ارتباط فرهنگی میان عالمان سرزمین وحی و مغرب عربی

نوع مقاله: تاریخ و رجال

نویسندگان

موضوعات


جایگاه علمی مکة مکرمه و مدینة منوره:
مکة مکرمه، همواره به عنوان کانون پرتو افشانی دینی و علمی مطرح بوده است. این مهم، در طول تاریخ و از زمانی که مکه به عنوان مهد اسلام، جایگاه وحی و نقطة آغاز رسالت الهی شناخته شد، از طریق فعالیت­ های دانشمندان خود تحقق یافته است.1 این شهر به میزان و به نسبت فعالیت­ های کم و زیاد علمی دانشمندان و علمای خود، دوره ­های مختلفی از ثبات، شکوفایی و آسایش را شاهد بوده است. ذهبی نیز در سخنی دربارة مکه، به این نکته اشاره می­ کند:
«کان العلم بها یسیراً فی زمن الصحابة، وکذلک فی أیام التابعین... ثم فی أثناء المائة الثالثة تناقص علم الحرمین وکثر بعدهما».2
«دانش در زمان صحابه و تابعین، در مکه فراوان و قابل دسترس بود.... سپس در طول قرن سوم نیز در حرمین شریفین کاهش داشت و پس از این دو دوره افزایش یافت...«.
منشأ و دلیل افزایش یا کاهش علم که ذهبی به آن اشاره دارد، حرکت و تکاپوی دانشمندان مسلمان است که به مکه و مدینه می ­آمدند و در حرم مکّی و مسجد شریف نبوی رحل اقامت می­ ا فکندند و برای مدتی، در مجاورت این اماکن مقدس باقی می­ ماندند و دوباره برای اندوختن علم و شاگردی در محضر دانشمندان مستقر در شهرهای مختلف بلاد اسلامی، به سرزمین­ های دیگر سفر می­ کردند. این جنبش علمی در شهرهای مکة مکرمه و مدینة منوره با این سفرها به پویایی می­ رسید و با افزایش سفرهای دانشمندان مسلمان برای ادای مناسک حج، عمره یا زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) فزونی می­ گرفت. در برخی اوقات نیز رونق آن کاهش می­ یافت و در چارچوب دانشمندانی محصور و محدود می­ شد که به طور دائمی در مکة مکرمه و مدینة منوره اقامت داشتند.
با این وجود جنبش علمی مسلمانان در هیچ دوره­ ا ی از تاریخ اسلام متوقف نشده؛ بلکه همواره به فضل خداوند ـ عزّ وجلّ ـ از قرن اول هجری تا کنون استمرار داشته است. مکة مکرمه نیز در گذشته، همواره کانون ارتباط و مرکز تجمع مسلمانان از کشورهای مختلف اسلامی بوده و اکنون نیز این نقش را ایفا می­ کند. از این رو این شهر به عنوان یکی از قوی­ ترین مراکز ترویج فرهنگ اسلامی و تبادل علمی و فرهنگی میان کشورهای اسلامی در شرق و غرب و شمال و جنوب جهان اسلام مطرح بوده است. مکة مکرمه جایگاه خود را در دل­ های همة مسلمانان حفظ کرده و همواره مورد توجه آنان باقی مانده است. این شهر مقدس محل تلاقی و گردهمایی مسلمانان از کشورهای مختلف بوده و به دستور دین مبین اسلام هیچگاه مسلمانان از آن رویگردان نبوده­ ا ند؛ زیرا کعبه، قبله ­گاه آنان در نماز است و مناسک حج را در آن به جای می ­آ ورند. مکة مکرمه از زمان ظهور اسلام، مرکزیت فرهنگی آن را به عهده داشته است. این شهر به همراه مدینة منوره هر ساله شاهد گردهمایی عظیمی هستند که در هیچ یک از شهرهای جهان اسلام نظیر ندارد. دانشمندان در سده­ های پیشین، از جای جای جـهان اسلام برای ادای مناسـک حج به عنـوان یکی از ارکان این دین مبین به شهر مکه سفر می­ کردند. از دیگر اهداف مهمی که دانشمندان مسلمان در این سفرها دنبال می­ کردند توشه اندوزی از تقوا، عمل صالح و دانش و معرفت بود.
دانشمندان از سرزمین ­های دور در شرق و غرب جهان اسلام به سرزمین حجاز سفر می­ کردند و با دانشمندان دیگر کشورهای دور دست ملاقات ­هایی داشتند؛ از جمله دستاوردهای این دیدارها می ­توان به نزدیکی، تفاهم، افزایش دانش، تبادل علمی، شناخت بیشتر، افزایش سفرهای علمی، انتشار دانش­ ها و معارف بین کشورهای مختلف اسلامی اشاره کرد.
به هر حال سرزمین حرمین شریفین؛ مکة مکرمه و مدینة منوره، در هیچ یک از دوره ­های اسلامی از دانشمندان و فقیهان خالی نبوده است. برخی از این فقیهان و دانشمندان در این شهر­ها اقامت دائمی داشتند و برخی دیگر اقامت موقت گزیده بودند و برخی نیز از کشورهای مختلف به آنجا سفر می­ کردند. لقب­ هایی که در گذشته به برخی از اتباع کشورهای اسلامی می­ د ادند، خود دلیل محکمی بود بر این که آنان برای مدتی به منظور تحصیل یا تدریس علم در مکة مکرمه اقامت داشته ­ا ند. لقب­ هایی متنوع که شهرت آنان شده بود و با آن­ها از دیگران برتری یافته و متمایز می­ شدند؛ از جملة این لقب­ ها می ­توان به «امام الحرمین»، «جار الله»، «المکّی» و «المدنی» اشاره کرد. این القاب، گواه صادقی است بر این که شهرهای مکه و مدینه در طول تاریخ و در عرصه ­های علم، اندیشه و فرهنگ، تأثیر بسزایی بر افراد به شکل ویژه و بر جهان اسلام به طور کلی داشته ­ا ند.
در پرتو وجود این اماکن مطهر و در کنف حمایت این دو حرم شریف در مکه و مدینه است که بسیاری از تألیفات علمی ارزشمند به رشتة تحریر در آمده و به مشیت خداوند در کشورهای اسلامی منتشر شده است.
به عنوان مثال می ­توان به کتاب­ های زیر اشاره کرد:
«صحیح بخاری»؛ محمد بن اسماعیل بخاری دربارة کتاب خود می­ گوید: «کتاب جامع خود را در مسجد الحرام تدوین کردم.»
«الکشاف عن حقائق التنزیل»، «عیون الأقاویل فی وجوه التأویل» نوشتة زمخشری؛ وی تألیف این کتاب را در کنار مسجد الحرام آغاز کرد و در همانجا به پایان رساند؛ جایی که قرآن و تأویل آن نازل شد.2
مکة مکرمه و مدینة منوره در طول تاریخ، دانشمندان بزرگی را به جهان اسلام معرفی کرده است که بسیاری از کتاب­ های طبقات، تراجم و اعلام همواره زندگینامه و تألیفات آنان را ذکر کرده ­ا ند. برای مثال می ­توان از کتاب «العقد الثمین فی تاریخ البلد الأمین» نوشتة تقی الدین فاسی (متولد 832 ق.) نام برد. نویسنده در این کتاب به شرح حال دانشمندان مکه پرداخته و آن را بر اساس حروف الفبا مرتب نموده است. تعداد دانشمندان یاد شده در این کتاب، بالغ بر هزاران نفر است.
کتاب دیگری که باید به آن اشاره کرد کتاب «الدر الکمین بذیل العقد الثمین» نوشتة عمر بن فهد (متولد 885 ق.) است. وی در این کتاب نواقص کتاب «العقد الثمین فی تراجم المکّیین» را کامل نمود و در پیوست آن شرح حال و زندگینامة دانشمندانی را آورد که پس از تألیف کتاب العقد الثمین در مکه، زندگی می­ کردند. پیوستی که او به کتاب فاسی افزود، نام هزاران تن از دانشمندان اهل مکه می­ شد. این دو کتاب از جمله مهم ­ترین منابع و مراجع تاریخی و علمی است که اخبار و احوال دانشمندان، فقیهان، فرهیختگان و ادیبان اهل مکه در آن ذکر شده است.
مکة مکرمه و مدینة منوره و دانشمندان و فقیهان این دو شهر، پس از مشیت خداوند ـ عزّ وجلّ ـ بیشترین تأثیر را در پیدایش و گسترش نهضت علمی در بسیاری از کشورهای اسلامی داشتند؛ زیرا این شهرها و محافل علمیِ آن­ها، پذیرای مسلمانان از سرتاسر جهان اسلام بودند و دیدار با دانشمندان و اساتید بزرگ و علم آموزی در آغوش مسجد الحرام و مسجد شریف نبوی را برای آنان فراهم می­ کردند. در نتیجه، به خواست خداوند متعال و به برکت عالمان و دانشمندان این دو شهرـ به عنوان حلقة اتصال و محل تلاقی بین دانشمندان مسلمان، با مسلمانان کشورهای اسلامی مختلف ـ دانش در دیگر کشورهای اسلامی انتشار یافت.
بدین ترتیب مکة مکرمه و مدینة منوره به کعبة آمال دانشجویان در جای جای جهان اسلام تبدیل شد و در نتیجة تلاش­ های دانشمندان مسلمان اهل مکه و مدینه و دیگر دانشمندانی که در آنجا اقامت گزیده یا برای دوره­ ا ی در آن ساکن شده بـودند، حیات علمی این شهرها دستخوش دگرگونی گشت. کتاب­ های شرح احوال و آثار دانشمندان، تأثیرگذاری آنان را به خوبی منعکس کرده و بر فعالیت ­های علمی آنان مهر تأیید می­ زنند. این فعالیت ­ها به مرور زمان و در خلال حلقه ­های تدریس در رواق­ های مسجد الحرام و مسجد شریف نبوی و همچنین از طریق برخی مدارس علمیه که سلاطین و اُمَرا در مکه و مدینه تأسیس کردند، همواره رو به افزایش بود. پادشاهان برای مدارس علمیه، اموالی را وقف می­ کردند، به آن­ها بودجه ­هایی را اختصاص می­ د ادند، دانشمندانی را برای تکیه زدن بر کرسی تدریس تعیین می­ نمودند و با سخاوت و دست و دلبازی تمام به دانشجویان کمک مالی می­ کردند تا برای اندوختن علم و دانش آسوده خاطر باشند.2
تأثیر حج بر ارتباط فرهنگی میان دانشمندان مکه و مدینه و عالمان مغرب عربی
اگر چه همة مسلمانان برای ادای فریضة حج و زیارتِ اماکن مقدس مکه و مدینه مشتاق ­ا ند، اما دانشمندان برای رسیدن به این هدف مهم، شوق و رغبت بیشتری از خود نشان می­ د هند؛ زیرا دانشمندان از اهمیت، منافع و فواید دنیوی و اخروی ادای این فریضه بزرگ آگاه هستند. همچنین آن­ها به خوبی می­ دانند که عبادت خداوند ـ عزّ وجلّ ـ توحید، خضوع در برابر پروردگار، عمل به دستورات و سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) ـ آن هنگام که در مشاعر مقدس در مکه، منا، مزدلفه و عرفات در حال رفت و آمد هستند ـ و اشتغال به انواع عبادت­ های قلبی، جسمی و مالی در طول روزهای مبارک حج، چه لذتی دارد! عبادت­ ها و اعمال صالحی که ایمان انسان را افزایش داده و دل­ های آنان را مستحکم نموده و یقین بخشیده و جان­ هایشان را جلا داده است.
برای برخی مسلمانان چنین همایش اسلامی بزرگی در این سرزمین ­های مقدس و مبارک و در جوار حرم مطهر مکی و حرم شریف نبوی، تنها یک بار در طول عمر اتفاق خواهد افتاد. این موضوع باعث می­ شود که مسلمانان برای استفاده از این فرصت و ادای این فریضه، در راستای نفع دین و دنیای خود، نهایت تلاش را انجام دهند. به دیگر سخن، مسلمانان در این سفر یا به عبادت مشغول می­ شوند یا در جستجوی علم هستند و یا به تجارت می­ پردازند که در هر صورت به سود آنان و جامعة اسلامی است.
حج، عبادتی است با گسترة بسیار وسیع که همة اهداف دینی و دنیایی را پوشش می­ د هد. این ویژگی بیش از هر چیزی تبیین کنندة جوهرة دین مبین اسلام است؛ زیرا این دین شامل اهدافی می­ شود که صرفاً مخصوص تقرب جستن به خداوند ـ عزّ وجلّ ـ است. این تقرب از طریق مناسک و عباداتی صورت می­ پذیرد که خداوند متعال انجام آن را در اماکنی مشخص و زمان­ هایی محدود واجب ساخته است.
اهداف متنوع حجاج و منافع ویژه و گوناگون آنان تا زمانیکه در چارچوب شرع باشند، معتبر بوده و قانونی شمرده ­می­ شوند. این اهداف تحقق بخش این سخن حضرت ابراهیم (علیه السلام) است که:
(ذلِکَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ حُرُماتِ الله فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ أُحِلَّتْ لَکُمُ الْأَنْعامُ إِلاَّ ما یُتْلى‏ عَلَیْکُمْ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّور).
«(مناسک حج) این است! و هر کس برنامه‏های الهی را بزرگ دارد، نزد پروردگارش برای او بهتر است! و چهارپایان برای شما حلال شده، مگر آنچه (ممنوع بودنش) بر شما خوانده می‏شود. از پلیدی­ های بت­ ها اجتناب کنید! و از سخن باطل بپرهیزید!»
از سوی دیگر باید گفت که ادای فریضة حج این امکان را به دانشمندان می­ د هد تا در میعادگاه امت اسلامی که مسلمانان با ملیت ­ها و قومیت­ های گوناگون در آن حاضر می­ شوند، با دیگر علمای جهان اسلام دیدار کنند. بدین ترتیب ساحت مقدس مسجد الحرام و مسجد شریف نبوی، در طول تاریخ، به محلی برای دیدار دانشمندان و اندیشمندان برجستة جهان اسلام تبدیل شد. فریضة حج و سفر به مکة مکرمه فرصت مناسبی را برای دیدار دانشمندان، ادیبان و اندیشمندان جای جای جهان اسلام فراهم آورد تا در این میان با تألیفات دیگر دانشمندان آشنا شده و به تبادل اجازه ­نامه ­های علمی بین یکدیگر بپردازند. آنان توانستند در پرتو ادای فریضة حج، اهداف گوناگونی را دنبال کنند که اگر این فرصت بزرگ ـ دسترسی به مکة مکرمه و مدینة منوره ـ دست نمی­ د اد، تحقق آن اهداف ممکن نبود.9
ذهبی در بارة این هدف بزرگ که دانشمندان برای رسیدن به آن بسیار کوشیده ­ا ند، می ­نویسد:
«ولقد کان من خلق طلبة الحدیث أنهم یتکلفون الحج، وما المحرک لهم سوى لقیّ سفیان بن عیینة؛ لإمامته وعلوّ إسناده، وجاور عند غیر واحد من الحفاظ».
«از روحیات دانشجویان علوم حدیث این بودکه خود را برای ادای فریضة حج به سختی می ­ا نداختند؛ یکی از بزرگترین انگیزه ­های آنان دیدار حفاظ و عالمان حدیث مشهور از جمله سفیان بن عیینه بود؛ زیرا او امام بود و در علم حدیث، اِسناد معتبری داشت.»
عبد الرحمان بن یحیی المعلمی­ گوید:
«دیدار با دانشمندان دیگر و تبادل علمی، یکی از بزرگترین کارهایی بود که یک دانشمند هنگام سفر به حج انجام می ­د اد. کسب علم و دانش و دیدار با دانشمندان دیگر، یکی از انگیزه ­های اصلی برخی از دانشمندان برای سفر حج به شمار می ­رفت...»
این دیدارهای علمی، همفکری و همکاری علمی بزرگی میان دانشمندان جهان اسلام، در طول تاریخ، به وجود آورد.
از سوی دیگر اعطای اجازه ­نامه (گواهی) علمی توسط اساتید به جویندگان دانش، از اموری بود که پویندگان راه علم را روانة سرزمین مکه و مدینه و دیدار با دانشمندان این شهرها می­ کرد. از آنجا که دانشمندان این شهرها از جایگاه علمی رفیعی برخوردار بودند؛ طلاب علم برای فراگیری علوم و دریافت اجازه ­نامة علمی در علوم مختلف اسلامی به این دو شهر سفر می­ کردند. دانشمندان و اساتید در این اجازه ­ها به لیاقت و شایستگی طلاب گواهی می­ د ادند. اعتبار و ارزش این اجازه ­ها به اندازة اعتبار صادر کنندة آن بود. هر چه صادر کنندة اجازه ­نامه شأن و جایگاه علمی بزرگ­تری می­ د اشت، قدر و جایگاه شاگرد نیز بیشتر می­ شد؛ زیرا جایگاه شاگرد برگرفته از جایگاه و ارزش و اعتبار رفیع استاد بود.01
حج بزرگ­ ترین و مهم ­ترین ابزاری است که اسلام در اختیار مسلمانان ـ در هرجا و هر مکانی که باشند ـ قرار داده است. مهم ­ترین پیام این فریضه برای ما، شناخت دیگران و آشنایی با فرهنگ­ ها و تمدن های دیگر است. فرهنگ حج به تنهایی از اندیشة خلاق نهفته در پس آن حکایت می­ کند. فرهنگی که در احکام فقهی مرتبط با ادای مناسک حج و یا دیگر ابعاد مرتبط با آن تجلی یافته است؛ از جملة این ابعاد می ­توان به سفر و آداب آن، ارتباط با دیگران، چگونگی تمرین برای تحمل سختی­ ها و رویارویی با مشکلات و دشواری­ ها و دیگر اموری اشاره کرد که حاجیان در این سفر مهم و در رویارویی با هر مسلمانی به آن نیاز دارند.11
به طور کلی حاجیان مغرب عربی و به شکل ویژه دانشمندان این سرزمین­ ها منافع گوناگونی در خلال ادای این فریضة بزرگ داشته ­ا ند. آنان در موسم حج انگیزة زیادی برای بهره برداری علمی از دانشمندان مکه و مدینه دارند و به احادیثی که از آنجا می ­آموزند و به کشور خود می ­آ و رند، افتخار کرده و آن را در محافل علمی خود نقل می­ کنند. دانشمندان مغرب عربی همراه با تصویری اصیل از دین مبین اسلام و با دانشی که از دانشمندان مکه و مدینه کسب کرده­ ا ند، به کشور خود باز می­ گردند. حاجیان مغربی نیز بعد از این که روزهایی به یاد ماندنی را در کنار مسجد الحرام و مسجد شریف نبوی سپری کردند و بر سرزمینی قدم نهادند که پیامبر اسلام محمدبن عبدالله (صلی الله علیه و آله) و اصحاب و خلفا و دانشمندان اسلامی از کشورهای مختلف در طول تاریخ در آن قدم نهاده و زندگی کرده­ ا ند، به سرزمین خود باز می­ گردند.
هنگام سخن گفتن از دانشمندان مغرب و نقش حج در زندگی آنان باید به این نکته توجه داشت که دانشمندان مغرب بیش از دانشمندان دیگر کشورها به این فریضه اهتمام می ­ورزیدند و در تدوین حوادث و اتفاقاتی که هنگام ادای این فریضه رخ می­ د هــد، همت می­ گمـاردند. دانشمندان مغرب سفرنامه ­های مکتوب زیادی را از خود برجای گذاشته ­ا ند که برخی از آنان کوتاه و مختصر و برخی دیگر طولانی و مفصل هستند. زبان برخی از این سفرنامه ­ها فصیح و زبان برخی دیگر عامیانه است. تعدادی از آن­ها در قالب نثر به رشتة تحریر در آمده و تعدادی دیگر در قالب شعر سروده شده ­ا ند. تدوین این سفرنامه ­ها نشان دهندة این نکته است که ره توشه و زاد کشورهای مغرب عربی از حج، مکة مکرمه، کعبة مشرفه، زمزم، صفا، مروه و زیارت مدینة منوره به اندازه ­ا ی است که ثبت آن­ها نیاز به تألیف کتاب­ هایی بسیار دارد؛ زیرا ادبیات این سفرنامه ­ها با ایمان، پند و نکته­ های مفید همراه است.21
دانشمندان مغرب برای سفر به شرق جهان اسلام اشتیاقی بی پایان داشتند. آنان در این سفر در پی یافتن ریشه ­های اصالت­ خویش بودند. منابع تاریخی دربارة ارتباطات دینی، فرهنگی و اجتماعی میان مردم مغرب و برادران دینی آنان در سرزمین ­های مکه و مدینه بسیار سخن گفته ­ا ند. مردم مغرب به اضافه کردن لقب «الحاج» به نام و نام خانوادگی خود افتخار می­ کردند؛ زیرا مسیر این کشورها به سمت مکة مکرمه و مدینة منوره، مسیری کوتاه، آسان و امن نبود. خانواده­ های مغربی نام خانوادگی خود را مختصر می­ کردند و به واژة «الحاج» بسنده می­ کردند. امروزه خاندان­ های معروفی در اندلس و کشورهای مغرب عربی هستند که به جای القابی چون «القرطبی»، «القیروانی»، «التلمسانی»، «الفاسی»31 و ... به خاندان «ابن الحاج» شهره شده ­اند. این امر نشان دهندة اهمیت و جایگاه والایی است که فریضة حج و سفر به بیت الله الحرام در دل و جان این مردم دارد.
اگر چه کاروان­ های حجاج از جای جای جهان اسلام به مکة مکرمه و مدینة منوره سفر می­ کردند، اما مهم ­ترین و بزرگ­ ترین کاروان­ های زیارتی، به گواهی منابع تاریخی، به ترتیب کاروان­ های «فاسی مغربی»، «مصری» و«شامی» بودند. حجاج این کاروان­ ها، در راه سفر به مکة مکرمه و مدینة منوره یا بازگشت از آن، به هنگام عبور از برخی کشورها، با خطرات بزرگ، سختی­ های زیاد و بیماری­ های جسمی و روحی خطرناکی دست و پنجه نرم می­ کردند. این خطرات، زمان لازم برای طی کردن مسیر را طولانی ­تر می­ کردند و باعث می­ شدند که یک سفر ماه ­ها به طول انجامد. دلیل همة این سختی­ ها و خطرات، فساد و ناامنی ناشی از خلأ قوانین در برخی کشورها بود.41
با این وجود می­ بینیم که اشتیاق فراوان دانشمندان مغرب عربی، آنان را به سمت سرزمین ­های مکه و مدینه و برای ادای فریضة حج، زیارت مسجد شریف نبوی و خواندن نماز در حرم رسول الله (صلی الله علیه و آله) سوق می ­د اد. دست نوشته ­های حاج حسن بن طاهر51 در بارة سفر خود به شرق جهان اسلام، مکة مکرمه و مدینة منوره گواهی بر این مدعاست. وی در بارة سفر خود می ­نویسد:
«در سال 1346ق. هنگامی که منادی در میان بازار بانگ می­ زد: هر کس قصد سفر حج دارد به فلانی مراجعه و با او در این امر مشورت و گفتگو کند، در قلب من اشتیاق فراوانی برای این سفر ایجاد شد.»
وی در ادامه می­ گوید به دلیل این که تعداد متقاضیان سفر حج در آن سال زیاد بود، امکان ادای حج در آن سال برایش فراهم نشد و شروع به کسب آمادگی برای سال آینده نمود.
در این باره می­ گوید:
«در سال 1347ق. خود را برای سفر آماده کردم و تصمیم جدی برای ادای این فریضه گرفتم و با برخی از همشهریان خود و دیگران، اسباب و لوازم این سفر را فراهم کردم...»
این بار نیز فرصت سفر برای ادای فریضة حج از دست او و برخی دوستانش رفت. برخی از افراد که منتظر این سفر بودند، با توجه به سختی اقدامات و شرایط آمادگی که پیش ­تر به آن اشاره شد، دار فانی را وداع گفتند. در نهایت در سال 1351ق. در معیت دیگر حاجیان؛ از جمله تعدادی از دانشمندان و صالحان، امکان رفتن برای آنان فراهم شد. آنان از شهرهای آسفی، رباط و طنجه گذر کردند تا سوار کشتی ­ا ی شوند که حاجیان را از بندر سوئز یا پور سعید در کشور مصر به بندرگاه ­های حجاز (جده یا ینبع)61 منتقل می­ کند.
این کاروان سفر مبارک خود را برای ادای فریضة حج ادامه دادند تا به بندر سوئز رسیدند. از آنجا به همراه دیگر حاجیان که به این بندر رسیده بودند و تعداد آن­ها به 480 حاجی می ­رسید، سوار کشتی شدند. این حاجیان از مردم عراق، استانبول، شام، فاس، رباط، مراکش، مصر و... بودند که به این بندر رسیده بودند. حدود170 نفر از این حاجیان که بیشتر از اهالی مغرب بودند، قبل از رسیدن به بندر جده، برای رفتن به مدینه و نماز خواندن در مسجد شریف نبوی در بندر ینبع پیاده شدند. برخی دیگر نیز به منظور ادای فریضة حج به مکه رفتند.71
نکتة قابل توجه در این سفر، گردهمایی این تعداد حاجی از نژادها، زبان­ ها و رنگ ­های مختلف است که در یک کشتی برای هدفی یکسان؛ یعنی ادای فریضة حج، جمع شده ­ا ند. این اجتماع به خوبی بیانگر نقش تأثیرگذار حج و سفر به بیت الله الحرام در استحکام بخشیدن به پیوند­های برادری و تحقق اتحاد و همدلی میان مسلمانان است.
نشانه ­های ارتباط فرهنگی و علمی میان دانشمندان مکه و مدینه و دانشمندان کشورهای مغرب عربی در دورة معاصر نیز وجود دارد. به گونه ­ا ی که این دانشمندان هر از چندگاهی در رخدادهای علمی، همایش ­ها و کنفرانس ­های فرهنگی درخلال موسم حج مشارکت می­ کنند.81 افزون بر این، دانشمندان مغرب عربی، همه ساله، در ادای فریضة حج مشارکت فعال دارند و شوق انجام مناسک، آنان را به سرزمین ­های مقدس مکه و مدینه می­ کشاند. بدین ترتیب دانشمندان مغرب عربی ارتباط دیرینة علمی و فرهنگی خود را با دانشمندان این سرزمین­ ها ـ مکه و مدینه ـ زنده می­ کنند و تازه نگاه می­ د ارند. این ارتباط، نقش بسزایی در تشکیل و سامان یافتن زنجیره ­ا ی از دانشمندان عامل در کشورهای اندلس، مغرب، مصر و همچنین مکه و مدینه در طول تاریخ اسلام داشته است.
ارتباط علمی و فرهنگی میان دانشمندان مغرب عربی و علمای مکة مکرمه و مدینة منوره:
دانشمندان کشورهای مغرب عربی همواره تلاش داشته ­ا ند تا از فرصت­ های دست داده در هنگام ادای فریضة حج، در راستای دیدار با علمای مسجد الحرام، مسجد شریف نبوی و دیگر دانشمندانی که برای انجام مناسک خود از کشورهای دیگر به این شهرها آمده ­ا ند، بهره ببرند. آن­ها از یک سو به یادگیری دانش­ از دیگر علما همت گماردند و از سوی دیگر سعی داشتند به آموزش افرادی مشغول شوند که در اماکن مقدس مکه و مدینه به آنان مراجعه می­ کنند یا در حلقة درس­ های علمی آن­ها، در رواق­ های حرمین شریفین شرکت می­ کنند.
این دانشمندان در طی دوره­ ا ی که در مکة مکرمه یا مدینة منوره سکونت داشتند، به خرید کتاب­ های مفید علمی، نسخه برداری و یا استفادة امانی از آن­ها اهتمام فراوانی داشتند.
با مطالعة برخی منابع تاریخی که ابعاد و اخباری از سفرهای دانشمندان مغرب عربی به مکة مکرمه یا مدینة منوره، به منظور ادای فریضة حج، ذکر کرده است؛ می­ بینیم برخی از آنان برای خواندن نماز در مسجد شریف نبوی به سمت بندر ینبع می ­رفتند و از راه خشکی به مدینه می ­رسیدند. چند روزی را در آنجا اقامت کرده و سپس برای تکمیل شعائر حج به مکه سفر می­ کردند. برخی دیگر نیز خود را مستقیماً به بندر جده می ­رساندند، مناسک حج را انجام داده و در مرحلة دوم از سفر خود به سوی مدینة منوره رهسپار می­ شدند. شاید دلیل این کار، ارتباط با دیگر حاجیانی بود که آنان را در این سفر دینی بزرگ همراهی می­ کردند. بدین ترتیب سفر خود را با یک گروه آغاز می­ کردند و تا پایان سفر و بازگشت به کشور خود به همراه همان گروه بودند.91
نام سفر حج، خود اشاره به انجام فریضة حج، به عنوان رکن پنجم از ارکان دین مبین اسلام داشت. در این سفر حاجیِ مغربی، برای رسیدن به خانة خدا، بیش­ترین و طولانی ­ترین مسافت ­ها را می ­پیمود. در مسیر خشکی حرکت می­ کرد. بخشی از راه یا همة آن را سوار کشتی می­ شد. راه، بسیار طولانی و وسائل سفر متعدد بود. مسافران با مناظر گوناگونی مواجه می­ شدند. راه سفر خالی از ماجراجویی نبود و در هر لحظه از سفر و در هر مکانی، از ساحل شهر طنجه گرفته تا صحرای الجزائر و سپس در سرزمین تونس و لیبی و مصر و بعد از آن فلسطین و از آنجا در جهت جنوب به سمت خانة کعبه و سرزمین مقدس مکة مکرمه، همواره در معرض خطر قرار داشتند.
رفتن به سفر حج و زیارت مسجد الحرام و مسجد شریف نبوی و دیگر اماکن مقدس، بین شش تا هشت ماه به طول می ­ا نجامید. بازگشت از این سفر به کشورهای مغرب عربی نیز به همین زمان نیاز داشت. این دورة طولانی نشان دهندة حجم سختی­ ها و مشکلاتی است که حاجی در مسیر خود به بیت الله الحرام با آن مواجه بوده است. اما حاجیان این سختی را به امید اجر و ثواب، تحمل می­ کردند و با نیروی ایمان، عزم راسخ، همت عالی و نیت خالص در برابر آن صبوری برمی­ گزیدند.
دربارة ارتباط علمی و فرهنگی میان دانشمندان مغرب عربی و دانشمندان مسجد الحرام و مسجد النبی (صلی الله علیه و آله) اخبار و روایات زیادی در کتاب­ های تاریخی، سفرنامه ­ها و زندگی نامه ­ها وجود دارد که به ابعادی از این پدیدة علمی متمایز و خاص؛ یعنی ارتباط میان مسلمانان به طور کلی و دانشمندان و طبقة فرهیخته به شکل ویژه، اشاره می­ کند. پدیده ­ا ی که در طول تاریخ، به غیر از امت اسلام و پیروان آیین جاودانی محمد (صلی الله علیه و آله) برای هیچ یک از امت­ ها در سطح زمین نمونه و مشابهی ندارد.02
در چارچوب این ارتباط فرهنگی، تأثیر ادای فریضة بزرگ حج بر دانشمندان مسلمان از کشورهای مختلف اسلامی، به خوبی برای ما آشکار می­ شود که جای شکر و امتنان از خداوند متعال دارد. برخی از این دانشمندان حوادث سفر معنوی خود به بیت الله الحرام، مکة مکرمه و مشاعر مقدسة منا، مزدلفه و عرفات و همچنین سفر به مسجد النبی (صلی الله علیه و آله) در مدینة منوره را در کتاب­ هایی مخصوص به رشتة تحریر در آورده ­ا ند. همین امر نشان دهندة جایگاه این فریضه در دل و جان آنان است و از توجه آنان به ادای مناسک حج، اشتیاق بی حد و مرزشان به زیارت اماکن مقدس و عشق به پیروی از خاتم الأنبیاءوالمرسلین (صلی الله علیه و آله) حکایت می­ کند.
در ادامه نمونه ­هایی از این دانشمندان و اخبار آنان در خلال سفر حج را بیان می­ کنیم:
برای مثال، حاج محمد بن علی بن محمد الرافعی الأندلسی التطوانی سفر خود برای ادای فریضة حج و اشتیاقش به مکة مکرمه و دیدار خانة کعبه را چنین توصیف می­ کند:
«... وتشوقی إلى مکة وحِماها، وشغفی بالکعبة الباهیة سناها...»
«... اشتیاق من به مکه و حریم امن آن و عشق من به خانة کعبة نورانی و زیبا...».
وی در بارة آمادگی خود برای این سفر می­ گوید: «لما عزمت على حجّ بیت الله الحرام، وزیارة مسجد نبینا (صلی الله علیه و آله) منة من الله وإرشاداً، و نعمة منه سبحانه و إسعاداً... .»
«هنگامی که خداوند منت نهاد و نعمت و توفیق نصیب من شد و عزم سفر به بیت الله الحرام و زیارت مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله) کردم».
وی همچنین اضافه می­ کند: تمام تلاش خود را برای تأمین هزینة سفر حج به کار بسته است:
«... وشمرت ساعد جدی، واتخذت من الحزم والعزم جهدی، ولم أزل أحاول أن أرهن أو أبیع ما کان بیدی من الطارف والتلید السریع؛ لأتزود فی تلک الطریق، وأتعاون مع الصاحب والرفیق...».12
«... آستین همت بالا زدم و تمام عزم خود را جزم کردم و هنوز هم تلاش می­ کنم که اموال نو و کهنة خود را به سرعت اجاره دهم یا به فروش برسانم تا برای این سفر توشه بیندوزم و با همسفران و دوستان همیاری کنم.»
علامه عبد الحی بن عبد الکبیر کتانی حسنی ادریسی در بارة تأثیر حج در ارتباط میان دانشمندان و اهمیت دیدار میان دانشمندان مغرب عربی و دانشمندان مکة مکرمه و مدینة منوره و همچنین دیدار خود با دانشمند حدیث­ شناس شیخ ابو العطار در مکة مکرمه چنین می­ گوید:
«وخدمنی التوفیق والسعد فی ذلک أکبر الخدمات، وأنالنی الحظ بوافر القسمات، حتى أننی لما لقیت مسند الشرق الشیخ أبو الخیر أحمد بن عثمان العطار المکی سنة 1333ﻫ . جثى بین یدی، وقال: شارکتنی فی تراجم المشارقة أهل بلادی وأسانیدهم، ومعرفة خطوطهم وأخبارهم، ولم أشارکک فی أخبار أهل بلادک ولا لی اطلاع على تراجمهم وآثارهم...».
«در این مورد توفیق با من قرین شد و شانس با من یار بود تا این که دانشمند حدیث شناس شیخ ابوالخیر احمد بن عثمان عطار مکی را در سال 1333ق. ملاقات کردم. وی در برابر من دو زانو نشست و گفت: تو با من در نوشتن زندگینامة دانشمندان شرق جهان اسلام و راویان حدیث این منطقه و همچنین شناخت دست خط و احادیث آنان مشارکت نمودی! اما من در تدوین احادیث دانشمندان سرزمین شما تو را یاری نکردم؛ زیرا از زندگینامه و آثار و احوال آنان اطلاعی نداشتم.»
همچنین این دانشمند مغربی؛ یعنی عبد الحیّ کتانی، می ­نویسد با یکی از علمای عابد و زاهد مکه به نام شیخ محمدبن سلیمان مکی شافعی دیدار کرده و از وی دربارة تألیفات و روایت احادیث اجازه گرفته است و سپس به برخی از ملاقات ­های خود با تعدادی از دانشمندان مکة مکرمه و مدینة منوره اشاره می­ کند.22
پس از رسیدن حاج حسن بن طاهر و عزیز به مکة مکرمه و ادای فریضة حج، از فرصت استفاده کرده و در مدت اقامت در مکه، به برقراری ارتباط با دانشمندان این شهر پرداخت. او با فقیه شیخ محمد عابد فاسی ملاقات کرد و در دیدار از کتابخانه ­های برخی دانشمندان مکه، او را همراهی کرد. از جملة این دانشمندان می ­توان به شیخ فقیه محمد کامل بن محمد ماجد کردی، فقیه محمد طاهر کردی و فقیه شیخ ابراهیم کردی اشاره کرد. آنان در خصوص کتاب­ های حدیث و... گفتگو کردند و حاج حسن بن طاهر از برخی کتب موجود در این گنجینه آگاه شد. این گنجینه نزدیک به بیست هزار جلد کتاب را در خود جای داده بود که همة آن­ها متعلق به دانشمندان پیشین خاندان الکردی بود.32
این سفر مبارک برای ادای فریضة حج، بهترین نمونه و دلیل برای ارتباط علمی میان علمای مکه و مدینه و دانشمندان کشورهای مغرب عربی است. مهم ­ترین دلیل برای ادامة این ارتباط در طول تاریخ، همین ادای فریضة حج بوده است. این فریضه همواره به عنوان یک پشتوانه برای استحکام پیوندهای برادری میان مسلمانان کشورهای مغرب عربی و مسجد الحرام و مسجد النبی (صلی الله علیه و آله) عمل می­ کرده است.
برخی از دانشمندان اهل مغرب، سفر خود برای انجام مناسک حج را توصیف کرده و حوادث و رویدادهای این سفر مبارک و میمون را در قالب سفرنامه تدوین کرده­ ا ند؛ از جمله می ­توان به محمدبن عبد الله بن محمد اللواتی معروف به «ابن بطوطه» و ملقب به «الطنجی» اشاره کرد.
وی منسوب به شهر طنجه واقع در شمال غرب مغرب دور است. شهر طنجه زادگاه این دانشمند است که در 17 رجب سال 703ق. در آن دیده به جهان گشود.
این دانشمند، سه سفر بزرگ داشته است. سفر او به مکه در چارچوب اولین سفر وی بوده که حدود بیست و هشت سال به طول انجامیده است. وی پس از پایان سفرهای بزرگ خود به مغرب بازگشت و به دستور سلطان عنان مرینی (حاکم مغرب بین سالهای859 ـ 849) رخدادهای سفر خود را برای ابن جزی، کاتب مرینی املا کرد تا او آن­ها را ثبت کند. تدوین این سفرنامه در 3 ذی الحجه سال 756ق. به پایان رسید.42
جهانگرد مغربی از کشورهایی که در سفرهای خود از آن­ها عبور کرده، اطلاعات مهمی را ارائه می­ کند. این سفرنامه یک سند تاریخی، اجتماعی و اقتصادی و همچنین یکی از ابزارهایی به شمار می­ رود که به ارتباط بین دانشمندان مغربی و علمای سرزمین­ مکة مکرمه و مدینة منوره کمک کرده است.
اشتیاق دانشمندان اهل مغرب به سفر حج و زیارت مسجد رسول الله (صلی الله علیه و آله) و دیگر اماکن مقدسه در مکة مکرمه و مدینة منوره، به شکلی آشکار در تألیفات و سفرنامه ­هایشان ذکر شده است. ذکر این اشتیاق به تألیفات و سفرنامه ­ها ویژگی ممتازی بخشیده است؛ زیرا انگیزة نویسنده در این سفرنامه ­ها اشتیاق به حج و امید و آرزوی دیدار علما و دانشمندان و بهره ­گیری از آنان است. سفر­های حجازی که دانشمندان اهل مغرب به شهرهای مکة مکرمه و مدینة منوره داشته ­ا ند و وقایع آن را نگاشته ­ا ند و همچنین اشاره به فعالیت ­ها و تلاش­ های سفرنامه نویس برای کسب علم و دیدار با دانشمندان، بخش زیادی از فهرست سفرنامه ­ها را به خود اختصاص داده است. برای نمونه می ­توان از دانشمندانی چون ابن رشید سبتی (متولد 721ق.) و کتاب او تحت عنوان «ملء العیبة، فیما جمع بطول الغیبة فی الرحلة إلى مکة وطیبة»، ابو العباس مقری (متولد 1040) و کتاب او با نام «روض العاطر الأنفاس فی ذکر من لقیته من علماء مراکش وفاس» و محمد بن زاکور الفاسی (متولد 1120ق.) و کتاب او به اسم «نشر أزاهر البستان فی من أجازنی بالجزائر وتطوان» نام برد.52
دغدغة دانشمندان اهل مغرب، دیدار اساتید، استفاده علمی و مجالست با آن­ها و همچنین یادگیری علوم و معارف آنان بود. همة همت ایشان در طول سفر مصروف به همین امور بود و همواره نام اساتید و محافل علمی را رصد می­ کردند. آنان در سفرنامه ­های خود از نام این اساتید، کلاس ­های درس و بحث و همچنین تألیفات آنان یاد می­ کردند؛ از این رو سفرنامه ­ها بیشتر به فهرستی انبوه از علوم و معارف و اساتید این علوم تبدیل شده است.
سفرنامة «ماء الموائد» نوشتة ابو سالم عیاشی (متولد1090) نمونه­ ا ی از سفرنامه ­های حجازی است که دانشمندان اهل مغرب عربی در چهار قرن اخیر به رشتة تحریر درآورده ­ا ند. وی در کتاب خود به شکل مفصل از همة عناصر ثابت و رخدادهای تأثیرگذاری که در طول سفر حجاز و قبل و بعد از آن برای او به وقوع پیوسته، سخن گفته است. این سفرنامه به ظرفی برای حفظ و ثبت متونی تبدیل شده است که در معرض نابودی قرارداشته ­ا ند؛ مانند پاسخ استفتائات، مقدمة کتاب­ ها، نامه ­های شخصی و علمی، اشعاری در قالب قصیده، متن اجازه­ نامه ­ها، تألیفات مختصر و... سفرنامة «ماء الموائد» بعدها به الگویی تبدیل شد که نویسنده ­های سفرنامه در منطقة مغرب عربی در نوشتن سفرنامة خود از آن الگو می ­گرفتند. یکی از بخش ­هایی که به شکل ویژه، الگوی سفرنامه نویسان بعد از عیاشی قرار گرفت، اهمیت دادن و توجه به دانشمندان کشورهای اسلامی بود. این اهتمام در جملات و عباراتی متجلی می­ شد که بیانگر ملاقات سفرنامه نویس با دانشمندان در کشورها و شهرهای اسلامی مانند مصر، مکه، مدینه و... بود؛ جملاتی مانند:
«ذکر من لقیته بالمدینة من المشایخ والأعلام والأصحاب الکرام، ممن أخذت عنه أخذ عنی أو صاحبته فی الله، ولم یخب فیه ظنی...».62
«اساتید و شخصیت­ های برجسته ­ا ی که در مدینه با آنان ملاقات داشتم، از آنان آموختم و به آن­ها آموزش دادم یا با آن­ها هم­نشین شدم و گمان من در بارة آنان صحیح بود و از آن­ها ناامید نشدم...»
بدین ترتیب عیاشی سیره و زندگینامة بسیاری از دانشمندان و اساتید کشورهای مغرب عربی، مصر، شام و حجاز و همچنین علوم، تألیفات، درس­ ها و محافل علمی آنان را که هنگام بازدید از این کشورها از آنان آگاه شده بود، به رشته تحریر در آورد.72
این سفرنامه یکی از دلایل وجود ارتباط علمی و فرهنگی میان دانشمندان کشورهای مغرب عربی با علمای مکة مکرمه و مدینة منوره به شمار می­ رود. و رویکرد دانشمندان این منطقه نسبت به شرق جهان اسلام را در خلال سفرهای حجازی که از کشورهای مغرب عربی شروع می­ شد، ثابت می­ کند. این سفرنامه ­ها شامل تجربیات جهانگرد (نویسندة سفرنامه) از مبدأ سفر؛ یعنی کشور خود تا زمان رسیدن به منطقة حجاز می­ شد. سفری که به منظور ادای فریضة حج انجام می­ شد و پس از پایان این فریضه به کشورهای مغرب عربی ختم می­ شد. مسیر حج بسیار طاقت فرسا بود و نیاز به مال، توشه و آمادگی برای پرداخت هزینه ­هایی چون غذا، حمل و نقل، مرکب، پوشاک و دیگر هزینه ­های جاری یا پیش بینی نشده داشت.82
جهانگردان مغربی به تنهایی سفر نمی­ کردند؛ بلکه سفر آن­ها به شکل گروهی بود. در این شرایط گروه، به عنوان یک پدیدة اجتماعی پویا و فعال اهمیت بارزی می­ یافت. حاجیان مغربی جزئی از یک کل و عضوی از یک گروه بودند. گروهی که برای حفظ منافع یکدیگر همکاری و همزیستی می­ کردند. همین امر باعث تقویت پیوند برادری در میان مسافران در خلال سفر حج و پس از آن می­ شد.
عبد الله بن محمد عیاشی ـ نویسندة سفرنامة معروف «ماء الموائد» ـ می­ گوید که در دورة اقامت چند ساله­ ا ش در منطقة حجاز، افزون بر دانشمندان اهل مغرب، که در آن دوره، در مکة مکرمه و مدینة منوره اقامت داشتند؛ مانند عیسی ثعالبی؛92 از اساتیدی چون زین العابدین طبری، عبد الله باقشیر، علی بن جمال، عبدالعزیز زمزمی، ابراهیم کردی و حسن عجمی کسب علم و معرفت کرده است.
در مسیر این سفر به مکة مکرمه که به منظور ادای فریضة حج انجام می­ شد، عیاشی در معیت گروهی الجزائری بود که بزرگ آنان عبد الکریم الفکون نام داشت. عیاشی ایدة تألیفات خود را از وی الهام گرفت. عیاشی همچنین نزد گروهی از دانشمندان فلسطین نیز علومی آموخت؛ از جمله شیخ عبد العزیز نفاتی تونسی که قاضی القضات شهر قدس در آن زمان به شمار می ­رفت.
عیاشی در سفرنامة خود از علاقة شدیدش به زیارت بیت المقدس در فلسطین و نماز خواندن در آن سخن گفته است. وی می­ گوید در کنار خانة کعبه و در محل ملتزم03 از خدا خواسته که او را برای انجام این زیارت یاری کند. خداوند نیز دعای او را اجابت کرده است.13
منابع تاریخی مکة مکرمه اشاره ­هایی به نقش شایان توجه دانشمندانی دارد که به شهرهای مدینة منوره و مکة مکرمه آمده ­ا ند یا در آن شهرها اقامت گزیده ­ا ند و با تلاش­ های خود سهم بسزایی در نهضت علمی داشته ­ا ند. یکی از مهم ­ترین تلاش­ ها و اقدامات این دانشمندان تدریس در رواق­ ها و صحن­ های مسجد الحرام، مسجد شریف نبوی و محل اقامتشان بود. تأثیر این فعالیت ­های علمی در آثار مکتوب و تألیفات علمای مکة مکرمه و مدینة منوره به راحتی مشهود است. علمای مکه و مدینه از علم دانشمندان کشورهای مغرب عربی اقتباس کرده و بهره بردند و از آن به نیکی یاد کردند و دانشمندان مقیم و مسافر این شهرها را ستودند. اجازه­ نامه ­ها، تألیفات علمی و خاطرات شخصی بیانگر دستاوردهای علمی این دیدارها در ساحت مقدس مسجد الحرام و مسجد شریف نبوی است. نام این دانشمندان بزرگ که برای انجام مناسک حج به مکه سفر کرده­ ا ند در کتاب­ های مخصوص احوال و آثار دانشمندان؛ مانند کتاب «الجواهر الحسان فی تراجم من لقیته من الأساتذة والخلان» نوشتة شیخ فقیه زکریا بن عبد الله بن بیلا المکی (متولد 1413ق.) ذکر شده است.23
از جمله دانشمندان کشورهای مغرب عربی که به مکة مکرمه و مدینة منوره سفر کردند و در آنجا و دیگر سرزمین ­های اسلامی ـ در راه رسیدن به مکه و همچنین هنگام بازگشت ـ به تدریس مشغول شدند می ­توان به نام­ های زیر اشاره کرد:
ـ شیخ محمد بن علی دهان غرناطی؛ در مکه، مصر و شام درس خواند. شغل او تجارت بود و در «قوص» در کشور مصر وفات یافت.33
ـ شیخ شرف الدین محمد بن عبد المرسی (متولد 655 ق.)؛ وی در اندلس، مصر، شام، حجاز، عراق، ایران و ما وراء النهر درس خواند و در مکه اقامت گزید. درس او با اقبال زیادی مواجه شد و تألیفات بسیار ارزشمندی داشت.
ـ شیخ محمد بن حجاج إشبیلی (متولد 706ق.)؛ به کشورهای شرق جهان اسلام سفر کرد و از اسکندریه و عدن عبور کرد و تا هنگام مرگ در مکه اقامت کرد. وی به صالح بودن شهره و در علوم زبان عربی برجسته بود.43
ـ شیخ محمد بن عبد الرحمان اللخمی معروف به ابن حکیم (متولد 708ق.) در مکه، مدینه، دمشق، بغداد و قاهره به علم آموزی مشغول شد. اساتید بسیاری در شرق جهان اسلام و کشورهای مغرب عربی داشت.53
دانشمندان مغرب عربی در طول تاریخ با دیگر مدارس علمیه در کشورهای غرب و شرق جهان اسلام به عنوان طلابی که در آن مدارس به تحصیل علم می ­پردازند، در ارتباط بودند و از علمای این مدارس به عنوان اساتیدی که به طلاب شهرهای مختلف مغرب عربی تدریس کرده­ ا ند، اجازه ­نامه ­های علمی کسب کردند.63
منابع تاریخی از گروهی از دانشمنـدان اهل مغرب نام بــرده ­ا ند که در مصر، مکـه و مدینه درس خوانده ­ا ند. ادای مناسک فریضة حج یکی از مهم ­ترین مسائلی بود که به ارتباط میان ایشان و علمای مکة مکرمه و مدینة منوره کمک کرد. به عنوان مثال:
ـ شیخ احمد غربی (متولد 1178ق.)؛ وی به شرق جهان اسلام سفر کرد و نزد اساتید مصر، مسجد الحرام و مسجد شریف نبوی در مکه و مدینه دانش اندوخت.
ـ شیخ محمد بن تهامی بن عمرو (متولد 1243ق.) برای ادای فریضة حج و تحصیل علم به مکة مکرمه سفر کرد و از سرزمین سرسبز تونس عبور کرد و با گروهی از دانشمندان آن دیار ملاقات نمود و با آنان تبادل علمی داشت.
ـ شیخ ابراهیم تادلی (متولد 1311ق.)؛ دو بار به شرق سرزمین ­های اسلامی سفر کرد و در هر دو سفر خود از اساتید مصر، مسجد الحرام و مسجد شریف نبوی بهره برد.
ـ شیخ احمد بن قاسم جسوس (متولد 1331ق.) به کشور مصر و حجاز سفر کرد و با دانشمندان این کشورها دیدار نمود و از آن­ها بهره برد و اجازه نامة علمی کسب کرد.
بدین ترتیب دانشمندان و عالمان کشورهای مغرب عربی، طلایه داران علم و هدایت در کشورهای خود و خارج از آن بودند. به نشر دانش می­ پرداختند و میان اهل بیت و فامیل خویش به تبلیغ دین مشغول می­ شدند. در کسب دانش و تبلیغ دین برجسته و شناخته شده بودند و مردم از همه جا برای تحصیل علم و معارف و شرکت در محافل علمی به سوی آن­ها سفر می­ کردند.73
دانشمندان و علمای مکه نیز برقراری این ارتباط علمی میان خود و علمای مغرب عربی را تأیید می­ کنند .از جمله در زندگینامة شیخ حسن المشاط المکی آمده است که وی دربارة این ارتباط می­ گوید: «هنگامی­که علامه حمدان بن سیدی احمد جزائری ونیسی قسطنطینی در سال (1337ق.) برای ادای حج به مکة مکرمه آمد، توفیق دیدار با او نصیب من شد و از ابتدای کتاب مختصر خلیل ­بن احمد را نزد او و در ایام اقامت در مکه و ایام حج در منا خواندم. ایشان تا پایان ماه ذی الحجه و محرم الحرام در مکه اقامت کردند که من از وی بسیار آموختم.»83
از جمله دانشمندانی که در زمانی نه چندان دور به مکه آمدند تا فریضة حج را انجام دهند و در عین حال علمای مکة مکرمه و مدینة منوره از آنان در امور علمی بهره بردند، می ­توان به چند نفر ذیل اشاره کرد:
ـ شیخ محمد بن عبد الحی کتانی؛ او دو بار در سال­ های (1323ق.) و (1351ق.) برای حج به مکه سفر کرد.
ـ شیخ محمد الکی بن مصطفی بن عزوز تونسی.
ـ شیخ الخطیب مراکشی.
ـ شیخ سید محمد بن علی سنوسی خطابی (متولد 1351ق.).
ـ شیخ محدث محمد بن حبیب الله بن سیدی عبد الله جکنی شنقیطی.93
بدون تردید این ارتباط علمی میان دانشمندان مغرب عربی و علمای مسجد الحرام و مسجد شریف نبوی به شکل کلی، و میان علمای مدینة منوره به طور ویژه، برقرار بوده است. لیست بلندی از نام دانشمندانی که علوم اسلامی را از سرزمین حجاز به کشورهای مغرب عربی و اندلس منتقل کرده­ اند در منابع مختلف وجود دارد. افزون بر این منابعِ تاریخی، از گروهی از دانشمندان فاضل یاد کرده­ اند که مذهب مالک بن انس (متولد 204ق.) را منتقل کرده و توانسته ­ا ند آن را خارج از مدینه نشر و ترویج دهند؛ از جملة این افراد می ­توان به شیخ الفقیه زیاد بن عبد الرحمان لخمی، شیخ الفقیه یحیی بن یحیی لیثی، شیخ الفقیه سعید بن عبد الحکم بن محمد جمحی مصری و شیخ الفقیه علی بن زیاد تونسی اشاره کرد. شیخ علی بن زیاد تونسی نخستین مبلغ و ترویج دهندة مذهب مالکی در آفریقا به شمار می ­رفت و با تلاش­ های او مذهب مالکی در کشورهای مغرب عربی عمومی شد و مردم استقبال زیادی از آن کردند.04
از جمله کسانی که «موطأ»14 و «مذهب مالک بن انس» را از طریق روایت و همراه با درایت و تفکر، به کشورهای مغرب عربی منتقل کردند، دانشمندانی چون سحنون بن سعید بن حبیب تنوخی و شجره بن عیسی مغافری تونسی بودند.
حاجیان دانشمند کشورهای مغرب عربی، اشتیاق زیادی به برقراری ارتباط با علمای مدینة منوره و دیدار از کتابخانه ­ها داشتند. علمایی­ که در مسجد شریف نبوی مشغول تدریس بودند. حاج­ بن طاهر بن وعزیز در این باره می­ گوید: با دانشمندان ذیل ملاقات داشته است:
ـ فقیه محدث ابراهیم بن عبد القاهر بری دینی و در درس­ های حدیث و فقه او حاضر شده و از او اجازه گرفته است.
ـ فقیه محمد بن احمد بن محمد حمد العمری منسوب به عمر بن الخطیب. با او در برخی موضوعات مذاکره داشته و از او اجازة شفاهی گرفته است.
ـ فقیه سید خلیل از دانشمندان مدینة منوره.
افزون بر این، دیدار خود از کتابخانة مشهور شیخ الاسلام احمد عارف حکمت الحسینی در جوار مسجد شریف نبوی را ذکر می­ کند. کتابخانه ­ا ی که حدود شش هزار جلد کتاب را در خود جای داده است.24
علاوه بر آنچه گفته شد، ملاقات ­هایی علمی به منظور تحصیل علم میان دانشمندان مغرب عربی و دانشمندان مدینة منوره و مکة مکرمه برگزار می­ شد که در آن­ها دانشمندان مغربی از علمای مکه و مدینه اجازه ­نامه می ­گرفتند. برای مثال دانشمند و جهانگرد مغربی به نام عبد الله ابو مدین بن احمد صغیر درعی در سال 1153 هـ از محمد بن حدیدی حنبلی پسر شیخ محمد سنبل یکی از فقهای حنبلی در مسجد شریف نبوی اجازه ­نامه گرفت.
برخی از دانشمندان کشورهای مغرب عربی هنگام اقامت در مکة مکرمه و زیارت مسجد نبوی در مدینة منوره، کرسی تدریس و آموزش را به عهده گرفتند و برای کسانی که استفتاء می­ کردند، فتوا می­ د ادند.
دانشمندان مغرب عربی از کتابخانه ­ها وگنجینه­ های کتب موقوفه در مسجد الحرام و مسجد النبی (صلی الله علیه و آله) استفاده می­ کردند. آن­ها علاوه بر این­که تعداد زیادی کتاب­ ها را در زمینة علوم مختلف اسلامی خریداری کردند؛ کتاب­ های این کتاب­خانه ­ها را برای مطالعه و استفاده از آن­ها به امانت می ­گرفتند. یکی از عوامل حفظ نسخه­ های خطی و انتقال آن­ها به گنجینة کتاب­ ها در کشورهای مغرب عربی، همین دانشمندان بودند.
منابع تاریخی در بارة ارتباط علمی بین علمای مدینة منوره و مکة مکرمه و بین دانشمندان مغرب عربی از طریق سفرهای علمی از کشورهای مشرق جهان اسلام به کشورهای مغرب اشاره داشته ­ا ند؛ اما هیچ مقایسه ­ای میان دستاوردهای این دانشمندان در ساحت مقدس مسجد الحرام و مسجد شریف نبوی در طول سال و در موسم حج به شکل خاص انجام نشده است. دانشمندان بزرگوار مغرب عربی، همواره برای انجام یکی از ارکان اسلام وعبادت خداوند متعال و زیارت مسجد شریف رسول الله (صلی الله علیه و آله) به سرزمین حجاز سفر می­ کردند. این امر به افزایش سفرهای آنان به سرزمین وحی به شکل مستمر و با تعداد زیاد در موسم حج به منظور اطاعت از خداوند متعال و پیروی از سنت رسول الله (صلی الله علیه و آله) کمک کرد. افزون بر این، آن­ها در طی مسیر خود برای انجام عبادت بزرگ حج و همچنین در طول مدت اقامت خود در مکة مکرمـه، مشاعر مقدسه و مدینة منـوره احساس لذت، آرامـش روانی و خوشبختی فراوانی داشتند؛ زیرا همـزمان به طاعت خداوند، عبادت، تحصـیل علم، ایجاد ارتباط علمی و فرهنگی، تحقق وحدت و اخوت منحصر به فرد با حاجیان بیت الله الحرام و دانشمندان هم سطح خود از دیگر کشورهای اسلامی مشغول بودند. با دقت به این نکته که همة این رخدادها در ساحت مقدس مسجد الحرام و مسجد النبی (صلی الله علیه و آله) به وقوع می­ پیوست.
آنچه باید به آن توجه داشت، کم بودن مسافران از سمت شرق جهان اسلام به سوی کشورهای مغرب عربی بود. این امر چند دلیل داشت؛ از جمله اوضاع نابسامان داخلی و سیاسی این کشورها در برخی از برهه ­های زمانی، ترس و عدم امنیت جانی به دلیل سلطة ناوگان­ های دریایی مسیحی بر آب­ ها و سواحل بخش زیادی از دریای مدیترانه و اقدامات خصمانه و مستمر این ناوگان ­ها و همچنین حملات و تجاوزهای دزدان دریایی در سطح این دریا و در بندرگاه ­ها.
برای مثال می ­توان به حملة دزدان دریایی به شیخ ابراهیم بن خلف سنهوری اشاره کرد که هنگام سفر از شهر دمشق به کشور تونس با این حادثه مواجه شد و پس از رهایی از چنگ اسارت، مدتی را در مغرب سپری کرد.34
البته از دید نگارندة این مقاله، یکی دیگر از عوامل کم بودن سفرهای علمی علمای مکة مکرمه و مدینة منوره به کشورهای مغرب عربی این بود که دستاوردی که از طریق سفر به این کشورها و دیدار با اساتید و دیگر علمای کشورهای مغرب عربی می ­توانست برای دانشمندان و طلاب مکه و مدینه حاصل شود؛ به فضل خداوند و در خلال سفرهای زیارتی و علمی دانشمندان مسلمان مغربی و دیگر کشورها به بیت الله الحرام و مسجد شریف نبوی در مدینة منوره حاصل می­ شد. بدین ترتیب خداوند زحمت سفر و هجرت علمای حجاز، برای طلب علم را با سفر دانشمندان و علمای دیگر بلاد اسلامی به مکه و مدینه، هموار ساخت. این امر نیز باعث شد که علمای حجاز از فرصت­ به دست آمده برای استفاده از دیگر دانشمندان مسلمان، نهایت بهره را برده و آنان را برای ملاقات با خود و ارتباط علمی تشویق کنند. این ارتباط علمی خود به تنهایی یکی از دستاوردهای مبارک انجام فریضة حج است. این منافع و دستاوردها همپا با سفر دانشمندان به مسجد الحرام و مسجد النبی (صلی الله علیه و آله) همواره ادامه خواهد داشت.
برگ­ هایی زرین از تاریخ دانشمندان کشورهای مغرب عربی
دانشمندان مسلمـان مغرب عـربی برگ­ های زریـنی از خود در تاریخ امت اسلام بر جای گذاشته ­ا ند؛ زیـرا آنـان خـدمات بـزرگی در حوزة نـشر علوم و آموزش در کشـورهای مختلف ارائه کرده­ ا نـد. اگر چه این مقاله موضوع تبادل و ارتباط علمی و فرهنگی میان دانشمندان مغرب و علمای مکة مکرمه و مدینة منوره را به بحث و بررسی گذاشته، اما اشاره به فعالیت ­های علمی، فرهنگی و... که دانشمندان فاضل مغرب عربی در آن سهم داشته ­ا ند، خالی از لطف نخواهد بود. این دانشمندان بیش از هر چیزی به مدارس علمیه سیار در کشورهای اسلامی شبیه بودند و از هر سرزمینی که عبور می­ کردند یا در آنجا اقامت می­ گزیدند، در حوزة فرهنگ و دانش به اهل آن دیار آموزش می­ د ا دند و از آنان بهره می ­بردند. اکنون اشاره ­ا ی کوتاه و گذرا به گوشه ­ا ی از این برگ زرین از تاریخ علمای مسلمان غرب جهان اسلام و فعالیت ­های علمی و آموزشی آنان خواهیم داشت. فعالیت ­هایی که در قرون مختلف اسلامی در چارچوب انجام مناسک حج یا سفر برای تحصیل علم انجام می­ شده است:
منابع تاریخی از ارتباط تنگاتنگ و پیوند عمیق میان دانشمندان کشورهای مغرب عربی با کشورهای شرق جهان اسلام سخن گفتـه ­ا ند. برای مثال می­ بینیـم گروهی از دانشمنـدان مغربی به شرق جهان اسلام سفر کرده و در مسیـر خود در کشـور مصر مستـقر شده و در آنـجا سکنـی گزیـده ­ا ند. این دانشمنـدان بـرای نسل­ های آتی تعداد زیادی از تألیفات علمی خود را به یادگار گذاشته ­ا ند. آنان در غنا بخشی به جنبش فکری و فرهنگی در شرق جهان اسلام به طور کلی و در کشور مصر به شکل ویژه نقش داشته ­ا ند. جهانگردان در نوشته ­ها و سفرنامه ­های خود، مشاهداتشان را در خلال اقامت در کشورهای مصر و حجاز؛ از جمله مساجد، آثار باستانی، بازارها، کتابخانه ­ها، مدارس و گنجینه­ های علمی آن­ها را توصیف کرده­ اند. برخی از این جهانگردان در درس دانشمندان حضور یافته و به توصیف شیوه ­های آموزشی و نبوغ و مهارت بزرگان فقه و حدیث و دیگر علوم اسلامی پرداخته ­ا ند.44
انجام مناسک حج یکی از مهم ­ترین عواملی بود که به این ارتباطِ علمی میان مسلمانان کشورهای مغرب عربی و شهرهای مکة مکرمه و مدینة منوره و حتی کشور مصر، کمک می­ کرد.
منابع تاریخی لیستی طولانی از نام دانشمندانی مغربی را در اختیار ما قرار می­ دهند که برای خدمت به مسلمانان در نقش ­های استاد، مفتی، امام جماعت و قضاوت و... در مصر سکونت کرده­ ا ند.
دانشمندانی چون ابو الخیر تینانی (متولد 1343ق.) از جمله مشاهیری بودند که در طلیعة قرن چهارم هجری در مصر اقامت کردند. یکی از مهم ­ترین دلایل استقرار دانشمندان مغربی در مصر این بود که کشور مصر در مسیر حرکت آنان به سوی مسجد الحرام در مکة مکرمه و مسجد النبی (صلی الله علیه و آله) در مدینة منوره قرار داشت.54
روابط فرهنگی میان کشورهای مغرب عربی و مصر در عصر مرینی و مملوکی شکوفایی چشمگیری داشت. این شکوفایی، مرهـون ارتبـاط علمی ­ا ی بود که علمای مغرب در آن زمان به آن اهمیت فراوان می­ د ادنـد و در سفرهـای متـعدد و پـی در پـی خود به مصر به آن تحقق می ­بـخشیدند. با کمی تأمل در می یابیم که تعداد سفرهای علمای مغرب به مصر، بیش از سفرهایی بودکه دانشمندان مصر به کشورهای مغرب داشتند؛ دلیل این اختلاف میان سفرها این است که علمای مصر با هدف رسیدن به شرق جهان اسلام و به منظور ادای فریضة حج، تحصیل علم و دانش، خرید و فروش و تجارت و یا شرکت در جهاد در راه خدا در برابر دشمنان صلیبی ـ که به کشورهای اسلامی مصر و شام حمله کرده بودند ـ سفر می­ کردند. افزون بر این کاروان­ های حاجیان کشورهای مغرب، شامل تعداد زیادی از دانشمندان و طلاب علم بود که به تحقق دو هدف مقدس چشم امید داشتند:
1. انجام حج و زیارت بیت الله الحرام.
2. کسب علم، اندوختن زاد و توشه از علما، دریافت اجازه ­نامه ­های علمی از اساتید بزرگ، شنیدن روایات، حفظ اسانید روایات و آگاهی از تألیفات علمی و ادبی؛ زیرا منابع اسلامی از شکوفایی علم و دانش در این دورة زمانی در شرق جهان اسلام خبر می­ د هند.64
در نتیجة این ارتباط علمی میان علمای مغرب و دانشمندان کشور مصر، هر دو طرف از دانش یکدیگر استفاده کردند، کرسی­ های تدریس در مدارس، دانشگاه­ ها و مساجد فعال شد و این نهضت علمی به دیگر کشورهای اسلامی منتقل گشت. دانشمندان مغربی نیز بعدها با اقامت دائم یا موقت خود، اشتغال به علم و آموزش و تألیف کتاب­ های علمی در کشورهای شام و حجاز، این نهضت علمی را به این کشورها منتقل کردند و پس از آن در بازگشت، این دستاوردها را به کشورهای مغرب عربی بردند.74
برای مثال در بزرگ­ ترین دائرة المعارف معاصر «تاج العروس من جواهر القاموس» می­ بینیم که شیخ مرتضی زبیدی، پیشوای دانشمندان علوم زبان عربی در قرن دوازدهم هجری، شاگرد ابوعبد الله محمد بن طیب شرقی فاسی (متولد 1170ق.) و محمد حسنی بلیدی جزائری بوده است.
مستحکم ­ترین روابط و عمیق ­ترین پیوندها میان شرق جهان اسلام و کشورهای مغرب عربی به دست دانشمندانی ایجاد شد که هر ساله به صورت گروهی و فردی از مغرب به حج می ­رفتند یا از شرق جهان اسلام برای پیوستن به دربار سلاطین مغرب به این کشورها سفر می­ کردند؛ یکی از این پادشاهان، سلطان منصور السعدی بود که آغوش دربار او به سوی دانشمندان بزرگ و نوابغ علمی مکة مکرمه، مدینة منوره، قدس، مصر، شام، عراق و... باز بود. در این میان، اسلام و عرب بودن تنها ابزار عبور از مرزهای شرق به غرب و بالعکس به شمار می ­رفت. دو شاخصه ­ا ی که توان و قدرت ارتباط علمی میان دانشمندان مسلمان در این کشورها را افزون کرده بود.84
سرزمین ­های معروف به اندلس نیز از این ارتباط علمی دانشمندان مغرب عربی بهره بردند. میان دانشمندان مغرب و سرزمین اندلس ارتباط علمی محکمی وجود داشت. به گونه ­ا ی که انتقال دانشمندان میان دو منطقه باعث شکوفایی و غنای جنبش علمی و فرهنگی گشت. افزون بر حلقه ­های دانش و درس که در مساجد و مدارس برگزار می­ شد، جنبش تألیف و تصنیف کتاب در علوم مختلف نیز فعال شده بود.94
اشارة گـذرا و مختـصری که به تلاش­ هـای علمی دانشمنـدان مغرب عربی داشتیم، بیانگر اقدامات گرانسنگی است که آنان در زمینة دانش، آموزش، افتاء، قضاوت، تبلیغ و هدایت مردم در کشورهای مختلف اسلامی به ثمر رسانده ­ا ند. دانشمندان در خلال سفر حج یا سفرهای علمی خود، از کشورهای اسلامی­ عبور کرده یا در آن­ها سکونت نمودند و به نشر دانش میان مسلمانان پرداختند. آثار و اقدامات گرانقدر این دانشمندان به گونه ­ا ی است که تأثیر و منافع آن هنوز گواهی صادق بر برتری و فضل آنان تا دورة معاصر به شمار می­ رود. دستیابی به این دستاوردها، تنها گوشة کوچکی از ثمرات و منافع سفر به مکة مکرمه و مدینة منوره به منظور ادای فریضه حج و زیارت مسجد رسول الله (صلی الله علیه و آله) است. در سایة این سفر مقدس در طول تاریخ دستاوردهای بزرگی به دست آمده که ارتباط علمی میان دانشمندان مغرب عربی و علمای مکه و مدینه نمونه­ ا ی از آن است.
خاتمه
پس از بررسی تاریخی و علمی­ ا ی که دربارة ارتباط علمی و فرهنگی میان دانشمندان مغرب و دانشمندان مکه و مدینه داشتیم، از تأثیر بزرگی که ادای فریضة حج بر دانشمندان مسلمان به طور کلی و علمای مسجد الحرام و مسجد النبی (صلی الله علیه و آله) در مکة مکرمه و مدینة منوره داشته است آگاه شدیم. فریضة حج، فرصتی طلایی را در اختیار دانشمندان و علمای گرانقدر از سرتاسر جهان اسلام قرار داد تا در ساحت مقدس مسجد الحرام و مسجد النبی (صلی الله علیه و آله) و در میان رواق های آن، که محل نزول وحی و سرزمین رسالت و نبوت است به ملاقات با یکدیگر بپردازند. در نتیجة این فرصت طلایی، حلقه ­­های دانش، درس و آموزش برای ساکنان این شهرها و مسافرانی که از شرق و غرب جهان به آنجا روی آوردند، شکوفا شد و رونق گرفت. جنبش علمی مکه و مدینه با تلاش و همت این دانشمندان و علمایی که در موسم حج رهسپار آن می­ شدند، پویا و فعال گشت. بدین ترتیب تعداد زیادی از منافع دین و دنیای مردم به واسطة انجام شعائر دینی حج و رکن پنجم از ارکان دین مبین اسلام، تحقق یافت. ارتباط علمی و فرهنگی میان دانشمندان و علمای جهان اسلام تنها یکی از دستاوردها و منافع مبارکی بود که انجام فریضة حج در پی د اشت.
در نتیجة دیدار دانشمندان مسلمانان به طور کلی و علمای مغرب به شکل ویژه با برادران مسلمان و دانشمند خود در مکه و مدینه، سرزمین حجاز و این دو شهر به کعبة آمال طلاب و شیفتگان دانش ـ از سرتاسر جهان اسلام ـ در حوزه­ های دینی، علمی و فرهنگی تبدیل شد. فریضة حج نیز از زمانی که توسط خداوند متعال بر امت محمد (صلی الله علیه و آله) واجب شد، یکی از مهم ­ترین عواملی به شمار می ­رفت که در تقویت اتحاد، همبستگی و همکاری امت اسلامی در همة زمینه ­ها کمک کرده است.
امت اسلامی ـ بحمد الله ـ تا دورة معاصر، هنوز هم از ثمرات این رکن بزرگ اسلام؛ یعنی «حج بیت الله الحرام» بهره می ­برند. این منافع تا زمانی که حجاج بیت الله الحرام و عمره ­گزاران و زائران مسجد رسول الله (صلی الله علیه و آله) به این سرزمین سفر کنند، ادامه خواهد داشت و رو به فزونی خواهد گذاشت. حاجیان و زائران این سرزمین نیز فواید و منافع این سفـر را درک کـرده و با انگیزة رسیـدن به اجر و ثواب از خداونـد ـ عزّ وجلّ ـ و نیل به فضایل حج، برای شرکت در کاروان­ هـای حاجیـان با یـکدیگر رقابت می­ کنند. اشتـیاق دیـدار بیت الله الحرام، نماز خواندن در آن، دیدن کعبه و طواف کـردن گرد آن، نوشیدن آب زمزم، سعی بین صفا و مروه و پیروی از سنت خاتم الانبیاء و المرسلـین (صلی الله علیه و آله) به آنان انگیـزه­ ا ی دو چنـدان می­ د هـد و امیـد رسیدن به مدینـة منوره، نمـاز خواندن در مسجد شریـف نبوی و پـس از آن سـلام دادن به بهـترین خلائق خداوند و خاتم الأنبیاء و المرسلین، حاجیان را به آن سو هدایت می­ کند.
اگر چه دانشمندان و علمای جهان اسلام در دوره ­های گذشته با سختی­ های زیاد و خطرات متعددی مواجه بودند؛ اما به فضل پروردگار، در دورة معاصر سختی­ ها و خطراتی که در مسیر انجام فریضة حج وجود داشت از بین رفته و ادای آن در امنیت و آرامش کامل ممکن گشته است.
پی نوشت ها :
1. محمد السید بلاسی، کتاب «أسماء مکة والمدینة فی اللسان العربی» 232 و233
2. الذهبی، الأمصار ذوات الآثار، ص 159
3. حمد الجـاسر، کتاب «أشهر رحلات الحج رحلتی ابن عبـدالسلام الـدرعی» انتـشارات دار الـرافعی، چاپ اول، سال
1402ق. ، ص 11
4. عبد الوهاب ابو سلیمان، «الحرم الشریف الجامع والجامعه»، انتشارات نادی مکة الثقافی الأدبی، صص 6 و7
5. محمّد السید علی بلاسی، کتاب «أسماء مکة والمدینة فی اللسان العربی»، ص234
6. همان، ص235
7. برای مطالعه بیشتر، ر.ک: الفاسی، کتاب «شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام»، ج1، ص 253 ؛ کتاب «العقد الثمین»
ج1، صص 235، 236 و 301 ؛ خالد عبد المحسن، کتاب «الحیاة العلمیة فی الحجاز خلال العصر المملوکی»، انتشارات
مؤسسة الفرقان للتراث، 1426ق. ، ص 368
8. حج : 30
9. عبدالوهاب ابوسلیمان، «مکة العالمة فی موسم الحج فی القرن الرابع عشر»، منبع سابق، ص 348
10. همان، ص349
11. عبدالهادی التازی، «مکة فی مائة رحلة مغربیة»، مؤسسة الفرقان للتراث الإسلامی، ج1، ص 14
12. همان، ج1 ، ص 14 و 16
13. عبد الهادی التازی، مکة فی مائة رحلة مغربیة، همان، ج1 ، ص24
14. عبد الکریم کریم، مقـاله «بلاد الحجـاز فی المخـطوطات المغربیـة المدونـة فی القـرنین الحادی عشر والثـانی عشر
للهجرة»، مجلة التاریخ العربی، شماره: 5، 1418ق. ، صص 117ـ 115
15. یکی از دانشمنـدان مغرب که در سال 1314ق. متـولد شد. در مکتـب دانشمندان فاس و استـادان مسجد قرویین در
مغرب تلمذ کرد و بر کرسی نایب قاضی در اسفی تکیه زد و در نهایت امام جماعت و خطیب مسجد الکبیر در این
شهر شد. وی در سال 1969م. وفات یافت.
16. امروزه به اسم بندر ینبع شناخته می­شود. این بندرگاه در ساحل دریای سرخ و در 250 کیلومتری غرب مدینه منوره
واقع شده است.
17. الطاهر وعزیز، «رحلة الحاج الحسـن بن طاهر إلی المشرق والحرمیـن عام 1933 م»، مجلة التـاریخ الـعربی، شـماره 9،
1419ق. ، ص223
18. حسن محمد بافقیه، «العلاقة الثـقافیة بین علماء المغرب وعلماء الحرمین» نشریة المدینة المنوره، ویژه نامه چهارشنبه،
مورخ 29/2/1427ق. ، ص10
19. سعید بن سعید، مقـاله «ادب الحج فی المغرب العـربی، نماذج من الرحلة الحجیة المعاصرة فی المغرب»، نشـریـه التاریخ
العربی، شماره 21، 1422ق. ، ص318
20. محمد بن الحسن الحجوی، «رحلة الحج»، نشریه «التاریخ العربی»، شماره 21، ص329 ؛ ن. ک: شماره 20، ص22
21. مصطفى الغاشی، «صورة الشـرق من خلال المعارج المرقیة فی الرحلة المشرقیـة»، مجله «التـاریخ العربی»، شماره 15،
1421ق. صص 93 و 94
22. عبد الوهاب ابو سلیمان، «مکة العالمة فی موسم الحج»، همان؛ برای مطالعه بیشتر ن.ک: «فهرس الفهارس والأثبات»،
للشیخ عبد الحی الکتانی، ج1‌، ص356
23. الطاهر وعزیز، «رحلة الحاج الحسن بن طاهر»، مجله «التاریخ العربی»، همان، العدد 9، ص252
24. إبـراهیم بوتشیش، «أضواء على مجتمع قفار وعـاداته الشعبیـة من خلال رحلة ابـن بطوطه»، مجله «التـاریخ العربی»،
شماره 26، 1424ق. ، صص 289ـ 270
25. عبد الله بن المرابط، «الرحلة الفهرسیة نموذج للتواصل داخل العالم الإسلامی: رحلة العیاشی (ماء الموائد) نموذجاً»،
مجله «التاریخ العربی»، شماره 29، 1425ق. ، ص353
26. همان، صص 355، 357 با اندکی تصرف.
27. عبد الله بن المرابط، «الرحلة الفهرسیة...»، همان، ص359
28. ابو القاسم سعد الله، «مع العیاشی فی رحلته إلى القدس»، مجله «التاریخ العربی»، شماره 10، 1420ق. ، ص194
29. یکی از دانشمندان سرشناس و برجستة الجزایر که به مکه و مدینه مهاجرت کرده بود.
30. قسمتی از دیـوار و پایـین دیوار کعبه را که در یک سوی آن حجـرالاسود و در سوی دیگرش در کعبه قرار دارد،
«ملتـزم» می‌نامنـد. این محل را از آن روی ملتزم می‌نامند که مردم در آن قسمت می‌ایستـند و به دیوار ملتـزم شده،
می‌چسبند و دعا می‌خوانند (البته نظریه شیعیان غیر از این است).
در روایتی آمده‌ است که پیامبرخدا (صلی الله علیه و آله) صورت و دست‌های خود را روی این قسمت از دیوار قرار می‌داد. همچنین،
از آن حضرت نقل شده ‌است که گفت: «ملتزم، محلی است که دعا در آن‌جا پذیرفته می‌شود».
31. همان، صص 198 و 199
32. عبد الحمید ابو سلیمان، عطاء العلماء الوافدین إلى مکه، ص363
33. ابراهیم حرکات، «الثقافة وتبلیغها بالأندلس فی مرحلة الاستقرار»، مجله التاریخ العربی، شماره 8 ، 1419ق.
34. همان، ص63
35. همان، صص63 و 64 ؛ برای مطالعه بیشتـر ر.ک کتاب «نفح الطیب» ج2 ، ص264 ؛ وکتـاب «الإحاطة فی أخبار
غرناطة»، ج2 ، ص 448 ؛ وکتاب «طبقات المفسرین» ج2 ، ص173
36. عبد الکریم کریم، رباط الفتح عاصمة الثقافة العربیة، مجله «التاریخ العربی»، شماره39، صص 26 ـ 24
37. عبد الکریم کریم، رباط الفتح عاصمة الثقافة العربیة، همان.
38. عبد الحمید ابو سلیمان، عطاء العلماء الوافدین إلى مکه، : صص363 و 364
39. عبد الحمید أبو سلیمان، عطاء العلماء الوافدین إلى مکة، همان، : صفحه 367 با اندکی تصرف.
40. محمد الصادق عبد اللطیف، «السراج المـشرق فی رواة کتـاب المـوطأ من المغرب والمشرق»، مجله «التـاریخ العربی»،
شماره30، سال 1425ق. ، ص271
41. موطأ امام مالک یا الموطأ از نخستین کتاب‌های حدیث مربوط به شریعت اسلامی باقی‌مانده است که توسط مالک
بن انس پیشوای مذهب مالکی جمع‌آوری و نگاشته شده‌است.
42. الطاهر وعزیز، «رحلة إلی المشرق والحرمین»، مجله «التاریخ العربی»، شماره 9، صص250 و 251. این دانشمند در
سفر خود برای زیارت مدینه از 23 مارس سال 1315ق. / 1933م. تا 23 همان ماه در این شهر اقامت کرد.
43. ابراهیم حرکات، «الثقافة وتبلیغها بالأندلس فی مرحلة الاستقرار»، مجلة التاریخ العربی، همان، شماره 8 ، ص 57
44. عبد العزیز بن عبد الله، «ریادة فکریة بین مصر والمغرب»، مجله «التاریخ العربی»، شماره 15، 1421ق. ، صص10 و11
؛ ر.ک مقاله: علی احمد، «بلاد الشام فی نظر المغاربة والأندلسیین»، مجله «التاریخ العربی»، شماره 15
45. طه عبد الرحمن، «الإسهام المغربی فی التراث الإسلامی»، مجله «التاریخ العربی»، شماره 14، ص 16
46. عبد العزیز الضعیفی، «علاقة العلماء المغاربة بنظرائهم المصریین بین الاستفادة والإفادة نماذج من العصر المرینی»، مجله
«التاریخ العربی»، شماره 29، صص 383 و 384
47. همان، صص402 ـ 400 با اندکی تصرف. برای آگاهی بیشتر، ر.ک: «بحث البیوت التجاریة المغربیة بالقاهرة فی
القرن السادس عشر»، عبد الرحیم عبد الرحمان، المجلة التاریخیة المغاربیة، شماره 121، ص 23
48. عبد العزیز بن عبد الله، «التراث العربی وعناصره الصالحة لنهضة عربیة حدیثة»، مجله «التاریخ العربی»، شماره 8 ،
1419ق. صص32 ـ 30 به بعد. در این مقاله به دانشمندانی از مغرب اشاره شده که در عراق و شام زندگی کرده­ ا ند و در
زندگی علمی، فرهنگی و نظامی و همچنین جهاد با صلیبیان در شام، شرکت داشته ­ا ند.
49. ابراهیم حرکات، «الثقافة وتبلیغها بالأندلس فی مرحلة الاستقرار»، مجله «التاریخ العربی» 8 ، صص 60 و 61