میقات حج

میقات حج

گنبدها و زیارتگاه‌های قبرستان مَعلات (معلی) در گذر تاریخ

نوع مقاله : اماکن و آثار

نویسنده
پژوهشکده حج و زیارت
چکیده
مَعلات نام مهم‌ترین قبرستان شهر مکّه است که در آن، بسیاری از علما و اولیا و حتی حاکمان مسلمان در طول دوره‌های تاریخی مختلف، به خاک سپرده شده‌اند. قبرستان معلات همچنین در دوره‌های اخیر، به جهت وجود قبور و زیارتگاه‌هایی منسوب به شماری از نزدیکان رسول خدا (ص) و شخصیت‌های مقدس صدر اسلام، به مقصد زیارتی مهمی برای حج‌گزاران و زائران مسلمانان تبدیل شده است. در نوشتار پیش‌رو، به روش استقصاء حداکثری و با بهره‌گیری از منابع تاریخی گوناگون همچون تواریخ محلی مکه، سفرنامه‌ها و متون جغرافیایی، تلاش شده است تا ضمن بررسی سیر تاریخی پیدایش گنبدها و زیارتگاه‌های قبرستان معلات، به این سؤال پاسخ داده شود که مهم‌ترین گنبدها و زیارتگاه‌های قبرستان معلات چه بوده است و در چه دوره‌هایی به وجود آمده است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که در دوره‌های قدیمی‌تر، در این قبرستان مزارات فراوانی برای زهّاد و اولیا و گنبدهای متعدّدی نیز بر قبور پادشاهان و حاکمان وجود داشته است؛ اما بیشتر آنها در گذر زمان از بین رفته و در مقابل، در دوره‌های متأخر، زیارتگاه‌هایی منسوب به نزدیکان پیامبر (ص) و شخصیت‌های مقدس صدر اسلام شکل گرفته است.
کلیدواژه‌ها
موضوعات

 

 

گنبدها و زیارتگاه های قبرستان مَعلات (معلی) در گذر تاریخ

احمد خامه‌یار[1]

چکیده

«مَعلات» نام مهم‌ترین قبرستان شهر مکه است که بسیاری از علما و اولیا و حتی حاکمان مسلمان دوره‌های مختلف تاریخی، در آن به خاک سپرده شده‌اند. این قبرستان در دوره‌های اخیر، به جهت وجود قبور و زیارتگاه‌هایی منسوب به شماری از نزدیکان رسول خدا9 و شخصیت‌های مقدس صدر اسلام، به مقصد زیارتی مهمی برای حج‌گزاران و زائران مسلمانان تبدیل شده است. در نوشتار پیش‌رو، به روش استقصای حداکثری و با بهره‌گیری از منابع تاریخی گوناگون همچون تواریخ محلی مکه، سفرنامه‌ها و متون جغرافیایی، تلاش شده است تا ضمن بررسی سیر تاریخی پیدایش گنبدها و زیارتگاه‌های قبرستان معلات، به این سؤال پاسخ داده شود که مهم‌ترین گنبدها و زیارتگاه‌های قبرستان معلات چه بوده و در چه دوره‌هایی به وجود آمده است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد در دوره‌های قدیمی‌تر، در این قبرستان مزارات فراوانی برای زهّاد و اولیا، و گنبدهای متعددی نیز بر قبور پادشاهان و حاکمان وجود داشته است؛ اما بیشتر آنها در گذر زمان از بین رفته و در مقابل، در دوره‌های متأخر، زیارتگاه‌هایی منسوب به نزدیکان پیامبر9 و شخصیت‌های مقدس صدر اسلام شکل گرفته است.

کلیدواژه‌ها: مکّه مکرمه، حرمین شریفین، قبرستان معلی، زیارتگاه‌های اسلامی، عربستان سعودی.

مقدمه

قبرستان مَعلات در مکه مکرّمه -که نزد زائران سرزمین‌های مختلف اسلامی به نام‌های دیگری همچون مُعَلّی، جنّةالمُعَلّی، بنی‌هاشم و ابوطالب شناخته می‌شود- از دیرباز بزرگ‌ترین و مهم‌ترین قبرستان این شهر مقدّس بوده است. با مراجعه به تواریخ محلی مکه و دیگر منابع تاریخی می‌توان فهرستی مفصل و طولانی از علما و مشاهیر مسلمان از اهل مکه یا از مجاوران حرم الهی استخراج کرد که در مَعلات به خاک سپرده شده‌اند.

در بسیاری از سفرنامه‌ها و متون تاریخی و جغرافیایی از قبور علما و اولیایی که در مَعلات مورد احترام و زیارتگاه زائران بوده‌اند و نیز از گنبدهایی که برای شخصیت‌های مقدس و حتی حاکمان مسلمان ساخته شده بوده، یاد شده است. بر این اساس می‌توان پی برد که قبرستان مَعلات، در ردیف شمار دیگری از قبرستان‌های به‌جامانده از سده‌های نخست اسلامی، همچون «بقیع» در مدینه منوّره و «باب‌الصغیر» در شهر دمشق، از اهمیت تاریخی و جایگاه معنوی ویژه‌ای برخوردار بوده است.

با جست‌وجو در لابه‌لای میراث مکتوب اسلامی می‌توان حتی تک‌نگاری‌هایی درباره قبرستان مَعلات سراغ گرفت. شاید مهم‌ترین متن موجود، کتاب الشرف الاعلی فی ذکر قبور مقبرة باب المعلا، اثر جمال‌الدین محمد بن علی شیبی (779-837ق.) باشد. شیبی در این کتاب، با بازخوانی گزیده‌ای از کتیبه‌های شماری از الواح قبور شخصیت‌های مدفون در معلات (عمدتاً شامل عالمان و صوفیان و گاه پادشاهان)، شرح حالی درباره آنان به دست داده است. (ر.ک: خامه‌یار، 1396ش، ص146-150)

با آنکه درباره تاریخ شهر مکه و اماکن مقدس آن، به ویژه کعبه و مسجدالحرام، پژوهش‌های متعددی صورت گرفته و آثار فراوانی نگارش یافته، با این حال درباره قبرستان معلات، به ویژه گنبدها و بناهای موجود در آن در طول تاریخ، پژوهش جامع و قابل توجهی انجام نشده است. ازاین‌رو در نوشتار پیش‌رو، ضمن بررسی تاریخچه اجمالی معلات و سیر پیدایش گنبدها و زیارتگاه‌های آن با استناد به منابع موجود، فهرستی از این گنبدها و زیارتگاه‌ها استخراج، و به اختصار معرفی شده است.

در واقع در این پژوهش تلاش شده است تا به این سؤال پاسخ داده شود که مهم‌ترین گنبدها و زیارتگاه‌های قبرستان معلات متعلق به چه کسانی بوده و در چه زمان‌هایی به وجود آمده است. به دنبال این بررسی، به این سؤال نیز می‌توان پاسخ داد که سیر تحولات قبرستان معلات در دوره‌های تاریخی مختلف، به‌جهت از بین رفتن و فراموش شدن گنبدهای قدیمی‌تر و شکل‌گیری زیارتگاه‌های بعدی در آن و پیدایش انتساب‌های جدید این گنبدها و زیارتگاه‌ها، چه بوده است؟

قبرستان مَعلات

قبرستان تاریخی مَعلات در شمال شرقی شهر مکه، ابتدای جاده حَجون، سمت راست کسی که از ناحیه «معابده» به سمت مسجدالحرام می‌رود، قرار دارد. این قبرستان نام خود را از واژه جغرافیایی «مَعلاة» گرفته است که در سده‌های نخست اسلامی، بر بخشی از شهر مکه که بالاتر از مسجدالحرام قرار داشت (در مقابل «مَسفله» که بخش پایین‌تر از مسجد بود) اطلاق می‌شد.(یاقوت حموی، 1977م، ج1، ص187)

در دوره جاهلیت و صدر اسلام، چند مکان مختلف به عنوان قبرستان و محل دفن مردگان در شهر مکه وجود داشت. مهم‌ترین این مکان‌ها «شِعب ابی‌دُبّ» (که بعداً «شِعب الجَزّارین» نامیده شد)، زمین حد فاصل «حَجون» تا «شِعب الصُفَی»، شِعب متصل به «ثَنیّة المَدَنیّین» و نیز قبرستان «ثَنیّة اذاخر» بود. (ازرقی، 1983م، ج2، ص209؛ فاکهی، 1987م، ج4، ص54) در تواریخ محلی مکه، محدوده و موقعیت جغرافیایی دقیق هر یک از این مکان‌ها به تفکیک تعیین شده است.

از میان قبرستان‌های دوره جاهلیت، «حَجون» به علت آنکه محل دفن شماری از اجداد و اعمام و نزدیکان رسول خدا9 بود، از دیگر مکان‌ها شهرت بیشتری یافت. حَجون در واقع نام کوه مشرف به مسجدالجنّ یا مسجدالحرس بود که در دامنه آن، قبرستان جاهلی موسوم به شعب ابی‌دبّ (یا شعب الجزّارین) قرار داشت. (فاکهی، 1987م، ج4، ص143) پژوهشگر سعودی، بن‌دهیش، موقعیت کنونی آن را محله «بَرحة الرشیدی» می‌داند. (همان، ص54)

به گزارش فاکهی، پس از آنکه قُصَیّ بن کلاب، از اجداد رسول خدا9، در قبرستان حجون به خاک سپرده شد، به دنبال آن مردم شروع به دفن مردگان خود در آنجا کردند. آنها در دوره جاهلیت و صدر اسلام، مردگان خود را در دو طرف دره‌ای که درون شعب قرار داشت، دفن می‌کردند؛ اما از زمان پیامبر9، قبرستان خود را از سمت راست دره، به سمت چپ آن منتقل کردند. (همان، ص58-59) از این گزارش برمی‌آید قبرستان حجون پس از اسلام به مرور زمان متروک شد.

از سوی دیگر، جایی که دفن مردگان در طول دوره اسلامی در آن ادامه یافت و مورخان مکه در سده سوم از آن به عنوان قبرستان اهل مکه یاد کرده‌اند، شِعب متصل به ثنیّة المدنیّین بود (ازرقی، 1983م، ج2، ص209؛ فاکهی، 1987م، ج4، ص54) که بعدها به نام قبرستان «مَعلات» شهرت یافت. ازاین‌رو با استناد به گزارش‌های فوق، باید توجه داشت قبرستان مَعلات یا مُعلّای کنونی، در جایی در نقطه مقابل حجون، که در دوره جاهلیت تا پیش از هجرت پیامبر9، شماری از اجداد و نزدیکان رسول خدا9 آنجا به خاک سپرده شده بودند، قرار دارد.

در اینکه قبرستان دوره اسلامی مکه از چه زمانی به نام معلات شهرت یافت، نمی‌توان نظر دقیقی ارائه داد. از تعبیر مقدسی از این قبرستان به «ثَنیّه»، (مقدسی، 1906م، ص102) می‌توان گفت احتمالاً در سده چهارم، هنوز به این نام شناخته نمی‌شده است؛ اما تعبیر شماری از منابع سده ششم از این قبرستان به نام «مُعَلّی» (از جمله: ابن مازه، 1392، ص196؛ هروی، 1953م، ص88) نشان‌دهنده آن است که لااقل از این دوره، این نام برای قبرستان رواج یافته است.

در دوره‌های بعدی، برای این قبرستان نام‌های دیگری همچون «باب‌المعلات» نیز ذکر شده است؛ اما همواره در میراث زبان فارسی، نام «مُعلّی» (از جمله: محیی لاری، 1366، ص56)، و در میراث حوزه شبه قاره نیز نام «جنّةالمُعَلّی» برای این قبرستان به‌کار رفته است. گویا در دوره قاجار، ایرانیان این قبرستان را به نام «قبرستان ابوطالب» می‌شناختند؛ اما امروزه دولت سعودی آن را «قبرستان بنی‌هاشم» نامگذاری کرده است.

زیارتگاه‌های قبرستان معلات در منابع تاریخی و جغرافیایی

در بیشتر سفرنامه‌ها و متون جغرافیایی کهن تا پیش از سده ششم هجری، همچون سفرنامه ناصرخسرو و رساله وصف مکه و مدینه، هیچ اشاره‌ای به این قبرستان نشده است. به نظر می‌رسد سکوت منابع در این باره را باید چنین تفسیر کرد که احتمالاً تا سده شش هجری، هنوز گنبدها و بناهایی روی قبور اولیا و شخصیت‌های مقدس در این قبرستان ساخته نشده بود و این مسئله عاملی بود تا نظر جغرافیدانان و سفرنامه‌نویسان به این قبرستان جلب نشود؛ چنان‌که همین مسئله تا حدود زیادی درباره قبرستان بقیع در مدینه منوّره نیز صدق می‌کند.

شاید از میان جغرافی‌نویسان کهن، مقدسی (زنده در 378ق.) نخستین کسی باشد که از قبرستان مکه یاد کرده است. او تنها به وجود قبور سه تن از زاهدان سده دوم هجری به نام‌های فضیل بن عیاض (د.187ق.)، سفیان بن عُیَینه (د.198ق.) و وُهَیب بن ورد (د.153ق.) در این قبرستان اشاره کرده است. (مقدسی، 1906م، ص102) ابوعُبید بکری (د.487ق.) نیز از قبرستان مکه، بدون ارائه توصیف و اشاره به شخصیت‌های مدفون در آن، یاد کرده و محل آن را «شِعب عَمرو» نامیده است. (بکری، 1992م، ج1، ص399)

به فاصله زمانی کمتر از دو قرن پس از مقدسی، ابن مازه بخاری (د.566ق.) از قبرستان معلی به عنوان یکی از اماکن زیارتی مکه یاد می‌کند که در آن صحابه و تابعان و علما و اولیای فراوانی به خاک سپرده شده‌اند؛ اما محل قبور بیشتر آنان را ناشناخته می‌داند. وی از میان قبور اولیایی که در آن زمان آشکار بوده، از تربت علی بن فضیل بن عیاض و تربت پدرش نزدیک آن، و تربت سفیان بن عُیَینه و عبدالملک طبری در جوار وی یاد کرده است. (ابن مازه، 1392، ص196-197)

ابن جبیر (د.614ق.) نیز در سفرنامه خود، از معلات به عنوان «جبّانه» (قبرستان) یاد کرده و محل آن را بر حجون تطبیق داده است. به گفته او، این قبرستان محل دفن شماری از صحابه، تابعان، اولیا و صالحان بوده که زیارتگاه‌های آنها از بین رفته و نامشان از خاطر اهل مکه فراموش شده است. ابن جبیر از میان زیارتگاه‌های این قبرستان، تنها به محل به صلیب کشیدن عبدالله بن زبیر به دست حجّاج بن یوسف اشاره کرده است. (ابن جبیر، بی‌تا، ص87)

علی بن ابی‌بکر هروی (د.611ق.) نیز در کتاب خود شماری از شخصیت‌های مدفون در مکه را نام برده است؛ از جمله: قبر ابن زبیر در «معلی»، قبر فضیل بن عیاض و در کنار وی احمد بن علی علبی (بدون اشاره به محل دقیق آن)، قبر سفیان بن عیینه در حجون، و قبور عبدالمطلب جدّ پیامبر9، حضرت خدیجه و فرزندش قاسم در «جَبّانه». در پایان نیز این قید را افزوده است که بیشتر شخصیت‌های مدفون در مکه، محل قبورشان مشخص نیست. (هروی، 1953م، ص88-89)

مشخص نیست مقصود هروی از «جَبّانه» (قبرستان) دقیقاً کجاست و چرا محل قبر ابن عیینه را در حجون دانسته است؛ درحالی‌که مقدسی و ابن مازه محل قبر وی را همان‌جایی که زاهدان دیگر از جمله فضیل بن عیاض دفن شده‌اند، یعنی قبرستان معلات، تعیین کرده‌اند. شاید آشفتگی موجود در سخن هروی ناشی از آن باشد که او دست‌نوشته‌های اصلی خود را از دست داده و متن کتاب موجود را بعداً با اتکا به حافظه خود بازنوشته است.

قاسم بن یوسف تجیبی (د.730ق.) نیز که در سفر حج خود در سال 696 قمری از مکه دیدن کرده، قبور فضیل بن عیاض، سفیان بن عیینه و ابوالقاسم قشیری را در این قبرستان زیارت کرده است. او همچنین از باوری مبنی بر وجود قبر حضرت خدیجه، همسر پیامبر9، در این قبرستان (بدون اینکه محل قبر وی آشکار و شناخته شده باشد) خبر داده است. (تجیبی، 1975م، ص340-341)

با استناد به توصیف‌های ارائه‌شده، به نظر می‌رسد نخستین شخصیت‌هایی که قبور آنان در این قبرستان مورد توجه مسلمانان بوده، شماری از زاهدان مشهور صدر اسلام، به ویژه زاهدان سده دوم هستند. با این حال ظاهراً تا پایان سده ششم هجری روی قبور این شخصیت‌ها بناهایی وجود نداشته است؛ اما چنان‌که از منابع تاریخی و جغرافیایی دوره‌های بعدی برمی‌آید، پس از این دوره برای شماری از آنان ساختمان و گنبد ساخته شده است.

میانه سده هشتم، ابن بطوطه مغربی (د.779ق.)، جهانگرد مشهور مسلمان، نوشته است که شمار فراوانی از صحابه و تابعان و علما و صالحان و اولیا در این قبرستان به خاک سپرده شده‌اند، ولی زیارتگاه‌هایشان از بین رفته و از یاد اهل مکه فراموش شده است و جز قبور اندکی از آنان شناخته شده نیست. او از میان قبور و مزارات شناخته‌شده این قبرستان، به قبر حضرت خدیجه همسر رسول خدا9، قبر خلیفه عباسی منصور دوانیقی، و محل به صلیب کشیدن عبدالله بن زبیر اشاره کرده است. (ابن بطوطة، 1992م، ص142)

محیی لاری در منظومه خود، فتوح الحرمین -که اوایل سده 10 هجری سروده-، از میان زیارتگاه‌های این قبرستان، اماکن زیر را برشمرده است: مشهد ابن عُمر، تربت ابن زبیر، مقبره خدیجه، مقبره خواجه فضیل عیاض، تربت سفیان بن عُیَینه، قبر قشیری، قبر یافعی، قبر شیخ‌علی کرمانی، قبر شیخ‌اسماعیل شیروانی و قبر شیخ‌عمر. (محیی لاری، ص70-71) البته در برخی از نگاره‌های هنری این قبرستان که در نسخه‌های خطی فتوح الحرمین ترسیم شده، گاه اماکن دیگری جز آنچه در متن منظومه آمده، به تصویر کشیده شده است.

در نیمه دوم سده یازدهم، ابوسالم عیّاشی (د.1090ق.)، صوفی مغربی، این قبرستان را با نام «حجون» معرفی، و از گنبدهای خدیجه و فضیل بن عیاض و نیز قبر شیخ‌عمر عربی و محوطه‌ای حاوی قبور شماری از علما همچون امام قشیری و بهاءالدین سبکی در آن یاد کرده است. او همچنین به وجود گنبدهای فراوانی متعلق به شرفای مکه در این قبرستان اشاره کرده که از میان آنها، گنبدی به ابوطالب، عموی پیامبر9، منسوب است. (عیّاشی، 2006م، ج2، ص377-378)

در سده سیزدهم هجری، محمد بن احمد مالکی مکی معروف به «صبّاغ»، مورخ مکه، در تحصیل المرام از گنبدهای حضرت خدیجه (همسر پیامبر9) و آمنه (مادر گرامی رسول خدا9) و مزارات عبدالله بن زبیر، اسماء بنت ابی‌بکر و عبدالرحمان بن ابی‌بکر و شماری از علمای مدفون در این قبرستان همچون فضیل بن عیاض یاد کرده است. (صبّاغ، 2004م، ص641)

همان‌طور که از گزارش‌های فوق مشهود است، در منابع تاریخی و جغرافیایی کهن، از گنبدها و زیارتگاه‌های منسوب به نزدیکان پیامبر9، همچون عبد مناف و عبدالمطلب (اجداد رسول خدا9)، ابوطالب (عموی پیامبر9)، آمنه (مادر آن حضرت) و خدیجه (همسر ایشان)، که در دوره‌های متأخر تا پایان حاکمیت عثمانی‌ها بر حرمین در قبرستان معلی وجود داشته، سخنی به میان نیامده است؛ چنان‌که به گفته تقی‌الدین فاسی (د.832ق.)، مورخ برجسته مکّه، قبر هیچ یک از صحابه در این قبرستان به قطع و یقین شناخته‌شده نیست. (فاسی، 1999م، ج1، ص535)

این مسئله، که برخی از پژوهشگران سعودی نیز بر آن تأکید کرده‌اند، (الجاسر، 1402ق، ص161-171) به خوبی نشان می‌دهد موقعیت قبرستان حجون (محل دفن این بزرگان)، جای دیگری جز قبرستان معلای کنونی است و به علت اینکه متروک شدن آن در صدر اسلام، به مرور از بین رفته و قبور و زیارتگاه‌های کنونی منسوب به آنان در قبرستان معلی، فاقد اعتبار تاریخی است و در دوره‌های تاریخی بعدی شکل گرفته است.

تخریب گنبدهای مَعلات

با پیدایش وهابیت و تأسیس دولت اول سعودی و در پی تصرف حجاز به دست آنان، بسیاری از گنبدها و زیارتگاه‌های حرمین شریفین تخریب شد. نیروهای وهابی تحت فرمان پادشاه سعودی، پس از تصرف شهر مکه، گنبدهای قبرستان معلات و بسیاری دیگر از زیارتگاه‌های مکه مکرمه را تخریب کردند. سال ورود وهابیان به مکه و تخریب گنبدهای معلات، به اختلاف 1217 یا 1218قمری گفته شده است. (ابن بشر، 1982م، ج1، ص263؛ الغازی، 2009م، ج4، ص17)

مورخان درباره ابعاد و زوایای تخریب نخست گنبدهای قبرستان معلات، آگاهی چندانی به دست نداده‌اند؛ اما تردیدی نیست که بیشتر این گنبدها به دنبال بازپس‌گیری حجاز و حرمین به دست حکومت عثمانی، احیا و بازسازی شدند. با توجه به اشاره برخی منابع به ساخت دو گنبد خدیجه و آمنه در سال 1242قمری، (صبّاغ، 2004م، ص647-648) به نظر می‌رسد این تاریخ را باید به عنوان سال بازسازی گنبدهای تخریب‌شده قبرستان معلات در نظر گرفت.

تخریب دوم گنبدهای قبرستان معلات، پس از تصرف حجاز به دست دولت سوم سعودی، در دوره حاکمیت بنیانگذار این دولت، ملک عبدالعزیز (حکومت: 1319-1372ق.) رخ داد. سال تخریب گنبدهای مکه و معلات، 1343قمری، (الامین، بی‌تا، ج1، ص59) حدود یک سال پیش از تخریب گنبدهای قبرستان بقیع و زیارتگاه‌های مدینه منوّره (سال 1344قمری) ثبت شده است.

حبیب‌الله هویدا معروف به عین‌الملک (د.1316ش.)، از رجال سیاسی اواخر دوره قاجار و دوره پهلوی اول که سال 1304 شمسی به نمایندگی از دولت ایران با هدف بررسی تخریب‌های صورت‌گرفته در حجاز به دست وهابی‌ها به مکه مکرمه اعزام شده بود، در گزارشی مشاهدات خود درباره تخریب گنبدهای قبرستان مکّه را چنین شرح داده است:

... روز بعد برای مشاهده و زیارت مقامات و قبور مهدومه، که در قبرستانی که در منتها‌الیه یک طرف شهر در دامنه کوهی واقع است، رفتیم. قبر حضرت خدیجه و حضرت آمنه و قبر عبدالرحمان بن ابی‌بکر و قبور سایر ناس که در آن قبرستان بود، وهّابی‌ها همه را خراب و مهدوم کرده‌اند... . عمارت و قبه‌های مراقد حضرت خدیجه و آمنه را که با خاک یکسان کرده‌اند سهل است، قبر حضرت خدیجه را نبش کرده بودند و معلوم بود که دوباره با خاک و گِل پر کرده‌اند. (قاضی‌عسکر، 1399ش، ص191-192)

1. زیارتگاه‌های شخصیت‌های مقدس صدر اسلام

در دوره‌های اخیر، قبرستان مَعلات با زیارتگاه‌های شماری از شخصیت‌های مقدس صدر اسلام همچون حضرت خدیجه، حضرت آمنه، حضرت ابوطالب و حضرت عبدالمطلب پیوند خورده و حتی بدین اعتبار، همچون قبرستان بقیع که به «جنّة البقیع» شهرت یافته، این قبرستان نیز به «جنّة المُعلّی» مشهور شده است. با این حال، چنان‌که گذشت، در منابع تاریخی و جغرافیایی کهن تا دوره مملوکی، هیچ اشاره‌ای به وجود بیشتر این زیارتگاه‌ها در معلات دیده نمی‌شود؛ حتی تقی‌الدین فاسی با آنکه زیارت این قبرستان را به جهت دفن بسیاری از صحابه و تابعان و علما در آن مستحب دانسته، با این حال افزوده است که قبر هیچ یک از این صحابه به طور قطع در آن شناخته‌شده نیست. (فاسی، 1999م، ج1، ص535)

در همین راستا گفتنی است علامه مجلسی (د.1110ق.) در کتاب «المزار» از بحار  الانوار، جایی که زیارتنامه‌های کسانی همچون ابراهیم فرزند رسول خدا9، فاطمه بنت اسد و حمزه سیدالشهدا را از منابع کهن نقل کرده، ابراز شگفتی نموده است که چرا با آنکه برای حضرت خدیجه، ابوطالب، عبدالمطلب و عبد مناف قبوری در مکه وجود دارد، اما برای آنها هیچ زیارتنامه‌ای وارد نشده است؟! (مجلسی، 1403ق، ج97، ص222) احتمالاً این ابهام را باید چنین پاسخ داد که اساساً در زمان ائمه:، مزارهایی برای این حضرات شناخته‌شده نبوده است. در ادامه به بررسی برخی از این زیارتگاه‌ها می‌پردازیم:

الف) گنبد حضرت خدیجه؟عها؟

در هیچ یک از متون تاریخی پیش از سده هشتم (شامل سفرنامه‌های حج، منابع جغرافیایی، تواریخ محلی مکه و دیگر منابع)، به وجود قبر حضرت خدیجه؟عها؟ در قبرستان معلات مکّه اشاره‌ای دیده نمی‌شود. قاسم بن یوسف تجیبی در سفرنامه خود (از سال 696ق.) می‌نویسد مردم مکه می‌گویند قبر خدیجه در یک سمت از شِعبی است که قبرستان معلات در آن قرار دارد؛ اما در آنجا قبری برای وی دیده نمی‌شود. (تجیبی، 1975م، ص340-341)

با این حال گزارشی از سده هشتم هجری، بیانگر پیدایش قبری منسوب به خدیجه بر مبنای خواب و رؤیا در قبرستان معلات در این دوره زمانی است. مرجانی، تاریخ‌نگار مدینه در سده هشتم، در این باره نوشته است:

محل قبر وی (خدیجه) در مکه ناشناخته است؛ اما یکی از صالحان در خواب یا در مکاشفه، قبر خدیجه را در یک طرف شِعب، کنار قبر فضیل بن عیاض دیده است. به گفته وی، روی قبر خدیجه لوح مزاری مورخ 749 قمری وجود داشته که آن را یکی از شرفای مکه به نام قاسم بن محمد بن ادریس حسنی[2] نصب کرده بود. (مرجانی، 2002م، ج2، ص1016؛ ابن ضیا، 2011م، ج1، ص159-160)

اشاره شماری از نویسندگان سده هشتم، همچون ابن بطوطه و شهید اول، به وجود قبر خدیجه در این قبرستان (ابن بطوطه، ص142؛ شهید اول، 1417ق، ج1، ص468) بیانگر شهرت یافتن قبر پس از پیدایش و ساخت آن است. با این حال واضح است قبر خدیجه در نیمه نخست سده هشتم به وجود آمده و تا پیش از این دوره، نشانی از آن وجود نداشته است؛ تا جایی که تقی‌الدین فاسی، که نزدیک به همین دوره می‌زیسته، درباره اصالت قبر خدیجه تردید کرده و گفته است که هیچ خبر قابل اعتمادی درباره آن وجود ندارد. (فاسی، 1999م، ج1، ص535)

درباره وضعیت مزار خدیجه در دوره مملوکی اطلاعی در دست نیست؛ اما از گزارش قطب‌الدین نهروالی (د.988ق.) چنین برمی‌آید که در آغاز دوره عثمانی، ظاهراً قبر فاقد گنبد بود و روی آن تنها صندوقی چوبی قرار داشت. سپس در سال 955 قمری، امیر محمد بن سلیمان، دفتردار مصر در دوره داوودپاشا والی عثمانی مصر، گنبدی از سنگ (شمیسی)........... روی قبر بنا کرد و ضریح چوبی را با پارچه‌های نفیس پوشانید و برای مزار، خادم و بودجه‌ای تعیین نمود. (نهروالی، 1303ق، ص198)

مزار خدیجه پس از تخریب اول آن در دوره دولت اول سعودی نیز مورد توجه و زیارتگاه بود. به گفته صبّاغ مالکی (د.1321ق.)، گنبد خدیجه سال 1242 قمری بازسازی، و روی قبر وی صندوقی از چوب نصب شد. پارچه سبز روی قبر را نیز مادر عباس‌پاشا، حاکم مصر، پس از سال 1260 قمری ارسال کرده بود. کنار مزار خدیجه، قبر شریف عبدالمطلب  بن غالب (د.1300ق.)، از امرای متأخر مکه، قرار داشت و روی آن نیز صندوقی چوبی نصب بود. (صبّاغ، 2004م، ص647)

ب) گنبد آمنه، مادر رسول خدا9

درباره محل قبر آمنه، مادر گرامی رسول خدا9، در منابع تاریخی دو قول وجود دارد. هرچند بر اساس یکی از این دو قول، آمنه در مکه به خاک سپرده شده، اما روایتی که بیشتر مورخان آن را درست و معتبر دانسته‌اند آن است که آمنه در سفر خود به یثرب (که در این سفر، پیامبر9 کودک خردسالی به همراه مادر بود) در مسیر بازگشت از سفر در محلی به نام «ابواء»، میان مدینه و مکه، از دنیا رفت و همان‌جا به خاک سپرده شد. (ابن سعد، 1985م، ج1، ص116-117؛ بلاذری، 1996م، ج1، ص103-104)

گفتنی است در هیچ‌یک از تواریخ محلی مکه تا دوره عثمانی و نیز در توصیف‌های منابع کهن از مزارات قبرستان معلات، به وجود قبر یا گنبدی برای آمنه در قبرستان معلات اشاره‌ای به چشم نمی‌خورد؛ حتی علامه مجلسی که به وجود قبور حضرت خدیجه، ابوطالب، عبدالمطلب و عبد مناف در مکه اشاره نموده، از قبور والدین رسول  خدا9، آمنه و عبدالله، اظهار بی‌اطلاعی کرده است. (مجلسی، 1983م، ج97، ص222) ابوسالم عیّاشی نیز در توصیف خود از زیارتگاه‌های معلات (که آن را حجون نامیده) در زمان سفر حج خود در سال 1074 قمری از مزار آمنه نامی نبرده است. (عیّاشی، 2006م، ج2، ص377-378)

این مسئله این تصور را به وجود می‌آورد که مزار آمنه در اواخر دوره عثمانی و شاید همچون مزار خدیجه بر اساس خواب و رؤیا به وجود آمده است. با این حال با توجه به گزارش بازسازی گنبد آمنه پس از تخریب اول گنبدهای معلات به دست وهّابی‌ها (1217 یا 1218ق.)، احتمال می‌رود مزار آمنه پیش از این تخریب وجود داشته است. بر این اساس شاید بتوان سال‌های میانی سده یازدهم را زمان تقریبی پیدایش مزار آمنه تعیین کرد.

طبق گزارش صبّاغ مالکی، گنبد روی قبر آمنه، با استناد به کتیبه‌ای که روی سردر گنبد وجود داشته، به دست شیخ‌عیسی، شیخ حرم مکّه، در سال 1242 قمری ساخته شده بود. روی قبر نیز صندوق، و روی آن پارچه قرمزرنگی وجود داشت که عباس‌پاشا، حاکم مصر، به همراه پارچه روی قبر خدیجه، پس از سال 1260 قمری ارسال کرده بود. این پارچه‌ها بعدها با پارچه‌های سبزرنگ نقره‌بافی که مادر اسماعیل‌پاشا حاکم مصر ارسال کرده بود، تعویض شد. (صبّاغ، 2004م، ص648-649)

ج) گنبدهای ابوطالب و عبدالمطلب

دو زیارتگاه منسوب به ابوطالب، پدر گرامی امیرمؤمنان علی7 و عموی رسول  خدا9، و عبدالمطلب، جدّ رسول خدا9، از مشهورترین زیارتگاه‌های قبرستان معلات در دوره‌های اخیر به شمار می‌آید؛ تا جایی که وجود مزار ابوطالب در آن باعث شده حداقل این قبرستان برای ایرانیان به نام «قبرستان ابوطالب» شهرت یابد. با این حال، چنان‌که پیش‌تر گذشت، در منابع تاریخی تا پیش از دوره عثمانی، هیچ اشاره‌ای به وجود چنین زیارتگاه‌هایی در قبرستان معلات مکه نیست.

مزارهای منسوب به ابوطالب و عبدالمطلب -چنان‌که پیش از این حمد الجاسر، پژوهشگر فقید اهل جزیرةالعرب نشان داده- در واقع مدفن دو تن از شرفای مکه به نام‌های عبدالمطلب بن حسن ابن ابی‌نُمَیّ (د.1010ق.) و برادرش ابوطالب بن حسن ابن ابی‌نُمَیّ (د.1012ق.) است. در منابع تاریخی از مقبره این دو، به نام «گنبد شرفا» یاد، و بعدها با انتساب به ابوطالب و عبدالمطلب، عمو و پدربزرگ پیامبر، به زیارتگاه تبدیل شده است. (الجاسر، 1402ق، ص170؛ همو، 1376ش، ص119)

سنجاری (د.1125ق.) مورخ مکه، به درگذشت شریف عبدالمطلب در سال 1010 قمری و دفن وی در گنبد پدرش، شریف حسن بن ابی‌نُمَیّ، (سنجاری، 1419ق، ج3، ص519-520) و نیز به درگذشت شریف ابوطالب در سال 1012 قمری و دفن وی در قبرستان معلات اشاره کرده و گفته است که مردم قبر وی را زیارت و برای آن نذر می‌کردند و هرکس که به قبر وی پناه می‌برد و مجاورت آن را اختیار می‌کرد، مورد حمایت شرفای مکه قرار می‌گرفت و از گزند و آسیب در امان می‌ماند. (همان، ص523-524)

ابوسالم عیّاشی نیز در سفرنامه خود نوشته است مردم عوام غریبه (مقصود زائران غیر بومی مکّه) «گنبد ابوطالب» را متعلق به ابوطالب، عموی رسول خدا9، یا ابوطالب مکّی می‌پنداشتند؛ اما اهل علم در مکه به او گفته بودند صاحب این گنبد، یکی از امرای متأخّر مکه از اشراف آل ابی‌نُمَیّ است که ابوطالب نام داشت. وی از آنجا که در زمان حیاتش بسیار شجاع و (مقدام).......... و (فاتک).......... بود و همه عرب‌های بادیه‌نشین را به اطاعت خود وامی‌داشت، با گذشت مدت‌ها از مرگش، «زمان ابوطالب» میان عرب‌ها ضرب‌المثل شد؛ و با آنکه بسیار ستمگر و خونخوار بود، اما یکی از اهل شهود و عرفان او را مظهر صفات قهاریت خداوند می‌دانست. پس از مرگ وی کرامات فراوانی از او دیده شد و قبرش به زیارتگاهی معتبر تبدیل گشت. (عیّاشی، 2006م، ج2، ص378)

د) صلیب‌گاه عبدالله بن زبیر (مقتول در 73ق.)

از مهم‌ترین مزارات قبرستان معلات در طول تاریخ، مزار عبدالله بن زبیر (مقتول در 73ق.) است. این مکان هرچند در بیشتر منابع، به عنوان قبر یا تربت که دفن وی در این نقطه را می‌رساند معرفی شده، (از جمله: هروی، 1953م، ص88؛ محیی لاری، بی‌تا، ص70؛ صبّاغ، 2004م، ص649) اما از شمار دیگری از منابع برمی‌آید در واقع محل به صلیب کشیدن ابن زبیر بوده (ابن جبیر، بی‌تا، ص87؛ ابن بطوطة، 1412ق، ص142) و گاه حتی از آن با تعبیر «مصلب ابن زبیر» یاد شده است. (شیبی، 1421ق، ص98)

درباره وضعیت ساختمان مزار ابن زبیر در دوره‌های مختلف اطلاع روشنی در دست نیست. از سخن ابن بطوطه برمی‌آید که این مزار در دوره مملوکی دارای ساختمان بوده، اما اهالی شهر طائف آن را تخریب کردند؛ چراکه زائران با دیدن آن، حجّاج بن یوسف، قاتل ابن زبیر را که از شهر طائف بود لعن می‌کردند (ابن بطوطة، 1412ق، ص142) صبّاغ نیز وضعیت آن را در زمان خود (اواخر دوره عثمانی)، محوطه‌ای با دیواره‌ای به ارتفاع قامت انسان توصیف کرده که درون آن سه قبر وجود داشته و مردم، قبر میانی را متعلق به ابن زبیر می‌دانستند. (صبّاغ، 2004م، ص649) این محل تا به امروز در قبرستان معلات نشانه‌گذاری شده است.

ه‍) گنبد اسماء بنت ابی‌بکر

اسماء، دختر خلیفه نخست و مادر عبدالله بن زبیر، از صحابه زن رسول خدا9 است که تا زمان قتل فرزندش، ابن زبیر، زنده بود و چندی پس از آن، در مکه مکرمه از دنیا رفت. (بلاذری، 1417ق، ج10، ص110) در هیچ یک از منابع تاریخی  به محل قبر وی در مکه اشاره نشده است. با این حال در اواخر دوره عثمانی، صباغ قبری برای وی در قبرستان معلات، روبه‌روی مزار فرزندش ابن زبیر از سمت شرق تعیین، و به وجود ساختمانی روی قبر او اشاره کرده است. (صبّاغ، 2004م، ص650)

و) گنبد عبدالرحمان بن ابی‌بکر

عبدالرحمان بن ابی‌بکر (د.53ق.)، فرزند خلیفه نخست، از صحابه مدفون در مکه به شمار می‌آید. او در محلی در شش یا دوازده میلی شهر مکه از دنیا رفت و جنازه‌اش را به مکه منتقل و در شهر دفن شد. (بلاذری، 1417ق، ج10، ص102) با آنکه هیچ یک از منابع تاریخی دوره‌های بعدی، نشانی از قبر وی در مکه به دست نداده‌اند، اما ظاهراً اواخر دوره عثمانی قبر و زیارتگاهی برای وی در قبرستان معلات وجود داشته است که به نظر می‌رسد باید در همین دوره به وجود آمده باشد.

صاحب تحصیل المرام، محل قبر وی را در قبرستان معلات، میان دروازه قبرستان و مزار حضرت خدیجه، در سمت راست کسی که به سمت مزار خدیجه می‌رود، تعیین کرده و گفته است که روی قبر وی تنها یک صندوق چوبی وجود داشت و در دوره سلطان عبدالمجید اول عثمانی (حکومت: 1255-1277ق.) ساختمانی با پلان مربع روی آن ساخته شد. (صبّاغ، 2004م، ص650) محل قبر عبدالرحمان بن ابی‌بکر در قبرستان معلات تا به امروز حفظ شده است.

ز) زیارتگاه ابن عمر

به گفته ازرقی، قبر عبدالله بن عُمر (د.74ق.) در قبرستان علیا در ثنیّة اذاخر در منطقه «حائط خرمان» مکه قرار داشته؛ (ازرقی،ج2، ص209-211) اما در برخی منابع، از جمله فتوح الحرمین محیی لاری، به وجود مزاری برای وی در معلات اشاره شده است. همچنین در شماری از نگاره‌های قبرستان معلات در نسخه‌های خطی این منظومه نیز قبر ابن عمر تصویر شده که نشان‌دهنده وجود مزاری منسوب به وی در این قبرستان بوده است.

2. مزارات زهّاد و اولیا

الف) سفیان بن عُیَینه (107-198ق.)

سفیان بن عُیَینه از تابعان و محدّثان مشهور سده دوم هجری است که اصالتاً اهل کوفه، اما بیشتر ساکن مکه بود و در همین شهر نیز از دنیا رفت و در گورستان حجون به خاک سپرده شد. (ابن سعد، 1405ق، ج5، ص498) در برخی متون کهن، از وی در شمار اولیای مدفون در قبرستان مکه یاد شده است؛ (از جمله: مقدسی، 1906م، ص102؛ ابن مازه، 1392، ص197) اما در بیشتر منابع تاریخی سده‌های میانی و متأخر، نشانی از قبر وی در قبرستان معلات به چشم نمی‌خورد.

ب) فضیل بن عیاض (د.187ق.) و عبدالله یافعی (د.768ق.)

طبق گزارش شیبی، کنار فضیل بن عیاض، فرزند و نوه‌اش، ابوعبیدة و عمر بن ابوعبیده نیز مدفون‌اند و هر سه یک سنگ قبر داشتند. قبر یافعی نیز پایین پای قبر فضیل بن عیاض قرار داشت. (شیبی، 1421ق، ص...........) سراینده فتوح الحرمین نیز به وجود «مقبره خواجه فضیل عیاض» و قبر یافعی در قبرستان معلی اشاره کرده است. (محیی لاری، ص70-71)

ج) قشیری

شماری از نویسندگان از قبر امام قشیری در قبرستان معلات یاد کرده‌اند. (تجیبی، 1975م،ص241-242؛ محیی لاری، ص71؛ عیّاشی، 2006م، ج2، ص378) هرچند نام امام قشیری ممکن است در وهله اول شخصیت عبدالکریم بن هوازن قشیری (د.465ق.)، صوفی مشهور سده پنجم و صاحب رساله قشیریه (از متون کهن تصوّف) را در ذهن تداعی کند، (چنان‌که تجیبی و عیّاشی نیز از وجود قبر وی در مکه اظهار شگفتی کرده‌اند)، اما در واقع با استناد به کتیبه سنگ قبر وی که شیبی متن آن را بازخوانی کرده، ظاهراً قشیری مدفون در معلات در واقع عبدالرحمان بن عبدالکریم بن هوازن قشیری (د.482ق.)، فرزند قشیری معروف (صاحب رساله قشیریه) است. (ر.ک: شیبی، 1421ق، ص.........)

د) عبدالملک طبری

عبدالملک طبری، از زاهدان مشهور زمان خود بود که نزدیک به چهل سال از عمر خود را در مکه به عبادت و ریاضت سپری کرد. مورخان از وی به «شیخ‌الحرم» یاد، و کراماتی برایش نقل کرده‌اند. ذهبی وی را از درگذشتگان دهه 520 تا 530 قمری، (ذهبی، 2003م، ج11، ص521) و ابن مازه بخاری او را از اولیای مدفون در قبرستان مکه می‌داند و برایش فضائل و کراماتی نقل کرده است. (ابن مازه، 1392، ص196-197)[3]

ه‍) شیخ‌علی شولی (د.644ق.)

در شماری از تواریخ محلی مکه به مقبره شولی در قبرستان معلات اشاره شده است. (از جمله: فاسی، 1985م، ج2، ص75 و ج5، ص468؛ ابن فهد مکّی، 2000م، ج1، ص240، 298 و  و ج2، ص730 و 802) مورخان مکه نام او را علی بن ابی‌الکرم شولی، و وی را شاگرد علی بن ادریس دانسته‌اند. برخی از علمای مکه، قبر شولی را در شمار قبور و مزارات معلات که دعا نزد آنان مستجاب است ذکر کرده‌اند. (فاسی، 1985م، ج6، ص223-224)

شیبی از وی به نام علی بن مکرّم شولی یاد کرده و درباره قبر وی نوشته است:

... له عند اهل مکة شهرة عظیمة، ولقبره عندهم مکانة مکینة جسیمة، إن قلتُ: إنه من أشهر قبور المعلا یقصد بالزیارة إن لم یکن أشهرها فما بالغتُ. وإنما قلتُ: إنّ له عندهم من المنزلة ما لیس هو لغیره من أمثاله فما جاوزتُ.

او همچنین به وجود سنگ درازی در پایین قبر وی اشاره کرده است که هرکس بدان تبرّک جوید و از خداوند قضای حوائج خود را طلب کند، برایش برکت می‌آورد. (شیبی، 1421ق، ص108)

گفتنی است قطب‌الدین عبدالحق بن ابراهیم مُرسی معروف به «ابن سبعین» (د.669ق.)، عارف و فیلسوف مشهور اندلس در سده هفتم هجری، نزدیک قبر شولی به خاک سپرده شده بود و گویا قبر وی تا پیش از آنکه لوح مزارش به دست یکی از علمای ساکن مکه از جا کنده شود، مورد توجه برخی از حج‌گزاران و زائران غیر بومی قرار داشت. (فاسی، 1985م، ج5، ص335)

و) شیخ‌عمر عَرابی (د.827ق.)

محیی لاری در شمار مزارات اولیا در قبرستان معلی، از شخصی به نام «شیخ‌عمر مرشد اعرابیان» یاد کرده است. (محیی لاری، ص70) ظاهراً شخص مورد نظر وی، عمر  بن محمد بن مسعود بن ابراهیم نَشاوِری یمنی معروف به عَرابی (د.827ق.) است که نزدیک بیست سال مجاور حرم الهی در مکه بود و در زمان حیاتش مورد توجه مردم این شهر قرار داشت؛ تا جایی که شریف حسن بن عجلان (امارت: 797-829ق)، امیر مکه، به وی اعتقاد داشت و به دیدارش می‌رفت. (فاسی، ج6، ص360-361)

ابوسالم عیّاشی نیز از قبر «عمر عربی» به عنوان یکی از مزارات مکه یاد کرده و وی را از ائمه اهل طریقت و اقطاب و اولیای مشهور نزد اهالی مکه و اعراب بادیه‌نشین برشمرده است که هم اهل مکه و هم اهل بادیه، وی را صدا می‌زدند و به نام وی حاجت می‌طلبیدند. او از جایگاه و منزلت بالایی نزد آنان برخوردار بود. (عیّاشی، 2006م، ج2، ص378)

ز) علاءالدین کرمانی

محیی لاری از تربت «شیخ‌علاءالحق کرمانی» در شمار مزارات این قبرستان یاد کرده است. (محیی لاری، ص70) در منابع تاریخی، شخصی بدین نام شناخته نشد؛ اما به فرض یکی بودن لقب علاءالحق و علاءالدین، ممکن است مقصود از این شخص، شیخ علاءالدین علی کرمانی نقشبندی باشد که سال 929 قمری در مکه از دنیا رفت و قبر وی محل زیارت و تبرّک مردم بود. برای وی از منظومه‌ای یاد کرده‌اند که در مقابل مثنوی معنوی سروده بود. (کاتب چلبی، 2010م، ج2، ص406) احتمال دیگر و ضعیف‌تر آنکه این مزار متعلق به عبدالعزیز کرمانی (د.704ق.)، از صالحان مقیم مکه است که در معلات به خاک سپرده شده و برای وی کراماتی نقل کرده‌اند. (فاسی، ج5، ص468)

3. گنبدها و مقبره‌های حاکمان و پادشاهان

در منابع تاریخی، گزارش‌های متعددی دفن برخی پادشاهان، حاکمان و شاهزادگان در قبرستان معلات و ساخت گنبد و مقبره روی قبور آنان وجود دارد. برخی پادشاهان و شاهزادگان مدفون در این قبرستان، گاه در حوزه‌های جغرافیایی دیگری حکومت داشتند که پس از مرگ، پیکر آنان به مکه مکرمه انتقال یافت و در معلات به خاک سپرده شده؛ اما بیشتر گزارش‌ها متعلق به شرفای مکه است که حد فاصل سده‌های پنجم تا چهاردهم، از سوی پادشاهان معاصر خود (ایوبیان، مملوکان و پادشاهان عثمانی) به عنوان والی مکه بر این شهر امارت می‌کردند و معمولاً پس از مرگ، در معلات دفن می‌شدند. برخی از آنها عبارت‌اند از:

الف) گنبدهای شرفای مکه

مورخان مکه در دوره عثمانی، به دفن شماری از شرفای مکّه در قبرستان معلات و ساخت گنبدهایی برای آنها اشاره کرده‌اند. از میان شرفایی که در تواریخ محلی مکه به ساخت گنبدهایی برای آنان در این قبرستان اشاره شده است، می‌توان از این شخصیت‌ها یاد کرد: شریف عجلان بن رُمَیثة بن ابی‌نُمَیّ، (فاسی، 1985م، ج6، ص70) شریف احمد بن عجلان (د.788ق.)، (فاسی، ج3، ص96) شریف برکات بن حسن بن عجلان (د.859ق.)، (سنجاری، 1419ق، ج3، ص58) شریف محمد بن برکات (د.903ق.)، (همان، ص98) شریف برکات بن محمد بن برکات (د.931ق.)، (همان، ص243) شریف ابی‌نُمَیّ بن برکات (د.992ق.)، (همان، ص372) شریف حسن بن ابی‌نمیّ بن برکات (د.1008ق.) و فرزندانش شریف عبدالمطلب (د.1010ق.) و شریف ابوطالب (د.1012ق.) (همان، ص508، 520 و 523)

با وجود این گزارش‌ها، مشخص نیست نخستین بار روی قبر کدام‌یک از شرفای مکه در قبرستان معلات گنبد ساخته شده، و به طور کلی چند مقبره متعلّق به شرفا در این قبرستان وجود داشته است. همچنین منابع تاریخی آگاهی‌هایی درباره وضعیت این مقبره‌ها در دوره‌های بعدی به دست نمی‌دهند و به این سؤال‌ها پاسخ روشنی نمی‌دهند که آیا مقبره‌های قدیمی‌تر به مرور زمان به طور کامل از بین رفته یا آنکه شرفای بعدی در مقابر قبلی دفن شده‌اند و این مقابر شرفای قبلی به آنها منسوب گشته است.

با استناد به عکس‌های قدیمی موجود از قبرستان معلات پیش از تأسیس دولت سعودی، به نظر می‌رسد بیشتر گنبدهای شرفای مکه در این دوره از بین رفت و اثری از آنها باقی نماند و از میان آنها تنها دو مقبره شریف عبدالمطلب و شریف ابوطالب -به جهت آنکه به حضرت عبدالمطلب، جدّ رسول خدا9، و حضرت ابوطالب، عموی آن حضرت9، انتساب یافته و به زیارتگاهی برای زائران و حج‌گزاران تبدیل شده بود-  فرصت حفظ شدن تا پایان دوره عثمانی را یافت.

این احتمال وجود دارد که برخی از گنبدهای شرفا در دوره‌های متأخر، در محل گنبدهای قدیمی‌تر شکل گرفته است. هرچند برای این احتمال شواهد قطعی وجود ندارد، اما به عنوان یک قرینه می‌توان به این نکته اشاره کرد که بنا بر یادداشتی از سده یازدهم هجری در حاشیه نسخه خطی شماره 2911 در کتابخانه مدرسه سپهسالار تهران، در مزار ابوطالب لوح قبری کهن متعلّق به یکی از شرفای مکّه به نام امیر مفرّج  بن حسین  بن فُلیته حسنی (د.586ق.) وجود داشته است (واثقی، 1395ش، ص125) که نشان می‌دهد گنبد ابوطالب در محل دفن یکی از شرفای قدیمی‌تر مکّه ساخته شده است.

ب) گنبد ملک‌المسعود (د.626ق.)

ملک‌المسعود فرزند ملک الکامل محمد بن ملک‌العادل ابوبکر، آخرین پادشاه ایوبی یمن بود که با مرگ وی سلطه ایوبیان بر مکه و یمن به پایان رسید و بنی‌رسول یا رسولیان، بر یمن چیره گشتند. نام او «آقسیس» (یا به روایتی، آتسز) بود. او در نوزده سالگی ارتش اعزامی از سوی پدر و پدربزرگ خود به قصد فتح مکه و یمن را فرماندهی کرد و موفق به فتح این سرزمین‌ها شد. مورخان از وی و سیره‌اش به نیکی یاد نکرده‌اند و گفته‌اند او با تاجران و حتی شرفای مکه بدرفتاری می‌کرد و بدون رعایت حرمت مکه، در این شهر مرتکب گناه و معصیت می‌شد و حتی از شرب خمر اِبایی نداشت. (ذهبی، 2003م، ج13، ص828-829)

مقبره ملک‌المسعود در معلات قرار داشت و تقی‌الدین فاسی از گنبد وی در این قبرستان یاد کرده است. (فاسی، 1999م، ج1، ص535؛ همو، 1985م، ج6، ص223) عزّالدین ابن فهد مکّی (د.922ق.) نیز شماری از رجال و مشاهیر مدفون در نزدیکی این گنبد را نام برده است. (ابن فهد مکّی، 2005م، ج1، ص631 و ج2، ص741 و ج3، ص1987)

ج) گنبد میرزاشاه‌بیگ (د.928ق.)

میرزاشاه‌بیگ، پسر امیر ذوالنونِ ارغون، حاکم قندهار در اوایل سده دهم هجری و از امرای خاندان «ارغون» بود. این خاندان سلسله‌ای محلی از نسل پادشاه ایلخانی ارغون‌خان بودند که در دو سده نهم و دهم (تا سال 962ق.) بر قندهار و سند حکومت می‌کردند. (علاءالدینی، 1377ش، ج7، ص641-642) شاه‌بیگ پیش از به امارت رسیدن، در هرات با علما دوستی و همنشینی داشت و شروحی نیز بر برخی از آثار ادبی و منطقی نگاشته بود؛ از جمله: شرح کافیه، حاشیه شرح مطالع و حاشیه شرح فرائض میرسیدشریف جرجانی. (بکری، 1357ق، ص128)

شاه‌بیگ پس از قتل پدرش در سال 913 قمری، جانشین وی گردید و قندهار را مرکز حکومت خود قرار داد؛ اما در جریان منازعات میان پادشاهان این دوره، قلمرو وی میان شاه‌اسماعیل و بابُرشاه تقسیم شد و قندهار نیز به دست بابر سقوط کرد. ازاین‌رو قصد سرزمین‌های جنوبی سند و تسخیر شهر تهته (تتّه) کرد. (علاءالدینی، 1377ش، ج7، ص642)‌ او سرانجام در 22 شعبان 928 قمری از دنیا رفت. محمدمعصوم بکری (د.1109ق.) درباره محل دفن وی نوشته است: «... نعش ایشان را به بهکر ارسال داشتند و بعد از سه سال تابوت شاه‌بیگ را به مکه فرستادند و در جنّةالمعلی دفن نموده، عمارت عالی ساختند». (بکری، 1357ق، ص127)

گفتنی است در نگاره‌ای از قبرستان معلات در نسخه خطی فتوح الحرمین محیی لاری که به قلم ویسی هروی در سال 979 قمری در مکه مکرمه کتابت شده و به شماره 3324 در گنجینه ایاصوفیا در کتابخانه سلیمانیه استانبول نگهداری می‌شود، گنبدی به عنوان «مقبره شاه‌بیگ» ترسیم شده که نشان‌دهنده وجود مقبره وی در معلات است.

د) گنبد میرزاکامران (د.964ق.)

میرزامحمد کامران، فرزند بابُرشاه (مؤسس سلسله گورکانیان هند) است که چند سال پایانی عمر خود را در مکه سپری کرد و سال 964 قمری در این شهر از دنیا رفت. (کابلی، 1392، ص490) در نگاره‌های قبرستان معلات در دو نسخه خطی فتوح الحرمین محیی لاری در کتابخانه مجلس شورای اسلامی به شماره 2536 و کتابخانه بریتانیا به شماره Or. 343 (هر دو بی‌کا و بی‌تا)، گنبد میرزاکامران ترسیم شده است که نشان می‌دهد او در معلات به خاک سپرده شده و بر قبر وی گنبدی ساخته شده است.

نتیجه‌گیری

قبرستان معلات، قبرستان تاریخی کهن به‌جامانده از سده‌های نخست اسلامی در شهر مکه (مقدس‌ترین شهر مسلمانان) است که حداقل از سده دوم هجری تا زمان حال، قبور بزرگان و مشاهیر فراوانی را در خود جای داده است. در منابع تاریخی، از وجود گنبدها، مقبره‌ها و زیارتگاه‌های متعدّدی در این قبرستان یاد شده که به طور عمده متعلق به زهّاد و اولیا، حاکمان و پادشاهان و شخصیت‌های مقدس صدر اسلام، به ویژه نزدیکان رسول خدا9 است.

با توجه به مدارک و منابع موجود می‌توان سیر پیدایش و تحولات زیارتگاه‌ها و مقبره‌های موجود در این قبرستان را در دوره‌های تاریخی مختلف چنین تشریح کرد که در فاصله سده‌های نخست تا میانی، زیارتگاه‌های معلات عمدتاً شامل قبور زهّاد و اولیای مشهور (همچون سفیان بن عیینه، فضیل بن عیاض، عبدالملک طبری و شیخ‌علی شولی) بود. در فاصله سده‌های میانی تا دوره عثمانی، گنبدها و مقبره‌های فراوانی برای پادشاهان و حاکمان ساخته شد که عمدتاً متعلّق به شرفای مکّه و گاه حاکمان خاندان‌های حکومتگر دیگر (همچون ملک‌المسعود، آخرین پادشاه ایوبی یمن) بود و حتی پیکر برخی از حاکمان (همچون میرزاشاه‌بیگ و میرزاکامران) از سرزمین‌های اسلامی دیگر به مکه انتقال یافت و در معلات به خاک سپرده شد.

به دنبال پیدایش مزار منسوب به حضرت خدیجه، همسر پیامبر9، در سده هشتم و سپس ساخت گنبدی برای آن در سده دهم، به تدریج زیارتگاه‌های دیگری برای نزدیکان رسول خدا9 همچون حضرت آمنه (مادر ایشان)، حضرت ابوطالب و عبدالمطلب (عمو و جدّ آن حضرت) (که این دو مزار در اصل مدفن دو تن از شرفای مکّه است) و حتی کسانی همچون اسماء و عبدالرحمان، فرزندان ابوبکر، در قبرستان معلات به وجود آمد.

به نظر می‌رسد به موازات گسترش مزارات منسوب به نزدیکان پیامبر9 در دوره عثمانی، از توجه به مزارات اصیل و قدیمی‌تر قبرستان که عمدتاً منسوب به زهّاد و عرفا بود، کاسته شد و موجبات فراموشی بیشتر آنها فراهم آمد؛ تا جایی که در دوره میان تخریب اول و دوم قبرستان (پیش از تشکیل دولت سوم سعودی)، بیشتر گنبدهای موجود در قبرستان شامل مزارات منسوب به شماری از نزدیکان پیامبر9 و شخصیت‌های صدر اسلام بود. این مسئله باعث شهرت قبرستان به نام‌های دیگری همچون بنی‌هاشم و ابوطالب شد.



[1]. دکترای تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشگاه تهران.       Ahmadkhameyar@Gmail.com

[2]. درباره ماهیت این شخص اطلاعی به دست نیامد. ظاهراً وی باید فرزند شریف محمد بن ادریس بن قتاده حسنی (امارت: 701-703ق.) باشد. محمدبن ادریس در آغاز سده هشتم، از سوی پادشاه مملوکی مصر به صورت مشترک با شریف ابوالغیث بن ابی‌نُمَیّ حسنی، به امارت مکه گماشته شد؛ اما دیری نپایید که ابوالغیث با اخراج او از شهر، خود را امیر بلامنازع مکه اعلام کرد. (ر.ک: عبدالغنی، 1992م، ص552)

 [3]. ابن مازه در شرح حال عبدالملک طبری نوشته است: «او از جمله علما بوده است؛ چون که مجاور گشته است، سیرتی ورزیده است که هیچ‌کس ستودان آن طاقت نیارد و بیرون مکه کازه‌ای درست کرده بوده است عبادت را، و پاره‌ای پلاس بر میان بسته و چندین سال سر و پا و تن برهنه بباشید. و حکایت کرده‌اند که پوست بر تن وی، چون پوست درخت شده بوده است از درشتی هوا و آفتاب حجاز، و از کس چیزی نگرفته است و هفته‌ای یک‌بار به حرم درآمده است و طواف کرده و مسجد را از انداخته کبوتران بروفته و اهل مکه از وی کرامات بسیار نقل کنند».

 

ابن بشر، عثمان بن عبدالله نجدی حنبلی (1402ق./1982م.)، عنوان المجد فی تاریخ نجد، تحقیق عبدالرحمان بن عبداللطیف بن عبدالله آل الشیخ، الریاض، دارة الملک عبدالعزیز، الطبعة الرابعه.
ابن بطوطه، محمد بن عبدالله (1412ق./1992م.)، رحلة ابن بطوطه، بیروت، دار صادر.
ابن جبیر، محمد بن احمد (بی‌تا)، رحلة ابن جبیر، بیروت، دار صادر.
ابن سعد، محمد بن سعد (1405ق./1985م.)، الطبقات الکبری، بیروت، دار بیروت.
ابن ضیا، محمد بن احمد (1432ق./2011م.)، البحر العمیق فی مناسک المعتمر والحاج الی البیت العتیق، تحقیق عبدالله نذیر احمد عبدالرحمان مزی، مکّة المکرّمة، المکتبة المکّیة و مؤسسة الریان، الطبعة الثانیه.
ابن فهد مکّی، عبدالعزیز بن نجم‌الدین (1425ق./2005م.)، بلوغ القری فی ذیل اتحاف الوری، تحقیق صلاح‌الدین بن خلیل ابراهیم و عبدالرحمن بن حسین ابوالخیور و علیان بن عبدالعالی المحلبدی، مصر، دارالقاهره.
ابن مازه، محمد بن عمر (1392)، لطائف الاذکار للحُضّار والسُفّار، تصحیح رسول جعفریان، تهران، نشر علم، چاپ اول.
ازرقی، محمد بن عبدالله (1403ق./1983م.)، اخبار مکة وما جاء فیها من الآثار، تحقیق رُشدی الصالح ملحس، مکة المکرمة، مطابع دارالثقافة، الطبعة الرابعه.
الامین، سیدمحسن (بی‌تا)، کشف الارتیاب فی اتباع محمد بن عبدالوهّاب، بی‌جا، الطبعة الثالثه.
البکری، عبدالله بن عبدالعزیز (1992م.)، المسالک والممالک، تحقیق ادریان فان لیوفن و اندری فیری، الدار العربیة للکتاب.
بکری، محمدمعصوم (1357ق./1938م.)، تاریخ سند المعروف به تاریخ معصومی، تصحیح عمر بن محمد داؤدپوته، بمبئی، مطبعه قیّمه.
بلاذری، احمد بن یحیی (1417ق./1996م.)، جمل من انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکّار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر.
تجیبی، قاسم بن یوسف (1975م.)، مستفاد الرحلة والاغتراب، تونس، الدارالعربیة للکتاب.
ابن فهد مکّی، جارالله (1420ق./2000م.)، نیل المُنی بذیل بلوغ القِری لتکملة اتحاف القری، تحقیق محمد الحبیب الهیلة، مؤسسة الفرقان للتراث الاسلامی، الطبعة الاول.
الجاسر، حمد (1402ق.)، «الآثار الاسلامیة فی مکة المشرفة»، العرب، سنة 17، جزء 3 و 4.
-------، (1376ش.)، «محل ولادت رسول خدا9»، ترجمه رسول جعفریان، میقات حج، ش 21.
جعفریان، رسول (1390ش.)، آثار اسلامی مکه و مدینه، تهران، نشر مشعر، چاپ چهاردهم.
خامه‌یار، احمد (1396ش.)، «الشرف الاعلی فی ذکر قبور مقبرة باب المعلا»، آینه پژوهش، ش  163.
خیرخواه علوی، سیدعلی (1395ش)، «جنّة المَعلاة»، دانشنامه حج و حرمین شریفین، تهران، مشعر.
ذهبی، شمس‌الدین محمد بن احمد بن عثمان (1424ق./2003م.)، تاریخ الاسلام ووفیات المشاهیر والاعلام، تحقیق بشّار عوّاد معروف، بیروت، دارالغرب الاسلامی.
سنجاری، علی بن تاج‌الدین (1419ق./1998م.)، منائح الکرم فی اخبار مکّة والبیت وولاة الحرم، تحقیق ماجدة فیصل زکریا، مکة المکرمة، جامعة ام‌القری.
شهید اول، محمد بن مکّی (1417ق.)، الدروس الشرعیة فی فقه الامامیة، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، الطبعة الثانیه.
شیبی، محمد بن علی عبدری (1421ق./2000م.)، الشرف الاعلی فی ذکر قبور مقبرة باب المعلا، تحقیق منصور بن صالح ابورَیّاس، مکة المکرمة.
صبّاغ، محمد بن احمد (1424ق./2004م.)، تحصیل المرام فی اخبار البیت الحرام والمشاعر العظام ومکة والحرم وولاتها الفخام، تحقیق عبدالملک بن عبدالله بن دهیش، مکة المکرمة، (المحقق)، الطبعة الاول.
عبدالغنی، عارف (1413ق./1992م.)، تاریخ امراء مکّة المکرمة، دمشق، دار البشائر، الطبعة الاول.
علاءالدینی، علیرضا (1377ش.)، «ارغون، خاندان»، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
عیّاشی، عبدالله بن محمد (2006م.)، الرحلة العیّاشیة، تحقیق، سعید الفاضلی و سلیمان القرشی، ابوظبی، دارالسویدی.
الغازی، عبدالله بن محمد (1430ق./2009م.)، افادة الانام بذکر اخبار بلد الله الحرام، تحقیق، عبدالملک بن عبدالله بن دهیش، مکة المکرمة، مکتبة الاسدی، الطبعة الاول.
فاسی، تقی‌الدین محمد بن احمد (1999م.)، شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام، تحقیق مصطفی محمد الذهبی، مکة، مکتبة ومطبعة النهضة الحدیثة، الطبعة الثانیه.
-------، (1406ق./1986م.)، العقد الثمین فی تاریخ البلد الامین، تحقیق محمد حامد الفقی، بیروت، مؤسسة الرسالة، الطبعة الثانیه.
فاکهی، محمد بن اسحاق (1407ق./1987م.)، اخبار مکة فی قدیم الدهر وحدیثه، تحقیق عبدالملک بن عبدالله بن دهیش، مکة المکرمة، مکتبة ومطبعة النهضة الحدیثة، الطبعة الاول.
قاضی‌عسکر، سیدعلی (1399ش.)، غربت بقیع، تهران، نشر مشعر.
قائدان، اصغر (1400ش.)، تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوّره، تهران، نشر مشعر.
کابلی، عبدالله (1392)، تذکرة التواریخ، تصحیح علیرضا قوجه‌زاده، تهران، کتابخانه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی و سفیر اردهال، چاپ اول.
کاتب چلبی، مصطفی بن عبدالله (2010م.)، سلّم الوصول الی طبقات الفحول، تحقیق محمود الارناؤوط، استانبول، مرکز الابحاث للتاریخ والفنون والثقافة الاسلامیة.
مجلسی، محمدباقر (1403ق./1983م.)، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، بیروت، مؤسسة الوفاء، چاپ دوم.
محیی لاری (1366ش.)، فتوح الحرمین، تصحیح علی محدّث، تهران، اطلاعات، چاپ اول.
-------، (979ق.)، فتوح الحرمین، نسخه خطی گنجینه ایاصوفیا در کتابخانه سلیمانیه (استانبول) به شماره 3324.
-------، (بی‌تا)، فتوح الحرمین، نسخه خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی (تهران) به ش 2536.
-------، (بی‌تا)، فتوح الحرمین، نسخه خطی کتابخانه بریتانیا (لندن) به شماره Or 343.
مرجانی، عفیف‌الدین عبدالله بن عبدالملک (2002م.)، بهجة النفوس والاسرار فی تاریخ دار هجرة النبی المختار، تحقیق محمد عبدالوهاب فضل، بیروت، دارالغرب الاسلامی، الطبعة الاول.
مقدسی، محمد بن احمد (1906م.)، احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، لیدن، بریل.
نهروالی، محمد بن احمد (1303ق.)، الإعلام بأعلام بیت الله الحرام، مصر، المطبعة العامرة العثمانیه.
واثقی، حسین (1395ش.)، «از اینجا و آنجا»، میقات حج، شماره 95.
هروی، علی بن ابی‌بکر (1953م.)، الاشارات الی معرفة الزیارات، تحقیق جانین سوردیل طومین، دمشق، المعهد الفرنسی للدراسات العربیة، الطبعة الاول.
یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله (1397ق./1977م.)، معجم البلدان، بیروت، دار صادر.