میقات حج

میقات حج

حج بستر معرفت افزایی در مسیر تکامل

نوع مقاله : اسرار و معارف حج

نویسنده
دکترای روانشناسی، عضو گروه اخلاق پژوهشکده حج و زیارت
چکیده
حج از عبادات بسیار مهم و تأثیرگذار در تکامل انسان‌هاست؛ ازاین‌رو به انجام دادن آن بسیار توصیه شده است. حج آثار و نتایج فراوانی دارد؛ یکی از آثار آن تقویت شناخت و معرفت افراد در مسیر تکامل فردی و اجتماعی است. سؤالی که در این مقاله به دنبال پاسخ آن هستیم این است که حج در چه زمینه‌هایی می‌تواند بستری برای تقویت شناخت و آگاهی زائران باشد. برآیند تحقیق که به روش کتابخانه‌ای و توصیفی- تحلیلی صورت گرفته این است که حج حداقل در سه زمینه می‌تواند به تقویت شناخت افراد کمک کند:
1. «خودشناسی»: حج فرصتی است که در آن افراد می‌توانند به خود بیندیشند، مصالح و مفاسد خود را بیابند و بر رعایت مصالح خود در طول زندگی عزم جدی پیدا کنند.
2. «خداشناسی»: مراسم حج‌ از نشانه‌های روشن توحید است و توجه به روح اعمال و مناسک و جنبه‌های نمادین حج گذراندن یک دوره کامل خداشناسی‌ و خداپرستی است.
3. «آموزه‌ها و معارف دینی»: حج‌گزاران در حج می‌توانند در راه فراگیری دین، احکام و آموزه‌های آن قدم بردارند و با بهره‌مندی افزون‌تر از آنها بازگردند و آموخته‌های خود را در سرتاسر جهان اسلام منتشر کنند.
کلیدواژه‌ها

مقدمه

شناخت، از امور بسیار مهم برای انسان به عنوان یک موجود آگاه است. خداوند آدمی را به قوه عقل مجهز ساخت، توان کسب شناخت به او عطا کرد و از او خواست که بر اساس شناخت و آگاهی عمل کند. همه رفتارهای انسان باید بر پایه‌ شناخت انجام گیرند تا از ارزش و جایگاه درخور برخوردار باشند. به فرموده امام علی7: «مَا مِنْ‌ حَرَکَةٍ إِلَّا وَ أَنْتَ مُحْتَاجٌ فِیهَا إِلَی مَعْرِفَةٍ»؛ «هیچ حرکتی نیست، مگر آنکه در انجام دادن آن نیازمند یک شناخت هستی. (ابن شعبه حرانی، 1404ق، ص171)

شناخت به عمل انسان ارزش می‌دهد و بر تأثیرگذاری آن می‌افزاید. هر قدر شناخت آدمی در زمینه‌ای بیشتر باشد عمل او هم از ارزش بیشتری برخوردار خواهد بود و تأثیر بیشتری بر وجود وی خواهد گذاشت. رسول خدا9 فرمود: «أَفْضَلُکُمْ‌ إِیمَاناً أَفْضَلُکُمْ‌ مَعْرِفَة»؛ «با ایمان‌ترین شما کسی است که از شناخت بالاتری برخوردار باشد». (شعیری، بی‌تا، ص5)

عملی که انسان بدون شناخت انجام دهد، ارزشی ندارد و خداوند نمی‌پذیرد؛ چراکه مطابق فرمایش امام صادق7: «لَا یَقْبَلُ اللَّهُ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَةٍ»؛ «خداوند هیچ عملی را نمی‌پذیرد، مگر آنکه از روی شناخت انجام گرفته باشد». (برقی، 1371ق، ج1، ص198) مهم‌ترین کار انسان حرکت در مسیر کمال و سعادت ابدی است و این کار با بهره‌مندی هر چه بیشتر او از شناخت و آگاهی میسر می‌شود.

از سوی دیگر حج یکی از پایه‌های مهم مسلمانی و دینداری است. (کلینی، 1407ق، ج4، ص62). درباره حج و اهمیت آن روایات بسیار زیاد است؛ برای نمونه در حدیثی از امام علی7 چنین می‌خوانیم:

وَ فَرَضَ عَلَیْکُمْ حَجَّ بَیْتِهِ الْحَرَامِ الَّذِی جَعَلَهُ قِبْلَةً لِلْأَنَامِ... جَعَلَهُ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَی لِلْإِسْلَامِ عَلَماً وَ لِلْعَائِذِینَ حَرَماً؛ فَرَضَ‌ حَقَّهُ‌ وَ أَوْجَبَ‌ حَجَّهُ‌ وَ کَتَبَ عَلَیْکُمْ وِفَادَتَهُ فَقَالَ سُبْحَانَهُ: (وَ لِلهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللهَ غَنِی عَنِ الْعالَمِین) (شریف رضی، 1414ق، خطبه 1، ص45)‌

[خداوند،] حج خانه خویش را بر شما واجب کرده است؛ خانه‌ای که آن را قبله مردم قرار داده...؛ خداوند سبحان و بلندمرتبه حج را پرچم اسلام و حرم [امن] پناه‌آورندگان قرار داده است؛ حق آن را فریضه و حج آن را واجب کرده و زیارتش را بر شما نوشته (واجب کرده) است. خداوند سبحان می‌فرماید: «برای خداست به عهده مردم که آهنگ خانه او کنند [و عمل حج به جا آورند]، هر کس که بتواند راهی بدان یابد و هر که کفر ورزد، همانا خداوند از جهانیان بی‌نیاز است.

به دلیل اهمیت و جایگاه والای حج در میان عبادت‌ها، به این عمل در آیات قرآن کریم و روایات معصومین: توجه ویژه‌ای شده و احکام، حکمت‌ها، کارکردها و آثار آن بیان شده است. همچنین مطالعات فراوانی در این باره انجام گرفته و کتاب‌ها و مقالات زیادی به چاپ رسیده است. اعمال، اسرار و معارف حج نقش مهمی در افزایش سطح شناخت مسلمانان و جامعه اسلامی ایفا می‌کند. حال سؤال این است که حج در چه زمینه‌هایی و چگونه بستر معرفت‌افزایی زائران است و بدین طریق آنان را در مسیر تکامل یاری می‌دهد؟

برکات حج همه جنبه‌های حیات بشری را فرامی‌گیرد و عرصه‌های مختلف فردی و اجتماعی را شامل می‌شود و شاید بتوان گفت که کلید این همه برکات «شناخت» است. (جمعی از نویسندگان، 1393ش، ص254) کسب شناخت در حج می‌تواند انسان‌ها را در مسیر کمال و سعادت به پیش براند. نویسنده در این مقاله به این موضوع می‌پردازد و نقش حج را به عنوان بستر معرفت‌افزایی به منظور حرکت در مسیر کمال انسانی بررسی می‌کند. او در این زمینه به سه مطلب می‌پردازد: «حج و خودشناسی»، «حج و خداشناسی» و «حج و شناخت معارف الهی».

1. حج و خودشناسی

قبل از پرداختن به اصل بحث لازم است بدانیم خودشناسی چیست و چه اهمیتی دارد. تعاریف متعددی از خودشناسی بیان شده است. تعاریف مزبور را می‌توان در دو دسته عمومی و خصوصی جای داد.

همان‌طور که می‌دانیم هر انسانی دارای دو نوع ویژگی عمومی و اختصاصی است. ویژگی‌های عمومی به خصوصیاتی گفته می‌شود که در همه انسان‌ها مشترک‌اند؛ غرایز، نیازها، استعدادها، هوش، عقل، هیجان، انگیزه، هویت و اراده از این نوع خصوصیات هستند. ویژگی‌های اختصاصی شامل صفات و حالات خاصی است که فقط در یک فرد وجود دارند و او را از دیگران متمایز می‌سازند؛ مثل خوش‌خلقی، بدخلقی، حسادت، سخاوت، خونگرم بودن، بی قرار بودن، آرامش داشتن و... .

بدین ترتیب گاه منظور از خودشناسی، شناخت ویژگی‌های عمومی بشر است؛ یعنی می‌خواهیم بدانیم که انسان چه ویژگی‌ها و خصوصیاتی دارد. در این صورت خودشناسی معادل «معرفة النفس»[1] است. چنین شناختی را می‌توان با روش‌های مختلف تجربی، عقلی و نقلی به دست آورد. اما گاهی منظور از خودشناسی، آگاهی یافتن به صفات و توانایی‌های شخصی و خصوصی خودمان است؛ یعنی می‌خواهیم بدانیم باهوش هستیم یا کم‌هوش، صبوریم یا عجول، درون‌گراییم یا برون‌گرا، بخیلیم یا بخشنده و خودخواه هستیم یا ایثارگر. هدف از این نوع خودشناسی، که در روان‌شناسی به آن خودآگاهی[2] می‌گویند، درک ویژگی‌های اختصاصی خودمان است. در اینجا می‌توان هر دو معنای خودشناسی را منظور داشت.

خودشناسی، طبق هر دو معنای آن، به دلیل نتایج و فوایدی که بر آن مترتب است، اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد. ملااحمد نراقی آن را کلید سعادت دو جهان می‌داند (نراقی، 1371ش، ص17)؛ زیرا اولاً بدون خودشناسی رسیدن به کمال و خوشبختی تقریباً ناممکن است؛ ثانیاً شناخت انسان و آشنایی با دنیای پیچیده و اسرارآمیز وجود او بهترین راه شناخت آفریدگار هستی است. افزون بر این خودشناسی به آدمی کمک می‌کند تا جایگاه واقعی خویش را در عالم هستی دریابد و بداند که موجودی صرفاً مادی نیست، بلکه پرتوی از روح الهی در او دمیده شده که با آن می‌تواند از فرشتگان هم پیشی گیرد و خود را به اوج قرب الهی برساند. انسان با خودشناسی می‌فهمد که این موجود اسرارآمیز و خداگونه بیهوده و بی‌هدف آفریده نشده است (مؤمنون: 116)؛ بلکه در پس هیاهوی زندگی و گذران شب و روز هدف و مقصدی برای او نهفته است. (شریفی‌نیا، 1397، ص15). به قول سعدی (1402ش) در دیباچه گلستان:

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند

تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار

شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری

البته در تربیت صحیح، در کنار تعلیم چگونگیِ رفتار صحیح با همنوعان و برقراری ارتباط با خدا، تلقی صحیح از نفس و رفتار صحیح با خود نیز آموزش داده می‌شود. انسان باید بداند که نوع تعامل با خودش، شخصیت او را در جامعه نمایان می‌سازد؛ ازاین‌رو باید پیش از هر کار رابطه‌اش را با خودش سامان بخشد. این شیوه باعث می‌شود در گام نخست برای برقراری رابطه دلخواه با همنوعان ابتدا رابطه‌اش را با خود اصلاح کند یا دست‌کم ظاهرسازی کند تا بتواند از این طریق زمینه برقراری رابطه مناسب با همنوعان را فراهم آورد و برای این کار راهی نیست جز شناخت نفس خویش و در پیش گرفتن رفتاری خردمندانه در ارتباط با خود. (سبحانی‌نیا، 1394ش، ص94)

به طور کلی آثار و فواید خودشناسی را می‌توان در این نمونه‌ها خلاصه کرد:

1. شناخت بهتر خداوند؛

2. زمینه‌ساز زندگی سعادتمندانه؛

3. شکوفایی استعدادها و رشد فضیلت‌ها؛

4. خودسازی و تهذیب نفس؛

5. تأمین سلامت جسم و روح؛

6. تقویت خویشتن‌داری؛

7. هدفمند شدن زندگی؛

8. افزایش اعتماد به نفس و خودباوری؛

9. حل مشکلات روانی و رفتاری. (شریفی‌نیا، 1397ش، ص15-25)

بدین ترتیب خودشناسی برای همه انسان‌ها ضروری است تا بتوانند به آنچه برای آن آفریده شده‌اند جامه عمل بپوشانند و راه سعادت ابدی خود را هموار سازند. برای تحقق این امر، ابزارها و امکانات بسیاری در متن دین قرار داده شده است که از جمله آنها می‌توان به «حج» اشاره کرد.

خودشناسی در حج

از فواید و کارکردهای مهم حج، فراهم کردن زمینه برای خودشناسی‌ است. انسان در زندگی خود، اسیر روزمرگی می‌شود و به آنچه در اطراف او می‌گذرد، عادت می‌کند. در نتیجه، از حقایق و جنبه‌های دیگر زندگی خود غافل می‌شود. این غفلت می‌تواند پیامدهای ناگواری برای فرد به دنبال داشته باشد. گسستن او از شرایط عادی و روزمره زندگی، این موقعیت را برای انسان فراهم می‌کند تا به خود و پیرامون خود توجه کند (حسینی، 1393ش، ص88) و حج موقعیت مناسبی برای این کار است. مقام معظم رهبری در نوشته‌ها و پیام‌هایشان به مناسبت حج در سال‌های مختلف، مطالب فراوانی در باب خودشناسی در حج دارند. ایشان شناخت نفس خویش را جوهر همه عبادت‌ها و مناجات‌ها معرفی می‌کنند و رسیدن به این شناخت را در سایه‌سار حج امکان‌پذیر می‌دانند:

انسان، با تدبر می‌تواند ضعف و تهیدستی خود را در برابر خدا و علوّ و اقتدار و عزت خود را در اتصال به خدا، به ‌خوبی بشناسد. همچنین توهم باطل و غرورانگیز درباره هستی ضعیف خود را به دور افکند و شیشه کبر و خودپسندی را، که مایه زشت‌ترین خلقیات و رفتارهای اوست، به خاک بکوبد. از دیگر سو حلاوت ارتباط با خدا و به او پیوستن و از بت‌های درونی خویش گسستن را بچشد.

این شناخت اساسی، که جوهر همه عبادت‌ها و مضمون همه مناجات‌ها و راز و نیازهای اولیای خداست، آدمی را صیقل و صفا می‌بخشد و او را برای دیگر شناخت‌ها مستعد، و بر پیمودن همه راه‌های کمال توانا می‌کند. در زندگی عادی گرفتاری‌های دنیوی دل را غافل و مشغول می‌سازد و او را از این معرفت روشن باز داشته و حج، علاج قاطع این گرفتاری است. (پیام به حجاج بیت‌الله الحرام، 12/ 1/ 1377، به نقل از سایت مقام معظم رهبری)

تفکر در آفاق و انفس بهترین راه برای رسیدن به خودشناسی است. عرصه حج و سرزمین وحی این فرصت را فراهم می‌کند که در آفاق و انفس تفکر شود. مناسک حج از احرام تا تقصیر و از عرفات تا جمرات، مرحله به مرحله، از خودخواهی‌ها و تعلقات رها شدن به خود واقعی اندیشیدن و خود را یافتن است. آن‌گاه که حج‌گزار لباس دوخته از تن بیرون می‌آورد و لباس بندگی و طاعت بر تن می‌کند، هویت واقعی خود را می‌یابد. (حسینی، 1393ش، ص89)

شناخت خود به معنای تأمل در وجود خویش و شناخت ضعف‌ها و توانایی‌های آن است. در حج تعینات مادی و تشخص به مال، مقام، نژاد، عنوان، زیور، لباس رنگ می‌بازد و آدمی جدا از آن عوامل و مؤلفه‌های تمایز، در کنار صدها هزار انسان دیگر به طواف و سعی و نماز و افاضه و وقوف می‌رود. در چنین فضایی هر انسانی از یک سو می‌تواند ضعف و تهی‌دستی خود را در برابر خدا، و علو و اقتدار و عزت خود را در اتصال به خدا به خوبی بشناسد و توهم باطل درباره هستی ضعیف خود را به دور افکند. و از سوی دیگر حلاوت ارتباط با معدن عظمت و به او پیوستن و از بت‌های درونی خویش گسستن را بیازماید و بچشد.

این شناخت، که اصل و اساس همه عبادت‌ها و مضمون همه مناجات‌ها و راز و نیازهای اولیای خداست، زنگارهای وجود آدمی را پاک می‌کند و او را برای دیگر شناخت‌ها مستعد، و بر پیمودن مسیر کمال توانا می‌سازد. در زندگی عادی گرفتاری‌های دنیوی و سرگرمی افراطی به زندگی روزمره، دل را غافل و مشغول می‌سازد و او را از این معرفت روشن بازمی‌دارد و دل او را تیره و تار می‌گرداند؛ و حج علاج واقعی این مشکل است. (جمعی از نویسندگان، 1393ش، ص256)

بنابراین فضای حج عامل مهمی در بیرون آوردن فرد از فضای غفلت‌زای زندگی و رسیدن به خودشناسی‌ است؛ معرفتی که فرد را برای پذیرش معرفت‌های عمیق‌تری آماده می‌کند. (همان، 1393ش، ص257)

جنبه آفاقی این سرزمین و عظمت کعبه و سرزمین وحی، همچنین حضور هزاران انسان موحد با رنگ‌ها و زبان‌های متفاوت، هر انسانی را به اندیشه وا می‌دارد. جدا شدن از تعلقات مادی و دنیایی و احرام بستن در لباسی مانند لباس آخرت نیز آدمی را در سیر رسیدن به شناخت خود یاری می‌دهد. بنابراین خودشناسی از هدیه‌های حج به حج‌گزاران است و از این‌رو لازم است زائران خانه خدا از این فرصت فراهم‌شده بالاترین بهره را برگیرند. بر اساس معارف دینی، حج بهترین فرصت و موقعیت برای درک و فهم مقام راستین انسانی و بازگشت به آن عوالم الهی و قدسی است.

احرام آغاز حرکتی معنوی، سفری درونی، و پویشی فکری است. برای شناخت بیشتر خود و رسیدن به منزلت و مقام واقعی. حج‌گزار با زدودن آرایه‌های مادی از خود و گسستن تعلقات نفسانی، در صدد بر می‌آید واقعیت نفس و روح خود را بشناسد. انسانی که از حقیقت روحی و منزلت واقعی خویش به جهت آسیب‌ها و نارسایی‌های اخلاقی و معرفتی دور یا غافل شده می‌تواند با زدودن این زنگارها و موانع و نفس کشیدن در فضای جدید معنوی و عرفانی به زوایای باطنی و فطری خود پی‌ببرد و به دنبال باز یافتن مقام اصیل خود باشد.

بر این اساس زائر بیت‌الله الحرام با مُحرم شدن، در برکردن پوشش ساده و بی‌آرایه و هشیار شدن نسبت به واقعیت وجود خود اذعان می‌کند که من به علت آلوده شدن به گناهان و غفلت‌ها چیزی نیستم و از منزلت واقعی خویش به دورم و به جهت کم‌کاری‌ها و نادانی‌ها در محضر حق، نیازمند مطلقم و به سبب نافرمانی‌ها و دنیاورزی‌ها از ساحت قدس و کمال خود بیگانه‌ام... . (کارگر، 1387ش، ص8)

2. حج و خداشناسی

مهم‌ترین و با ارزش‌ترین شناخت و علم‌جویی در نظر معصومین: شناخت خدا معرفی شده است. در روایتی وارد شده است:

«جَاءَ أَعْرَابِی إِلَی النَّبِی فَقَالَ: «یَا رَسُولَ اللَّهِ، عَلِّمْنِی مِنْ غَرَائِبِ الْعِلْمِ ».قَالَ :«مَا صَنَعْتَ فِی رَأْسِ الْعِلْمِ حَتَّی تَسْأَلَ‌ عَنْ غَرَائِبِهِ ».قَالَ الرَّجُلُ: «مَا رَأْسُ‌ الْعِلْمِ‌ یَا رَسُولَ  اللَّهِ». قَالَ: «مَعْرِفَةُ اللَّهِ حَقَّ مَعْرِفَته...». (شیخ صدوق، 1398ق، ص284)

عربی بیابان‌گرد نزد پیامبر اکرم9 آمد و گفت: «ای رسول خدا، شگفتی‌های دانش را به من بیاموز». حضرت فرمود: «درباره سرآمد دانش‌ها چه می‌دانی که از شگفتی‌های آن می‌پرسی؟» مرد گفت: «سرآمد دانش چیست ای رسول خدا؟» حضرت فرمود: «شناخت خداوند آن گونه که سزاوار اوست».

در این روایت حضرت رسول9 با توجه دادن سؤال‌کننده از شگفتی‌های دانش به مسئله شناخت خدا، گویی می‌خواهد این پیام را برساند که خداشناسی مهم‌ترین معرفتی است که شایسته صرف وقت و توان و هزینه برای فراگیری است.

امام صادق7 نیز درباره اهمیت خداشناسی می‌فرماید: «إِنَّ أَفْضَلَ الْفَرَائِضِ وَ أَوْجَبَهَا عَلَی الْإِنْسَانِ مَعْرِفَةُ الرَّبِّ وَ الْإِقْرَارُ لَهُ بِالْعُبُودِیَّةِ»؛ «برترین فرایض و واجب‌ترین آنها شناخت پروردگار و اقرار به بندگی اوست». (خزاز رازی، 1401ق، ص262)

توجه به این نکته لازم است که منظور از خداشناسی، آگاهی صرف از یک سری مفاهیم و تصدیقات درباره خدا نیست؛ چرا که چنین دانشی تأثیر چندانی در روح آدمی و تعالی معنوی او ندارد. خداشناسی آن‌گاه صورت واقعی و حقیقی به خود می‌گیرد که آدمی قلب خود را با خدای عزوجل پیوند زند و صفات جمال و جلال خداوند را با دیده دل مشاهده کند. خداشناسی واقعی آن است که نور حق وجود انسان را روشن کند و شخص عظمت و بزرگی خدا را درک کندو به دنبال آن با تمام وجود در مقابل خدا خاضع و خاشع شود. هر قدر این درک و احساس قوی‌تر باشد، می‌توان گفت سطح خداشناسی انسان نیز بالاتر و والاتر است.

افزون بر اینکه خداوند انسان را با صبغه توحیدی آفریده و وی را بر فطرت خداشناسی سرشته؛ به‌گونه‌ای که با ذات او عجین شده، و توحید را در همه معارف و دستورات و اعمال جوارحی و جوانحی خود اشراب کرده است. (شفیعی، 1380ش، ص8)

خداشناسی آثار و نتایج بسیار مهمی برای فرد و جامعه اسلامی در پی دارد. پی  بردن و درک صفات خداوند - همچون مهربان، بخشنده، توبه‌پذیر و آمرزنده، دوست‌دار بندگان خوب، برآورنده حاجات و خواسته‌های بندگان، عزت‌بخش به مؤمنان، نجات‌دهنده بندگان از چنگال ستمگران و امثال این صفات - محبت او را بر دل‌ها می‌نشاند و شوق لقای او و آرمیدن در جوار رحمت او را در وجود آدمی شعله‌ور می‌کند. این حالات، زندگی انسان را متحول می‌کند، حرکات و رفتارهای انسان را تغییر می‌دهد و اصلاح اساسی شیوه عمل آدمی را موجب می‌شود.

شناخت درست خداوند و درک این صفات الهی به آدمی آرامش می‌دهد و از اضطراب و ترس می‌رهاند، احساس مسئولیت او را در قبال وظایفی که در برابر خداوند یا مخلوقات او دارد تقویت می‌کند و انگیزه او را برای انجام دادن کارهای خیر به منظور دریافت فوز عظیم الهی بیشتر می‌کند. مطلب مهم، شناخت و درک این صفات در خدای متعال است. برای این امر صرفاً مطالعه کفایت نمی‌کند، بلکه لازم است آدمی در موقعیت‌ها و فضاهای خاصی قرار گیرد تا به درک آن نائل آید. حج یکی از موقعیت‌هایی است که نقش مؤثری در افزایش معرفت انسان نسبت به خدای متعال ایفا می‌کند.

خداشناسی در حج

«حج» از برنامه‌های باشکوه عبادی، سیاسی و اجتماعی اسلام، و یک دوره کلاس خداشناسی‌ است. (برکت‌رضایی، 1387ش، ص1) در واقع مهم‌ترین رکن معرفتی و سلوکی حج، توحید و خداشناسی‌ است که در آثار عرفانی حج، به آن اشاره شده است و همه حکمت‌ها و آثار و اسرار حج به آن بر می‌گردد. (کارگر، 1387ش، ص6) تمام مراسم حج‌ از نشانه‌های روشن توحید، و توجه به روح اعمال و مناسک و جنبه‌های نمادین آن، و گذراندن یک دوره کامل خداشناسی‌ و خداپرستی است. (یزدانی، 1379ش، ص42) به گفته عالم ربانی میرزا جوادآقا ملکی تبریزی:

خداوند متعال انسان را از خاک آفرید و او را به دیدار و پناه خود دعوت کرد. نزدیکی و پناه او نیز مخصوص بلندمرتبگان و افراد بامعنویت است؛ و به جهت اینکه انسان در اوایل کار به دلیل فرو رفتن در تاریکی‌های عالم طبیعت و اسارت در کره خاکی و میان آب و گل به این عالم‌های عالی دسترسی نداشت، خداوند عالم او را با ایجاد مکانی آباد کرد و آن را خانه خود نامید، و آن را زیارتگاه زائرانش و طالبین حضرتش قرار داد تا بر گرد آن چرخیده، زیارتش کرده، به مقتضای حال خود با پروردگارشان مأنوس شده و با این امور، آماده عالم‌های قدس و نزدیک شدن به خدا گردند.

برای این زیارت نیز عبادت‌هایی مقرر فرمود که تمامی آنها باعث پرواز از عالم خاکی به عالم ملکوت، جبروت و لاهوت است؛ به عبارت دیگر این مناسک حج، حج‌گزار را آماده زیارت کعبه حقیقی می‌کند که درباره آن در روایت آمده است: «زمین و آسمانم گنجایش من را ندارد، بلکه قلب بنده مؤمنم گنجایش مرا دارد»؛ به عبارت دیگر این مناسک شناخت نفس را در پی دارد که از آن، شناخت پروردگار حاصل می‌شود. (ملکی تبریزی، 1416ق، ص311)

دوره چند روزه مناسک حج، دوره تمرین و کارگاه آموزشی است و این امر درباره خداشناسی و توحید نیز به بهترین وجه جاری است. هدف از انجام دادن مناسک حج این است که زائر بیت‌الله الحرام، که در این چند روز دنیا را به کناری نهاده و رو به سوی خدا آورده، پس از بازگشت از سفر حج در طول زندگی نیز شیوه و سبک زندگی توحیدی را پیشه خود سازد. چنین شخصی به آن درجه از خداشناسی دست یافته که امام صادق7 درباره آن می‌فرماید:

اگر مردم از فضیلت شناخت خدا باخبر می‌شدند، به نعمت‌ها و خوشی‌های زندگی دنیوی، که خداوند دشمنان را هم از آن برخوردار ساخته است، چشم نمی‌دوختند و دنیایشان از آنچه با گام‌هایشان بر آن پای می‌نهند نیز کمتر می‌شد و با نعمت معرفت خدا متنعّم می‌شدند و از آن لذت می‌بردند؛ همانند لذت بردنِ کسی که همواره در باغ‌های بهشت در کنار اولیای خداست. همانا شناخت خدا مونسی در برابر هر وحشت، همدمی در برابر هر تنهایی، نوری در برابر هر تاریکی، نیرویی در برابر هر ناتوانی و درمانی برای هر بیماری است. (کلینی، 1407ش، ج8، ص247)

درباره تأثیرگذاری حج بر خداشناسی حج‌گزاران می‌توان به مطالب زیر توجه کرد:

1. اصولاً خانه کعبه بر توحید صرف بنا شده است. در قرآن کریم می‌خوانیم:

(وَ إِذْ بَوَّأْنا لِإِبْراهیمَ مَکانَ الْبَیْتِ أَنْ لا تُشْرِکْ بی شَیْئاً).

[به خاطر بیاور] زمانی را که جای خانه [کعبه] را برای ابراهیم آماده ساختیم [تا خانه را بنا کند و به او گفتیم:] چیزی را همتای من قرار مده.

این آیه بدین معناست که جایگاه کعبه و تعیین مکان و هندسه تأسیس آن بر مبنای توحید صرف است و هیچ شرکی - اعم از شرک جلی (مانند بت‌پرستی) و شرک خفی (مانند ریا) - آن را آلوده نمی‌سازد. (جوادی آملی، 1388ش، ص208) توحید و خداشناسی واقعی آن‌گاه در آدمی تبلور می‌یابد که از هر چه غیر خداست بِبُرد و دل را فقط به خدا پیوند زند. در آن حال جز او نبیند و در همه چیز او را بیند:

رسد آدمی به جایی که به ‌جز خدا نبیند

بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت

«کعبه معظمه» خانه خدا کانون توحید و آیتی برای شناخت خداوند است. مقام ابراهیم، صفا و مروه، عرفات، منا و... هر کدام نشانه و علامتی برای شناخت معبود واقعی، و اعمال و مناسک حج، اعلام ندای بندگی و توحید است. حکیم متألّه رفیعی قزوینی گفته است:

بدان که حاج در اعمال گذشته در عرفات و مشعر طلب منفعت می‌کند و آن نهایت مرتبه توحید و خداشناسی‌ و نزدیک شدن به خدا و گذشتن از ماسوی الله و فناء فی الله است و توجه کامل به درگاه ربوبی و ارتباط و انقطاع تام به مقام احدیت کبری است. (پورامینی، 1383ش، ص20)

2. خداوند توحید را در همه معارف و دستورات و اعمال جوارحی و جوانحی، از جمله حج، اشراب کرده است. همه اعمال و مناسک حج - از احرام گرفته تا طواف، نماز طواف، سعی، تقصیر، وقوف در مواقیت، و قربانی و رمی جمرات - همه و همه درس خداشناسی و توحید می‌دهند و به دنبال آنند که آدمی را با خدا آشنا سازند. آنها می‌خواهند فطرت توحیدی انسان را از زیر لایه‌های متعدد زنگار بیرون کشند و حقیقت وجود او را، که با شناخت خدا آمیخته است، برای او آشکار کنند. حج‌ از آغاز تا انجام آن نمونه‌ای است از توحید و طرد شرک. براساس آیه شریفه: (وَ لِلهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللهَ غَنِی عَنِ الْعالَمِینَ)[3] (آل‌عمران: 97) حج ایمان و توحید است و ترک آن موجب کفر عملی می‌شود. حج، سیر به سوی خدا و رفتن برای دیدار او و تلاش برای نزدیکی به خدایی است که در عین علوّ و بالایی، نزدیک است: (فَإِنِّی قَرِیبٌ). (بقره: 186) امام صادق7 درباره دعا هنگام سفر حج می‌فرمایند:

هنگامی که به قصد انجام حج و عمره از خانه خارج شدی دعای فرج را بخوان و آن دعا این است: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْحَلِیمُ الْکَرِیمُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْعَلِی الْعَظِیمُ سُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الْأَرَضِینَ السَّبْعِ وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ‌ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ»... سپس بگو: «بِسْمِ اللَّهِ دَخَلْتُ وَ بِسْمِ اللَّهِ خَرَجْتُ وَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ،... اللَّهُمَّ أَنْتَ عَضُدِی وَ نَاصِرِی بِکَ أَحُلُّ وَ بِکَ أَسِیرُ... وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ، اللَّهُمَّ إِنِّی عَبْدُکَ وَ هَذَا حُمْلَانُکَ‌ وَ الْوَجْهُ وَجْهُکَ وَ السَّفَرُ إِلَیْکَ وَ قَدِ اطَّلَعْتَ عَلَی مَا لَمْ یَطَّلِعْ عَلَیْهِ أَحَدٌ... أَنَا عَبْدُکَ وَ بِکَ وَ لَکَ».(کلینی، 1407ق، ج4، ص284-285)

خدایی به‌جز خداوند بردبار و کریم نیست، خدایی به‌جز خداوند بلندمرتبه و بزرگ نیست. منزه است خداوند، همو که پروردگار آسمان‌ها و زمین‌های هفت‌گانه و پروردگار عرش عظیم است، و سپاس مخصوص خداوند را که پروردگار جهانیان است... . به نام خدا داخل شدم و به نام خدا و در راه خدا خارج شدم،.. . خدایا، تو پشتیبان و یاور من هستی، به کمک تو بر منزل وارد می‌شوم و به کمک تو سیر می‌کنم... و هیچ توان و نیرویی جز به واسطه خداوند وجود ندارد، خدایا، من بنده تو هستم و این مرکب از توست و سمت و سویی که من به سوی آن رو کرده‌ام، سمت و سوی توست و این سفر به سوی توست و به تحقیق تو بر آنچه کسی بر آن اطلاع ندارد، مطلع هستی... . من بنده تو هستم و از تو یاری می‌جویم و اعمالم را برای تو خالص قرار می‌دهم.

حاجی با پوشیدن لباس احرام و گفتن «لبیک» همه مظاهر دنیا، ریا و شرک و هوا را کنار می‌گذارد و صبغه الهی به خود می‌گیرد؛ زیرا لبیک حج جاهلی، ندای شرک و بانگ بت‌پرستی بود؛ آنان می‌گفتند:« لَبَّیْکَ اللَّهُمَّ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ لَا شَرِیکَ لَکَ إِلَّا شَرِیکٌ‌ هُوَ لَکَ،‌ تَمْلِکُهُ وَ مَا مَلَکَ.؛ (همان، 1407ق، ج4، ص542) و بدین‌گونه، وجود شریک را برای خدا بیان می‌کردند. اما لبیک در اسلام بانگ توحید است و اظهار عجز و عبودیت و صیقل‌دادن دل از زنگار هر نوع شرک خفی و جلی و اذعان به این حقیقت که ولایت مطلقه از آنِ خدای سبحان است: (هُنَالِکَ الْوَلَایَةُ لِلهِ الْحَقِّ) (کهف: 44). (شفیعی، 1380ش، ص8)

در مصباح الشریعه اقرار به وحدانیت خدا و تقرب به سوی او یکی از بایسته‌های حضور در عرفات دانسته شده و زیارت خانه الهی برای تعظیم یاد الهی و شناخت جلال و سلطنت او معرفی شده است:

وَ اعْتَرِفْ بِالْخَطَإِ بِالْعَرَفَاتِ وَ حَدِّدْ عَهْدَکَ عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَی بِوَحْدَانِیَّتِهِ وَ تَقَرَّبْ إِلَیْهِ... . «وَ زُرِ الْبَیْتَ مُتَحَفِّفاً لِتَعْظِیمِ صَاحِبِهِ وَ مَعْرِفَتِهِ وَ جَلَالِهِ وَ سُلْطَانِهِ» (منسوب به امام جعفر صادق7، 1400ق، ص48 و 49).

و در عرفات به خطا [واشتباهات خود] اعتراف کن و پیمان خود را نزد خداوند متعال با اقرار به یگانگی‌اش استوار ساز و به سوی او تقرب جو... (و خانه کعبه را به منظور بزرگداشت صاحب آن و شناخت او و بزرگی و سلطانش زیارت کن.)

وقوف در عرفات برای شناخت خدای متعال است. (ملکی تبریزی، 1416ق، ص313) همچنین «مشعر» را به این سبب مشعر خوانده‌اند که محلی برای شعار حج،‌ و خداجویی و راه خداشناسی‌ و عبادت است. (قاسمی، 1389ش، ص142)

3. اذکار و دعاهای حج، همگی بر خداشناسی و توحید گواهی می‌دهند و بنده‌ قدم‌گذاشته در راه مناسک حج را به کنار گذاشتن دنیا و روی کردن به سوی خدا فرا می‌خوانند. ذکر «لَبَّیْکَ، اللّهُمَّ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ، لا شَریکَ لَکَ لَبَّیْکَ، إنَّ الْحَمْدَ وَ النِعْمَةَ لَکَ وَ الْمُلْکَ، لا شَریکَ لَکَ لَبَّیْکَ» در آغاز مناسک حج و هنگام احرام، کنار زدن همه امور دنیوی و مواجهه حضوری با خدای متعال و سخن گفتن با اوست. امام باقر7 درباره چگونگی ورود به مسجدالحرام می‌فرماید:

هنگامی که داخل مسجدالحرام شدی و در مقابل حجرالاسود قرار گرفتی بگو: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ آمَنْتُ بِاللَّهِ وَ کَفَرْتُ بِالطَّاغُوتِ وَ بِاللَّاتِ وَ الْعُزَّی وَ بِعِبَادَةِ الشَّیْطَانِ وَ بِعِبَادَةِ کُلِّ نِدٍّ یُدْعَی مِنْ دُونِ اللَّهِ» شهادت می‌دهم که خدایی جز الله نیست، او واحد است و شریکی ندارد و شهادت می‌دهم که محمد9 بنده و فرستاده اوست. به خدا ایمان آوردم و به طاغوت، و به بت‌های لات و عزّی، و به عبادت شیطان و عبادت هر شریکی غیر از خدا - که خوانده می‌شود - کفر ورزیدم... . سپس به حجرالاسود نزدیک شو و با دست راستت آن را لمس کن، سپس بگو: «بِسْمِ اللَّهِ وَ اللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُمَّ أَمَانَتِی أَدَّیْتُهَا وَ مِیثَاقِی تَعَاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ عِنْدَکَ لِی بِالْمُوَافَاةِ».

به نام خدا، و خدا بزرگ‌تر است. خدایا، امانتم را ادا کردم و بر پیمانم عمل کردم تا نزد تو به وفاداری‌ام شهادت دهد. (کلینی، 1407ق، ج‌4، ص403-404)

خلاصه آنکه حج به حاجیان درس توحید و خداشناسی می‌دهد. از میقات و احرام تا طواف، نماز طواف و سعی، و در نهایت وقوف و رمی جمرات و قربانی، همه با توحید و خداشناسی و دوری از شرک و گرایش به طواغیت درآمیخته است. ارتباط عبادت و معرفت، ارتباطی متقابل و دو سویه است و هر یک دیگری را به دنبال می‌آورد؛ امام حسین7 فرمودند:

إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ذِکْرُهُ مَا خَلَقَ‌ الْعِبَادَ إِلَّا لِیَعْرِفُوهُ‌ فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَنْ سِوَاهُ؛ (شیخ صدوق، 1385ق، ج1، ص9)

همانا خدای عزوجل بندگان را نیافرید، مگر برای آنکه او را بشناسند. پس هنگامی که او را بشناسند، عبادتش می‌کنند و هنگامی که او را عبادت کنند، با عبادت او از عبادت غیر او بی‌نیاز می‌شوند.

حج راهی است برای شناخت خدا که به دنبال آن عبادت خداوند در سطحی بالاتر تحقق می‌یابد. حج‌گزاران در این سفر مهم، شناخت و علم خود را درباره صفات و اسمای الهی فزونی می‌بخشند و با دقت و اندیشه در اعمال و ارکان حج و آیات بینات بی‌شمار، هر چه بیشتر با او آشنا می‌شوند و بر علم و یقین خود نسبت به آفریدگارشان می‌افزایند.

«توحید» در حج تجسم یافته و آغاز تا انجامش نمونه‌ای از یکتاپرستی و طرد شرک است. یکایک مناسک حج و تعبد و فروتنی محض در برابر معبود، نشانی از یگانگی خدا و علامتی بر قدرت و عظمت بی‌کران او و دریچه‌ای به شناخت آن وجود بی همتاست؛ چنان‌که صاحب المراقبات می‌گوید: «این عبادات و اعمال مناسک حج، باعث شناخت نفس می‌شود که شناخت پروردگار را دربر دارد» (ملکی تبریزی، 1416ق، ص311)

3. حج و شناخت آموزه‌های دینی

دین مبین اسلام، حاوی آموزه‌های بسیار بلندی است که بر عظمت این دین الهی دلالت می‌کنند؛ آموزه‌هایی که بر جان هر کس بنشینند او را به سوی سعادت ابدی و قرب الهی رهنمون می‌کنند. ازاین‌رو شناخت و فراگیری آنها بسیار پراهمیت است؛ و به همین دلیل نیز از دستورات مهم دین اسلام به پیروان خود، فراگیری آموزه‌ها و معارف دینی و الهی است. عمل مطابق این آموزه‌ها به شناخت آنها منوط است و بدون شناخت آنها مسیر رشد و کمال انسان‌ها تا حدود زیادی بسته است. بر این اساس روایات معصومین: مملوّ از توصیه‌های آن بزرگواران به فراگیری معارف اسلامی است. در این باره به چند حدیث توجه می‌کنیم.

- امام کاظم7 فرمود:

تَفَقَّهُوا فِی دِینِ اللَّهِ فَإِنَّ الْفِقْهَ‌ مِفْتَاحُ‌ الْبَصِیرَةِ وَ تَمَامُ الْعِبَادَةِ وَ السَّبَبُ إِلَی الْمَنَازِلِ الرَّفِیعَةِ وَ الرُّتَبِ الْجَلِیلَةِ فِی الدِّینِ وَ الدُّنْیَا. (ابن شعبه حرانی، 1404ق، ص410)

در دین خدا تحقیق و تفقّه کنید که فهم و فقه کلید بینایی، و کامل‌کننده عبادت، و سبب رسیدن به جایگاه‌های بلند و پایگاه‌های بزرگ در دین و دنیاست.

- امام صادق7 فرمود:

تَفَقَّهُوا فِی دِینِ اللَّهِ وَ لَا تَکُونُوا أَعْرَاباً فَإِنَّهُ مَنْ لَمْ یَتَفَقَّهْ فِی دِینِ اللَّهِ لَمْ یَنْظُرِ اللَّهُ إِلَیْهِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لَمْ یُزَکِّ لَهُ عَمَلًا. (برقی، 1371ق، ج1، ص228)

در دین خدا تحقیق و تفقّه کنید و مانند اعراب [بادیه‌نشین] نباشید؛ چرا که هر کس در دین خدا تحقیق و تفقه نکند، خداوند در روز قیامت به او نظر رحمت نمی‌کند و عمل او را پاکیزه نمی‌سازد.

اهتمام ویژه امامان معصوم: به فراگیری علم و تفقه در دین از سوی پیروانشان را در فرمایش امام صادق7 مشاهده می‌کنیم که فرمود:« لَیْتَ‌ السِّیَاطُ عَلَی‌ رُءُوسِ أَصْحَابِی حَتَّی یَتَفَقَّهُوا فِی الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ»؛ «کاش تازیانه‌ها بر سر اصحاب من افراخته بود تا اینکه در حلال و حرام تفقّه کنند. (همان، 1371ق، ج1، ص229).

تفقه در دین یعنی فراگیری ابعاد گوناگون دین و شناخت‌های دینی. فقیه در منطق احادیث و تعالیم معصومین: کسی است که دین را در بعد توحید و خداشناسی، حاکمیت سیاسی و اجتماعی، تربیت، اخلاق، خودسازی، مدیریت، قضا و... به خوبی بشناسد و خود نمونه عملی آن باشد. (حکیمی و دیگران، 1380ش، ج1، ص102) بدین ترتیب ضرورت فراگیری آموزه‌های دینی و تفقه در آنها امری آشکار به نظر می‌رسد. اسلام خود برای این امر راه‌هایی تعبیه کرده است که از جمله آنها می‌توان به حج اشاره کرد.

شناخت آموزه‌های دینی در حج

حج این ظرفیت را دارد که در آن حج‌گزاران در راه فراگیری دین و احکام و آموزه‌های آن قدم بردارند و با بهره‌مندی افزون‌تر از آنها بازگردند و آموخته‌های خود را در سرتاسر جهان اسلام بپراکنند. شاهد این سخن، فرمایش امام صادق7 به هشام بن حکم است، آن‌گاه که از ایشان سؤال کرد: «به چه علّت خداوند بندگان را مکلّف ساخته که حج بگزارند و کعبه را طواف کنند؟»:

إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی خَلَقَ الْخَلْقَ... فَجَعَلَ فِیهِ الِاجْتِمَاعَ مِنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ‌ لِیَتَعَارَفُوا... وَ لِتُعْرَفَ آثَارُ رَسُولِ اللَّهِ9 وَ تُعْرَفَ أَخْبَارُهُ وَ یُذْکَرَ وَ لَا یُنْسَی وَ لَوْ کَانَ کُلُّ قَوْمٍ إِنَّمَا یَتَّکِلُونَ عَلَی بِلَادِهِمْ وَ مَا فِیهَا هَلَکُوا وَ خَرِبَتِ الْبِلَادُ... وَ عَمِیَتِ الْأَخْبَارُ وَ لَمْ یَقِفُوا عَلَی ذَلِکَ، فَذَلِکَ عِلَّةُ الْحَج. (شیخ صدوق، 1385ق، ج2، ص405-406)

خداوند، مردمان را آفرید... پس در حج، گرد آمدن از شرق و غرب را قرار داد تا یکدیگر را بشناسند... و تا آنکه نشانه‌های پیامبر خدا و اخبار او شناخته و یاد شوند و فراموش نگردند؛ و اگر هر قومی به شهرهای خودشان و آنچه در آنهاست اتکا می‌کردند، هلاک می‌شدند و شهرها ویران می‌شد... و از خبرها آگاه نمی‌شدند. این است علت حج.

حج‌ یکی از مظاهر و منابع فرهنگ و تمدن اسلامی است. می‌توان گفت که یکی از راه‌های پی بردن به نظریه‌های اسلامی در موضوعاتی خاص، تحلیل معارف و آموزه‌های‌ دینی‌ درباره حج است؛ چنان‌که تحلیل وقایع و آنچه در حج‌گزاری مسلمانان رخ داده نیز می‌تواند نشان‌دهنده بازتاب و تأثیر آن آموزه‌ها در زندگی مسلمانان باشد. (مهریزی، 1387ش، ص134) حج، اجتماع بزرگی است که از دو جهتِ ساختاری و آموزه‌های‌ دینی، منبع آگاهی عمومی است. (علوی‌زاده، 1396ش، ص58)

توجه به این نکته نیز لازم است که مناسک، آموزه‌ها و معارف اسلامی مشتمل بر رمز و رازها و اسراری هستند که پی بردن به آنها نیازمند دقت و توجه بالاست. آگاهی از آن اسرار و رموز می‌تواند زندگی دینی و معنوی حج‌گزاران را به سمت و سوی خداوند جهت‌دهی کند و ارتقا بخشد؛ از جمله این مناسک و آموزه‌های پررمز و راز، اعمال و مناسک حج است. در پس ظاهر هر یک از مناسک حج - از قبیل، طواف، سعی صفا و مروه، وقوف در عرفات و مشعر و منا، قربانی و رمی جمرات - اسراری نهفته است که به مطالعه، اندیشه و تدبر نیاز دارد. توجه به این اسرار هنگام انجام دادن حج، میزان بهره‌مندی معنوی زائران را از عمل حجشان بسیار ارتقا می‌بخشد. در برخی از روایات معصومین: به این اسرار و رموز اشاره شده است؛ از جمله:

- امام عسکری7 از پدران خود، از امیر مؤمنان7 و آن حضرت از رسول خدا9 نقل می‌کند که فرمود:

...فَنَادَی رَبُّنَا عَزَّوَجَلَّ «یَا أُمَّةَ مُحَمَّدٍ» فَأَجَابُوهُ کُلُّهُمْ وَ هُمْ فِی أَصْلَابِ آبَائِهِمْ وَ أَرْحَامِ أُمَّهَاتِهِمْ: «لَبَّیْکَ اللَّهُمَّ لَبَّیْکَ لَبَّیْکَ لَا شَرِیکَ لَکَ لَبَّیْکَ إِنَّ الْحَمْدَ وَ النِّعْمَةَ لَکَ وَ الْمُلْکَ لَا شَرِیکَ لَکَ لَبَّیْکَ». قَالَ9: «فَجَعَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ تِلْکَ الْإِجَابَةَ شِعَارَ الْحَجِّ». (شیخ صدوق، 1413ق، ج2، ص328)

پس پروردگارمان [در گفت‌وگویش با حضرت موسی:] ندا داد: «ای امّت محمّد،» و همه آنان، درحالی‌که در صُلب پدران و رَحِم مادرانشان بودند، پاسخ دادند: «لبّیک! ای خدا، لبّیک! لبّیک! تو شریکی نداری. لبّیک! همانا ستایش و نعمت و فرمان‌روایی از آنِ توست. تو شریکی نداری. لبّیک!»؛ پس خداوند عزوجل همین پاسخ را شعار حج قرار داد.

- امام صادق7 فرمود:

مَا مِنْ بُقْعَةٍ أَحَبَّ إِلَی اللَّهِ مِنَ الْمَسْعَی لِأَنَّهُ یُذِلُّ‌ فِیهَا کُلَّ‌ جَبَّارٍ. (کلینی، 1407ق، ج4، ص434)

هیچ بقعه‌ای نزد خداوند محبوب‌تر از مسعی نیست؛ چون در آنجا هر زورگویی را ذلیل می‌کند.

- امام صادق7 همچنین درباره سرّ نام‌گذاری عرفات به این نام فرمود:

إِنَّ جَبْرَئِیلَ7 خَرَجَ بِإِبْرَاهِیمَ 7 یَوْمَ عَرَفَةَ فَلَمَّا زَالَتِ الشَّمْسُ قَالَ لَهُ جَبْرَئِیلُ یَا إِبْرَاهِیمُ اعْتَرِفْ‌ بِذَنْبِکَ‌ وَ اعْرِفْ‌ مَنَاسِکَکَ، فَسُمِّیَتْ عَرَفَاتٍ لِقَوْلِ جَبْرَئِیلَ7 اعْتَرِفْ. (شیخ صدوق، 1385ق، ج2، ص436)

جبرئیل حضرت ابراهیم7 را روز عرفه بیرون آورد. چون ظهر شد به وی گفت: «ای ابراهیم، به گناهت اعتراف کن و عبادت‌هایت را بشناس». پس به دلیل سخن جبرئیل: «اعْتَرِفْ» (اعتراف کن)، آنجا عرفات نامیده شد.

هر چند مواردی از این قبیل، که در روایات به آنها پرداخته شده، بسیار است و مطالعه و آگاهی از آنها بسیار سودمند است. با این حال مهم درک و فهم عمیق این اسرار و معارف است که می‌تواند نگاه آدمی را به خود، خدا، اهداف، وظایف، حیات و مرگ و ... تغییر دهد و زمینه را برای تحولی عظیم در فرد فراهم کند، و عمل حج این امکان را برای حج‌گزاران فراهم می‌سازد.

بحث و نتیجه‌گیری

آنچه گفته شد از سویی تأکید اسلام بر لزوم توجه به شناخت در زمینه‌ها و عرصه‌های مختلف مربوط به کمال و سعادت انسان‌ها را نشان می‌دهد و از سوی دیگر بر عظمت حج و مناسک آن و جایگاه بی‌بدیل آن در میان آیین‌های اسلامی دلالت می‌کند. حج از چنان ظرفیتی برخوردار است که می‌تواند با تقویت معرفت حاضران در آن مناسک عظیم‌القدر به مسائل مهم انسانی - یعنی خود، خدا و آموزه‌های دینی - آنان را در مسیر کمال به پیش برد و به سرمنزل مقصود، که همان سعادت دنیوی و اخروی است، نائل گرداند.

حج فرصت و موقعیتی بس مهم است که مانند آن برای افراد کم پیش می‌آید؛ به دلیل جایگاه حائز اهمیت شناخت برای افراد و جوامع، از این مهم نباید غافل شد - غفلت از این کارکرد حج موجب خسران بزرگ برای افراد و به تبع آنها برای جوامع است. ازاین‌رو لازم است در کنار آثار و کارکردهای حج، از نقش آن در بسترسازی برای افزایش شناخت به بهترین وجه بهره‌برداری شود. به‌ویژه مسئولان فرهنگی و تبلیغی حج، مسئولیت سنگینی در این زمینه بر عهده دارند.


[1]. self-knowledge.

[2]. self-awareness.

[3]. برای خدا بر مردم [آنان که توانایی دارند] است که حج خانه [کعبه] به جای آورند و هر کس کفر پیشه کند [بداند که به] خداوند [ضرر نمی‌زند؛ چرا که او] از جهانیان بی‌نیاز است.

 

  1. ٭ قرآن کریم، ترجمه ناصر مکارم شیرازی.

    ٭ نهج البلاغه (نسخه صبحی صالح)، شریف الرضی، محمد بن حسین، 1414ق،  قم، هجرت، چاپ اول.

    1. ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، (1404ق)، تحف العقول عن آل الرسول9، قم، جامعه مدرسین، چاپ دوم.
    2. برقی، احمد بن محمد بن خالد، (1371ق)، المحاسن، قم، دار الکتب الإسلامیة، چاپ دوم.
    3. برکت رضایی، روزبه، (1387ش)، آشنایی با احکام، اسرار و معارف عمره ویژه دانش آموزان، تهران، مشعر، چاپ اول.
    4. پورامینی، محمدامین، (1383ش)، اسرار و معارف حج: با الهام از درس‌های حکیم متألّه آیت‌الله سیدابوالحسن رفیعی قزوینی=، قم، بشیر اندیشه، چاپ اول.
    5. جمعی از نویسندگان، (1393ش)، حج در اندیشه سیاسی اجتماعی مقام معظم رهبری، تهران، مشعر، چاپ اول.
    6. جوادی آملی، عبدالله، (1388ش)، صهبای حج، قم، مرکز نشر اسراء.
    7. حسینی، داود، (1393ش)، ابعاد اخلاقی حج در پیام‌ها و سخنان مقام معظم رهبری، تهران، مشعر، چاپ اول.
    8. حکیمی، محمدرضا و دیگران، (1380ش)، الحیاة، ترجمه احمد آرام، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ اول.
    9. خزاز رازی، علی بن محمد، (1401ق)، کفایة الأثر فی النص علی الأئمة الإثنی عشر، قم، بیدار.
    10. سبحانی‌نیا، محمدتقی، (1394ش)، رفتار اخلاقی انسان با خود، قم، دار الحدیث، چاپ دوم.
    11. سعدی، گلستان سعدی، به تصحیح محمدعلی فروغی، تهران، انتشارات ققنوس.
    12. شریفی‌نیا، محمدحسین، (1397ش)، چهره جان: خودشناسی با رویکرد یکپارچه توحیدی، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، چاپ دوم.
    13. شعیری، محمد بن محمد، (بی‌تا)، جامع الأخبار، نجف، مطبعة حیدریة، چاپ اول.
    14. شفیعی، حسین، (1380ش)، «حج کانون معارف الهی»، مجله میقات حج، دوره 9، شماره 35، ص5-14.
    15. شیخ صدوق، محمد بن علی، (1385ق)، علل الشرائع، قم، کتابفروشی داوری.
    16.  -------، (1398ق)، التوحید، قم، جامعه مدرسین، چاپ اول.
    17.  -------، (1413ق)، کتاب من لا یحضره الفقیه، قم، جامعه مدرسین، چاپ دوم.
    18. علوی‌زاده، سیدمحمد، (تابستان 1396ش)، «حج و ارتقای سرمایه اجتماعی مسلمانان»، مجله میقات حج، سال بیست و پنجم، شماره 100، ص56-80.
    19. قاسمی، محمدعلی، (1389ش)، دانستنی‌های جوانان در سرزمین قرآن، تهران، مشعر، چاپ اول.
    20. کارگر، رحیم، (1387ش)، «خودشناسی و منزلت‌یابی در حج رحمانی»، مجله میقات حج، شماره 63، ص5 - 20.
    21. کلینی، محمد بن یعقوب، (1407ق)، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیة، چاپ چهارم.
    22. حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت، (1387ش)، درسنامه پیش‌درآمدی بر فرهنگ‌نامه اسرار و معارف حج، تهران، بعثه مقام معظم رهبری، معاونت امور روحانیون، چاپ سوم.
    23. ملکی تبریزی، میرزاجوادآقا، (1416ق)، المراقبات، قم، مؤسسه دارالاعتصام، چاپ اول.
    24. منسوب به امام جعفر صادق7، (1400ق)، مصباح الشریعة، بیروت، أعلمی، چاپ اول.
    25. مهریزی، مهدی، (1387ش)، «زن در حج‌گزاری مسلمانان»، مجله میقات حج، سال شانزدهم، شماره 63، ص133-148.
    26. نراقی، ملا احمد بن محمدمهدی، (1371ش)، معراج السعاده، قم، هجرت.
    27. یزدانی، خلیل‌الله، (1379ش)، حج در ادب فارسی، تهران، مشعر، چاپ اول.
    28. سایت مقام معظم رهبری: http://www.leader.ir