا بخرد و ذبح کند؟ امام7 فرمود: نه، از جانب او ذبح نکند مگر در ماه ذیحجه. اگر امسال فراهم نشد در ماه ذیحجة سال بعد (حرعاملی، وسائل الشیعه، ج14، ص176).
این روایت از جهت سند صحیح و بلامانع است و از جهت دلالت صراحت دارد که در نزد کسی ودیعه گذارد تا برای او در ذیحجة امسال یا سال بعد انجام دهد، اما این سؤال در جایی است که شخص از جهت جسمی توان روزه گرفتن را نداشته باشد.
این دو روایت مخصص این بخش از آیه هستند: (... فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلَاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَةٌ کَامِلَةٌ... ) (بقره : 196) که به طور مطلق فرمود: اگر هَدی نیافت، سه روز در ایام حج و هفت روز بعد از بازگشت به وطن روزه بگیرد. تخصیص آن به این جهت است که اگر هَدی یافت نشود، ولی ثمن آن موجود باشد، در ذیل این حکم قرار نمیگیرد.
3. دلیل عقلی: علامة حلی نافع بودن قربانی به حال مستمندان و فقرا را نیز دلیل ارجحیت این قول دانسته و در این باره نوشته است: «چون قربانی کردن نافعتر به حال فقرا است، پس مشروعیت آن سزاوارتر است»[8] (علامة حلی، 1415ق، ج4، ص282).
به هر روی، بنا بر این قول اگر حجگزار ثمن هَدی را داشته باشد، گرچه در زمان قربانی عین هَدی برای وی موجود نباشد، تکلیف او به روزه تبدیل نمیشود، بلکه زمانی تبدیل میشود، که نه عین هَدی برای او فراهم باشد و نه ثمن آن.
قول دوم: نیازی نیست ثمن را به کسی بسپارد تا به نیابت از او در همین سال یا سال بعد حیوانی را بخرد و قربانی کند، بلکه با یافت نشدن عین هَدی، فرض قربانی او منتقل به فرض روزهاش میشود.
از متقدمین، ابن ابیعقیل در این باره گفته است: «شخصی که حج تمتع انجام میدهد، اگر حیوانی برای قربانی کردن نیابد بر او واجب است روزه بگیرد.»[9]
علامه حلی این قول را مؤید نظر خود و دسته اول از فقها آورد که زمانی نه مالی برای خرید حیوان داشته باشد و نه هَدی یافت شود، قربانی او به روزه تبدیل میشود. (علامه حلی، 1415ق، ج4، ص281) ولی برداشت او با اطلاق کلام ابن ابیعقیل سازگاری ندارد و فتوای او به همین قول (تبدیل قربانی به روزه) سازگارتر است. در هر صورت این قول نظر معروف ابن ادریس است و محقق حلی نیز با آن موافق است و برخی دیگر از فقها نیز به آن فتوا دادهاند.
ابن ادریس در این باره میگوید:
«فإن لم یقدر على الهدی، و لا على ثمنه، وجب علیه صیام عشرة أیام، و الأظهر الأصحّ، أنّه إذا لم یجد الهدى، و وجد ثمنه، لا یلزمه أن یخلّفه، بل الواجب علیه إذا عدم الهدی، الصّوم، سواء وجد الثمن، أو لم یجد، لأنّ اللّه سبحانه، لم ینقلنا عند عدم الهدی، إلا إلى الصوم، و لم یجعل بینهما واسطة، فمن نقلنا إلى ما لم ینقلنا اللّه تعالى إلیه، یحتاج إلى دلیل شرعی» (ابن ادریس، 1410ق، ج1، ص592).
محقق حلی نیز در این باره گفته است:
«من فقد الهدی و وجد ثمنه، قیل یخلّفه عند من یشتریه طول ذی الحجة وقیل ینتقل فرضه إلى الصوم، و هو الاشبه». (محقق حلی، 1408ق، ج1، ص236)
صاحب مدارک نیز قول ابن ادریس را به نحوی تأیید کرده، مینویسد: «و الحق أن کلام ابن إدریس جید على أصله، بل لو لا ما ذکرناه من قوة إسناد الروایتین، لتعیّن المصیر إلیه». (عاملی، 1411ق، ج8 ، ص48).
ادله قول دوم:
دلیل اصلی گفتارشان همان آیه معروفه در این حکم است که فرمود: (إِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلَاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَةٌ کَامِلَةٌ... ). (بقره : 196)
وجه دلالتش آن است که یافت نشدن هَدی «فَمَنْ لَمْ یَجِدْ» عمومیت داشته و فقدِ هَدی شامل واجد ثمن و فاقد ثمن میشود. مراد آن است که در روز قربانی، امکان تهیة هَدی نباشد. اعم از اینکه حیوانی یافت نشود یا حیوان وجود دارد ولی شخص مالی برای خرید آن نداشته باشد؛ در هر دو صورت، وظیفة او تبدیل به روزه میشود.
علاوه بر آن روایتی است که در این خصوص وارد شده است:
عن أبی بصیر، عن أحدهما علیهما السلام قال: سألته عن رجل تمتع فلم یجد ما یهدی حتى إذا کان یوم النفر وجد ثمن شاة أیذبح أو یصوم؟ قال: بل یصوم، فإن أیام الذبح قد مضت (حرعاملی، بیتا، ج14، ص177)
ابن ادریس به این دلیل بسنده کرد که خداوند متعال وظیفه ما را هنگام یافت نشدن هَدی، روزه گرفتن قرار داده است. اگر بخواهیم به غیر آنچه خدا برای ما قرار داده، چیز دیگری قرار دهیم، نیاز به دلیل شرعی دارد. (ابن ادریس، 1410ق، ج1، ص592)
مضافاً اگر شک و تردید برای انسان به وجود آید، اصالة البرائه جاری میشود، همانگونه که نجمالدین حلی در ترددات شرائع الاسلام به آن اشاره کرده است: «والقول الثانی ذهب إلیه المتأخر، عملا بأصالة براءة الذمة من وجوب التخلف». (نجمالدین حلی، 1428ق، ج1، ص192)
قول سوم: تخییر حجگزار بین روزه گرفتن یا ودیعه گذاشتن ثمن نزد کسی برای قربانی کردن در ماه ذیحجة آن سال یا سال بعد است.
دلیل این قول آنگونه که صاحب جواهر (نجفی، 1367ش، ج19، ص166) فرموده، روایت امام موسی بن جعفر8 است:
عن عبد الله بن عمرقال: کنا بمکة فأصابنا غلاء فی الأضاحی فاشترینا بدینار، ثم بدینارین، ثم بلغت سبعة، ثم لم توجد بقلیل ولا کثیر. فرقع هشام المکاری رقعة إلى أبی الحسن علیه السلام فأخبره بما اشترینا ثم لم نجد بقلیل ولا کثیر، فوقع انظروا إلى الثمن الأول والثانی والثالث ثم تصدقوا بمثل ثلثه (حرعاملی، بیتا، ج10، ص172).
در این روایت اگر هَدی برای خرید یافت نشود، قیمت آن را تصدق کند. منتهی اگر پرسیده شود چه مقدار تصدق کند؟ امام7 فرموده است: بین قیمتهای اول، دوم و سوم میانگین بگیرد؛ مثلا اگر قیمت اول یک دینار، قیمت دوم دو دینار و قیمت سوم سه دینار باشد، جمع آنها میشود شش دینار، که اگر تقسیم بر سه شود، میشود دو دینار که باید صدقه دهد.
به نظر میآید که این، قولِ چهارم در مسئله باشد. به این معنا که اگر هَدی برای قربانی یافت نشود، قیمت آن صدقه داده شود و بحث تخییر در آن نیامده تا صاحب جواهر این روایت را وجه جمع با روایات دیگر بیان کرده و از آن تخییر استنتاج کرده باشد.
به هر روی شهید اول قول به تخییر را به ابن جنید نسبت داده فرموده است: «خیّر ابن الجنید بینهما و بین الصدقة بالوسطى منقیمة الهدی تلک السنة (شهید اول، 1417ق، ج1، ص439)
فاضل مقداد نیز این قول را تقویت کرده، فرموده است: «و أما ابن الجنید فحکم بالتخییر بین تخلیف الثمن و بین الصوم، و هو غیر بعید من الصواب، بل هو أقوى». (فاضل مقداد، 1404ق، ج1، ص493)
مقدس اردبیلی نیز تلویحاً تخییر را تأیید کرده فرموده است:
و یمکن التخییر ان وجد القائل و یؤیّد ظاهر القرآن و الاخبار التعجیل فی العبادات و أنّه قد لا یتفق فیقابل آخر و هکذا فیلزم تعطیل الحکم و أنّه قد لا یذبح و یفرط فی الثمن إذ ما شرط فی الخبر عدالة من تخلّف عنده. (مقدس اردبیلی، 1403ق، ج7، ص293)
مجلسی اول نیز در تعارض بین دو دسته روایات نسبت به قول تخییر تمایل نشان داد و فرمود: «(فأما) ما یعارضه من أخبار الصوم فی ذی الحجة و إن أصاب الثمن فیها (فمحمولة) على التخییر (أو) على أنه وجد الثمن بعد صیام الثلاثة». (مجلسی، 1429ق، ج5، ص205)
نظر مختار
به نظر میرسد قول دوم (قول معروف ابن ادریس و محقق حلی) صحیح باشد؛ به این معنا که با یافت نشدن عین هَدی در ایام تشریق و حتی تا پایان ماه ذیحجه، وظیفة حجگزار تبدیل به روزه گرفتن میشود؛ اعم از اینکه ثمن هَدی را داشته باشد یا نداشته باشد. در هر دو صورت، تکلیف او تبدیل به صوم میشود.
دلیل اصلی این قول از جهت نقلی اطلاق آیه (بقره : 196) و همینطور روایت ابیبصیر است: «عن أبی بصیر، عن أحدهما علیهماالسلام قال: سألته عن رجل تمتع فلم یجد ما یهدی، حتى إذا کان یوم النفر وجد ثمن شاة، أیذبح أو یصوم؟ قال: بل یصوم، فإن أیام الذبح قد مضت». (حرعاملی، بیتا، ج14، ص177)
امام7 در این روایت امر به صوم کرده، در حالیکه ابوبصیر پرسیده: «شخص ثمن هَدی را دارد، با این حال، امام7 فرمود تکلیف وی به روزه گرفتن تبدیل میشود.
از جهت عقلی حج یک عبادت فراگیر است و در سال میلیونها نفر از سراسر جهان به مکه میآیند و عازم منا میشوند. پیدا کردن شخص قابل اعتماد در مکه برای حاجیانی که از راه دور آمدهاند، اگر محال نباشد، بسیار سخت و حرجآور است و هیچگاه اسلام مردم را در حرج و سختی قرار نمیدهد؛ به ویژه اگر فرض شود در سالی حیوان برای منا آورده نشود یا تعداد اندکی آورده شوند و صدها هزار حجگزار امکان قربانی کردن نداشته باشند. در این صورت آیا عملاً ممکن است که آنان مال خود را نزد کسی در منا یا مکه ودیعه گذارند که آن سال یا سال بعد برایشان قربانی کنند؟ مقتضیات زمان و مکان حکم میکند که در چنین مواردی مردم را با مشکلات و اما و اگرها دچار نکنیم و راه آسانتر برایشان معرفی کنیم که از متن قرآن و احادیث به دست میآیند.
علاوه براین، عرف مردم از میسور نبودن هَدی در روز قربانی، همان معنای عام را درک میکنند که شامل هر دو صورت میسور نبودن میشود:
1. حیوانی برای قربانی کردن یافت نشود؛
2. حیوان یافت میشود، ولی ثمن برای خرید آن وجود ندارد.
بنا بر این، چه هَدی یافت نشود و چه مالی برای خرید هَدی نداشته باشد، در هر دو صورت، وظیفه مکلف از قربانی کردن به روزه گرفتن تبدیل میشود.
از جهت اصول عملی نیز اگر انسان بعد از یافت نشدن عین هَدی در مکه و منا، در باقی بودن تکلیف قربانی شک کند. با توجه به آیة یاد شده که میفرماید: «اگر حیوان یافت نشود، ده روز روزه بگیرد، اصل برائت جاری میشود و رفع تکلیف قربانی میکند.
بدین جهت، قول ابن ادریس و سایر قائلان به تبدیل تکلیف، درست به نظر میآید.
اما آن دو روایتی که برای قول اول به آنها استناد شده، جملة «و هو یضعف عن الصیام» در روایت نضر بن قرواش است و بر صورتی دلالت داردکه حجگزار به دلیل ضعف در روزه گیری، امکان روزه گرفتن برای او نباشد. مفهومش آن است که اگر توان روزه گرفتن داشته باشد، فرض قربانی او تبدیل به فرض روزه گرفتن میشود، نه اینکه قیمت هَدی را پیش کسی امانت بگذارد که در ذیحجة همین سال یا ذیحجة سال بعد برایش قربانی کند. همچنین در روایت حریز، گرچه ضعف جسمی حجگزار در آن اشاره نشده، ولی به قرینه مشابه بودن این دو روایت به جایی حمل میشود که برای شخص، امکان روزه گرفتن نباشد. در آن صورت است که باید مال خود را نزد کسی امانت بگذارد تا در بقیه روزهای ذیحجه همین سال تا سال دیگر به نیابت از او، قربانی کند.
اما قول سوم، که نظر بر تخییر دارد، اولاً بین کلام قائلین به این قول، تزلزل وجود دارد؛ چون برخی مانند ابن جنید تخییر بین ودیعه گذاشتن مال و یا روزه گرفتن با صدقه دادن را گفتهاند و برخی دیگر مانند فاضل مقداد مخیر کرده بین ودیعه گذاشتن مال و روزه گرفتن. ثانیاً روایتی که به آن استناد شده، به تخییر اشاره ندارد، بلکه به نظر چهارم دلالت دارد؛ یعنی با یافت نشدن هَدی، قیمت میانگین آن را صدقه دهد. ولی چون این حکم با آیه که امر به صوم کرده، مطابق نیست، بدین جهت حمل بر حالتی میشودکه شخص مال دارد ولی حیوان برای قربانی یافت نمیشود و او توان روزه گرفتن نیز ندارد یا حمل بر استحباب میشود؛ یعنی علاوه بر روزه گرفتن مستحب است به مقدارقیمت هَدی، مال خود را تصدق کند؛ به همین دلیل، نظر صائب آن است که اگر در ایام ذیحجه هَدی برای حجگزار فراهم نشد، وظیفهاش به روزه تبدیل میشود؛ سه روز در مکه و هفت روز در وطن؛ همانگونه که محقق حلی و ابن ادریس و برخی دیگر از فقها فرمودهاند.
صورت سوم: عین هَدی یافت میشود، ولی حجگزار مالی برای خرید آن نداشته باشد.
این صورت به چهار حالت تقسیم میشود:
1. مالی برای خرید هَدی نداشته باشد و امکانی برای قرض کردن و یا فروش مئونه زاید بر سفر برای وی نباشد. در این حالت تکلیف قربانی او به روزه گرفتن تبدیل میشود. همانگونه که شیخ مفید فرمود: «إذا لم یجد المتمتع بالعمرة الی الحج ثمن الهدی لإعساره، فعلیه أن یصوم بدل ذلک ثلاثة أیام فی الحج و سبعة إذا رجع إلى أهله (مفید، 1413ق، ص365).
دلیل آن، آیة (إِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلَاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَةٌ کَامِلَةٌ... ) (بقره: 196)» است که به آن صراحت دارد. فقها در آن متفقالقول هستند.
2. مالی برای خرید هَدی نداشته باشد، ولی امکان قرض کردن برای او باشد، در این صورت اگر بدون مشقت و تکلّف میتواند از کسی یا از جایی قرض کند و در وقت خودش ادا کند، واجب است قرض کند و قربانی انجام دهد و نوبت به روزه گرفتن نمیرسد؛ چون میسور بودن قربانی برای او محقق میشود. اما اگر امکان قرض کردن برای شخص نباشد یا امکان داشته ولی مشقت و تکلّف دارد یا حتی مشقت و تکلّف نداشته، ولی نمیتواند در زمان مقرر ادا کند، قرض کردن بر وی واجب نیست و تکلیف او به روزه گرفتن تبدیل میشود؛ چون در این صورت، وی میسور از هَدی نیست.
امام خمینی در این خصوص مینویسد: «لو کان قادراً علی الاقتراض بلا مشقة و کلفة و کان له ما بإزاءِ القرض ـ ای کان واجداً لما یؤدی به ـ وقت الأداء وجب الاقتراض و الهَدی». (امام خمینی، 1366ق، ج1، ص384)
3. مال برای خرید هَدی ندارد، ولی امکان فروش مئونه زائد بر سفر برای او باشد، در این صورت نیز اگر اسباب و لوازم سفر، که میتواند بدون آنها به سفرش ادامه داده و به وطن برگردد، امکان فروش داشته باشند، آنها را بفروشد و هَدی تهیه کند، تکلیف او به روزه تبدیل نمیشود. امام خمینی در این باره فرمود: « ولو کان عنده من مؤن السفر زائداً علی حاجته ویتمکّن من بیعه بلا مشقة وجب بیعه لذلک، ولا یجب بیع لباسه کائناً ما کان ولو باع لباسه الزائد وجب شراء الهدی والأحوط الصوم مع ذلک». (امام خمینی، 1366ق، ج1، ص384)
4. حجگزار ثمن هَدی را ندارد، ولی برای وی امکان دارد که تکسب و درآمدزایی کند؛ مثلاً کارهای خدماتی در طول سفر حج انجام دهد یا برای قربانی کردن اجرت بگیرد و امثال آنها. در این صورت آیا بر وی واجب است برای تأمین ثمن هَدی چنین کارهایی انجام دهد؟ بیتردید انجام چنین کارهایی برای سودآوری بر او واجب نیست. ولی اگر انجام دهد و به اندازه ثمن هَدی مالی به دست آورد، قربانی کردن بر او واجب میشود و تکلیف او به روزه گرفتن تبدیل نمیشود؛ چون در این صورت میسور بودن قربانی برای وی تحقق پیدا میکند. امام خمینی در این باره فرموده است: «لایجب علیه الکسب لثمن الهدی، ولو اکتسب و حصل له ثمنه یجب شرائه». (امام خمینی، 1366ق، ج1، ص384)
نتیجهگیری
در جاییکه برای حجگزار در حج تمتع قربانی کردن امکان نداشته باشد، تکلیف قربانی او بر اساس آیة (فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلَاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَةٌ کَامِلَةٌ...) (بقره : 196) به روزه گرفتن تبدیل میشود، که سه روز را در مکه و هفت روز را در وطن باید روزه بگیرد. در کلیت این مسئله بحثی بین فقها نیست، اما در جزئیات آن، بحثها و گفتار متعددی بین آنان وجود دارد؛ از جمله اینکه امکان نداشتن عمل قربانی برای حاجیان در منا، سه حالت دارد:
حالت اول: حجگزار نه مالی برای خرید قربانی داشته باشد و نه حیوانی برای قربانی کردن یافت شود. در این حالت اتفاق و اجماع فقهای عظام آن است که تکلیف او به روزه گرفتن تبدیل میشود و در آن اختلافی ندارند.
حالت دوم: حجگزار مالی برای خرید حیوان داشته باشد، ولی حیوانی برای خرید یافت نشود. در این حالت میان فقها اتفاق و اجماعی نیست و اقوال متعددی برای آن نقل شده است که سه قول برجستگی بیشتری دارد که عبارتند از:
1. مال را به عنوان ودیعه نزد شخص امینی بگذارد تا در باقیمانده ماه ذیحجة همین سال، یا ذیحجه سال بعد برای او حیوانی خریداری و به نیابت از او در منا قربانی کند.
2. نیازی به ودیعه گذاشتن مال نیست و با یافت نشدن حیوان، تکلیف او به روزه گرفتن تبدیل میشود.
3. حجگزار مختار است بین ودیعه گذاشتن مال یا روزه گرفتن یا صدقه دادن به مقدار قیمت قربانی.
با توجه به دلالت آیه فوق و احادیث موجود در این باب و از جهت عقلی ممکن نبودن ودیعهگذاری مال نزد اهالی مکه و حداقل حرجی بودن آن برای حاجیان و همین طور با امکان استناد به اصل عملی برائت در جایی که عین هَدی یافت نشود، قول دوم صحیح و قابل عمل است.
البته اگر برای او امکان قرض کردن و پرداخت راحت بدهکاری و هم چنین امکان فروختن مئونه زائد بر سفر باشد، واجب استقرض کند یا اشیای زائد بر سفر خود را بفروشد و حیوانی تهیه و در منا قربانی کند.
اما تکسب کردن برای تأمین خرید حیوان بر او واجب نیست، ولی اگر تکسب کرد و مالی به اندازه خرید حیوان برایش فراهم شد، واجب است حیوان را تهیه و در منا قربانی کند. در این صورت تکلیف وی در جای خود باقی و تبدیل به روزه گرفتن نمی شود.
لو لم یقدر علی الهَدی، بأن لا یکون هو و لاقیمته عنده، یجب بدله صوم ثلاثة أیام فی الحج و سبعة أیام بعد الرجوع منه [4]
.قالَ أَبِی رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ فِی رِسَالَتِهِ إِلَیَّ: إِنْ وَجَدْتَ ثَمَنَ الْهَدْیِ وَ لَمْ تَجِدِ الْهَدْیَ فَخَلِّفِ الثَّمَنَ عِنْدَ رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ مَکَّةَ لِیَشْتَرِیَ لَکَ فِی ذِی الْحِجَّةِ وَ یَذْبَحَهُ عَنْکَ فَإِنْ مَضَتْ ذُو الْحِجَّةِ وَ لَمْ یَشْتَرِ أَخَّرَهُ إِلَىقابِلِ ذِی الْحِجَّةِ لِأَنَّ أَیَّامَ الذَّبْحِقدْ مَضَتْ[5]
. إذا فقد الهَدی و وجد ثمنه، خلّفه عند مَن یثق به حتّی یشتری له هَدیا یذبح عنه فی العام المقبل فی ذیالحجة، فإن أصابه فی مدّة مقامه بمکة الی انقضاء ذیالحجة، جاز له أن یشتریه و یذبحه، و إن لم یصبه، فَعَل ماذکرناه، فإن لم یقدر علی الهَدی و لا علی ثمنه، وجب علیه الصوم [7]
[9]. المتمتع إذا لم یجد هدیا، فعلیه صیام