نوع مقاله : فقه حج
موضوعات
زیارت قبور در منابع اهل سنت
احمد باقریان ساروی[1]
چکیده
زیارت قبور، که با حضور بر سر گورهای مردگان بهویژه بزرگان دین و مذهب تحقق پیدا میکند، از معارف اسلامی است و جواز بلکه استحباب آن از ادله نقلیه استفاده میشود. در این میان معدودی از مسلمانان، که به سلفیون و اخیراً به وهابیون معروف هستند متأثر از افکار انحرافی ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاباند، در کنار انکار تعدادی از معارف اسلامی، همانند توسل و شفاعت، با زیارت قبور نیز به مخالفت برخاسته و آن را شرک به شمار آوردهاند.[2]
در این پژوهش تلاش کردهایم با توجه به قرآن کریم و اخبار واردشده در منابع اهل سنت و اقوال علمای آنان به شبهه شرکبودن زیارت قبور پاسخ دهیم و ثابت کنیم که زیارت قبور هیچ گونه ناسازگاریای با توحید ندارد و بلکه از معارف اسلامی است و از کتاب خدا و سنت پیامبر9 نهتنها جواز بلکه استحباب آن استفاده میشود.
کلیدواژهها: زیارت، زیارت قبور، وهابیت، اهل سنت، توحید.
مقدمه
زیارت موضوع اخلاقى - انسانى رایج میان همه جهانیان است؛ چنانکه افراد به زیارت پدر و مادر، همچنین همسایه به زیارت همسایه، کوچکترها به زیارت بزرگترها میروند و نیز زندگان در گورستانها حضور مییابند و یادی از درگذشتگان میکنند؛ برای مثال مسلمانان آیاتی از قرآن برای شادی روح ایشان تلاوت میکنند و برایشان دعا کرده، آمرزش میخواهند.
زیارت قبور در آیین اسلام با توجه به ادله نقلیه امضا شده و مشروعیت یافته است؛ تا آنجا که صحابه نیز با تبعیت از پیامبر9 به آن پایبند بودهاند. در مقابل، برخی مدعیان تسنن، معروف به سلفیون و وهابیون، زیارت مردگان را نامشروع و شرک میدانند؛ در حالی که اگر زیارت شرک باشد، همه بشر و همه مسلمانان - جز معدودی از سلفیون - مشرک خواهند بود، بلکه بزرگان دین و شریعت نیز به شرک متهم خواهند شد؛ اما با مطالعه در آیاتی از قرآن و روایات و سیره پیشوایان دین و مذهب مشروعیت و استحباب زیارت قبور، بهویژه زیارت قبر مقدس پیامبر اکرم9 و دیگر بزرگان دین، ثابت میشود؛ نیز روشن میشود که زیارت امری مشروع و مستحب و دارای آثار معنوی برای زائر و مزور است.
واژهشناسی
«زیارت» در لغت به معناى قصد کردن، و در اصطلاح عرف قصد کردنِ «مَزُور» به خاطر احترام و تعظیم به او و مأنوس شدن با اوست. «مَزُور» یعنى کسى که او را زیارت مىکنند و «مَزار» به معناى مکان زیارت است» (طُرَیحى، 1375 ش، ج 3، ص 319 - 320) این واژه در فارسى به معناى دیدار کردن و بازدید کردن است (معین، 1363 ش، ج 2، ص1767)، جز اینکه دیدار گاهی با زندگان و گاهی با مردگان به صورت حضور یافتن کنار گورهایشان است.
ارزش زیارت قبور
در منابع شیعه درباره ارزش و فضیلت زیارت قبور احادیث فراوانی وارد شده و براى زیارت قبور پیامبران، بهویژه قبر مقدس پیامبر اکرم9 و امامان معصوم:، زیارتنامهها و دعاهایى از آنان وارد شده است که برخی را در ادامه میآوریم:
امام محمد باقر7 فرمود: «مَنْ نَوَى مِنْ بَیْتِهِ زِیَارَةَ قَبْرِ إِمَامٍ مُفْتَرَضٍ طَاعَتُهُ وَ أَخْرَجَ لِنَفَقَتِهِ دِرْهَماً وَاحِداً کَتَبَ اللَّهُ جَلَّ ذِکْرُهُ لَهُ سَبْعِینَ أَلْفَ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ سَبْعِینَ أَلْفَ سَیِّئَةٍ...» (مجلسی، 1403، ج 97، ص 134، ح 34)؛ «کسی که از خانه خود زیارت قبر امام واجبالاطاعه را قصد کند و یک درهم برای آن هزینه نماید خدا برای او هفتاد هزار حسنه نوشته و هفتاد هزار گناه را از او محو میگرداند...».
امام رضا7 نیز فرمود: «أَنَّ لِکُلِّ إِمَامٍ عَهْداً فِی عُنُقِ شِیعَتِهِ وَ إِنَّ مِنْ تَمَامِ الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ وَ حُسْنِ الْأَدَاءِ زِیَارَةَ قُبُورِهِمْ فَمَنْ زَارَهُمْ رَاغِباً فِی زِیَارَتِهِمْ کَانُوا شُفَعَاءَهُ یَوْمَ الْقِیَامَة»(مفید، 1412ق، ص 201، ح1)؛ «برای هر امامی پیمانی بر گردن شیعه اوست و وفای کامل به پیمان و ادا کردن خوب آن زیارت قبور آنان است؛ پس کسی که با میل آنان را زیارت کند آنان در روز رستاخیز شفیعان او خواهند بود».
بر این اساس اگر کسى با اولیاى الهى در زمان حیاتشان دیدار کند یا پس از رحلتشان قبرهایشان را زیارت کند، یعنی کنار قبرهایشان حضور یابد و آیاتی از قرآن برای شادی روحشان تلاوت کند یا بر ایشان سلام بدهد و برایشان در پیشگاه خدا دعای خیر کند - اگر از این جهت باشد که آنان اولیاى الهىاند - زیارت آنان و نیز زیارت قبورشان از ارزش معنوی و اخروی فراوانی برخوردار است.
نوع علماى اهل سنت نیز در ارزش زیارت قبور صالحان تا اندازهاى با شیعه هم عقیدهاند و فراوان مشاهده مىشود که اهل سنت به زیارت قبور صالحان مىروند؛ چنانکه برای قبور آنان ساختمان سقفدار ساختهاند؛ ولى سلفیون مدعى تسنن زیارت قبر پیامبر9 و صالحان را شرک مىدانند (ر. ک: صلابی، 1429ق، ص 191، به نقل از: ابن تیمیه، منهاج السنّه، ج 2، ص 124).
این تکفیریه ضمن عناوینى که در ادامه میآید، بررسی شده و پاسخ گرفته است؛ ولی پیش از آن باید یادآوری کرد که اندیشه نادرست وهابیون مخصوص گروهى ناچیز از علماى منتسب به اهل سنت است که جایگاه علمى مناسبى ندارند و در برخى امور اعتقادى اندیشهاى انحرافی جدا از اندیشه اکثر اهل سنت و مسلمانان دارند؛ همچنین به سبب مخالفت با اعتقادات اصیل اسلام و شرک خواندن مسلمانان از یک سو به تحریف معارف صحیح اسلام و قرآن مىپردازند و از سوى دیگر بر طبل اختلاف میان مسلمانان مىکوبند؛ وگرنه اکثریت مطلق اهل سنّت، همانند شیعه، به زیارت قبور معتقدند؛ چنانکه در مدینه قبر مقدس پیامبر9 و مزار امامان معصوم: را به عنوان اهل بیت و نیز قبور شهیدان صدر اسلام (همانند شهیدان مدفون در قبرستان بقیع و احد) و قبور بزرگان مذهبی خود را زیارت مىکنند.
زیارت در طول توحید
آرى در یک صورت زیارت شرک مىشود و آن اینکه در برابر توحید و اعتقاد به یکتایى خدا قرار گیرد و زائر براى مزور اصالت و اهمیتى در عرض خداوند قائل شود و با این اعتقاد از او درخواست حاجت کند؛ ولی اینگونه زیارت مذموم به زیارت مردگان اختصاص ندارد، بلکه گاهى با زیارت و دیدار ستمگران و تأیید ستمگرى آنان در زمان حیاتشان نیز تحقق مىیابد؛ چنانکه در برخى جوامع عقبمانده به اندازهاى به مزور اهمیت میدهند که زائر اعتقاد پیدا میکند آن مزور بدون ارتباط با خدا و استقلالاً در حد خدا مىتواند براى او کارى انجام دهد و در نظام طبیعت تصرف کند. اینگونه زیارتها بهیقین شرک به خداوند و حرام است و با اعتقاد به توحید و یکتایى خدا سازگار نیست؛ ولى اگر زائر براى مزور در برابر خدا اصالت قائل نشود، بلکه ارزش و اعتبار مَزُور را به سبب ارتباط عمیق او با خدا و با اذن خدا بداند، نهتنها زیارت و توسل به صاحب قبر شرک نیست، بلکه هماهنگ با توحید است.
زیارت در مذهب شیعه دوازدهامامى از نوع معقول، مشروع و صحیح آن است. شیعه از این جهت به زیارت قبر شریف پیامبر9 و قبور امامان معصوم: و صالحان مىرود که آنان را از مقربان درگاه خدا میداند و ارزشمند میشمارد. این روش - چنانکه در ادامه مىخوانید - روش شخص پیامبر9 و فاطمه3 و برخى اصحاب پیامبر9 در قبال قبور مسلمانان بقیع و شهیدان اُحُد بوده است.
زیارت در قرآن و سنت
نهتنها هیچ دلیلى از قرآن و روایات صحیح پیامبر9 بر حرمت زیارت قبور وارد نشده است، بلکه برخى آیات قرآن و روایات بر سیره عملى پیامبر9 مبنی بر زیارت قبور مردگان، بهویژه قبور شهیدان، دلالت میکند:
این آیه بیانگر سیره پیامبر9 مبنی بر رفتن به گورستانها براى زیارت قبور مؤمنان است؛ وگرنه خصوصاً نهى از زیارت قبور منافقان معنا نداشت. افزون بر این اختصاص نهی از قیام بر گورهای منافقان گواه بر جواز قیام بر قبور مسلمانان غیر منافق است؛ چون مقصود از قیام تنها ایستادن بر روى قبرها نیست، بلکه مقصود زیارت آنان با ایستادن بر سر گور ایشان براى سلام دادن و خواندن آیات قرآن و دعا در حق صاحبان قبور است؛ چنانکه علامه طباطبایی= ذیل آیه نوشته است: «در این آیه إشاره است به اینکه پیامبر9 بر گورهای مسلمانان نماز میخواند و برای دعا بر روی گورهایشان میایستاد» (طباطبایی، 1417ق، ج 9، ص 390).
روایات فراوانی نیز بر جواز و مشروعیت زیارت قبور دلالت میکند که در ادامه شماری روایات منابع اهل سنت را میآوریم:
الف) نسائى در سنن خود با سندى از عبداللّه بن بُرَیده از پدرش نقل کرده است که در مجلسى که در آن پیامبر9 حضور داشت حضرت فرمود: «إنى کُنتُ نَهَیْتُکُمْ... وَ نَهَیْتُکُمْ عَنْ زِیارَةِ الْقُبُورِ، فَمَنْ اَرادَ اَنْ یَزُورَ فَلْیَزُرْ، وَ لاتَقُولُوا هَجْرا» (نسائی، 1415ق، ج 4، ص 91، ح 2028)؛ «... شما را از زیارت قبور باز مىداشتم. پس هر کس میخواهد آنان را زیارت کند، پس زیارت کند ولی سخن بیهوده (و ناشایست) نگویید».
ب) نسائی درباره زیارت قبر مادر پیامبر9 نقل کرده است که حضرت فرمود: «وَاسْتَاْذَنْتُ فى اَنْ اَزُورَ قَبْرَها، فَاَذِنَ لى، فَزُورُوا الْقُبُورَ فَاِنَّها تُذَکّرُکُمُ الْمَوْتَ». (همان، ص 92، ح 2030)؛ «من براى زیارت قبر مادرم از خدا اجازه خواستم. به من اجازه داد. پس قبور را زیارت کنید؛ زیرا آن [زیارت قبور] شما را به یاد مرگ مىاندازد».
ج) واقدى پس از ذکر شهیدان احد نوشته است: پیامبر اسلام9 در هر سال آنان را زیارت مىکرد، او آنگاه که به ابتداى درّه مىرسید، صداى خود را بلند مىکرد و مىگفت: «أَلسّلامُ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ، فَنِعْمَ عُقْبَى الدّارِ»؛ سپس ابوبکر در هر سال مانند آن را انجام مىداد؛ سپس عمر مانند آن را انجام مىداد؛ سپس عثمان مانند آن را انجام مىداد... و فاطمه، دختر پیامبر9 دو و سه روز در میان نزد آنان مىآمد و نزد آنان گریه و دعا مىکرد» (واقدى، 1409ق، ج 1، ص 313؛ ذهبى، 1407ق، ج 1، المغازى، ص 220).
د) از ابوهریره نقل شده است که پیامبر9 با مخاطب قرار دادن شهیدان احد فرمود: «أَشْهَدُ أَنَّ هؤُلاءِ شُهَداءُ عِنْدَ اللّهِ، فَآتُوهُمْ وَ زُورُوهُمْ، وَالّذى نَفْسى بِیَدِهِ لاْیُسَلِّمُ عَلَیْهِم أَحَدٌ اِلى یَوْمِ الْقیامَةِ اِلاّ ردُّوا عَلَیْه» (سیوطی، 1405ق، ج 1، ص 363؛ واقدى، 1409ق، ج 1، ص 313)؛ «من گواهى مىدهم که آنان شهیدان نزد خداوند هستند. پس نزد آنان بیایید و آنان را زیارت کنید. سوگند به کسى که جانم در دست اوست، هیچکس تا روز قیامت بر آنان سلام نمىکند، جز اینکه به سلام او پاسخ مىدهند».
ه) بیهقی از طریق عطاف بن خالد مخزومى نقل کرده است که عبداللّه بن ابىفروه از پدرش نقل کرده است که پیامبر9 قبور شهیدان احد را زیارت کرد و گفت: «أَللّهُمَّ اِنَّ عَبْدَکَ وَ نَبِیَّکَ یَشْهَدُ اَنَّ هؤُلاءِ شُهَداءُ وَ أنَّ مَنْ زارَهُمْ أَوْ سَلَّمَ عَلَیْهِمْ اِلى یَوْمِ الْقِیاَمَةِ رَدُّوا عَلَیْهِ» (بیهقی، 1405ق، ج 3، ص 307)؛ «خداوندا، آنان شهیداناند. تا روز رستاخیز اگر کسى آنان را زیارت، یا بر آنان سلام کند، به زیارت یا سلام او پاسخ مىدهند».
و) طبرانى از عبدالرحمان بن زید بن خطاب از پدرش نقل کرده است که گفت: در روز فتح مکه به همراه پیامبر9 به سوى قبرها رفتیم. پیامبر9 بر روى گورى نشست و ما او را دیدیم که گویا مناجات مىکند. سپس او برخاست، در حالى که اشکها را از دو چشم خود پاک مىکرد... . سپس پیامبر9 به ما اشاره کرد و فرمود: بنشینید. ما نشستیم. او فرمود: «إنّى کُنْتُ نَهَیْتُکُمْ عَنْ زِیارَةِ الْقُبُورِ، فَمَنْ شاءَ مِنْکُمْ أنْ یَزُورَ فَلْیَزُرْ» (طبرانی، 1405ق، ج 5، ص 82، ح 4648)؛ «من شما را از زیارت گورها بازمىداشتم. پس هر یک از شما که بخواهد [گورها را] زیارت کند، زیارت کند».
ز) از بُرَیْدَه نقل شده است که پیامبر9 فرمود: «اِنّى کُنْتُ نَهَیْتُکُمْ عَنْ زِیارَةِ الْقُبُورِ، فَزوُرُوها، فَاِنَّها تَذْکِرَةٌ لِلْآخِرَةِ» (طبرانی، 1405ق، ج 2، ص 19، ح 1152؛ ترمذى، 1422ق، ص 320، ح 1056؛ ابویعلی، 1422ق، ج 1، ص 103، ح 278؛ ابو داود طیالسى، 1425ق، ج 1، ص 433، ح 844؛ متقی هندی،1413ق، ج 15، ص 651، ح 42583)؛ «من شما را از زیارت گورها بازمىداشتم. پس آنها را زیارت کنید که آن [زیارت گورها] سبب یادآورى آخرت است».
ح) از ثوبان نقل شده است که پیامبر9 فرمود: «إنّى کُنْتُ نَهَیْتُکُمْ عَنْ زِیارَةِ الْقُبُورِ، فَزوُرُوها، وَاجْعَلُوا زِیارَتَکُمْ صَلاةً عَلَیْهِمْ وَ اِسْتِغْفاراً لَهُمْ» (طبرانی، ج 2، ص 94، ح 1419؛ متقی هندی، ج 15، ص 651، ح 42587)؛ «من شما را از زیارت گورها بازمىداشتم. پس آنها را زیارت کنید و زیارتتان از آنها را درود بر آنان و استغفار براى آنان قرار بدهید».
ط) نقل شده است که پیامبر9 فرمود: «إنّى کُنْتُ نَهَیْتُکُمْ عَنْ ثَلاثٍ: عَنْ زِیارَةِ الْقُبُورِ، ثُمِّ بَدا لى أَنَّها تُرِقُّ الْقُلُوبَ، وُ تُدْمِعُ الْعَیْنَ، فَزُورُوها، وَلاتَقُولُوا هَجْرا» (متقى هندى، 1413ق، ج 15، ص 653، ح 42590)؛ «من شما را از سه چیز نهى مىکردم. از زیارت گورها نهى مىکردم. سپس براى من آشکار شد که آن [زیارت گورها] انسان را دلنازک مىکند و موجب باریدن اشک چشم مىگردد. پس آنها را زیارت کنید و سخن ناروا نگویید».
ابویَعلى روایت را با سندى از انس نقل کرده و پس از «تدمع العین» آورده است: «وَ تُذَکِّرُ اْلآخِرَةِ، فَزُوروها، و لاتَقُولُوا هَجْرا...» (ابویعلى، 1422ق، ج 3، ص 222، ح 3707)؛ «و آخرت را به یاد مىآورد. پس آنها را زیارت کنید و سخن ناروا نگویید...». او حدیث را در جاى دیگری بدون ذکر فایده زیارت قبور از عبداللّه نقل کرده است. (همان، ج 4، ص 242، ح 5297).
ی) از عایشه نقل شده است که پیامبر9 فرمود: «إنّى بُعِثْتُ اِلى أَهْلِ الْبَقیعِ لِاُصَلِّىَ عَلَیْهِمْ» (نسائى، 1415، ج 4، ص 95، ح 2034)؛ «به من پیام داده شد تا نزد اهل بقیع بروم و بر آنان درود بفرستم».
درباره زیارت قبر پیامبر9 نیز اخبار و احادیثى با عنوان ویژه آمده است که برخى از آنها از احادیث نبوى9، و برخى دیگر سخنان و سیره بزرگان اهل سنت است و در ادامه با عنوان «احادیث زیارت قبر پیامبر9» خواهد آمد.
زیارت قبور در مذاهب فقهى اهل سنت
ظاهراً چهار رهبر فقهى مذاهب اهل سنت اجمالاً اصل زیارت قبور را مستحب مىدانند؛ اما اختلاف آنان درباره سفر براى زیارت قبور است که برخى آن را، اگرچه زیارت قبر پیامبر9 باشد، جایز نمیدانند.
در این باره اقوالی از علماى اهل سنت نقل مىشود:
ابن تیمیه با سندى از مالک نقل کرده است: مردم پس از وفات پیامبر9 در روزهاى جمعه به داخل اتاقهاى همسران پیامبر9 مىرفتند و در آنجا نماز مىخواندند (ابن تیمیه، بیتا، ص 121).
این اخبار و احادیث، که در برخى منابع فقهى و رجالى اهل سنت آمده است، در دلالت بر جواز سفر براى زیارت صالحان نزد بزرگان اهل سنت آنچنان روشن است که به توضیح نیاز ندارد.
فایده و انواع زیارت قبور
عقل حکم مىکند که هر کارى با هدفی درست انجام شود و فایده و اثر یا پاداشى داشته باشد، به عبارت دیگر انسان خردمند کار بىفایده انجام نمیدهد. زیارت قبور از این حکم عقل مستثنا نیست و باید فایده یا پاداشى داشته باشد.
به فایده زیارت قبور گذشتگان در احادیث پیشین اشاره کردیم. سُبکى با ملاحظه مجموع روایات و اقوال، زیارت قبور را از جهت فایده و اثر به چهار نوع تقسیم کرده است:
اوّل، زیارت تنها براى یادآورى مرگ و آخرت باشد. در اینگونه زیارت قبور کافى است انسان، قبور را ببیند، بدون اینکه صاحبان آنها را بشناسد و چیز دیگری مانند استغفار براى آنان و تبرک به ایشان و اداى حقوقشان را قصد کند. این نوع زیارت قبور به دلیل سخن پیامبر9 یعنی: «زُورُوا الْقُبُورَ فَإنَّها تُذَکِّرُکُمُ اْلآخِرَةَ» مستحب است.
دوم، زیارت آنها با هدف دعا براى اهل آنها باشد؛ چنانکه از زیارت پیامبر9 براى اهل بقیع ثابت شده است. این زیارت درباره هر مردهاى از مسلمانان مستحب است.
سوم، زیارت قبور با هدف تبرک به اهل آنها، چنانچه اهل صلاح و خیر باشند، صورت گیرد. پیش از این، آنچه از بزرگان اهل سنت درباره زیارت قبر امام على بن موسى الرضا8 نقل کردیم از این نوع زیارت است.
چهارم، زیارت با هدف اداى حق آنان باشد، زیارت کسى که حقى بر کسى دارد سزاوار است که در زمان زنده بودنش و پس از مرگش با او نیکى شود و زیارت از نیکىهاست؛ چون در آن احترام است. زیارت پیامبر9 از قبر مادرش را میتوان از این نمونه دانست؛ چنانکه پیش از این روایت شده است که ایشان وقتی قبر مادر خود را زیارت کرد هم خود گریه کرد و هم کسانى که در اطراف او بودند گریه کردند.
از ابن عباس نقل شده است که پیامبر9 فرمود: «ما مِنْ أَحَدٍ یَمُرُّ بِقَبْرِ أَخیهِ الْمُؤْمِنِ، یَعْرِفُهُ فِى الدُّنْیا فَیُسَلِّمُ عَلَیْهِ اِلاّ عَرِفَهُ وَ رَدَّ عَلَیْهِ السّلامَ» (سُبکى شافعی، 1429ق، ص 244 - 246)؛ «هیچ کس نیست که از کنار قبر برادر مؤمن خود بگذرد که او را در دنیا مىشناخت و بر او سلام کند، جز اینکه او را مىشناسد و به سلام او پاسخ مىدهد».
احادیث زیارت قبر پیامبر9
درباره زیارت قبر پیامبر9 احادیث فراوانی در منابع شیعه و سنی وارد شده است که احادیثی از منابع اهل سنت را در پی میآوریم:
صلوات و سلام بر پیامبر9
خداوند در قرآن میفرماید: (إنَّ اللهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِىِّ یا أَیُّهَا الّذینَ آمَنُوا صَلّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلیما) (احزاب، 56)؛ «خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند، ای کسانی که ایمان آوردهاید بر او درود فرستید و سلام گویید و تسلیم فرمانش باشید». این آیه به اتفاقنظر شیعه و سنى درباره پیامبر9 و اهل بیت او نازل شده است.
در صحیح بخارى با سندى از کعب بن عُجَره نقل شده است که از پیامبر9 درباره چگونگى صلوات پرسیدند. ایشان در پاسخ فرمود بگویید «أللهمّ صَلِّ علَى مُحَمَّدٍ وَ عَلى آلِ مُحَمَّدٍ کَما صَلَّیْتَ عَلى إبْراهیمَ وَ عَلى آلِ إبْراهیمَ، إنَّکَ حَمیدٌ مَجیدٌ، أَللّهُمَّ بارِکْ عَلى مُحَمَّدٍ وَ عَلى آلِ مُحَمَّدٍ کَما بارَکْتَ عَلى إبْراهیمَ وَ عَلى آلِ إبْراهیمَ إنَّکَ حَمیدٌ مَجیدٌ» (بخارى، 1411ق، ج 6، ص 31 - 32، ح 4797، و با تفاوتى ناچیز حدیث 4798؛ ابوداود سجستانی، 1412ق، ج 1، کتاب الصلاة، باب الصلاة على النبىّ بعد التشهّد، ص 255، ح 976؛ محب طبرى، 1380 ش، ص 33؛ طبرانى، 1405ق، ص 91 - 92، ح 202؛ قسطلانى، 1416ق، ج 2، ص 508).
از ابوهریره نقل شده است که پیامبر9 فرمود: «ما من أحدٍ یُسَلِّمُ عَلَیَّ اِلاّ رَدَّ اللّهُ عَلَیَّ رُوحی حَتّى اَرُدَّ عَلَیْهِ السَّلام» (سبکى شافعی، 1429ق، ص 160)؛ «هیچ کس نیست که بر من سلام کند، جز اینکه خدا روح مرا به من برمىگرداند تا به سلام او پاسخ بدهم».
سبکى شافعى در شرح جمله «ردَّ اللّه عَلَىَّ روحى» دو احتمال و پاسخ ذکر کرده است:
اول، حافظ ابوبکر بیهقى گفته است: معناى آن این است که پیامبر9 پس از مردن و دفن شدن، روح او براى پاسخ به سلامِ سلامکننده بازگردانده شده، سپس به جسد او باز مىگردد.
دوم، احتمال بازگرداندن معنوى داده مىشود؛ به اینگونه که روح شریف او به شهود حضرت الهى و ملأ اعلاى این جهان اشتغال دارد و آنگاه که بر او سلام مىشود روح شریف او بر این جهان توجه مىکند تا سلام کسى را که بر او سلام فرستاده است درک کند و به آن پاسخ بدهد (همان، ص 182 - 183).
از ابوهریره نقل شده است که پیامبر9 فرمود: «ما من عبدٍ یُسَلِّمُ عَلَیَّ عِندَ قبری إلاّ وَکَّلَ اللّهُ بِهِ مَلَکا یُبَلِّغُنی وَ کَفى أَمْرَ آخَرَتِهِ وَ دُنْیاهُ وَ کُنْتُ لَهُ شَهیداً وَ شَفیعاً یَوْمَ الْقِیامَةِ» (همان، ص 179؛ ابن منظور، 1402ق، ج 2، ص 406)؛ «هیچ بندهاى نیست که در کنار قبر من بر من سلام کند، جز اینکه خدا فرشتهاى برای او مىگمارد تا آن را به من برساند و براى کار آخرت و دنیا او را کفایت کند و من در روز قیامت گواه و شفیع او خواهم بود».
از ابوهریره نقل شده است که پیامبر9 فرمود: «مَنْ صَلّى عَلَیَّ عِنْدَ قَبْری سَمِعْتُهُ وَ مَنْ صَلَّى عَلَیَّ نائیاً بُلِغْتُهُ» (قاضى عیّاض، 1415ق، ج 2، ص 66؛ سیوطى، 1405ق، ج 2، ص 489؛ سبکى شافعی، 1429ق، ص 178)؛ «هر کس نزد قبر من بر من صلوات بفرستد من آن را مىشنوم و هر کس از راه دور بر من سلام کند آن سلام به من رسانده مىشود». سبکى شافعى با صحیح دانستن حدیث یادشده نوشته است: بنابراین حرص بر آن و متعرض شدن شنواندن سلام به او9 سزاوار است و این با حضور نزد قبر او و نزدیک شدن به آن پدید مىآید. (سبکی شافعی، 1429ق، ص 180 - 181).
زیارت قبر پیامبر9 از سوى صحابه و تابعین
نیز از ابن عون نقل شده است که گفت: مردى از نافع پرسید: آیا ابن عمر بر قبر سلام مىداد؟ گفت: آرى، من صد یا بیشتر از صد بار او را دیدم که کنار قبر مىآمد و نزد آن مىایستاد و مىگفت: السّلام على النّبِىِّ...» (قاضى عیّاض، 1415ق، ج 2، ص 73؛ سمهودى، 1427ق، ج 4، ص 83).
سبکى سپس نوشته است: سفر بلال در زمان صدر صحابه و فرستاده عمر بن عبدالعزیز در صدر تابعین از شام به مدینه جز این نبود که براى زیارت و سلام بر پیامبر9 و انگیزه سفر مىرفت، نه براى امر دنیا و نه براى امر دین، نه با قصد مسجد و نه براى جز آن. این سخن را براى این جهت گفتهایم تا برخى از کسانى که دانشى ندارند نگویند که سفر اگر تنها براى زیارت باشد سنت نیست (سبکی، 1429ق، ص 190).
بر این اساس بر مشروعیت زیارت قبر پیامبر9 به طور مطلق، چه براى ساکنان مدینه و چه براى مسافران، هم روایت از پیامبر9، و هم دلیل از سیره خلفا و برخى صحابه و تابعین وجود دارد.
زیارت قبر پیامبر9 نزد عالمان اهل سنت
حنفیه گفتهاند: زیارت قبر پیامبر9 از افضل مندوبات و مستحبات است، بلکه به واجبات نزدیک است (سمهودى، 1427ق، ج 4، ص 189 - 190؛ سُبکى شافعی، ص 204). مالکیه و حنابله نیز همین گونه بر آن تصریح کردهاند (سمهودی، 1427ق، ج 4، ص 189 - 190).
در پاورقى کتاب مذکور حسینمحمدعلى شکرى، محقق کتاب، اقوال بزرگان دیگر فقیهان حنابله را نیز درباره استحباب زیارت قبر پیامبر9 نقل کرده است.
نتیجهگیری
زیارت قبور - که مقصود زیارت صاحبان قبور با حضور یافتن کنار گورها و قرائت قرآن و سلام بر صاحبان آن و خواندن دعا و زیارتنامه است - کاری خردمندانه است و مشروعیت و جواز و بلکه گاهی استحباب آن از ادله نقلیه (کتاب خدا و سنت) استفاده میشود. بعضی از این اخبار بر مطلق زیارت قبور مسلمانان، و بعضی دیگر بر زیارت قبر پیامبر اکرم9 به طور خاص دلالت میکند. در بعضی از این اخبار برای آن فواید و پاداش نیز بیان شده است.
اخبار واردشده درباره فضیلت و ارزش زیارت قبور در مجموع تواتر معنوی دارد؛ یعنی استفاده میشود که مضمون مشترک آن، که ارزش و استحباب زیارت قبور است، قطعاً از پیامبر اکرم9 صادر شده است. از سوی دیگر علمای بزرگ اهل سنت نیز برای زیارت قبور ارزش فراوان قائل شده و آن را مشروع و جایز دانستهاند.
افزون بر این زائر کنار قبور بزرگان دین و مذهب، بهویژه کنار قبر پیامبر9، به حضرت متوسل میشود و حاجات شرعی خود را از خدا درخواست میکند. این توسل نیز اگر به این دلیل باشد که صاحب قبر از اولیای الهی است و مأذون از جانب خدا در برآوردن حاجات است، چنانچه دعای مستقیم در پیشگاه خدا را تحتالشعاع قرار ندهد، با توحید خدا نیز سازگار است و بر خلاف پندار معدودی از سلفیون منتسب به اهل سنت شرک نیست و هیچ گونه اشکال شرعی ندارد، بلکه در طول توحید است و از استحباب و فضیلت و آثار نیکویی برخوردار است.
[1]. سطح چهار حوزه، تدریس خارج فقه، مؤسسه اسرا، گروه فقه saraviiiahmad@gmail.com
[2]. الرسائل الکبری، ج2، ص65.