روش ابن حزم در نگارش کتاب «حجةالوداع»

نوع مقاله: تاریخ و رجال

نویسندگان

سمت

موضوعات


روشن است که علم حدیث، نقطه آغازین دیگر علوم اسلامی بوده و اساسی است که سایر علوم اسلامی از آن منشأ گرفته و به مرور زمان رشد یافته است. اهمیت نقش احادیث شریف نبوی برای «تدوین تاریخ» مسأله‌ای است که برخی از محققان بدان
پرداخته‌اند و این به دلیل ارتباط و تأثیر و تأثری است که میان شیوه‌های محدثان و مورخان وجود دارد. با نگاهی به بیشتر مورخانِ مسلمانِ نخستین، درمی‌یابیم که آنان قبل از آنکه مورخ باشند، محدث بوده‌اند، همچون: ابن اسحاق، واقدی و طبری.
در این باره مقالات و نوشته‌هایی وجود دارد که تأثیر حدیث را در تدوین تاریخ، مورد بررسی قرار داده است. (2) از اینرو هدف بحث ما دنبال کردن این


1- این مقاله از کتاب «دراسات فی‌التاریخ الاندلسی» 178- 169 برگرفته شده است.
2- به عنوان نمونه رک: عبدالعزیز الدوری، بحث فی نشأة علم التاریخ بیروت 1960 اکرم العمری، بحوث فی تاریخ السنة المشرفة بغداد 1967 صالح احمد العلی، الروایة و الاستاذ، مجلة المجمع العلمی العراقی، ج 1، م 31 بغداد 1980 محمد جاسم حمادی، اثر دراسة التدوین و الاستاذ فی الحدیث علی نشؤ و تطور الفکر التاریخی، مجلة المؤرخ العربی عدد 23، بغداد، 1973.

ص: 196
موضوع نیست، بلکه کوشش محدودی است برای پرتوافکنی بر شیوه یکی از
نویسندگان مسلمان، که کوشش کرده است تا با استفاده از احادیث شریف نبوی، به ارزیابی حوادث تاریخی بپردازد؛ یعنی بررسی شیوه ابن حزم در کتابش با نام «حجةالوداع» که بر پایه بهره‌گیری از احادیث شریف نبوی است، خواسته تا این سفرِ پربرکت پیامبر- ص- را از مدینه به مکه به نگارش درآورد.
ابو محمد علی بن احمد بن سعید بن حزم اندلسی، یکی از بزرگترین متفکران اسلامی است که بطور خاص در اندلس، و بطور عام در کلّ جهان اسلام درخشیده است، بطوری که مؤلفات گسترده وی، شامل بیشترین رشته‌های معرفت بشری همچون فقه، تاریخ، علم اخلاق، منطق، فلسفه، ادیان، انساب، عشق و شعر می‌شود. (1)
ابن حزم در شب فطر سال 384 ه در قرطبه متولد شده و در سال 456 در گذشته است. کتابهای شرح حال بدان اشارت دارند که وی حافظ، عالم به حدیث و فقه‌الحدیث، اهل استنباط احکام از کتاب و سنت، و متبحّر در دانشهای فراوان و عامل به علمش بوده است. (2)
همچنین ابن حزم به بحث و مناظره با اندیشمندان دیگر مذاهب شهرت دارد و این به دلیل عهدی است که خداوند از علما گرفته تا حقیقت را برای مردم بیان کرده و آن را کتمان نکنند.
ابن حیان، مورخ اندلسی (م 469) در این زمینه می‌گوید: (3) این شیخ [ابن حزم] با یهود- لعنهم‌اللَّه- و دیگر مذاهب باطل نشستها و اخبار مکتوبه‌ای دارد و در همین باره دارای مصنّقاتی نیز هست که شناخته شده است، مشهورترین آنها کتاب «الفصل بین اهل آراء و النحل» می‌باشد. (4)
آنچه که برای بحث ما، در درجه اوّل اهمیت قرار دارد آشنایی با تلاشهای ابن حزم در ارتباط با احادیث شریف نبوی و بکارگیری آنها در ارزیابی حوادث تاریخی است.
او دانشی وافر در فقه‌الحدیث دارد، بطوری که کتاب بزرگی با نام «الا یصال


1- نگاه کنید به: رسائل ابن حزم الاندلسی، تحقیق: احسان عباس بیروت 1980.
2- الحمیدی، جزوة المقتبس قاهره 1966 ص 308، در باره شرح زندگی ابن حزم کتابهای فراوانی نوشته شده و نیز کتابهای جدید در بررسی فکر او، به عنوان مثال نگاه کنید به:
الطاهر احمد مکی، دراسات عن ابن حزم و کتابه طوق الحمامة قاهره 1977 زکریا ابراهیم ابن حزم الاندلسی دارالفکر العربی، قاهره، بدون تاریخ در زبان اسپانیایی نیز نوشته‌های زیادی در باره او هست.
3- روایت ابن حیان را ابن بسام الشنترینی در الذخیرة فی محاسن اهل الجزیرة آورده.
تحقیق: احسان عباس بیروت 1979 ق 1، م 1، ص 170.
4- این کتاب در 5 جلد با این نام چاپ شده:
«الفصل فی الملل و الاهواء و النحل». قاهره 1317- 1321

ص: 197
الی فهم الخصال لجمل شرایع الاسلام فی الواجب و الحلال و الحرام و سائرالاحکام علی ما اوجبه القرآن و السنّة و الاجماع» نوشته و در آن آاراء صحابه، تابعین و دیگر ائمه مسلمانان را در مسائل فقهی با ذکر دلیل و نقد آنها و نیز احادیث مربوطه آورده است. (1)
ابن حزم در کتاب «حجةالوداع»- که در باره آن به تفصیل سخن خواهیم گفت- سفر پیامبر- ص- را از مدینه به مکه برای ادای آخرین حج، نگاشته است. این کتاب سند پر ارزش تاریخی برای این سفر مقدس است؛ چرا که مؤلف تمامی مسائل فقهی کوچک و بزرگ آن، سنتهای دینی و اوامر و نواهی را مستند به احادیث نبوی و با سندی صحیح و ادّله قوی به عنوان مؤید همراه با اسلوب علمی و روشی دقیق آورده، روشی که کاملًا منحصر به خود اوست در بحث پیش گرفته است. او قدم به قدم پیامبر- ص- را دنبال کرده و از مدینه به سوی مکه، و از آنجا به عرفات و مِنی آمده و پس از آن به مدینه بازگشته است.
این کتاب از جمله کتابهای معروف ابن حزم محسوب می‌شد که مفقود و ناشناخته مانده، اما با تلاشهای دکتر ممدوح حقی، اصول این کتاب با ارزش یافت شده است. او یافته‌ها را تحقیق کرده و همراه تعلیقاتی منتشر نموده است. (2)
ابن حزم در آغاز، مختصری از اخبار حجةالوداع را آورده، بدون آنکه به هرگونه حدیثی اشاره کند. این فصل اول کتاب او را تشکیل داده است.
فصل دوم به تفسیر حجةالوداع پرداخته و سخن خود را به احادیث مختلفی که رأی او را تأیید می‌کند، مستند کرده است. این روایات همراه با سند کامل آن به پیامبر- ص- متصل شده تا شاهد صادقی باشد بر درستیِ مطالبی که او آورده است. پس از آن، آنچه که برخی معارض با اخباری دانسته‌اند که وی بدانها استشهاد کرده، پرداخته و با دلایلی روشن که هر منصفی را قانع می‌کند، نشان داده که تعارضی وجود ندارد.
اکنون پس از آگاهی یافتن از ماهیت


1- نگاه کنید: الحمیدی ص 309.
2- 7- نگاه کنید به: مقدمه دکتر ممدوح حقی که در آغاز طبع اول این کتاب آورده بیروت 1966.

ص: 198
این کتاب و خطوط اساسی که وی بدانها اشاره می‌کند، بخوبی می‌توان هدف ابن حزم را از تألیف این کتاب دریافت.
انگیزه وی صریح و روشن بوده و در مقدمه او بر همین کتاب، بیان شده است.
او می‌گوید احادیثی که در باره کارهای پیامبر- ص- در این سفر آمده بسیار زیاد بوده و از طرق گوناگون و با الفاظی متفاوت روایت شده؛ بطوریکه فهم آنها برای مردم دشوار شده است، برخی نیز آنها را متعارض دانسته و به همین دلیل بحث در آنها را رها کرده‌اند. این مسأله ابن حزم را برانگیخته تا ضمن دقت و کوشش، آنها را مرتب و منسجم کرده و بطور «سهل‌الوصول» در اختیار مردم بگذارد.
او می‌نویسد: وقتی که ما در آنها تأمل و تدّبر کردیم- به کمک خداوند، نه به قوت خودمان- دیدیم که همه آنها با هم سازگار و در ارتباط با یکدیگر بوده و وجوه آنها روشن است، مگر قسمتی که ما نتوانستیم در آن باره حقیقت مطلب را روشن کنیم. (1)
اینجاست که روش ابن حزم و دقّت علمی او آشکار می‌شود، بطوری که به اشکال موجود اعتراف کرده و بطور صریح می‌گوید که: نمی‌تواند صحّت یک نص را، در حالی که نمی‌داند کدامیک از آن دو نقل درست است، مشخص سازد.
آن بحث این است که «پیامبر در روز عید قربان در منی نماز خواند یا مکه؟» بعد اظهار می‌کند: «شاید دیگران بتوانند این مطلب را روشن کنند، اگر کسی چنین کرد آن را به مجموعه ما ملحق سازد تا خداوند پاداش فراوان به او دهد. با این حال ما از اینکه وجه درست این مطلب را بیابیم نا امید نیستیم». (2)
ابن حزم در جریان بحث تاریخی خود روایات مختلف را نقل کرده و تصریح نیز می‌کند که یکی از آنها درست و دیگری نادرست است اما آن را که درست است معین نمی‌کند.(3)
او در باره چیزی که برایش روشن نشده حکم نکرده و جسارت در اظهار مطلبی که بر حقیقت آن آگاهی ندارد نمی‌کند. از «حکم به رأی» به خدا پناه می‌برد، چرا که به قول خودش این کار


1- حجةالوداع، ص 13.
2- همان، ص 14- 13.
3- همان، ص 38.

ص: 199
«قدم کوری است که دیندار و عاقل برای خود نمی‌پسندد». (1)
با این وجود، ابن حزم نتوانسته است تا قبل از آنی که لااقل یکی را بر دیگری ترجیح دهد، از مسأله بگذرد. او حدیث جابر و عایشه را که متفق‌اند بر اینکه «پیامبر در آن روز در مکه بوده»، ترجیح داده و گفته است: آن دو- اللَّه اعلم- در این باره از عبداللَّه بن عمر دقیق‌ترند؛ عایشه از نزدیکترین مردمان به پیامبر- ص- بوده است- واللَّه‌اعلم- (2)
ما می‌توانیم در باره شیوه او در ارائه روایت چند نکته را به عنوان نقد، متذکر شویم:
1- او در مواردی یک دلیل برای چند حادثه که در نص اصلی آمده اقامه می‌کند و بدین شکل میان دو خبر یا بیشتر، ترکیب کرده و احادیث مسندی را به عنوان مؤید ذکر می‌کند.(3)
2- حادثه را تجزیه کرده و برای هر جزئی از آن، که دلیلی یافته، آن را ذکر می‌کند. (4)
3- در مواردی نص اصلی را نمی‌آورد. (5)
4- در شرح بعضی از جمله‌ها که در نص اصلی آمده اهمال می‌کند. (6)
در عین حال برخی از خطاهایی که در کتاب وجود دارد، از سوی مؤلف نیست، محتمل است که ناسخ در آنها تصرف کرده و احیاناً برخی از نگاه محقق بدور مانده است. بهرحال تحقیق، نقص فراوان دارد، چراکه به مصادر تحقیق اشاره نشده و همچنین با کتابهای سیره موجود که حجةالوداع را آورده‌اند مقایسه‌ای صورت نگرفته است همچنین برخی از کلمات دشوار توضیح داده نشده و گو اینکه کتاب از داشتن پاورقی تقریباً خالی است.
مصادر ابن حزم در کتاب «حجةالوداع»
طبعاً احادیث شریف نبوی مصدر اساسی در تألیف کتاب بوده و او بر سلسله روات تکیه دارد. رواتی که خود یا ناظر حادثه بوده و یا از رسول‌اللَّه چیزی شنیده و خودشان در این حجّ مشغول اعمال بوده‌اند. ابن حزم، اهمیت شاهد عینی را در نگاشتن تاریخ متذکر می‌شود؛ «زائر به دلیل مشاهده، بر کسی


1- همان، ص 15- 14.
2- همان، ص 117- 116.
3- مقایسه کنید: همان، ص 15، 113 34، 136، 27، 98 27، 103
4- مقایسه کنید: همان، ص 31، 135.
5- مقایسه کنید: همان، ص 17، 39، 19، 52، 22، 74، 23، 76، 30، 127.
6- به عنوان مثال نگاه کنید به: همان، ص 18، و مقایسه کنید: ص 21، 63.

ص: 200
که شاهد نبوده برتری دارد» (1) او در مواردی بیش از یک حدیث را که دلیل بر معتقد او در ثبت تاریخ وی، برای حجةالوداع است می‌آورد. (2) کما اینکه برخی از مناسک را ضمن آوردن احادیث، شرح می‌دهد. (3)
در عین حال برای اثبات سخن خود چند حدیث یا یک حدیث، حتی اگر مشتمل بر جمله‌ای است که می‌تواند دلیل برای او باشد، می‌آورد. مثلًا می‌گوید: «ما این حدیث را آوردیم بخاطر همین یک جمله»، «فانتظرها بأعلی مکه حتی جاءت». (4) این بدان معناست که نمی‌خواهد حتی یک جزء از سخنش بدون استناد به یک حدیث باشد. گاه نیز به معرفی برخی از روات می‌پردازد. (5) کما اینکه گاه یک حدیث را مکرّر اما با روات مختلف برای اثبات سخن خود می‌آورد. (6)
شیوه ابن حزم در تألیف این کتاب، همانگونه که گذشت، اعتماد بر احادیث به عنوان دلیلی بر حوادث تاریخی است.
در اینجا مناسب است نمونه‌هایی از کار او را ارائه دهیم:
اما این سخن ما که: «پیامبر- ص- به مردم فرمود که او قصد سفر حج دارد، پس در سال حجةالوداع به قصد مکه حرکت کرد؛ و آن حضرت پس از هجرت به مدینه، جز آن حج، حج دیگری به جای نیاورد» بدان دلیل است که «حدیث کرد ما را عبدالرحمن بن عبداللَّه بن خالد همدانی، از ابراهیم بن احمد بلخی، از محمد بن یوسف عزیزی از محمد بن اسماعیل بخاری، از عمرو ابن خالد از زهیر- که فرزندمعاویه است- از ابواسحاق- که سبیعی است- از قول زید بن ارقم که گفت: پیامبر- ص- 19 غزوه داشت و بعد از هجرت تنها یک حج بجای آورد (حجةالوداع) و بعد از آن حج دیگری بجای نیاورد». (7) این در اثبات آن نکته تاریخی است که پیش از این گفته و این حدیث را به عنوان مؤید ذکر کرده است.
اما این گفته ما که «پیامبر- ص- در روز هشتم خروج خود از مدینه هلال ذی‌حجه را در شب پنجشنبه رؤیت کرد، بدان دلیل است که: ما قبلًا در این کتاب اثبات کردیم آن حضرت روز


1- همان، ص 41.
2- نگاه کنید به: همان، ص 44، 41، 71.
3- همان، ص 51، 84، 90.
4- همان، ص 131.
5- همان، ص 83، 102، 104.
6- همان، ص 44، 50، 62، 70، 86، 88، 91، 96، 97، 135.
7- همان، ص 33.

ص: 201
پنجشنبه، شش روز مانده به اتمام ذی‌القعده از مدینه خارج شد، بنابراین بدون شک آغاز ذی‌الحجه روز چهارشنبه بوده و بدون شک شب پنجشنبه رؤیت هلال ذی‌الحجه کرده، و همچنین، این درست است که روزِ عرفه در این حج، روز جمعه بود، بنابراین استهلال ذی‌الحجه بدون شک شب پنجشنبه بوده؛ زیرا عرفه روز نهم ذی‌الحجه است». (1)
دقت در این عبارت نشان می‌دهد که ابن حزم الفاظ تأکید را فراوان بکار گرفته و این به دلیل یقین او به گفته‌هایش و اطمینانی است که به خود دارد. او کلمه «بدون شک» را در این عبارت و سایر موارد کتاب خود بارها بکار برده است. (2)
شیوخی که ابن حزم از آنان مطلب نقل می‌کند، فراوانند. اما او تنها به برخی از آنان اعتماد می‌کند. از آن جمله‌اند:
عبداللَّه بن یوسف هانی با کنیه ابومحمد؛ که ابن حزم ضمن تمجید او، (3) بیش از هفتاد و پنج حدیث از وی آورده است. (4)
همچنین از عبداللَّه بن ربیع بن عبداللَّه التمیمی (م 415 ه) (5) بیش از پنجاه حدیث با سندهای مختلف نقل کرده است. (6)
از دیگر شیوخی که از آنان روایت کرده، عبدالرحمن بن عبداللَّه بن خالد همدانی است که شهرت به حدیث و روایت داشته (7) و بیش از سی روایت از وی نقل کرده است. (8)
راویان دیگری نیز هستند که ابن حزم برخی از احادیث را از آنان نقل کرده از جمله: حمام بن احمد هفت حدیث، این شخص محدث قرطبی است. (9) از احمد بن عمر بن انس عذری پنج حدیث روایت کرده؛ (10) این شخص به اهتمام به حدیث و قرائت کتابهای حدیثی مهم همچنین صحیحین شناخته شده است. او سفری به شرق برای سماع حدیث داشت که نه سال بطول انجامیده است. (11)
سه روایت از احمد بن قاسم بن محمد بن قاسم بن اصبغ بیانی (12) و سه حدیث از احمد بن محمد معروف به ابن جسور آورده که آخری به روایت


1- همان، ص 49- 48.
2- به عنوان مثال نگاه کنید به: ص 38، 40، 49، 52، 56، 91، 126، 133، 137.
3- الحمیدی، جزوة المقتبس، ص 268.
4- احادیث وی در ص 132- 33 آمده است.
5- الحمیدی، ص 261.
6- حجةالوداع، ص 135- 40.
7- الحمیدی، ص 275.
8- به عنوان مثال نگاه کنید به: حجةالوداع، ص 33، 37، 38، 42، 55، 62، 65، 68، 72، 80، 86، 87، 91، 96، 99، 104، 107، 114، 119، 122، 129، 130، 131، 134، 136.
9- الحمیدی، ص 199 و رک: حجةالوداع ص 36، 53، 56، 59، 105، 134، 135.
10- حجةالوداع، ص 34، 35، 113، 121، 122، 123.
11- ابن بشکوال، الصلة قاهره 1966، ج 1، ص 67- 66.
12- الحمیدی ص 137- 136.

ص: 202
کتاب تاریخ طبری شهرت دارد. (1) طبری در داخل سلسله سند، دو حدیث از احادیث ابن جسور را آورده. (2) ابن حزم از برخی از شیوخ تنها یک حدیث روایت کرده، مشهورترین آنها احمد بن محمد بن عبداللَّه طلمنکی است که امام در قراءات بوده و بعد از سال 420 هجری وفات یافته است. (3) 
سلسله سند ابن حزم بسیار دراز بوده و گاه تا ده روای می‌رسد، بحث ما در اینجا تنها درباره آخرین فرد از این سلسله است تا بتوانیم فکر اشخاصی که احادیث به آنها منتهی شده و آنان بطور مستقیم از رسول‌اللَّه- ص- شنیده‌اند مشخص کنیم. و این خود بطور طبیعی، درصد وثاقتی را که ابن حزم در روایاتش از حجةالوداع آورده معین می‌کند.
با ملاحظه اساتید این احادیث می‌بینیم که (4) حدیث از عایشه- رض- است (5) که بیست حدیث از طریق مسلم، (6) هشت حدیث از طریق بخاری (7) و هشت حدیث از انس بن مالک است (8) از این هشت حدیث آخر نیز سه حدیث از بخاری (9) و دو حدیث از مسلم (10) می‌باشد. نُه حدیث به جابربن عبداللَّه می‌رسد که هشت حدیث آن از طریق مسلم(11) و یکی از طریق احمد بن حنبل است. (12) پنج حدیث نیز از اسامة بن زید، (13) چهار حدیث از عروة بن مضرس (14)و سه حدیث به عبدالرحمن بن معمر دیلی (15)می‌رسد.
برخی از صحابه نیز تنها یک یا دو حدیث دارند، به عنوان مثال: ازعلی بن‌ابیطال- ع- دو حدیث، (16) عمر بن خطاب یک حدیث، (17) عبداللَّه بن مسعود دو حدیث، (18)ابوهریره دو حدیث، (19) سائب بن عبداللَّه دو حدیث، (20) اسماء بنت ابی‌بکر دو حدیث، (21) میمونه یک حدیث، (22) ام حبیبه یک حدیث، (23) و فضل بن عباس دو حدیث، (24)قدامة بن عبداللَّه یک حدیث، (25) زید بن ارقم یک حدیث، (26) اسامة بن شریک دو حدیث، (27) جبیر بن مطعم یک حدیث، (28) ام سلمه دو حدیث، (29) آورده است.
ابن شهاب زهری در طریق شش حدیث آمده (30) و احمد بن حنبل در


1- الحمیدی، ص 107.
2- حجةالوداع، ص 102، 104، 124.
3- الحمیدی، ص 114 و رک: حجةالوداع ص 70.
4- الحمیدی، ص 114 و رک: حجةالوداع ص 70.
5- حجةالوداع، ص 43، 44، 50، 53، 54، 92، 115، 116، 119، 133.
6- همان، ص 43- 40، 48، 49، 51، 52، 53، 67، 69، 91، 115، 118، 132.
7- همان، ص 42، 56، 114، 119، 131، 134.
8- همان، ص 38، 40، 70.
9- همان، ص 70، 131، 134، 135.
10- همان، ص 70، 128.
11- همان، ص 50، 56، 61، 66، 67، 75، 101، 123.
12- همان، ص 61.
13- همان، ص 85، 86، 126، 129.
14- هما، ص 88، 89.
15- همان، ص 90، 119، 120.
16- همان، ص 109، 101.
17- همان، ص 37.
18- همان، ص 87، 100.
19- همان، ص 46، 47.
20- همان، ص 59، 60.
21- همان، ص 71، 93.
22- همان، ص 78.
23- همان، ص 92.
24- همان، ص 97، 99.
25- همان، ص 98.
26- همان، ص 33.
27- همان، ص 121، 123.
28- همان، ص 114.
29- همان، ص 69، 117.
30- همان، ص 99، 120، 122، 129، 130.

ص: 203
طریق چهار حدیث (1) و اوزاعی در طریق دو حدیث. (2)
ابن حزم با این روشی که به سبک محدثین اعمال کرده توانسته بر پایه احادیث شریف نبوی که با سلسله سندی استوار از طریق رواتی قابل اعتماد به نسل وی رسیده، دلایل محکمی بر درستی معلوماتی که در باره حجةالوداع آورده اقامه کند. این تلاش ابن حزم از تلاشهای با ارزشی است که علم حدیث را به استخدام ارزیابی حقایق تاریخی درآورده است. چنین روشی از چنین عالمی که در علوم دین چنین غور و بررسی دارد غریب نمی‌نماید کما اینکه در دانش تاریخ و انساب نیز فردی مبرز و برجسته است. 7/ 10/ 1370


1- همان، ص 61، 81، 101، 113.
2- همان، ص 130.