میقات حج

میقات حج

نقش امام صادق(ع) دراحیای حج ابراهیمی

نوع مقاله : اسرار و معارف حج

نویسنده
حوزه علمیه، قم، ایران؛ دانشکده حقوق دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران.
چکیده
همه اعمال حضرت ابراهیم7، به عنوان یکی از منادیان بزرگ توحید و امام مردم، در حج به عنوان سنت سفارش شده است. با ظهور دین مبین اسلام فریضه حج از ارکان این دین به شمار آمد. پیامبر اسلام9 نیز در حجة  الوداع مناسک حج را به صورت عملی و قولی برای مردم تشریح کرد و در حد امکان خرافات را از چهره حج ابراهیمی زدود. پس از رحلت رسول خدا9، مناسک حج دچار انحراف اساسی شد. در چنین شرایطی ائمه، به ویژه امام صادق7، به عنوان جانشینان پیامبر نقش آفرینی کردند.
نویسنده در این پژوهش دنبال پاسخ به این سؤال است که امام صادق7 در احیای حج ابراهیمی چه نقشی داشتند. وی همچنین با بیان تلاش‌های علمی و عملی، و میزان تأثیر عملکرد آن حضرت در احیای حج ابراهیمی و زدودن غبار خرافات و انحراف از چهره آن را به روش توصیفی - تحلیلی بررسی کرده است. یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که امام صادق7 در تبیین مسائل مربوط به حج - از جمله بیان جایگاه و فضایل حج، فلسفه و اهداف حج، بیان آداب حج و خرافه‌زدایی از آیین حج - نقش بسزایی داشتند.
کلیدواژه‌ها
موضوعات

مقدمه

فریضه حج که از زمان حضرت آدم7 وجود داشت، به مرور فراموش، یا دگرگون و دچار انحراف اساسی شد. حضرت ابراهیم7 از طرف خداوند مأمور شد کعبه را بازسازی کند و مناسک حج را بر مدار توحیدی آن سر و سامان دهد. با گذشت زمان بر اثر ناآگاهی و نبود دانش کافی به فلسفه وجودی احکام و مناسک حج، زمینه ورود عقاید شرک‌آلود و بی‌پایه و اساس در فریضه حج فراهم شد.

در دوران جاهلیت، کعبه محل نگهداری بت‌ها شد و قبایل امتیازخواه با سوء استفاده از این مکان مقدس، مناسک آن را طبق امیال و بر اساس منافع خود انجام ‌دادند تا آنجا که جز اسمی از حج باقی نمانده بود.

رسالت بزرگ پیامبر اسلام9، زدودن غبار شرک و انحراف از کالبد ادیان ابراهیمی و مبارزه با فرهنگ‌های منحط آن دوران بود. حضرت با آموزش احکام و مناسک حج در آخرین سال عمرش، حج ابراهیمی را از بند اسارت جاهلیت رهانید و فرمود: «خُذُوا عَنِّی مَنَاسِکَکُمْ». (بیهقی، 1419ق، ج5، ص204) همچنین حضرت چهره واقعی احکام الهی را طبق آیاتی‌ که بر او نازل شده بود بیان، و اجرا کرد.

با رحلت پیامبر9 چهارچوب هدایت و رهبری از مسیر خود خارج شد و فرایند مناسک حج، همانند سایر اعمال دین اسلام، برای مسلمانان در پرده ابهام پوشیده ماند. ازاین‌رو جامعه اسلامی و مسلمان‌ها نتوانستند میوه شیرین حج را بچینند؛ زیرا خلفا اجازه ندادند تا پرهیزکاران امور کعبه را به دست گیرند. بنابراین یک بار دیگر حج دستخوش انحراف شد. با این وجود حجت خدا تحت هر شرایطی رسالت خویش را انجام می‌دهد. بر همین اساس امام صادق7 درباره حج نقش‌آفرینی کردند و با تلاش‌های مداوم به تبیین مناسک حج و اعمال مرتبط به آن پرداختند.

بی شک بیشترین روایات درباره حج از امام صادق7 به ما رسیده است. بنابراین پرسش اصلی تحقیق این است: «نقش امام صادق7 در احیای حج ابراهیمی چیست؟». نویسنده در این مقاله در صدد بیان جلوه‌هایی از تلاش‌های امام صادق7 در احیای حج ابراهیمی، با استناد به منابع اصیل اسلامی است.

نقش حضرت ابراهیم7 در برگزاری مناسک حج

1. ویژگی‌های حج ابراهیمی در قرآن

از مجموع آیات و روایات استفاده می‌شود که همه انبیا مناسک حج را به جا آورده‌اند. با این حال این پرسش مطرح است که اگر حج قبل از ابراهیم7 انجام می‌گرفت، چرا به این مناسک «حج ابراهیمی» می‌گویند؟ در جواب می‌توان گفت که کعبه بعد از رحلت حضرت آدم7 بر اثر حوادث از بین رفته بود تا این‌که خداوند به حضرت ابراهیم7 مأموریت داد آن را باز سازی، و حج را احیا کند. بنابراین شاید رازش این باشد که ابراهیم7 بانی و تعمیرکننده کعبه بود. همچنین او اوصافی داشت که کمتر پیامبری این اوصاف را دارا بود. در این بخش نقش حضرت ابراهیم7 را در برگزاری مناسک حج بحث می‌کنیم.

الف) باز سازی کعبه

بر اساس آیات و روایات، حضرت ابراهیم و اسماعیل8 به امر خدا کعبه را بنا نهادند. البته در بعضی از نقل‌های تاریخی ساخت آن را به زمان حضرت آدم7، یا پیش از آن باز می‌گردانند، اما در طوفان نوح کعبه فرو ریخت و سپس به دست ابراهیم تجدید بنا شد. (طبرسی، 1415ق، ج1، ص387). مجموع آیات، روایات و اقوال تاریخی نیز سابقه بیت‌اللّه الحرام را پیش از زمان حضرت ابراهیم7 معرفی می‌کنند. تنها آیه 127 سوره بقره، ابراهیم7 را به عنوان بنا کننده کعبه معرفی کرده است. بنابراین به مجموع آیات باید توجه کرد.

تجدید بنای کعبه و تبلیغ آن مختص حضرت ابراهیم7 نیست و دست‌ کم پیامبر اسلام9 در سال هشتم، آنجا را از بت‌ها پاکسازی، و حقیقت آن را به مردم معرفی کرد و به مراسم خرافی و طواف‌های عریان پایان داد، اما بدون تردید نقش ابراهیم7 در رونق دادن به خانه کعبه قابل انکار نیست. تحولی که ایشان در مکه و کعبه ایجاد کرد، به استثنای رسول مکرم اسلام، هیچ پیامبری موفق به انجام دادن آن نشد. در چند آیه قرآن بر این مسئله تأکید شده است؛ ازجمله:

(وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِیمَ مَکَانَ الْبَیْتِ أَنْ لَا تُشْرِکْ بِی شَیْئًا وَطَهِّرْ بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَالْقَائِمِینَ وَالرُّکَّعِ السُّجُودِ). (حج: 26)

[به خاطر بیاور] زمانی را که جای خانه [کعبه] را برای ابراهیم آماده ساختیم و [به او گفتیم] چیزی را همتای من قرار مده و خانه‌ام را برای طواف‌کنندگان و قیام‌کنندگان و رکوع‌کنندگان و سجودکنندگان (از هر گونه آلودگی) پاک گردان.[1]

«بَوَّأْ» ابتدا به معنای تساوی اجزای یک مکان، و مسطح بوده است، سپس به هرگونه آماده ساختن مکان اطلاق شده است. خانه کعبه به دست حضرت آدم7 ساخته شد، اما به مرور زمان ویران، و آثارش محو شد. خداوند محل اصلی خانه را به ابراهیم نشان داد. ابراهیم نیز با کمک فرزندش اسماعیل آن را تجدید بنا کرد. هنگامی که ابراهیم خانه کعبه را آماده کرد، از طرف خداوند ندا رسید: «ای ابراهیم، این خانه را کانون توحید قرار بده و چیزی را شریک من قرار نده و خانه‌ام را برای طواف‌کنندگان و قیام‌کنندگان و رکوع‌کنندگان و سجده‌کنندگان پاک کن». در حقیقت ابراهیم7 مأمور بود خانه کعبه و اطراف آن را از هرگونه آلودگی ظاهری و باطنی، و هرگونه بت و مظاهر شرک پاک و پاکیزه کند تا بندگان خدا در این مکان پاک جز خداوند به چیز دیگری فکر نکنند و طواف و نماز را در محیطی پیراسته از هرگونه آلودگی انجام دهند. بنابراین پاسداشت کعبه و تداوم حج‌گزاری موجب رضایت الهی، و در مقابل بی‌توجهی به خانه خدا خشم پروردگار (سامانی، 1399ش، ص60) و دوری از رحمت او را به دنبال دارد.

ب) دعای ابراهیم و اسماعیل8

حضرت ابراهیم بعد از اتمام ساخت کعبه از خداوند چند چیز درخواست کرد که برای هر انسانی در طول تاریخ سرمشق است:

یک- قبولی اعمال

حضرت ابراهیم و اسماعیل8 بعد از اتمام ساخت خانه خدا چنین دعا کردند: «خدایا، این کار را از ما قبول کن که تو شنوا و آگاه هستی». (وَإِذْ یَرْفَعُ إِبْرَاهِیمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَإِسْمَاعِیلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا ۖ إِنَّکَ أَنتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ). (بقره: 127) این دعا به این اشاره دارد که تمجید خداوند از آداب دعا و قبولی عمل غیر از صحیح بودن عمل است.

دو- تسلیم محض خدا بودن

یکی از دعاهای ابراهیم7 این بود: (رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَمِن ذُرِّیَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّکَ) ؛ پروردگارا، ما را تسلیم خود قرار ده و نیز از دودمان ما امتی، که تسلیم فرمانت باشند، پدید آر». (بقره:128).

حضرت از خداوند درخواست دارد که خود، فرزند و نسل و ذریه‌اش را مسلمان قرار دهد. معنای «مسلمان» در این دعا «مقام تسلیم» (بالاتر از مقام ایمان) است. این دعای بلندمرتبه و پرمعنا از درجه ایمان، یقین و آینده‌نگری ابراهیم7 حکایت دارد.

سه- یادگیری مناسک حج

(وَإِذْ یَرْفَعُ إِبْرَاهِیمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَیْتِ... رَبَّنَا... وَأَرِنَا مَنَاسِکَنَا)؛ «هنگامی که ابراهیم و اسماعیل پایه‌های خانه (کعبه) را بالا می‌بردند [و می‌گفتند]... طرز عبادتمان را به ما نشان ده». (بقره: 127 و 128) درخواست ابراهیم و اسماعیل8، از خداوند یادگیری مناسک حج بود.

چهار- قبولی توبه

حضرت ابراهیم و اسماعیل8 از خداوند درخواست کردند که توبه آنها را بپذیرد: (رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَکَ... وَتُبْ عَلَیْنَا، إِنَّکَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ). (بقره: 128) این دعا درخواست از خداوند برای پذیرش توبه ابراهیم و اسماعیل8 است.

انبیای الهی معصومند و گناهی مرتکب نمی‌شوند اما گاهی توبه عامل ترقی و باعث رشد و کمال بیشتر انسان می‌شود. استغفار در همه حالات باعث نزول برکت و رحمت واسعه الهی است.

پنج- در خواست معلم خوب

حضرت ابراهیم عرضه داشت: (رَبَّنَا وَابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولًا مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِکَ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَیُزَکِّیهِمْ إِنَّکَ أَنتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ). (بقره: 129) این دعا به نبی گرامی اسلام9 مربوط می‌شود. ابراهیم از خداوند درخواست می‌کند که خدایا، در بین مردم رسولی از خودشان مبعوث نما تا آیات قرآن را بخواند و تعلیم بدهد و مردم را تزکیه کند. خداوند نیز در جواب دعای ابراهیم7 فرموده است: «پیامبری برای مردم فرستادیم که آیات را تلاوت، و آنها را تزکیه کند و به مردم کتاب خدا را تعلیم بدهد. (جمعه: 2) تفاوت جواب خداوند با درخواست دعای حضرت ابراهیم این است که خداوند تزکیه را بر تعلیم، اما ابراهیم7 تعلیم را بر تزکیه مقدم داشته‌است.

شش- امنیت مکه و رزق مردم

(وَ إذْ قالَ إبْراهیمُ رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً وَ ارْزُقْ أهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ). (بقره: 126).

و چون ابراهیم گفت: پروردگارا، این مکان را شهری امن گردان و از مردم هر که را به خدا و روز جزا ایمان بیاورد، از میوه‌ها روزی رسان.

آیات 35 و37 سوره ابراهیم نیز بر همین مسئله تاکید می‌کند که نشانه اهمیت موضوع است.

ج) ابراهیم منادی حج

ابراهیم7 مأمور شد که همه مردم را به مراسم حج دعوت کند:

(وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِیمَ مَکَانَ الْبَیْتِ... وَأَذِّن فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجَالًا وَعَلَىٰ کُلِّ ضَامِرٍ یَأْتِینَ مِن کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ). (حج: 26 و 27)

به خاطر بیاور زمانی را که محل خانه کعبه را برای ابراهیم آماده ساختیم... و مردم را به حج دعوت عمومی کن تا پیاده و سواره بر مرکب‌های لاغر از هر راه دور [به سوی خانه خدا] بیایند.

این آیه به یادآوری جایگاه بیت‌الله برای ابراهیم7 اشاره دارد و تأکید می‌کند که این جایگاه به عنوان یک مرکز مقدس برای حج تعیین شده است. همچنین فعل مضارع «یأتوک» مفید استمرار است. بنابراین ورود هرساله مردم بر حضرت ابراهیم7 در مراسم حج، بیانگر حضور هرساله آن بزرگوار در آن مراسم است.

وقتی ابراهیم چنین دستوری را دریافت کرد، عرض کرد: «خداوندا، صدای من به گوش مردم نمی‌رسد». خداوند فرمود: «تو اعلام کن، من به گوش آنها می‌رسانم!» و خداوند صدای او را به گوش همگان، حتی کسانی که در پشت پدران و رحم مادران بودند، رساند و آنها در پاسخ «لبیک اللهم لبیک» گفتند. (حویزی، 1414ق، ج3، ص488)

د) نشانه‌های منسوب به حضرت ابراهیم

در داخل مسجدالحرام چند مقام به حضرت ابراهیم منسوب است.

یک- خانه ابراهیم7

بر اساس آیات قرآن مکه محل سکونت ابراهیم7، فرزند و همسرش بوده و از زبان او چنین نقل می‌کند: «پروردگارا، برخی از فرزندانم را به وادی بدون کشت و زراعت نزدیک خانه گرامی تو جای دادم. تا نماز بگزارند». هدف ابراهیم7 از اقامت در مکه عبادت و برپایی نماز بوده است. قرآن با یادآوری جریان سکونت حضرت ابراهیم7 در شهر مکه، آنها را به شناخت شخصیت آن بنده خالص، و الگو قرار دادن او دعوت می‌کند.

دو- مقام ابراهیم7

(فِیهِ آیَاتٌ بَیِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِیمَ وَمَنْ دَخَلَهُ کَانَ آمِنًا)؛ «در آن آیات و معجزات روشنی است. مقام ابراهیم و کسی که داخل آن شود در امنیت است». (آل عمران: 96) از امام صادق7 سؤال شد: «این آیات و نشانه‌ها چیست؟» حضرت فرمود: «یکی مقام ابراهیم؛ زیرا زمانی که ابراهیم [برای بالا بردن دیوار خانه خدا] بر سنگ ایستاد جای دو پای او در آن ماند، دیگری حجرالأسود و سومی منزل و حجر اسماعیل است». (حویزی، 1383ق، ج1، ص 366) از آنجا که ابراهیم امام و الگوی حسنه مؤمنان است (ممتحنه:4)، بنابراین تک‌تک اعمال او در حج به عنوان سنت سفارش شده است. از این رو خداوند می‌فرماید: (وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثَابَةً لِّلنَّاسِ وَأَمْنًا وَاتَّخِذُوا مِن مَّقَامِ إِبْرَاهِیمَ مُصَلًّى). (بقره: 125) از نظر فقهی خواندن دو رکعت نماز طواف پشت مقام واجب شمرده شده تا یاد و خاطره حج ابراهیمی در ذهن‌ها زنده بماند.

سه- سعی ابراهیم

سعی یکی از سنت‌های حضرت ابراهیم7 در مناسک، و ارکان حج و از شعایرالله است: (إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللهِ). (بقره: 158) بنابر این ابراهیم7 سنت‌گذار است و این سعی مسیری به سوی روشنایی است؛ آینه‌ای که در آن انسان خویشتن واقعی را می‌بیند، سعی ابراهیم7 خلوت با خویشتن گمشده است. این سعی آمیزه‌ای زیبا از عشق و عرفان است. سعی ابراهیم7 از جنس نور و سرور، و تلاشی از سنخ شعور و حضور است (فعالی، 1393ش، ص 329) که برای همیشه در تاریخ باید ماندگار بماند.

ه‍) ابراهیم و برائت از مشرکین

حضرت ابراهیم مأمور شد خانه خدا را بازسازی، و آن را برای طواف‌کنندگان، مجاوران و رکوع‌کنندگان و سجده‌کنندگان پاک و پاکیزه کند؛ (حج: 26) چون که «تطهیر» اطلاق دارد، بنابراین خالص شدن برای عبادت خالی از بت‌ و بت‌پرستی، طهارت از حدث اکبر، طهارت از خبث را شامل می‌شود و چون متعلق تطهیر ذکر نشده، بر شمول همه این امور دلالت دارد. البته بارزترین مصداق پاکی و تطهیر می‌تواند، تطهیر از شرک باشد.

2. تلاش‌های علمی و سیره عملی امام صادق7 در احیای حج ابراهیمی

امام صادق7 افزون بر جایگاه محوری میان شیعیان امامیه، بین اهل سنت نیز مقام رفیعی داشته است. از امام صادق7 بیشتر از دیگر امامان حدیث نقل شده است و بیشتر سند روایات شیعی و اصول اربعمائه به آن حضرت منتهی می‌شود. (سامانی، 1399ش، ص75) بیشتر احادیث حج نیز از ایشان صادر شده است. آن حضرت با توجه به فرصتی که پیش آمده بود به بیان جایگاه، فضیلت، اهداف و آثار حج پرداخت. حضرت با بیانی رسا، مستدل و جامع آداب، احکام و فلسفه حج را به صورت مصداقی بیان کرده است. از ابوحنیفه نقل شده که اگر جعفر بن محمد نبود، مردم مناسک حج خود را نمی‌دانستند. (صدوق، 1413ق، ج۲، ص۵۱۹) حضرت در بیان حج ابراهیمی از هیچ تلاشی مضایقه نکردند. اکنون حج و مناسک آن را از نظر علمی و عملی، با توجه به رویکرد امام صادق7 برر سی می‌کنیم.

الف) تلاش‌های علمی

امام صادق7 در همه بخش‌های حج مطالب مرتبط را به طور دقیق و روشن بیان کرده است.

یک- بیان جایگاه و فضایل حج

امام صادق7 حج را برترین راه از راه‌های خدا دانسته؛ به‌گونه‌ای که تنها جهاد در راه خدا و شهادت، هم‌پایه آن‌ است. (مغربی، 1385ق، ج۱، ص۲۹۳) یک بار رفتن به حج بهتر از آن است که به اندازه خانه‌ای پر از طلا صدقه داده شود. حضرت خطاب به یکی از اصحاب فرمود:

اگر قدرت داری که نان و نمک بخوری و هر سال به حج بروی، این کار را بکن. هر کس دو بار به حج برود، تا زنده است در خیر و برکت قرار خواهد گرفت. کسی که سه بار به حج برود هیچ وقت فقیر نمی‌شود. کسی که ده بار به حج برود، خدا او را محاسبه نخواهد کرد. (صدوق، 1362ق، ج۱، ص۶۰)

حج و عمره دو بازار از بازارهای آخرت است و کسی که این دو عمل را به جا آورد، در جوار و پناه خداست. اگر به آنچه آرزو دارد دست یابد، خداوند او را می‌آمرزد و اگر اجل دست او را کوتاه کرد، پاداش او با خداست. (کلینی، 1365ق، ج۴، ص ۲۶۰) نه‌تنها حج و عمره، بلکه همه دنیا همانند بازاری است که عده‌ای موفق می‌شوند در این بازار به تجارتِ آخرت بپردازند و سودهای فراوان اخروی به دست آورند، اما عده‌ای نیز سرمایه عمر، نیروی جوانی و امکانات خویش را صرف لذت‌های زودگذر می‌کنند و از بهره آخرت محروم می‌مانند. زیارت خانه خدا و اماکن مقدس نیز این گونه است. حضرت در حدیث دیگری فرمود:

 «إِذَا قَدَرَ الرَّجُلُ عَلَى الْحَجِّ فَلَمْ یَحُجَّ فَقَدْ تَرَکَ شَرِیعَةً مِنْ شَرَائِعِ الْإِسْلَامِ». (حرعاملی، 1414ق، ج8، ص18)

هر گاه کسی توانایی بر حج داشته باشد و از روی سهل‌انگاری حج به جا نیاورد، شریعت و آیینی را از آیین‌های اسلام ترک کرده است.

خداوند با لطف و تفضل ویژه به انسان قدرت و توانایی به جا آوردن حج را می‌دهد. حال اگر انسان ناشکری کند و قدر این موهبت الهی را نداند، باید به دلیل کفران نعمت الهی منتظر بازخواست باشد؛ چرا که خداوند به او توانایی مالی و بدنی داده اما او با سهل‌انگاری و مسامحه از ادای فریضه حج شانه خالی کرده است. در نتیجه با ترک فریضه حج، نسبت به فرمان الهی و دستورات دینی جسارت و سرکشی کرده‌ است. ازاین‌رو فرمود: «اگر مردم حج را ترک کنند، حاکم اسلامی باید آنان را بر حضور در کنار خانه خدا وادار کند و ترک زیارت قبر پیامبر اسلام9 نیز همین حکم‌ را دارد». اگر مردم هزینه رفتن به زیارت را نداشته باشند، حاکم اسلامی باید از بیت‌المال خرج آنها را بدهد. (صدوق، 1413ق، ج2، ص 420) زیارت خانه خدا و حضور در کنار مزار پیامبر اکرم9 از شعایر مهم دین است که حیات و قوام مکتب، و شکوه اسلام و عزّت مسلمین به آن بستگی دارد. ازاین‌رو اگر مسلمانان از روی بی‌اعتنایی به کعبه و حرم پیامبر، زیارت را ترک کنند، به مقتضای روایات عقوبت الهی دامن‌گیر آنها خواهد شد.

امام صادق7 فرمود: «همانا مهمان خدا، مردی است که حج و عمره به جا آورد. چنین کسی مهمان خداوند است تا آنکه به خانه‌اش بازگردد». (صدوق، 1362ق، ج5، ص 24) بنابراین می‌توان نتیجه گرفت تا صاحب‌خانه مهمان را دوست نداشته باشد، دعوتش نمی‌کند. وقتی هم مهمان به دعوتِ میزبان لبیک گفت و ادب و معرفت نشان داد، صاحب‌خانه هم با کرم و بزرگواری از مهمان پذیرایی می‌کند.

دو- بیان فلسفه واهداف حج

برای فریضۀ حج ظاهر و باطنی معرفی شده است: ظاهر حج را مناسک و اعمال حج دانسته‌اند. اما در ورای این ظاهر، باطنی نیز بیان شده که اَسرار بسیاری در آن نهفته شده و برخی معتقدند حقیقت حج را باید با توجه به اَسرارش تحلیل و بررسی کرد. (جوادی آملی،1382ش، ص۲۶) امام صادق7 سفارش کردند که پیش از آغاز حج باید دل را از هر آنچه غیر خداوند است، خالی کرد و تمام امور خود را به خداوند سپرد.

اکنون به چند نمونه از اهداف مهم و فلسفه حج در بیان امام صادق7 اشاره می‌کنم:

اول- شناخت بهتر مسلمانان از یکدیگر

امام صادق7 بخشی از فلسفه حج را شناخت بیشتر مسلمانان از یکدیگر، بهره‌‌گیری از تجارب و شناخت نشانه‌ها و آثار رسول خدا9 بیان کرده است. (صدوق، 1368ش، ص۵۰) این بیان حضرت بر اهمیت بالای آن دلالت دارد.

دوم- آزمایش الهی

آن حضرت درباره فلسفه حج و تشویق مردم برای بزرگداشت و زیارت کعبه، آن را آزمایشی از سوی خدا برای میزان طاعت بندگان عنوان کرده و استحکام دین را به برپایی کعبه منوط کرده است. (صدوق، 1383ق، ج۲، ص۴۰۳)

حج نوعی هجرت از تعلّقات نفسانی، و محک و آزمونی برای اخلاص و تعبد بندگان است تا روشن شود که چه کسانی مطیع‌اند و جان مشتاق و گام خسته خود را به این سرزمین می‌آورند.

سوم- دستیابی به منافع مادی و تجاری

امام7 بهره‌مندی از منافع گوناگون تجاری و فراگیری معارف و احادیث رسول  خدا9 را از حکمت‌های حج خوانده (حرعاملی، 1414ق، ج۱۱، ص۱۰۹) و بر آن تأکید می‌کند.

چهارم- اطاعت و بندگی

امام صادق7 فرمود:

کعبه خانه‌ای است که خداوند به وسیله آن بندگانش را به پرستش فراخوانده تا در آمدن به سوی آن میزان «اطاعت» آنان را بیازماید. ازاین‌رو بندگان را به بزرگداشت و زیارت آن تشویق کرده و آنجا را جایگاه انبیا و نمازگزاران قرار داده است. ... کسی که حج بر او واجب شده و برایش مقدور بوده در مراسم حج شرکت کند، اگر چنین نکرد، نابینا محشور خواهد شد. (کلینی، 1365ق، ج۴، ص۲۶۹)

بی‌شک اصلی‌ترین مسیر به سوی رضایت و خشنودی الهی انجام دادن اعمال با خلوص نیت است.

پنجم- شناخت بهترین مکان‌ها

امام صادق7 مکه را محبوب‌ترین زمین نزد خداوند دانسته و فرموده است: «خاک، سنگ، درخت، کوه و آبی محبوب‌تر از آن زمین نیست». (همان، ج۲، ص۲۴) آن حضرت می‌فرماید که مربع بودن کعبه بدان جهت است که کعبه در مقابل بیت‌المعمور، که به شکل مربع است، قرار دارد و غرض خدا بر اذکار: «سبحان الله، الحمد لله، لا اله الا الله و الله اکبر»، استوار شده است. (صدوق، 1383ق، ج2، ص398)

حِجر اسماعیل محل سکونت حضرت اسماعیل و محل دفن او و مادرش‌ هاجر بوده است. (کلینی، 1365ق، ج۴، ص۲۱۰)

از نگاه حضرت ملتزم جایی است که اگر بنده‌ای در آنجا به گناهانش اعتراف، و طلب استغفار کند، بخشوده می‌شود. (همان، ص۲۱۰)

مسعی محبوب‌ترین مکان روی زمین، و فلسفه سعی تحقیر زورگویان است. (همان، ص۴۳۴)

دلیل نامگذاری سرزمین عرفات به این نام این است که جبرئیل در ظهر عرفه به ابراهیم ابلاغ کرد تا به گناهان خود اعتراف کند، مناسک را بشناسد (همان، ص۴۳6) و انجام بدهد.

هنگامی که حاجی از این مکان‌های مقدس شناخت واقعی پیدا کند، روح وجانش تحت تأثیر قرا می‌گیرد و با اخلاص و معرفت بیشتری خدا را عبادت می‌کند.

سه- بیان آداب حج

حج آداب زیادی دارد که بعضی از آنها به حرم و برخی به مسجدالحرام مربوط می‌شود. البته برخی از مکان‌های شهر مکه نیز آداب اختصاصی دارد. اکنون به برخی از آداب اشاره می‌کنیم.

اول- توبه و استغفار

با توجه به لزوم پاک کردن خانه دل پیش از ورود به حرم‌ها حج گزار باید استغفار کند. امام صادق7 فرمود:

«اذا أردت الحج... ثم اغتسل بماء التوبة الخالصة من الذنوب والبس کسوة الصدق والصفا والخضوع والخشوع». (منسوب به امام صادق7، 1400ق، ص۱۴۲)

هنگامی که قصد حج کردی با آب توبه خالص، گناهانت را بشوی و لباس راستی و پاکی و خضوع و خشوع را بر تن کن.

حضرت در کلامی دیگر می‌فرماید: «هر گاه تصمیم به حج داشتی پیش از آهنگ سفر، قلب خود را از هر حجاب یا دل‌مشغولی، پاک کن و همه کارهایت را به آفریدگارت بسپار و در همه حرکات و سکنات بر خدا تکیه و توکل کن» (مجلسی، 1403ق، ج99، ص 124)؛ چرا که با استغفار و توبه روح انسان جلا پیدا می‌کند و با آمادگی بیشتر وارد این مهمانی می‌شود.

دوم- خواندن نماز و دعا پیش از سفر

امام صادق7، به نقل از رسول خدا9، نماز خواندن پیش از سفر را بهترین عمل برشمرده است. (همان، ص۳۷۹) همچنین حضرت می‌فرماید که هنگام سوار شدن بر مرکب مستحب است حاجی صدقه بدهد از خداوند سپاسگزاری کند و دعای: «الحمد لله الذی هدانا للاسلام...» را بخواند. (همان، ص375 و ۳۸۷) آن حضرت به خواندن نماز در مسجدالحرام و مسجدالنبی و شرکت در نماز جماعت غیر شیعه نیز توصیه کرده است. (کلینی، 1365ق، ج۲، ص۶۳۵)

سوم- رعایت اخلاق و ادب

امام صادق7 مسافر حج را به رعایت اخلاق اسلامی، همچون فروبردن خشم، گذشت کردن، پرهیز از خیانت و اختلاس و دزدی و ربا سفارش کرده است. (همان، ج۵، ص۱۲۴) آن حضرت احترام به سالخوردگان را احترام به خدا، و سلام کردن به همسفران را موجب انس با یکدیگر، و سلام با صدای بلند را موجب عدم شائبه جواب ندادن دانسته است. (همان، ج۲، ص645 و 658). همچنین حضرت تواضع را از آداب دخول به حرم می‌داند. (ری‌شهری، 1377ش، ص۱۸۳) اهمیت حل مشکل همسفران در نظر امام به حدی است که آن حضرت قطع طواف واجب برای شتافتن به کمک همسفر را جایز دانسته است (کلینی، 1365ق، ج۲، ص۱۷۱) و به صحابه همراهش دستور داده که همراه فرد گرفتار بروند.

چهارم- ورود به مسجدالحرام و انجام دادن اعمال

امام صادق7 به غسل هنگام ورود به مکه و حرم، و ورود به مسجدالحرام از باب بنی‌شیبه سفارش کرده‌اند. حضرت حکمت ورود از این باب را دفن شدن بت بنی‌شیبه در فتح مکه به دست امام علی7، و این نحوه ورود را سنت نبوی دانسته است (ری‌شهری، 1377ش، ص66 و67) که باید زنده بماند.

ترک طواف مستحبی هنگام شلوغی، فرستادن تکبیر و صلوات هنگام ازدحام به جای استلام حجرالأسود، در صورت امکان استلام حجرالأسود در هر شوط و نیز استلام رکن یمانی و خواستن بهشت از خدا از توصیه‌های دیگر امام صادق به حاجیان است. (کلینی، 1365ق، ج۴، ص ۴05) همچنین حضرت به داشتن آرامش و وقار، نگاه به کعبه از بالای صفا، حمد و ثنای الهی، یادآوری نعمت‌های خدا و خواندن ادعیه سفارش کرده ‌است. (ری‌شهری، 1377ش، ص۲۰۵) بنابراین وقتی حج حضور در میقات پروردگار و شرکت در ضیافت الهی است، حج گزار باید به تناسب مقام و موقعیت، خود را مهیای این دیدار و این مهمانی بی‌نظیر سازد. این سفارش‌ها نشان می‌دهد غرض اصلی از رعایت این آداب، آمادگی انسان برای ورود به فضای معنوی با اخلاص و شوق بیشتر است.

چهار- آثار حج

امام صادق7 برگزاری حج ابراهیمی را منشأ آثار و برکات فراوان می‌داند که به چند نمونه آن اشاره می‌کنیم:

یک - از نظر فردی: حج موجب آمرزش گناهان، تقرب به خدا و تجدید ارتباط معنوی با خداوند، و باعث تقویت روحیه دینی و ایمانی زائران می‌شود.

دو - از نظر اجتماعی: حج موجب گسترش ارتباطات بین‌المللی، تبادل فرهنگ‌ها و تقویت وحدت اسلامی می‌شود.

در بیان آن حضرت پاداش حاجی در امان بودن از عذاب الهی (طوسی، 1414ق، ص۶۶۸)، است. حضرت با بیانی زیبا و جذاب حج و عمره را از بازارهای آخرت شمرده که برگزار کنندگان آن در پناه خدا هستند؛ حاجی در صورت رسیدن به هدفش آمرزیده‌شده و اگر از دنیا رفت، پاداشش بر عهده خداوند است. (ری شهری، 1377ش، ص161). همچنین حضرت می‌فرماید که هر کس رسول خدا9 را زیارت کند گویا خدا را در عرش زیارت کرده است (کلینی، 1365ق، ج۴، ص۵۸۶) و زیارت حرم معصومین: در مدینه وسیله کمال و اتمام حج است. (صدوق، 1383ق، ج2، ص459)

توجه به مضامین بلند این روایات نشان می‌دهد که برگزاری حج با شرایط واقعی آن، آثار مادی و معنوی زیادی به همراه دارد و زمینه رشد و رسیدن به کمال و دستیابی به سعادت دنیا و آخرت را فراهم می‌کند.

پنج- احکام حج

امام صادق7 درباره نحوه انجام دادن اعمال حج - مانند وضو، غسل، احرام، طواف، سعی بین صفا و مروه، رمی جمرات، وقوف در عرفات و منا، قربانی و حلق - احکام مختلفی را بیان کرده است. به طور کلی، بیان احکام حج از طرف امام7 نشان می‌دهد که ایشان علاوه بر جنبه‌های عملی حج بر جنبه‌های معنوی و اخلاقی آن نیز توجه ویژه‌ای داشته‌اند. با توجه به کثرت احکام حج در بیان حضرت، فقط به ذکر چند روایت بسنده می‌کنیم:

امام7 درباره استطاعت (وَ لِلهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ اِلَیْهِ سَبِیلاً) فرمود: «مقدار مال به‌اندازه‌ای باشد که بتواند با بخشی از آن حج انجام داده و بخشی را نیز برای خوراک خانواده‌اش باقی بگذارد». (حر عاملی، 1414ق، ج۱۱، ص۴۱۹)

امام صادق7 فرمود: «در هر یک از ماه‌های سال می‌توان به عمره رفت و بهترین عمره در ماه رجب است؛ زیرا انجام دادن عمره در این ماه معادل یک حج است». (کلینی، 1365ق، ج۴، ص535 و 536) حضرت بر انجام دادن حج با مال پاک تأکید کرده است؛ (حرعاملی، 1414ق، ج۱۲، ص۶۰) چراکه حج صحیح و مقبول جز با مال پاک میسر نیست.

ب) سیره عملی

سیره امام صادق7 در حج، معیار و الگویی سازنده برای همه حاجیان به شمار می‌رود. حج کنگره‌ای عظیم و بستری مناسب برای گفت وگو و مناظره با همه اقوام و ادیان است؛ به همین جهت امام7 از این زمینه برای ارشاد همگان استفاده کرد. (ربانی، 1387ش، ص105) شیعیان، در مدینه خدمت‌ امام می‌رسیدند و از محضر ایشان بهره‌مند می‌شدند. آن حضرت هنگام موسم حج در مسجدالحرام جلسه درس تشکیل، و به سؤالات و مسائل شرعی پاسخ‌ می‌دادند.

امام علاوه بر بیان مناسک و اعمال حج، مناسک حج را به صورت عملی نیز به مسلمانان یاد می‌دادند. عملکرد امام صادق7 در حج به عنوان بهترین راهنما و الگو پیش روی جامعه اسلامی قرار دارد. اکنون به برخی از افعال آن حضرت اشاره می‌کنیم:

یک- خشوع وخضوع هنگام محرم شدن

مالک بن انس می‌گوید که وقتی امام صادق7 می‌خواست در میقات احرام ببندد، قدرت گفتن تلبیه را نداشت و صدایش در گلو گیر می‌کرد. عرض کردم: «ای پسر پیامبر، چرا در گفتن تلبیه درنگ می‌کنید؟ حضرت فرمود: «ای ابن ابی‌عامر، می‌ترسم که من لبیک بگویم و پروردگار در جواب من بگوید “لالبیک و لاسعدیک” و از من نپذیرد. (صدوق، 1362ق، ج1، ص61)

دو- رسیدگی به حاجت مؤمن و مسلمان

پرداختن به نیازهای برادران و خواهران دینی از دستورهای اکید امام صادق7 است. این موضوع در سفر حج اهمیت بیشتری می‌یابد. ابان بن تغلب می‌گوید: با امام صادق7 در حال طواف بودم که مردی از شیعیان نزد من آمد و درخواست کرد با او دنبال کاری بروم، ولی من دوست نداشتم امام7 را رها کنم. آن مرد بار دیگر به من اشاره کرد. امام7 او را دیدند و فرمودند: «ای ابان، این شخص با تو کار دارد؟». گفتم: «بله». امام7 فرمودند: «او کیست؟». عرض کردم: «یکی از یاران ماست». امام فرمودند: «شیعه است؟» گفتم: «بله». امام فرمودند: «همراهش برو». عرض کردم: «طوافم را قطع کنم؟» فرمودند: «بله». عرض کردم: «هرچند طواف واجب باشد؟» امام فرمودند: «بله». من همراه آن مرد رفتم و سپس نزد امام برگشتم و از ایشان درباره «حقّ مؤمن» سؤال کردم.

حضرت فرمودند: «ای ابان، وارد این مطلب نشو». عرض کردم: «جانم به قربانت! می‌خواهم بدانم و پیوسته اصرار کردم». امام فرمودند: «نصف مال خودت را باید به او بدهی!» حضرت نگاهی به چهره من کردند که چگونه متغیّر شدم و فرمودند: «ای ابان، مگر نمی‌دانی که خدای عزوجل ایثارکنندگان را یاد فرموده؟». گفتم: «آری، جانم به فدایت!». امام7 فرمودند: «مالت را که با برادرت تقسیم کنی هنوز ایثار نکرده‌ای. ایثار وقتی است که از نصف دیگر مالت نیز به او بپردازی!». (طوسی، 1364ق، ج5، ص120).

در جای دیگر حضرت اهمیت پرداختن به امر مسلمان غیر شیعه را نیز توصیه کرده است. ابواحمد می‌گوید که دست امام7 هنگام طواف در دست من بود. مردی برای کاری نزد من آمد. با دست اشاره کردم صبر کن تا طوافم تمام شود. امام7 فرمودند: «موضوع چیست؟» گفتم: «شخصی با من کار دارد». امام7 فرمودند: «مسلمان است؟» گفتم: «بله». امام7 فرمودند: «برو به کارش رسیدگی کن». عرض کردم: «طوافم را قطع کنم؟» حضرت فرمودند: «بله». «کسی که با برادر مسلمانش برای رفع حاجت او حرکت کند، خداوند یک میلیون حسنه در حق او می‌نویسد و یک میلیون گناه را از او محو می‌کند و یک میلیون درجه او را بالا می‌برد». (کلینی، 1365ق، ج4، ص414)

سه- بیان جایگاه ولایت در حج

عمرو بن ابی‌المِقدام می‌گوید که امام صادق7 روز عرفه در عرفات وسط مردم ایستاده بودند و در حالی که صورت خود را به چهار طرف می‌گرداندند با صدای بلند فریاد میزدند: «ای مردم، پیامبر9 امام است؟» سپس علی بن ابی‌طالب و امامان بعدی را نام می‌بردند. (کلینی، 1365ق، ج4، ص 466) آری حضرت امامت را از سرچشمۀ معنوی و اصلی‌اش شروع می‌کند و شجره‌نامۀ امامت شیعی را برای مسلمان ترسیم می‌کند.

چهار- وارد شدن به حرم با پای برهنه

ابان بن تغلب نقل می‌کند که همراه امام صادق7 سواره به سمت مکه می‌رفتیم تا به نزدیکی حرم رسیدیم. در این هنگام امام از اسب فرود آمد و غسل زیارت به جا آورد. سپس نعلین مبارکش را از پا در آورد و با پای برهنه وارد محوطه مسجدالحرام شد. من نیز همچون امام عمل کردم. آن حضرت فرمود: «ای ابان، هر کس با پای برهنه برای تعظیم و تواضع به حق‌تعالی وارد حرم شود، خداوند صد هزار گناه را از وی پاک کرده، همین مقدار برایش ثواب خواهد نوشت، به همین تعداد به درجات معنوی او افزوده و همین تعداد حاجات و خواسته‌هایش را اجابت می‌کند». (بحرانی، 1411ق، ج2، ص173)

پنج- دعا و مناجات در حج

امام صادق7 در سفر حج بعد از فراغت از نماز سر به آسمان می‌گرفت و عرضه می‌داشت: «خدایا، حرکت و مسیر آن را نیکو گردان» و هنگام صعود به بلندی می‌گفت: «خدایا، شرافت و بزرگی فقط از آن توست». (طوسی، 1364ق، ج۵، ص104) یکی از یاران امام می‌گوید: «امام صادق7 از سر شب مرتب طواف می‌کرد و چنین دعا می‌خواند: «خدایا، مرا از بخل نفسم بازدار» و مرتب آن را تکرار می‌کرد. من با تعجب پرسیدم: «فدایت شوم، ای فرزند رسول خدا، چرا غیر از این چیز دیگری طلب نمی‌کنی؟» حضرت فرمود: «آیا بدتر از بخل سراغ داری؟ آیا نشنیدی که حق تعالی می‌فرماید: «کسی که از بخل نفس خویش در امان باشد اهل رستگاری است». (قمی، 1363ق، ج3، ص162) در واقع امام با این سخن هم روش دعا کردن، و هم سرمشق مهمی در مباحث اخلاقی بیان فرموده است.

شش- شوق و اشتیاق در انجام مناسک حج

امام صادق7 فرمود:

در ایام کودکی من با شوق و ذوق خاصی مشغول طواف بودم و با کوشش فوق‌العاده‌ای عبادت می‌کردم؛ به طوری که عرق از سر و صورتم می‌ریخت. ناگاه پدرم مرا دید، تعجب کرد و فرمود: «فرزندم، خداوند وقتی بنده‌ای را دوست بدارد، او را داخل بهشت برین می‌برد و عمل کم را نیز از او قبول می‌کند. بنابراین بیش از حد توانت خود را به رنج و زحمت مینداز». (کلینی، 1365ق، ج۲، ص۸۶.)

هفت- استغفار و طلب بخشایش

یکی از یاران امام صادق7 می‌گوید که امام به من فرمود:

وقتی هفت دور گرد کعبه طواف کردی نزدیک مستجار خود را به بیت بچسبان و بگو: «خدایا، خانه خانه توست و من هم بنده توام و این مکان برای پناه جستن از آتش جهنم به سوی توست» و به گناهانت اقرار کن. هر که این چنین کند، خداوند در این مکان گناهانش را خواهد بخشید. (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۹۶, ص۱۹۱)

حضرت7 نیز هنگام طواف می‌گفت: خدایا، رحمت، گشایش و عافیت از جانب توست. خدایا، اگر عملم ضعیف است تو برایم افزایش بده و برای گناهانی که فقط تو از آنها مطلع هستی، مرا ببخش و از آتش حفظ کن».

3. نقش امام صادق7 در زدودن خرافات از حج ابراهیمی

امام صادق7 در شکل‌گیری و گسترش فرهنگ و نهضت علمی اسلام نقش مهمی ایفا کرد. حضرت با نگاه ریزبینانه، زمان خود را تحلیل می‌کرد و بهترین روش برای پایداری اسلام ناب محمدی را در تربیت، تبلیغ دین و مبارزه با جریان‌ها و فرقه‌های انحرافی برمی‌گزید. حضرت در تمام زمینه‌ها مسئولیت پاسداری از دین اسلام، تبیین و گسترش معارف و مضامین عالی را برعهده داشت. آن حضرت در پرتو دانش خدادادی و با احاطه کامل بر صلاح و فساد امور و آگاهی از نیاز‌های فکری و فرهنگی، به هدایت جامعه اسلامی می‌پرداخت.

امام در بُعد فرهنگی گام‌های اساسی و بلندی در اصلاح، ساماندهی و گسترش فرهنگ شیعی برداشت و آن را از نو بازسازی کرد. آن حضرت با تبیین ابعاد مختلف اسلام ناب، با هرگونه انحراف و خرافات به ایفای نقش سازنده می‌پرداخت؛ از جمله این مبارزات، مبارزه با خرافات ظاهری و باطنی در برگزاری فریضه حج است.

الف) ضرورت مبارزه با خرافات در حج

موضوع خرافه و خرافه‌پرستی در میان تمام جوامع بشری، حتی جوامع متمدن و پیشرفته وجود داشته و اندیشمندان به آن توجه کرده‌اند. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر آشکار می‌شود که این مسئله رنگ و بوی دینی به خود بگیرد. خرافات دینى، نه‌تنها دین را از کارآیى و تعالى‌آفرینى باز مى‌دارند که جامعه دینى را دچار آسیب‌هاى فراوان مى‌کنند و سد راه تکامل و شکوفایى آن مى‌شوند. ادیان آسمانی، به ویژه اسلام، از بدو ظهور با تمام توان با خرافه‌پرستی به مبارزه برخاستند و تمام سعی و تلاش خود را برای زدودن آلودگی‌ها و اوهام در جهت تعقل‌گرایی و حکمت و منطق به کار گرفتند.

یکی از حکمت‌های مهم بعثت انبیا و جانشینان آنها پاسدارى از دین خدا در همه زمان‌هاست. امیر مؤمنان7 فرمود: «زمین هیچ‌گاه از قیام‌کننده با حجت و دلیل، خواه آشکار یا پنهان، خالى نمى‌ماند تا دلایل و اسناد روشن الهى ضایع نگردند و به بوته فراموشى سپرده نشوند». (ری شهری، 1379ش، ج۱، ص ۱۶۷)

در عین حال با گذشت زمان و آمیختن سلیقه‌ها، افکار شخصى و خرافات به مسائل مذهبى، گرایش‌ به سوى مکتب‌هاى انحرافى و دراز شدن دست مفسده‌‌جویان به سوى مفاهیم آسمانى، اصالت پاره‌اى از این قوانین از دست مى‌رود و آنها دستخوش تغییرات زیان‌بخشى می‌شوند. بنابراین وجود رهبرانی معصوم برای حفظ تعالیم دینی و اسلامى ضرورى است تا آموزه‌های اصیل دین را به صورت کامل و دست‌نخورده حفظ کنند و براى نسل‌های آینده نگه دارند؛ چرا که با خاتمیت دین اسلام، باب وحى تشریعی براى همیشه بسته شد، پس آیین اصیل چگونه باید از تحریفات، تغییرات و خرافات حفظ شود و براى نسل‌هاى آینده محفوظ بماند؟ آیا جز این است که باید این رشته به وسیلۀ یک پیشواى معصوم، خواه آشکار و مشهور یا پنهان و ناشناس، ادامه یابد ؟ بنابراین راه ورود و دسترسی به حقایق، راه پیامبر اسلام9 و ائمۀ طاهرین: است که خداوند آنها را وسیلۀ فیوضات و باب علم خویش قرارداده است، نه راه خرافات و بدعت‌هایی که ساخته و پرداختۀ بشر عادی است.

قرآن می‌فرماید: (ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا) ؛ آنچه را رسول حق دستور می‌دهد بگیرید و هر چه را که نهى می‌کند واگذارید». (حشر: 7) بنابراین لزوم مبارزه با خرافه‌گرایی در هر عصر و زمانی، و در همه امور و شئون ضروری به نظر می‌رسد. مناسک حج نیز از این امر مستثنی نیست، بلکه از مهم‌ترین موضوعاتی است که حذف خرافات از آن همیشه محل توجه رهبران دین بوده است. چنانچه ابراهیم خلیل7 حجی خالص و به‌دور از هرگونه شرک و آلودگی را پایه‌گذاری کرد و پیامبر خاتم9 درباره غبار شرک، آلودگی و خرافات را از چهره آن زدود و حج ابراهیمی را احیا کرد.

در ایام جاهلیت اعراب مناسک حج را برگزار می‌کردند، اما این اعمال با خرافات بسیار همراه بود و شرک و آلودگی از شروع تا پایان آن را فراگرفته بود. ازاین‌رو پیامبر9 تمام تلاش خود را به کار بست تا حج از خرافات پیراسته شود. بنابراین نحوه انجام دادن حج پیامبر9 به همراه هزاران نفر از مسلمانان می‌تواند الگوی خوبی برای امت مسلمان در هر عصر و زمانی باشد. همچنین حضور هرساله ائمه اطهار: در ایام حج و راهنمای مردم به صورت قولی و عملی چراغ روشنی پیش روی امت اسلام است. این مهم در بیان و سیره امام صادق7 از جلوه بیشتری برخوردار است.

ب)نقش امام معصوم در حج

طبق فرموده امام باقر7 حج یکی از ارکان اصلی اسلام محسوب می‌شود: «بُنِی الْإِسلامُ عَلی خَمسٍ: عَلی الصَّلاةِ والزَّکاةِ والصَّومِ وَالحجِّ وَالوَلایة». (کلینی، ج2، ص18) هیچ یک از نماز، روزه، زکات و حج همانند «ولایت» رکن استوار اسلام نیست. در واقع چهار رکن دیگر زمانی جایگاه و ارزش واقعی خود را پیدا می‌کند که تحت زعامت و رهبری ولایت باشد. آهنگ کعبه بدون امامت، حضور در عرفات، بدون معرفت امام، قربانی در منا بدون فداکاری و ایثار، رمی جمره بدون طرد شیطان درونی و بیرونی و سعی بین صفا و مروه بدون کوشش در شناخت و اطاعت امام بی‌حاصل است و سودی نخواهد داشت.

جایگاه امام امتداد حرکت توحیدی است که از آدم7 شروع شده و با ظهور پیامبر خاتم9 به کمال رسیده است. بر این اساس امام در حج مانند امور دیگر الگو و سر مشق است و مسئولیت حراست از حج به عهده اوست. او با هر گونه انحراف در دین، از جمله مناسک حج، مبارزه می‌کند و مقابل خرافات و کژ فهمی‌ها واقعیت را تبیین می‌کند. ازاین‌رو، حاجی باید پیش از آنکه قصد کعبه کند، قصد باطن کعبه و حقیقت آن، یعنی امام زمان خویش، کند و به دیدار او بشتابد. از او دین را بیاموزد و با او در اطاعت و ولایت بیعت کند. حج بدون حضور امام معصوم حج نیست. از یَأْتُوکَ (به جای یأتونا) در آیه (أَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجالًا) (حج: 27) استفاده می‌شود که مردم در هر زمان در پاسخ به ندای ابراهیم7 باید به سوی امام زمان خود بروند.

پیامبر گرامی اسلام9 تمام تلاش خود را به کار بست و مناسک و معارف حج را به صورت تئوری و عملی به مردم معرفی کرد، اما به دلیل تنگناها و موانع بسیاری که فراسوی جامعه نوپای نبوی بود، مسلمین نتوانستند همه جزئیات مسائل حج را از رسول خدا فرا گیرند. امام معصوم7 جانشین پیامبر9 و هم‌شأن و هم‌رتبه اوست و تمام مسئولیت‌های حضرت، جز نبوت، را دارد. از جمله مسئولیت‌های مهم امام، حفاظت از دین و آموزه‌های دینی، نظیر حج، است؛ چنان‌که امام رضا7 در این زمینه فرمود:

«مُضْطَلِعٌ بِالْإِمَامةِ عَالِمٌ بِالسِّیَاسةِ مَفْرُوضُ الطَّاعةِ قَائِمٌ بِأَمْرِ الِله نَاصِحٌ لِعِبَادِ الِله حَافِظٌ لِدِینِ الله».

امام برای امامت آفریده شده است. او عالم به سیاست، و اطاعت وی واجب است. او برپا کننده امر خدا، ناصح بندگان خدا و حافظ دین اوست.

ج) تلاش امام صادق7 در زدودن خرافات از مناسک حج

مروری بر زندگی سراسر نور و معنویت حضرت بیانگر این است که نقش امام با توجه به فرصتی که در تبیین چهره واقعی حج و زدودن خرافات از آن پیش آمده بود کم نظیر است. ازاین‌رو به چند نمونه از این روشنگری‌ها اشاره می‌کنیم:

یک- بیان سیره انبیا و اولیا

امام صادق7 با یادآوری حوادت گذشته و انجام دادن مناسک حج انبیای بزرگ - مانند حضرت ابراهیم7، پیامبر اسلام9 و اولیای الهی - مردم را با حج واقعی و به دور از خرافات آشنا می‌کرد.

امام صادق7 فرمود: قریش در جاهلیت هنگام تجدید بنای خانه خدا به محل نصب حجرالأسود رسیدند و درباره نصب سنگ، بین آنان اختلاف پیش آمد. در این لحظه با پیشنهاد پیری خردمند توافق کردند نخستین کسی که از در مسجد وارد می‌شود، میان ایشان حَکَم باشد. ناگاه رسول خدا9 از در مسجد الحرام وارد شد. حضرت از موضوع آگاه شد و فرمود: «پارچه‌ای بیاورید». آن‌گاه سنگ را میان آن نهاد. سران قبایل نیز اطراف آن پارچه را گرفتند و نزدیک محل نصب آوردند. سپس رسول خدا9 حجر را برداشت و در جای خود قرار داد. (کافی، 1365، ج4، ص217) به این صورت اختلاف بر طرف، و همه راضی شدند.

این حادثه و امثال آن نشان می‌دهد که حضرت صادق7 با بیان مسایل مربوط به حج و حوادث تاریخی سعی می‌کرد، غبار تحجر وخرافات را از چهره واقعی حج پاک کند و مردم را با حقیقت حج و مناسک آن آشنا کند. حضرت با بیان داستان نصب حجرالأسود، این نکته را یاد آوری کرد که کعبه مظهر توحید، و بنای آن بر همین اساس است و تفاخر و تکبر در آن جای ندارد. آنچه اهمیت دارد بندگی و عبودیت است و بر همین اساس خداوند، بنده پاک و خالص خود را برای چنین امر مهمی انتخاب کرده است.

دو- مناظره و بحث و گفت وگو

امام صادق7 در ایام حج، مناظره‌های مهمی با بزرگان و علمای زمان خود داشته است. بعضی از آنها در مکه و درون مسجدالحرام، و برخی در مشاعر یا ... بوده است. یکی از این مناظره‌ها عبارت است از اینکه هشام بن حکم می‌گوید:

امام صادق7 در حال طواف بود که زندیق مصری نزد آن حضرت آمد و سلام کرد. حضرت فرمود: «نام تو چیست؟» زندیق گفت: «عبدالملک». امام پرسید: «کنیه‌ات چیست؟» او گفت: «ابوعبدالله». امام فرمود: «این کدام ملک و پادشاه است که تو بنده او هستی؟ از پادشاهان زمین است یا از پادشاهان آسمان؟ پسرت بنده خدای آسمان است یا بنده خدای زمین؟» مرد مصری سکوت کرد. امام فرمود: «هرگاه از طواف فارغ شدم، نزد ما بیا».

بعد از طواف. زندیق نزد حضرت آمد. امام به او فرمود: «آیا می‌دانی زمین زیر و رویی دارد؟» زندیق گفت: «آری». امام فرمود: «تاکنون به زیر زمین رفته‌ای؟» زندیق گفت: «نه». امام فرمود: «آیا می‌دانی در زیر زمین چیست؟» زندیق گفت: «نمی‌دانم. گمان ‌کنم چیزی زیر زمین نیست.» امام فرمود: «گمان چیزی جز عجز و درماندگی است؟ آیا به سوی آسمان بالا رفته‌ای و می‌دانی در آنجا چیست؟» زندیق گفت: «نمی‌دانم». امام فرمود: «آیا به سوی مشرق و مغرب رفته‌ای و ماورای آنها را زیر نگاهت قرار داده‌ای؟» زندیق گفت: «نه».

امام فرمود: «بسی جای تعجب است که نه به مشرق ونه مغرب، نه درون زمین، نه آسمان بالا رفته‌ای، و نه خبری از آنجا داری تا بدانی در آنجا چیست، در عین حال آنچه در این مکان‌هاست را انکار می‌کنی؟! آیا هیچ عاقلی چیزی را که نمی‌داند منکر می‌شود؟! ای مرد، بدان! هیچ‌گاه کسی که نمی‌داند بر آن که می‌داند حجت و دلیلی ندارد. هرگز جاهل بر عالم حجتی ندارد. ای برادر مصری، آیا نمی‌بینی که آفتاب و ماه، شب و روز به افق درمی‌آیند. اما یکی بر دیگری سبقت نمی‌گیرد؟! آنها می‌روند و بر می‌گردند و در این رفت‌وآمد مجبور و مضطر هستند؛ زیرا جایی جز مکان خودشان ندارند. آنها اگر می‌توانستند برنگردند چرا بر می‌گردند؟ اگر مضطر نبودند چرا شب، روز و روز، شب نمی‌شود؟ آیا نمی‌بینی آسمان برافراشته و زمین نهاده شده است؛ به گونه‌ای که نه آسمان به زمین می‌افتد و نه زمین روی کرات زیرین سرازیر می‌شود؟ به خدا سوگند، خالق و مدبر آنها خداست. زندیق تحت تأثیر استدلال امام مسلمان شد. (طبرسی، 1380ق، ج2، ص75)

این مناظره‌ها نشان می‌دهد که امام7 افزون بر انجام دادن مناسک حج، از این فرصت برای تبادل نظر و گفت وگو با مردم و علمای زمان بهره می‌برد و از این طریق به گسترش دین و معرفت دینی کمک می‌کرد. همچنین مناظره امام در حین طواف با فرد زندیق، نشان می‌دهد که بر خلاف پندار برخی، گفت‌وگوی اعتقادی حتی با غیر هم‌دینان، با عمل عبادی طواف منافات ندارد.

نتیجه‌گیری

حج فریضه‌ای اسلامی است و با وجود شرایطی واجب می‌شود. طبق آیات و روایات این واجب الهی از بدو خلقت بوده و حضرت آدم انجام می‌داده است. با این حال قرآن و روایات معمولاً حج و مناسک آن را به حضرت ابراهیم نسبت می‌دهند. چنین نسبتی هیچ منافاتی با ساخت خانه کعبه به دست آدم ندارد؛ زیرا بر اثر گذر زمان خانه خدا ویران و ناپدید شد. ابراهیم مأمور شد با راهنمایی جبرئیل محل خانه را پیدا، و کعبه را بازسازی کند و مناسک حج را انجام دهد. ازاین‌رو با توجه به نقش آن حضرت در این زمینه از حج با عنوان حج ابراهیمی یاد می‌شود.

بر اساس آیات و روایات، فریضه حج مطابق سنت حضرت ابراهیم از طریق پیامبران بعدی برگزار می‌شده است. با گذشت زمان حج دچار تحریف و انحراف شد و این انحراف در زمان بعثت پیامبر اسلام9 به اوج خود رسید. پیامبر اسلام9 در مدت کوتاهی، که بر شهر مکه تسلط یافت، تمام تلاش خود را به معرفی حج توحیدی معطوف کرد. آن حضرت در آخرین حج خود شیوه انجام دادن حج را به مسلمانان آموخت. اما فرصت بیان اعمال جزئی و فر عی را نداشت.

پیامبر به فاصله کمی پس از برگشت از سفر حج در شهر مدینه به ندای حق لبیک گفت. بنابراین مناسک صحیح حج نیز مانند دیگر مسائل اسلام درست تبیین نشد و آنچه پیامبر اسلام9 بیان کرد و عملی انجام داد، از مسیر درست منحرف شد. تنها راه نجات میراث پیامبر9، از جمله حج، قرار گرفتن در زیر چتر ولایت بود. یکی از این امامان مبین و مبشر مناسک حج، امام صادق7 بود. به‌گونه‌ای که نقش حضرت در احیای حج ابراهیمی و زدودن خرافات و مبارزه با انحرافات بی‌بدیل است. حضرت در هر مکان و زمان، به ویژه در ایام حج، به شیوه‌های گوناگون و تأثیرگذار و با منطقی مستدل به ارشاد و راهنمایی مردم می‌پرداخت. مردم نیز رفتار و سخنان امام را به عنوان سرمشق در فریضه حج پذیرفتند و بر اساس آن مناسک حج را به جا می‌آوردند تا حج ابراهیمی همچنان زنده بماند.



[1]. همچنین در سوره‌های بقره: ۹۶؛ آل‌عمران: 37 و ابراهیم: 22 نیز بر این مسئله تأکید شده است.

 

1.      قرآن کریم، ترجمه آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی
2.      بحرانی، سیدهاشم، (۱۴۱۱ق)، حلیة الأبرار، قم، مؤسسة المعارف الإسلامیه.
3.      بیهقی، احمد بن حسین، (1419ق)، سنن الکبری، ج5، بیروت، دار الفکر.
4.      جوادی آملی، عبدالله، (1382ش)، صهبای صفا، تهران، مشعر.
5.      حر عاملی، محمد، (1414ق)، وسائل الشیعة، ج8 و 11، قم، مؤسسة آل‌البیت.
6.      حویزی، عبدالعلی، (1383ق)، تفسیر نورالثقلین، ج1و 3، تهران، المطبعة العلمیّه.
7.      ربانی، سیدجعفر، (1387ش)، «سیره امام جعفرصادق7 در حج»، فصلنامه فرهنگ کوثر، شماره 75.
8.      ری‌شهری، محمد، (1377ش)، الحج و العمرة فی الکتاب و السنة، قم، دارالحدیث.
9.      -------، (1384ش)، میزان الحکمة، ج1، قم، دارالحدیث.
10. سامانی، سیدمحمود، (1399ش)، بررسی حج در سخن و سیره امام جعفر صادق7، قم، مشعر.
11. سید رضی، محمدبن‌حسین، (1387ش)، نهج‌البلاغه، قم، الهادی.
12. صدوق، محمد بن علی، (1362ق)، الخصال، قم، دفتر انتشارات اسلامی.
13. -------، (۱۳۶۸ش)، ثواب الاعمال، قم، رضی.
14. -------، (1383ق)، علل الشرائع، ج2، قم، المکتبة الحیدریه.
15. -------، (1413ق)، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۲، قم، دفتر انتشارات اسلامی.
16. طبرسی، احمد بن علی، (1380ق)، الاحتجاج علی اهل اللجاج، ج2، قم، شریعت.
17. -------، (1415ق)، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج1، بیروت، مؤسسة الأعلمی.
18. طوسی، محمد بن الحسن، (1364ق)، تهذیب الاحکام، ج5، تهران، دار الکتب الإسلامیه.
19. -------، (1414ق)، الأمالی، قم، دار الثقافة.
20. عیاشی، محمد بن مسعود، (1380ق)، تفسیر العیاشی، ج۱، تهران، المطبعة العلمیة.
21. فعالی، محمدتقی، (1393ش)، اسرار عرفانی حج، قم، مشعر.
22. قمی، علی بن ابراهیم، (1363)، تفسیرالقمی، قم، دارالکتاب.
23. کلینی، محمد بن یعقوب، (1365)، الکافی، ج2 و4 و5، تهران، دارالکتب الاسلامیة.
24. مجلسی، محمدباقر، (۱۴۰۳ق)، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج99و 96، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
25. مغربی، نعمان بن محمد، (1385)، دعائم الاسلام، ج۱، قم، مؤسسه آل‌البیت، چاپ دوم.
26. منسوب به امام صادق7، (۱۴۰۰ق)، مصباح الشریعة، بیروت، الاعلمی.