قاموس واژه‌ها و اصطلاحات حج 1

نوع مقاله: اسرار و معارف حج

نویسنده

سمت

موضوعات


احرام
«اشاره»
-
در این «مقال» برآنیم «تا با پشتوانه توفیقات و تأییدات خداوندگار»، مفاهیم لغوی و معانی شرعی و فقهی واژه‌ها و اصطلاحات «حج» را مورد بحث و پژوهش قرار دهیم ...
این «تحقیق» با جامعیت و گستردگی که می‌تواند داشته باشد، تا آنجا که آگاهی اندک و استقراء ناقص ما گواه است، نخستین گامی است که در این «مقوله» برداشته می‌شود و نویسنده انتظار دارد به عنوان تنها «گامی در مسیر» و مقدمه و پیش درآمدی بر تحقیقات همه جانبه‌تر و پژوهشهای گسترده‌تر آینده، مورد عنایت اندیشمندان و پژوهشگران قرار گرفته و با رهنمودهای مفید و انتقادات سازنده خود بر وسعت و جامعیت و غنای آن بیافزایند:
***

ص: 90
«احْرام»- به کسر همزه- در لغت به مفهوم «منع» (1) است، و به معنی «دخول در حرم»، «دخول در شهر مکه»، و یا «دخول در حرمتی که هتک آن روا نیست»، نیز آمده است. و همچنین به دخول در ماههای حرام (ذیعقدةالحرام، ذیحجةالحرام، محرم‌الحرام، و رجب المرجب)، احرام گفته می‌شود:
«احْرَمَ»: دَخَلَ فِی الشَّهر الحرام، دَخَلَ فِی الْحَرَم، اوفی حُرمةٍ لاتُهتَک» (2).
«احرام»: شرب سیاه و از آن طیلسان کردندی.
«احرام»: جمع حَرَم و حَریم.
«احْرام بَند»: آنکه احرام بسته باشد. (3)
طراوت که از جان هوا خواه تُست‌ز احرام بندانِ درگاه تُست (4)
در «لغتنامه دهخدا»، ذیل مادّه «احرام» آمده است:
«آهنگ حج کردن، به حرمت شدن، در حرمتی که هتک آن روا نیست درآمدن، در ماه حرام شدن، در حرم مکه یا مدینه درآمدن ...»
«احْرام حاج و معتمر»:
«بکاری درآمدن او که به سبب آن حرام شود چیزی که حلال بود، مقابل «احلال» در حج. بر خود حرام گردانیدن بعضی چیزهای حلال و مباح (مانند استعمال طیب و مباشرت) ... و مجازاً به معنای دو چادر نادوخته که در ایام احرام یکی را لنگ و ته‌بند و دیگری را بر دوش پوشند.


1- و اصل التحریم المنع (مجمع‌البحرین الشیخ فخرالدین طریحی، ج 5 و 6، صفحه 34 مکتبةالمرتضویه- الاحْرام بکسر الهمزه لغةً المنع، کشاف اصطلاحات الفنون، محمد اعلی بن علی التهاوی، ج 1، ص 369، از انتشارات کتابفروشی خیّام).
2- المنجد فی‌اللغة والاعلام، چاپ 23، صفحه 130، ط- بیروت: در ماههای حرام درآمد، در حرم داخل شد و در حرمتی که هتک آن روا نیست. و نیز «حُرْمت» آنچه شکستن آن روا نباشد و آبرو. جمع آن «حُرمات» است. و نیز عهد و پیمان و مهابت و بهره چیزی. و قوله تعالی: «وَ مَنْ یُعَظِّمْ حُرُماتِ اللَّه: ای ما وجب القیامُ بِهِ ...» ر. ک به «منتهی الارب فی لغة العرب»، عبدالرحیم بن عبدالکریم صفی‌پور، ج 2- 1، صفحه 240، از انتشارات، کتابخانه خیام.
3- رحله ابن جبیر- به نقل «لغت نامه دهخدا» زیر نظر مرحوم دکتر محمد معین، ج اثبات، اختیار، صفحه 1082.
4- لغت نامه دهخدا، شماره مسلسل 3، صفحه 1082.

ص: 91
«احرام بستن»: آهنگ کردن، قصد و نیّت کردن:
چه آسان است بابی‌برگی احرام بستن‌که هم مرکب بود هم توشه دامن بر کمر بستن
«صائب»
«احرام گرفتن»: مراسم احرام بجا آوردن (در حج) ...
چون همی خواستی گرفت احرام‌چه نیت کردی اندر آن تحریم
«ناصرخسرو»
«مُحْرِمْ»: احرام بند- احرام گرفته ... (1)
صاحب (2) کتاب «کشّاف اصطلاحات الفنون» زیر واژه «احرام»، چنین آورده است:
«احرام،- به کسر همزه- لغتاً به معنای «منع» آمده، و شرعاً تحریم چیزهایی و ایجاب چیزهایی (3)، حرام کردن پاره‌ای از امور و واجب ساختن امور دیگری است، آنگاه که آهنگ و قصد انجام مناسک حج را دارد ... (4)
«بیرجندی» گوید: (در مذهب «ابوحنیفه»، احرام عبارت است از نیّت حج به همراه لفظ تلبیه (یعنی: لبیک، اللهم لبیک ... گفتن) و به کسی که قاصد احرام است، مُحْرِمْ گفته می‌شود). (5)
و نزد صوفیه احرام عبارت است از ترک شهوت نسبت به مخلوقات و یا ترک «شهود مخلوقات»؟! (6) و خروج از احرام نزد ایشان، عبارت است از توسّع و گشاده‌رویی (تواضع و فروتنی) نسبت به خلق و فرود آمدن به سوی آنان، بعد العندیّه فی مقعد صدق ...» (7)
«علامه طریحی»، «احرام» را مصدرِ «احْرَمَ الرَّجُل یُحْرِم» می‌داند، آنگاه که محرم به انجام مناسک حج و یا اعمال عمره می‌آغازد و همه اسباب و شرائط آن را، از برکندن لباس مخیط (دوخته شده) و پرهیز از تمامی آنچه را که شرعاً در حال احرام ممنوع است، فراهم می‌سازد. (8)
و نیز «احْرام» را عبارت از «توطین نفس» بر اجتناب محرمات، از: صید، استعمال عطر، نزدیکی با زن و پوشیدن لباس دوخته شده و امثال ذلک، برشمرده است. (9)


1- همان، صفحه 1082.
2- شیخ اجل محمد اعلی بن علی التهاوی، از دانشمندان و دائرةالمعارف نویسهای قرن چهارم هجری. در الذریعه نام وی «تهانوی» و سال درگذشت او 1158 آمده است.
3- تَحریم اشْیاءٍ و ایجابُ اشْیاءِ عِنْدَ قَصْدِ الْحَجْ ...
4- در جامع الرموز، همین معنا را برای احرام برشمرده است.
5- والقاصدُ لِلْاحْرام یُسّمی مُحْرِماً.
6- مؤلف «کشّاف ...» در ذیل مادّه «حج»، ج اوّل، صفحه 283، آنگاه که می‌خواهد واژه حج و سایر اصطلاحات مربوط به مناسک حج را از دیدگاه صوفیه برشمرد، به لفظ «احْرام» که می‌رسد، چنین می‌نویسد: فالِاحْرام عندالصوفیه اشارة الی ترک شهود المخلوقات! ولی در زیر مادّه احرام، در همان جلد، صفحه 369، می‌نویسد: الاحرام عندالصوفیه عبادةٌ عن ترک شهوة المخلوقات؟! به نظر ما همان «شهودالمخلوقات» باید صحیح باشد، چرا که اصطلاح شهود بیشتر با اصطلاحات عرفا و تعبیرات صوفیه تناسب دارد، وانگهی سیاق «شهودالمخلوقات» با عبارت بعدی صاحب کشّافَ که «خروج از احرام» را از نظر صوفیه معنا می‌کند، بیشتر ارتباط دارد، تا «شهوةالمخلوقات»؟! متن عبارت بعدی مؤلف کشاف چنین است: «والخروج عن الاحرام عندهم عبارة عن التوّسع للخلق و النزول الیهم ...» ر. ک به «کشاف اصطلاحات الفنون، ج 1، صفحه 369.
البته دهخدا در «لغت نامه، شماره مسلسل 3، ج اثبات- اختیار، صفحه 1082»، «شهوت نسبت به مخلوقات» ترجمه کرده است که به عقیده ما نباید صحیح باشد! واللَّه اعلم بحقایق الامور ...
7- کشاف اصطلاحات الفنون، ج 1، صفحه 369: در باره ارتباط و تناسب عبارات صدر و ذیل صاحب کشّاف، در صورتی‌که «شهود المخلوقات» باشد، نه «شهوةالمخلوقات»، باید به این نکته نیز اشاره شود که مُحْرِم در حقیقت شهود مخلوق را ترک کرده و به «شهود خالق» و «عندیّت» ذات مقدس الهی، فی مقعد صدقٍ عند ملیکٍ مقتدر اشتغال دارد؟! امّا آنگاه که از احرام خارج شد از نزد ملیکٍ مقتدر فی مقعد صدق و یا «شهود خالق» تنزل کرده و باز به «شهود مخلوق» و مؤانست و معاشرت ایشان مشغول گشته که البته همراه با گشاده‌رویی و فروتنی است! اللَّه اعلم؟!
8- مجمع‌البحرین، ج 5 و 6، ص 38، مکتبةالمرتضویه: الاحرام توطین النفس علی اجتناب المحرمات من الصید و الطیب و النساء و لبس المخیط و امثال ذلک.
9- مجمع‌البحرین، ج 5 و 6، ص 38، مکتبةالمرتضویه: الاحرام توطین النفس علی اجتناب المحرمات من الصید و الطیب و النساء و لبس المخیط و امثال ذلک.

ص: 92
در کتاب «معجم معالم الحجاز» آمده است:
«... کسی که در شهرهای حرام از میقات برای حج احرام بگیرد، پس او محرم است و مأمور است مناسک را تا آخر به پایان برساند، برای وی در این هنگام، (رفث و آنچه مربوط به زنان می‌باشد، خوشبو کردن خویش با عطر، پوشیدن لباس دوخته و شکار صید ...) حرام می‌باشد». (1)
در برخی از منابع «احرام شرعی» را این چنین به شرح کشیده است:
«عدم داخل شدن در حرمات (حرام‌های) ویژه‌ای، یا التزام به عدم دخول. امّا احرام شرعی آنگاه محقق می‌گردد که با نیّت، ذکر و یا خصوصیتی همراه باشد».
و نیز «احرام شرعی»؛ یعنی: «نیّت دخول در حج یا عمره».
«احرام شرعی» از دیدگاه «مذهب مالکی» عبارت است از: «نیة احد النسکین»، نیّت حج یا عمره با «قول» و «فعلی» که در ارتباط با حج و عمره باشند. و در نظر «مذهب حنفی» عبارت است از نیت مناسک حج یا عمره به همراه ذکر (یعنی تلبیه) یا یک عمل ویژه‌ای که در واقع قائم مقام تلبیه است، مانند «سوق‌الهدی» یا «تقلید البدن» و در مکتب فقهی شافعی، «احْرام» عبارت است از دخول در مناسک (اعم از حج یا عمره) با نیت ولو بدون تلبیه ... (2)
اما از دیدگاه «فقه امامیه» احرام به دو چیز محقق می‌گردد:
1- قصد انجام حج یا عمره (البته مراد از قصد همان نیتی است که باید با خلوص و قربت همراه باشد.
2- تلبیه (لبیک، لبیک، اللهم لبیک، لاشریک لک لبیک ... گفتن)
اما پوشیدن دو پارچه نادوخته هر چند از واجبات احرام می‌باشد، به نحو واجب تعبدی، ولی ظاهراً بلکه قویاً شرط در تحقق ماهیت احرام نیست. (3)
«ابن اثیر» در حدیث عمر آورده است:
«الصیام، احرامٌ»، به جهت پرهیز و اجتناب شخص روزه‌دار از مبطلات روزه، و لذا به شخص «صائم»، «مُحْرِم» نیز اطلاق می‌گردد ...»
در اشعار «الراعی» آمده است:
قتلوا «ابنِ عُفّانَ» الْخَلیفَة مُحَرّماًوَ دَعَا فَلَمْ ارَمِثلَهُ فَخذُولًا (مقتولًا)
هر چند «علامه جمال‌الدین، ابن منظور مصری» در اثر گرانسنگ خویش، نقل کرده است که مراد از «مُحْرماً» در شعر الراعی این است که کشندگان عثمان بن عُفّان او را در دهه آخر ذیحجةالحرام کشتند. و به نقل از «ابوعمر»، مراد از «مُحْرماً»، «صائماً» می‌باشد، چون عثمان در آن روز، روزه‌دار بود.
و نیز از «ابن بری» روایت کرده است که وی بر این باور است:
«مُحْرماً» در بیت فوق نه از باب «احرام حج» است و نه از مقوله دخول در ماه حرام، بلکه مراد شاعر این است که خلیفه در موقعیتی به قتل رسید که در ذمّه و حُرمت اسلام بود؟! (4)
«الحِرمْ» (به ضم حا و یا به کسر آن) یعنی احرام برای حج ... و در حدیث عایشه آمده است: «کُنْتَ اطْیَبْتُه (صلی‌اللَّه علیه و سلم)، لِحِّلِه و لِحِرْمِه». (5)
«ازهری» گفته است مراد عایشه این است: آن هنگام که رسول خدا ص- غسل می‌فرمود و آماده احرام و اهلال می‌شد، من آن حضرت را عطرآلود می‌کردم (اعم از احرام حج، یا احرام عمره) و همچنین آنگاه هم که نبی‌اکرم- ص-، از احرام خارج گشته و به اصطلاح «مُحِلّ» می‌گردید، من او را عطرآگین می‌کردم ...
و نیز گفته شده است که «حُرْم» (به ضم حاء و سکون راء)، یعنی احرام به حج، امّا «حِرْم» (به کسر حاء و سکون راء)، یعنی: «الرَّجل الْمُحْرِم/ انسان مُحْرِم» و لذا به شخصی که در حال احرام و یا «مُحْرِم» است، گفته می‌شود: «انْتَ حِرْمٌ». و به آدمی که از احرام خارج گشته و یا «مُحِّل» شده است، می‌گویند: «انْتَ حِلٌّ».
*** پس «احرام» مصدرِ «احْرَمَ، یُحْرِمُ، احراماً» به آن زمان و آن «گاهی» اطلاق می‌گردد که آدمی آماده مناسک حج و یا اعمال عمره است. (6) و تمامی اسباب و شرایط و زمینه‌ها را (از کندن لباس دوخته و اجتناب از همه آنچه که در شرع مطهر منع گردیده، از قبیل زدن عطر، صید و نکاح) فراهم کرده باشد. و هنگامی که دانستیم که اصل واژه «احرام» همان «منع» می‌باشد، باید بدانیم «مُحْرم» از همه آنچه را که در شریعت اسلامی برای او برشمرده شده است، ممنوع می‌باشد ...


1- معجم معالم الحجاز، المقدّم: عاتق بن غیث البلادی، ج دوّم، صفحه 262، نشر دارمکّة: و من احرم منها للحج فی اشهر الحج فهو محرمٌ مامورٌ بالانتهاء، مادام محرماً عن الرفث و ماوراء من امر النساء و عن التطیب بالطیب و عن لبس الثوب المخیط و عن صید الصید ...
2- سلسلة الینابیع الفقهیه، اشراف: علامة علی اصغر مروارید، حج، قوامیس الحج، صفحه 795.
3- .. والاقوی عدم کون لبسهما شرطاً فی تحقق الاحرام، بل واجباً تعبدیاً ... ر. ک به تحریرالوسیله، امام خمینی- ره-، ج 1، صفحه 413 و 416، مطبعة الادب فی النجف: امام خمینی- رضوان‌اللَّه علیه- در خصوص «نیّت» و «قصد احرام» رأی دقیقی را ابراز می‌دادند. که مظنون ما اینست این «فتوا» در میان آراء و فتاوای فقهای اسلام، منفرد است! مغفورٌ له در باب «کیفیت احرام»، آنگاه که واجبات وقت احرام را شمارش می‌کنند، می‌فرمایند: الاوّل القصد، لا بمعنی قصد الاحرام، بل بمعنی قصد احد النسک حج یا عمره ... و امّا قصد الاحرام فلا یعقل ان یکون محققاً لعنوانه ... «فتأمّل».
4- لسان العرب، علامه جمال‌الدین، ابن منظور مصری، ج 12، 123 و 124، نشر ادب الحوزة- قم.
5- منتهی الارب، ج 1 و 2، صفحه 240: ایْ وقت احلاله و احرامه ... 
6- دکتر جواد علی در کتاب المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج 6، ص 353، فصل 73. الحج و العمرة، می‌نویسد: «و یبدأ الحج فی الاسلام بلبس الاحرام حین بلوغه المیقات ...».

ص: 94
در حدیث «صلوة/ نماز»، نیز آمده است:
«تَحریمُها التکبیر»، یعنی کَانّ «مصلی/ نمازگزار» بوسیله تکبیر و دخول در نماز از تمام اقوال و افعال و کلمات خارج از افعال و اذکار صلوتی، ممنوع گردیده است. و از همین رو به «تکبیر» نیز «تحریم» اطلاق شده، به جهت منع «مصلی/ نمازگزار» از سخنان و اعمال و اطوار و حرکات خارج از نماز ...
و به همین علت است که «اللَّه اکبر/ تکبیر» اوّل نماز را، «تکبیرةالاحرام» گویند. یعنی: «الاحرام بالصلوة» (1)، به گونه «الاحْرامُ بِالْحَج».
با توجه به هم‌گونگی و شباهتی که در توضیحات بالا میان: «الاحرام بالصلوة» و «الاحرام بالحج» برشمردیم، اظهار نظر «وینسینک/..» اسلام شناس نامدار معاصر غربی و یکی از نویسندگان «دائرةالمعارف اسلام» و مؤلف کتاب گرانقدر «فهرست احادیث نبوی»- ص-، در این مورد، کاملًا ناتمام و غیرصحیح به نظر می‌رسد، وی می‌نویسد:
«احرام در ترکیب واژه «تکبیرةالاحرام» به معنایی کاملًا متفاوتِ با «احرام» در مراسم حج، بکار می‌رود و نشانگر ورود نمازگزار و پرستنده به حالت موقت ارتباط با خداست و ربطی به اصطلاح مورد بحث ما در اینجا ندارد». (2)
که مشاهده کردیم این دو اصطلاح نه تنها با هم ارتباط دارند که در شباهت و هم‌گونگی تنگاتنگی نیز با یکدیگر قرار گرفته‌اند.
مستشرق مزبور در باره «احْرام» مطالب نسبتاً جامع و جالبی دارد که- البته در پاره‌ای موارد نظرات وی با فقه شیعه سازگاری ندارد که در پاورقی به آن اشاره کرده‌ام- ذیلًا به نقل آنها مبادرت می‌ورزیم:
«احرام: مصدر فعل «احْرَمَ» و عبارت است از اعلام ممنوعیت یا ممنوع ساختن چیزی. ضد آن واژه «احلال» است که به مفهوم اعلام مجاز و روا بودن چیزی می‌باشد. این لغت که یک اصطلاح فنّی است و برای بیان وضعیت کسی بکار می‌رود که در زمانی خاصّ اشتغال به اجرای عمل «حج» یا «عمره»، یافته است.
چنین شخصی را اصطلاحاً «مُحرِم» می‌گویند.
ورود به چنین حالت و وضعیّتی برای مردان و زنان یکسان است و از طریق نیت


1- النهایة فی غریب الحدیث و الاثر، ابن اثیر، ج 1، ص 373، المکتبة الاسلامیه، قاهره، و «لسان‌العرب»، ابن منظور، ج 12، صفحه 122، نشر ادب الحوزة- قم.
2- دائرةالمعارف اسلام، ج 3، صفحات 1052، 1053، نوشته آ. ج وِنسینگ.

ص: 95
کردن و انجام مناسک ویژه‌ای تحقق می‌یابد. البته برای مردان، افزون بر نیّت و انجام مناسک، پوشیدن جامه مخصوص نیز ضرورت دارد. زائر حج‌گزار بایستی نوع فقهی زیارت خود را اظهار دارد و قصد کند. (1)
وضعیت احرام از دیدگاه «مذهب حنفی» یک شرط واجب است که در سه مذهب (2) دیگر اهل سنت «رکن» نامیده می‌شود و هم در «حج اکبر» و هم در «حج اصغر» باید رعایت شود.
ورود به این حالت (3) در مراسم حج در ماه شوّال، ذوالقعد، و اوائل ذی‌الحجه (که تا شب نهم یا دهم نیز ادامه خواهد داشت)، صورت می‌گیرد. امّا در مورد «عمره» (4)، ورود به حالت احرام، می‌تواند در هر فصل از سال واقع شود (به استثنای روزهای اواسط حجّ) .. بطور سنّتی مکانهایی (میقات) جهت اتخاذ وضعیت احرام مقرر شده است که عبارتند از:
الف: برای حج گزارانی که از سوریه، مصر و یا غرب می‌آیند، در اصل «جُحْفه» مکانِ (میقاتِ) احرام می‌باشد.
ب: برای کسانی که از عراق یا دورتر از آن می‌آیند «ذاتِ عِرقْ» (که در حدود 94 کیلومتری شمال شرقی مکه، در دامنه کوه عِرق که وادی عتیق را دربرمی‌گیرد واقع شده است).
ج: برای ساکنان مدینه، «ذُوالْحَلیفه» (که حدود ده کیلومتری مدینه قرار دارد).
د: برای کسانی که از یمن و از طریق جاده ساحلی کناره دریای سرخ (بحر احمر) می‌آیند، «یَلَمْلَمْ» (54 کیلومتری جنوب مکه واقع است).
ه: برای آنان که از نجد می‌آیند، «قَرْنُ الْمَنازِل» (در سمت شرق عرفات).
و: برای مردم مکّه و سایر مسلمانانی که در مکّه حضور دارند، احرام حج در خود مکّه صورت می‌پذیرد.
امّا جهت برگزاری «عمره» آنان ناگزیرند که محیط مقدس مکه را ترک گویند. در این صورت آنان می‌توانند به «جعفرانه» و یا تنعیم بروند.
حاجیانی که با کشتی و از طریق دریا به مکّه می‌آیند می‌توانند در همان حال که سوار کشتی هستند جامه احرام بپوشند. حج‌گزارانی هم که با هواپیما خود را به مراسم


1- مراد اینست که در نیّت مُحِرم مشخص گردد، نوع حج «حج اکبر» یا «حج اصغر»، «حجةالاسلام» است یا عمره تمتع و یا عمره مفرده. البته اظهار آن به زبان، آن طور که..، تصریح کرده است، واجب نیست و همان نیت قلبی کفایت می‌کند.
2- شافعی، مالکی و حنبلی. 
3- حالت احرام.
4- مراد عمره مفرده است.

ص: 96
حج می‌رسانند، می‌توانند همین کار را به هنگام سوار بودن در هواپیما که عازم جدّه است، انجام دهند؟ (1)
جامه احرام برای مردان از دو تکه پارچه سفید بی‌دوخت تشکیل می‌شود که به آن دو «ازار» و «رداء» می‌گویند. نخستین جامه را مانند لنگ به کمر می‌بندد، آن طور که ناف و زانوها با آن پوشانده شوند. و دیگری را به دوش می‌اندازد به گونه‌ای که سینه و شانه‌هایش را فراگیرد.
این جامه که در گذشته رواج عام داشته است، امروز نیز در بین ساکنان «اتیوپی» که در صحراهای دامنه کوههای اتیوپی زندگی می‌کنند و نیز قبایل سومالی رائج است.
پوشش حاجی با پوشیدن دم‌پایی که انگشتان و قوزک پا از آن بیرون می‌زنند کامل می‌شود. (2) مردان لازم نیست سرا را بپوشانند، به علاوه ممکن است کلاه عرقچینی بر سرنهاده، یا مقداری کاغذ و قطعات اشیاء نفیس خود را در کیفی چرمی که به شانه آویخته‌اند با خود حمل کنند. (3) برای زنان حج‌گزار، جامه خاصی وجود ندارد، امّا مراعات پارسایی و پرهیزکاری ایجاب می‌کند که آنها دامنهای فراخ و پیراهنی گشاد با آستینهای بلند به تن کنند. و البته امروزه نوعی پیراهن کیسه‌ای بهمراه روسری، پوشش آنها را تشکیل می‌دهد.
... قبل از محرم شدن، زائر حج‌گزار بایستی غسل نماید و موهای سر و زیر بغل و ناخنهای خود را کوتاه کند. (4) در این مرحله، استعمال عطر و بوی خوش در صورتی که اثری بجای نگذارد مجاز است، (5) همچنانکه رسول خدا- ص- در حجةالوداع چنین فرمود. دو رکعت نماز نیز به عنوان سنت باید بجای آورده شود. پس از این حج‌گزار (6) چندین بار بایستی تلبیه را قرائت کند.
فقها این نکات را توصیه نموده‌اند: پوشیدن هرگونه جامه دوخته‌ای برای مُحرم ممنوع است، (7) مُحرم باید از جدال بپرهیزد، همچنین باید از شکار، آمیزش جنسی، استعمال عطر، کوتاه کردن یا تراشیدن موی سر و بدن و ناخنها و نیز از آرایش کردن اجتناب نماید ...
انعقاد هرگونه پیمان زناشوئی در حال احرام از درجه اعتبار ساقط است ... با پایان یافتن مراسم حج، تمام ممنوعیت‌ها لغو گردیده و زندگی عادی آغاز می‌گردد که شامل


1- اگر مراد صِرف پوشیدن لباس احرام باشد، بدون نیّت و قصد مُحْرِم شدن با همه اسباب و شرائط و زمینه‌ها، مانعی نیست، امّا اگر مقصود نویسنده مُحرم شدن اصطلاحی و سنّتی است، حتماً باید احرام در میقاتی از میقات‌های مشخص شده تحقق پذیرد. آری بر طبق نظر و فتوای فقهای امامیه اگر عذر و ضرورتی اقتضا نمود که برای حاجی امکان اینکه خود را به «میقات» و یا «محاذی میقات» برساند، وجود نداشت، در این صورت می‌تواند نذر کند که مثلًا از جدّه مُحرم شود. اذا نذر الاحرام قبل المیقات، فانّه یجوز یصح و یجب العمل به ... تحریرالوسیله، ج 1، امام خمینی ره-، کتاب الحج، صفحه 411، ط. نجف اشرف. ما در این سلسله بحثها پیرامون واژه «میقات» بطور مستقل و مشروح، بحث خواهیم کرد.
2- نویسنده در اینجا اشاره به یکی از محرمات احرام دارد، یعنی پوشیدن کفشی که تمامی پشت پا را بپوشاند، لبس ما یستتر جمیع ظهر القدم ... البته اختصاص به مردها دارد و بر زنها حرام نیست: و یختص ذلک بالرجال و لایحرم علی النساء ... ر. ک به تحریرالوسیله، ج 1، صفحه 423. 
3- از عبارات اخیر این نویسنده غربی اینطور استظهار می‌گردد که این قبیل مسائل را با مشاهده اعمال حاجیان برداشت نموده، نه اینکه به منابع فقهی و کتاب حج رجوع کرده باشد.
در اینجا لازم است یادآور شویم که یکی از محرمات احرام «تظلیل» است، یعنی زیر سایه رفتن و یا چتر و یا وسیله دیگری را روی سر قرار دادن، البته حرمت استظلال مخصوص حال سیر است و نیز ویژه مردان می‌باشد: التظلیل فوق الرأس للرجال دون النساء، تظلیل المُحَرَّم علیه سائراً- حرمة الاستظلال مخصوصة بحال السیر- اختص العلیل و المراة بجواز التظلیل ... ر. ک به «شرایع الاسلام فی مسائل الحلال والحرام»، محقق حلّی، کتاب الحج، ج 1 و 2، صفحه 251، دارالاضواء بیروت- تحریرالوسیله، ج 1، کتاب الحج، صفحه 426، ط. نجف اشرف
4- اینها و برخی اعمال دیگر از مقدمات و مستحبات احرام است: ... و ان ینظف جسده، و یقصّ اظفاره، و یاخد من شاربه ... شرایع الاسلام، محقق حلّی، ج 1، 2، کتاب الحج، صفحه 244، ط. بیروت.
5- ... بل لایجوز التدهین بالمطیب قبل الاحرام لوبقی طیبه الی حین الاحرام. تحریرالوسیله ... 
6- یا معتمر.
7- البته برای مُحرم مَرد ..

ص: 97
تراشیدن موها، آرایش و پوشیدن لباسهای معمولی، می‌شود. (1)
واعظان و مبلغان دینی تأکید می‌کنند که «احْرام» نِماد و مظهر جداگشتن زائر از دنیا و نشان‌دهنده عزم او برای خلوت با خداست. و نیز «احْرام» نمایانگر وحدت و برابری جامعه اسلامی و تمامی اعضا آن می‌باشد، بگونه‌ای که هیچ مزیتی برای صاحبان مناصب دنیوی با روحانیان دین وجود ندارد و هیچ نشانی از وابستگی‌های دنیوی در کار نیست. (2) «پایان نقل آقای وینسینک»
*** ... همانطور که یادآور شدیم یکی از مفاهیم «احْرام» عبارت است از «دخول در حرم» حدیث معتبری از رسول اکرم- ص-، علت وجود احرام را دخول در حرم دانسته و فرموده است: «وَجَبَ الْاحِرام لِعِلّةالْحَرَمْ» (3) و در «علل الشرایع» در حدیث دیگری از امام جعفر صادق- ع-، چنین آمده است: «حرمت مسجدالحرام به جهت «کعبه» است و حرمت حرم به واسطه مسجد و وجوب احرام به علّت حرم می‌باشد». (4)
«حَرَمْ» مکانی است دارای حُرمت و قداست که می‌بایست جهت تنظیم و بزرگداشت آن از ارتکاب بسیاری از اعمال خودداری کرد. آن کس که به نیّت «حَجّةالاسلام» و یا «عمره مفرده» وارد شهر مقدس مکّه می‌شود، عقد و قصد احرام نخستین عمل اوست و برای چنین کسی محظوراتی است گوناگون که برخی از آنها اساساً حج را فاسد می‌کند و انجام بعضی دیگر موجب تعلّق کفاره مخصوص می‌شود. که در حقیقت این کفاره جبران کننده عدم رعایت محظور است. برخی از محظورات هم موجب کیفر و مجازات الهی می‌باشد.
خروج از «احرام» را «احلال» می‌نامند و در «عمره مفرده» پس از تقصیر، همه محظورات جز مباشرت با زنان حلال می‌شود که پس از «طواف نساء» این محظور هم از میان می‌رود.
«عمره تمتع» که پیش از مناسک حج پایان می‌پذیرد، دارای همین حکم است، جز آنکه طواف نساء ندارد و بدون طواف نساء، پس از تقصیر مباشرت با زنان حلال می‌شود و متمتع مجدداً برای «حج تمتّع» عقد و قصد احرام می‌کند.
در حج نیز بعد از تقصیر یا حلق (سرتراشیدن) همه محظورات بجز صید و


1- در گفتار آینده در باره ممنوعیتها و محرمات احرام بطور مبسوط بحث خواهیم کرد.
2- . 53- 1052.، 103،...
ترجمه دانشمند گرامی دکتر همتی
آقای دکتر همتی که بخش فوق را از دائرةالمعارف اسلام، جهت بهره‌وری در این سلسله بحثها برای اینجانب ترجمه فرمودند، در تاریخ 16/ 9/ 71 طی نامه کوتاهی این چنین یادآور شدند:
... چنانکه مشهود است نویسنده مقاله، این مطالب را براساس فقه اهل سنت نوشته است. و این گناه ما نیز هست که تشیّع را در جهان معرفی نکرده‌ایم، و منابع تحقیق در اسلام، انحصاراً منابع اهل تسنن است. تذکر این نکته را جهت پیشگیری از هرگونه سوء تفاهم- نه برای شما- بلکه برای خوانندگان مقاله ضروری یافتم.
برادر شما: دکتر همّتی‌
3- وسائل الشیعه، ج 9، صفحه 3، حدیث 3.
4- وسائل الشیعه، ج 9، صفحه 3، حدیث 5: حرَّم المسجد لعلة الکعبه، و حرَّم الحَرَم لِعّلة الْمَسجِد، و وجب الْاحْرام لِعِلَّة الْحَرَمْ.

ص: 98
استعمال عطر و مباشرت با زنان از میان می‌رود که پس از طواف زیارت (طواف افاضه) محظور صید و استعمال عطرنیز برداشته می‌شود.
امّا حلیّت مباشرت با زنان بر طبق فقه امامیه بعد از انجام طواف نساء محقق می‌گردد ... (1)


1- ما در بخشهای آینده این تحقیق و به هنگام برشمردن «محرمات احرام» در این باره مشروحاً سخن خواهیم گفت.

ص: 102