نوع مقاله : اماکن و آثار
موضوعات
واکاوی زیباسازی و تزیینات اماکن مقدس و حرمهای مطهر اهل بیت؟عهم؟
از منظر فقه، قرآن و سنت
محسن کبیری راد (نویسنده مسئول)[1]- سید مجتبی میردامادی [2]
سید صادق حسنی [3]- سید روح الله بزرگی [4]
چکیده
زمانی که انسان وارد اماکن مقدسه میشود، تزیینات حرم و کاشیکاریها و نقشنگارهها و گچبریهای استادانه و خلاقانه و نیز طلاکاری و نقرهکاری ماهرانه وی را مبهوت میکند. مقاله پیشرو در نظر دارد به بررسی زیبا سازی حرمهای مطهر از منظر فقهی و قرآن و روایات بپردازد. در این تحقیق تلاش کردهایم تا حکم شرعی و فقهی زیباسازی حرمهای مطهر اهل بیت: و امکان استفاده از طلا و نقره در تزیین این اماکن مقدس را واکاوی کنیم تا شبهات احتمالی برطرف، و حکم تزیین این حرمها منقح شود. نتایج این تحقیق، با اتکا به روش کتابخانهای و نرمافزاری و با تحلیل ادله، حاکی از این است که تزیین حرمهای مطهر با طلا و نقره بدون اشکال است؛ اما قسمتی که عنوان مسجد را دارد نباید طلاکاری، یا با تصاویر موجود زنده تزیین شود. حتی بعضی فقها به حرمت، و بعضی دیگر به احتیاط در ترک این عمل در مساجد قائل شدند. اما فقها این حکم را به حرمهای مطهر سرایت نمیدهند و مختص مسجد میدانند؛ به عبارت دیگر تزیین حرمهای مطهر را از باب تعظیم شعائر صحیح میشمارند.
کلیدواژهها: زیباسازی، اماکن مقدس، حرم معصومین، مسجد، طلاکاری.
مقدمه
امروزه حرمهای مطهر و اماکن مقدس زیبایی چشمنوازی دارد و مجموعهای از هنرها، از آینهکاری تا گچبری و طلاکاری و نقرهکاری و همچنین کاشیکاریهای منحصر به فرد، در آن به کار رفته است. سؤال این است که از نگاه فقه اسلامی حکم این گونه تزیینات چیست و در صورت جواز، حدود آن چقدر است؟ این مقاله با استفاده از منابع کتابخانهای و به شیوه توصیفی - تحلیلی در پی پاسخ به این سؤالات است. درباره این موضوع پیشینه چندانی ندارد و بسیار پراکنده در فقه آن بحث شده است.
مفهوم شناسی تزیین
تزیین به معنای زینت است و «زینت» اسم است از ریشه «زَانَ الشَّىءُ صَاحِبَهُ (زَیْناً)(مصباح المنیر، ج 2، ص 216) یعنی چیزی که صاحب خود را آراسته میکند. در معجم المقائیس در تعریف «زین» آمده است: «اصل صحیح یدل علی حسن الشیء و تحسینه و زین نقیض الشین یقال زینته الشیء تزییناً: اذا حسنها عشبها» (ابن فارس، ج 3، ص312) یعنی زین اصل صحیح است که بر حسن و زیبایی شیء و تحسین کردن شیء دلالت میکند. البته تزیین در اصطلاح مختص ظاهر نیست و افزون بر ظاهر، زینتهای معنوی مثل تقوا و طهارت را نیز در بر میگیرد. در مفردات القرآن زینت به سه دسته تقسیم شده است: اول، زینت باطنی مثل علم و اعتقادات خوب (حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمَانَ وَزَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ) (حجرات،7)؛ دوم، آرایش و تزیینات جسمی و زیبایی ظاهری همچون لباس و خانه فاخر برای مؤمنان (مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللهِ) (اعراف،32)؛ سوم، زیبایی ظاهری مثل مال و ثروت و مقام (فَخَرَجَ عَلَىٰ قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ) (قصص،79). در اینجا بحث ما نگاهی فقهی به دسته دوم زینت یعنی تزیینهای ظاهری حرم مطهر است.
ادله جواز تزیین اماکن مقدس
قرآن
برای اثبات این موضوع ابتدا به سراغ آیات قرآن میرویم؛ چرا که قرآن معتبر و قطعیالصدور و مورد پذیرش همه مسلمانان است:
برای اینکه موضوع را با این آیه اثبات کنیم لازم است درباره شعائر به اجمال توضیح دهیم. «شعائر» جمع «شعیره» و به معنای علامت و نشانه است. شعائر هم به معنای نشانههایی است که انسان را به یاد خداوند میاندازد و تعظیم آنها سبب تقوای قلوب میشود. اما بعضی از مفسران این آیه را مختص قربانی کردن در ایام حج میدانند. در آیه 36 سوره حج بهصراحت این مسئله بیان شده است: (وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَکُم مِّن شَعَائِرِ اللهِ....)؛ «و شترهای چاق و فربه را برای شما از شعائر الهی قرار دادیم». به عبارت دیگر این آیه قربانی کردن را از شعائر الهی دانسته است. بعضی صفا و مروه را از شعائر الهی میدانند و در اثبات آن به آیه 158 سوره بقره استناد میکنند: (إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِن شَعَائِرِ اللهِ...)؛ «صفا و مروه از شعائر و نشانههای خدا است». ولی باید گفت «من» در هر دو آیه به معنای تبعیض است؛ یعنی قربانی کردن و صفا و مروه هر یک مصداقی از مصادیق شعائر الهی است، از باب تطبیق مصداق بر مفهوم کلی است. پس آیه بر معنای کلی خود پابرجاست.
بنابراین محل دفن پیامبران و اولیای الهی و حرم مطهر آنان هم مصداقی از شعائر الهی است. خداوند متعال هر نوع پلیدی را از خاندان آلالله دور کرده و آنها را پاک و پاکیزه گردانیده است. این خاندانِ همیشه مطهر نشانههای الهیاند؛ چنانکه با دیدن اهل بیت: و یاد کردن از آنها نام الهی زنده و متجلی میشود؛ به طوری که در بخشی از زیارت جامعه کبیره - که از امام هادی7 به ما رسیده - اینطور بیان شده: «السلام علی محال معرفه الله السلام علی مساکن ذکر الله السلام علی مظهری امر الله و نهیه...»؛ «سلام بر جایگاههای معرفت خداوند. سلام بر خانههای ذکر خدا. سلام بر آشکارکنندههای امرونهی خدا». پس باید اذعان کرد که مصداق بارز و اتم شعائرالله مضجع منوّر رسول اکرم9 و اهل بیت ایشان است؛ چراکه قبور این بزرگواران محل نزدیکتر شدن قلوب انسانها به خداست. پس تعظیم این خاندان مطهر و همیشه پاکیزه سبب تقوای الهی میشود. تعظیم هم مراتب گوناگونی دارد که یکی از آنها ساخت حرم و تزیین آن است؛ ازاینرو میتوان بر جواز تزیین حرم از باب تعظیم شعائر استدلال کرد. آیتالله خوئی در کتاب صراة النجاة بتزیین را از جمله تعظیم شعائر الهی میداند (خوئی، 1416ق، ج5، ص 307).
استدلال به این آیه هم دقیقاً همانند آیه اول است. در قاموس المحیط (ج4، ص96) و کشاف (ج3، ص153) آمده است: «حرمات» جمع «حُرمت» است حرمت به معنای «ما لا یحل انتهاکه» است؛ یعنی زیادهروی در آن حلال نیست و تعدی به هر چیزی که نزد پروردگار ارزشمند باشد جایز نیست. پس حرمات فقط حلال و حرام یا مسجدالحرام و مسجدالنبی و خانه خدا را در برنمیگیرد، بلکه هر آنچه نزد خداوند ارزشمند است را شامل میشود. حضرت آیتالله بجنوردی در کتاب القواعد الفقهیة (ج5، ص293) میفرماید: از این آیه عموم، یعنی هر چیزی که در دین حرمت دارد و بزرگ شمرده شده است، فهمیده میشود. ایشان مصادیق حرمت در دین را بیان میکنند که یکی از آنها رسول اکرم و اهل بیت او و آرامگاههای ایشان است؛ بنابراین حرمات شامل پیامبر9 و اهل بیت او میشود که باید تعظیم شوند و ساخت حرمهای مطهر و تزیین آنها حداقل کاری است که برای اهل بیت: میتوان انجام داد.
گفتنی است تعظیم در هر زمانی متفاوت است. شهید اول در کتاب القواعد و الفوائد میفرماید: «یجوز تعظیم المؤمن بما جرت به عادة الزمان و ان لم یکن منقولا عن السلف لدلالة العمومات علیه»؛ یعنی الآن زمان و عرف چیزهایی را برای مؤمن تعظیم میداند که در گذشته تعظیم نبوده است. ایشان در این زمینه به عمومات این دو آیه استناد میکند. پس این آیه نیز تزیین حرم را از آنجا که از باب تعظیم اهل بیت: است جایز میداند.
بعضی «المَوَدّة» را مصدر، و بعضی اسم مصدر، که به معنای محبت کردن و دوست داشتن است، دانستهاند؛ ولی به نظر میرسد این واژه در اینجا به معنای اسم مصدر باشد؛ چراکه مجرور «فی» واقع شده است. پس مقصود محبتی که ابراز میشود، است. محبت کردن مراتبی دارد که بالاترین آن اطاعت محض از اهل بیت و حفظ شأن ایشان است. مرتبههای پایینتر آن نیز زنده نگه داشتن نام و یاد آنها با ساختن بارگاه و تزیین قبور مطهر ایشان است. بنابراین تزیینات در حرم برای خودنمایی و فخرفروشی نیست، بلکه صرفاً ابراز محبت و مودت به اهل بیت است.
در اینجا باید پرسید که «یعمر» به چه معناست و آیا تزیین و زیبایی را هم شامل میشود یا نه؟ «عُمر» و «عماره» در لغت به معنای حیات است (ابن فارس، ج4، ص140)؛ نیز به معنای آباد کردن آمده و در ادامه این پرسش مطرح شده است: آیا منظور، آباد کردن ظاهری یعنی حفظ بنای مسجد و ترمیم آن است یا آباد کردن معنوی، یعنی نظافت و روشن نگه داشتن مسجد و اقامت در آن؟ نویسنده قاموس القرآن به قرینه آیه قبلی احتمال قوی میدهد که مراد آیه ترمیم بنا و حفظ و نگهداری مسجد است؛ چرا که آیه قبلی درباره مشرکان است که شأنیت تعمیر مسجد را ندارند.
اما اگر این احتمال درست نباشد، باید گفت آیه واجد هر سه معنا است. حال باید دید که لفظ «عمارت» شامل تزیینات میشود یا رفع نقایص. آنچه از مفهوم عمارت میتوان فهمید تزیین را هم شامل میشود؛ چرا که تزیین جزوی از بنای عمارت است. به همین سبب کسانی را که در رشتههای مختلف زیباکاری و تزیین قرار دارند معمار میگویند؛ بنابراین بدون اینکه هیچ معنای مجازی اتفاق بیفتد مفهوم عمارت، تزیین را نیز شامل میشود؟ در روایاتی از تزیین مساجد با طلا منع شده است که در ادامه به آنها میپردازیم.
در ادامه به بررسی ادله جواز تزیین در روایات میپردازیم.
در روایتی آمده است: «... قَالَ: أَتَیْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ7 فَقُلْتُ لَهُ مَا لِمَنْ زَارَ قَبْرَهُ یَعْنِی أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ وَ عَمَرَ تُرْبَتَهُ...» (حر عاملی، 1409ق، ج 14، ص 383)؛ «[شخصی به نام ابیعامر واعظ اهل حجاز میگوید محضر امام صادق7 شرفیاب شدم.] به ایشان عرض کردم کسی که قبر امام علی7 را زیارت کند و تربت ایشان را تعمیر کند. چه پاداشی دارد؟ امام صادق7 فرمود: پدرم امام باقر7 از پدرش امام سجاد7 از پدرش امام حسین7 از امام علی7 نقل میکند که رسول خدا9 به ایشان فرمود: به خدا قسم قطعاً در عراق تو را خواهند کشت و در زمین عراق دفن میشوی. امام علی7 به پیامبر عرضه داشت: پاداش کسی که به زیارت قبر من بیاید و آن را تعمیر و دائماً حفظ و نگهداری کند چیست؟ پیامبر9 فرمود:
یا اباالحسن، خداوند قبر تو و قبور فرزندان تو را بقعهای از بقاع بهشت قرار داده است و قلبهای انسانهای نجیب و برگزیده به سمت شماها کشیده میشود و ذلتها و اذیتها را به جان میخرند و قبور شما را آباد میکنند و بسیار به زیارت شما میآیند تا قرب الهی پیدا کنند. این ساخت و نگهداری از قبرهای شما از مودتی است که به شما و رسول دارند. ای علی، اینها کسانیاند که شفاعت من به آنها اختصاص پیدا میکند و بر حوض من وارد میشوند، در حالی که در بهشت من را زیارت میکنند. ای علی، کسی که قبر شما را تعمیر و آباد کند و دائماً نگهداری کند در واقع به سلیمان نبی در ساختن بیتالمقدس کمک کرده است...».
استدلال به این روایت دقیقاً مثل استدلال به آیه (إِنَّمَا یَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللهِ...) است؛ به این معنا که در اینجا نیز باید گفت که «یعمر» از مصدر عمر و عماره میآید که در لغت به معنای آباد کردن است. نیز چنانکه گفتیم عمارت مفهوم تزیین را نیز شامل میشود؛ زیرا به کسانی که در زیباسازی بناها مشغول به کارند معمار میگویند. پس کسانی که قبور اهل بیت را بسازند در واقع بقعهای از بهشت را آباد میکنند و مشمول شفاعت رسول اکرم9 قرار میگیرند؛ ازاینرو این روایت نشاندهنده جواز تزیین حرمهای مطهر است.
با نگاهی به آثار تاریخی دینی و ملی به دست میآید که سیره عقلا این بوده است که از بزرگان و اندیشمندان و خدمتگزاران جامعه مرتب قدردانی میکردند و پس از مرگ برای آنها مقبره و یادمان میساختند. این تجلیل و به نوعی ادای دین در هر جامعهای شکلهای گوناگونی دارد، اما همه در هر شکلی از بهترین روشها استفاده میکنند؛ برای نمونه با گرفتن سمینار از بهترین برنامهها، و با ساخت مقبره از بهترین هنرها استفاده میکنند و هیچ منعی در این کار بهویژه برای اهل بیت، که حجت و امانتهای خداوند بر زمیناند و تمام هستی خود را برای هدایت انسانها گذاشتند، نمیبینند.
شارع مقدس هم از این عمل نهی نکرده و آن را جایز دانسته است.
اصالةالجواز بدین معناست که وقتی شک داشته باشیم آیا موضوعی را شارع برای مکلفان جایز دانسته است یا نه، اصل جواز را جاری میکنیم. در بحث تزیین حرمهای مطهر نیز اصل بر جواز است، مگر اینکه دلیلی عدم جواز و حرمت تزیین حرمهای مطهر را بیان کند. پس اگر ادله جواز تزیین حرمهای مطهر پذیرفته نشود این اصل به ما کمک میکند تا تزیین حرمهای مطهر را جایز بدانیم.
ادله مخالفان تزیین حرمهای مطهر و عتبات عالیات
(لَا تَقُمْ فِیهِ أَبَدًا ۚ لَّمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَىٰ...) (توبه، 108).
استدلال آیه: در این آیه آمده است که بنای مسجد باید بر اساس تقوا باشد. در مقایسه مسجد ضرار با مسجد قبا در قرآن این ویژگی بارز و اساسی معرفی شده است؛ یعنی تقوا مهمترین شاکله ساختمانسازی است و اگر بناها فضیلتی پیدا میکنند، بر اساس تقواست؛ چرا که تقوا سبب رشد و تعالی انسان میشود و حتی در ساخت بنا با نیت خالص و پاک تأثیرگذار است؛ پس ساختن مسجد یا هر بنای دیگری را تقوا ارزشمند میسازد، نه زیباسازی ظاهری مساجد و حرمهای مطهر که با روح پرهیزکاری سازگار نیست.
اشکال: این آیه شریفه هیچ منافاتی با تزیین حرمهای مطهر ندارد؛ چراکه ساخت بنا بر اساس تقوا نافی تزیین آن نیست. نزول این آیه اساساً به این دلیل بوده که مسجد ضرار بر اساس نفاق و دورویی و برهم زدن صفوف مسلمانان ساخته شده بود و از پیامبر خواندن نماز در این مسجد را خواسته بودند تا برای این مکان اعتبار کسب کنند. در برابر، قرآن دستور میدهد در مسجدی که بر اساس تقوا ساخته شده است نماز بخوانید؛ پس آنچه با روح تقوا سازگاری ندارد نفاق و رخنه کردن در صفوف مسلمین است، نه تزیین مساجد و حرمهای مطهر که همسو با تقواست.
در منابع شیعه در برخی روایات آمده است که اصلاً نباید روی قبرها بنا ساخته شود، چه رسد به اینکه آن را تزیین کنند:
الف) «... سألت عن ابی الحسن موسی7 عن البناء علی القبر و الجلوس علیه هل یصلح؟ قال: لا یصلح البناء علیه و لا الجلوس و لا تجصیص و لا تطیینه» (طوسی، 1364ق، ج 1، ص 461) از ابوالحسن موسی بن جعفر7 درباره ساختن بنا روی قبر و نشستن بر روی آن پرسیدم که آیا جایز است؟ فرمود: جایز نیست ساختن بنا روی آن و نشستن بر آن و گچکاری و گل کاری آن جایز نیست.
گفتنی است این روایت از حیث سند مشکلی ندارد.
ب) «... قال: نهی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم أن یصلی علی القبر أو یقعد علیه أو یبنی علیه» (حر عاملی، 1409ق، ج 2، باب 44 از ابواب دفن، ح2؛ طوسی، 1364ق، ج 1، ص 461). رسول خدا9 از نماز خواندن روی قبر و نشستن بر آن و ساختن بنا بر آن نهی کرده است.
این روایت از نظر سندی ضعیف است. در سند این روایت به نامهای زیاد بن مروان قندی و یونس بن ظبیان برمیخوریم که ضعیفاند. کشی درباره زیاد بن مروان قندی روایتی نقل کرده که نشانه خبث اوست. علامه حلی میگوید: «روایات این شخص نزد من پذیرفتنی نیست» (ترابی، ش2459). همچنین نجاشی درباره یونس بن ظبیان میگوید: «این شخص جداً ضعیف است و به روایات او توجه نمیشود، تا آنجا که مشمول لعن امام رضا7 قرار گرفته است». کشی درباره او میگوید: «یونس بن ظبیان از دروغ گویان معروف در حدیث است» (همان، ش6713).
ج) «... عن جراح المدائنی عن ابی عبدالله7: لا تبنوا علی القبور و تصوّروا سقوف البیوت فإنّ رسول الله کره ذلک» (طوسی، 1364ق، ج 1، ص 461؛ حر عاملی، 1409ق، ج 2، باب 44 از ابواب دفن، ح 3). جراح مدائنی از امام صادق7 نقل میکند: بر روی قبرها ساختمان نسازید و سقفهای خانهها را نقاشی نکنید زیرا رسول خدا9 از این کارها کراهت داشت.
گفتنی است این روایت از لحاظ سندی مشکلی ندارد.
این سه روایت در منابع شیعه نشاندهنده این مضمون است که بر روی قبرها نباید بنا و ساخت، چه رسد به اینکه آنها را تزیین کرد؛ مخصوصاً روایت اول که تجصیص و گچکاری بر روی قبر را صلاح نمیداند؛ بنابراین نباید عملی که شارع نهی کرده است را در حرمهای مطهر انجام داد.
بررسی روایات از لحاظ دلالت: مجموع این روایات بر کراهت بنا و ساختمانسازی بر قبر دلالت میکند؛ چراکه روایت اول، که «لا یصلح» را مطرح میکند بر کراهت حمل میشود. روایت سوم نیز که «لا تبنوا» را آورده است به قرینه روایت اول بر کراهت حمل میشود. فقهای ما هم به کراهت ساختمانسازی بر قبرها حکم دادهاند؛ چنانکه سید یزدی در عروة الوثقی میفرماید: «نهمین چیزی که برای قبر مکروه است بنا ساختن بر روی قبر است» (طباطبایی، 1409ق، ج1، ص446). سایر فقهای ما نیز چنین حکمی دادهاند، ولی این حکم درباره قبرستانهایی است که مردم مردگانشان را در آن دفن میکنند و اگر بنا هم بر روی آنها ساخته شود، قبرستان پر میشود (علامه حلی، 1412ق، ج 7، ص 403). شهید اول در این باره میگوید: «مورد روایات در مورد قبرستانهای عادی و انسانهای معمولی است که بناسازی در این نوع قبرستان نهتنها مفید نیست، بلکه سبب زحمت و مایه فخرفروشی به همدیگر میشود» (عاملی، 1419ق، ج2، ص35) ولی این دسته از روایات شامل قبور انبیای الهی و ائمه اطهار: نمیشود؛ چرا که بناسازی در این مکانهای مقدس - که محل عبور فرشتگان الهی است - نه برای فخرفروشی بلکه سبب تسهیل زیارت انبیای الهی و ائمه اطهار: است. برخی فقها مستثناکردن قبور انبیا و ائمه اطهار: را به دلیل اجماع، ضرورت مذهب، مصلحت دینی و تطابق با سیره اهل بیت: دانستند (سبزواری، 1413ق، ج 4، ص 229؛ حائری، 1394ق، ج 9، ص 42).
همچنین روایت اول به گچکاری اشاره میکند که اگر به معنای تزیین قبر دانسته شود، اشکالاتی بر آن وارد است: اول، این عمل مکروه است؛ دوم، برخلاف این روایت، روایاتی در تأیید گچکاری وجود دارد. کلینی با سند صحیح از یونس بن یعقوب نقل میکند: «آنگاه که یکی از فرزندان امام موسی کاظم7 در مدینه درگذشت، امام فرمود قبر او را گچکاری کنند و نام او را بر سنگی بنویسند و بر روی قبر او بگذارند» (حر عاملی 1409ق، ج 2، باب 36 از ابواب دفن، ح 1)؛ سوم، این دسته از روایات بر گچکاری داخل و روی قبر دلالت میکند، نه اینکه ساختن بنا برای انبیای الهی و ائمه اطهار: و گچکاری و گچبری آنها مکروه باشد؛ بنابراین این دسته از روایات هیچ گونه دلالتی بر رد بناسازی در حرمهای مطهر و مشاهد مشرفه و تزیین آنها ندارد.
یکی از دلایل مخالفان، حرمت هر گونه استفاده از ظرفهای طلا و نقره حتی برای بهکارگیری تزیین در حرمهای مطهر و عتبات عالیات است.
سید یزدی میفرماید: «خوردن و آشامیدن در ظرفهای طلا و نقره حرام است» (یزدی طباطبایی، 1419ق، ج 1، ص 157). ایشان درباره استعمالات دیگر ظروف طلا و نقره میفرماید: «بهکاربردن ظرفهای طلا و نقره در خانه و در مساجد و مشاهد مشرفه به عنوان تزیین حرام است». این امر موافقان و مخالفانی دارد که ادله هر دو طرف را بررسی میکنیم.
ادله قائلان به حرمت استعمال ظروف طلا و نقره
دلیل اول: تضییع مال
فقها از جمله شیخ طوسی بر این باورند که طلا و نقره سرمایه اصلی در تجارت است و ساختن ظروف با آن و استفاده تزیینی از آن در واقع تضییع مال است. تضییع مال امری حرام است و پیامبر9 از آن نهی کردهاند (طوسی، 1387ق، ج 1، ص 13).
دلیل دوم: اجماع
علامه حلی تصریح میکنند که تمامی استعمال ظروف طلا و نقره در هر چیزی حرام است. دلیل ایشان اجماع است (علامه حلی، 1414ق، ج2، ص225). همچنین صاحب جواهر در تأیید اجماع میفرماید: «در این باره هیچ گونه اختلافی پیدا نکردم». ایشان چندین اجماع از کتابهای مختلف مثل تذکره، حدائق، تحریر و منتهی میآورد و میگوید همه اینها با دلیل اجماع به حرمت استعمال طلا و نقره حکم دادهاند. (نجفی، 1404ق، ج6، ص330).
دلیل سوم: روایات
صاحب جواهر دو دسته از این روایات را بیان میکنند: اول، روایاتی که به واسطه اطلاق، حرمت استعمال ظروف طلا و نقره را بیان میکنند؛ دوم، روایاتی که به صراحت میگویند همه استعمالات ظروف طلا و نقره حرام است.
دسته اول: اطلاق روایات
روایت اول: «... عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ7 قَالَ: لَا تَأْکُلْ فِی آنِیَةِ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ» در ظرف طلا و نقره چیزی نخور. (حر عاملی، 1409ق، ج3، ص506، ح2). استدلال به این روایت بدین شکل است که از اطلاق «آنیة الذهب و الفضه» میتوان فهمید که از تمامی استعمالات ظروف طلا و نقره نهی شده است و اگر امام «اکل» در ظروف طلا و نقره را نهی کرده، به این دلیل است که در مقام آوردن مصداقی از مصادیق استعمال است؛ یعنی درست است که متعلق نهی اکل است، ولی منحصر در اکل نیست و همه استعمالات ظروف را شامل میشود. پس حکم حرمت به استعمال طلا و نقره تعلق گرفته و اکل را به عنوان مصداقی از مصادیق استعمال بیان کردهاست.
روایت دوم: «... عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ بْنِ بَزِیعٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا8 عَنْ آنیة الذهب و الفضة فکرهها...» (همان، ص505، باب65، ح1). استدلال به این روایت بدین شکل است که روایت مذکور بدون هیچ توضیحی اطلاق دارد؛ چرا که شخص درباره ظرفهای طلا و نقره پرسیده و امام نسبت به این ظرفها کراهت را بیان کرده است؛ یعنی تمام استعمالات ظرفهای طلا در جاهای مختلف حرام است؛ زیرا احکام نه به ذات شیء بلکه به افعال تعلق میگیرد. در اینجا تعلق «کره» به ظروف بدین معناست که همه استعمالات این ظروف حرام است.
دسته دوم: تصریح روایات
روایت: «... عَنْ مُوسَى بْنِ بَکْرٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ مُوسَى8 قَالَ: آنِیَةُ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ مَتَاعُ الَّذِینَ لا یُوقِنُونَ» (همان، ص507، باب 65، ح4). «ظروف طلا و نقره متاع کسانی است که یقین به خدا و معاد ندارند». این روایت بهصراحت دلالت میکند بر اینکه هر نوع استعمال ظرفهای طلا و نقره حرام است؛ چرا که منظور از متاع، شیئی است که قابل انتفاع باشد و انسان از آن نفع ببرد.
ادله مخالفان حرمت استعمال ظرفهای طلا و نقره
برخی فقها قائلاند که حکم حرمت ظرفهای طلا و نقره فقط برای نوشیدن و خوردن است و این روایات نمیتوانند حکم حرمت را وسعت دهند؛ به طوری که حکم حرمت همه نوع انتفاع از ظرفهای طلا و نقره را در بر گیرد. فقیه همدانی میفرماید:
در روایت اول اصلاً اطلاقی وجود ندارد، بلکه آنچه را که وجود دارد نهی به متعلق خود، که اکل باشد، تعلق گرفته است و هیچ دلالتی بر اینکه همه استعمالات و انتفاعات را شامل میشود ندارد و روایت دوم، که اطلاق دارد، منصرف به همین اکل میشود و به واسطه روایت اول حمل بر اکل میشود، نه اینکه همه استعمالات را شامل شود؛ پس اطلاق روایت دوم مقید به اکل میشود و بر اکل حمل میشود (مصباح الفقیه، ج8، ص356).
روایت سوم اشکال سندی دارد؛ چرا که اولاً در سلسله سند این روایت دو راوی ضعیف هستند. راوی اول سهل بن زیاد است که بعضی ایشان را ضعیف دانستهاند؛ ولی برخی میگویند: «الامرُ فی سهلٍ سهلٌ»؛ یعنی ایشان را توثیق میکنند. راوی دوم موسی بن بکر است که درباره ایشان توثیقی نیامده است و این روایت مرسل است؛ ازاینرو این روایت ضعیف است و نمیتوان به آن استناد کرد؛ ثانیاً بر فرض که سند آن را قبول کنیم، باز نمیتوانیم به این روایت استناد کنیم. هر چند که لفظ متاع همه انتفاعات را شامل میشود، بر اساس تناسب حکم و موضوع میتوان گفت مراد از متاعِ ظرف همان اکل و شرب باشد؛ چرا که انتفاع ظروف در خوردن و آشامیدن است و عرفاً ظرف را برای خوردن و آشامیدن درست میکنند. پس حرمت، خوردن و آشامیدن را شامل میشود؛ ثالثاً این روایت بر نهی تنزیهی دلالت میکند که بر کراهت حمل میشود؛ چرا که این روایت لحن بیان احکام را ندارد، بلکه لحن این روایت اخلاقی است؛ بدینصورت که اهل دنیا از این ظروف در خوردن و آشامیدن استفاده میکنند، ولی اهل تقوا چنین بهرهای از آن نمیبرند.
درباره اجماع مطرحشده باید گفت که اولاً تحقق اجماع درباره حرمت استعمال ظرفهای طلا و نقره محل بحث است و بر فرض وجود چنین اجماعی این اجماع مدرکی است و اجماع مدرکی حجت نیست؛ چراکه به واسطه وجود روایات نیاز به چنین اجماعی نیست.
مرحوم حکیم بحث را به شکل دیگری بیان میکند و میفرماید:
آیا استعمال ظروف طلا و نقره شامل تزیین میشود یا نه؟ اگر این استعمال عام باشد، تزیین را شامل میشود و اگر خاص یعنی خوردن و آشامیدن باشد، تزیین را شامل نمیشود؛ بنابراین باید دید که استعمال ظرفهای طلا و نقره به چه دلیلی حرام است. اگر دلیل حرمت روایات باشد، چیزی از روایات فهمیده نمیشود که تزیین را مصداق استعمال ظروف طلا و نقره بدانند، مگر روایت موسی بن بکر که در آن لفظ متاع بهکار رفته است. متاع یعنی آنچه انسان از آن نفع میبرد؛ بنابراین تمامی انتفاعات انسان از ظرفهای طلا و نقره حرام است؛ اما مشکل این روایت در ضعف سند آن است و به همین دلیل نمیتوان به آن تکیه کرد؛ ولی اگر حرمت استعمال ظروف طلا و نقره را به دلیل اجماع بدانیم، مورد اجماع خوردن و آشامیدن و استعمال خاص است؛ پس استعمال ظروف طلا و نقره در تزیین مسجد و حرمهای مطهر هیچ اشکالی ندارد.
ایشان در اِشکال دیگری میفرماید:
اگر تزیین مصداقی از استعمالات طلا و نقره باشد، نباید هیچ فرقی بین تزیین مسجد و مشاهد مشرفه و خانه باشد؛ در حالیکه مرحوم سید فقط تزیین ظروف طلا و نقره در مساجد و مشاهد مشرفه را حرام دانسته است. (طباطبایی حکیم، 1416ق، ج2، ص166)
مرحوم حکیم به این نتیجه میرسند که تزیین خارج از استعمال طلا و نقره است؛ بنابراین استفاده از ظروف طلا و نقره در تزیینات نباید حرام باشد.
وقتی در این دلیل دقت میکنیم، میبینیم که تمام بحث فقهای ما درباره خود ظرف طلا و نقره است؛ یعنی آنها استعمالات ظروف طلا و نقره را حرام میدانند، نه کاربرد اصل طلا و نقره در مشاهد مشرفه و مساجد را. در ثانی این دلیل اخص از مدعی است؛ چرا که بحث ما درباره اصل تزیین در حرمهای مطهر و مشاهد مشرفه است. در این مورد خاص (حرمت استعمال ظرفهای طلا و نقره برای تزیین) بین فقها اختلاف است و نظر مرحوم حکیم بهنظر صحیح است، گرچه شیخ طوسی بر این باور است که اگر استفاده از این ظروف برای تزیین در حرمهای مطهر و برای تعظیم شعائر الهی تضییع مال است.
ادله قائلان حرمت تزیین طلا و نقوش در مسجد
باید ادله حرمت تزیین مسجد را بررسی کرد و پرسید که آیا میتوان حکم حرمت مسجد را به حرمهای مطهر و مشاهد مشرفه سرایت داد یا این حکم فقط برای مسجد است.
دلیل اول: اسراف
بعضی فقها علت حرمت تزیین مسجد را اسراف دانستهاند؛ به عبارت دیگر این تزیینات با طلا و و رنگآمیزی و نقوش در و دیوار را زیادهروی و اسراف شمردهاند. از آنجا که شارع اسراف را حرام کرده است، فقها از تزیین مساجد نهی کردهاند.
اشکال
دلیل دوم: بدعت
محقق در کتاب معتبر یکی از ادله حرمت تزیین را بدعت میداند؛ زیرا در عصر پیامبر و اهل بیت این تزیینات با طلا و رنگآمیزی وجود نداشته و ساخت مساجد به صورت ساده بوده است. همچنین هیچ تأییدی از عصر رسول الله9 و ائمه: در ساخت مسجد با تزیین پیدا نشده است. پس این عمل بدعت است و بدعت هم حرام است؛ بنابراین تزیین مساجد با طلا و نقوش حرام است.
اشکال: 1. صاحب جواهر به این اشکال پاسخ میدهد و میفرماید: هر بدعتی حرام نیست. اگر چیزی بدعت به معنای لغوی باشد، یعنی نو باشد، این بدعت اصلاً حرام نیست، بلکه بدعت وقتی حرام است که چیزی را که در دین نیست به شارع منتسب کنیم؛ ولی در این بحث بدعت به معنای لغوی است و کسی این تزیینات را به شارع انتساب نداده است. (نجفی، 1494ق، ج14، ص 90).
دلیل سوم: روایات
بهترین دلیل قائلان حرمت تزیین مسجد روایات است. از آنجا که زخرف هم طلا و هم صور و نقاشی را شامل میشود، روایات را به دو دسته تقسیم میکنیم: طبرسی در مکارم الاخلاق این روایت را نقل کردهاست: «عن عبدالله بن مسعود... «مِنَ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ» یَبْنُونَ الدُّورَ...» (طبرسی، 1412ق، ص 449، الفصل الرابع موعظة رسول الله لابن مسعود).
تقریب روایت: این روایت در مقام ذم است و پیامبر این دسته از اهل دنیا را که آخرت را فراموش کرده و مساجد را تزیین کردهاند و قصرشان را زیبا ساختهاند مذمت میکند. از این روایت میتوان فهمید که پیامبر تزیین مساجد را مذموم میداند.
حرمت تزیین مساجد در کتب فقهی با این عبارت آمده است: «یحرم زخرفة المسجد». بعضی فقها مثل شیخ طوسی (1387ق، ج1، ص 160، کتاب الصلاة)، علامه حلی (1387ق، ج 1، ص93، کتاب الصلاة)، محقق حلی (1407، ج1، ص152، کتاب الصلاة)، شهید ثانی (1413ق، ج1، ص278، کتاب الصلاة) به حرمت تزیین با طلا و نقوش در مسجد قائل شدند، ولی صاحب جواهر میفرماید: این قول حرمت به شهرت معتدٌ به، یعنی به شهرتی که بتوان به آن تکیه کرد، نرسیده است. حال بعضی میگویند وقتی در مسجد تزیین با طلا و نقوش حرام است، همین حکم را به حرمهای مطهر و مشاهد مشرفه هم میتوان سرایت داد؛ چراکه بین مسجد و حرمهای مطهر از حیث حرمت و حفظ شأن فرقی وجود ندارد. پس نباید حرمهای مطهر را با طلا و نقوش تزیین کرد؛ بنابراین با بیان این روایات فقهای ما به حرمت تزیین با طلا، یا به احتیاط حرمت تزیین طلا قائل شدند؛ ولی همه این فقها با استناد به آیه (مَن یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللهِ) (حج:32) این نوع تزیینات را در مشاهد مشرفه جایز شمردهاند؛ یعنی این حکم حرمت یا احتیاط را به حرمهای مطهر سرایت ندادهاند و فقط به مساجد اختصاص دادهاند.
نتیجهگیری
اصل تزیین در مکانهای مذهبی هیچ اشکالی ندارد، بلکه با اصل جواز و تعظیم شعائر و اصل عقلایی کاملاً مطابقت دارد و صحیح است. بعضی روایاتی که از تزیین نهی کردهاند با اصل تزیین مخالفت نکردهاند، بلکه به طور خاص طلاکاری در مسجد را جایز ندانستهاند. بعضی فقها نیز به واسطه این نهی در روایات حکم به حرمت، و بعضی به احتیاط حکم کردند؛ ولی در مشاهد مشرفه و حرمهای مطهر، جُلّ فقها، حتی قائلان به حرمت طلاکاری در مسجد، تزیین را جایز دانستهاند؛ چراکه حکم حرمت روایات را مختص مسجد دانسته و به حرمهای مطهر سرایت ندادهاند؛ بنابراین این تزیینات هیچ اشکالی ندارد و کاملاً بر اساس ادله ماست.
[1]. دانشجوی دکتری الهیات دانشگاه مازندران، mohsenkabirirad@gmail.com
[2]. عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، mirdamadi_77@ut.ac.ir
[3]. دانشجوی دکتری رشته مدرسی معارف و اندیشه اسلامی دانشکده معارف دانشگاه تهران،
sadeghhasani225@gmail.com
[4]. دانشجوی کارشناسی ارشد، rohollahbozorge@gmail.com