تقریب بین شیعه و سنی در مناسک حج‌

نوع مقاله: فقه حج

نویسنده

سمت

موضوعات


ایادی استعمار آنچنان میان شیعه و سنی در مناسک حج بیگانگی و تفرقه ایجاد کرده بودند که در موسم حج سال 1322 در مکه- حرم امن و امان و جایی که حتی حشرات و وحوش از تعرض در امانند- یک نفر شیعه را به حکم قاضی‌القضاتِ حجاز، به اتهام نجس کردن خانه خدا گردن زدند؛ به گمان اینکه حج شیعه، کربلا و نجف است و شیعه به مکه می‌آید تا خانه خدا را نجس کند. حالت تهوع آن مرد شیعه را حمل بر نجس کردن خانه خدا کردند! در صورتی که اگر این مرد، شیعه نبود این سوء تفاهم پیش نمی‌آمد و اگر شیعه را آنطور که هست می‌شناختند، این فاجعه تأسف‌انگیز روی نمی‌داد.
این واقعه، یک فاجعه فردی نبود و بلکه نمونه‌ای بود از احساسات بی‌اساس مخالف و نحوه دادرسی اهل سنت نسبت به شیعه و زنگ خطری برای خطرات بزرگتر به همین

ص: 94
خاطر چند سال شیعیان از رفتن به مکّه خودداری کردند. ملک سعود بن عبدالعزیز پادشاه سابق عربستان به تهران آمد، و ملاقات مهمی میان وی و دبیر کل دارالتقریب صورت گرفت. و طی چندین ساعت گفتگو ملک سعود را به سوء تفاهمات بی‌اساس علمای وهابی و اهداف تقریب، واقف کرد. ملک سعود برای جبران فاجعه‌ای که علمای وهابی مرتکب شده بودند چمدانی پر از هدایا که در آنها 15 جلد قرآن کریم و قطعاتی از روپوش خانه کعبه ضمیمه شده بود برای حضرت آیت‌اللَّه‌العظمی حاج آقا حسین بروجردی (ره) فرستاد.
آیت‌اللَّه بروجردی بجز قرآنها و قطعات پرده خانه خدا، بقیه هدایا را همراه با نامه‌ای که اینک از نظر می‌گذرانید توسط سفیر عربستان در تهران پس فرستادند و هدیه ملک سعود را با حدیث مفصلی که وحدت بخش شیعه و سنی در مراسم حج است، پاسخ دادند:
«بسم‌اللَّه الرحمن الرحیم. سلام‌اللَّه علیکم و رحمته- أما بعد: فقد بلغنا کتابکم مع السید یوسف بوعلی، و معه حقیبة کبیرة ذکرتم أنها تحتوی علی خمس عشرة نسخة من‌القرآن الکریم، و علی قطع من حزام ستار الکعبة الشریفة، و علی ...
... و أن جلالة الملک أمر بإرسالها إلیّ، فتحیرتُ فی الأمر لأن سیرتی عدم قبول الهدایا من الملوک و العظماء، ولکن اشتمال هذه الهدیة علی‌القرآن الکریم و ستارالکعبة الشریفة؛ ألزمنی قبولها، فأخذت نسخ‌القرآن الکریم و القطع من حزام ستارالکعبة الشریفة، و أرسلت الحقیبة «بما بقی فیها» إلی جنابکم هدیة منی إلی شخصکم، لأکون علی ذکر منکم فی أوقات الصلوات و الدعوات، و لما کان أمر الحج فی هذه السنین بید جلالة الملک؛ أرسلتُ حدیثاً طویلا فی صفة حج رسول‌اللَّه صلی‌اللَّه علیه وآله وسلم، رواها مسلم فی صحیحه و أبو داود فی سننه و یستفاد منه أکثر أحکام الحج إن لم یکن کلها، لترسله الی جلالة الملک هدیة منی إلیه، و تبلغه سلامی و تحیاتی، و أسأل اللَّه عز شأنه أن یؤلف بین قلوب المسلمین، و یجعلهم یداً واحدة علی من سواهم، و یوجههم إلی أن یعملوا بقول اللَّه تعالی: «و اعتصموا بحبل‌اللَّه جمیعاً ولا تفرقوا» و أن یجتنبوا التدابر و التباغض و اتباعالشهوات الموجبة لافتراق الکلمة، و أن یلتزموا بقول‌اللَّه. «یأیها الذین آمنوا إذا ضربتم فی سبیل‌اللَّه فتبینوا، ولا تقولوا لمن ألقی إلیکم السلام لست مؤمناً تبتغون عرض‌الحیاة الدنیا».
والسلام علیکم و رحمةاللَّه.
ص: 95
حسین بروجردی
*** بسم‌اللَّه‌الرحمن الرحیم
سلام و درود خداوند بر شما باد اما بعد:
نامه شما همراه با چمدانی بزرگ که نوشته بودید محتوی 15 نسخه قرآن کریم و تکه‌هایی از پرده کعبه شریف و هدایای دیگر است توسط آقای «یوسف بوعلی» رسید. مرقوم داشته بودید که جناب ملک، دستور داده‌اند که آنها را برای من بفرستید. در این امر تعجب کردم زیرا روش من این نیست که هدایای پادشاهان و بزرگان را بپذیرم، ولی از آنجا که این هدیه مشتمل بر قرآن کریم و پرده کعبه شریف بود ملزم به قبول آن شدم و نسخ قرآن کریم و قطعات پرده کعبه شریف را برداشتم و چمدان را با محتویاتش هدیه‌ای باشد به جنابعالی از سوی من، باشد که مرا در اوقات نماز و دعا یاد کنید.
و چون امر حج در این سالها به دست جناب ملک است، حدیثی طولانی در وصف و چگونگی حج پیامبر خدا (ص) را می‌فرستم، که آن را مسلم در صحیحش و ابوداود در سننش روایت کرده است و بیشتر احکام حج از آن استفاده می‌شود؛ اگر نگوییم تمامی احکام حج، تا هدیه‌ای باشد از جانب من برای جناب ملک. از خداوند عز شأنه می‌خواهم که دلهای مسلمانان را به یکدیگر پیوند دهد و آنان را در برابر بیگانگان، ید واحده قرار دهد، و متوجه عمل به فرموده خدای تعالی گرداند که می‌فرماید:
«واعتصما بحبل‌اللَّه جمیعاً ولا تفرقوا»
«همگی به ریسمان محکم الهی چنگ زنید و پراکنده نشوید.»
و از پشت کردن به یکدیگر و دشمنی و پیروی از هواهای نفسانی که موجب افتراق کلمه می‌شود اجتناب ورزند، و همگی به گفته خداوند ملزم شوند که می‌فرماید:
«یأیها الذین آمنوا إذا ضربتم فی سبیل‌اللَّه فتبیّنوا، ولا تقولوا لمن ألقی إلیکم السلام لست مؤمناً تبتغون عرض‌الحیاة الدنیا».
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که در راه خدا گام برمی‌دارید نسبت به طرف مقابل تحقیق کنید، و به کسی که اظهار صلح و اسلام می‌کند نگویید: مسلمان نیستی، آن هم به طمع اینکه سرمایه ناپایدار دنیا را به غنیمت گیرید.»
والسلام علیکم و رحمةاللَّه (1)