نوع مقاله : اسرار و معارف حج
اسرار زیارت معصومین (علیهم السلام)
داود حسینی[1]
چکیده
این مقاله با هدف تبیین اسرار و حکمتهای زیارت معصومین: به بررسی اسرار اعتقادی، عبادی و اخلاقی-عرفانی زیارت معصومین: میپردازد. بر اساس این پژوهش، زیارت صرفاً یک عمل آیینی نیست؛ بلکه فرایندی معرفتافزا و تربیتمحور است که نقش مهمی در شکلدهی باورهای دینی و اصلاح رفتار فردی و اجتماعی انسان دارد. سؤال اصلی مقاله آن است که زیارت معصومین: چه اسراری دارد و این اسرار چگونه در تربیت دینی و معنوی زائر اثرگذار است؟
روش تحقیق این مقاله، توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانهای است و دادههای آن با استفاده از آیات قرآن کریم، روایات معصومین:، زیارتنامههای مأثور و منابع معتبر تفسیری، حدیثی و اخلاقی گردآوری و تحلیل شده است.
یافتههای مقاله نشان میدهد زیارت در بعد اعتقادی موجب تقویت توحیدباوری، معادباوری، نبوتپذیری و امامشناسی میشود و زائر را با جایگاه حقیقی امام به عنوان واسطه هدایت و فیض الهی آشنا میسازد. در بعد عبادی نیز زیارت پیوندی عمیق با فروع دین برقرار میکند و زائر را به التزام عملی به نماز، زکات، دعا، توبه، انس با قرآن و امر به معروف و نهی از منکر فرامیخواند. همچنین در بعد اخلاقی-عرفانی، نقش مؤثری در غفلتزدایی، تهذیب نفس، کوتاه شدن آرزوها، تقویت روحیه زهد، تسلیم و رضا، حسن خلق و رعایت حقوق دیگران دارد.
کلیدواژهها: زیارت، زیارتنامه، معصومین:، اسرار، امام.
مقدمه
زیارت معصومان: از ارکان مهم فرهنگ دینی شیعه و از برجستهترین جلوههای دینداری عملی به شمار میآید که در طول تاریخ، نقشی اساسی در حفظ هویت اعتقادی، تعمیق باورهای توحیدی و تقویت پیوند عاطفی و معرفتی مؤمنان با اولیای الهی ایفا داشته است. این سنت ریشهدار دینی، تنها یک رفتار آیینی یا عاطفی نیست؛ بلکه دارای لایههای عمیق معرفتی، تربیتی و اخلاقی است که میتواند زائر را در مسیر خودسازی فردی و اصلاح اجتماعی هدایت کند. با این حال در زیست دینی معاصر، گاه زیارت به سطح یک کنش ظاهری و مناسکی تقلیل مییابد و توجه کافی به حکمتها و اسرار نهفته در آن، به ویژه در ابعاد اعتقادی، عبادی و اخلاقی-عرفانی نمیشود یا کمتر مورد توجه قرار میگیرد.
هدف اصلی این پژوهش، واکاوی همین غفلت معرفتی است؛ بدین معنا که با وجود تأکید گسترده قرآن کریم، روایات معصومان: و زیارتنامههای مأثور بر کارکردهای هدایتی زیارت، در پژوهشهای موجود کمتر به تبیین منسجم و تحلیلی از «اسرار زیارت معصومین:» به عنوان یک منظومه تربیتی جامع، پرداخته شده است. بنابراین سؤال اصلی این پژوهش این است: زیارت معصومان: چگونه میتواند به تقویت توحیدباوری، تعمیق معرفت نبوی و امامشناسی، نهادینهسازی معادباوری، التزام عملی به فروع دین و تهذیب اخلاقی و عرفانی زائر بینجامد؟
فرضیه پژوهش بر این مبنا استوار است که زیارت با پیوند دادن معرفت توحیدی، ولایتمداری، التزام به شریعت و الگوگیری اخلاقی از سیره معصومان:، فرآیندی تربیتی و چندلایه را شکل میدهد که بدون توجه به این اسرار، کارکرد حقیقی خود را از دست میدهد.
روش تحقیق در این مقاله، توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانهای است. دادهها نیز از آیات قرآن کریم، روایات معتبر، زیارتنامههای مأثور و آثار علمی مرتبط گردآوری، و با رویکرد تحلیلی-مفهومی، در چارچوب سه محور یادشده بررسی شده است. در این عرصه هرچند آثاری متعددی اعم از کتاب و مقاله در باب فضیلت، آداب و آثار زیارت نگاشته شده، اما غالب آنها یا به یک بُعد خاص اختصاص یافته یا فاقد رویکرد جامع و نظاممند به اسرار زیارت معصومین: است. نوآوری پژوهش حاضر در ارائه تحلیلی یکپارچه از زیارت معصومین: به مثابه یک نظام تربیتی، اعتقادی، عبادی و اخلاقی است که میتواند در ارتقای فهم دینی زائران و سیاستگذاری فرهنگی در حوزه حج و زیارت کمک کند.
مفهومشناسی
1. زیارت
«زیارت»، مصدر ماده «زارَ، یَزورُ»، در لغت به معنای قصد کردن و دیدار نمودنی است که در آن میل و گرایش نهفته باشد. (طریحی، 1375ش، ج3، ص319؛ زبیدی، 1414ق، ج6، ص477و483؛ ابن منظور، 1414ق، ج4، ص335) در ریشه این واژه، مفهوم میل و عدول نهفته است؛ (سیاح، 1371ش، ص790؛ راغب اصفهانی، 1416ق، ص386و387) گویى زیارتکننده از دیگران روى گردانده و به سوى زیارتشونده تمایل و قصد کرده است. (مصطفوی، 1368ش، ص189 و ج4، ص364؛ قرشی، 1412ق، ج3، ص189) واژه «زائر» اسم فاعل از این ماده و به معنای مطلق زیارتکننده، و «مزور» اسم مفعول آن و به معنای هر زیارتشوندهای است و «مزار» نیز اسم مکان و به معنای هر زیارتگاهی است.
ماده «زیارت» در قرآن کریم تنها یکبار به کار رفته است: (حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ)؛ (تکاثر: 2) «تا آنجا که به دیدار قبرها رفتید»؛ ولی در روایات کاربرد فراوانی دارد. زیارت نوعی عبادت است و ویژگی اعمال عبادی، یعنی قصد تقرب زائر، در آن شرط است. (علامه حلی، 1414ق، ج8، ص449)
زیارت یک اصطلاح دینى است و مفهوم آن، همواره بار دینى دارد و با قصد آیینگزار همراه است. ازاینرو برخی صاحبنظران زیارت را اینگونه تعریف کرده اند: «زیارت تمایلى است که افزون بر میل و حرکت حسى، قلب هم گرایش جدى پیدا کرده و نسبت به مزور با اکرام و تعظیم قلبى و انس روحى همراه باشد». (طریحی، 1375ش، ج1، ص305؛ فیومی، 1414ق، ج2، ص260) گویا تنها موردى که قرآن کریم این واژه را در این معنا به کار برده، «زرتم» در آیه کریمه (أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ ٭ حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ) (تکاثر: 1-2) است.
بنابراین قرآن کریم، به سراغ کسى یا چیزى رفتن و دیدار کردن با او را زیارت نامیده است. (طوسی، بیتا، ج10، ص402؛ طبرسی، 1372ش، ج27، ص254) همچنین در حدیث آمده است: «تَزَاوَرُوا وَتَلَاقَوْا وَتَذَاکَرُوا أَمْرَنَا وَأَحْیُوهُ»؛ (ابن قولویه، 1356ش، ص147) «یکدیگر را زیارت و ملاقات و امر ما را یاد و احیا کنید».
با توجه به تعریف ارائهشده، زیارت از سه رکن و پایه تشکیل شده است:
الف) زائر: شخصى که میل و گرایش به چیزى یا کسى دارد.
ب) مزور یا زیارتشونده: مزور میتواند شخص (مانند خداوند، رسول خدا9، خاندان ایشان و سایر انبیای الهی و مؤمنان) یا اشیا و اماکن مقدس (مانند کعبه، مسجد و مقامات مرتبط با اولیای الهی) باشد؛ برای مثال در ادعیه از خداوند میخواهیم: «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ زُوَّارِکَ». (طوسی، 1407ق، ج2، ص123) همچنین در ادعیه ماه رمضان میخوانیم: «اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی حَجَّ بَیْتِکَ الْحَرَامِ فِی عَامِی هَذَا وَفِی کُلِّ عَامٍ مَا أَبْقَیْتَنِی فِی یُسْرٍ مِنْکَ وَعَافِیَةٍ وَسَعَةِ رِزْقٍ وَلَا تُخْلِنِی مِنْ تِلْکَ الْمَوَاقِفِ الْکَرِیمَةِ وَالْمَشَاهِدِ الشَّرِیفَةِ وَزِیَارَةِ قَبْرِ نَبِیِّکَ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَآلِهِ». (ابن طاووس، 1418ق، ج1، ص24)
ج) خصیصهاى نفسانى به نام گرایش قلبى که با تکریم و تعظیم و انس گرفتن با مزور همراه است. روشن است هر یک از این ارکان سهگانه مختل شود، زیارت تحقق نمىیابد.
در این تحقیق، مقصود ما از مزور، تنها معصومین: از زائر فقط زیارتکنندگان این بزرگواران، و از مزار و زیارتگاه نیز تنها حرم مطهر این اولیای الهی است و حتی در مورد زیارت کعبه بحث نخواهیم کرد.
2. اسرار
«سِرّ»، مفرد «اسرار»، به معناى چیزى است که پوشیده و نهان است. (ابن فارس، 1404ق، ج3، ص67؛ ابن منظور، 1414ق، ج4، ص356؛ زبیدی، 1414ق، ج6، ص511؛ راغب اصفهانی، 1416ق، ص404) از آن جهت که «حکمت و چرایی» احکام، همواره مستور است، به آن «سر» گفته مىشود. (معاونت امور روحانیون حوزه نمایندگی حج، 1385ش، ص14) بنابراین کاربرد سرّ به جهت پنهان بودن حکمتهاست.
گاهی به جای «اسرار» از واژه «فلسفه»[2] نیز استفاده میشود.
در این مقاله بر آنیم با کنکاشی در آیات، روایات و زیارتنامههای معصومین: به اسرار زیارت معصومین: در ابعاد اعتقادی، عبادی و اخلاقی عرفانی بپردازیم.
اسرار اعتقادی زیارت معصومین:
عقیده و اعتقاد، به معنای گره خوردن و پیوند خوردن چیزی با قلب است؛ به گونهای که گویا قلب و آن امور را با طنابی به یکدیگر بستهاند. (قرشی بنابی، 1412ق، ج5، ص24؛ راغب اصفهانی، 1416ق، ج2، ص626) این معنا عام است و به دین اختصاص ندارد و امور غیر دینی را نیز شامل میشود.
این واژه به تدریج میان مسلمانان، به بخشی از معنای لغوی خود محدود شد و درنتیجه، معنای خاصی یافت که عبارت است از: پیوند و گره خوردن دین و معارف دینی با قلب. بنابراین عقیده و اعتقاد، به معنای پذیرش قلبی معارف دینی است؛ زیرا دینداری، بدون اعتقاد به عقاید بنیادین دینی، معنایی نخواهد داشت.
زیارت همانطور که بر اساس باورها و اعتقادات آغاز میشود، دارای اسرار اعتقادی مختلفی برای زائر است؛ از جمله:
1. تقویت توحید باوری
از اسرار زیارت معصومین:، پرورش اعتقاد به توحید خالص است. زیارت انسان را متوجه مبدأ هستی میکند؛ بدین بیان که این عالم داری خالق است و باید از او کمک گرفت و برای رسیدن به کمال معرفت نسبت به او، از مجاری که او معرفی کرده وارد شد. زائر حرکت خود را با ذکر «الله اکبر» آغاز میکند و با ذکر وحدانیت خداوند، زیارت را ادامه، و در نهایت با نماز و سجده برای پروردگار، آن را پایان میدهد. همه اینها یک پیام برای زائر ارسال میکند و آن توحید است.
از نشانههای زیارتِ «توحیدمدار»، نگرش درست به مقام اهل بیت: و پرهیز از غلو درباره آنان است. ازاینرو یکی از آداب زیارت این است که زائر زیارت خود را با ذکر خدا و شهادت به وحدانیت او شروع کند؛ چنانکه امام هادی7 در آداب زیارت جامعه کبیره فرمود:
هرگاه به زیارت یکی از ما مشرف شدی، جلوی در بایست و بگو «اشهد ان لا اله الا الله وانّ محمدا رسول الله» و هنگامی که قبر را دیدی، بایست و سی بار بگو «الله اکبر». سپس به سوی قبر حرکت کن و باز بایست و سی بار بگو «الله اکبر». هنگامی که نزد قبر رسیدی، چهل بار بگو «الله اکبر». سپس زیارتنامه را قرائت کن. (شیخ صدوق، 1404ق، ج2، ص610؛ همو، 1378ق، ج2، ص277)
به تعبیر آیتالله جوادی آملی، زائر پس از آنکه صدبار به عظمت خدا اعتراف کرد و او را از هر وصف و ثنایی برتر دانست، آنگاه باید به ثناگویی اهل بیت: و شمارش کمالات آنان بپردازد. (جوادی آملی، 1385ش، ج1، ص82) علامه محمدتقی مجلسی مینویسد: «حکمت این تکبیرهای صدگانه این است که دلالت کند بر اینکه عظمت و کبریایی تنها از آنِ خداست». (مجلسی، 1406ق، ج5، ص453)
شیخعباس قمی نیز در مقدمه زیارت جامعه کبیره مینویسد:
شاید وجه تکبیرات این باشد که اکثر طباع (طبعها) مایل به غلو هستند. [لذا دستور داده شد که پیش از زیارت، صدبار تکبیر گفته شود تا] مبادا از عبارات امثالِ این زیارت (زیارت جامعه)، [زائران] به غلو افتند یا از بزرگی حق سبحانه تعالی غافل شوند. (قمی، 1391ش، ص1059)
بسیاری از زیارتنامههای مأثوره معصومین: با شهادت به وحدانیت پروردگار عالم شروع میشود؛ برای مثال زیارت رسول خدا9 از نزدیک، اینگونه شروع میشود: «اشهد ان لااله الا الله وحده لا شریک له». (شیخ صدوق، 1404ق، ج2، ص568؛ کلینی، 1375ش، ج4، ص552) همچنین در زیارت امام حسین7، به شهدای کربلا چنین خطاب میشود: «السَّلَامُ عَلَیْکُمْ أَیُّهَا الذَّابُّونَ عَنْ تَوْحِیدِ الله»؛ (ابن مشهدی، 1419ق، ص426) «سلام بر شما ای کسانی که دفاعکنندگان از توحید پروردگار هستید». در حقیقت زیارت برای زنده نگهداشتن نام موحدان است.
2. اعتقاد به رسالت انبیا و نبوت پیامبر اسلام9
از دیگر اسرار اعتقادی زیارت معصومین:، به ویژه زیارت امام حسین7، پرورش عقیده به نبوت عامه، یعنی رسالت انبیای الهی گذشته، و نبوت خاصه، یعنی رسالت نبی مکرم اسلام9 است. خواستگاه زیارت، قبور انبیای الهی و اوصیای آنان است. زائر با زیارت انبیای الهی با اوصاف، اخلاق و سیره آنان آشنا میشود و قلبش را با ایشان گره میزند.
شاهد این مطلب، دستورالعمل معصومین: برای زیارت اولیاست. (شیخ صدوق، 1404ق، ج2، ص610؛ همو، 1378ش، ج2، ص277) در اغلب زیارتنامهها، زائر با سلام به انبیای گذشته، زیارت خود را شروع، و با سلام به رسول گرامی اسلام9 به رسالت ایشان اقرار میکند؛ چنانکه در زیارت وارث به پیامبران اینگونه سلام میدهیم:
السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ آدَمَ صَفِیِّ اللهِ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ نُوحٍ نَجِیِّ اللهِ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ اللهِ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ مُوسَى کَلِیمِ اللهِ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ عِیسَى رُوحِ اللهِ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ مُحَمَّدِ حَبِیبِ (نبی) الله. (ابن قولویه، 1356ش، ص207)
در زیارتی که صفوان جمال از امام صادق7 برای زیارت امام حسین7 در روز عاشورا نقل کرده، ابتدا به 23 پیامبر سلام داده میشود و ویژگی مخصوص آنها ذکر میگردد؛ پیامبرانی مانند آدم، نوح، ابراهیم، موسی، هارون، زکریا، یحیی، عیسی و... . (ابن مشهدی، 1419ق، ص496؛ مجلسی، 1403ق، ج98، ص234)
ذکر این نامها و صفات ویژه آنها و شهادت به نبوت ایشان، زائر را با این حقیقت آشنا میکند که انبیا و جانشینان آنها «امناء الله» در عالم هستی هستند؛ چنانکه پیامبر اسلام9 میفرماید: «نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِیَاءِ وَالْأَتْقِیَاءِ وَالْأُمَنَاءِ». (جعفر بن محمد الصادق8، 1400ق، ص140) همچنین امام باقر7 میفرماید: «إِنَّ مُحَمَّداً9 کَانَ أَمِینَ اللَّهِ فِی أَرْضِه». (صفار، 1404ق، ج1، ص11)
3. معادباوری
در فرازی از زیارت امینالله چنین میخوانیم: «مُشْتاقَةً إِلىٰ فَرْحَةِ لِقائِکَ، مُتَزَوِّدَةً التَّقْوىٰ لِیَوْمِ جَزائِکَ». (ابن قولویه، 1356ش، ص40)
یکی دیگر از اسرار مهم و مؤثر زیارت، اعتقاد به معاد و نهادینه کردن این باور در ضمیر زائر است؛ زیرا اگر تربیت دینی را اندیشیدن بر اساس معارف الهی و رفتار کردن بر مبنای تعالیم آسمانی بدانیم، این مجموعه -همانگونه که با «باور به مبدأ» عجین شده- به صورت ناگسستنی و انکارناپذیری با «اعتقاد به معاد» نیز گره خورده است. زیارات معصومین: خبر از اموری میدهد که از باورهای زائر سرچشمه میگیرد؛ از جمله:
الف) اعتقاد به حیات مزور
از جنبههای معادباوری زیارت اولیای الهی، اعتقاد به حیات برزخی آنان است. زائر هنگام تشرف به حرم معصومین:، اینگونه سخن آغاز میکند: «السلام علیکم یا اهلبیت النبوه». استفاده از ضمیر خطاب، حاکی از مشافهه و رودررو شدن با مزور است؛ گویی زائر، افزون بر اینکه مزور را مقابل خود زنده و حاضر میبیند و به او سلام میکند، او را ناظر بر رفتار خود نیز میبیند. (مجلسی، 1403ق، ج99، ص266 و ج97، ص302)
ب) امکان ارتباط با روح مزور
زیارت از این عقیده نشئت میگیرد که علاوه بر اعتقاد به حیات برزخی مزور، امکان ارتباط با او نیز وجود دارد؛ وگرنه آمدن به زیارت بیمعنا خواهد بود. ازاینرو در زیارت امیرالمومنین7 میگوییم: «أَتَیْتُکُمْ زَائِراً مُتَوَسِّلًا إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ رَبِّی وَرَبِّکُمْ، مُتَوَجِّهاً بِکُمْ»؛ (ابن مشهدی، 1419ق، ص216) «برای زیارت شما آمدهام، به خدای تعالی که پروردگار من و پروردگار شماست متوسل شدهام و به سوی شما روی کردهام».
شیخالرئیس، ابوعلی سینا مینویسد:
غرض از زیارت و دعا این است که نفوس زائران، که هنوز به بدنهای خود متصلاند، از نفوس مردگانی که مفارق و جدا از بدنهای خویشند، استمداد میجویند تا از سوی آنها جلب خیرات یا دفع مضرات کنند. مسلّم است که آن نفوس مزوره، به واسطه تشابه و تناسبشان با عقول مفارقه و به سبب مجاورت با آنها، در این عالم مؤثر خواهند بود و از اینجاست که امکان ارتباط برای آنها فراهم میآید. (ابن سینا، 1400ق، ص490و491، با اندکی تصرف و تغییر)
ج) ارتباط ارواح با قبور خویش
رفتن به زیارت قبور، بیانگر ارتباط ارواح با قبور است؛ یعنی ارتباط روح به همان قبری که بدن مادی او در آن است، قطع نشده و همچنان این علاقه برقرار است؛ چنانکه در زیارت جامعه کبیره میخوانیم: «زَائِرٌ لَکُمْ لَائِذٌ عَائِذٌ بِقُبُورِکُمْ»؛ (شیخ صدوق، 1404ق، ج2، ص614) «من زائر شما هستم و به قبور شما پناه آوردهام». امام صادق7 نیز میفرماید:
إِذَا زُرْتُمْ مَوْتَاکُمْ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ، سَمِعُوا وَأَجَابُوکُمْ، وَإِذَا زُرْتُمُوهُمْ بَعْدَ طُلُوعِ الشَّمْسِ، سَمِعُوا وَلَمْ یُجِیبُوکُمْ. (عدهای از علما، 1363ش، ص345)
هنگامی که مردگانتان را قبل از طلوع خورشید زیارت کنید، صدای شما را میشنوند و جواب میدهند و اگر بعد از طلوع خورشید آنان را زیارت کنید، سخن شما را میشنوند، ولی پاسخی نمیدهند.
از این مباحث استفاده میشود وقتی بر سر مزار مردگان حاضر میشویم ارواح آنها در آنجا حاضر هستند و با ما ارتباط برقرار میکنند و ما نیز میتوانیم با آنها ارتباط بر قرار کنیم.
4. امامشناسی
از مهمترین راههای شناخت امامان معصوم: و آگاهی از فضائل و کمالات آنان، زیارت است. زیارت هم از عقیده زائر به جایگاه مزور نزد پروردگار خبر میدهد و هم راه معرفتافزایی نسبت به امام است و این معرفت، هم بعد ظاهری و جسمانی امام را شامل میشود و هم بعد باطنی و معنوی او را. در بعد ظاهری، رفتن به مکانی که قبر ولی خداست، بیانگر حضور چنین شخصیتی بر روی کره زمین و زیستن او با مردم است؛ به عبارتی او یک حقیقت خارجی دارد و شخصیت افسانهای نیست؛ اما از بعد معنوی، زیارت یکی از راههای شناخت فضائل و کمالات امام است.
ائمه:، نور الهی در همه عوالماند؛ چنانکه خدای متعال دستور داده است: (فَآمِنُوا بِاللهِ وَرَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذِی أَنْزَلْنَا وَاللهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ)؛ (تغابن: 8) «به خدا و رسولش و نوری که فرو فرستادیم، ایمان بیاورید و خدا به آنچه میکنید آگاه است». ابوخالد برقی میگوید درباره این آیه از امام باقر7 سؤال کردم. ایشان فرمود:
ای اباخالد، به خدا قسم آن نور، ائمه از آل محمد9 است تا قیامت. به خدا قسم آنها نور خدایند که نزول کرده است. به خدا قسم آنها نور خدا در آسمانها و زمیناند. ای اباخالد، هر آینه نور امام در قلبهای مؤمنین نورانیتر از خورشیدی است که روز را روشن میکند. به خدا قسم ائمه قلبهای مؤمنین را نورانی میکنند. (قمی، 1404ق، ج2، ص371) [3]
به عبارتی اگر عوالم گوناگون به نور حضرت حق نورانی و روشن است، این نور الهی از طریق ائمه معصوم: منعکس میشود؛ (میرباقری، 1389ش، ص871) همانطور که در زیارت جامعه صریحاً آمده است: «خَلَقَکُمُ الله أَنْوَاراً فَجَعَلَکُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِین»؛ (شیخ صدوق، 1404ق، ج2، ص613؛ همو، 1378ش، ج2، ص527؛ طوسی، 1407ق، ج6، ص98) «خداوند شما را نورهایی آفریده است که گرد عرش بودید».
مرحلهای از این معرفت، در زیارت حاصل میشود. زائر، برای کسب معرفت به خدا و رسولش، از باب الله وارد میشود؛ یعنی محضر امام7 شرفیاب میشود. وی اولاً وجود و حیات مزور را در برههای از تاریخ باور میکند؛ زیرا در جایی که حضور یافته، یعنی قبر مزور، بخشی از آثار وجودی او باقی است؛ ثانیاً با حضور در کنار قبر مزور و خواندن زیارتنامه او، نسبت به برخی فضائل مزور شناخت پیدا میکند.
در این جایگاه است که زائر امام خود را با اوصاف الهی میخواند، به آنها اقرار میکند و او را چنین مورد خطاب قرار میدهد: «السلام علیک یا ولی الله، یا حجة الله، یا صفی الله، یا امین الله، یا نور الله، یا باب الله و...». (کلینی، 1375ش، ج4، ص552 و 587؛ ابن طاووس، 1418ق، ج2، ص610)
اسرار عبادی زیارت معصومین:
از نیازهای واقعی و اساسی که در اعماق جان و فطرت بشر ریشه دارد و اسلام آن را در قالب برنامهای جامع برای پرورش و تکامل روح او تنظیم کرده، عبادت و گفتوگوی با خداست؛ چنانکه علامه طباطبائی مینویسد: «رابطه معنویی که هر فرد با خداوند، از مجرای “عبادت” پیدا میکند، عاملی مؤثر در تربیت او خواهد بود». (طباطبایی، 1393ق، ج14، ص120)
زیارت یکی از عبادات است که مردم بهسوی آن خوانده شده اند. (ابن قولویه، 1356ش، ص151) این عبادت اسرار زیادی به همراه دارد؛ از جمله:
1. رازگویی و نیازخواهی
زائر هنگام زیارت، به آنچه در ناخودآگاهش وجود دارد، توجه ارادی و آگاهانه پیدا میکند. گویی حرم معصومین: جایگاهی است که خداوند بندگانش را به آنجا دعوت کرده تا با او نجوا و رازونیاز کنند:
(فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللهُ أَنْ تُرْفَعَ وَیُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ). (نور: 36)
[این چراغ پرفروغ] در خانههایی قرار دارد که خداوند اذن فرموده آن را بالا برند [تا از دستبرد شیاطین در امان باشد] و در آنها نام خدا برده شود و صبح و شام در آنها تسبیح او گویند.
امام باقر7 در تفسیر این آیه فرمود: «هِیَ بُیُوتُ اَلْأَنْبِیَاءِ وَ بَیْتُ عَلِیٍّ 7 مِنْهَا»؛ (قمی، 1404ق، ج2، ص104) «آن خانه ها خانههای پیامبران است و خانه علی7 از آن خانههاست».
از بهترین موقعیتها و مکانهایی که انسان فارغ از همه مشغلههای زندگی، انگیزه و شوق دعا و نیایش پیدا میکند زیارت حرم معصومین: است. در این حالت اگرچه زائر در جمع است، اما حضور دیگران هیچگونه محدودیتی برای خلوت کردن با پروردگار ایجاد نمیکند و زائر میتواند خود را فارغ از همه چیز و همه کس احساس کند و آنچه را در دل دارد با معبود خود و واسطههای فیض الهی مطرح نماید و هیچ احساس شرمی از نظاره دیگران نداشته باشد.
2. زمینهسازی انس با قرآن
از فرصتهایی که هنگام زیارت فراهم میآید، تلاوت و انس با قرآن کریم است؛ چراکه از آداب و مستحبات زیارت حرم مطهر معصومین: تلاوت قرآن و هدیه کردن آن به مزور است. (کاشف الغطا، 1423ق، ص130) این امر از سویی نوعی تعظیم و تکریم نسبت به مزور و هدیه کردن ارزشمندترین چیزی که میتوان به او هدیه کرد، و از سوی دیگر توجه دادن زائر نسبت به دستور خداوند مبنی بر قرائت قرآن[4] و بهرهگیری از آثار معرفتی و تربیتی آن است. (امینی نجفی، 1384ش، ج5، ص170)
3. توجه به نماز
توجه دادن به نماز از دیگر اسرار عبادی زیارت است؛ چنانکه از اجزای جداییناپذیر زیارت، نماز است. این دو، چنان مقروناند که همواره زیارت ائمه و امامزادهها با نماز زیارت همراه است. (ابن مشهدی، 1419ق، ص90؛ ابن طاووس، 1418ق، ج2، ص625) کمتر اتفاق میافتد کسی توفیق زیارت یکی از اولیاءالله را پیدا کند، ولی کنار قبر مطهر او نماز نخواند.
همچنین موضوع اقامه نماز و احیای آن، از ارکان اصلی بسیاری از زیارتنامههای معصومین: و امامزادگان است؛ چنانکه در زیارتنامههای امیرالمؤمنین7، (ابن طاووس، 1414ق، ج2، ص610) امام حسین7، (ابن مشهدی، 1419ق، ص431) امام موسی بن جعفر8، (همان، ص537) امام رضا7، (همان، ص548) امام جواد7، (همان، ص538) و زیارت عاشورا، (همان، ص501) زیارت امام حسین7 در روز عرفه، (ابن طاووس، 1414ق، ج2، ص63) زیارت علی7 در روز غدیر (ابن مشهدی، 1419ق، ص71) و هفدهم ربیعالاول (مجلسی، 1423ق، ص262) و بیست و هفتم رجب (کفعمی، 1418ق، ص286) چنین شهادت داده شده است: «أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ». (ابن قولویه، 1356ش، ص207-208؛ کلینی، 1375ش، ج4، ص574)
زائر پس از زیارت همواره نماز زیارت اقامه، و ثواب آن را به مزور هدیه میکند. این نماز به زائر این پیام را میدهد که باید هم در زندگی فردی و خانوادگی خود و هم در جامعهای که در آن زندگی میکند، احیا کننده نماز باشد؛ زیرا با کسانی عهد و پیمان بست که احیای نماز، از بزرگترین اهداف آنان بوده است.
4. توجه به زکات
زیارت زائر را به ادای زکات میخواند؛ چنانکه صدقه دادن هنگام سفر و کمک به نیازمندان، یکی از آداب زیارت است. ازاینرو یکی از ویژگیهایی که در زیارتنامههای معصومین: برای آنان یاد شده، پرداخت زکات است: «أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ وَآتَیْتَ الزَّکَاةَ». (ابن قولویه، 1356ش، ص207-208؛ کلینی، 1375ش، ج4، ص574)
زیارت، زائر را با سبک و سیره مزور پیوند میدهد. ازاینرو اگر توجه به نیازمندان برای مزور یک اصل اساسی بوده، برای زائر نیز باید دارای اولویت شود؛ چنانکه در زیارت جامعه میخوانیم:
وَجَعَلَنِی مِنْ خِیَارِ مَوَالِیکُمُ التَّابِعِینَ لِمَا دَعَوْتُمْ إِلَیْهِ وَجَعَلَنِی مِمَّنْ یَقْتَصُّ آثَارَکُمْ وَیَسْلُکُ سَبِیلَکُمْ وَیَهْتَدِی بِهُدَاکُمْ. (شیخ صدوق، 1404ق، ج2، ص615)
من را از بهترین دوستان خود قرار دهید؛ پیرو آنچه به سوی آن میخوانید و من را از کسانی قرار ده که آثار شما را جستوجو میکند و مسیر شما را میپیماید و به هدایت شما هدایت میشود.
از آداب زیارت معصومین: صدقه دادن و احسان کردن به فقرای مزور و خادمان آن مضجع شریف است. این کمک مالی در کنار عبادتهای بدنی تایید کننده صداقت زائر است که به مزور خطاب میکند: «بنفسی و اهلی و مالی».
5. توجه به امر به معروف و نهی از منکر
زیارت زائر را نسبت به سرنوشت خود و آنچه در جامعه میگذرد حساس میکند. زائر به زیارت کسانی میرود که برای اصلاح جامعه، خود را فدا کردند تا زشتی ها را از جامعه بزدایند و ملکات اخلاقی و انسانی را در جامعه ترویج کنند. ازاینرو در زیارتنامههای معصومین: از فرازهای پرتکرار، موضوع امر به معروف و نهی از منکر است: «وَأَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَیْتَ عَنِ الْمُنْکَرِ». (ابن قولویه، 1356ش، ص207 -208؛ کلینی، 1375ش، ج4، ص574)
زیارت باید به زائر روحیه مسئولیتپذیری و حساسیت نسبت به سرنوشت جامعهای که در آن زندگی میکند ببخشد. همانطور که در روایات آمده علامت قبولی زیارت بازگشت از گذشته تاریک است؛ (ابن اشعث، بیتا، ص66) یعنی زائر باید هم متعظ شود و خود گرد رفتارهای ناپسند گذشته نگردد و هم واعظ جامعه خود باشد و اجازه ندهد منکرات در جامعه رواج پیدا کند.
6. زیارت، زمینهساز توبه
زیارت ائمه معصومین: فرصت خوبی برای بررسی اعمال و توبه به درگاه خدا ایجاد میکند؛ زیرا زائر همه مشغلههای خود را کنار گذاشته و خسته از همه ارتباطات مادی، به دنبال پناهگاهی آمده است که آرامشآفرین باشد.
از اساسیترین محورهای زیارتنامههای مأثور معصومین: و امامزادگان، توبه و طلب مغفرت از پروردگار، و واسطه قرار دادن اولیای خدا و طلب شفاعت از آنان است؛ چنانکه در زیارت حضرت رسول9 اینگونه آن حضرت را زیارت میکنیم:
اللَّهُمَّ إِنَّکَ قُلْتَ (وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا الله وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا الله تَوَّاباً رَحِیماً)(نساء: 64) وَإِنِّی أَتَیْتُ نَبِیَّکَ مُسْتَغْفِراً تَائِباً مِنْ ذُنُوبِی وَإِنِّی أَتَوَجَّهُ بِکَ إِلَى اللهِ رَبِّی وَرَبِّکَ لِیَغْفِرَ لِی ذُنُوبِی. (کلینی، 1375ش، ج4، ص551؛ ابن قولویه، 1356ش، ص16)
خدایا تو گفتی: «و اگر این مخالفان، هنگامی که به خود ستم میکردند [و فرمانهای خدا را زیر پا میگذاردند]، نزد تو میآمدند و از خدا طلب آمرزش میکردند و پیامبر هم برای آنها استغفار میکرد، خدا را توبهپذیر و مهربان مییافتند» و من نزد پیامبرت آمدهام و از گناهانم طلب بخشش و توبه میکنم. [یا رسول الله،] هر آینه به وسیله تو به سوی خدا توجه میکنم که خدای من و خدای توست تا اینکه گناهان مرا بیامرزد.
همچنین در زیارتنامه معصومین:، مسئله طلب بخشایش گناهان به وسیله واسطه قرار دادن آنان، از مهمترین فرازهاست؛ چنانکه در زیارت امیرالمؤمنین7، امام حسین7، امامین کاظمین8 و امام رضا7 اینگونه میگوییم:
بِأَبِی أَنْتَ وَأُمِّی أَتَیْتُکَ زَائِراً وَافِداً عَائِذاً مِمَّا جَنَیْتُ بِهِ عَلَى نَفْسِی وَاحْتَطَبْتُ عَلَى ظَهْرِی فَکُنْ لِی شَفِیعاً إِلَى رَبِّکَ یَوْمَ فَقْرِی وَفَاقَتِی فَإِنَّ لَکَ عِنْدَ اللهِ مَقَاماً مَحْمُوداً وَأَنْتَ وَجِیهٌ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَة. (ابن قولویه، 1356ش، ص313؛ ابن مشهدی، 1419ق، ص262)
پدر و مادرم به فدایت، به سوی تو آمده ام درحالیکه زیارتکننده ام، میهمانم و پناهآورندهام به شما، به سبب آنچه بر خود ستم نمودم و سنگینی گناه را بر پشت خود حمل میکنم. پس شما نزد پروردگار برای من شفاعت کن در روز تنگدستی و نیازمندیم. به درستی که برای تو نزد پروردگار مقام پسندیده است و تو در دنیا و آخرت آبرومندی.
اسرار اخلاقی-عرفانی زیارت
واژه «اخلاق»، جمع ماده «خُلق»، به معنای «سجیه، خصلت و طبع» است. (زبیدی، تاج العروس، ج13، ص124؛ راغب اصفهانی، 1416ق، ص159) راغب «خَلق» و «خُلق» را دارای یک ریشه میداند؛ با این تفاوت که خَلق مخصوص هیئت و صورتهایی است که با قوه بینایی قابل درک است، ولی خُلق فقط با نیروی بصیرت درک میشود. (راغب اصفهانی، 1416ق، ص159)
«اخلاق» در اصطلاح به ملکات و مجموعه صفات پایداری گویند که باعث صدور رفتار بدون تأمل و اندیشه میشود. (مصباح یزدی، 1391ش، ص16) این واژه در اصطلاح، گاهی به همان معنای لغوی، یعنی صفت نفسانی، به کار میرود و گاهی صفت برای رفتار انسان قرار میگیرد؛ مثلاً گفته میشود این عمل، اخلاقی یا غیر اخلاقی است. (همان)
سه عامل در جریان زیارت، به صورت طولی، در تحول اخلاقی زائر قرار دارد: متربی، واسطه تربیت و مربی. متربی، خود زائر است که با انگیزه الهی و برای رسیدن به تحول درونی و پاک شدن از آلودگیها، به زیارت ولی خدا اقدام میکند. واسطه در تربیت، رسول خدا9 و جانشینان بر حق اویند و مربی هم پروردگار عالم است که تغییردهنده به احسنالحال است. قرآن کریم در سوره نسا به هر سه عامل تربیت اشاره میکند و میفرماید:
(وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاءوُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوَّاباً رَحیما). (نساء: 64)
اگر این مخالفان هنگامی که به خود ستم میکردند [و فرمانهای خدا را زیر پا میگذاشتند] نزد تو میآمدند و از خدا طلب آمرزش میکردند و پیامبر هم برای آنها استغفار میکرد، خدا را توبهپذیر و مهربان مییافتند.
زیارت اولیای خدا، به ویژه امامان معصوم:، در دو بعد اخلاق فردی و اخلاق اجتماعی تأثیرگذار است و زائر را در جهت فضائل اخلاقی رهنمون میسازد. در ادامه، برخی از اسرار اخلاقی عرفانی زیارت را بررسی میکنیم.
1. غفلتزدایی و ذکر
از اسرار اخلاقی-عرفانی زیارت در بعد فردی، غفلتزدایی است که احساس حضور جدی خداوند و اولیای او را در زندگی زائر تقویت میکند. ذکرهای زبانی، حضور قلبی را در انسان ایجاد میکند و مقدمه ذکر قلبی میشود.
گفتن اذکار و ادعیههایی که در زیارت توصیه شده، نام و یاد پروردگار را در ذهن انسان تداعی میکند و بر اساس روش تلقین به نفس، در ضمیر او تأثیر میگذارد و به وسیله دو اصل مداومت و محافظت بر عمل، در باطنش تحول ایجاد میکند.
وَالْإِغاثَةَ لِمَنِ اسْتَغاثَ بِکَ مَوْجُودَةٌ ، وَالْإِعانَةَ لِمَنِ اسْتَعانَ بِکَ مَبْذُولَةٌ ، وَعِداتِکَ لِعِبادِکَ مُنْجَزَةٌ... .
و فریادرسی برای کسی که از تو فریاد خواست، آماده است. و کمک برای کسی که از تو کمک خواست رایگان است. و وعدههایت برای بندگانت حتمی است... .
در زیارت، تلقین قولی و فعلی در هم میآمیزد (باقری، 1397ش، ج1، ص97-98) و تأثیری مضاعف به بار میآورد. در آداب زیارت گفته شده است که با وقار و سکینه قدم بردارید، ذکر خدا بگویید، با پای راست وارد حرم شوید، اذن ورود بخوانید، تکبیر بگویید و زیارتنامه بخوانید؛ حتی توصیه شده آهنگ دعا و زیارتنامه خواندن به نحوی باشد که عمیقترین تأثیر را در جان زائر منعکس کند. ازاینرو قرآن کریم سفارش میکند:
(وَاذْکُرْ رَبَّکَ فِی نَفْسِکَ تَضَرُّعًا وَخِیفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَکُنْ مِنَ الْغَافِلِینَ). (اعراف: 205)
پروردگارت را در درون، از روی خوف و تضرع، آهسته و آرام، هر صبحگاهان و شامگاهان، یاد کن و از غافلان مباش.
2. کوتاه شدن آرزوها
زیارت قبور اولیای خدا، از چند جهت موجب کوتاه شدن آرزوهای زائر میشود:
اولاً در زیارت، انسان به یاد بار سنگین گناه و عاقبت بدی که در نتیجه این گناهان در انتظار اوست میافتد. این حالوهوا، زائر را از آرزوهای دور و دراز که او را به مرحله هلاکت میکشاند، دور میکند و او را به فکر توبه و تجدید نظر در زندگی وامیدارد. امام سجاد7 در دعای ابوحمزه میفرماید: «إِذَا رَأَیْتُ مَوْلَایَ ذُنُوبِی فَزِعْتُ وَإِذَا رَأَیْتُ کَرَمَکَ طَمِعْت»؛ (طوسی، 1411ق، ج2، ص584) «مولای من، هنگامی که گناهانم را میبینم، ناله میزنم و هنگامی که کرم تو را میبینم، طمع میکنم».
ثانیاً در زیارت، این تفکر در ذهنها شکل میگیرد که حتی آنان که بهترین بندگان خدایند و خلقت هستی به یمن وجود آنها و برای آنها بوده، (شیخ صدوق، 1404ق، ج1، ص163) چند صباحی بیشتر در این دنیا باقی نماندند و از دنیا و نعمتهای آن دست کشیدند و رفتند. اگر قرار بود کسی در این دنیا جاودانه بماند و به همه آرزوهایش برسد، آنان از همه مردم سزاوارتر بودند.
ثالثاً از عوامل اصلی طول امل، فراموش کردن مرگ و یاد آن است. حضرت علی7 در این باره میفرماید: «قَدْ غَابَ عَنْ قُلُوبِکُمْ ذِکْرُ الْآجَالِ وَحَضَرَتْکُمْ کَوَاذِبُ الْآمَالِ»؛ (تمیمی آمدی، غرر الحکم، ص493؛ صبحی صالح، 1414ق، ص168) «هرآینه ذکر مرگ از قلبهای شما غایب شده و آرزوهای دروغین نزد شما حاضر گشته».
در زیارت، یاد مرگ بیشتر برای انسان زنده میشود و ازاینرو وی به فکر سفر آخرت میافتد و آرزوهای دور و دراز فراموش میشوند.
3. تسلیم و رضا
بر اساس دیدگاه روانشناختی، از راههای یادگیری و یادآوری، روش تصویرسازی[5] است. تصویرسازی ذهنی، یعنی برقراری ارتباط معنادار مطالب، از طریق ایجاد رابطهای ذهنی بین آنها. (سیف، 1377ش، ص306) طبق این دیدگاه، وقتی زائر زیارتنامه امام معصوم7 را قرائت، و مصائبی را که بر ایشان وارد شده تصور میکند، (طوسی، 1411ق، ج2، ص774؛ ابن مشهدی، 1419ق، ص481) با تصویرسازی در ذهن و تصور تسلیم و رضای آنان، روح خود را آماده رسیدن به رضای الهی مییابد و میکوشد با آنان همانندسازی کند. اینکه زائران در زیارت اولیای خدا بر مصائب آنان میگریند، از آن روست که همانندسازی حاصل شده و زائر با مزور احساس همدردی میکند.
از دیگر تکنیکهای روانشناختی که در یادگیری تأثیر موفقیتآمیزی دارد، تصویرسازی مکانی است.[6] شخص هنگام یادگیری و یادآوری مطالب، مکان اشیا را در ذهن خود مجسم میکند. برای استفاده از این روش، یادگیرنده باید ابتدا به ترتیب موقعیت یا مکان اشیا را بیاموزد و هنگام یادآوری، با طی این مراحل ذهنی، به ترتیب آنها را به یاد آورد. (سیف، 1377ش، ص306-307) در زیارت، زائر در فضای حرم و ارتباط کلامی میان زیارتنامه و ذکر مصائب امام معصوم7 با مکان زیارت و شهادت ایشان، میتواند خود را به آنچه بر مزور گذشته، نزدیک کند و در تسلیم و رضا در مقابل مصائب، با ایشان همانندسازی نماید.
4. ایجاد روحیه زهد
یکی دیگر از کارکردهای اخلاقی زیارت، ایجاد روحیه زهد و بیرغبتی به دنیاست. زهد به معنای اعراض از چیزی و رضایت دادن به مقدار اندکی از آن است. (راغب اصفهانی، 1416ق، ص384؛ ابن منظور، 1414ق، ج3، ص197) علمای اخلاق، «زهد» را اعراض قلبی و عملی از دنیا، و استفاده اندک از آن، تنها به مقداری که به آن نیاز است، میدانند؛ (نراقی، بیتا، ج2، ص56؛ دیلمی و آذربایجانی، 1379ش، ص152) به عبارت دیگر زهد، یعنی روی گردانیدن از دنیا برای آخرت و دل بریدن از غیر خدا. (نراقی، بیتا، ج2، ص56؛ دیلمی و آذربایجانی، 1379ش، ص152) امام صادق7 نیز در تبیین معنای زهد میفرماید: «الزُّهْدُ فِی الدُّنْیَا أَنْ لَاتَکُونَ بِمَا فِی یَدِکَ أَوْثَقَ مِنْکَ بِمَا عِنْدَ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ»؛ (کلینی، 1375ش، ج9، ص522) «زهد در دنیا به این معناست که به آنچه در دست دارد، مطمئنتر نباشد از آنچه در دست خدای بلندمرتبه است».
از راههای گرایش به زندگی زاهدانه، همنشینی با انسانهای زهدپیشه و مطالعه زندگی افراد زاهد است. این امر به گونهای زیبا، در زیارت معصومین: مشهود است. زائری که به زیارت پیامبران و اولیای خدا مشرف میشود و با زندگی زاهدانه آنان، که از شروط نبوت یا وصایتشان است، آشنا میگردد (ابن مشهدی، 1419ق، ص422 و ص281)[7] برای بیرغبتی به دنیا انگیزه پیدا میکند. وقتی زائر در زیارت میخواند «أنتَ أحسَنُ الخَلقِ عِبادةً وأخلَصَهُم زِهَادةً...» (ا بن مشهدی، 1419ق، ص281؛ مجلسی، 1423ق، ص475) و زندگی مزور را نظاره میکند که سادهترین لباس را میپوشیده، سختترین غذا را میخورده و هیچگاه در قصر حکومتی زندگی نکرده، نسبت به دنیا بیرغبت میشود.
5. حسن خلق
از دیگر اسرار اخلاقی-عرفانی زیارت، هدایت انسان به سوی حسن خلق و گشادهرویى است؛ از برترین صفات اخلاقی که سبب جذب دلها مىشود و اثربخشى آن بر دیگران، شگفتانگیز است.
زائر با خواندن زیارتنامه معصومین: با اخلاق آنان آشنا میشود و از آنان حسن خلق میآموزد: «وَعَادَتُکُمُ الْإِحْسَانُ وَسَجِیَّتُکُمُ الْکَرَمُ وَشَأْنُکُمُ الْحَقُّ وَالصِّدْقُ وَالرِّفْقُ». (شیخ صدوق، 1404ق، ج2، ص616) چنین گفتوگویی با مزور به زائر میآموزد با اخلاق زیبا و روی گشاده با دیگران برخورد کند.
6. ادب گفتوگو
حضور در فضای معنوی حرم معصومین: آموزنده ادب گفتوگو با دیگران است. زائر وقتی در جمع زائران قرار میگیرد، با آنان ارتباط برقرار میکند، کنار آنان مینشیند، برای آنان جای باز میکند، با آنان همسخن میشود و از آنان سپاسگزاری میکند. اینها آداب حضور در اجتماع است که فرد یا متخلق به این امور است یا باید آنها را در چنین جمعهایی یاد گیرد.
لازمه دستیابى به یک زیارت مطلوب و به یادماندنى، رعایت ادب اسلامى و دستوراتى است که درباره معاشرتها توصیه شده است. (فیض کاشانی، 1375ش، ج4، ص56) زائر با قرائت زیارتنامههای مأثور، ابتدا ادب گفتوگو کردن با خالق را، و سپس ادب سخن گفتن با پیامبران الهی و اوصیا و جانشینان آنها و زبان سپاسگذاری از زحمات ایشان را میآموزد. (ابن مشهدی، 1419ق، ص218) [8]
یکی از آداب زیارت در فضای معنوی زیارتگاهها، آهسته سخن گفتن و صدای خود را بالا نبردن است؛ چنانکه خداوند متعال میفرماید:
(یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَلا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ بَعْضا). (حجرات: 2)
ای کسانی که ایمان آوردهاید! صدای خود را از صدای پیامبر بالاتر نبرید و در برابر او بلند سخن مگویید [او را بلند صدا نزنید]؛ آنگونه که بعضی از شما در برابر بعضی بلند صدا میکنند.
این دستورالعمل به زائر میآموزد هنگام سخن گفتن، اعتدال در سطح صدا را رعایت کند.
زائران در زیارتگاه ها در مواجهه با دیگر زائران به آنها سلام و برای یکدیگر قبولی دعا و زیارت را طلب میکنند. این اعمال باعث ایجاد محبت به یکدیگر و خشنودی خداوند میشود؛ چنانکه امامصادق7 میفرماید:
مَنْ قالَ لِأخِیهِ المُؤمِنِ مَرحَباً کَتَبَ الله تَعالى لَهُ مَرْحَباً إلى یَوْمِ القَیامَة. (مجلسی، 1363ش، ج9، ص136)
کسى که به برادر مؤمنش بگوید: «خوش آمدى، [خداوند به تو رفاه و گشایش عنایت کند]»، خداوند متعال تا قیامت براى او خوشآمد و گشایش در کارهایش ثبت مىکند.
7. رعایت حقوق دیگران
سرّ اخلاقی دیگر زیارت، آشنایی با حقوق دیگران و شیوه رعایت آنهاست. هنگامی که انسانها در ارتباطات اجتماعی قرار میگیرند حقوقی نسبت به یکدیگر پیدا میکنند که باید در رعایت این حقوق کوشا باشند. ازاینرو پیامبر خدا9 در یکى از سفرهایى که به زیارت خانه خدا عازم بود، فرمود: «مَنْ کانَ یُسئُ الجِوارَ فَلا یُصاحِبنا»؛ (حر عاملی، 1409ق، ج8، ص505؛ طبرسی، 1412ق، ص288) «آنکس که در مصاحبت و همجوارى بد عمل مىکند با ما همسفر نشود». بنابراین رعایت نکردن حق همراهان باعث محرومیت از همراهی با رسول خدا9 میشود. امام باقر7 نیز مىفرماید:
مَا یُعْبَأُ مَنْ یَسْلُکُ هَذَا الطَّرِیقَ إِذَا لَمْ یَکُنْ فِیهِ ثَلَاثُ خِصَالٍ وَرَعٌ یَحْجُزُهُ عَنْ مَعَاصِی اللَّهِ وَحِلْمٌ یَمْلِکُ بِهِ غَضَبَهُ وَحُسْنُ الصُّحْبَةِ لِمَنْ صَحِبَهُ. (کلینی، 1375ش، ج4، ص286)
چگونه آهنگ این سفر (زیارت خانه خدا) مىکند کسى که داراى سه خصلت نباشد: ورع و پرهیزگارى که او را از معاصى خداوند باز دارد، بردبارى که به وسیله آن بر خشم و غضب خود فائق آید و خوشسفر بودن با کسی که با او مسافرت میکند.
زائر هنگام زیارت، خطاپوشی و عذرپذیری را از خداوند میآموزد و زبان عذرخواه داشتن را از زیارتنامهها فرامیگیرد. او همانطور که از خداوند میخواهد خطاهایش را بپوشاند، (کلینى، 1375ش، ج4؛ ص571) باید خود اهل عفو و گذشت شود تا خداوند هم از او در گذرد: (وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا أَلا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللهُ لَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحیم)؛ (نور: 22) «هر آینه عفو کنید و ببخشید. آیا دوست ندارید خداوند گناهان شما را ببخشد و خداوند بخشنده و مهربان است».
نتیجهگیری
زیارت اقیانوس زلالی است که هم نیاز به معرفت دارد و هم معرفتآفرین است. نیاز به معرفت دارد تا زائر بداند به کجا میرود و به کدامین عروةالوثقای الهی چنگ میزند و با قلبی پاک و نیتی خالص به سوی واسطههای فیض الهی قدم بردارد. وی با این آمادگی میتواند به قله کمال دست یابد، توحید ناب را از محوط وحی و معدن علم فراگیرد، با بندگی خدا انس گیرد و به عرفان شهودی برسد.
[1]. مدیر گروه اخلاق و اسرار پژوهشکده حج و زیارت. Hosseini1343@gamil.com.
[2]. این کلمه، یونانى و مرکب از «فیلا» و «سوفیا» به معناى دوستدار دانش است. البته ابتدا به مجموعه علوم، و سپس به علوم عقلى اطلاق مىشد و در زمان حاضر علاوه بر کاربرد آن در بحث «هستىشناسى»، در هر موردى که «چیستى» و «چرایى» چیزى مورد پرسش باشد، به کار مىرود.
[3]. «یَا أَبَا خَالِدٍ. النُّورُ وَاللهِ الْأَئِمَّةُ مِنْ آلِمُحَمَّدٍ9 إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ، وَهُمْ وَاللهِ نُورُ اللهِ الَّذِی أَنْزَلَ- وَهُمْ وَاللهِ نُورُاللهِ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ، یَا أَبَا خَالِدٍ! لَنُورُ الْإِمَامِ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ- أَنْوَرُ مِنَ الشَّمْسِ الْمُضِیئَةِ بِالنَّهَارِ- وَهُمْ وَاللهِ یُنَوِّرُونَ قُلُوبَ الْمُؤْمِنِینَ».
[4]. (فَاقْرَءُوا مَا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ)، (مزمل:20)
[5]. Imagery.
[6]. method of ioci
[7]. «بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَیْهِمُ الزُّهْدَ فِی زَخَارِفِ هَذِهِ الدُّنْیَا الدَّنِیَّةِ وَزِبْرِجِهَا، فَشَرَطُوا لَکَ ذَلِکَ».
[8]. «السَّلَامُ عَلَى آدَمَ صَفْوَةِ اللَّهِ، وَنُوحٍ نَبِیِّ اللَّهِ، وَإِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ اللَّهِ، وَمُوسَى کَلِیمِ اللَّهِ، وَعِیسَى رُوحِ اللَّهِ، وَمُحَمَّدٍ حَبِیبِ اللَّهِ، وَمَنْ بَیْنَهُمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَداءِ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولئِکَ رَفِیقاً» و ص 496 زیارت امام حسین7 در روز عاشورا. «السَّلَامُ عَلَى آدَمَ صَفْوَةِ اللَّهِ مِنْ خَلِیقَتِهِ، السَّلَامُ عَلَى شَیْثٍ وَلِیِّ اللَّهِ وَخِیَرَتِهِ، السَّلَامُ عَلَى إِدْرِیسَ الْقَائِمِ لِلَّهِ بِحُجَّتِهِ، السَّلَامُ عَلَى نُوحٍ الْمُجَابِ فِی دَعْوَتِهِ، السَّلَامُ عَلَى هُودٍ الْمَمْدُودِ مِنَ اللَّهِ بِمَعُونَتِهِ، السَّلَامُ عَلَى صَالِحٍ الَّذِی تَوَّجَهُ اللَّهُ بِکَرَامَتِهِ،...».