چگونگی شستن صورت در وضو نزد فریقین

نوع مقاله: فقه حج

نویسنده

مدیر گروه رشته مدیریت حج و زیارت / مرکز آموزش علمی کاربردی حج و زیارت

چکیده

با انجام وضو است که انسان به طهارت معنوى  دست می یابد و عملی است که مسلمانان روزانه با آن سر و کار دارند. وضو مقدمه برای برخی عبادات؛ مانند نماز است. همچنین مکلّفین باید پیش از طواف کعبه، مسح کلمات و خطوط قرآن کریم و... دارای وضو باشند.
شیعه و سنی، در اصل وجوب وضو و مواضعی که باید شسته شود، نظرات مشترک دارند، لیکن در شیوه و روش انجام و محدودة اعضای وضو نظر واحد ندارند.
در این نوشته، چگونگی ساختن وضو در نزد فریقین، بررسی و موارد اختلاف و اشتراک آن بیان می شود.
پیـرامون تفـسیر آیـة وضو نـزد فریقین و برداشـت ایشـان از این آیة شریـفه و کیفیت شستن دست ‌ها و محدودة صورت، و چگونگی انجام مسح سر و وظیفة مکلّف در پاها، بررسی‌ هایی صورت گرفته است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


مقدمه

اوّلین وظیفة واجب در وضو که در آیة 6 سورة مائده نیز آمده، شستن صورت است:

(یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَى الْکَعْبَیْن‏) (مائده : 6)

«ای کسانی که ایمان آوردید،  هرگاه ارادة نماز کردید [وضوساخته] پس صورت­ها و دست­های خویش را با مرفق بشویید و سر و پاهایتان را تا برآمدگی مسح کنید.»

در مورد اصل وظیفه که شستن صورت در وضو است،  میان شیعه و سنی  اختلاف نظر وجود ندارد و همة فِرق اسلامی بر این موضوع اتفاق نظر دارند امّا آنچه بین فقهای فرق اسلامی اختلاف است دربارة کیفیت و محدودة شستن صورت در وضو است که در این باره از دیدگاه فریقین موضوعاتی را مطرح خواهیم کرد.

محدودة شستن صورت در وضو،  از نگاه امامیه

فقهای امامیه محدودة واجب شستن صورت را از ناحیة طول، از محل رویش موی سر تا پایین چانه دانسته و از ناحیه عرْض، محدوده­ای را واجب می­شمارندکه بین انگشت ابهام و شست قرار می­گیرد:

«محدودة واجب در وضو پیرامون شستن صورت از رویشگاه موی سر است تا پایین چانه، از ناحیة طول و آنچه بین انگشت شست و میانی قرار می گیرد، از ناحیة عرض.»[1]

فقهای امامیه نیز بر این فتوا و نظریه­اند و مخالفی در این باب وجود ندارد. امام خمینی1 می فرمایند:

«واجب در وضو شستن صورت است... و مقصود از صورت آن است که از جهت طول بین رویشگاه موی سر و پایین چانه قرار می­گیرد و از جهت عرض آنچه بین انگشت میانی و انگشت شصت قرار می­گیرد که این وجوب برای کسی که اعضای متناسب دارد (یعنی دست و صورت او متعادل و از نظر آفرینش طبیعی و بزرگتر و یا کوچک­تر نباشد) ثابت است و کسی که این­گونه نیست وظیفة مکلّف مستوی الأعضا را انجام می­دهد.

امّا آنچه از این محدوده خارج است، غسل و شستن آن واجب نیست.

بله، از باب مقدمة علمی (یقین به ساقط شدن تکلیف از گردن مکلّف و حصول برائت ذمّه) واجب است مقداری از آنچه خارج از این محدوده است نیز شسته شود تا یقین به شستن تمام حدّ واجب حاصل گردد.[2]

از لابلای آنچه گذشت، می­توان نظرات فقهی علمای امامیه را دریافت که به طورکلی پیرامون این محدوده اتفاق نظر دارند.

 

استدلال امامیه بر محدودۀ واجب

دو دلیل امامیه در محدودة واجبِ صورت در وضو:

1. سیرة اهل بیت:

سیره و روش اهل بیت: در روایات بیانیه، محدودة واجبِ صورت را همان حدّ و اندازه­ای دانسته­اند که پیشتر اشاره شد:

«قَالَ زُرَارَةُ بْنُ أَعْیَنَ لِأَبِی جَعْفَرٍ الْبَاقِرِ(علیه السلام) أَخْبِرْنِی عَنْ حَدِّ الْوَجْهِ الَّذِی یَنْبَغِی أَنْ یُوَضَّأَ الَّذِی قَالَ اللهُ ـ عَزَّ وَ جَلَّ ـ فَقَالَ: الْوَجْهُ الَّذِی قَالَ اللهُ وَ أَمَرَ اللهُ ـ عَزَّ وَ جَلَّ ـ  بِغَسْلِهِ الَّذِی لَا یَنْبَغِی لِأَحَدٍ أَنْ یَزِیدَ عَلَیْهِ وَ لَا یَنْقُصَ مِنْهُ إِنْ زَادَ عَلَیْهِ لَمْ یُؤْجَرْ وَ إِنْ نَقَصَ مِنْهُ أَثِمَ مَا دَارَتْ عَلَیْهِ الْوُسْطَى وَ الْإِبْهَامُ مِنْ قُصَاصِ شَعْرِ الرَّأْسِ إِلَى الذَّقَنِ وَ مَا جَرَتْ عَلَیْهِ الْإِصْبَعَانِ مُسْتَدِیراً فَهُوَ مِنَ الْوَجْهِ وَ مَا سِوَى ذَلِکَ فَلَیْسَ مِنَ الْوَجْهِ فَقَالَ لَهُ الصُّدْغُ مِنَ الْوَجْهِ فَقَالَ لَا...». (شیخ صدوق، بی­تا، ج1، ص44، ح88)

«زراره می­گوید: از امام باقر(علیه السلام) در مورد محدودة صورت که خداوند متعال شستن آن را در وضو واجب کرده، پرسیدم. حضرت فرمودند: خداوند آن­ را بیان فرموده و دستور به شستنش داده است و شایسته [جایز] نیست کسی بر آن بیفزاید یا از آن بکاهد؛ چرا که اگر بر آن بیافزاید پاداشی نخواهد داشت و اگر از آن بکاهد گنه­کار است.

آنچه میان انگشت میانی و ابهام قرار گرفته و از رویشگاه مو تا پایین چانه ادامه دارد و آنچه آن دو انگشت در حال دایره‌ای، آن را در برمی­گیرد (وجه است) و شستن آن واجب و سوای آن، جزو وجه و صورت حساب نمی­شود.

زراره از امام(علیه السلام) می­پرسد: آیا صُدغ (= دو رگ پایین بنا گوش) جزو صورت است؟ حضرت می­فرمایند: خیر...» (بستانی/ رضا مهیار، 1375ش. ص84)

 

2.  اجماع فقها

دلیل دیگر امامیه در محدودة واجبِ صورت، اجماع فقها است که شیخ طوسی چنین اجماعی را نقل کرده، می­گوید: فقها دربارة این موضوع هیچ اختلاف نظری نداشته و همه بر این مطلب توافق دارند، (طوسی، اوّل، قم، 1407ق./ ج1، ص76).

علاوه براین، با توجه به معنای وجه و صورت، می­توان گفت که حد ثابت شده، همان محدوده­ای است گفته شد و اگر بنا باشد افزون بر این محدوده را قائل شویم، نیازمند دلیل دیگری هستیم که آن را اثبات کند.

چگونگیِ شستن صورت نزد امامیه

امامیه بر این عقیده­اند که شستن صورت باید از بالا به پایین باشد و غیر از این مجزی نبوده و جایز نیست:

مسأله: «امامیه براین عقیده­اند که واجب است صورت را از بالا شسته و عکس این موضوع جایز نیست.»[3]

هر چند برخی از فقها در این باره فتوای صریح نداده و گفته­اندکه وظیفه در آن نیز عمل بر طبق احتیاط واجب است، اما فتوایی که نوع شستن را، هرگونه که باشد، مجاز بداند؛ حتی از پایین به بالا ! وجود ندارد. ایشان همچنین فرموده­اند:

مسأله: «بنابر احتیاط واجب باید شستن صورت از بالا صورت گیرد و بنابر احتیاط جایز نیست که برعکس این فعل انجام شود.»[4]

ظاهراً مستند امامیه بر این وجوب، همان وضو به شیوة اهل‌بیت: می‌باشد، (شیخ صدوق، دوّم، بی­تا، ج1، ص40، ح84).

کیفیت شستن صورت نزد امامّیه

پس از فراغت از بحث در مورد «محدودة واجب در شستن صورت» و همچنین روش این شستن، این پرسش مطرح است که این شستن چگونه باید باشد؟ و در اعضای موجود در وجه، چه مقدار از آن­ها باید شسته شود؟ و یا مکلّفی که به عنوان مثال دارای محاسن است، وضوی او به چه شکل مجزی است و عمل واجبش چیست؟

میان فریقین در پاسخ به این پرسش­ها اختلاف نظر وجود دارد که در این مجال نظر امامیه را در مورد این فروعِ فقهی بیان می­کنیم:

الف)  شستن باطن و یا به تعبیر دیگر، داخل اعضایی که در صورت وجود دارد؛ همچون چشمان، دماغ و... واجب نیست؛ «شستن چیزی از باطن اعضایی مثل چشم و دماغ آنچه از لبان هنگام بسته بودن ظاهر است واجب نیست.»[5]

هرچند توجه به این مسأله ضروری است که همانند بحث‌های گذشته از باب مقدمّة علمی باید مقداری در شستن این اعضا دقت شود.

ب) رساندن آب به آنچه محاسن (ریش، موی صورت) آن را پوشانده واجب نیست؛ «رساندن آب به آنچه موی صورت آن را پوشانده واجب نبوده و ریخته شدن و جاری شدن آب بر روی موی صورت مجزی و مکفیست.»[6]

در روایتی که زراره از امام باقر(علیه السلام)  نقل می­کند به این «عـدم وجوب» تصریح شده است؛

«... قُلْتُ لَهُ أَ رَأَیْتَ مَا أَحَاطَ بِهِ الشَّعْرُ؟ فَقَالَ: کُلُّ مَا أَحَاطَ بِهِ مِنَ الشَّعْرِ فَلَیْسَ عَلَى الْعِبَادِ أَنْ یَطْلُبُوهُ وَ لَا یَبْحَثُوا عَنْهُ وَ لَکِنْ یُجْرَى عَلَیْهِ الْمَاءُ».

«از امام(علیه السلام) دربارة قسمت­هایی از صورت که مو آن­ها را پوشانده است، سؤال شد که حضرت ­فرمودند: هر آنچه مو آن را پوشانده است نیازی به درخواست رسیدن آب به آن وجود ندارد و آب بر آن (مو) جاری می­شود. (شیخ صدوق، دوّم، بی­تا، ج1، ص44).

ج) آن مقدار از موی محاسن که در جهت طول و عرض صورت رها شده، نیازی به شستن در محدودة واجب صورت ندارد؛ چرا که آنچه واجب است خود صورت است نه محاسن و ریشی که رها شده؛ چرا که نام وجه (= صورت) نیز بر آن اطلاق نمی شود، علاوه بر این، شستن آن نیاز به دلیل دیگری داشته و برائت ذمّة مکلّف آن را نمی طلبد.   (طوسی، اوّل، قم، 1407ق./ج1، ص77)

براین اساس، آنچه جزو وجه قرار گیرد، شستنش واجب است: امام خمینی1 می فرمایند:

«آنچه از محاسن رها شده، واجب نیست شسته شود امّا آنچه از آن، در محدودة صورت قرار دارد واجب است شسته شود و آنچه واجب است همان شستن ظاهر است و تفاوتی در کمی و یا زیادی محاسن وجود ندارد، در جایی که در برگیری محاسن بر پوست صدق کند هر چند در جایی که محاسن کم باشد تخلیل (= رساندن آب به پوست) موافق با احتیاط است.»[7]

د) رساندن آب وضو در صورت، به ریشة موهای صورت، واجب نیست؛ مثل موهای ابروان، مژگان، سبیل و تارهای مویی که میان لب پایین و چانه است نیازی به رساندن آب به ریشه های آن ها نیست و صرف رها شدن و رسیدن آب به آن­ها کفایت می کند. (طوسی، اوّل، قم، 1407ق./ج1، ص78)

آنچه بیان شد تمام گفتار پیرامون دیدگاه امامیه دربارة محدوده، روش و کیفیت شستن صورت در وضو بود. حال به دیدگاه عامّه در این باره خواهیم پرداخت.

محدودة شستن صورت در وضو، از نگاه اهل سنت

اهل سنت دربارة محدودة صورت در وضو، نظریة واحدی ندارند و هر یک از مذاهب چهارگانه، نظریة جداگانه­ای داده­اند:

حنفی­ها

محدودة واجب صورت را از رویشگاه موی سر تا پایین چانه می­دانند وگوشها را هم جزو محدودة صورت می­شمارند و در استدلال بر این گفتار گفته­اند: وجه را از آن جهت به این نام خوانده­اند که هرگاه کسی به انسان می­نگرد، با آن مواجه و مقابل می­شود. (سرخسی، 1414ق./ ج1، ص10).

مالکی­ها

محدودة واجب را، همانند فرَق دیگر دانسته، با این تفاوت که عذار سفیدی که بین گوش­ها و محاسن وجود دارد را جزو محدودة واجب نمی­دانند و آن را خارج از محدودة واجب شمرده­اند. (ابن رشد، خالد عطار، 1415، اوّل/ ج1، ص12).

حنبلی­ها

محدودة واجب را همانند بقیه فرق دانسته و به خلاف مالکیة، عذار را،که تعریف آن گذشت، داخل در محدودة واجب می­دانند (ابن قدامه، تحقیق: جماعة من العلماء، بی­تا، ج1، ص200).

شافعی­ها

محدودة واجب از دیدگاه شافعی­ها، همانند بقیه فرقه­های عامّه می باشد. (شافعی، بی­تا، بی­جا، ج1، ص25)

روش شستن صورت نزد عامّه

پیشتر گفته شدکه فقه شیعه، شستن صورت از بالا به پایین را واجب و یا احتیاط واجب شمرده است امّا در بین فرق عامّه اینگونه نبوده و شستن به هر صورت که انجام شود، صحیح است، هر چند گفته شده، شروع از بالا اولویّت دارد. (مغنیه، دهم، 1421ق./ ج1، ص35)

چگونگی شستن صورت نزد عامه

محدودة واجب غَسْل وجه و همچنین روش این غَسْل از دیدگاه عامّه را دانستیم، اکنون مطالبی را که در کیفیت این شستشو، پرسش­ها و فروع مطرح است، و در این مسأله، میان عامّه اختلاف نظرهایی وجود دارد، در قالب فروع فقهی می­آوریم:

الف)  شستن باطن و داخل اعضای صورت واجب نیست؛ به عنوان نمونه، عقیدة حنفی­ها چنین است: «در شستن صورت، داخل کردن آن در چشمان شرط نیست؛ چرا که چشم پی و چربیست و آب را نمی پذیرد و همچنین در این کار احراج برای متوّضی وجود دارد.» (سرخسی، 1414ق./ ج1، ص35)»

ب)  در رساندن آب به آنچه محاسن (ریش و موی صورت) آن را پوشانده، میان عامّه اختلاف نظر وجود دارد؛ عده‌ای از ایشان همانند امامیه جاری شدن آب را برروی محاسن کافی می‌‌دانند. (ابن رشد، خالد عطار، 1415، اوّل/ ج1، ص10)

حنفی­ها دو قول را نقل کرده اند:  1.  لازم است مکلّف آب را بر محـاسن جاری کند. 2. لازم است بر یک چهارم از محاسن آب را جاری کند. (سرخسی،1414ق./ ج1، ص80)

ج) آن مقدار از موی محاسن که در جهت طول و عرض رها شده­است، نیازی به شستن ندارد. شافعی­ها  در یکی از دو قول خود این حکم را بیان کرده و با امامیه در این نظر موافق است. (خطیب شربینی، 1377ق./ج1، 52).

و حنفی­ها نیز در این قول با شافعی­ها و امامی­ها همراهی می‌کنند. (سرخسی، 1414ق. /ج1، ص6).

د)رساندن آب وضو به ریشة موهای موجود در صورت واجب نیست؛ همانند موهای ابروان، مژگان، سبیل و...

امّا شافعی­ها این عمل را واجب می­دانند. (کاشانی، اوّل.1327ق./ج1، ص3).

نگاهی به آداب وضو  نزد فریقین

از آنجا که وضو یکی از با فضیلت­ترین اعمال و مقدمه­ برای برخی اعمال عبادی است که خداوند متعال بدون آن، اذن ورود به آن اعمال عبادی را نداده است. به یقین علاوه بر واجبات، دارای مستحبات و آدابی خواهد بود که مکلف در صورت اتیان آن­ها از اجر و پاداشی مضاعف بهره خواهد برد و افزون بر آن، هنگامی­که مکلّف وضو می­سازد، اگر حضور قلب بیشتری داشته باشد و مستحبات را رعایت کند می­تواند در عمل واجب بعد از وضو؛ اعم از، نماز، طواف و... که نیاز به تحصیل این مقدمة واجب دارد، به توجه بیشتر و حضور قلب بالاتری دست یابد؛ چه آنکه یکی از راه­های دستیابی به توجه و حضور قلبِ بیشتر در نماز، التفات و آگاهی هنگام انجام وضو است.

با توجه به تأکید و سفارش در مورد مستحبات و آداب وضو نزد فریقین، در استحباب برخی افعال اتفاق نظر و در برخی دیگر در شدت و ضعف و وجوب و یا استحباب آن­ها اختلاف دیدگاه وجود دارد که در زیر به این موضوع خواهیم پرداخت.

تعریف فریقین از: مستحب، مندوب، سنت و...

قبل از ورود به اصل موضوع، توجه به این نکته ضروری است که آیا میان تعریف و معنای مستحب، مندوب، مسنون و... تفاوتی وجود دارد یا خیر؟

پاسخ این است که میان دیدگاه­های مذاهب مختلف عامّه و امامیه در این باره اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی بر این باورند که همة این عبارات به یک معنی است و ترادف کلمات موجب تفاوت معنا و مصادیق نخواهد بود و مقصود از همة آن ها (مندوب، مستحب و...) عملی است که فاعلِ آن مثاب و تارکِ آن غیر معاقب است و امّا گروه دیگر تفاوتهایی در معنا قائل شده­اند:

شافعیه

پیروان این مذهب گفته­اند: سنّت، مندوب، مستحّب و... الفاظ مترادف­اند که همه یک معنا را می رسانند، بدین مقصود که آن چیزی است که از مکلّف خواسته شده، اگر به آن عمل مباشرت ورزید پاداش خواهد داشت و اگر ترک کرد عقاب نمی شود. (جزیری، اوّل، 1419ق./ ج1، ص143).

مالکیه

پیروان این مذهب می­گویند: سنّت آن است که شارع آن را درخواست کرده و نسبت به آن اهتمام ورزیده است، امّا وجوبی برآن مترتب نشده و امّا مندوب آن است که شارع آن را درخواست کرده، لیکن تأکیدی بر آن نداشته است.

حنفیه

پیروان مذهب حنفیه می­گویند: سنّت به دو دسته تقسیم می شود: سنّت موکدة که در نزد ایشان همان معنای واجب را می­دهد؛ چرا که ایشان در معنای واجب و فرض نیز تفاوت قائل شده و واجب را یک مرحله پایین­تر از فرض می­دانند؛ چرا که وجوبش با دلیلی متقن نبوده بلکه با شبهة وجوب صورت گرفته است.

و سنّت غیر موکدة همان مندوب و مستحب می­باشد.

حنابله

این گروه معتقدند تمامی الفاظ؛ مانند مندوب، مستحب و سنّت الفاظی هستند مترادف که حامل معنای واحدند، با این تفاوت که سنّت به موکده و غیر موکده تقسیم می­شود و کسی که سنّت مؤکد را ترک کند، مکروه انجام داده است.

امامیه

پیروان مذهب اهل بیت: می گویند: تفاوتی میان این اصطلاحات وجود نداشته و همه به معنای واحد و آن هم تحصیل ثواب در صورت انجام می­باشد، بلکه در نزد امامیه نیز مستحب به مؤکد و غیر مؤکد تقسیم می­شود. (جزیری، اوّل، 1419ق./ ج1، ص144).

با توجه به آن­چه گذشت و روشن شدن معنای اصطلاحات رایج در این باب، به شرح دیدگاه فریقین در این باره می‌پردازیم:

آداب وضو از دیدگاه امامیه

بنابر آنچه بیان شد امامیه تفاوتی میان مستحب و مندوب و سنن قائل نشده و همه را در یک جریان می­دانند، امّا برای آداب وضو در کتب فقها موضوعاتی با عنوان آداب وضو بیان شده است.

آداب وضو

1.  قراردادن ظرف وضو در جانب راست

2. برداشتن آب با دست راست

3. ریختن آب روی دست چپ (طوسی، [بی­نا، بی­تا] قم، ص39).

مستحبات وضو

مستحبات وضو را می­توان به دو دسته تقسیم کرد:

الف) مستحباتی که قبل از آغاز وضو انجام می­شود و آنها عبارت­اند از:

1.  مسواک زدن که تأکید بسیاری بر آن شده است،

2.  رو به قبله بودن متوّضی در حال وضو، (مغنیه، 1421ق./ ج1، ص40)

3.  تسمیه؛ بدین معنا که نام خداوند را بر زبان جاری کند،

4.  شستن دستان تا مچ؛ یک مرتبه اگر از خواب بیدار شده و یا استنجای از بول داشته است و دو مرتبه اگر استنجای غایط بوده است.

مضمضه؛ بدین معنا که آب را داخل دهان بچرخاند و خارج کند که مستحب است این عمل سه مرتبه انجام گیرد.

5 . استنشاق؛ بدین معنا که آب را داخل بینی کرده و خارج کند که مستحب است سه مرتبه انجام گیرد.

6 . شستشوهای مستحب را همانند شستشو های واجب با همان روش و کیفیت انجام دهد.

7.  خواندن دعاهای مأثور هنگام تسمیه، مضمضه، استنشاق و افعال واجب وضو (طوسی، الجمل و العقود فی العبادات، بی­نا، بی­تا، ص40).

ب) مستحباتی که مقارن اتیان واجبات وضو انجام می شود که عبارت­اند از:

1.  شستن صورت و دستها دو مرتبه.

2.  مسح قسمت جلوی سر، به اندازة سر انگشت بسته.

3.  مسح پاها با کف دستان از سر انگشتان تا برآمدگی روی پاها.

4.  مردها هنگام شستن دستها آب را از پشت آرنج­ها ریخته و خانم­ها آب را از جلوی آرنج­ها بریزند. (طوسی، الجمل و العقود فی العبادات، بی­نا، بی­تا، ص41).

5 . آب مقدار وضو یک مد باشد نه بیشتر؛ چراکه زاید بر این اسراف و نشانة وسواس خواهد بود و مقصود از مدّ نزدیک به سه چهارم کیلو می­باشد. (نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، هفتم بی­تا، ج2، ص341)

آداب وضو از دیدگاه عامه

با توجّه به آنچه در تعریف و تعیین مصداق مستحب، مندوب، سنّت و... در فقه مذاهب اربعة عامّة گذشت و از آنجا که بعضاً بین این الفاظ و معانی آن­ها اشتراک نظر داشته و برخی دیگر معانی آن­ها را متفاوت می­دانستند وظیفة مکلّف را نسبت به برخی از آن­ها متفاوت، لاجرم باید به دیدگاه هر چهار مذهب پیرامون این مستحبات و سنن اشاره شود:

 

حنفی­ها

ایشان میان سنن و مستحبات، تفاوت قائل شده و سنن را به دو دستة مؤکده و غیر مؤکده تقسیم کردند که سنن مؤکده در نزد ایشان واجب و یک مرحله پایین­تر از فرض قرار داشتد، سنن مؤکده (واجب و لازم) به شرح زیر می باشد:

1. تسمیه؛ جاری ساختن نام باری تعالی که قبل از آغاز وضو لازم است.

2.  شستن دست­ها تا مچ دست.

3. مضمضه و استنشاق که در نزد حنفیه سنّت مؤکد است و ترک کردن آن گناه.

4.  تخلیل؛ بدین معنا که هنگام وضو بعضی از انگشتان را داخل بعض دیگر کرده و از رسیدن آب اطمینان حاصل نماید.

5 . شستن سه بارة اعضای وضو.

6 . مسح تمام سر.

7.  نیت؛ بدین معنا که غایت وضو را معین نماید، هرچند برخی از حنفیه آن را جزو مستحبات دانسته‌اند.

8 . ترتیب؛ یعنی افعال وضو را طبق ترتیب آیة شریفة وضو انجام دهد.

9.  فوریت در انجام افعال وضو، که همان موالات مصطلح است.

10.  مسواک زدن قبل از وضو. (جزیری، اوّل، 1419ق./ ج1، ص147؛ ابن رشد، خالد عطار، 1415، اوّل/ ج1، ص9)

و امّا برخی از سنّت غیر مؤکده در نزد حنفیه که همان مستحبات، مندوبات، آداب وضو و... می­باشد بدین شرح است:

1.  نشستن در مکان بلند  به هنگام وضو، بدین جهت که ترشحات آب استفاده شده به متوّضی اصابت نکند.

2.  تکرار شهادتین هنگام شستن یا مسح هر عضو وضو.

3.  با آبی که با نور خورشید گرم شده است وضو نسازد.

4.  آب مضمضمه و استنشاق را در ظرفی که آب وضو در آن است نریزد.

5 . جابه­جا کردن انگشتری که در انگشت است و آب به زیر آن می­رسد و اگر آب به زیر آن نمی­رسد جابه­جا کردن آن واجب است.

6 . با دست راست برای مضمضه و استنشاق آب بردارد و... (جزیری، اوّل، 1419ق./ ج1، ص154).

مالکی­ها

با توجه به تعریفی­که ایشان از سنّت ارائه کرده و سنّت را به دو قسمت مؤکده؛ به این معنا که بر آن تأکید و سفارش بسیار شده و شارع آن را از مکلّف درخواست کرده، هرچند مکلّف در صورت عدم اتیان معاقب نخواهد بود و چنانچه اتیان کرد اجر و پاداش خواهد داشت، برخی از این گروه عبارت­اند از:

1.  شستن دست­ها تا مچ قبل از وضو

2.  مضمضمه

3.  استنشاق

4.  استنثار؛ بدین معنا که با نَفس و انگشتان دست آب و مخاط­های بینی را خارج کند.

5 . مسح گوش­ها، داخل و خارجشان.

6 . استفاده از آب جدید برای گوش­ها.

7.  ترتیب بین اعضای وضو.

8 . مسح سر، اگر از مسح اوّل در دستانش رطوبتی باقی مانده است.

9.  جابه­جا کردن انگشتری که در دست دارد، اگر یقین دارد آب به آن می­رسد. (جزیری، اوّل، 1419ق./ ج1، ص148).

و امّا برخی از سننی که مالکی­ها آن را مؤکد ندانسته و تحت عناوینی همچون فضایل و آداب بیان کرده­اند:

1.  وضو گرفتن در مکان پاک و طاهر.

2.  تقدیم جانب ایمن (راست) بر ایسر (چپ).

3.  قراردادن ظرفی در باز، در سمت راست که بتواند به راحتی از آن آب بردارد.

4.  شروع از ابتدای عرفی اعضا، مثل بالای صورت و جلوی سر و...

5 . مسواک زدن قبل از وضو و... (جزیری، اوّل، 1419ق./ ج1، ص148).

حنبلی­ها

با توجّه به تعریفی که این گروه از مستحب، سنّت، مندوب و... ارائه کرده و فرقی میان آن­ها قائل نشده­اند، برخی از مستحبات وضو در نظر ایشان عبارت­اند از:

1.  استقبال قبله.

2.  مسواک هنگام مضمضه.

3.  شستن دست­ها، سه مرتبه قبل از وضو.

4.  تقدیم مضمضه و استنشاق بر صورت.

5 . انجام دادن مضمضه و استنشاق با شدّت بسیار، مگر در مورد روزه دار.

6 . استفادة بسیار از آب برای صورت؛ چرا که مو در آن وجود دارد.

7.  رساندن آب به پوست برای کسی که ریش بسیار دارد.

8 . دوبار شستن اعضای وضو و... (ابن حزم، تحقیق: لجنة احیاء التراث العربی، بی­تا، ج2، ص50)

شافعی­ها

ایشان نیز تفاوتی میان معنای سنّت، مستحب، مندوب، فضیلت و... ندانسته و مستحبات وضو در نزد ایشان زیاد است که به برخی از آن ها اشاره می­شود:

استعاذه، گفتن:  «أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ».

1. تسمیه؛ گفتن: «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ».

2.  نیت انجام مستحبات وضو در قلب هنگام تسمیه.

3.  شستن دست­ها.

4.  مضمحنه و استنشاق.

5 . خواندن دعاهای وارده، هنگام افعال وضو و... (جزیری، اوّل، 1419ق./ ج1، ص149).

با توّجه به آنچه گذشت مستحبات و آداب وضو در نزد فِرق عامّه واضح گردید.


 



[1]. «حد الوجه الذی یجب غسله: فحده عندنا من قصاص شعر الرأس إلى محادر شعر الذقن طولاً، وما دخل بین الابهام والوسطى عرضاً». (راوندی، قطب الدین، فقه القرآن، قم، 1405ق. /ج1، ص34).

[2]. «و المراد بالوجه، ما بین قصاص الشعر و طرف الذقن طولاً و ما دارت علیه الإبهام و الوسطى من متناسب الأعضاء عرضاً، و غیره یرجع إلیه، فما خرج عن ذلک لا یجب غسله، نعم یجب غسل شی‌ء مما خرج عن الحدّ المذکور مقدمةً لتحصیل الیقین بغسل تمام ما اشتمل علیه الحدّ» ، امام خمینی، روح الله «تحریر الوسیله» ج1، ص21

[3]. «و ذهب الامامیة إلی وجوب الابتداء فی غسل الوجه من الأعلی و عدم جواز النکس»، مغنیه، محمّد جواد «الفقه علی المذاهب الخمسة» ج1، ص36

[4]. «یجب علی الأحوط أن یکون الغسل من أعلی الوجه و لا یجوز علی الأحوط أن یکون الغسل منکوساً»، امام خمینی، روح الله «تحریر الوسیله» ج1، ص21

[5]. «لا یجب غسل شئ من البواطن کالعین و الأنف و ما لا یظهر من الشفتین بعد الإنطباق»، امام خمینی، روح الله «تحریر الوسیله» ج1، ص22

[6]. «إیصال الماء إلی ما یستر شعر اللحّیة و تخلیلها غیر واجب فیجزی فی الوضو امرار الماء علی الشعر»، طوسی، محمّد بن حسن «الخلاف» ج1، ص75

[7]. «لا یجب غسل ما استرسل من اللحیة، أما ما دخل منها فی حد الوجه فیجب غسله، و الواجب غسل الظاهر منه من غیر فرق بین الکثیف و الخفیف مع صدق إحاطة الشعر بالبشرة و إن کان التخلیل فی الثانی أحوط». امام خمینی، روح الله «تحریر الوسیله» ج1، ص21

1. الهی قمشه­ای، مهدی، ترجمه قرآن کریم، چاپ دوّم، الهادی- قم،1380ش.

2. طیب، سید عبدالحسین، اطیب البیان فی­تفسیر القرآن، چاپ: دوم، انتشارات اسلامی، تهران، ایران1378ش.

3.  مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، چاپ پانزدهم، مدرسة الامام امیر المومنین(علیه السلام) قم 1379ش.

4.  موسوی خمینی، روح الله، رسالة توضیح المسائل، چاپ بیستم، پیام عدالت ـ تهران/1388ش.

5 .  موسوی همدانی، محمّد باقر، ترجمة تفسیر المیزان، چاپ: پنجم، انتشارات جامعه مدرسین، قم- ایران- 1374ق.

6 .  قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، دارالکتب الاسلامیة، چاپ ششم، تهران، ایران،1371ش.

منابع عربی:

7. ابن ابی شیبه، عبدالله بن محمدبن ابی­شیبه، المصنّف فی الاحادیث والآثار، چاپ دوّم، دارالسلفیه هند،1399ق.

8 . ابن الحمام ـ محمدبن عبدالوهاب، فتح القدیر، دار صادر، بیروت، لبنانی [بی تا].

9.  ابن­حاجب مالکی، عثمان­بن عمربن الحاجب، جامع الأمهات (مختصرابن حاجب)تحقیق: اخضر الأخضری، چاپ دوّم، 1431، دارالیمامه، بیروت، لبنان.

10.  ابن حزم، ابو محمّد علی بن احمد بن سعید، المحلّی، تحقیق: لجنة احیاء التراث العربی، دار الافاق الجدیده بیروت [بی­تا].

11. ابن­حزم، احمدبن سعیدبن حزم، الاحکام فی اصول الاحکام، دارالکتب العلمیه، بیروت، [بی­تا].

12.  ابن رشد، محمد ابن احمد قرطبی اندلسی، بدایة المجتهد و نهایة المقصد، تحقیق: خالد عطار، دارالفکر، بیروت : 1415 و چاپ اوّل: مطبعة الأمیر، ایران، 1389ـ ق. و نرم افزار المکتبة الشاملة الکبری، الإصدار الثانی.

13.  ابن عابدین ـ ابن عابدین حنفی، ردّ المحتار علی الدرّ المختار، احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان [بی­تا].

14.  ابن عبد البّر یوسف بن عبد الله بن محمّد ابن عبد البرّ ،  فتح المالک بتبویب التمهید، تحقیق دکتر مصطفی صمیده، چاپ اوّل دار الکتب العملیه، بیروت، لبنان، 1418ق.

15.  ابن عبد البّر، یوسف بن عبد الله محمّد بن عبد البّر، التمهید، لما فی الموطأ من المعانی و الأسانید، مطبعة فضاله ـ المحمدیه [بی­جا، بی­تا].

16.  ابن قدامه، عبدالله بن احمد بن محمّد بن قدامه، المغنی، تحقیق، جماعة من العلماء، دارالکتب العربی، بیروت، لبنان [بی تا].

17.  ابن کثیر، ابی الفداء اسماعیل بن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، دارالمعرفه، بیروت لبنان، 1407ق.

18.  ابن کثیر، ابی الفداء اسماعیل بن کثیر، سیرة النبوّیة، تحقیق مصطفی عبد الواحدف دارالمعرفه للطباع و النشر و التوزیع، بیروت 1396

19. ابن ماجه، محمد بن یزید بن ماجه، سنن ابن ماجه، تحقیق: محمود فؤاد عبدالباقی، دارالکتب العلمیه، بیروت، لبنان [بی­تا] .

20. ابن منظور، ابی­فضل جمال­الدین محمدبن مکرم مصری، لسان العرب، ادب الحوزه، قم، 1405

21.  ابو حیان اندلسی، محمد بن یوسف، البحر المحیط، چاپ: دوّم، دار الاحیاء التراث العربی مؤسسة التاریخ العربی، بیروت ـ  لبنان،1411ق.

22. ابو هلال عسکری، حسن بن عبد الله، الفروق اللغویه، تحقیق: مؤسسة النشر الاسلامی، انتشارات جامعه مدرسین، قم 1412

23. ابو رّیه، شیخ محمود، أضواء علی السنة المحمدیة، دار الکتب الاسلامی [بی­تا] [بی­جا].

24. ابی داوود سجستانی، سلیمان بن اشعث، سنن ابی داوود، تحقیق: محمّد لحّام، دارالفکر، بیروت/1410ق.

25. احمدبن حنبل، مسند احمد، بیروت، [بی­تا].

26. انصاری، ذکریا بن محمّد، فتح الوهاب، تحقیق و نشر، دارالکتب العلمیه، بیروت، لبنان، 1418

27. آلوسی بغدادی، ابی الفضل، شهاب الدین محمّد، روح المعانی فی تفسیر القرآن البعظیم و السبع المثانی، انتشارات جهان، تهران [بی­تا].

28. بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، بنیاد بعثت، چاپ اوّل، تهران، ایران، 1416ق.

29. بخاری، ابی عبدالله محمّدبن اسماعیل، صحیح بخاری، دارالفکر، بیروت1410

30. بستانی، فؤاد افرام، فرهنگ ابجدی، مترجم: رضا مهیار، اسلامی، تهران 1375

31. بغوی، حسین بن مسعود، معالم النزیل فی تفسیر القرآن، دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، 1420ق.

32.  بیهقی، ابی بکر احمد بن حسین بن علی بیهقی، السنن الصغیر، چاپ اوّل: 1410ق. [بی­جا]

33.  بیهقی، ابی بکر احمد بن حسین بن علی بیهقی، السنن الکبری ، دار المعرفه [بی­تا]، بیروت، لبنان.

34. جزیری، عبد الرحمان، الفقه علی المذاهب الأربعه و مذهب اهل البیت: چاپ: اوّل بیروت، لبنان،1419ق.

35. جصّاص، ابی بکر احمد بن علی، احکام القرآن، دار الکتب العربی، بیروت، لبنان [بی­تا] و نرم افزار المکتبة الشاملة، الاصدار الثانی.

36. جمعی از اساتید حوزۀ علمیۀ قم، مغنی الأدیب، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، چاپ ششم، 1378ش.

37. جوینی، عبد الملک بن عبد الله بن یوسف (امام الحرمین جوینی) البرهان فی اصول الفقه، تحقیق و تعلیق: صلاح محمّد بن عویضه، چاپ اوّل، دار الکتب العلّمیه، بیروت، لبنان 1418ق.

38. حرّ عاملی، محمّدبن حسن، وسائل الشیعه، مؤسسة آل البیت لإحیاء التراث، بی­تا.

39. حسینی شهرستانی، سید علی، مجلّة فکریه فصلیة متخصصة، المصباح، آیة الوضوء و اشکالیة الدلالة بین القراءة و النحو المأثور، (2001 م 1432ق.) العتبة الحسینیة المقدسة.

40.  حصفکی، علاء الدین، الدر المختار شرح تنویر الابصار، دارالفکر، بیروت، 1415

41. حلّی، ابن ادریس، محمد بن منصور بن احمد، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، انتشارات جامعة مدرسین، چاپ دوم، 1410ق. قم، ایران.

42. حلّی، علامه حسن­بن یوسف بن مطهر اسدی، مختلف الشیعة فی احکام الشریعه، انتشارات جامعة مدرسین، چاپ دوم، 1412ق. قم، ایران.

43. حلّی، محقق نجم الدین جعفر بن حسن، المعتبر فی شرح المختصر، چاپ اوّل، مؤسسة سید الشهدا، قم، ایران، 1407ق.

44.  خطیب شربینی، شیخ محمّد، مغنی المحتاج، دار احیاء التراث العربی، مؤسسة تاریخ العربی، 1377ق. بیروت، لبنان.

45. خمینی، سید روح الله موسوی، تحریر الوسیله، چاپ: اوّل، مؤسسه دار العلم [بی­تا] قم، ایران.

46.  راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، [بی­نا، بی­جا، بی­تا].

47.  راوندی، قطب الدین، فقه القرآن، قم، 1405ق. چاپ دوم. کتابخانه آیت الله نجفی مرعشی.

48. رشید رضا، سید محمّد، المنار، دارالمعرفه، بیروت [بی­تا].

49. زمخشری، محمود بن عمر، الکشّاف عن حقائق غوامض التنزیل، چاپ: سوّم. دار الکتب العربی، بیروت، لبنان، 1470ق. و دار المعرفه، بیروت [بی­تا].

49. سرخسی، شمس الدین محمد بن احمد، المبسوط، دار المعرفه، بیروت 1414ق. و نرم افزار المکتبة الشاملة، الإصدار الثانی.

50 . سیوطی، جلال الدین عبد الرحمان بن ابی بکر، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، دار المعرفه/ [بی­جا] 13 65

51 . سیوطی، جلال الدین، عبد الرحمن بن ابی بکر، الخصائص الکبری، دارالکتب الحدیث [بی­جا، بی­تا].

52 .  شاشی قفّال، ابی بکر محمّد بن احمد، حلیة العلماء فی معرفة مذاهب الفقهاء، دارالباز، مکتبة الرسالة الحدثیة، مکه المکرمة، [بی­تا].

53 .  شافعی، ابو عبدالله محمد بن ادریس، الأمّ، دار الشعب [بی­تا، بی­جا] و نرم افزار المکتبة الشاملة، الإصدار الثانی.

54 .  شریف مرتضی، علی بن حسین موسوی، الانتصار فی انفرادات الإمامیة، دفتر نشر اسلامی، چاپ اوّل، قم، ایران، 1415ق.

55 . شریف مرتضی، علی بن حسین موسوی، جمل العلم و العمل [بی­تا] [بی­جا].

56 . شیخ طوسی، ابی جعفر، محمّد بن حسن، الاقتصاد و الهادی الی طریق الرشاد، تحقیق، شیخ سعید خیام، قم، ایران 1400ق.

57 . صنعانی، ابی بکر عبد الرزاق بن همام، المصنّف، تحقیق، عبد الرحمن الأعظمی، مجلس علمی، [بی­جا، بی­تا]

58 . طباطبایی حکیم، سید محسن، مستمسک العروة الوثقی، چاپ: اوّل، مؤسسة دار التفسیر قم، ایران، 1416ق.

59 . طبرسی، امین الاسلام ابی علی فضل بن حسن، مجمع البیان، چاپ: سوّم ناصر خسرو، تهران، ایران، 1372ش.

60 . طبرسی، امین الاسلام، ابی علی فضل بن حسن، جوامع الجامع، چاپ: اوّل انتشارات: دانشگاه تهران و مدیریت حوزه علمیه قم، تهران، ایران، 1377ش.

61 . طبری ابی جعفر محمّد بن جریر، تاریخ الأمم والملوک، تحقیق: نخبة من العلماء، مؤسسة الأعلمی بیروت [بی­تا].

62 . طبری، ابی جعفر محمّد بن جریر، جامع البیان، توثیق: صدقی جمیل عطار دارالفکر، بیروت/ 1415ق.

63 . طریحی،  فخر الدین، مجمع البحرین، تحقیق: سید احمد حسینی، مکتب نشر الثقافة الاسلامیه، [بی­جا] 1408ق.

64 . طوسی، ابو جعفر محمد بن حسن، الجمل و العقود فی العبادات، [بی­نا، بی­تا] قم، ایران.

65 . طوسی، ابو جعفر محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الامامیه، چاپ: سوّم المکتبة المرتضویة لاحیاء الآثار الجعفریه، تهران، ایران، 1387ق.

66 . طوسی، ابو جعفر، محمّد بن حسن، الاستبصار فیما اختلف من الأخبار، چاپ: اوّل دار الکتب الاسلامیه، تهران، ایران،1390ق.

67 . طوسی، ابو جعفر، محمّد بن حسن، تهذیب الاحکام، چاپ: چهارم دار الکتب الاسلامیه، تهران، ایران، 1407ق.

68 . طوسی، محمدبن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، داراحیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، [بی­تا].

69 . طوسی، ابو جعفر محمد بن حسن، الخلاف، چاپ: اوّل، انتشارات جامعه مدرسین، قم ایران، 1407ق.

70. عاملی، بهاء الدین، مشرق الشمسین، مکتبة بصیرتی، قم، ایران، 1389

71. عسقلانی، احمد بن علی بن حجر، تهذیب التهذیب، چاپ اوّل، دارالکتب العلمیه، بیروت، لبنان 1415ق.

72. عکبری، ابو البقاء عبد الله بن الحسین، إملاء ما من به الرحمان، من وجوه الاعراب و القراءآت فی جمیع القرآن، المطبعة المیمینه مصر، [بی­تا].

73. علامة حلّی، حسن بن یوسف بن مطهر اسدی، تذکرة الفقهاء ، تحقیق، گروه پژوهش مؤسسة آل البیت:  چاپ: اوّل، مؤسسة آل البیت، قم، ایران، [بی­تا].

74. علامه مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، مؤسسة الوفاء چاپ دوّم بیروت، لبنان1403ق.

75. فخر رازی، ابو عبدالله محمّد بن عمر بن الحسن بن الحسین، مفاتیح الغیب (تفسیر کبیر)، چاپ سوّم، دار الکفر، بیروت، لبنان 1405ق. و چاپ سوم، دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان،1420ق.

76.  فقه عبادات شافعی، نرم افزار المکتبة الشاملة، الاصدار الثانی و http://www.shamela.ws

77. فقه عبادات مالکی، نرم افزار المکتبة الشاملة، الاصدار الثانی و http://www.shamela.ws

78. قاسمی، محمّد جمال الدین، محاسن التأویل، تحقیق: عیون السود، چاپ: اوّل دار الکتب العلّمیه، بیروت، لبنان، 1418ق.

79. قشیری، ابی الحسین مسلم­بن حجاج، صحیح مسلم، دارالفکر، بیروت [بی­تا].

80 .  قمی، شیخ صدوق، محمّد بن علی بن بابویه، من لا یحضره الفقیه، چاپ دوّم انتشارات جامعه مدرسین، قم، ایران.

81 . کاتب واقدی، محمد بن سعد،  الطبقات الکبری، لجنة نشر الثقافه الاملامیه بدار جمعیة الجهاد الاسلامی، قاهره، مصر و دار الکتب العلمیه، لبنان بیروت.

82 . کاشانی، ابی بکر، علاء الدین بن مسعود، بدائع الصنائع فی ترتیب الشرائع، مکتبة حبیبیة پاکستان [بی­تا] و شرکت المطبوعات العلمیه، مصر، چاپ اوّل.1327ق. و نرم افزار المکتبة الشاملة، الإصدار الثانی.

83 . کلینی، ابو جعفر محمد بن یعقوب، اصول کافی، تحقیق: عفّاری، دار الکتب الاسلامیة (آخوندی) [بی­جا] 1388ق.

84 . کلینی، ابو جعفر محمد بن یعقوب، الکافی، چاپ: چهارم، دار الکتب الاسلامیة، تهران، ایران 1407ق.

85 . مالک، مالک بن انس اصبحی، الموطأ، دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، [بی­تا].

86 . ماوردی، علی بن محمّد بن حبیب، الحاوی الکبیر، تحقیق: جماعة من المحققین، دارالفکر، بیروت،1414ق.

87 . متقی هندی، علاء الدین بن حسام الدین، کنز العمال، تحقیق شیخ بکری، حبانی، مؤسسة الرساله بیروت، لبنان [بی­تا].

88 . مغنیه، محمد جواد، الفقه علی المذاهب الخمسه، چاپ: دهم، دار التیار الجدید، دار الجواد بیروت، لبنان1421ق.

89 . نجفی، محمد حسن بن باقر (صاحب جواهر) جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، چاپ: هفتم بیروت، لبنان [بی­تا].

90. نووی، محیی الدین بن شرف، المجموع فی شرح المهذّب، دارالفکر، بیروت، [بی­تا] و نرم افزار المکتبة الشاملة، الإصدار الثانی.

91. نووی، محیی الدین یحیی بن شرف، شرح مسلم، دارالکتب العربی، بیروت 1407ق.

92. هیثمی، نور الدین بن ابی بکر، بغیة الباحث عن زوائد مسند الحارث، تحقیق: مسعد عبد الحمید محمد السعدانی، دار الطلائع [بی­جا، بی­تا].