حج ابراهیمی

نوع مقاله: از نگاهی دیگر

نویسنده

امام جمعه موقت / شهر اصفهان

چکیده

حج از عبادات و تکالیف شرعی اسلام است که علاوه بر جنبه‌های فردی و نقش آن بر تزکیة نفس و سیر و سلوک معنوی برای حج‌گزاران، از بُعد اجتماعی نیز نقش اساسی در حیات امت اسلامی دارد؛ همانگونه که آیات کریمة قرآن کریم، حج را عامل قیام و پابرجایی مردم خوانده و روایات نیز از تأثیر این فریضة جهان‌شمول بر تعیین همبستگی آحاد مسلمین از سراسر جهان و چاره جویی برای مشکلات خود و ساماندهی وضع فرهنگی، اجتماعی و سیاسی سخن گفته است. در این نوشتار به پیشینه حج در ادیان الهی و احیای حج ابراهیمی براساس آیات و روایات و وضع کنونی آن بر وظایف حج‌گزاران در پیوند برادری و صیانت از کیان امت اسلام و موضع‌گیری در برابر دشمنان و احیای حج ابراهیمی بر اساس منابع اسلامی و اندیشه‌های امام راحل، بنیانگذار جمهوری اسلامی در ایران و مقام معظم رهبری و مسئولیت عالمان دین در تبیین مفهوم حقیقی حج و بهره‌گیری از این فرصت شکوهمند و میعادگاه بزرگ امت اسلام می‌پردازد:

کلیدواژه‌ها

موضوعات


مفهوم شناسی حج
حج در لغت به معنای قصد است و در اصطلاح شرع قصد زیارت بیت الله الحرام و انجام مناسک مخصوص در ازمنه و امکنة خاص با قصد قربت؛ (الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ) (بقره:197).
حج فریضة شرعی است برای کسانی که استطاعت مالی و جسمی دارند و می‌توانند در موسم حضور یابند؛ (وَ لِله عَلَی النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبِیلاً) (بقره:197)
حج برای یک بار در طول عمر واجب است. مراسم عبادی حج که حَجّة الاسلام نامیده می‌شود، شامل دو دسته اعمال است:
عمره؛ شامل «احرام از میقات، طواف بیت‌الله، نماز طواف، سعی صفا و مروه و تقصیر». این اعمال را کسانی انجام می‌دهند که از راه دور به قصد حج تمتع آمده باشند.
حج؛ که عبارت است از احرام از مکة مکرمه، وقوف در عرفات (روز عرفه، نهم ذی حجه)، وقوف به مشعرالحرام (مزدلفه)، شب عید قربان، رمی جمرة عقبه، قربانی و حلق (سر تراشیدن) یا تقصیر در منا روز عید قربان، رمی جمرات روزهای یازدهم و دوازدهم و برخی موارد روز سیزدهم، مبیت به منا شب‌های یازدهم و دوازدهم، بازگشت به مکه و طواف و نماز طواف حج تمتع و سعی صفا و مروه، طواف نساء و نماز آن.
حج سه گونه است؛ «تمتع، به ترتیبی که ذکر شد. «قِران» و «اِفراد» که عمرة آنها بعد از اعمال حج به ترتیب خاص انجام می‌شود.»
اماکن و مشاعر
میقات: محل محرم شدن است که برای حج گزاران از چند نقطة مختلف تعیین شده است. زائران در آنجا لباس مخصوص احرام را پوشیده و نیت می‌کنند.
حرم: محدوده‌ای خاص از مکه و پیرامون آن می‌باشد که با علائم مخصوص معین شده است. مکه که «بکه» نیز نامیده می‌شود، شهری است که مولد رسول الله است و با سوابق معنوی از قداست خاص برخوردار می ­باشد و به «البلدالحرام» و «البلد الأمین» موصوف است.
مسجدالحرام: قبله گاه مسلمانان که از قداست ویژ‌ه‌ای برخوردار است؛ (وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ) (بقره : 150).
کعبه: نخستین خانه‌ای است که برای مردم بنا شده؛ (إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّةَ مُبارَکاً) (آل عمران : 96).
کعبه دارای چهار رکن است: رکن حَجر، رکن عراقی، رکن شامی و رکن یمانی که «مستجار» در نزدیکی آن قرار دارد.
حجرالاسود: سنگی است که در رکن حجر قرار دارد و طواف از آنجا آغاز می‌شود و بدانجا ختم می‌گردد و استلام آن مستحب است. گفته شده این سنگ از بهشت به زمین آمده و به «یَمِینُ الله فی أرضِهِ» موسوم گردیده و به صورت نمادین دست خدا است و زائر با خدا تجدید میثاق می‌کند.
حجر اسماعیل: نیم دایره‌ای است بین رکن عراقی و شامی که باید داخل طواف باشد.
براساس روایات، اینجا خانة هاجر و اسماعیل بوده که در آنجا دفن نیز شده ­ا ند و به گفتة روایات، مزار پیامبران دیگری نیز می‌باشد. ناودان طلا در حِجر جریان دارد و پردة کعبه همه‌ساله تجدید می‌شود.
مقام ابراهیم: جای ایستادن حضرت ابراهیم است آنگاه که بنای کعبه را بالا می‌برد و در نزدیکی کعبه با فاصله 5/13 متر قرار دارد و نماز طواف پشت آن انجام می‌شود؛ (فِیهِ آیاتٌ بَیِّناتٌ مَقامُ إِبْراهِیمَ) (آل عمران: 97). (وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِیمَ مُصَلّی) (بقره: 125).
زمزم: چشمة آبی است در مسجد الحرام که برای نخستین‌بار برای اسماعیل و هاجر جوشید و از آن پس، مؤمنان از آن می‌نوشند و طبق روایات بدان استشفا می‌جویند.
صفا و مروه: دو کوه است در جوار مسجدالحرام که زائر مسافت فیمابین آن دو را هفت بار (شوط) می‌پیماید و خاطرة هاجر، مادر اسماعیل را زنده می‌کند که آسیمه سر در طلب آب، آن مسافت را پیمود و پس از آن، غربت و حیرت آب زمزم جوشیدن گرفت؛ (إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ الِله) (بقره: 158).
عرفات: وادی همواری است در 21 کیلومتری شهر مکه که زائران روز نهم ذی‌الحجه از ظهر شرعی تا غروب آفتاب به نیت اعمال حج وقوف می‌کنند و به راز و نیاز می‌پردازند.
مزدلفه، مشعر: نقطه‌ای است از بیابان، حد فاصل عرفات و منا که در شب دهم ذی حجه (عید قربان) زائران وقوف می‌کنند.
منا: سرزمینی است هموار میان کوه‌های مجاورکه حضرت ابراهیم فرزندش اسماعیل را به امر پروردگار برای قربانی کردن به آنجا برد و خداوند فدا فرستاد و حاجیان به قربانی و رمی جمرات می‌پردازند.
جمرات: ستون‌های سنگی سه‌گانه‌ای است که به ترتیب در منا نزدیکی مکه قرار دارد و حج‌گزاران آنها را به عنوان نماد شیطان رمی می‌کنند و در حقیقت با سنگ‌زدن به آنها، شیطان‌های مرئی و نامرئی را رجم می‌کنند و این نیز تأسی به حضرت ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) است که در مسئلة قربانی با وسوسة شیطان روبه‌رو شدند و او را با رمی طرد کردند.
نگاهی به پیشینه کعبه: (إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّةَ مُبارَکاً وَ هُدی لِلْعالَمِینَ) (آل عمران: 96). آن روز که ابراهیم خلیل الرحمان به امر پروردگار، همسرش هاجر و فرزند خردسال خود اسماعیل را به آن سرزمین مبارک کوچ داد و در آن وادی سوزان سکنی گزیدند، خلیل خدا هنگام وداع با آن دو میهمان قریب، به درگاه خداوند چنین عرض نیاز کرد:
(رَبَّنا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِیُقِیمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ یَشْکُرُونَ) (ابراهیم: 37) * (وَ إِذْ بَوَّأْنا لإِِبْراهِیمَ مَکانَ الْبَیْتِ أَنْ لا تُشْرِکْ بِی شَیْئاً وَ طَهِّرْ بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَ الْقائِمِینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ) (حج: 26)
از این دو آیة کریمه و شواهد روایی و تارخی بر می‌آید که کعبه و بنیان اصلی آن، از پیش در این میعادگاه توحید وجود داشته و ابراهیم خلیل تجدید کنندة بنای آن بوده است و این هنگامی بود که اسماعیل به سن جوانی رسید و همراه پدر کعبه را نوسازی کردند؛ (وَ إِذْ یَرْفَعُ إِبْراهِیمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَ إِسْماعِیلُ رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ) (ابراهیم: 127)
همچنین این پدرو فرزند مأمور شدندکه کعبه و مطاف موحدان را از لوث کفر وشرک و هر پلیدی دیگر پیراسته نمایند؛ (وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِیمَ مُصَلًّی وَ عَهِدْنا إِلی إِبْراهِیمَ وَ إِسْماعِیلَ أَنْ طَهِّرا بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَ الْعاکِفِینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ) (بقره: 125)به یاد آورید که این خانه را پناهگاه مردم و کانون امن قرار دادیم و از مقام ابراهیم جایگاه نماز بگیرید و ما با ابراهیم پیمان بستیم که خانة مرا برای طواف کنندگان و رکوع و سجودکنندگان پاک و پیراسته نگاه دارد.
تعبیر از کعبه به «خانة خدا» (بَیْتِیَ) در آیة کریمه، از باب تکریم و تشریف است وگر نه ذات احدیت منزه از مکان و زمان است؛ مانند (نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی) در خلقت آدم که شرافت و کرامت انسان را بیان می‌کند.
پیشینة حج
مکه بلد امن، مهبط وحی، کعبه بیت عتیق و میعادگاه طلایه داران توحید و هدایتگران رسالت آسمانی از هبوط آدم تا حضرت ابراهیم و از ابراهیم خلیل تا حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و اوصیای آن حضرت است و خداوند اولین و آخرین را به طواف این بیت مبارک فرا خوانده است. (به موجب روایات، قبل از هبوط آدم نیز کعبه مطاف فرشتگان بوده است).1
امیر مؤمنان (علیه السلام) با اشاره به تاریخ و پیشینة کعبه و عبادت پیرامون آن می‌فرماید:
«أَ لَا تَرَوْنَ أَنَّ اللهَ سُبْحَانَهُ اخْتَبَرَ الْأَوَّلِینَ مِنْ لَدُنْ آدَمَ7 إِلَی الْآخِرِینَ مِنْ هَذَا الْعَالَمِ بِأَحْجَارٍ لَا تَضُرُّ وَ لَا تَنْفَعُ وَ لَا تُبْصِرُ وَ لَا تَسْمَعُ فَجَعَلَهَا بَیْتَهُ الْحَرَامَ الَّذِی جَعَلَهُ لِلنَّاسِ قِیَاماً ... ثُمَّ أَمَرَ آدَمَ (علیه السلام) وَ وَلَدَهُ أَنْ یَثْنُوا أَعْطَافَهُمْ نَحْوَه...»2
«آیا نمی‌نگرید که خداوند انسان‌های پیشین؛ از عهد آدم تا آخرینِ آنها، در این جهان را به سنگ‌هایی که سود و زیان نمی‌رسانند و نمی‌بینند و نمی‌شنوند، در معرض امتحان قرار داده و آن را خانة محترم خود ساخته است؟ خانه‌ای که پابرجایی مردم بدان بستگی دارد... آنگاه آدم و فرزندانش را فرمان داد که آن را طواف کنند...»
نوبت به حضرت ابراهیم می‌رسـد که پس از بنای خـانه، به امـر پروردگار ندای حج را می‌نوازد و دعـوت می‌کند که از دور و نزدیـک و پیـاده و سـواره به قصد حج بار سفر ببندند؛ (وَ إِذْ بَوَّأْنا لإِِبْراهِیمَ مَکانَ الْبَیْتِ ... وَ أَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجالاً وَ عَلی کُلِّ ضامِرٍ یَأْتِینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ) (حج: 26 و 27).
کعبه در طول تاریخ تحولاتی داشته که موضوع این نوشته نیست. خلاصه این­که: این خانة مبارک در تمام ادوار تاریخ از قداست و شرافت خاصی برخوردار بوده و بنای آن نیز دستخوش تغییراتی گردیده است. در جاهلیت نیز مورد توجه بوده هرچند مراسم حج جاهلی با خرافه‌ شرک و ناروایی‌ها همراه بوده که با بعثت ختمی مرتبت کعبه و حج ابراهیمی جایگاه واقعی خود را باز یافته که تا امروز و برای همیشه چنین بوده و خواهد بود.
حج ، پاسخی رسا به ندای ابراهیم
ـ اعمال و آداب حج در آیات متعدد، با ذکر کلیات و برخی جزئیات آن تبیین شده است.
ـ قرآن کریم حج را دستور مستقیم خداوند می‌داند؛ (وَ لِله عَلَی النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبِیلاً) (آل عمران: 97).
ـ و خانة کعبه را بیت محترم و حریم کبریایی شمرده که قیام و پابرجایی مردم بدان وابسته است؛ (جَعَلَ اللهُ الْکَعْبَةَ الْبَیْتَ الْحَرامَ قِیاماً لِلنَّاسِ) (مائده: 97).
ـ و کعبه بیت عتیق، به معنای کهن و آزاد از هر نوع سلطه‌ای که مردم به طواف آن مأمور شده‌اند؛ (وَ لْیَطَّوَّفُوا بِالْبَیْتِ الْعَتِیقِ) (حج: 29).
ـ و مؤمنان باید خدای این بیت محترم را بپرستند نه هیچ چیز دیگر را؛ (فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَیْتِ) (قریش: 23).
ـ خداوند بزرگ حضور در موسم و انجام مناسک حج بیت را کانون خیر و بهره و منافع برای مردم قرار داده است؛ (لِیَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ وَ یَذْکُرُوا اسْمَ الله فِی أَیَّامٍ مَعْلُوماتٍ) (حج: 28).
این منافع در حال اطلاق، شامل منافع مادی و معنوی، فردی و اجتماعی می‌باشد.
ـ حج را در زمان و مکان محدود و معین واجب نموده تا مسلمانان در این زمان و آن مکان مقدس، از همة سرزمین‌ها بیایند و یکدیگر را ببینند و به مصالح امت اسلام بیندیشند. (الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ...) (بقره: 197).
روایات منقول از پیامبرخدا (صلی الله علیه و آله) و اوصیای آن حضرت در فریضة حج و احکام و مسائل آن، در منابع روایی، به‌طور گسترده آمده و فقها به شرح و بیان آن پرداخته و در اختیار زائران قرار داده‌اند، همانگونه که سیرة عملی پیامبر در حج برای مردم درس‌آموز بود.
امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: «پیامبرخدا ده سال در مدینه به سر بردند و حج نگزاردند تا اینکه آیة (وَ أَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجالاً وَ عَلی کُلِّ ضامِرٍ یَأْتِینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ) (حج: 27) نازل شد و موظف گردید تا آهنگ حج را در میان مردم اعلام کند تا پیاده و سواره از راه‌های دور و نزدیک بیایند. به دنبال این فرمان، حضرتش منادیان را دستور داد تا با بانگ بلند اعلام کنند: «پیامبر عازم حج است.» در پی این اعلام، مردم مدینه و پیرامون آن و دیگر اعراب آگاه شدند و برای برگزاری فریضة حج بار خود را بستند تا در ملازمت پیغمبر حج بگزارند و مسائل و مناسک را از آن حضرت فرا بگیرند. آنگاه امام صادق (علیه السلام) تمام اعمال و مناسک را که پیامبر (صلی الله علیه و آله) انجام داده بود، از آغاز تا پایان به‌طور مشروح بیان فرمود.3 بدین ترتیب حج پیامبر گرامی، آموزش عملیِ مناسک نیز بود که پیروان آن حضرت تا قیامت آن را آن‌گونه انجام دهند که پیامبر انجام داد.
(گفتنی است، طبق روایات، پیامبرخدا (صلی الله علیه و آله) مکرر حج گزارده‌اند و آنچه در روایت فوق آمده حج رسمی پس از فتح مکه با حضور عموم حج‌گزاران بوده است).
نقش ائمه: در تبیین مسائل اسلام؛ از جمله حج و احکام و اسرار آن، بسیار برجسته بوده و این مطلب را پیشوایان اهل‌سنت نیز اعتراف دارند؛ از جمله شیخ صدوق از قول ابوحنیفه النعمان ابن ثابت، یکی از پیشوایان اهل‌سنت آورده است: «لَوْ لَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ مَا عَلِمَ النَّاسُ مَنَاسِکَ حَجِّهِمْ»؛4 «اگر جعفر بن محمد نبود مردم مناسک حجشان را نمی‌دانستند.»
ویژگی حج
اعمال حج، بیشتر حرکات است که به شیوة نمادین انجام می‌شود و اسرار و رموزی را در تاریخ موحدان باز می‌‌گوید؛ اسرار و رموزی که با زندگی طلایه‌داران رسالت و هدایت آمیخته است.
حج با جنبة جمع الجمعی، سایر عبادات را نیز در درون خود دارد. از نماز و نیایش گرفته تا انفاق و ایثار، هجرت و جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، تولی و تبرّی و تعاون و تفاهم... در انجام این فریضه، قلب و قالب، زبان و عمل، لفظ و معنا، شعار و شعور، فرد و جمع، حرکت و وقوف مشارکت دارند.
حج یک مکتب است ویک مدرسه با مایة آموزشی و پرورشی­ که موحدان ازسراسر جهان بار سفر ببندند ودرس زندگی پاک اسلامی را بیشتر تمرین کنند و به دیار خود برگشته وپیام ابراهیمی را برای شهروندان خود باز گویند وشمیم جان فزای اخلاق محمدی (صلی الله علیه و آله) را سوغات سفر برند.
حج هجرت الی الله است. در این اردوگاه انسان‌سازی و تهذیب و تقدس، انسان‌ها سیر و سلوک، عرفان و عبودیت و اخلاق اسلامی را تجربه می‌کنند و مناسک حج هر یک سرفصلی است برای ساختن انسان کامل، همان راهی که پیامبران خدا و طلایه‌داران ایمان پیمودند و به ترویج و اشاعة آن مأمور شدند. در مرحلة نخست این هجرت، قلب را باید به خدا سپرد و سپس قالب را به خدمت گرفت. امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید:
«إِذَا أَرَدْتَ الْحَجَّ فَجَرِّدْ قَلْبَکَ لِلهِ مِنْ قَبْلِ عَزْمِکَ مِنْ کُلِّ شَاغِلٍ وَ حِجَابِ کُلِّ حَاجِبٍ...»5
«آنگاه که عزم حج کردی قبل از عزیمت قلبت را برای خدا خالص و خالی گردان و از همة شواغل و موانع تهی کن...».
حج، هجرت الی الله است، هجرت و انقطاع در درون حج نهفته و نقطة آغازین آن در عهد خلیل الله با همین فلسفه بوده و این فلسفه باید در روح حج باقی و ماندگار باشد، تجرید قلب و خلوص نیت، هجرت برای قرب و حضور در خلوت ضیافة الله.
اسرار حج
در مورد اسرار حج روایات بسیاری وجود دارد؛ از جمله امیرمؤمنان (علیه السلام) می‌فرماید:
«وَ جَعَلَهُ سُبْحَانَهُ عَلَامَةً لِتَوَاضُعِهِمْ لِعَظَمَتِهِ وَ إِذْعَانِهِمْ لِعِزَّتِهِ وَ...».6
«خداوند سبحان حج را نشانة تواضع مردم در برابر عظمت او و اذعان به عزت خداوندی قرار داد و از میان خلق کسانی را برگزید که دعوت او را پاسخ دهند و سخن او را تصدیق کنند و در جایگاه پیامبران قرار گیرند و همانند فرشتگان که به عرش طواف می‌کنند، خانة کعبه را طواف نمایند و در این بازار عبودیت سود معنوی ببرند و خود را به وعد‌گاه آمرزش او برسانند. خداوند سبحان حج را پرچم اسلام و برای پناهندگان حرم امن قرار داد....»
تلبیه، احرام، طواف، وقوف، سعی، رمی و قربانی، هریک مفهوم خاص وآموزة به خصوصی را به جان حج‌گزاران تزریق می‌کند که در زندگی فردی و اجتماعی ذخیره‌ای گرانبها است و در اندیشة عمل آثار آن شکوفا می‌شود. در پیام حضرت امام به زائران خانة خدا می‌خوانیم:
«گردش به دور خانة خدا نشان دهندة این است که به غیر از خدا گِرد دیگری نگردید و رَجْم عَقَبات، رجم شیاطین اِنس و جن است. شما با رجم با خدای خود عهد کنید تا شیاطین انس و ابرقدرت ها را از کشورهای اسلامی عزیز برانید. امروز جهان اسلام به دست آمریکا گرفتار است. شما برای مسلمانان قاره ­های مختلف جهان پیامی از خداوند ببرید؛ پیامی که به غیر از خدا، بردگی و بندگی هیچ کس را نداشته باشید.»7
و حجرالاسود به مثابة دست خداست که زائران پیمان بیعت با معبود می‌بندند که به میثاق توحید و نفی شرک پایبند باشند. پیامبرخدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
«طُوفُوا بِالْبَیْتِ وَ اسْتَلِمُوا الرُّکْنَ فَإِنَّهُ یَمِینُ اللهِ فِی أَرْضِهِ...».8
«خانة خدا را طواف و رکن (حجرالاسود) را لمس کنید که (به مثابه) دست خدا در زمین است.»
مقام ابراهیم
نماز در مقام ابراهیم رمز قیام لله است و آنان که در این مقام به نماز می‌ایستند، پیمان می‌بندند در برابر نمرودهای زمان و هر آنچه رنگ شرک و طغیان دارد بایستند و ره‌توشة معنوی نماز و نیایش را جانمایة این استقامت سازند، آنگونه که ابراهیم خلیل ایستاد و حضرت خاتم النبین (صلی الله علیه و آله) این راه را ادامه داد و هبل و لات و عُزّی را از کعبه بیرون ریخت و کعبة حق را از سلطة طاغوت‌ها آزاد کرد و سبط گرامی پیامبر، حسین بن علی: از مکه آغاز نهضت نمود و تا شهادت ایستاد و بت‌گران جدید و وارثان جاهلی را به تاریخ سپرد و حج ابراهیمی را احیا نمود و امام منتظر (علیه السلام) از همان جا قیام عدالت گستر جهانی را اعلام خواهد کرد. پس کعبه مبدأ قیام‌های توحیدی بود و امت اسلام باید درس آموز این مکتب باشد؛ (إِنَّ أَوْلی النَّاسِ بِإِبْراهِیمَ لَلَّذِینَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِیُّ وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ اللهُ وَلِیُّ الْمُؤْمِنِینَ) (آل عمران: 68)
تهذیب نفس
حج مدرسه انسان‌سازی و کارگاه تهذیب و تزکیه است؛ «حج در ماه‌های معینی است. کسانی که در این‌ ماه‌ها حج می‌گزارند. در حج آمیزش جنسی، گناه و جدال نیست و هر کار نیکی انجام دهید خدا آن را می‌داند و توشه برگیرید که بهترین توشه پرهیزکاری است و از من (خدا) بترسید ای خردمندان.» (بقره: 197)
حج‌گزار در این سفر معنوی تمرین می‌کند که با کسب تقوا و تملک نفس این سرمایه را برای تمام عمر حفظ کند و از حج که بر می‌گردد، نمونة یک انسان آراسته و پیراسته گردد. در روایت است که علامت قبولی حج این است که حج‌گزار از گناهان گذشته خود پاک و راه و روش زندگی‌اش خدایی شده باشد.
حضرت امام خمینی1 احیا کننده حج ابراهیمی در عصر ما در این‌‌باره می‌فرماید:
«در میقات های الهی و مقامات مقدس، در جوار خانة پر برکت خداوند تعالی، آداب حضور محضر مقدس خداوند عظیم، مراعات و قلوب حجاج عزیز از تمام وابستگی های به غیر حق، آزاد و از آنچه غیر دوست هست، تهی و با انوار تجلیات الهی منور گردد، تا اعمال و مناسک این سیر الی الله با محتوای حج ابراهیمی و پس از آن، حج محمدی، آراسته گردد. و با سبکباری از افعال طبیعت، همگان سالم از وزرهای منی و منیت، با کوله باری از معرفت حق و عشق محبوب، به اوطان خود بازگردند...».9
همین مطلب را در پیام مقام معظم رهبری به حجاج بیت‌الله الحرام بدین گونه می‌نگریم:
«حج، یک هجرت است. هجرت از خود ماست؛ هجرت از منیت ماست؛ هجرت از آن زندانی است که ما را احاطه کرده و گوهر یکدانة بی‌نظیر انسانی را در وجود ما مخفی و پنهان نگه‌داشته است. حج، هجرت از خودپرستی هایی است که از هوا و هوس ناشی می‌شود؛ هجرت از خودخواهی هایی است که ما را از خدا دور می‌کند؛ هجرت از طبقه‌بندی‌ها و مرزبندی هایی است که زندگی انسان‌ها را از هم جدا می‌کند و فقیر و غنی، شریف و وضیع، بزرگ و کوچک ـ بر طبق معیارهای عامیانه مردمی ـ را به هم نزدیک می‌کند و در کنار هم قرار می‌دهد و وجه مشترک همة انسان‌ها؛ یعنی عبودیت را در همه زنده می‌کند.
اصل، این است. ما، در حج باید سعی کنیم عبودیت را در خودمان تقویت کنیم. هجرت الی الله کنیم. حج را قبول و مقبول درگاه پروردگار قرار دهیم. چگونه ممکن است حجّ ما مقبول باشد؟ وقتی که این حج، ما را به خدا نزدیک کند. در روایتی نقل شده است که: اگر می‌خواهید بدانید آیا حجّ شما قبول شده است یا نه، ببینید گناهانی را که مرتکب می‌شدید، بعد از حج کنار گذاشتید یا نه؟ اگر دیدید توفیق این را پیدا کردید که گناهان را کنار بگذارید، کشف کنید که خدای متعال، حج را از شما قبول کرده است و به خدا نزدیک شده‌اید. معیار، اینهاست: از گناه خارج شدن؛ به خدا نزدیک شدن...»01
سفر حج تصویری است از سفر آخرت و احرام رمز لباس آن سفر، میقات میعادگاه عشق و رستاخیز خلق و نمودی از محشر و توشة این سفر قلب سلیم است.
(یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ * إِلاَّ مَنْ أَتَی الله بِقَلْبٍ سَلِیمٍ) (شعراء: 89)
کعبة معظمه، بیت عبودیت و معرفت و حج کانون هدایت و دعوت، رحمت و مغفرت، قسط و عدالت، عظمت و اقتدار، امامت و امت، دیانت و سیاست، دنیا و آخرت است. به بیان رهبر معظم انقلاب:
«حج عبادت است و ذکر و دعا و استغفار؛ اما عبادتی و ذکر و استغفاری در جهت ایجاد حیات طیبة امت اسلامی ونجات آن از زنجیر‌ها وغل های استعباد و استبداد و خداوندان زر و زور و تزویق روح عزت و عظمت به آن و زدودن کسالت و ملالت از آن. این است حجی که از پایه‌های دین به‌شمار رفته و امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) درنهج البلاغه آن را عَلَم اسلام و جهاد هر ناتوان و برطرف کنندة فقر وتنگدستی و مایة تقرب و نزدیکی اهل دین به یکدیگر شمرده است.»11
پرچم بر افراشتة‌ اسلام
این علم برافراشته اسلام همواره باید بر فراز باشد و خانه‌های مردم دیگر باید فروتر از کعبه ساخته شود. و در این جهت همه یکسانند، فقیر و غنی و شاه و گدا ندارد.
امام باقر (علیه السلام) فرمود: «لَا یَنْبَغِی لِأَحَدٍ أَنْ یَرْفَعَ بِنَاءً فَوْقَ الْکَعْبَةِ».21
امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: «وَ لَا یَنْبَغِی أَنْ یُرْفَعَ بِنَاءٌ فَوْقَ الْکَعْبَةِ».31
مکه، منطقة آزاد اسلامی و کعبه بیت عتیق و آزاد است و کسی مالک آن نیست. از امام باقر (علیه السلام) پرسیدند: چرا کعبه بیت عتیق نامیده شد؟ حضرت در پاسخ می‌فرماید: «لأَنَّهُ بَیْتٌ حُرٌّ عَتِیقٌ مِنَ النَّاسِ وَ لَمْ یَمْلِکْهُ أَحَدٌ»41 برای اینکه این خانه در تملک احدی از مردم و یا دولتی نیست و آزاد است.
کعبه، نخستین خانه‌ای است که برای مردم تأسیس شده است. (آل عمران: 96). خانة مردم بدون نام و نشان و رنگ و اقلیم و نژاد و تبار؛ خانه‌ای به دور از آلایش‌های مادی و زرق و برق به شیوة کاخ اشراف و شاهان و حکام. قوام است و حیات مادی و معنوی مردم به این خانه پیوند خورده است؛ (جَعَلَ اللهُ الْکَعْبَةَ الْبَیْتَ الْحَرامَ قِیاماً لِلنَّاسِ) (مائده: 97). همه باید به این خانه مبارک رو کنند و آن را قبله نماز خود سازند و برای طواف آن بار سفر بندند و حیات و مماتشان به سوی آن و در حقیقت به سوی صاحب این خانه باشد. این خانه از آنِ خلق است نه ارباب قدرت و آنها نمی‌توانند خلق را از آن محروم کنند و از کعبه و حرم در مقاصد خاص بهره‌گیری نمایند. کعبه وسیلة هدایت برای جهانیان است (وَ هُدی لِلْعالَمِینَ). امیرمؤمنان، علی (علیه السلام) حج را رمز اقتدار دین و کعبه را عَلَم اسلام نامیده است «وَ الْحَجَّ تَقْوِیَةً لِلدِّینِ »51، «جَعَلَهُ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَی لِلْإِسْلَامِ عَلَما»61 و چنانکه می‌دانیم پرچم، نماد یک کشور و رمز استقرار و استقلال و پایداری یک سپاه است. افتادن آن نشانة سقوط و شکست. بنابراین، پرچم حج باید همواره افراشته باشد تا دین پایدار بماند.
امام صادق (علیه السلام) قوام دین را به قیام کعبه پیوند داده، می‌فرماید: «لَا یَزَالُ الدِّینُ قَائِماً مَا قَامَتِ الْکَعْبَةُ».71 و نیز در خطابة تاریخی حضرت زهرا (علیها السلام) آمده است: «وَ الْحَجَّ تَشْیِیداً لِلدِّین‏».81
با توجه به این برکات و منافع حیاتی است که تعطیل حج به هیچ وجه جایز نیست و برای حکومت اسلامی در اقامة حج مسئولیت خطیری مقرر شده که در هیچ یک از فرایض مانند آن بدین صورت وجود ندارد و آن این است که نباید خانة خدا را خالی بگذارند و اگر مردم از رفتن به حج تساهل کنند آنان را به حج الزام کند و هرگاه مردم توان مالی نداشتند، از بیت المال هزینه سفر آنان را تأمین نماید.91
گنجینه بی‌پایان حج
بازشناسی اسرار حج و منافع بی‌پایان آن، از وظایف مسلمانان به‌ویژه عالمان و محققان درد آشنا است که با رویکرد مجدد به این فریضة جهان شمول، برکات و آثار سازنده و تعیین کننده آن را مرور کرده و با شجاعت و صداقت برای دیگران باز گویند.
به بیان حضرت امام خمینی1 :
«حج بِسان قرآن است که همه از آن بهره‌مند می شوند، ولی اندیشمندان و غواصان و درد آشنایان امت اسلامی اگر دل به دریای معارف آن بزنند و از نزدیک شدن و فرو رفتن در احکام و سیاست های اجتماعی آن نترسند، از صدف این دریا گوهرهای هدایت و رشد و حکمت و آزادگی را بیشتر صید خواهند نمود و از زلال حکمت و معرفت آن تا ابد سیراب خواهند گشت.»02
«حج کانون معارف الهی است که از آن محتوای سیاست اسلام را در تمامی زوایای زندگی باید جستجو نمود. حج پیام آور و ایجاد و بنای جامعه ­ای به دور از رذایل مادی و معنوی است. حج تجلی و تکرار همه صحنه­ های عشق آفرین زندگی یک انسان و یک جامعه متکامل در دنیاست. و مناسک حج مناسک زندگی است. و از آنجا که جامعه امت اسلامی، از هر‌نژاد و ملیتی، باید ابراهیمی شود تا به خیل امت محمد (صلی الله علیه و آله) پیوند خورد و یکی گردد و یدِ واحده شود، حج تنظیم و تمرین و تشکل این زندگی توحیدی است. حج عرصه نمایش و آیینه سنجش استعداد‌ها و توان مادی و معنوی مسلمانان است.»12
همچنین مقام معظم رهبری در بخشی از پیام به زائران بیت الله می‌فرماید:
«فرارسیدن ایام حج، همه‌ساله، همراه با شوق و حنین دل های شیفته و جان های آرزومندی از سراسر جهان اسلام است که در جوار خانة معبود و دیار محبوب، سر بر آستان عشق و تقدیس گذارند و جَبهة تعبد و تقرب بر خاک آن مقام بسایند. ایام معلومات را در سایة ذکر و نیایش بگذرانند و در پناه رحمت و مغفرت حق بیارمند. برادران دور افتادة خود از چهارگوشة عالم را ببینند و شکوه امت اسلامی را درنمونه‌­ای زنده و مجسم، حس کنند.»22
در پیام دیگر معظم له به زائران بیت الله می‌خوانیم:
«دل را در زمزم صفا و ذکر و خشوع شست وشو دهید؛ چشم باطن را به آیات روشن حضرت حق بگشایید؛ به اخلاص و تسلیم، که نشانة عبودیت حقیقی است، روی آورید؛ خاطرة آن پدری را که با طوع و تسلیم، اسماعیلش را به قربانگاه برد، بار‌ها و بار‌ها در دل زنده کنید؛ و بدینگونه راه روشن و آشکاری را که برای رسیدن به دوستی ربّ جلیل در برابر ما گشوده است، بشناسید و قدم نهادن در آن را به همّت مؤمنانه و نیت صادقانة خود بسپارید.
مقام ابراهیم یکی از‌‌ همان آیات بینات است. جای پای ابراهیم (علیه السلام) در کنار کعبة شریف، تنها نمادی از مقام ابراهیم است. مقام ابراهیم، مقام اخلاص و گذشت و ایثار اوست؛ مقام ایستادگی او در برابر خواست نفسانی و عواطف پدرانه و نیز در برابر سیطرة کفر و شرک و سلطة نمرود زمانه است.
این هر دو راه نجات، هم‌اکنون در برابر یکایک ما آحاد امت اسلامی گشوده است. همت و شجاعت و عزم راسخِ هریک از ما می‌تواند ما را روانه به سوی‌‌ همان هدف هایی سازد که پیام‌آوران رسالت الهی، از آدم تا خاتم، بشر را به سوی آن فراخوانده و وعدة عزت و سعادت در دنیا وآخرت را به رهپویان آن داده‌اند.»32
احیای حج ابراهیمی
حج با ظرفیت عظیمی که دارد می‌تواند بسیاری از مشکلات امت اسلام را سامان دهد. مع‌الاسف این گنجینة گران‌سنگ اسلامی، نه به درستی شناخته شده و نه از ظرفیت آن بهره برداری شده است.42 حضرت امام خمینی1 معتقد بود که حج مانند قرآن همچنان ناشناخته مانده و با این دو، تنها به ظواهر بسنده شده و برای احیای قرآن و شناخت ظرفیت حج باید تلاش کرد و خود به این امر خطیر همت گماشت و حج مفهوم و معنای مناسب آن را دارد. امام1 در این باره می‌فرماید:
«همة مسلمانان باید در تجدید حیات حج و قرآن کریم و بازگرداندن این دو به صحنه ­های زندگیشان کوشش کنند؛ و محققان متعهد اسلام با ارائه تفسیرهای صحیح و واقعی از فلسفة حج همه بافته‌ها و تافته ­های خرافاتی علمای درباری را به دریا بریزند.»52
«بزرگ‌ترین درد جوامع اسلامی این است که هنوز فلسفه واقعی بسیاری از احکام الهی را درک نکرده ا ند؛ و حج با آنهمه راز و عظمتی که دارد هنوز به صورت یک عبادت خشک و یک حرکت بی حاصل و بی ثمر باقی مانده است.»62
امام بزرگوار1 از همان آغاز پیروزی انقلاب اسلامی بر آن شد تا حج را آنگونه که هست به عنوان یک ذخیرة بزرگ اسلامی معرفی کند و در پیام‌ها و سخنرانی‌‌ها به این امر مهم پرداخت. پیام‌های امام1 به زائران بیت الله الحرام که همه ساله روشنگر مسلمانان جهان بود، نگاه خشک و مرتجعانه پیشین را دگرگون ساخت و روحی تازه به حج دمید و می‌توان گفت بنیانگذار جمهوری اسلامی از اسلام و قرآن وحج پرده برداری کرد و حج ابراهیمی را بار دیگر احیا نمود. این مطلب را در بیان رهبر معظم انقلاب بدین گونه می‌خوانیم:
«باید با تلخی اذعان کرد که شکل کنونی انجام این فریضة الهی، با وضعیت مطلوب آن فاصلة زیادی دارد. امام راحل عظیم، تلاش مؤثری در این جهت مبذول داشت و تصویر روشنی از حج ابراهیمی، حج عظمت و عزت‌آفرین، حج سازنده و تحول دهنده، در برابر چشم امت اسلامی قرار داد و همین اندازه تاکنون منشأ برکات فراوانی در جهان اسلام شده است، لیکن با این همه گسترش این اندیشه و این نحوة عمل بر همة ملت های مسلمان نیاز به مجاهدت مخلصانة علمای دینی و روشن‌بینی و مساعدت دولتمردان همة کشورهای اسلامی دارد، و امید است که این وظیفة بسیار اساسی مورد توجه و عمل آنان قرار گیرد.»72
معظم له در بخش دیگری از یک پیام به حج گزاران از نقش امام خمینی1 در احیای حج می‌فرماید:
«در دوران ما بزرگ‌ترین کسی که حج را از پردة اوهام بیرون کشید و رازهای آن را در ذهن و نیز در عمل جمع عظیمی از مسلمانان، نمایان ساخت، امام راحل کبیر ما بود. او حجّ ابراهیمی را ندا کرد و خلایق را بدان فرا خواند. یکبار دیگر صلای: (وَ أَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ‏) را به گوش جهانیان رسانید. حجّ ابراهیمی‌‌ همان حجّ محمّدی است که در آن، حرکت به سمت توحید و اتحاد، روح و سرلوحة همة مراسم و شعائر است، حجّی مایة برکت و هدایت و ستون اصلی در حیات و قیام امّت واحده، حجّی سرشار از منافع و پربار از ذکر خدا، حجّی که در آن ملت های مسلمان، وجود امّت فراگیر محمّدی (صلی الله علیه و آله) و حضور خود در آن را لمس می‌کنند و با احساس برادری و نزدیکی ملت‌ها، از احساس ضعف و عجز و خود باختگی‌‌ رها می‌شوند.»82
حج و رجم شیاطین
یکی از ابعاد فریضة حج مبارزه با شرک در چهره‌های مختلف آن است. حضرت امام خمینی1 در این‌باره می‌فرماید:
«خداوند به ابراهیم (علیه السلام) فرمود: (وَ طَهِّرْ بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَ الْقائِمِینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ) (حج: 26) و این تطهیر از همة ارجاس است که بالاترین آنها شرک است که در صدر آیة کریمه است و در سورة توبه می‌خوانیم: (وَ أَذانٌ مِنَ اللهُ وَ رَسُولِهِ إِلَی النَّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ الأَْکْبَرِ أَنَّ اللهُ بَرِی‏ءٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ وَ رَسُولُهُ) (توبه: 3). و مهدی منتظر7 در لسان ادیان و به اتفاق مسلمین از کعبه ندا سر می‌دهد و بشریت را به توحید می‌خواند. همة فریادها را از کعبه و مکه سر می‌دهند و ما باید از آنها تبعیت کنیم و ندای توحید کلمه و کلمة توحید را از آن مکان مقدس سر دهیم و با فریادها و دعوت‌ها و تظلم‌ها و افشاگری‌ها و اجتماعات زنده و کوبنده در جمع مسلمین در مکة مکرمه بت ها را بشکنیم و شیاطین را که در رأس آنها شیطان بزرگ است در عقبات رمی کنیم و طرد نماییم تا حج خلیل الله و حبیب الله و ولی الله، مهدی عزیز (علیه السلام) را به‌جا آورده باشیم، و الاّ در حق ما گفته می‌شود «مَا أَکْثَرَ الضَّجِیجَ وَ أَقَلَّ الْحَجِیجَ».92 و03
همین مضامین را در پیام مقام معظم رهبری به حجاج بیت الله بدین گونه می‌خوانیم:
«حج، کانون معارف اسلام و بیان کنندة سیاست کلی اسلام برای ادارة زندگی انسان است. حج، مظهر توحید و نفی و رمی شیطان و تکرار شعار ابراهیم (علیه السلام) است که گفت: (إِنِّی بَرِی‏ءٌ مِمَّا تُشْرِکُونَ) (انعام: 19). صحنة اتحاد عظیم امت اسلامی برگرد محور توحید وبرائت از مشرکین و نفی و طرد همة بت هاست. وبت، هر آن چیزی است که به جای خدا قرار گیرد و ولایت الهی را به ولایت خود تبدیل کند ونیرو و ارادة افراد بشر را در اختیار بگیرد؛ حال چه سنگ و چوب، و چه قدرت های شیطانی سلطه‌گر و جبار، و چه عصبیت­ های جاهلی و ناحق که: (فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلال‏) (یونس: 32).
حج ابراهیمی ومحمّدی (صلی الله علیه و آله) و حج علوی و حسینی (علیهما السلام) آن است که در آن توجه به خدا و پناه بردن به حکومت و قدرت او، با پشت کردن به قدرت طواغیت و جباران همراه باشد.»13
حج تجلی توحید و نفی شرک
حج مظهر وحدت وکعبه منارة توحید است، اینکه در آیات کریمة مربوط به حج بارها از ذکر الله سخن رفته، نشانة آن است که در این خانه و به برکت آن، باید هر عامل غیر خدا از صحنة ذهن و عمل مسلمین زدوده شود و بساط انواع شرک از زندگی آنان برچیده شود. در این محیط محور و مرکز هر حرکتی خدا است و طواف و سعی و رمی و برائت از انداد الله است. این است آن ملت حنیف ابراهیم (علیه السلام) بت شکن بزرگ و منادی توحید برفراز قلة تاریخ و در ادامه از تنوع آلهه و مظاهر شرک در عصر کنونی در پیام مقام معظم رهبری می‌خوانیم:
«شرک همواره به یک گونه نیست، و بت همیشه به شکل هیاکل چوب و سنگ و فلز ظاهر نمی‌شود. خانة خدا و حج باید در همة زمان‌ها شرک را در لباس خاص آن زمان، و بت شریک خدا را با جلوة مخصوص آن بشناساند و نفی و طرد کند. امروز البته از «لات» و «منات» و «عزّی» خبری نیست، اما به جای آن و خطرناک‌تر از آن، بت های زر و زور استکبار و نظام های جاهلی و استکباری است که همة فضای زندگی مسلمین را در کشورهای اسلامی فرا گرفته است.»23
«بتی که بسیاری از مردم جهان و از جمله بسیاری از مسلمین، امروز به جبر و تحمیل، به عبادت و اطاعت از آن وادار می‌شوند، بت قدرت آمریکا است که همة شؤون فرهنگی و سیاسی و اقتصادی مسلمین را در قبضه گرفته و ملت‌ها را خواه و ناخواه در جهت منافع و اغراض خود که نقطه مقابل مصالح مسلمین است حرکت می‌دهد. عبادت، همین اطاعت بی‌چون‌وچراست که امروز در برابر خواست استکبار و در رأس آن آمریکا، بر ملت‌ها تحمیل می‌شود و آنان با شیوه‌های گوناگون، به سمت آن سوق داده می‌شوند.»33
گنجینه بی‌پایان حج
مقام معظم رهبری در پیامی دیگر در بیان نقش تحول‌ساز حج می‌فرماید:
«حجّ درست، می‌تواند تحولی درونی در یکایک مسلمین پدید آورد و روح توحید و ارتباط با خدا و اعتماد به او و رد همة بت های درون و برونِ وجود آدمی که‌‌ همان هوا‌ها و هوس های پست‌کننده و قدرت های اسیرکنندة آدمی‌اند، و نیز احساس قدرت و اعتماد به نفس و رستگاری و فداکاری در آنان پدید آورد، و چنین تحولی است که از هر انسانی، موجودی شکست نا‌شناس و تهدید و تطمیع‌ناپذیر می‌سازد.
و نیز حج درست می‌تواند از اعضای جدا افتادة امت اسلامی، پیکره­ای واحد و کارآمد و نیرومند بسازد، آنان را با هم آشنا و از حرف‌ها و درد‌ها و پیشرفت‌ها و نیازهای یکدیگر، آگاه‌شان کند و تجربه‌های آنان را متبادل سازد.»34
حج محور وحدت و عظمت امت اسلام و رهایی از اسارت‌هایی است که مظاهر شرک و بت های زنده بر امت مسلمان تحمیل کرده‌اند. به بیان رهبر معظم انقلاب:
«حج می‌تواند روح توحید را در دل‌ها زنده کند، تکه‌پاره‌های امت بزرگ اسلامی را به هم وصل کند، عظمت مسلمین را به آنان برگرداند و آنان را از حقارت و احساس ذلتی که بر ایشان تحمیل کرده‌اند، نجات دهد. حج می‌تواند دردهای مسلمین را به علاج نزدیک کند و بزرگ‌ترین درد آنان را ـ که سلطة فرهنگی و اقتصادی و سیاسی کفر و استکبار است ـ درمان نماید. حج می‌تواند دلبستگی­ های اسارت‌آفرین را از دل‌ها بشوید و در مقابل، ارتباط با خدا و با بندگان خدا را در فرد و جمع مسلمانان تقویت نماید و همین دلیل است که سیاست های حاکم بر حجاز، از حج واقعی و حامل مضمون الهی و سیاسی بیمناکند و قدرت تحمل آن را ندارند.»53
وحدت و همدلی امت در حج
کنگرة عظیم حج همه ساله میلیون‌ها مسلمان از سراسر جهان را در بر می‌گیرد که با اعتصام به رشتة استوار ایمان گرد آمده‌اند تا سر تعظیم در برابر خداوند قبله فرود آورند و همه با شعار توحید و وحدت به یک هدف واحد بیندیشند و آن قرب حق تعالی و بهره گرفتن از برکات این جمع بی‌نظیر و برگشتن با جان مایة معنوی برای ادامة زندگی شرافتمندانه است و به مسائل و مصالح امت اسلام در جای‌جای جهان فکر کنند. پیوند برادری در این همایش بزرگ دست‌آورد بزرگ حج است. به بیان مقام معظم رهبری:
«در حج‌ باید تا سرحد توان‌ و امکان‌، پیوند برادری‌ با مسلمین‌ دیگر کشور‌ها استحکام‌ یابد و ضمن‌ استفسار از مسایل‌ و حوادث‌ آنان‌، حقایق‌ مسلم ‌سیاسی‌ که‌ امروز در فضای‌ جمهوری‌ اسلامی‌ بر اکثر یا همة‌ مردم‌ آشکار است ‌به‌ آنان‌ انتقال‌ یابد و آیة‌ کریمة (لِیَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ) تحقیق پذیرد.»63
پرهیز از تفرقه در حج
از وظایف مهم حج‌گزاران از هر کشور و ملت، این است که بر مسائل محوری که امت اسلام بدان باور دارند و بر اصول مشترک تکیه کنند و از آنچه عامل تفرقه مسلمین است بپرهیزند و به تفرقه افکنان مجال ندهند؛ همانگونه که در پیام حضرت امام خمینی= آمده است:
«لازم است برادران ایرانی و شیعیان سایر کشور‌ها از اعمال جاهلانه، که موجب تفرق صفوف مسلمین است احتراز کنند و لازم است در جماعات اهل سنت حاضر شوند و از انعقاد و تشکیل نماز جماعات در منازل و گذاشتن بلندگوهای مخالف رویه اجتناب نمایند و از افتادن روی قبور مطهره و کارهایی که گاهی مخالف شرع است جداً اجتناب کنند.»73
همچنین حضرت امام با تأکید بر رعایت وحدت امت انجام مناسک حج را طبق فتاوا و حکم قضات اهل‌سنت مورد تأکید قرار داده و می‌فرماید:
«در وقوفین متابعت از حکم قضات برادران اهل سنت لازم و مجزی است اگر چه قطع به خلاف داشته باشید.»83
در عین حال امام راحل تأکید داشتند که مسلمانان جهان به‌ویژه نخبگان و علما و دانشمندان در کنگرة عظیم حج از حال یکدیگر و مشکلات موجود کشورها با خبر شوند و در دیدارهای صمیمی برای رفع آن مشکلات تبادل نظر و تصمیم‌گیری مناسب نمایند که این یکی از منافع بزرگ حج است:
«... یکی از مهمات فلسفه حج، ایجاد تفاهم و تحکیم برادری بین مسلمین است و بر دانشمندان و معممین لازم است مسائل اساسی سیاسی و اجتماعی خود را با دیگر برادران در میان گذارند و در رفع آن طرح هایی تهیه کنند تا آنان در برگشت به کشورهای خود آن‌ها را تحت نظر علما و ارباب نظر قرار دهند..» 93
از منافع حج و برکات همبستگی امت اسلام این است که یک قدرت توانمند و تأثیرگذار در معادلات بین‌المللی خواهند شد و از منافع ملی خود حراست و دفاع خواهند کرد و دست تطاول استعمارگران را که قرن‌ها دست به سوی کشورهای اسلامی دراز است و منابع و ثروت‌های آنان را چپاول می‌کند، قطع خواهند کرد و مقدرات خود را خود به دست خواهند گرفت. حضرت امام خمینی خطاب به مسلمانان جهان می‌گوید:
«هان! ای قطره ­های جدا از اقیانوس قرآن و اسلام، به خود آیید و به این اقیانوس الهی متصل شوید و به این نور مطلق استناره کنید تا چشم طمع جهانخواران از شما ببُرد و دست تطاول و تجاوز آنان قطع شود و به زندگانی شرافتمندانه و ارزش های انسانی برسید.»04
حج و مسأله برائت
برائت از دشمنان خدا و خلق و از آنچه مانع رشد و کمال انسان و سد راه سعادت اوست قبل از آنکه بعد سیاسی ـ اجتماعی داشته باشد جنبه اعتقادی و تربیتی دارد و مؤمن به حکم انگیزه ایمانی و با تأسی به خدا و رسول می‌بایست از آنچه سد راه خدا است و از هرکس که در مقام خصومت با خلق اوست تبرّی جوید و علقة روحی و عملی خود را قطع کند و با دشمنان خدا و خلق، طرحِ دوستی نیفکند. قرآن کریم به این اصل مهم ایمانی اهتمام ورزیده و در سیرة پیامبران به عنوان اسوه و الگو آورده است. از جمله از قول حضرت ابراهیم بنیانگذار حج آمده است:
(وَ إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ لأَِبِیهِ وَ قَوْمِهِ إِنَّنِی بَراءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ إِلاَّ الَّذِی فَطَرَنِی فَإِنَّهُ سَیَهْدِینِ)
(زخرف: 26-27)
«و آنگاه که ابراهیم به پدرش (آذر) و قومش گفت من از آنچه شما به جای خدای یگانه می‌پرستید بیزارم...»
و مؤمنان را به تأسی جستن به ابراهیم و یارانش فراخوانده است:
(قَدْ کانَتْ لَکُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِی إِبْراهِیمَ وَ الَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْکُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ الله کَفَرْنا بِکُمْ وَ بَدا بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً حَتَّی تُؤْمِنُوا بِاللهِ وَحْدَهُ...) (ممتحنه : 4)
«برای شما در سیرة ابراهیم و یارانش سرمشق نیکویی است. آنگاه که به قومشان گفتند ما از آنچه جز خدا می‌پرستید بیزاریم. نسبت به شما کافریم و میان ما و شما برای همیشه دشمنی و کینه پدید آمده تا هنگامی که به خدای یگانه ایمان آورید.»
برائت ابراهیمی در آیین جهانشمول اسلام، همچنان استمرار یافته و به شکل نهایی خود می‌رسد. ابراهیم مبارزه با اقطاب شرک و اندیشة بت‌پرستی را آغاز می‌کند و حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) به تکمیل آن می‌پردازد و بت ها را از خانة کعبه بیرون می‌ریزد و با بت پرستان و مشرکان به نبرد بر می‌خیزد و برائت از آنان را با بانگ بلند در موسم حج اعلام می‌دارد:
(وَ أَذانٌ مِنَ الله وَ رَسُولِهِ إِلَی النَّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ الأَْکْبَرِ أَنَّ الله بَرِی‏ءٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ وَ رَسُولُهُ...) (توبه: 3)
بنا به مفاد این آیة کریمه، آغازگر برائت، خدا و پیام‌آور اوست و این تنها یک امر سیاسی و مقطعی نیست بلکه برگرفته از مصدر ربوبی است و برای مؤمنان باید به عنوان یک اصل ایمانی همواره در هر عصری سرمشق باشد. مفهوم برائت از بیزاری به عنوان یک امر قلبی فراتر رفته و مستلزم کناره گیری و ابراز تنفر از دشمن و طرد و منزوی ساختن مشرکان و توطئه‌گران است. سورة برائت در سال نهم هجرت نازل شد که دعوت اسلام گسترش یافته و دولت اسلامی مستقر شده و پیامبر از موضع قدرت با دشمن برخورد می‌کند، اعلام برائت آغاز یک جنگ روانی تبلیغی علیه جبهة کفر و شرک و زمینه ساز جنگ های میدانی و تهاجمی به منظور مقابله با روحیه استکباری و دفع فتنه و فساد است و سیاست خارجی اسلام با جهان کفر را در جنگ سرد و گرم مشخص می‌کند. اعلام برائت در روز حج اکبر (قربان ، عرفه) بود که مسلمانان و مشرکان حضور داشتند و مؤمنان با بانگ بلند اعلام برائت را به گوش همة مردم؛ اعم از مسلمانان یا مشرکان رساندند.
آیات برائت خطر منافقان و مشرکان را که لحنی ظاهرفریب و دلی آکنده از کینه و عداوت دارند، گوشزد کرده و به مقاتله به اقطاب شرک و کفر و تعقیب و مجازات آنها فرمان می‌دهد، چه آنها آغازگر توطئه و خیانت بوده و کمر به نابودی اسلام بسته بودند. قطعنامة برائت را که بخشی از آیات سورة توبه و کلماتی چند از قول پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود علی (علیه السلام) به امر پیامبر اعلام نمود.14
برائت سیاست اصولی اسلام
اعلان برائت که در تار وپود حج تعبیه شده، یکی از وقایع مهم عصر رسالت بوده و بنیانگذار آن، شخص رسول‌الله (صلی الله علیه و آله) به امر پروردگار متعال بود و سیرة نبوی برای امت سرمشق جاودانه است؛ (لَکُمْ فِی رَسُولِ اللهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ) (احزاب:21)
این سنت حسنه سال‌ها و قرن‌ها به فراموشی سپرده شده بود که امام خمینی1 آن را احیا کرد. امام در پیام تاریخی خود به حجاج بیت‌الله، با تأکید بر اینکه برائت لازمة ایمان و عشق موحدان است، فرمود:
«حاشا که خلوص عشق موحدین جز به ظهور کامل نفرت از مشرکین و منافقین میسر شود و کدام خانه ای سزاوارتر از کعبه و خانة امن و طهارت و ناس که در آن به هر چه تجاوز و ستم و استثمار و بردگی و یا دون صفتی و نامردمی است، عملاً و قولاً پشت شود و در تجدید میثاق «اَلَسْتُ بِرَبِّکُم» بت آلهه ­ها و اربابان «مُتِفَرِّقُونَ» شکسته شود و خاطرة مهمترین و بزرگترین حرکت سیاسی پیامبر (صلی الله علیه و آله) در (وَاَذانٌ مِنَ الله وَرَسوُلِهِ اِلَی النَّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ الاَکبَرِ) زنده بماند و تکرار شود، چرا که سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اعلان برائت کهنه شدنی نیست و نه تنها اعلان برائت به ایام و مراسم حج منحصر نشود، که باید مسلمانان فضای سراسر عالم را از محبت و عشق نسبت به ذات حق و نفرت و بغض عملی نسبت به دشمنان خدا لبریز کنند و به وسوسة خناسان و شبهات تردید آفرینان و متحجرین ومنحرفین گوش فرا ندهند و لحظه ­ای از این آهنگ مقدس توحیدی و جهان شمولی اسلام، غفلت نکنند.»24
حضرت امام در همین پیام در بخش دیگری می‌افزاید:
«فریاد برائت ما، فریاد امتی است که همة کفر و استکبار به مرگ او در کمین نشسته ا ند و همة تیرها و کمان ها و نیزه ها به طرف قرآن و عترت عظیم نشانه رفته ­ا ند و هیهات که امت محمد (صلی الله علیه و آله) و سیراب شدگان کوثر عاشورا و منتظران وراثت صالحان به مرگ ذلت­بار و به اسارت غرب و شرق تن در دهند و هیهات که خمینی، در برابر تجاوز دیوسیرتان و مشرکان و کافران به حریم قرآن کریم و عترت رسول خدا و امت محمد (صلی الله علیه و آله) و پیروان ابراهیم حنیف ساکت و آرام بماند و یا نظاره گر صحنه ­های ذلت و حقارت مسلمانان باشد.»34
مقام معظم رهبری و مسئله برائت
در ادامة دیدگاه حضرت امام در مسئلة برائت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای بارها بر اعلام برائت در حج تأکید ورزیده‌اند؛ از جمله در پیام معظم‌له به حجاج بیت‌الله الحرام می‌خوانیم:
«کدامین جان تشنه است که از فیض کوثر محمّدی (صلی الله علیه و آله) و جوشش زمزم حسینی، این جرعه‌ها را بنوشد و هنوز در مضمون سیاسی حج دچار تردید و ابهام باشد؟ حج بی‌برائت، حج بی‌وحدت، حج بی‌تحرک وقیام، حجی که از آن تهدید کفر و شرک برنخیزد، حج نیست و روح ومعنای حج را فاقد است.
بت های بزهکار استبداد و استعمار، حکمرانان از خدا بی‌خبر و قدرت های سلطه‌گر جهانی، در گذشته و حال، همواره از حجِ با مضمون سازنده و روشن و الهام بخش، بشدت ترسیده و با آن به مقابله برخاسته‌اند.»44
معظم‌له در مناسبت دیگر و دیدار با زائران حرمین شریفین، بر برائت در حج و رکن اساسی بودن آن تأکید ورزیده و فرمودند:
«برائت، حقیقتاً از ارکان حجّ است. بالا‌تر از ارکان حجّ است؛ روح حجّ است؛ معنا و هدف و جهت حجّ است. خطاست اگر کسی خیال کند که می‌شود هر یک از ارکان و اعمال حج را با روح حج و جهت کلّی آن مقایسه کرد.» 54
و در دیداری دیگر فرمودند:
«روح یک عبادت، از آن قابل تفکیک نیست، حج باید مظهر توحید الهی باشد و برائت از کفار و اوثان و اصنام، یکی از دو رکن توحید است و این بت ها، تنها لات و عزی نیستند، بلکه امروز سران کفر و طاغوت‌ها و فتنه انگیزان عالم، بزرگ‌ترین بت های جهان هستند و کفر به این‌ها واجب‌تر است. اعلام برائت از استکبار و صهیونیزم و کفر و الحاد جهانی و فعالیت‌ها وبرنامه های آنان بر ضد اسلام ومسلمانان، جزو اصول مسلم حج است.»64
معظم‌له در مناسبت دیگر مسئله برائت را این گونه بیان فرموده‌اند:
«حج و اجتماع عظیم بر گرد خانة توحید، باید آن مظاهر شرک را نفی کند و مسلمانان را از آن برحذر دارد. حج با این مفهوم روشن و جلی است که بر‌ترین جایگاه برائت از مشرکین شناخته شده و خدای متعال از زبان خود و نبی مکرمش (صلی الله علیه و آله) ، اعلام برائت از مشرکین را به روز حج اکبر موکول ساخته است؛ (وَ أَذانٌ مِنَ الله وَ رَسُولِهِ إِلَی النَّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ الأَکْبَرِ أَنَّ الله بَرِی‏ءٌ مِنَ الْمُشْـرِکِینَ وَ رَسُولُهُ فَإِنْ تُبْتُمْ فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ غَیْرُ مُعْجِزِی اللهِ وَ بَشِّرِ الَّذِینَ کَفَرُوا بِعَذابٍ أَلِیمٍ) (توبه: 3) . فریاد برائت که امروز مسلمان در حج سر می‌دهد، فریاد برائت از استکبار و ایادی آن است که مع‌الأسف در کشورهای اسلامی قدرتمندانه اعمال نفوذ می‌کنند.»74
امنیت حرم
امنیت مکه و حرم الهی ریشة هزاران ساله دارد. پیامبرخدا (صلی الله علیه و آله) در دعای حضرت ابراهیم است: (وَ إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَ اجْنُبْنِی وَ بَنِیَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ) (ابراهیم: 35) فرمود: «خداوند از آن روز که آسمان‌ها و زمین را آفرید مکه را حرم امن قرار داد و تا قیامت چنین خواهد بود و احدی حق ندارد این حریم را بشکند و آن را نا امن کند.»84
امنیت حرم در همة اعصار ـ حتی عصر جاهلیت ـ مورد احترام بوده و جنگ و خونریزی و تعرض به جان و مال دیگران در حرم امن الهی ممنوع بوده و از آن پرهیز می‌کردند. حتی اگر کسی قاتل پدر خود را در حرم می‌دید، متعرض او نمی‌شد تا از حرم خارج شود؛ (وَ مَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِناً) (آل عمران: 97).
حج به عنوان یک عبادت جهان شمول، نموداری از یک جامعة امن انسانی ـ اسلامی و تمرینی است برای تأمین صلح و امنیت عمومی در حیات اجتماعی انسان. در این حریم امن حتی پرندگان و حیوانات وحشی امنیت دارند.
تعرض به حریم امن الهی
قرآن کریم بیت و حرم را حریم امن قرار داده است؛ (وَ مَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِناً)، (وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً) (بقره: 125)
کعبه، مکه و حرم برای همة انسان‌ها و جانداران و حتی گیاهان حریم امن است و هیچ کس حق ندارد آن را ناامن کند و برای متخلف، کفاره و کیفر مقرر شده است. این حریم امن حتی در جاهلیت حرمت نهاده می‌شد و سنت جاریة الهی در همة اعصار بوده است. تنها کسانی که امنیت حرم را نقض کردند، وارثان ابوسفیان و حکام سفاک بودند که در عصر نخستین، حرم را برای فرزند پیغمبر حسین بن علی (علیهما السلام) ناامن کرده و یزید بن معاویه، جوخة ترور فرستاد تا آن حضرت را به قتل برسانند که آن بزرگوار با خروج از مکه در موسم حج، امنیت حرم را پاس نهاد. در واقعة دیگری در همان عصر، یزیدیان تخریب کعبه و کشتار مردم به دست عمال یزید در واقعة عبدالله ­بن زبیر بود.
در عصر اخیر نیز چنین جسارت و گستاخی در عربستان و در جوار حرم امن الهی رخ داد که در سال 1366 روز ششم ماه ذی‌حجه به کشتار مردم مسلمان و بی‌گناه و میهمانان خدا در شهر مکه دست زدند و صدها پرندة خونین بال را به جرم این­که علیه آمریکا و اسرائیل تظاهرات کردند که جمعه خونین نام گرفت به شهادت رساندند و متعاقب آن رسانه‌های مزدورِ در خدمت بیگانه، تهاجم سنگینی را علیه زائران ایرانی به راه انداختند و مدت سه سال ایرانیان را از انجام فریضة حج محروم کردند و صدّ عَن سبیل‌الله و مسجد الحرام نمودند.
در این رابطه حضرت امام خمینی= بیانیه‌ای تاریخی و پیام روشنگر و کوبنده‌ای دادند که هرآنچه را لازم بود به اطلاع زائران بیت‌الله الحرام و مسلمانان جهان رساندند که بخشی از آن را می­ آوریم:
«مسلمانان جهان در سال گذشته و برای اولین بار عید قربان را با شهادت فرزندان ابراهیم (علیه السلام) که دهها بار از مصاف با جهان خواران و اذناب آنان برگشته بودند، در مسلخ عشق و در منای رضایت حق جشن گرفتند. و بار دیگر امریکا و آل سعود، بر خلاف راه و رسم آزادگی، از زنان و مردان، از مادران و پدران شهید، از جانبازان بی پناه ما کشته­ ها گرفتند؛ و در آخرین لحظات نیز با ناجوانمردی و قساوت بر پیکر نیمه جان سالخوردگان و بر دهان تشنه و خشکیده مظلومان ما تازیانه زدند و انتقام خود را از آنان گرفتند. انتقام از چه کسانی و از چه گناهی؟ انتقام از کسانی که از خانة خویش به سوی خانة خدا و خانة مردم هجرت نموده بودند! انتقام از کسانی که سال ها کوله بار امانت و مبارزه را بر دوش کشیده بودند. انتقام از کسانی که همچون ابراهیم (علیه السلام) از بت شکنی برمی گشتند؛ شاه را شکسته بودند؛ شوروی و آمریکا را شکسته بودند؛ کفر و نفاق را خرد کرده بودند. همان ها که پس از طی آن همه راه ها با فریاد: (وَ أَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجالاً)94 پا برهنه و سر برهنه آمده بودند تا ابراهیم را خوشحال کنند، به میهمانی خدا آمده بودند تا با آب زمزم گرد و غبار سفر را از چهره بزدایند، و عطش خویش را در زلال مناسک حج برطرف نمایند و با توانی بیشتر مسئولیت پذیر گردند و در سیر و صیرورت ابدی خود نه تنها در میقات حج، که در میقات عمل نیز لباس و حجاب پیوستگی و دلبستگی به دنیا را از تن به در آورند. همان ها که برای نجات محرومان و بندگان خدا راحتی راحت طلبان را بر خود حرام، و مُحرِم به اِحرام شهادت شده بودند و عزم را جزم کردند تا نه تنها بنده زرخرید آمریکا و شوروی نباشند، که زیر بار هیچ کس جز خدا نروند. آمده بودند که دوباره به محمد (صلی الله علیه و آله) بگویند که از مبارزه خسته نشده ­ا ند و به خوبی می ­د انند که ابی سفیان و ابی لهب و ابی جهل برای انتقام در کمین نشسته ­ا ند و با خود می گویند: مگر هنوز لات و هُبَل در کعبه ­اند؟! آری، خطرناک تر از آن بت ها، اما در چهره و فریبی نو. آنها می ­د انند که امروز حَرَم، حَرَم است اما نه برای ناس، که برای آمریکا! و کسی که به آمریکا لبیک نگوید و به خدای کعبه رو آورد سزاوار انتقام خواهد شد. انتقام از زائرانی که همة ذرات وجود و همة حرکات و سکنات انقلابشان مناسک ابراهیم را زنده کرده است؛ و حقیقتاً می­ رود تا فضای کشور و زندگی خویش را با آوای دلنشین «لَبَّیکَ، اللَّهُم لَبَّیکَ» معطر سازد».
آری، در منطق استکبار جهانی هر که بخواهد برائت از کفر و شرک را پیاده
کند متهم به شرک خواهد شد، و «مفتی»ها و مفتی زادگان این نوادگان «بَلعَم باعورا»ها، به قتل و کفر او حکم خواهند داد.
از پیام بسیار مهم حضرت امام خمینی= در فاجعه کشتار زائران خانه خدا به همین مقدار بسنده می‌کنیم و اکنون به بخشی از پیام مقام معظم رهبری در همین زمینه می ­پردازیم.
سه سال پس از حادثة جمعة خونین که طی آن ایرانیان را از حج محروم کردند و عربستان اجازة ورود به حرمین را نداد. رهبر معظم مطالب بسیار مهمی را در پیام به حجاج بیت‌الله الحرام مطرح کردند که بخش اول آن در رابطه با رحلت حضرت امام= و حادثة مکه بود:
«اول، غم شهادت فراموش‌نشدنی کبوتران خونین بال حرم را که سه سال پیش به جرم اعلام برائت از مشرکین، به تیغ کین و حقد حکام سعودی، در حریم امن الهی به خاک و خون کشیده شدند. بندگان پرهیزگار و با اخلاصی که در خانة خدا ـ یعنی خانة خودشان ـ به خاطر خوشایند بیگانگان و دشمنان، به دست بیگانه‌پرستان و از خدا بی‌خبران، مظلومانه به شهادت رسیدند و با خون به ناحق ریختة خود، داغ ننگی بر پیشانی حکام ستمگر و خائن حجاز نهادند.
و دوم، درد فراق خانة خدا و محرومیت از انجام مناسک حج و ممنوع شدن از حضور در محشر عام مسلمین را که به دست خود فروختگان، بر ایشان تحمیل شده و راه خانة خدا به روی آنان مسدود گشته است. این، یکی از عبرت‌انگیز‌ترین وقایع دوران تحول‌خیز کنونی است که ملتی از همه به اسلام وفادار‌تر و از همه در راه خدا فداکار‌تر، از خانة خدا مصدود شود و از انجام فریضة اسلامی ممنوع گردد.
آن روی این صفحة شگفت‌انگیز آن است که حرم الهی، برای مستشاران آمریکایی و کمپانی د اران نفتی امن باشد و برای مسلمانان پاکباز و خانه‌پرداز، ناامن و کمین صد‌ها خطر. این، از جملة نشانه‌های غریبی است که خبر از وضعی بشدت ناهنجار می‌دهد و طبعاً در خود، بشارت تحولی و آینده‌­ای بهنجار حمل می‌کند؛ ﴿فَإِنَّ مَعَ الْعُـسْرِ یُسْراً * إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً﴾ ...05
دولت جمهوری اسلامی برای گشودن راه کعبة مقصود، از هیچ تلاشی سرباز نزد و باز هم نخواهد زد. اما مدعیان تولیت حرمین شریفین برای جلوگیری از حضور حاجیانی که حج را به معنی درست آن شناخته و توحید الهی را با برائت از مشرکین همراه کرده‌اند، اصرار می‌ورزد.»15
میثاق با پیامبر و امام
از آثار حج، احیای میراث معنوی اسلام و میثاق با پایه‌گذاران این فرهنگ در حرمین است. مکه میعادگاه رسولان و سرآمد آنان، حضرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه و آله) است که رایت بلند توحید را در عصر حاکمیت شرک برافراشت و پیام آسمانی را از کنار کعبة معظمه به اقطار عالم رسانید و مدینة الرسول مهد شکل‌گیری این مکتب و تدوین منشور جاودان اسلام است. این دو شهر مقدس و حرمین شریفین همواره مورد توجه مسلمانان بوده و در حقیقت عاصمة توحید و تاریخ و جغرافیای مسلمین جهان را شکل می‌دهند.
در سفر حج باید بر آن خاطره‌های معنوی و فرهنگی مرور شود و اطلس حرمین زنده بماند و به دست فراموشی سپرده نشود.
امام صادق (علیه السلام) با اشاره به این راز معنوی فرمود:
«فَجَعَلَ فِیهِ الِاجْتِمَاعَ مِنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لِیَتَعَارَفُوا... وَ لِتُعْرَفَ آثَارُ رَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه و آله) وَ تُعْرَفَ أَخْبَارُهُ وَ یُذْکَرَ وَ لَا یُنْسَی‏».25 خداوند در این سرزمین، اجتماع مسلمین، از شرق و غرب را فراهم آورد تا مسلمانان جهان یکدیگر را بشناسند... و نیز آثار پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اخبار آن شناخته شود و از آن یاد کنند و به دست فراموشی نسپارند.
و نیز از ادامه دهندگان راه پیامبر و پاسداران مکتب و وارثان نبوت یاد کنند. دعبل خزاعی شاعر بلندآوازه شیعه در قصیده «تائیة» خود با اشاره به موطن اهل بیت رسول الله: در حرمین شریفین می‌گوید:
لآلِ رَسُولِ الله بِالْخَیْفِ مِنْ مِنًی وَ بِالْبَیْتِ وَ التَّعْرِیفِ وَ الْجَمَرَاتِ‏
دِیَـارُ عَلِیٍّ وَ الْحُسَیـْنِ وَ جَـعـْفَرٍ وَ حَمْـزَةَ وَ السَّـجَّادِ ذِی الثَّـفِنَاتِ‏
وَ سِبْطَیْ رَسُولِ اللِه وَ ابْنَیْ وَصِیِّهِ وَ وَارِثِ عِـلـْم الله وَ الْحَـسَنَـاتِ
مَنـَازِلُ کَانَتْ لِلصّـَلَاةِ وَ لِلتّـُقَی وَ لِلصَّوْمِ وَ التَّطْهِیرِ وَ الْحَسَنَات35
«خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) را در خیف ـ که از سرزمین منا است ـ و رکن و عرفه و جمرات آثاری است.
آنجا دیار علی و حسین و جعفر است و نیز حمزه و سجاد آنکه آثار سجده بر پیشانی داشت.
و هم دو سبـط رسول الله و دو فـرزنـد وصی او، که وارث علم خـدا و کانون نیکی‌ها هستـند.
خانه‌هایی که جایگاه نماز و تقوا و روزه و پیراستگی و نیکوکاری بودند.»
از این رو، زیارت نبی گرامی و ائمه طاهر: مکمل حج و معنا بخش آن است:
پیامبرخدا (صلی الله علیه و آله) : «مَنْ أَتَی مَکَّةَ حَاجّاً وَ لَمْ یَزُرْنِی بِالْمَدِینَةِ فَقَدْ جَفَانِی‏».45
امام باقر (علیه السلام) : «اِبْدَأْ بِمَکَّةَ وَ اخْتِمْ بِالْمَدِینَةِ فَإِنَّهُ أَفْضَلُ».55
همچنین امام باقر (علیه السلام) : «مِنْ تَمَامِ الْحَجِّ لِقَاءُ الْإِمَامِ».65
امام صادق (علیه السلام) : «إِذَا حَجَّ أَحَدُکُمْ فَلْیَخْتِمْ حَجَّهُ بِزِیَارَتِنَا لِأَنَّ ذَلِکَ مِنْ تَمَامِ الْحَجِّ».75
و نیز امام صادق (علیه السلام) : «إِنَّمَا أُمِرُوا أَنْ یَطُوفُوا بِهَذِهِ الْأَحْجَارِ ثُمَّ یَأْتُونَّا فَیُعْلِمُونَّا وَلَایَتَهُمْ».85
روایات به این مضمون بسیار است که حج بی‌ولایت و برائت حج نیست در حقیقت اعلام همبستگی با ولی امر، مُهر تأییدی است بر مناسک حج و قبولی اعمال.
جای جای مکه و مدینه، گنجینة خاطره‌هایی است جاودانه که دست زمان و حوادث دوران آن را نسوده و با حیات ایمان زنده و با تاریخ رجال فضیلت و تقوا آمیخته است. از این رو، حج از مرزهای جغرافیا فراتر رفته و تاریخ جاودان رسالت و هدایت نهضت رهپویان وادی نور و عدالت و محبت تا قیام جهانی حضرت مهدی خواهد بود.

پی نوشت ها :
1. ر.ک. علل الشرائع، ج2، صص 404 و 405 «إنّ ذا القرنین حجّ ماشیاً، فسمع به إبراهیم (علیه السلام) فتلقاه» فاکهی، اخبار مکه، ج1، ص 392
2. نهج البلاغه، خطبه 192
3. التهذیب، ج5، صص 457 ـ 454
4. من لایحضره الفقیه، ج2، ص 519
5. بحار الانوار، ج96، ص124
6. نهج البلاغه، خطبه 1
7. صحیفه حج، ج1، ص27
8. علل الشرایع، ج2، ص 424
9. صحیفه حج، ج1، ص 107
10. همان، ج2، ص 88
11. همان، ج2، ص 28
12. علل الشرایع، ج2، ص 446
13. من لا یحضره الفقیه، ج2، ص 254
14. علل الشرایع، ج2، ص 399
15. غرر الحکم، ص488
16. نهج البلاغه، خطبه اول.
17. وسائل الشیعه، ج8 ، ص 14
18. دلائل الامامه، طبری، ص 113
19. وسائل الشیعه، ج8 ، ص 15 ؛ فروع کافی، ج1، ص 232 ؛ علل الشرایع، ج2، ص 396
20. صحیفه حج، ج1، ص 250
21. همان، ج1، ص 250
22. همان، ج2، ص 42
23. پیام مقام معظم رهبری به حجاج بیت الله الحرام، سال 90 ه‍ .ش. 1432ه‍ .ق.
24. کلام علی7 : «یَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ یَکُونُ فِیهِ حَجُّ الْمُلُوکِ نُزْهَةً وَ حَجُّ الأَغْنِیَاءِ تِجَارَةً وَ حَجُّ الْمَسَاکِینِ مَسْأَلَةً» وسائل الشیعه، ج8 ، ص 41، ناظر به همین مطلب است.
25. صحیفه حج، ج1، ص 251
26. همان، ج1، ص 249
27. همان، ج2، ص 99
28. همان، ج2، صص 118 و 119
29. بحار الانوار، ج24، ص 124
30. صحیفه حج، ج1، صص 121 و 122
31. همان، ج2، ص 26
32. همان، ص 58
33. همان.
34. صحیفه حج، ج2، ص 98
35. همان، ص 44
36. همان، ص 51
37. صحیفه حج، ج1، ص 23
38. همان.
39. همان، ص 23
40. همان، ص107
41. برگرفته از مجمع البیان و تفسیرکبیر رازی.
42. صحیفه حج،ج1، صص 197 و 198
43. همان، ص 201
44. صحیفه حج، ج2، ص 27
45. همان، ص92
46. همان، ص 177
47. همان، ص 59
48. من لا یحضره الفقیه، ج2، ص 159؛ نقل به مضمون و نیز صحیح مسلم و منابع دیگر.
49 . بخشى از آیه 27 سوره حج: «و مردم را به انجام مناسک حج ندا ده تا پیاده و سواره از دورترین نقاط به سوى تو گرد آیند».
50. شرح: 5 و 6
51. صحیفه حج، ج2، صص42 و 43
52. بحارالانوار، ج96، ص33؛ علل الشرایع، ج2، ص405
53. اعیان الشیعه، ج5، صص 418 و 419
54. جامع الاخبار، فصل8، ص20
55. کافی، ج4، ص 550
56. من لا یحضره الفقیه، ج2، ص 578
57. علل الشرایع، ج2، ص459
58. همان، ج2، ص 406

این مقاله منابع ندارد