حج در امتداد زمان‌

نوع مقاله: از نگاهی دیگر

نویسنده

سمت

موضوعات


حج به همین گونه و شکل که امروز برگزار می‌شود و در قالب و بافت همین مناسک متداول و مرسوم، از سابقه و پیشینه‌ای طولانی برخوردار است. شیوه و ترتیب حجِّ ما، با مناسکی از قبیل: «طواف»، «سعی»، «قربانی» و «رمی شیطانی» به زمان سرسلسله پیامبرانِ حنیف، حضرت ابراهیم- ع- بازمی‌گردد؛ همان‌گونه که بطور قطع، بینانگذار اصل حج، نیز آن حضرت بوده است و خدای تعالی به او دستور فرمود تا اعلام حج کند و مردم را از هر سو به حجِّ خانه، فرا خواند. «و اذِّن فی الناسِ بَالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجالًا وَ عَلی کُلّ ضامِرٍ یَأْتینَ مِنْ کُلّ فَجٍّ عَمیقٍ». (1)
اما در عین آنکه حجِّ مورد قبول و توصیه اسلام، سنّتی ابراهیمی است و شریعت مقدّس اسلام همان شکل حج را، بر مسلمانان تکلیف کرده؛ مناسک، اجزاء، شرایط و ارکان آن را به ما آموخته است. حج، در قالب همین اعمال و هیئات و یا در اشکال و کیفیتهای دیگر، از سابقه‌ای بس زیاد برخوردار است؛ سابقه و قدمتی که امتداد آن، به سالها قبل از خلقت آدم، ابوالبشر- ع- می‌رسد. چنانکه به شهادت روایتی از امام صادق- ع- سابقه حج، به سه هزار سال قبل از آدم می‌رسد:


1- حج: 28.

ص: 217
امام صادق فرمودند: پس از آن که حج آدم- ع- به پایان رسید، جبرئیل به او فرمود:
«هنیئاً لک یا آدم قد غفرلک لقد طفتُ بهذا البیت قبلک بثلاثة آلاف سنة». (1)
گوارا باد بر تو، ای آدم، بخشوده شدی، من این خانه را سه هزار سال قبل از تو طواف کردم.
بنابراین اولین حاجی از اهل آسمان، جبرئیل بوده که سه هزار سال قبل از آدم، حج گزارده است و هزار سال پس از جبرئیل، دیگر ملائک حج گزارده‌اند.
عن ابی عبداللَّه- ع- قال: «لمّا افاض آدم مِنْ مِنی تلقته الملائکه فقالوا: یا آدم، برّ حجّک، اما انه قد حججنا هذاالبیت قبل أن تحجه بالفی عام». (2)
«پس از آن که آدم از منی بازگشت (و حجش به پایان رسید)، ملائکه ملاقاتش کرده، به او گفتند: ای آدم، حَجّت نیکو! ما این خانه را دو هزار سال قبل از تو، حج گزاردیم».
روایات در سیاق و مضمون «قد حججنا هذاالبیت قبلک بالفی عام»، از هر دو طریق به سندهای گوناگون رسیده است. (3)
آغاز و ابتدای سنتِ حج و اینکه «چرا» و «چگونه» حج بین ملائک مرسوم شد، مطلبی است که در باب تاریخ و فضیلت کعبه، از آن سخن خواهیم گفت.
بنابر آنچه ذکر شد، جبرئیل سه هزار سال و دیگر ملائکه دو هزار سال قبل از آدم، حج می‌گزارده‌اند و جبرئیل اولین موجود آسمانی است که مناسک حج را انجام داده است:
«... انّ رجلًا سأل امیرالمؤمنین- ع- عن اوّلِ من حجّ من اهل السماء فقال:
جبرائیل- ع-». (4)
«مردی از امیرمؤمنان علی- ع- پرسید: از اهل آسمان نخستین کسی که حج گزارد، چه نام داشت؟ حضرت فرمود: جبرئیل نخستین حج‌گزار از آسمانیان بود».
پس نخست جبرئیل و پس از او دیگر ملائکه حجّ گزاردند و حج آنان بنابه شهادت برخی از روایات، امتداد دارد. بعد از ملائکه، نخستین کسی که حج گزارد، از زمینیان بود، و او همان حضرت آدم ابوالبشر- ع- است که جبرئیل شیوه و آیین حج را به او آموخت و او حج گزارد. (5) در روایات صادره از طریق ائمّه- علیهم‌السلام- آمده


1- علل الشرایع، 2/ 407.
2- الفروع، 4/ 196.
3- اخبار مکه، ازرقی، 1/ 39 به بعد- الاعلام باعلام بیت‌اللَّه الحرام/ 27- مسالک الابصار، 1/ 93.
4- عیون اخبارالرضا- ع-، 1/ 243. العلل، 2/ 495.
5- اخبار مکه و آثارها، 1/ 66.

ص: 218
است که: «آدم هفتصد حج و سیصد عمره انجام داده است».
عن ابی جعفر- ع- قال: «اتی آدم هذاالبیت الف اتیة علی قدمیه، منها سبعمأة حجّة و ثلاثمائة عمره ...». (1)
«آدم هزار بار با پای پیاده خانه را زیارت نمود، که از این میان هفتصد مورد «حج» و سیصد مورد دیگر «عمره» بود».
گرچه در میان اخبار و احادیث، در تعداد حجهای آدم، اختلاف دیده می‌شود، اما در بسیاری از روایات، عدد «هفتصد حج» آمده است؛ روایاتی که کمتر از هفتصد را ذکر کرده‌اند، قابل توجیه هستند. (2)
برخی از روایات ناظر برآنند که آدم- ع- در مکه از دنیا رفته است؛ چنانکه این مسأله از امام باقر- ع- رسیده است: «و انّ آدم لفی حرم‌اللَّه (عزّ)». (3) ابن ظهیره آورده است که: «قیل ان قبره لمسجد الخیف». (4) برخی هم مانند ذهبی گفته‌اند که «حوّا و شیث هم در کوه ابوقبیس دفن شده‌اند». (5)
به نظر می‌رسد روایاتی که قبر آدم را در مکه می‌دانند، با روایات دیگر، به ظاهر تعارض دارند، که مرحوم مجلسی- قده- در مرآةالعقول در این باب سخن گفته، آنها را توجیه می‌نماید و وجه جمعی ذکر می‌کند. (6)
به هر تقدیر، پس از آدم، شیث و دیگر فرزندان او، تا زمان نوح، حج می‌گزاردند، چنانکه نقل شده است: «ولم یزل کانت معمورة حتی زمن طوفان».
بعد از آدم و فرزندان او، نوبت به حج نوح می‌رسد؛ چنانکه امام صادق- ع- می‌فرمایند: «انّ آدم و نوحاً حجا ...». (7) و ازرقی از عروة بن زبیر چنین نقل کرده است:
«بلغنی أنّ نوحاً قد حجّه و جاءه» (8) در روایتی از قول پیامبر اکرم- ص- آمده است: «نوح در مکه وفات یافته است». (فمات بها نوح). (9)
پس از نفرین و طوفان نوح، بنای خانه از بین رفت، اما بنابه گواهی تعدادی از روایات، محل تقریبی بیت، مشخص بود و کسانی از عادیان و ثمودیان نیز به زیارت خانه می‌رفتند.(10) برخی از روایات هم، بدون اشاره به عاد و ثمود، گویای این مطلبند که در فاصله زمانیِ بین طوفان و حضرت ابراهیم- ع- حج یا زیارت خانه ادامه داشته است.
عن مجاهد: «کان موضع الکعبه قد خفی و درس زمن الطوفان فیما بین نوح و


1- الفقیه، 2/ 147.
2- مثل روایتی که صاحب تفسیر کشاف ذکر کرده و تعداد حجهای آدم را چهل بار دانسته، منتهی با قید اینکه آدم چهل بار پیاده از «هند» حج گزارد، الکشاف 1/ 187. که ممکن است بقیه را از جاهای دیگر انجام داده باشد.
3- الفروع، 4/ 214.
4- جامع اللطیف، 341.
5- همان.
6- مرآة العقول، 3/ 258.
7- العیاشی، 1/ 60.
8- اخبار مکه، 1/ 72.
9- همان، 1/ 68.
10- طبری 1/- الکامل، 1/ 49.

ص: 219
ابراهیم- ع- قال و کان موضعه اکمة حمراء لاتعلوها السیول غیر أن الناس یعلمون انّ موضع البیت فیما هنالک من غیر تعیین محله و کان یأتیه المظلوم والمستعوذ من اقطار الأرض و یدعو عنه المکروب و ما دعی احد الا استجیب له ...». (1)
«پس از طوفان نوح، محل دقیق کعبه نامعلوم بود و در فاصله زمانی بین نوح و ابراهیم- علیهما السلام- محل خانه تپه‌ای سرخ‌رنگ بود که سیل آن را فرانمی‌گرفت، مردم هم اگر چه محل دقیق خانه را نمی‌دانستند ولی با محل تقریبی آن آشنا بودند. و مظلومان و پناه‌جویان، از سراسر جهان به این محل می‌شتافتند، نزد خانه دعا می‌کردند و هرکس در آنجا دعا می‌کرد، دعایش مستجاب و قبول می‌شد».
ازرقی از قول عثمان بن ساج نقل کرده است: «هود و صالح در مکه وفات یافتند و بین زمزم و رکن یمانی دفن شدند». (2)و نیز از پیامبر اکرم- ص- نقل شده است که ایشان فرموده است:
«کان النبی من الأنبیاء اذا هلکت امته لحق بمکة و من معه حتی یموت فیها، فمات بها نوح و هود و صالح ... و قبورهم بین زمزم و الحجر». (3)
«هر پیامبری که امّتش هلاک می‌شد، پیروان و ایمان آورندگان به او، به مکّه می‌آمدند تا در آنجا وفات می‌کردند. نوح، هود، صالح در مکه وفات یافتند و قبرهایشان بین زمزم و حجر است».
«سیوطی» در این مورد گفته است: «همه انبیا، جز هود و صالح، حج گزاردند. هود و صالح از این جهت که مشغول به تبلیغ در میان امتشان بودند، موفق به حج نشدند، (4) ولی او سند این سخن را بیان نکرده است.
در زمانِ پیامبریِ حضرت ابراهیم- ع- به ایشان فرمان داده شد به اتّفاق همسرش به مکه بیاید تا خانه را تجدید بنا کرده، اعلام حجّ عمومی کند و خود نیز حج گزارد.
ابراهیم چنین کرد و خانه را ساخت.
آورده‌اند که جبرئیل مکان خانه را به او نشان داد، مناسک حج را به او بیاموخت و ابراهیم همراه اسماعیل و دیگر ساکنان حرم، به انجام مناسک پرداخته، حج گزاردند. (5)
«ان ابراهیم ... حج باسماعیل و من معه من المسلمین من جرهم و هم مکان الحرم». (6)


1- الأعلام بإعلام بیت‌اللَّه الحرام، 31، چاپ لیدن.
2- اخبار مکّه، 1/ 73.
3- همان، 1/ 68.
4- جامع اللطیف، 76.
5- الفروع، 4/ 203.
6- اخبار مکه، 1/ 70.

ص: 220
«ابراهیم با اسماعیل و دیگر مسلمانان از جرهمیان- که در آن زمان ساکن حرم بودند- حج گزارد».
پس از ابراهیم و اسماعیل، سنت حج بطور مدام رایج بوده و تقدیس، تکریم و زیارت بیت، امتداد داشته است. ازرقی به نقل از ابن اسحاق آورده است که: «اسحاق و ساره نیز از جمله زائران بیت‌اللَّه و حاجیان خانه بوده‌اند. (وحجّه اسحاق و ساره من الشام). (1) پس از این تاریخ نیز پیامبران و اصحاب آنان هماره حج گزاردند.
از پیامبر اکرم- ص- نقل شده است: «لقد مرّ بفجّ الروحاء سبعون نبیا ... منهم یونس من متی فکان یونس یقول لبیک فراجّ الکرب لبیک و کان موسی یقول لبیک انا عبدک لبیک و تلبیة عیسی لبیک انا عبدک ابن امتک بنت عبدیک لبیک».
«هفتاد پیامبر از تنگه نزدیک مدینه عبور کردند و تلبیه گفتند. یونس هم از آن جمله بود و چنین تلبیه می‌گفت: لبیک فراج الکرب لبیک، و موسی در تلبیه می‌گفت: لبیک انا عبدک لبیک و عیسی در مقام تلبیه می‌گفت: لبیک انا عبدک، ابن امتک، بنت عبدیک لبیک».
و نیز ابوبصیر از امام باقر- ع- روایت کرده است: «مرّ موسی بن عمران فی سبعین نبیّا علی فجاج الروحاء ... یقول لبیک عبدک ابن عبدک».(2)
موسی بن عمران همراه با هفتاد پیامبر از فجاج روحاء (تنگه‌ای نزدیک مدینه) عبور کردند در حالیکه می‌گفتند لبیک عبدک ابن عبدک».
بنابراین موسی، یونس و عیسی- علیهم‌السلام- نیز حجّ گزاردند و از روایات برمی‌آید که فرزندان هارون، شبر و شبیر نیز حجّ گزاردند.
«ابی بلال المکی: قال رأیت اباعبداللَّه- ع- دخل الحجر من ناحیة الباب یصلی علی قدر ذراعین من البیت فقلت له ما رأیت احداً من اهل بیتک یصلی بحیال المیزاب فقال هذا مصلی شبر و شبیر ابنی هارون». (3)
ابی بلال مکی می‌گوید: امام صادق را دیدم که از طرف درب خانه داخل حجر شد و در دو ذرعی خانه نماز گزارد، به ایشان عرض کردم هیچ یک از اهل بیت را ندیدم که اینجا نماز بگذارد، فرمود اینجا محل نماز شبر و شبیر فرزندان هارون است.
طبق بیان و اشاره برخی از روایات، حضرت داود نبی نیز از جمله حجاج بوده و خانه کعبه را زیارت کرده است:


1- همان، 1/ 68 و الفروع 4/ 245- تنها اسحاق در آن ذکر شده است.
2- الفروع، 4/ 216.
3- همان، 4/ 214.

ص: 221
«ابوعبداللَّه- ع- قال ان داود لا وقف الموقف بعرفه نظر الی الناس و کثرتهم فصعد الجبل فأقبل یدعو، فلمّا قضی نسکه اتاه جبرئیل- ع- فقال یا داود یقول ربک لم صعدت الجبل؟ ظننت انه یخفی علیّ صوت من صوّت ...». (1)
«چون داود در عرفه وقوف کرد، نگاهی به جمعیت بسیار حجاج کرد. پس آنگاه به بالای کوه رفت و در آنجا به دعا پرداخت. چون مناسکش به اتمام رسید، جبرئیل بر او نازل شد و فرمود: «ای داود، خدایت فرماید: چرا به کوه بالا رفتی؟ پنداشتی صدای کسی بر من پوشیده خواهد ماند؟!».
پس از داود، سلیمان پیامبر، فرزند داود نیز همراه با آدمیان، جنّیان و پرندگان حج گزاردند. امام صادق- ع- می‌فرماید: «... و سلیمان بن داود قد حجّ البیت بالجن و الانس و الطیر و الریح». (2)
در میان پیامبران، از شعیب نیز در بین حاجیان خانه یاد شده است، (3) چنانکه ذی‌القرنین از جمله حج‌گزاران شمرده شده است: «حج ذالقرنین ماشیاً». (4)
به هر رو، آنچه از روایات برمی‌آید این است که همه یا عمده پیامبران حجّ گزارده‌اند، چنانکه روایتی در این باب را به نقل از ابن ظهیره آوردیم.
به گواهی روایات، حج پس از ابراهیم- ع- در میان انبیا و امتهایشان رایج بوده است، چنانکه ازرقی از ابن اسحاق نقل می‌کند:
«کان ابراهیم یحجّه کل سنة علی البراق و حجت بعد ذلک الانبیاء و الامم». (5) ما نیز نام تعدادی از پیامبران پس از او را در این مجال آوردیم و در این باب روایات دیگری است که پیامبران بسیار دیگری را در جمله حجّ گزاران آورده‌اند؛ چنانکه از حضرت اباجعفر امام محمد باقر- ع- نقل شده است که فرمود: «صلی فی مسجد الخیف سبعمأة نبی و ان ما بین الرکن والمقام لمشحون من قبور الانبیاء ...». (6)
«هفتصد پیامبر در مسجد خیف (منی) نماز گزاردند و بین رکن و مقام مملو از قبور انبیاست».
از امام صادق- ع- روایت شده است که فرمود: «دفن بین الرکن الیمانی و الحجرالاسود سبعون نبیاً». (7)
«بین رکن یمانی و حجرالأسود هفتاد پیامبر دفن شده‌اند».


1- همان.
2- العیاشی، 1/ 60.
3- اخبار مکه، 1/ 68.
4- همان، 1/ 74.
5- همان، 1/ 68.
6- الفروع، 4/ 214.
7- همان.

ص: 222
ازرقی از عبداللَّه بن نمره سلولی نقل می‌کند: «ما بین اکرمن الی المقام الی زمزم قبر تسعة و تسعین نبیا جاؤا حجاجاً فقبروا هنالک». (1)
«بین رکن، مقام و زمزم، نود و نه پیامبر دفن شده‌اند که به حج آمدند و در کنار خانه مدفون شدند».
و از مجاهد هم نظیر همین روایت با اختلاف اندکی در تعداد، نقل شده است. (2)
پس از زمان ابراهیم و اسماعیل و شروع دوره جاهلی نیز، حج خانه با اختلاط به مراسم جاهلی (3) امتداد داشت و مردمان از اکناف جهان بویژه از منطقه جزیرةالعرب به زیارت و حج خانه می‌رفتند. و حجاج بیگانه در آن ایام، احترام و اطعام می‌شدند، و حرمت حرم، ضَیوف الرّحمن و ماههای حرام نگاه داشته می‌شد. مورّخین از زائرانی پارس، ستاره‌پرست، هندو و یهودی نیز خبر داده‌اند که بنا به اعتقاداتی که در جای خود از آن بحث خواهد شد، قصد مکه کرده، به زیارت بیت می‌شتافتند.
اجداد پیامبر نیز بویژه بعد از قصی، بطور مشخّص مکی بودند و علاوه بر خدمت به حجاج، خود حج می‌گزاردند. پیامبر بزرگوار اسلام هم در طول حیات پربرکتش، به دفعات اعمال حج به جا آورد. در روایتی از امام صادق- ع- تعداد حجهای پیامبر، بیست و یک حج ذکر شده است و در بعضی از روایات نیز آمده است که ایشان سه عمره هم انجام داده‌اند. (4)
اما وجوب حج در اسلام، به حدود یک سال قبل از فتح مکه، (5) بازمی‌گردد که این آیه نازل شد: «ولله علی الناس حجُّ البیت من استطاع الیه سبیلًا».در همان سال مسلمانان به قصد حج خارج شدند که مشرکین مانع انجام آن گردیدند و در نتیجه مسائلی که رخ داد، پیمان صلح حدیبیه منعقد شد و مسلمین عمره به جای آوردند. پس از آن تا آخر عمر پیامبر، حج با تمام شکوه برگزار می‌شد. پس از حجةالوداع نیز همه ساله این فریضه عظیم از سوی ائمه اهل البیت- علیهم‌السلام- و خلفای مسلمین به شکلی فراگیر انجام می‌شد.
و اینک نیز از سوی مسلمانان جهان با شکوه بیش از پیش انجام می‌شود و هر سال بر تعداد حاجیان افزون می‌گردد.

 



1- اخبار مکه، 1/ 68
2- همان، 1/ 69.
3- مرآة الحرمین، 1/ 308. «و ما کان صلوتهم عندالبیت الامکاء و تصدیة»، انفال: 36.در این باب در بحث از تاریخ مکه سخن خواهیم گفت.
4- الفروع، 4/ 251.
5- در این باب اختلاف است و برخی وجوب آن را در سال ششم یا نهم و جز آن گفته‌اند.