کعبه بهعنوان مقدسترین اماکن اسلامی، جایگاهی فراتر از یک بنای تاریخی یا آیینی دارد؛ و به نوعی نماد «توحید، وحدت، و هویت دینی» مسلمانان در بستر تاریخ اسلام محسوب میگردد. این مکان الهی که به حضرت ابراهیم(ع) نسبت داده شده، در قرآن بهعنوان مرکز هدایت برای همه انسانها معرفی گشته و در ساختار مناسک حج و قبلهگاه مسلمانان نقش محوری ایفا میکند. اهمیت کعبه نه تنها در عبادت بلکه در ساخت هویت جمعی و سیاسی امت اسلامی جلوهگر است. امّا در چند دهۀ اخیر، برخی پژوهشگران غربی با نگاههای تاریخی و انتقادی، فرضیههایی درباره خاستگاه اولیه اسلام و جغرافیای آن و نیز، ایده وجود دو کعبه در جنوب (مکه کنونی) و شمال حجاز (منطقۀ پترا و البدع) مطرح نمودهاند. در این میان، کتابهایی چون «هاجریسم» و نیز «قبلههای آغازین اسلامی» سؤالات جدیدی در اینباره ایجاد کردهاند. به نظر میرسد که فرضیه چندگانگی در کعبۀ ابراهیمی یا ابهام در جغرافیای آن و نیز تبیین خاستگاه نخستین اسلام، در اول راه خود میباشد؛ و نیاز است تا اندیشمندان و پژوهشگران، ابعاد مختلف این دیدگاهها را مورد بررسی و ارزیابی خود قرار دهند. به همین منظور، ارایه یک مأخذشناسی جامع در این مسائل، ضروری میباشد. مقاله حاضر با معرفی بیش از دویست اثر مستقیم و مرتبط با خاستگاه نخستین اسلام، تلاش دارد که بستری علمی برای ورود پررنگتر محققان به این حوزه پرسشبرانگیز و نوظهور را فراهم آورد؛ تا ابعاد مسائل آن، بیشتر و دقیقتر مورد پژوهش قرار گیرند.