نوع مقاله : از نگاهی دیگر
موضوعات
آسیب شناسی سرمایه اجتماعی حج با تاکید بر اندیشه امام خامنه ای؟مد؟
سیدمحمد علوی زاده[1]
چکیده
مناسک حج بهعنوان سرمایهای اجتماعی، معنوی و پایدار، ظرفیتی منحصر بهفرد برای تقویت انسجام و وحدت امت اسلامی فراهم میآورد. با این حال، در فرآیند تحقق این ظرفیت، آسیبها و چالشهایی نیز مشاهده میشود که میتواند به تضعیف سرمایه اجتماعی جهان اسلام بینجامد.
پژوهش حاضر با بهرهگیری از روش توصیفی - تحلیلی و با استناد به منابع جامعهشناختی، متون دینی و بیانات مقام معظم رهبری حضرت آیتالله خامنهای(مدظلهالعالی)، به واکاوی آسیبشناسانه سرمایه اجتماعی حج میپردازد.
هدف اصلی این نوشتار، شناسایی موانع اثرگذاری و کارآمدی این سرمایه عظیم، و ارائه تحلیلهایی برای رفع آنها به منظور ارتقاء وحدت، همگرایی و عزّت مسلمانان در عرصه جهانی است. یافتههای پژوهش نشان میدهد عوامل پیچیدهای به سرمایه اجتماعی جهان اسلام در حج آسیب میرساند که بخشی از آن آسیبها، همچون شکلگیری شبکههای انحصاری و بروز تبعیض، نتیجه عملکرد نادرست یا رشد نامتوازن سرمایه اجتماعی در حج است؛ در حالی که بخشی دیگر، مستقیماً عناصر کلیدی سرمایه اجتماعی اسلامی را هدف قرار داده و در پی تضعیف آنهاست.
کلیدواژهها: حج، سرمایه اجتماعی، سرمایه اجتماعی جهان اسلام، آسیبشناسی، امامخامنهای
مقدمه
منطقه جغرافیایی جهان اسلام از مناطق غنیِ جهان از نظر منابع طبیعی است که به ویژه منابع نفتی آنْ پشتوانه اصلی تمدن صنعتی و ماشینی است. به گونهای که اگر این مجموعه برای چند ماه نفت خود را به روی مشتریان ببندد، بیشترین بخش جهان - ازجمله کشورهای استعماری و استکباری - در تاریکی، سرما و واماندگی غرق خواهند شد. بهجز اینها فهرست امکانات امت اسلامی مشتمل بر صدها عنوان و سرفصل انسانی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است که هرکسی با ژرفبینی و بازنگری میتواند از آن آگاه شود.
با این وجود مشکلاتی گریبانگیر امت اسلامی شده و نگذاشته که این امت از آنهمه امکانات استثنایی و کارساز بهره ببرد. همین مسئله باعث شده ملتها و کشورهای اسلامی از قافله دانش عقب بیفتند و از ثروت عظیم مادی خود بیبهره باشند. همچنین در مسابقه بزرگ فرهنگی جهانْ مقهور فرهنگهای بیگانه، در سیاست بینالمللی تابع دیگران، و از لحاظ نظامی غالباً در معرض تجاوز و سرکوب قدرتهای استکباری باشند. با جرئت میتوان گفت که اگر مسلمانان از نظر سرمایه اجتماعی غنی و ثروتمند بودند، امروز نباید شاهد چنین مشکلاتی باشیم و مسلمانان جهان در برابر تهاجم فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادیِ قدرتهای استکباری و استعماری جهان، بهجای حالت تدافعی، باید موضع تهاجمی و فعال میداشتند و مانع دستبرد دشمن به منابع و سرمایههای عظیم مسلمانان میشدند.
در این میان حج ظرفیتها و فرصتهای بسیاری را فراهم میآورد که بهرهبرداری از آنها میتواند به تقویت سرمایه اجتماعی جهان اسلام در ابعاد مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی منجر شود. (علویزاده، 1396، ص56-80)
کارکردهای مهم حج در ارتقای سرمایه اجتماعی عبارتاند:
برخی از کارکردهای سیاسی حج در ارتقای سرمایه اجتماعی عبارتاند از: تزریق معنویت به سیاست (صالحی، 1389، ص101-119)، اعلان مواضع رسمی اسلام و دولت اسلامی نسبت به مسائل، شفافسازی در امور سیاسی، اجتماعی و اقتصادی که یکی از آنها اعلان برائت از مشرکان و کافران و مشخص کردن مرزهای خودی از غیرخودی است (حسینی، 1386، ص6)، احیای هویت سیاسی اسلامی مسلمانان و تقویت قدرت سیاسی مسلمانان در برابر مستکبران جهانی از طریق طهارت روح و روان (توان و اراده افراد را بالا میبرد)، همبستگی و انسجام اجتماعی در سه سطح فردی، ملی و فراملی و همچنین تقویت امنیت و قانونمداری مسلمانان و قیام آنها در برابر سلطه و رهایی از تحریمهای دشمنان با افزایش تبادل اطلاعات علمی و اقتصادی و تولید علم. (توبه: 28)
از کارکردهای مهم فرهنگی حج در ارتقای سرمایه اجتماعی میتوان به این مصادیق اشاره کرد: هنجار آفرینی و هویتسازی اجتماعی در قبل، هنگام و بعد از حج؛ احیای شعائر دینی، سنتها، ارزشها و معنویت از طریق غفلتزدایی؛ ایجاد رقت قلب؛ ایجاد فرصتی برای بندگی و لغو امتیازات دنیوی مردم، همچنین تقویت (شریف رضی، 1414ق، حکمت 244)[6] و تضمین بقای دین (کلینی، 1407 ق. ج8، ص228)[7] و مسلمانان. (ابن بابویه، بی تا، ص537)
از کارکردهای مهم اقتصادی حج در ارتقای سرمایه اجتماعی میتوان به مصادیق زیر اشاره کرد: افزایش رزق و تأمین مخارج مردم (کلینی، 1407ق، ج8، ص178)،[8] دفع و رفع فقر (کلینی،1407ق، ج8، ص186)،[9] افزایش تعاملات اقتصادی میان مسلمانان، دستگیری از تنگدستان (حج: 28) و برخورداری از برکات و منافع کوتاه و بلندمدت. (حج: 27 و 28)
با وجود همه این کارکردها برخی از آفتها و آسیبهای سرمایه اجتماعی در حج موجب از بین رفتن این فرصتها و گاهی تبدیل آنها به تهدید علیه سرمایه اجتماعی جهان اسلام میشود. ازاینرو نویسنده در این تحقیق بر آن است که با استفاده از منابع علوم اجتماعی و دینی، و فرمایشهای امامخامنهای، با شیوه توصیفی و تحلیلی به آسیبهای این سرمایه در حج بپردازد و آنها را ریشهیابی کند؛ به عبارت دیگر نویسنده در این پژوهش میخواهد به این پرسش پاسخ دهد که از منظر علوم اجتماعی و علوم دینی چه آسیبها و آفتهایی متوجه سرمایه اجتماعی جهان اسلام در حج است؟ امامخامنهای در این باره چه نظری دارند؟ این آسیبها و آفتها از چه ابعاد و جنبههایی ممکن است سرمایه اجتماعی جهان اسلام را تهدید کند؟
فرضیه نگارنده آن است که آسیبهای مختلفی از جهات فردی، اجتماعی و سیاسی متوجه سرمایه اجتماعی جهان اسلام است که این آسیبها ناشی از سوء مدیریت و دوری آحاد مسلمانان از آموزههای اسلام و دسیسههای دشمنان داخلی و خارجی است.
پیشینه
جلال درخشه و محسن ردادی (1390) در مقاله «کژکارکردهای سرمایه اجتماعی و نقش دین در بهبود آن» به بررسی کارکردهای منفی سرمایه اجتماعی پرداختهاند. سؤال اصلی این مقاله آن است که «آیا مذهب میتواند برای افزایش و بهبودِ کارکرد سرمایه اجتماعی به کار رود و از عوارض منفی سرمایه اجتماعی بکاهد؟».
یوسف فتحی (1401) در مقاله «حج به مثابه سرمایه اجتماعی با تأکید بر پیامهای آیتالله خامنهای به حجاج» با روش تحلیل مضمون به بررسی فرمایشهای امامخامنهای درباره حج میپردازد تا به این سؤال پاسخ دهد که «آیا حج میتواند به عنوان سرمایه اجتماعی در حل مسائل کشورهای اسلامی کاربرد داشته باشد؟».
نگارنده مقاله پیش رو (1393) در پایاننامه «حج و سرمایه اجتماعی» به موضوعاتی مثل سرمایه اجتماعی از منظر اسلام، آموزههای تقویتکننده سرمایه اجتماعی در اسلام، بررسی ارتباط حج با سرمایه اجتماعی، کارکردهای مثبت حج در ارتقای سرمایه اجتماعی جهان اسلام، کارکردهای منفی سرمایه اجتماعی در حج و آسیبشناسی سرمایه جهان اسلام در حج پرداخته است. مقاله «حج و ارتقای سرمایه اجتماعی جهان اسلام» (1396) هم مأخوذ از همین پایاننامه است.
تحقیق پیش رو هم به نوعی مأخوذ از پایاننامه فوق است، با این تفاوت که در این تحقیق بر فرمایشهای مقام معظم رهبری تأکید بیشتری شده است. بنابراین تحقیق پیش رو علاوه بر بررسی تطبیقی بینرشتهای آسیبهای سرمایه اجتماعی جهان اسلام در حج (از منظر علوم اجتماعی و دینی) سعی کرده است به فرمایشهای مقام معظم رهبری هم در این زمینه توجه کند.
مفهومشناسی سرمایه اجتماعی
«سرمایه» در اصطلاح اقتصادْ پول، کالا یا ابزاری است که اساس کسب و تجارت قرار بدهند یا پولی که در اصل به بهای چیزی داده شده که هرگاه بیشتر از آن فروخته شود، مبلغ اضافی سود خواهد بود.
با اینکه «سرمایه» یک اصطلاح اقتصادی است، ولی امروزه اندیشمندان، سرمایه فیزیکی، پولی و مالی را تنها سرمایه موجود در زندگی نمیدانند، بلکه آنها سرمایههای جدیدتری، ازجمله سرمایه اجتماعی،[10] معرفی میکنند که هرکدام اثرهای مهم و قابلتوجهی در توسعه همهجانبه و رشد اقتصادی دارند و در ادبیات جدید اقتصادی با اینکه در حقیقت ثروت و مال نیستند، اما به آنها بسیار بها داده شده است. (سعادت، 1387، ص41-56)
هرکدام از آنها نیز اگرچه تعاریف متفاوت از هم دارند، ولی به یکدیگر تبدیل میشوند و میتوانند باعث بازتولید همدیگر شوند و درنهایت همگی میتوانند به توسعه همهجانبه جامعه، به خصوص افزایش سرمایه اقتصادی و تولید ثروت، منتهی شوند. ازجمله این سرمایهها میتوان به سرمایه اقتصادی (مالی)، طبیعی، انسانی، اجتماعی، فرهنگی، مذهبی، معنوی، نمادین (سمبولیک) و سیاسی اشاره کرد که در این مقال مجالی برای پرداختن به آنها وجود ندارد.
با توجه به توضیح فوق مشخص شد که قید «اجتماعیِ» اصطلاح «سرمایه اجتماعی»، در برابر انواع دیگر سرمایه است.
اندیشمندان علوم اجتماعی سرمایه اجتماعی را در سه سطح فردی یا خُرد (فرد)، گروهی یا میانی (سازمان) و اجتماعی یا کلان (جامعه) مطالعه و بررسی کردهاند. (علینی، 1391، ص125؛ الوانی و سیدنقوی، 1381، ص16) همچنین با توجه به اینکه «سرمایه اجتماعی» یک مفهوم ترکیبی است و ابعاد مختلفی دارد که با یکدیگر در ارتباط هستند و یک تعامل چندسویه میان آنها بر قرار است، از جهات مختلفی ابعاد آن دستهبندی شده است. این سرمایه در یک دستهبندی به دو بُعد ساختاری (عینی یا نهادی) و شناختی (رابطهای) تقسیم میشود؛ در این دیدگاه سرمایه اجتماعی در صورتی پیامدهای مثبت به دنبال دارد که این دو بعد همزمان و به میزان کافی موجود باشند.
سرمایه اجتماعی شناختی ناظر بر کیفیت سرمایه اجتماعی است و مفهوم ذهنی و غیر ملموس دارد. بنابراین عناصر آن برای اندازهگیری قابلیت کمتری دارند. این بعد شامل: زبان، علائم و روایتهای مشترک است. در این بعد شاخصهایی نظیر اعتماد، هنجارها، تعهدها، روابط متقابل، تعیین هویت مشترک، مشارکت غیر رسمی همیارانه و خیریهای و مذهبی، شرکت در اتحادیهها، انجمنها، سازمانها و مؤسسات مدنی رسمی، آگاهی به امور عمومی- سیاسی و اجتماعی، گذشت، فرهنگ مدنی، باورها، عقاید، هنجارها و ارزشهایی که بین اعضای یک اجتماع مشترک است و باعث همکاری افراد آن اجتماع با همدیگر برای رسیدن به منافع مشترک میشود، مطرح هستند.
سرمایه اجتماعی ساختاری (عینی یا نهادی) ناظر بر کمیت سرمایه اجتماعی بوده که تشکیل و عملکرد سازمانهای رسمی و غیر رسمی محلی را منجر میشود و به عنوان ابزاری در جهت توسعه اجتماع تلقی میشود. این سرمایه بُعد ساختاری کنش جمعی منافع دوطرفه را تسهیل میکند. این بُعد شامل جنبههای قابل رؤیت و ملموس مفهوم سرمایه اجتماعی است؛ جنبههایی از قبیل گروهها، انجمنهای خیریهای، مذهبی، تشکلها، نهادهای محلی، سازمانها و شبکههای موجود در میان مردم که قادر به پیگیری اهداف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی هستند. بُعد ساختاری باعث ایجاد روابط افقی و روابط عمودی در جامعه میشود و از این طریق سرمایه اجتماعی کل جامعه را تقویت میکند. (علینی، 1391، ص127 و 128؛ شیخی و مقوم، ۱۳۹۰، کد مطلب: 84؛ ساروخانی و امانی کلاریجانی، کد مطلب 11024)
مرور بر ادبیات سرمایه اجتماعی نشان میدهد که در منظر اندیشمندان مفهوم سرمایه اجتماعی حول چهار مفهوم میچرخد که از این مفاهیم به عنوان ابعاد تحلیلی یاد شده است؛ این ابعاد عبارتاند از: آگاهی، اعتماد متقابل اجتماعی، مشارکت اجتماعی و ارتباطات اجتماعی. (مؤتمنی و دیگران، 1388، ص68)
در دستهبندی جامعتری سرمایه اجتماعی به ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی تقسیم میشود (علینی، 1391، ص127 و 128) که در بخش مقدمه و ذکر کارکردهای مثبت حج به برخی از مؤلفهها و عناصر آنها اشاره شد.
در جدول ذیل چکیدهای از تعاریف گوناگون اندیشمندان درباره سرمایه اجتماعی بیان شده است:
|
محورها |
تعریف |
کارکرد (هدف) |
سطح تحلیل |
|
بوردیو |
منابعی که دسترسی به کالاهای جمعی را فراهم میسازد و منافع عمومی را ارزیابی میکند. |
تولید سرمایه اقتصادی |
رقابتهای طبقاتی افراد در حال رقابت با هم (سطح خرد) |
|
پانتام |
شبکههای روابط اجتماعی که مشخصه آنها هنجارهای اعتماد و همیاری است. |
تسهیل کنش جمعی و کسب منفعت متقابل دستیابی به دموکراسی و توسعه اقتصادی |
مناطق، اجتماعات در مقیاسهای ملی و بینالمللی، یا نظام سیاسی در سطح ملی (سطح کلان) |
|
کلمن |
جنبههایی از ساختار اجتماعی که کنشهای منطقی را تسهیل میکند و اعضا از آن به عنوان منبعی برای رسیدن به منافع خود استفاده میکنند. |
تولید سرمایه انسانی |
افراد در گروههای فامیلی و اجتماعی (سطح خرد) |
|
فوکویاما |
مجموعهای از هنجارها یا ارزشهای غیر رسمی که موجب همکاری و تعاون اعضا میشود. |
ترویج همکاری، کارایی اقتصادی و در نهایت دستیابی به رشد و توسعه اقتصادی |
دولتها، فرهنگها و نظامهای ارزشی پیچیده (سطح کلان) |
|
نانلین |
دسترسی و استفاده از منابع نهفته در روابط و شبکههای اجتماعی |
تولید منابع قدرت و حفظ آنها |
افراد در شبکهها و ساختار اجتماعی |
|
بیکر |
منبعی که از طریق شبکههای فردی یا سازمانی قابل حصولاند |
تقویت بدهبستان و کنش متقابل |
گروهها و سازمانها (سطح میانه) |
تعاریف مختلف از سرمایه اجتماعی (کلمن و دیگران، 1384، ص170؛ توسلی و موسوی، 1382، ص22)
با توجه به مختلف بودن سطوح، ابعاد و عناصر سرمایه اجتماعی، و مختلف بودن اهداف محققان در نگاه به آن هر یک از این تعاریف ارائهشده، ناقص بوده و فقط به جنبهای خاص از سرمایه اجتماعی اشاره میکند. بنابراین باید از این مفهوم تعریفی ارائه داد که جامع و مانع موضوعات مد نظر اندیشمندان واضع این اصطلاح باشد.
به نظر نگارنده سرمایه اجتماعی منبعی است که در ساختارهای اجتماعی و روابط متقابل بین افراد یا گروهها و سازمانهای مختلف یک جامعه نهفته و ممکن است به ایجاد منافعی در ابعاد مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی، برای آن جامعه در سطوح فردی و جمعی منتهی شود (علویزاده، 1393، ص39)؛ مثال بارز سرمایه اجتماعی فوتبال است که در جدول ذیل جایگاه سرمایه اجتماعی آن در کنار سایر سرمایههای موجود نشان داده میشود.
|
زمین چمن و تجهیزات ورزشگاه |
سرمایه مادی - اقتصادی |
|
بازیکنان و مربیان تکنیکی |
سرمایه انسانی |
|
داوران بیطرف و قواعد تعریفشده و روشن بازی و رفتار اخلاقی بازیکنان |
سرمایه اجتماعی |
گرچه این سه دسته سرمایه مکمل یکدیگرند، اما ترتیب اهمیت آنها در صورت حذف تکتکشان مشخص میشود؛ چون اگر عدهای فوتبالیست در یک ورزشگاه باشند ولی هیچکدام حاضر نباشند که قواعد بازی را رعایت کنند یا هیچکس را به عنوان داور قبول نداشته باشند، هرگز بازی برگزار نمیشود. بنابراین در صورت فقدان سرمایه اجتماعی اصلاً بازی فوتبالی انجام داده نمیشود. اما اگر بازیکنان باتجربه و تکنیکی (سرمایه انسانی) وجود نداشته باشد، بازی بسیار بیرونق، ناپخته و غیر جذاب برگزار میشود. بنابراین در این حالت بازی آغاز میشود، ولی در دستیابی به اهداف خود موفق نیست. حال اگر بازیکنان تکنیکی و باتجربه حضور داشته باشند و داور بیطرف هم قواعد پذیرفتهشده را اعمال و نظارت کند، اما ورزشگاه وجود نداشته باشد، میتوان بازی جذاب و پرحرارتی را در یک زمین ساده انجام داد. (شیخی و مقوم، ۱۳۹۰، کد مطلب: 84)
آسیبهای سرمایه اجتماعی جهان اسلام در حج
بخشی از آسیبهای وارد بر سرمایه اجتماعی جهان اسلام معلول رشد نامناسب یا کارکردهای منفی سرمایه اجتماعی (مثل شبکهخواهی و تبعیض) است. بخش دیگر این آسیبها از آفتهایی ناشی میشود که مستقیماً عناصر و مؤلفههای سرمایه اجتماعی اسلام را هدف قرار داده و بدان ضربه وارد میکنند؛ ازجمله جهالت و تعصبات جاهلانه آحاد مسلمانان و دسیسههای دشمنان داخلی و خارجی که آنها را تبیین و تشریح میکنیم:
کارکردهای منفی سرمایه اجتماعی در حج
کارکرد منفی یا کژ کارکردهای سرمایه اجتماعی، یعنی مشکلی که از خود سرمایه اجتماعی برمیخیزند. اگر نهاد سیاست و دموکراسی در کشوری به اندازه کافی قوی نباشد، میتواند از سوی گروههای دارای سرمایه اجتماعی تهدید شود و اینجاست که سرمایه اجتماعی عواقب ناگواری به بار میآورد. یک نمونه معروف و تاریخی این وضعیت، جمهوری وایمار است که بعد از جنگ جهانی اول و فروپاشی امپراتوری آلمان، به دلیل نداشتن نهاد سیاسی قوی و کارآمد، تشکیل شد. مردم آلمان ناامید شدند و برای جبران ضعف دولت، به باشگاهها، انجمنهای داوطلبانه و سازمانهای تخصصی روی آوردند. این گروهها سرمایه اجتماعی درونگروهی زیادی داشتند و از میان همین انجمنها و گروهها بود که هیتلر توانست قدرت را به دست گیرد و آن فجایع را بیافریند. بنابراین ضعف نهادسازی سیاسی مشکل اصلی آلمان در دوران وایمار بود.
در شرایط ضعف حکومت و نهادهای سیاسی، میتوان کژکارکردهای بیشتری از سرمایه اجتماعی انتظار داشت. (درخشه و ردادی، 1390، ص78-79) عواملی مثل ضعف مدیریت حج از سوی دولت سعودی موجب بروز کژکارکردهایی در سرمایه اجتماعی جهان اسلام شده است که آنها را بررسی و تبیین میکنیم:
الف) شبکهخواهی
تحریک احساسات افراطی ناسیونالیستی، قومیتگرایی و فرقهگرایی یکی از کارکردهای منفی سرمایه اجتماعی است که در اصطلاح جامعهشناسی به آن «شبکهخواهی» گفته میشود و از بزرگترین آفتها و تهدیدها برای سرمایه اجتماعی جهان اسلام محسوب میشود که در حج هم نمود آن فراوان است. شبکهخواهی عناصر حیاتی سرمایه اجتماعی - از قبیل اعتماد، مشارکت، انسجام، همبستگی یا... - را هدف قرار میدهد و موجب تفرقه و از بین رفتن همبستگی بین اعضای جامعه و گروه میشود. برای مشخص شدن مفهوم اصطلاح شبکهخواهی لازم است بدانید که محققان به دو نوع متفاوت از این سرمایه اجتماعی - از حیث همجنس بودن یا نبودن اعضای این جامعه - اشاره کردهاند: (همان، ص73-94)
یک - سرمایه اجتماعی محدودکننده یا درونگروهی[11]
این نوع از سرمایه اجتماعی میان افرادی ایجاد میشود که ارتباط غیر رسمی، دوستانه و صمیمانهای باهم دارند؛ مانند دوستان، اعضای خانواده یا همسایگان. در این نوع سرمایه هرچه تعداد دوستان صمیمی بیشتر باشد، از سرمایه اجتماعی بیشتری میتوان بهره برد. معمولاً دوستان صمیمی در قبال یکدیگر احساس تعهد و مسئولیت دارند و به یکدیگر کمک میکنند. بدیهی است که در قبال دریافت این خدمات از دوستان وجهی دریافت نمیشود و فقط بر اساس رفاقت و اعتماد این اقدامات خیرخواهانه انجام میشود. دوستان صمیمی در قبال دریافت خدمت، خود را مدیون دوست خود میدانند و درصدد یافتن راهی برای جبران این لطف برمیآیند. این امر اعتماد به یکدیگر را افزایش داده و بستری برای روابط بیشتر فراهم میسازد.
فرد میتواند از سرمایه اجتماعی درونگروهی برای افزایش اهداف شخصی خود استفاده کند. کاملاً عقلانی است که افراد برای بهرهمند شدن از مواهب سرمایه اجتماعی به افزایش این نوع سرمایه بپردازند و از آن مانند داراییهای ارزشمند دیگر خود محافظت کنند؛ مثلاً به دیگران کمک کنند تا هنگام نیاز، از کمک دیگران بهرهمند شوند. خوشنامی و مورد اعتماد بودن سرمایه اصلی این افراد است. (امیری و رحمانی، 1385، ص67-68؛ درخشه و ردادی، 1390، ص73-94)
سرمایه اجتماعی درونگروهی تنها گروههای همجنس را پیوند میزند و بر معاشرتپذیری اجتماعی اثر منفی دارد، ازاینرو به سرمایه محدودکننده معروف است.
دو - سرمایه اجتماعی پیوندی یا برونگروهی[12]
سرمایهای که از رابطه رسمی و اعتمادبرانگیز میان افراد با خصوصیتهای مشترک کمتر و گروههای مختلف و ناهمگون برقرار میشود، «سرمایه اجتماعی پیوندی» یا «برونگروهی» نامیده میشود. سرمایه برونگروهی پل ارتباطی گروههای اجتماعی گوناگون است که بر سرمایه اجتماعی و توسعه جامعه اثر مثبت دارد. (نکونام، احمدی و عباسی چری، 1394، ص165)
رابطهای که در این نوع از سرمایه اجتماعی برقرار میشود بر اساس پیوندهای خویشاوندی یا روابط شخصی نیست. سرمایه اجتماعی پیوندی باعث میشود افراد و گروههای غیر همجنس با یکدیگر رابطه برقرار کنند. بنابراین این ارتباط از تشکیل گروههای کوچک مجزا در جامعه جلوگیری میکند. منافع و مزایای این نوع سرمایه اجتماعی، علاوه بر اینکه عاید افراد و گروهها میشود، به سطح جامعه نیز سرریز میشود و عموم جامعه هم از آن برخوردار میشوند. دولت یکی از نهادهایی است که از مزایای سرمایه اجتماعی پیوندی برخوردار میشود و گسترش آن را به سود خود میبیند.
دین، مذهب، سنتها و شبکههای اجتماعی ابزارهای مهمی هستند که میتوانند برای تولید سرمایه اجتماعی پیوندی به کار روند. این ابزارها روابط مؤثر و اعتمادبرانگیزی میان افراد و گروههای ناهمگن به وجود میآورند.
بهطور خلاصه سرمایه اجتماعی پیوندی حاصل پیوند خوردن غریبهها به یکدیگر است و این مهمترین عامل تمایز آن از سرمایه اجتماعی درونگروهی است.
جامعه متعادل به هر دو نوعِ سرمایه اجتماعی درونگروهی و پیوندی نیازمند است. سرمایه اجتماعی درونگروهی و پیوندی اگر با یکدیگر هماهنگ باشند، باعث افزایش تولید سرمایه اجتماعی میشوند. اما اگر این دو در حالت تعادل نباشند، در جهت تضعیف یکدیگر عمل خواهند کرد و این همان مشکلی است که متأسفانه جهان اسلام با آن مواجه است.
هرچه سرمایه اجتماعی درونگروهی بیشتر تقویت شود، ارتباط افراد آن گروه با گروههای مشابه کاهش مییابد و سرمایه اجتماعی پیوندی ضعیفتر میشود. سرمایه اجتماعی درونگروهی میتواند به تشکیل گروههای قومگرا، فرقهگرا، ناسیونالیست و دورافتاده از سایر گروههای اجتماعی منجر شود که در شکل افراطی آن شاهد افزایش رابطه منفی میان گروهها و پاکسازی قومی خواهیم بود. (شیخی و مقوم، ۱۳۹۰، کد مطلب: 84؛ درخشه و ردادی، 1390، ص73-94) همان چیزی که در بوسنی نسبت به مسلمانان و در افغانستان نسبت به شیعیان اتفاق افتاد و هماکنون در آفریقای مرکزی و میانمار در رابطه با پاکسازی قومی مسلمانان شاهد آن هستیم. (همانجا) همان چیزی که حکومت سعودی با تقویت و حمایت از گروههای تندروی تکفیری در حال انجام دادن آن است و متأسفانه مراسم عبادی سیاسی حج، که باید محلی برای تولید سرمایه اجتماعی پیوندی و وحدت مسلمین باشد، به جایی برای انتشار اندیشههای تکفیری و ضد تقریبی وهابیت تبدیل شده است.
امامخامنهای معتقدند که در صورت بیبرنامگی و ناآگاهیْ حج، که یک فرصت برای جهان اسلام است، میتواند به تهدید تبدیل شود و به عرصه انتقامگیری و عصبانیت شیعه از سنی، و سنی از شیعه و اهانت به مقدسات همدیگر مبدل شود. حجی که باید مظهر اتحاد، تفاهم، گفتوگو، همدلی و همکاری و نزدیک شدن مسلمانان با یکدیگر باشد، مرکز نفاق و اختلاف میشود. عدهای به زیارت، وظایف و اعتقادهای شیعه اهانت میکنند و عدهای به صورت عکسالعمل کارهای خلاف دیگری انجام میدهند. (خامنهای، بیانات در دیدار کارگزاران حج، 17/7/1389، https://khl.ink/f/10241)
ب) اعمال تبعیض علیه افراد خارج از گروه
یکی دیگر از کارکردهای منفی سرمایه اجتماعی در حج، اعمال تبعیض علیه افراد خارج از گروه است که با شبکهخواهی بسیار قریب و عجین است؛ چون هر دو محصول رشد نامتعادل سرمایه اجتماعی درونگروهی و ضعیف شدن سرمایه اجتماعی برونگروهی هستند.
سرمایه اجتماعی در گروههایی تولید میشود که اعضای آن مشابهتهایی داشته باشند. گروههایی که متشکل از افراد نامتجانساند، نمیتوانند سرمایه اجتماعی مؤثری به وجود آورند. بنابراین کسانی به عضویت گروه درمیآیند که با سایرِ اعضای گروه هماهنگ باشند و خودبهخود از ورود افراد «متفرقه» و «متفاوت» جلوگیری به عمل میآید.
گروهها تمایل دارند که اعضای خود را از میان افراد همنژادی که از طبقه متنفذ و صاحب قدرتاند برگزینند. هر گروه مولد سرمایه اجتماعی، پیوندهای میان اعضای گروه خود را مستحکم میکند و برای حفظ این پیوندها سعی میکند افراد غیر عضو را نهتنها نادیده بگیرد، بلکه تا حد توان، آنها را از منافع به وجود آمده در این گروه محروم کند. گاهی این رفتار به قدری افراطی میشود که به دشمنی با افراد غیر عضو منجر میشود. در انحصار نگهداشتن منافع گروه مستلزم طرد غربیهاست. انسجام میان اعضای گروهیِ برخوردار از سرمایه اجتماعی میتواند بهقدری تقویت شود که موجب دشمنی با افراد غیر عضو شود. (درخشه و ردادی، 1390، ص80-98)
ازجمله اقدامات تبعیضآمیز حکومت سعودی میتوان به رفتارهای نامناسب آنها با حجاج برخی از کشورها - ازجمله قطر، ایران، لیبی، فلسطین، یمن و سوریه - و حتی منع آنها از ورود به سرزمین حجاز و ادای مناسک حج اشاره کرد. (سرویس بینالملل خبرگزاری رسا، ۱۳۹۸، کد خبر: ۶۰۶۸۳۶؛ شیعهنیوز، ۱۳۹۷، کد خبر: ۱۶۸۶۸۳؛ ووسکرسنسکی، 2017، کد خبر: 201708162777236)
در چند سال اخیر اغلب مردم یمن از سوی حکومت سعودی از ادای فریضه حج و زیارت بیتالله الحرام باز داشته شدهاند و بخشی از یمنیها هم که در خارج از یمن اقامت دارند، در شرایط بسیار دشواری موفق به ادای فریضه حج شدهاند؛ بهطوریکه از خدمات ضروری و لازم هم بهرهمند نیستند. (گروه بینالملل باشگاه خبرنگاران جوان، ۱۳۹۷، کد خبر: ۶۶۳۹۶۳۳)
مقام معظم رهبری ضمن انتقاد اعمال تبعیض توسط آل سعود نسبت به حجاج ایرانی و بسته شدن حج برای ایرانیان، پس از حوادث دهشتناک منا در سال 1395، این اقدام آنان را مصداقی از مفهوم قرآنی صدّ عن سبیلالله و المسجد الحرام)[13] (حج: 25) معرفی میکنند. (خامنهای، پیام به مسلمانان جهان به مناسبت فرارسیدن موسم حج، ۱۳۹۵/۰۶/۱۵، https://khl.ink/f/34269) این در حالی است که از منظر ایشان احرام در حج به معنای برداشته شدن هر چیزی است که مایه تبعیض و تفاخر باشد (خامنهای، بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران حج، 15/8/1387، https://khl.ink/f/4205) و موجب یکسان شدن آحاد و همگانی کردن فرصتهاست (پیام به حجاج بیتالله الحرام، ۱۳۹۸/۰۵/۱۹، https://khl.ink/f/43199) و آیین برائت در حج به معنای بیزاری از نژادپرستی و تبعیض بر اساس جغرافیا و نژاد و رنگ پوست است. (همانجا)
الف) جهالت
یکی از ابعاد مهم تحلیلی سرمایه اجتماعی، آگاهی است که شرط اولیه برای مشارکت اجتماعی است. در جاییکه افراد از ماهیت مسائل اجتماعی آگاه نیستند یا ابزارهای موجود از جوابگویی به این مشکلات قاصرند، فرصتهای مشارکت اجتماعی هم پائینتر خواهد بود. (مؤتمنی و دیگران،1388، ص68)
به فقدان آگاهی یا شناخت، جهل یا جهالت گفته میشود و همانطور که امام علی7 فرمودهاند، ریشه هر شری است: «اَلْعِلْم اَصْلُ کلِ خَیرِ... وَالْجَهلُ اَصْلُ کلِ شَر»؛ «علم ریشه هر خیر و جهل ریشه هر شری است». (تمیمی آمدی، 1410ق، ص48) ازاینرو بسیاری از مواضع خصمانه پیروان برخی مذاهب نسبت به برخی دیگر در موسم حج و غیر آن، نتیجه بیخبری و جهل به عقاید و دیدگاههای راستین یکدیگر است. ازآنجاکه هیچگاه اینها به یکدیگر نزدیک نشدهاند و با هم گفتوگو نکردهاند، از مواضع یکدیگر مطلع نیستند و تنها از گمانهای باطل و پیشذهنیتهای نادرست پیروی کردهاند؛ برای نمونه بسیاری از باورهای شگفت و دیدگاههای نادرستی که گروهی از اهل سنت و وهابیت به شیعه نسبت میدهند - نظیر اعتقاد به تحریف قرآن (ابن طاووس، بی تا، ص144؛ المعتزلی، ۱۴۲۲ق، ص405؛ اشعری، ۱۴۰۰/ ۱۹۸۰، ص۴۷)، خیانت جبرئیل در وحی و اینکه شیعه به الوهیت حضرت علی7 معتقد است، خون همه مسلمانان را مباح میداند، به عده زنان قائل نیست و جبرئیل را دشمن میداند (ابن عبدربه، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۲۵۰؛ ابن جوزی، ۱۳۸6ق، ج۱، ص۳۳۹؛ ابن تیمیه، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۲۷ و ۳۲؛ عدوی، بیتا، ص۱۵؛ ابن عثیمین، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۳۲۱) - هیچ اساسی در مذهب شیعه ندارد و بهتان صرف است.
متأسفانه همین تصویر موهوم و ذهنیت بیاساس از عقاید و دیدگاههای شیعه، که ممکن است حاصل غرضورزی و دسیسه دشمنان اسلام بوده باشد، برخی مفتیان سنی وهابی را از دیرباز بهاشتباه انداخته و به موضعگیریهای تند و خشن در برابر مذهب شیعه واداشته است. (بابایی آریا، 1386، ص26)
تردیدی نیست که گفتوگوی صحیح و سازنده میان شیعه و اهل سنت بهآسانی نشان خواهد داد که چنین موضعگیریهای عجولانهای تنها یک سوء تفاهم و برخاسته از یک جهل تاریخی نسبت به مذهب شیعه بوده است. (همان، ص27)
مقام معظم رهبری درباره ظرفیتهای حج در زدودن جهالت میفرماید:
تبادل دانستهها و داشتهها میان مردم کشورها و مناطق دور از هم، و تعمیم آگاهیها و تجربهها و خبرگیری از وضع و حال یکدیگر و زدودن بدفهمیها و نزدیک کردن دلها و انباشتن توانها برای مقابله با دشمنان مشترک، دستاورد حیاتی و بسی بزرگ حج است که با صدها گردهمایی مرسوم و معمول نمیتوان آن را به دست آورد. (پیام به حجاج بیتالله الحرام، ۱۳۹۸/۰۵/۱۹،https://khl.ink/f/43199)
ب) تعصب
قرآن از تعصبهای قومی و قبیلهای با عنوان «الحمیة الجاهلیة» یاد کرده و آن را از ویژگیهای کفّار، و نه مسلمانان، برشمرده است. (فتح: 26) درحالیکه خردورزی و آزاداندیشی را ویژگی بندگان رهیافته خداوند دانسته و کسانی که به دور از تعصبهای جاهلانه نظرهای مختلف را میشنوند و از نظر درستتر و صحیحتر پیروی میکنند، بشارت داده است. (زمر: 17 و 18)
امیرالمؤمنین امام علی7 نیز شیطان را پیشوای متعصبان و بنیانگذار تعصب دانسته (شریف رضی، 1414ق، خطبه 192) و تأکید فرموده که تعصب در میان مسلمانان نتیجه دستاندازیها و دسیسههای شیطانی است. (شریف رضی، 1414ق، خطبه 189) آن حضرت پیروان خود را از چنین تعصبی بر حذر داشته و آن را زمینهساز دشمنی و دام شیطان برشمرده که امّتهای پیشین و قرون گذشته را فریفته ساخته است. (شریف رضی، 1414ق، خطبه 189)
امام جعفر صادق7 نیز عصبیت را از سپاهیان جهل دانسته، و یکجا در برابر انصاف و جای دیگر در برابر همبستگی یاد فرموده است. (کلینی،1407 ق، ج1، ص22 و 23) چنین تعصبی نزد شیعه تااندازهای نکوهش شده و مرحوم کلینی در کتاب کافی بابی را به ذکر احادیث مربوط به آن اختصاص داده است. (همان، ص307)
حج با گردهم آوردن مسلمانان از مذاهب و فرهنگهای مختلف، میتواند باعث تقویت تعصبات جاهلانه شود که مانع اصلی وحدت مسلمانان و تقویت سرمایه اجتماعی جهان اسلام است. تعصبات بیپایه برخی پیروان مذاهب نسبت به عقاید خود، علاوه بر ایجاد شبکهخواهی و اعمال تبعیض، همبستگی مسلمانان را، که یکی از ارکان اساسی سرمایه اجتماعی است، تضعیف میکند. این تعصبات توان ارزیابی بیطرفانه و داوری منصفانه را سلب کرده و جایگزین تحقیق و اعتدال، تقلید کورکورانه و خشونت میشود. به جای انصاف، لجاجت و تحجّر به وجود میآید که موجب بروز تنشها و مانع از تحقق وحدت و همدلی در میان مسلمانان میشود. علاوه بر این کسانی که در حج قدرت بیشتری دارند و گاهی مجری آن هم هستند، با تقویت و دامن زدن به این تعصبات، بر گسترش اختلافات و تفرقه میان مسلمانان میافزایند. برای جلوگیری از این مشکلات، مدیریت مؤثر و ترویج فرهنگ همبستگی در حج ضروری است.
به نظر مقام معظم رهبری خطر درونی و دشمن قدیمی امت اسلامی کجفهمی، جمود و تحجّر است. (خامنهای، پیام به حجاج بیتالله الحرام، 28/12/77، https://khl.ink/f/2934) تحجر تراوش افکار، قلمها و زبانهایی است که خواسته یا ناخواسته در خدمت اهداف غیر اسلامی قرار میگیرند و ابزاری در دست دشمنان هوشیار و توطئهگر اسلام واقع میشوند. (خامنهای، پیام به حجاج بیتالله الحرام، 26/3/1370، https://khl.ink/f/2464) آری، این تحجّر باعث میشود که افکار و اقدامات تفرقهافکن در خدمت اهداف دشمنان اسلام قرار گیرد، بهطوری که این دشمنان از آن برای تضعیف وحدت و انسجام مسلمانان استفاده میکنند. به این ترتیب تحجّر بهجای تقویت ارتباطات اجتماعی و فرهنگی میان مسلمانان، آنها را در برابر یکدیگر قرار میدهد و مانع رشد و بهرهبرداری از سرمایه اجتماعی اسلام میشود.
ج) فقدان منطق و اخلاق
حج، به عنوان یکی از اجتماعهای بزرگ مسلمانان، میتواند تحت تأثیر فقدان منطق و اخلاق در میان برخی از پیروان، به ابعاد مختلف سرمایه اجتماعی اسلام آسیب بزند. نبود منطق و اخلاق، اعتماد، مشارکت، همبستگی، همدلی و اتحاد میان مسلمانان را تضعیف میکند. وقتی برخی از مسلمانان در حج به جای برخورد منطقی و اخلاقی، به تعصبات و رفتارهای نادرست روی میآورند، فضای مناسبی برای همبستگی و اتحاد شکل نمیگیرد. این امر نهتنها مانع بهرهبرداری از فرصتهای معنوی حج میشود، بلکه مشکلات زیادی در جامعه اسلامی به وجود میآورد و سرمایه اجتماعی را به خطر میاندازد.
فقدان منطق و اخلاق از سوی برخی از مسلمانان ابعاد مختلف سرمایه اجتماعی مسلمانان - ازجمله اعتماد، مشارکت، همبستگی، همدلی و اتحاد - را هدف قرار میدهد و مشکلات زیادی ایجاد میکند. خشم، کینه، دشنام و خشونت نیز در خلأ منطق و اخلاق بروز میکند. تکفیر مذاهب و شخصیتهای اسلامی همواره بازیچه دست کسانی بوده است که در عرصه منطق و اخلاق کم آوردهاند و از خشونتی بیجا رنج میبرند. اینها بهجای انتقاد، توهین میکنند و بهجای بررسی، تهمت میزنند و از گفتن دروغهای بزرگ و دادن نسبتهای نادرست باکی به خود راه نمیدهند. (بابایی آریا، 1386، ص25) در ظرف حج، این فقدان منطق و اخلاق به شکل بروز تعصبات جاهلانه و خشونتهای فکری و رفتاری نمایان میشود که سرمایه اجتماعی مسلمانان را تضعیف کرده و فرصتهای همبستگی و اتحاد را از بین میبرد. امام خامنهای در این باره میفرمایند:
معنویت و اخلاقی... که جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی جزو اصول خود قرار داده است را نباید با دینداریهای متحجّر، بی منطق و ایستایی، که در بسیاری از جوامع وجود دارد، اشتباه گرفت. آن دینداریها فقط به ظاهر و در زبان هستند. ولی در عمل با ایستایی، تحجّر و عدم فهم مسیر سعادت برای جامعه و انسان مساوی هستند. (خامنهای، بیانات در مراسم سیزدهمین سالگرد رحلت امام خمینی=، ۱۳۸۱/۰۳/۱۴، https://khl.ink/f/3126)
تندخویی و سنگدلی موجب دفع و فرار قلبهاست و برعکس آن، نرمخویی و مهربانی مثل آهنربایی قوی موجب جذب قلوب مردم میشود. خداوند منان در قرآن کریم سرّ حمایت و استقبال مردم از رسول خدا9 و اینکه آن حضرت توانست دلهای متشتت و دور از هم را دور هم جمع کند، اینچنین معرفی میکند:
(فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ). (آلعمران: ۱۵۹)
پس به [برکت] رحمت الهى با آنان نرمخو [و پرمهر] شدى و اگر تندخو و سختدل بودى قطعا از پیرامون تو پراکنده مىشدند.
دسیسه دشمنان
بدون تردید اگر علت نیمی از اختلافات تاریخی میان پیروان مذاهب اسلامی، ضعفهای اخلاقی، جهالتها و تعصبهای برخی پیروان مذاهب اسلامی بوده باشد، نیم دیگر آن محصول توطئه دشمنان اسلام است؛ دشمنانی که منافع سیاسی و نامشروع خود را در گرو اختلاف مسلمانان و درگیریهای مذهبی مییافتند و با سوء استفاده از ضعفهای اخلاقی، جهالتها و تعصبهای مردم موانع فراوانی بر سر راه همبستگی و اتحاد مذاهب اسلامی قرار دادهاند. (بابایی آریا، 1386، ص29) این دشمنان به دو دسته داخلی و خارجی تقسیم میشوند:
الف) دشمنان داخلی
دشمنان داخلی جهان اسلام در حج با بهرهگیری از تعصبات مذهبی و قومی، اختلافافکنی و تفرقهپراکنی، سرمایه اجتماعی جهان اسلام را نابود میکنند. این افراد از اجتماع بزرگ حج، که نماد وحدت و همبستگی مسلمانان است، برای تقویت تعصبات جاهلانه و ایجاد اختلافات مذهبی و سیاسی استفاده میکنند. با ترویج تکفیر، تحقیر مذاهب دیگر و ایجاد فضای خصمانه، این دشمنان اعتماد میان مسلمانان را تضعیف کرده و همبستگی و مشارکت را خدشهدار میسازند.
در این فضای مسموم، به جای تقویت روحیه برادری و اتحاد، مسلمانان به گروههای متخاصم تقسیم میشوند و فرصتی که میتوانست برای تقویت سرمایه اجتماعی و ایجاد همبستگی میان امت اسلامی به کار رود، از دست میرود. این رفتارها در نهایت به تضعیف جایگاه حج، به عنوان محور وحدت و سرمایه اجتماعی پایدار برای جهان اسلام، منجر میشود.
دشمنان داخلی همان مستکبران و منافقانی هستند که منافع خود را در اختلاف بین مردم میبینند. از خصوصیات آنها، که در قرآن بدان اشاره شده، آن است که برعکس مؤمنان امر به منکر و نهی از معروف مىکنند (توبه:۶۷)؛ یعنی سعى مىکنند که فساد همه جا را بگیرد و معروف و نیکی از جامعه برچیده شود تا بهتر بتوانند در چنان محیط آلودهاى به اهداف شومشان برسند. (مکارم شیرازى، 1374، ج8، ص30) همچنین در قرآن آمده است که دشمنان داخلی مردم را از انفاق باز میداشتند (منافقون: 7) و با برگزاری جلسات سری شبانه (نساء:۸۱) برعلیه پیامبر و مسلمانان توطئه میکردند؛ مثل نقشه اخراج مسلمانان از مدینه (منافقون: 8) یا ترور پیامبر (توبه:48) که هر دوی این نقشهها ناکام ماند.
در طول تاریخ بزرگترین دشمن اسلام و مسلمانان، که نقش غیر قابل انکاری در نهادینه شدن تفرقه و اوجگیری درگیریهای مذهبی داشته، شجره ملعونه بنیامیه بوده است. هرچند بسیاری از اهل سنت به خاطر باور غلط خود مبنی بر عدالت صحابه و وجوب پیروی از حاکمان جائر، این واقعیت تاریخی را نادیده میگیرند، اما تردیدی نیست که معاویه و حزب او و فرزند شومی که بر جامعه اسلامی مسلط ساخت (با برافروختن آتش جنگ داخلی، برپاساختن فتنه مسلمانکشی، تخریب و تضعیف پیشوایان مشروع مسلمانان - مانند امیرالمؤمنین علی7 و امام حسن7 - و تطمیع و تهدید یاران ایشان، ترور شخصیتهای پاک و برجستهای از صحابه و خاندان پیامبر9 و در رأس آنان امام حسین7، و با تسلط بر احساسات مردم سادهلوح و تحریک آنان بر ضد اهل بیت:، ترویج نفرین و دشنامگویی بر اهل بیت پیامبر9در مساجد و منابر، گسترش فساد اخلاقی و سیاسی، تبدیل خلافت اسلامی به پادشاهی موروثی، تحکیم پایههای زورگویی و بهرهکشی و سلب امنیت مخالفان، قتل و غارت، ظلم به پیروان برخی مذاهب اسلامی - به ویژه شیعیان - و جنایات هولناک دیگر که برای هرکدام اسناد و شواهد تاریخی فراوانی وجود دارد، بیشترین و عمیقترین تأثیر را - در پیدایش انحراف و ظهور برداشتهای جاهلانه از دین و گسترش دستهبندیها و نزاعهای مذهبی - در میان مسلمانان بنا گذاشتند. (بابایی آریا، 1386، ص29)
پس از بنیامیه، بنیعباس هم به این راه ناهموار ادامه دادند و با سیاستهایی مشابه، شکافهای موجود میان مذاهب اسلامی را افزودند و به ویژه با جانبداریهای سیاسی و یکسویه از برخی مذاهب اسلامی و مبارزه با مذاهب دیگر پیوند امت را بیشازپیش گسستند. نمونه برجسته این سیاست نامبارک، حمایت همهجانبه از مذهب معتزله در برابر مذهب اهل حدیث تا پیش از متوکل عباسی، و سپس تغییر موضع ناگهانی به سود اهل حدیث و مبارزه بیرحمانه با معتزله از زمان متوکل بود. درواقع اینها نه به مبانی و دیدگاههای مذهبی معتزله باور داشتند و نه برای مبانی و دیدگاههای مذهبی اهل حدیث دل سوزاندند؛ بلکه اینان منافع سیاسی خود را دنبال میکردند و هر دو گروه را به یک میزان دشمن بودند. (همان، ص30)
پس از پایان سلسله عباسیان و دگرگونیهای بنیادین در دستگاه خلافت، باز هم بسیاری از ارباب قدرت و سیاست، به راه گذشتگان رفتند و در راستای اصلاح وضعیت موجود هیچ گامی برنداشتند. گویی اینان نیز منافع خود را در گرو اختلاف امت مییافتند و با به راه انداختن نزاعهای بعضاً خونینِ مذهبی اهداف مشابهی را دنبال میکردند. در این راستا میتوان به تقابل تاریخی دولت صفوی از یک سو و دولت عثمانی از سوی دیگر اشاره کرد. متأسفانه این روند تاریخی را سرِ ایستادن نیست و اکنون شاهد هستیم که افزون بر زورمندان شرق و غرب، که اساساً با اسلام و نوع نگرش آن مشکل دارند، برخی از دولتهای اسلامی نیز بیتوجه به مصالح درازمدت خود بر اختلافات قومی و مذهبی جهان اسلام دامن میزنند و خواسته یا ناخواسته در راستای اهداف شوم مستکبران و برتریجویان حرکت میکنند. (همان، ص31)
در دوران معاصر و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و گسترش تفکر آن در سرزمینهای اسلامی برای مقابله با این موج، از سوی پادشاهان و حکام مستبد کشورهای اسلامی، و با صرف هزینههای هنگفت، ترفند ایرانهراسی و شیعههراسی به وجود آمد و این موج را یک حرکت شیعی به معنای فرقه آن تبلیغ کردند و بر طبل تفرقه میان شیعه و سنی کوبیدند. دقیقاً همان چیزی را که مستکبران جهانی میخواستند. در این راستا بعضی از عالمنمایان نادان هم صریحاً به کفر بعضی از فرق اسلامی فتوا دادند. (خامنهای، پیام به کنگره عظیم حج، 28/2/1372، https://khl.ink/f/2669)
در اینجا باید اشاره کرد که جریان وهابی معاصر - به عنوان مجموعه شومی که همه موانع همبستگی از رذائل اخلاقی، جهالت، تعصب جاهلانه و دسیسه دشمنان را گرد آورده است - سد بزرگی در برابر وحدت پیروان مذاهب اسلامی است. این جریان افراطی با مشرک دانستن مسلمانان و تکفیر کسانی که عقاید وهابیت را نمیپذیرند، عملاً هیچ راهی برای گفتوگو و تعامل صحیح و سازنده مذاهب باقی نمیگذارد.
امروز در رأس فتنهگران جهان اسلام، مفتیان کجاندیش وهابی قرار دارند که گویی جز تکفیر و تفسیق و حکم قتل و غارت چیزی نمیدانند و دستان خود و پیروان سادهلوح خود را تاکنون به خون هزاران مسلمان بیگناه آلوده کردهاند. اکنون نیز با برپا کردن فتنه در کشورهای اسلامی - به ویژه سوریه، عراق، افغانستان و... - غوغایی نو علیه سایر فرق اسلامی، به ویژه شیعه، به راه انداختهاند. (بابایی آریا، 1386، ص32)
امامخامنهای درباره لزوم شناخت آل سعود، که در واقع حامی جریان وهابیت است، و خارج کردن مدیریت حج از دست آنان به دست مسلمانان میفرمایند:
جهان اسلام، اعم از دولتها و ملتهای مسلمان، باید حاکمان سعودی را بشناسند و واقعیت هتاک و بیایمان و وابسته و مادی آنان را به درستی درک کنند. باید به خاطر جنایاتی که در گستره جهان اسلام به بار آوردهاند، گریبان آنها را رها نکنند. باید بهخاطر رفتار ظالمانه آنان با ضیوف الرّحمان، فکری اساسی برای مدیریت حرمین شریفین و مسئله حج بکنند. کوتاهی در این وظیفه، آینده امت اسلامی را با مشکلات بزرگتری مواجه خواهد ساخت. (خامنهای، پیام به مسلمانان جهان به مناسبت فرارسیدن موسم حج، ۱۳۹۵/۰۶/۱۵، https://khl.ink/f/34269)
مقام معظم رهبری در ضمن انتقاد از بسته شدن حج برای ایرانیان پس از حوادث دهشتناک منا در سال 1395 آنها را اینچنین معرفی میکنند:
آنان که حج را به یک سفر زیارتی - سیاحتی فروکاسته و دشمنی و کینه خود با ملت مؤمن و انقلابی ایران را در زیر عنوان «سیاسی کردن حج» پنهان ساختهاند، شیطانهایی خُرد و حقیرند که از به خطر افتادنِ مطامع شیطان بزرگ، آمریکا، به خود میلرزند. حکام سعودی که امسال صدّ عن سبیلالله و المسجد الحرام کرده (بازداشتن از راه خدا و مسجدالحرام) و راه حجّاج غیور و مؤمن ایرانی به خانه محبوب را بستهاند، گمراهانی روسیاهاند که بقای خود بر اریکه قدرت ظالمانه را در دفاع از مستکبران جهانی و همپیمانی با صهیونیسم و آمریکا و تلاش برای برآوردن خواسته آنان میدانند و در این راه از هیچ خیانتی رویگردان نیستند. (همانجا)
ب) دشمنان خارجی
دشمنان خارجی جهان اسلام در حج با استفاده از روشهای مختلف به تخریب سرمایه اجتماعی مسلمانان میپردازند. آنها با دامن زدن به اختلافات مذهبی، قومی و سیاسی تلاش میکنند وحدت مسلمانان را از بین ببرند و با ترویج افکار افراطی و خشونتآمیز، فضای حج را متشنج، و همبستگی میان مسلمانان را تضعیف کنند. همچنین از ابزارهای رسانهای و تبلیغاتی برای تحریف پیام صلح و وحدت حج استفاده میکنند تا آن را به منبع تفرقه و نزاع تبدیل کنند. نفوذ عوامل جاسوسی و سیاسی در میان مسلمانان نیز به جمعآوری اطلاعات و تشدید اختلافات کمک میکند. این اقدامات به کاهش اعتماد، مشارکت و همدلی در جامعه اسلامی منجر شده و فرصتهای بزرگ حج برای تقویت سرمایه اجتماعی و اتحاد مسلمانان را نابود میکند. دشمنان خارجی (مشرکان، بتپرستان و برخی از یهود و نصارا) در طول تاریخ اسلام دشمنی خود را بارها و به اشکال مختلف، که اغلب با دشمنان داخلی متحد بوده، ثابت کردهاند.
از منظر امامخامنهای دشمنان خارجی در دوران معاصر و به منظور استعمار و چپاول بیشتر دنیای اسلام، دور کردن مسلمانان از مسائل اساسی از قبیل مسئله فلسطین و جلوگیری از انقلابهای آزادیخواهانه و استقلالطلبانه، لحظهای بیکار نماندهاند و یکی از حربههای اساسی آنان، ایجاد تفرقه است و اسباب تفرقه هم از قبیل اختلافات فرقهای، قومیتی - همچون اختلافات شیعه و سنی، عرب و عجم، آسیایی، آفریقایی و... - فراواناند. بنابراین عمده کردن ناسیونالیسمهای عربی، تورانی و فارسی، و تعصبهای فرقهای را شروع کردند. اما در این میان اثرگذارترین اسباب تفرقه، اختلافات موجود بین شیعه و سنی است. (خامنهای، پیام به کنگره عظیم حج، 28/2/1372، https://khl.ink/f/2669)
رهبر معظم انقلاب در این باره میفرمایند:
امروز فریاد تفرقه از سوی دشمنان اسلام بلند میشود. مسئله شیعه و سنی را امروز آمریکائیها و انگلیسیها مطرح میکنند؛ این برای ما ننگ است. تحلیلگران آمریکائی و انگلیسی و غربی، جزو مسائلی که مطرح میکنند، روی آن مطالعه میکنند، روی آن تأکید میکنند، این است که بیاییم اسلام سنی را از اسلام شیعی جدا کنیم و بین اینها درگیری به وجود بیاوریم. دشمن میخواهد این کار را بکند؛ همیشه همینجور بوده است.
همیشه دشمنان دنیای اسلام سعی کردهاند از اختلافات مذهبی و قومی و جغرافیائی و منطقهای حداکثر استفاده را بکنند. امروز ابزارهای مدرن را در استخدام این کار، به کار گرفتهاند. این را باید ما متوجه باشیم، بیدار باشیم. میخواهند ما را به همدیگر مشغول کنند تا از آن نقطه اصلی که ما باید متوجه به آن باشیم، منصرف کنند. میخواهند اقوام مسلمان، ملتهای مسلمان، مذاهب مسلمان - از شیعه و سنی و غیر اینها - را متوجه به هم کنند تا مسئله اسرائیل فراموش شود. ماجرای غصب فلسطین باید ما را به هم نزدیک میکرد. اینها دارند از همین مسئله برای دور کردن ما استفاده میکنند. (خامنهای، بیانات در دیدار کارگزاران حج، 30/9/1383، https://khl.ink/f//3264)
از دیگر دسیسههای دشمنان خارجی در دوران معاصر میتوان به ترویج جدایی دین از سیاست و معرفی اسلام به عنوان یک تجربه فردی، که هیچ کاری به مسائل زندگی از قبیل حکومت و سیاست و اقتصاد و غیره ندارد، اشاره کرد (خامنهای، پیام به کنگره عظیم حج، 28/2/1372، https://khl.ink/f/2669) که موجب بروز اختلافات شدید بین گروههای اسلامگرا و سکولار شده است. بهطوریکه بهانه جدید حاکمان سکولار عربستان برای منع از مراسم برائت در حج سیاسی نکردن آن است. (خامنهای، پیام به مسلمانان جهان به مناسبت فرارسیدن موسم حج، ۱۳۹۵/۰۶/۱۵، https://khl.ink/f/34269)
علاوه بر موانع اخلاقی، جهالت و تعصبات جاهلانه آنچه باعث مؤثرواقعشدن دسیسههای دشمنان داخلی و خارجی میشود، کوتاهی، غفلت، بدکرداری و خیانت از درون امت اسلامی است که بهصورت مصادیق ذیل نمود پیدا میکند:
نتیجهگیری
از مجموعه مطالب بیان شده در این تحقیق میتوان به این نتیجه رسید که آسیبهای وارده بر سرمایه اجتماعی جهان اسلام در حج را میتوان از سه عامل مختلف فردی، اجتماعی و سیاسی، به صورت درهمتنیده و مرتبط بررسی کرد. حج، به عنوان بزرگترین اجتماع مسلمانان، نهتنها فرصتی برای تقویت سرمایه اجتماعی جهان اسلام است، بلکه میتواند در صورت عدم مدیریت صحیح و بروز عوامل منفی به بستری برای تضعیف این سرمایه تبدیل شود.
عامل اجتماعی مربوط به کارکرد منفی سرمایه اجتماعی در حج است؛ برای مثال شبکهخواهی و اعمال تبعیض علیه افراد خارج از گروه، در این اجتماع عظیم میتواند بهوضوح دیده شود. این رفتارها که نتیجه تقویت نامتعادل سرمایه اجتماعی محدودکننده و درونگروهی هستند، در حج به تضعیف سرمایه اجتماعی کلان و همبستگی امت اسلامی منجر میشوند. حج، که میتواند فرصتی برای پیوند و تعامل میان مسلمانان با مذاهب و قومیتهای مختلف باشد، در نتیجه این کارکردهای منفی به محلی برای تقویت تبعیضها و تعصبات تبدیل میشود.
از عوامل فردی آسیبرسان در حج میتوان به جهالت، تعصبات جاهلانه و فقدان منطق و اخلاق در رفتار برخی از شرکتکنندگان اشاره کرد. این عوامل فردی، فرصت حج برای ایجاد تعاملات مثبت و همدلی را محدود کرده و به بروز تنشها و اختلافات دامن میزنند.
در نهایت، دسیسههای دشمنان داخلی و خارجی در حج نیز نقشی مهم در تضعیف سرمایه اجتماعی جهان اسلام ایفا میکنند. دشمنان داخلی با سوء استفاده از فضای حج برای تقویت اختلافات فرقهای و قومی، و دشمنان خارجی با برنامهریزی برای تفرقهافکنی و ایجاد بیاعتمادی، به تخریب وحدت مسلمانان میپردازند.
حج، با وجود ظرفیتهای فراوان برای تقویت همبستگی و اتحاد، به دلیل بروز این عوامل منفی گاهی به بستری برای تشدید تفرقه و کاهش سرمایه اجتماعی جهان اسلام تبدیل میشود. بنابراین برای بهرهبرداری کامل از فرصتهای حج در تقویت سرمایه اجتماعی، باید به مدیریت بهتر این آسیبها و تقویت عوامل مثبت توجه ویژهای داشت.
[1]. سطح چهار حوزه علمیه، دانشجوی دکتری رشته قرآن و روانشناسی alavizade@mail.ir
[2]. trust
[3]. Solidarity.
[4]. Social Solidarits
[5]. participation
[6]. امام علی(ع) میفرمایند: «فَرَضَ اللَّهُ تَعَالَی... وَ الْحَجَ تَقْوِیةً لِلدِّین ».
[7]. امام صادق(ع) میفرمایند: «لَا یزَالُ الدِّینُ قَائِماً مَا قَامَتِ الْکعْبَةُ».
[8]. امام سجاد(ع) میفرمایند: «حُجُّوا وَاعْتَمِروا، تَصِحَّ أجْسامُکم، وتَتَّسِعْ أرْزاقُکم، ویَصْلُحْ إیمانُکم، وتُکفَوا مؤونَةَ النّاسِ ومؤونَةَ عِیالاتِکم».
[9]. پیامبر خدا(ص) میفرمایند: «تابِعوا بَینَ الحَجِّ والعُمرَةِ، فَإِنَّهُما ینفِیانِ الفَقرَ والذُّنوبَ کما یَنفِی الکیرُ خَبَثَ الحَدیدِ».
[10]. Social Capital
[11]. Bonding Social Capital
[12]. Bridging Social Capital
[13]. «بازداشتن از راه خدا و مسجدالحرام».