پژوهشی گسترده در معانی و مفاهیم‌اصطلاحی و فقهی «حج»

نوع مقاله: فقه حج

نویسنده

چکیده

خواننده گرامی! همانطور که توجه دارید، ما به مقتضای عنوانی که برای بحث خود برگزیده‌ایم، هر یک از واژه‌ها و اصطلاحات فقهی «حج» را از ابعاد گونه‌گون، مورد توجه قرار داده و سپس احکام شرعی و اسرار هر یک از مفاهیم مزبور را در شکل گسترده‌ای بررسی خواهیم کرد ...
اینک قسمت چهارم بحث مربوط به «احرام» تقدیم می‌گردد.

موضوعات


*** ... چه زیباست وحدت ریشه‌ای واژه «حرم» (منطقه صلح کامل، امنیت کامل، دوستی و تعاون کامل) با واژه «احرام»! که نبیّ اکرم- ص- فرمود: «وجب الإحرام لعلة الحرم»(1).
و آیا نمی‌توان از سخن درخشان رسول خدا- ص-، این تعبیر ظریف و دقیق را استفاد نمود که در حقیقت «احرام» انعکاسی از «حرمِ» امن الهی در دل و جان «مُحرم» است؟ یعنی «حاج که احرام می‌بندد گویا «حرم امن الهی» را در «وجود خدا» بوجود می‌آورد و منطقه وجود خودش را منطقه ممنوعه و منطقه صلح و آرامش، و امن و امان اعلام می‌دارد! مگر نه این است که پس از احرام 24 چیز بر حاجی حرام می‌شود»:(2) 1- شکار حیوان صحرایی
«... لا تَقْتُلوا الصَیْد و انْتُمْ حُرُمٌ»(3)؛ «... در حالی‌که محرم هستید صید مکنید (شکار مکنید).»
«... وَ حُرِّمَ علیکم صیدُ البرُّ مادُمتُمْ حُرُماً.»(4) «... و شکار بیابانی تا زمانی که محرم هستید بر شما حرام است.»
«یا ایُّها الَّذینَ آمَنُوا لَیَبْلُوَّنَّکُمُ اللَّهُ بِشَی‌ءٍ مِنَ الصَّیْدِ تَنالُهُ أَیْدیکُم وَ رِما حُکُمْ ...»(5) ؛ «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خدا شما را به چیزی از صید بیازماید که دستها و نیزه‌های شما بدان می‌رسد.»
در احادیث فراوانی در باب «تروک احرام» آمده است:
برای محرم هرگونه شکار صحرایی حرام است(6) و نیز خوردن گوشت شکار برای محرم حرام می‌باشد، هرچند غیر محرم (مُحل) آن را صید کرده و گوشت آن را به وی اهدا کرده باشد.(7)و نیز آمده است که برای مُحرم جایز نیست کشتن ملخ. و حتی شکنجه و آزار حیوان نیز برای وی سزاوار نمی‌باشد.(8)
شیخ الطائفه (شیخ طوسی) در کتاب خود در باره حرمت شکار اینچنین فتوا می‌دهد:
«برای انسان (محرم) شکار جایز نیست و نیز اشاره و راهنمایی به آن، و نیز نمی‌تواند گوشت صیدی را که دیگری شکار کرده است، بخورد. و همچنین برای وی جایز نیست که شکار ذبح کند و اگر چنین کند، گوشت شکار، میته خواهد بود و برای احدی خوردن آن روا نمی‌باشد».(9)


1- وسایل الشیعه، ج 9، ص 3.
2- فصلنامه میقات حج، شماره 1، مقاله «نگرشی کوتاه به تبیین حج»، محمد جواد حُجتی کرمانی، ص 98.
3- مائده: 95. در تفسیر میبدی آمده است: این آیت در شأن ابویسیر آمد که در سال حدیبیه محرم بود. به خرگوری رسید، او را ضربتی زد و افکند. این آیت فرود آمد که صید را مکشید در حالی که احرام بسته‌اید.
4- مائده: 96.
5- مائده: 94.
6- یحرم علی المحرم کلّ شئٍ من صید البرّ ... (ر. ک. به «وسایل الشیعه»، ج 9، ابواب تروک الاحرام، ص 74).
7- و یحرم علیه ان یأکل ممّا صاده غیره وان اهداه مُحِلّ ... (وسایل‌الشیعه، ج 9، باب 2 از ابواب تروک‌الاحرام، ص 77).
8- و لیس المحرم أن یاکل الجراد ولا یقتله ... (وسایل الشیعه، ج 9، باب 7، احادیث 2 تا 6، ص 83). و لیس له ان یؤذی الصید و یعذّبه ... (وسایل الشیعه، ج 9، باب 8، حدیث 1، ص 84.)
9- و لایجوز للانسان الصید، و لا الإشارة الیه و لا أکل ما صاده غیره. و لا یجوز له أن یذبح شیئاً من الصید. فان ذبحه، کان میتاً و لم یجز لاحدٍ أکله. (النهایة فی مجرد الفقه و الفتوی)، کتاب الحج، ص 219 و 220- امام خمینی- ره- کشتن تمامی پرندگان حتّی ملخ را در حکم شکار صحرایی دانسته و بنابر احتیاط، کشتن زنبور و زنبور عسل را نیز برای محرم جایز نمی‌دانند (تحریرالوسیله، ج 1، کتاب الحج، ص 419).

ص: 18
البته شکار حیوان دریایی و خوردن آن برای محرم حلال است.
در قرآن کریم تصریح شده است: «احلَّ لَکُمْ صیدُ البَحْرِ و طَعامُهُ مَتاعاً لَکُمْ وَ لِلسَّیارة»(1)؛ «بر شما شکار دریایی و خوردن آن حلال شده است، (آن) بر شما و راهگذران توشه‌ای است ...»
شیخ مفید (م 413 ه. ق) نیز با استناد به آیه شریفه 96 سوره مائده فتوا می‌دهد: «و صید البَرّ محرم فی الاحرام ...»(2) 2- آمیزش با زنان، بوسیدن آنان و لمس کردن از روی شهوت
جماع به دلیل آیه شریفه: «فَمَنْ فَرَضَ فیهّنَ فَلا رَفَثَ وَلا فُسُوق وَلا جدالَ فی الحج ...»(3) ؛ «و هرکس که به حج برود، با زن نزدیکی نکند و عمل زشت انجام ندهد و مجادله (و مناقشه) در حج نکند ...»
در تفسیر عیاشی از معاویة بن عمار، از امام صادق- ع- روایت شده است که آن حضرت در تفسیر آیه شریفه فوق فرمودند: «رفث»؛ عبارت است از جماع و «فسوق»؛ عبارت است از دروغ گفتن و فحش و ناسزا دادن. و «جدال»؛ یعنی سوگند، بدین شکل که شخص بگوید: «لاواللَّه» و «بلی واللَّه» و نیز جدال عبارت است از مفاخره (و فخرفروشی و خود را از دیگران برتر و بالاتر دانستن).(4)
و در کتاب تهذیب آمده است: علی‌بن جعفر می‌گوید: از بردارم امام موسی بن جعفر- علیه السلام- پرسیدم: مراد از الفاظ «رفث»، «فسوق» و «جدال» (در قرآن کریم) چیست؟ حضرت پاسخ فرمود: «رفث»؛ یعنی «جماع با زن». «فسوق»؛ یعنی «دروغ و مفاخره» (یا مفاجره) و «جدال»؛ یعنی انسان بدین صورت سوگند یاد کند: «لاواللَّه» و «بلی واللَّه».(5)
شیخ مفید در باب «مواردی که محرم باید اجتناب کند»، می‌نویسد: «... فمن ذلک اجتناب النساء»(6)
و شیخ طوسی در باب محرمات احرام می‌گوید: حرام است بر مُحرم «رفث»؛ جماع و بوسیدن زنها و مباشرت با آنها و نیز لمس کردن جسم آنها از روی شهوت جایز نیست. بنابر این لمس جسم زن بدون شهوت بلامانع می‌باشد.(7)
برخی از فقها علاوه بر مراتب بالا، نگاه کردن به زن و بطور کلی هرگونه لذّت و تمتع از زن را برای محرم حرام می‌دانند.(8)
مدارک فتوای فوق روایاتی است که در آنها تقبیل و مس و نظر به زن، مورد نهی قرار گرفته است.(9) بدیهی است با تنقیح مناط، «هرگونه لذت و تمتع» نیز مشمول روایات مزبور خواهد بود.
*** 3- خواندن عقد ازدواج برای خود یا غیر
شیخ صدوق در کتاب خود از محمد بن سنان، از امام صادق- ع- نقل کرده است که آن‌حضرت فرمود: «... مردی از انصار در حالی‌که محرم بود تزویج کرد (زن گرفت)، رسول اکرم- ص- (به فوریت) نکاح وی را باطل فرمود.(10) همین روایت را، ثقةالاسلام کلینی نیز آورده است».(11) همچنین در کتاب «من لایحضره الفقیه» آمده است: امام جعفر صادق- ع- فرمود: برای محرم حرام است ازدواج کردن و


1- مائده: 96.
2- المقنعه، تألیف أبی عبداللَّه محمد بن النعمان العکبری البغدادی الملقّب بالشیخ المفید، مؤسسة النشر الاسلامی، ص 432.
3- بقره: 197.
4- االحج فی الکتاب و السنة، مرکز الحج للدراسات و النشر، ص 380؛ تفسیر عیاشی، ج 1، ص 95.
5- الرفث جماع النساء و الفسوق الکذب و المفاخره (والمفاجره- خ) و الجدال قول الرجل: «لاوللَّه»، «بلی واللَّه» (التهذیب، ج 5، ص 297).
6- المقنعه، ص 432.
7- ... و یجرم علی المحرم الرفث و هو الجماع و تقبیل النساء و مباشرتهنّ و لایجوز له ملامسة شئ من اجسادهن بالشهوه. و لا بأس بذلک من غیر شهوة. (النهایة فی مجرد الفقه و الفتوی، ص 218).
8- النساء وطئاً، و تقبیلًا و لمساً و نظراً لشهوة، بل کل لذّة و تمتّع منها. (ر. ک. به «تحریر الوسیله» امام خمینی- ره-، ج 1، ص 419.
9- مانند: «من مسّ امرأتهُ و هو محرم ...» و یا «من نظر الی امرأته نظر شهوة ...» و یا «ان قبّل امرأته علی شهوة ...» (ر. ک. به وسایل الشیعه، باب 12 از ابواب تروک احرام، ج 9، ص 88).
10- من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 123.
11- ر. ک. فروع کافی، ج 1، ص 267.

ص: 19
حتی اگر برای شخص غیر محرمی (مُحلّی) هم عقد ازدواج جاری سازد، آن عقد و ازدواج باطل خواهد بود».(1)
و نیز در روایات آمده است که شخص محرم حتّی نمی‌تواند در مجلسی که عقد ازدواج خوانده می‌شود، شرکت جسته و شاهد بر آن باشد(2)و اگر کسی که در حال احرام است، زنی را برای خود عقد کرد، در حالی‌که حکم مسأله را می‌داند آن زن برای همیشه بر او حرام خواهد بود. مگر این که جاهل به حکم بوده، که در این صورت عقد باطل است، ولی زن بطور دائم بر وی حرام نیست و آنگاه که از احرام خارج شد می‌تواند او را عقد کند.
محمد بن یعقوب کلینی از امام صادق- ع- روایت کرده است که آن حضرت فرمود:
اگر مرد محرمی در حال احرام ازدواج نمود، باید میان آنها برای همیشه جدایی ایجاد گردد و تا ابد بر یکدیگر حرام می‌باشند.(3)
امام مالک بن انس در باب «نکاح المحرم»، آورده است:
عُمَر فرزند عبیداللّه به «ابان بنِ عُثمان» که در آن هنگام «امیرالحاج» بود و هر دو محرم بودند، پیام فرستاد که من می‌خواهم با دختر «شَیْبَةِ بنِ جُبَیْر» ازدواج کنم و مایلم تو نیز در مجلس عقد نکاح من حضور یابی. ابان وی را از چنین کاری (در حال احرام) بازداشت و گفت: من از «عثمان بن عفان» شنیدم که می‌گفت: رسول خدا- ص- فرمود:
«محرم نه می‌تواند برای خودش عقد ازدواج منعقد سازد و نه برای دیگری،(4) و نه می‌تواند خطبه عقد ازدواج بخواند»(5)
فقیه ناآور شیعه، علامه حلّی در باب «محرمات و مکروهات احرام» این چنین فتوا می‌دهد:
والنساء، وطئاً و لمساً، و عقداً لنفسه و لغیره، و شهادة علی العقد و اقامة ... و تقبیلًا و نظراً بشهوة ...».(6) ***
4- استمناء:
از مجموعه احادیث و فتاوی اینطور استنباط می‌گردد که:
مُحرم اگر از روی عمد و قصد کاری بکند که از او منی خارج گردد، یکی از محرمات احرام را مرتکب شده و معصیت و نافرمانی پروردگار را انجام داده و کفاره هم بر وی تعلق می‌گیرد.
شیخ الفقها و امام المحققین شیخ محمد حسن نجفی، صاحب جواهر، در ذیل عبارت محقق که در باب «محرمات احرام» می‌نویسد: «... و کذا الإستمناء»، می‌گوید:(7)
به دلیل صحیح ابن حجاج از امام صادق- ع- که در پاسخ این پرسش: «مرد مُحرمی با زن خود ملاعبه می‌کند تا این که منی از او خارج می‌گردد، بدون این که جماع تحقق یابد» فرمود: این عمل همانند جماع بوده (و حرام است) و بر وی کفاره تعلق می‌گیرد.(8)
و نیز خبر اسحاق بن عمار از ابوالحسن- ع- که از آن حضرت پرسید:
«حکم مرد مُحرمی که با آلت خویش بازی می‌کند تا منی از او خارج گردد، چیست؟ حضرت فرمود رأی من در باره وی همانند کسی است که با زن خود در حال احرام جماع کند(9)(یعنی هم فعل حرام انجام داده و نافرمانی خداوندگار را کرده و هم باید کفّاره بدهد).


1- فروع کافیٰ ج 1ٰ ص 123.
2- ولیس للمحرم ان یشهد النکاح. (الفقه المأثور و الأصول المتلقاة، آیةاللّه المشکینی، دفتر نشر الهادی، قم، ص 193.
3- انّ المحرم اذا تزوج و هو محرم فرق بینهما ثمّ لایتعاودان ابداً ... (ر. ک فروع کافی، ج 1، ص 267)
4- چه ولاُتاً و چه وکالتاً ...
5- .... لایَنکح المَحْرمُ، وَلایُنْکِحْ، وَلایَخْطُبْ (المؤطأ، لامام الائمه و عالم المدینه مالک بن انس، با مقدمه، تصحیح، تعلیقات و اخراج احادیث: محمد فؤاد عبدالباقی، داراحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوّم، 1411 ه. ق، ج 1، ص 348، حدیث 69. و نیز: «ر. ک به «صحیح مسلم، کتاب النکاح، باب تحریم نکاح المحرم و کراهة خطبته، حدیث 41.
6- شرایع‌الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، المحقق الحلی ...، دارالاضواء بیروت، تحقیق و اخراج و تعلیق عبدالحسین محمد علی، چاپ دوّم، ج 1 و 2، ص 249.
7- جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج 18، ص 307. ناشر: دارالکتب الاسلامیه، تهران.
8- وسایل الشیعه، باب 14 من ابواب کفارات الاستمتاع، حدیث 1.
9- وسایل الشیعه، باب 15، من ابواب کفارات الإستمتاع، حدیث 1.

ص: 20
اساساً دقت در نصوص فتاوای فقها در ذیل «اجتناب از رفث»، اینطور مستفاد می‌گردد که ایشان در مفهوم «رفث» توسعه داده و معنایی گسترده‌تر و اعم از «جماع» برای آن قایل شده‌اند؛ مثلًا بنا به نقل «صاحب جواهر»، سید در «جمل» این چنین فتوا می‌دهد:
«بر محرم واجب است که از «رفث» پرهیز کند، و رفث عبارت است از جماع و هر علت و موجبی که باعث خروج منی گردد، از بوسیدن گرفته تا لمس و نگاه شهوت‌آلود به زن ...».(1) و همچنین «قاضی» در شرح «جمل» آورده است:
«واجب است بر محرم که جماع نکند و نیز استمنا ننماید، اعم از این‌که از طریق ملامسه با زن و یا نگاه شهوت‌آلود به وی باشد، حتّی برخی از فقها «لواط» و «وطی حیوانات» را نیز داخل در «رفث» دانسته‌اند ...
در «کشف اللثام» آمده است: «لواط» و «وطی بهائم» داخل در مفهوم «رفث» می‌باشند، هر چند که انزال صورت نگیرد ...».(2) نکته قابل توجه در «تروک و محرمات احرام» این است که:
برخی از محرمات تنها به دلیل احرام، حرام می‌گردند، و به مجرد این‌که محرم از احرام خارج گردید، آن کار محرم، حلال می‌گردد، امّا برخی از محرمات احرام برای مُحل نیز حرام است و به اصطلاح دارای حرمت سابقه و اولیه می‌باشند. مثلًا استمنایی که از راه ملاعبه با زن خود صورت گیرد جایز است، امّا برای محرم به جهت احرام، حرام می‌گردد، امّا اگر همین ملاعبه، با زن اجنبیه انجام پذیرد و استمنا تحقق یابد، حرام است، ولی در حال احرام این حرمت به مراتب و درجاتی شدیدتر می‌گردد. البته اگر تنها مقدمات استمنا را انجام دهد و انزالی صورت نگیرد، به مقتضای اصل، کفاره‌ای بر محرم تعلق نمی‌گیرد.(3) ***
5- استعمال عطریات و گرفتن بینی از بوی بد:
به دلیل نصوص و فتاوای نسبتاً فراوانی که در این باره صادر گردیده است:
1- عبداللّه بن سنان از امام صادق- ع- نقل می‌کند که آن حضرت فرمود: «در حال احرام گلی را مس مکن (یعنی نبوی) و نه زعفران را، و غذایی هم که در آن زعفران وجود دارد، مخور».(4)
2- معاویة بن عمّار از جعفر بن محمد، امام صادق- ع- نقل می‌کند که آن حضرت فرمود: «... از بوی خوش در طعام خویش پرهیز و بینی خود را از بوی خوش بگیر و بینی خود را از بوی ناخوش مگیر؛ زیرا برای محرم سزاوار نیست که از بوی خوش لذت ببرد.»(5)
3- اگر بیماری بر محرم عارض گردید که ضرورتاً می‌بایست مداوا کند، باید از دارو و روغنی استفاده کند که بوی خوش نداشته باشد، امّا اگر ضرورت اقتضا کرد که از داروی دارای بوی خوش بهره جوید، در این صورت مانعی ندارد.(6)
4- برخی مطابق بعضی از روایات عطرهای مسک و عنبر و زعفران و عود و کافور و ورس را برای محرم حرام دانسته‌اند. و حتی برخی به 4 عطر بسنده کرده‌اند: مسک، عنبر، زعفران و ورس. ولی از بررسی مجموعه روایات اینطور استنباط می‌گردد که بوییدن و استعمال تمامی عطرها بر محرم حرام است مگر «خلوق کعبه».(7)
عبدالله بن سنان از امام صادق- ع- پرسید: «خلوق کعبه» (عطر مخصوصی که به کعبه مطهّر مالیده می‌شود) به لباس محرم سرایت کرده است؟ حضرت فرمود: اشکالی ندارد.


1- جواهرالکلامٰ ج 18ٰ ص 307.
2- همان.
3- ... والّا فالمقدمات من دون انزال لایترتب علیها کفارة الإستمناء، للأصل ... (ر. ک به جواهر الکلام، ج 18، ص 308)
4- فروع کافی، ج 1، ص 263: لاتمس ریحاناً و أنت محرم، و لاشیئاً فیه زعفران، ولاتطعم طعاماً فیه زعفران.
5- همانٰ ص 262.
6- وسایل الشیعه، ج 9، باب 19، من ابواب تروک الإحرام، ص 97، حدیث 1، 2 و 3.
7- شرایع الاسلام، محقق حلی، ج 1 و 2، ص 249، دارالاضواء، بیروت.

ص: 21
محقق حلی فتوا می‌دهد: عموم عطریات و بوهای خوش بجز «خلوق کعبه»، ولو در غذا بر محرم حرام می‌باشد.(1) ***
6- پوشیدن لباس دوخته (برای مردها)
مطابق نقل محدث متبّحر، شیخ حرّ عاملی- ره- برخی از فقها بر تحریم پوشیدن لباس دوخته برای محرم، ادعای اجماع کرده‌اند.(2)
محقق حلی در باب «محرمات و مکروهات» احرام، می‌نویسد: «... و لبس المخیط للرجال»(3)؛ یعنی پوشیدن لباس دوخته برای مردها در حال احرام حرام است.
و علامه محقق شیخ محمد حسن نجفی، صاحب جواهر در ذیل عبارت فوق آورده است:
من هیچگونه فتوای خلافی در این زمینه نیافتم و سپس از «التذکره» نقل می‌کند: «اجماع العلماء کافة علیه» و در «المنتهی» به نقل از «ابن عبدالبرّ» آمده است: «لایجوز لبس شی‌ءٍ من المخیط عند جمیع اهل العلم»(4) هر چند در مورد حرمت پوشیدن لباس دوخته به قول صاحب وسایل: «والاحادیث غیر صریحة فیه ...»(5) ، روایات صراحتی در حرمت پوشیدن لباس دوخته ندارند و به گفته شهید در «الدورس»: من تا هم اکنون به روایتی که دلالت بر حرمت پوشیدن «عین لباس دوخته» داشته باشد، برخورد نکرده‌ام. در روایات تنها از پوشیدن «قمیص»، «قباء» و «سراویل»، نهی شده است.(6)
صاحب جواهر هم می‌نویسد: من در کتب اربعه و دیگر کتابهای روایی به حدیثی که دلالت بر حرمت پوشیدن لباس دوخته برای محرم، داشته باشد، وقوف نیافتم‌(7)، آری همین «معاقد اجماعات» در قرار دادن «لبس مخیط» (لباس دوخته) در شمار محرمات احرام کافی است.(8)
و لذا «شیخ الطائفه ابوجعفر طوسی» بطور صریح فتوا می‌دهد: هرگاه مُحرم احرام خویش را با گفتن «تلبیه» منعقد ساخت.
پوشیدن لباس دوخته و جماع و صید و بوی خوش بر وی حرام می‌گردد.(9)
امّا شیخ مفید (413 ه. ق) از حرمت پوشیدن لباس دوخته، ذکری به میان نیاورده است و در مقام فتوا تنها به عبارت زیر بسنده کرده است: «... ولایلبس قمیصاً»؛ «مردی که در حال احرام می‌باشد نباید قمیص (پیراهن) بپوشد ...».(10)
فقیه دقیق النظرِ معاصر، امام خمینی- ره- در باب «تروک احرام»، پوشیدن لباس دوخته را در شمار تروک و محرمات احرام برآورده و مصادیق آن را پوشیدن «قمیص»، «سراویل»، و «قبا» ذکر کرده‌اند!(11)
به نظر نگارنده عنوان کلی «لبس المخیط» در کلمات فقها و قرار گرفتن آن در معاقد اجماعات ایشان- رضوان الله علیهم اجمعین- از همین مصادیقی اخذ شده‌(12) که در احادیث هم آمده است‌(13) سیدنا الأستاد، فقیه متبحر معاصر آیةالله سید محمد


1- والطیب: علی العموم ما خلا خلوق الکعبه، و لو فی الطعام ... (ر. ک به «شرایع الاسلام»، ج 1 و 2، ص 249)
2- وسایل الشیعه، ج 9، باب 35، من ابواب تروک الإحرام، ص 115.
3- شرایع الإسلام، ج 1 و 2، ص 249.
4- جواهرالکلام، ج 18، کتاب الحج، ص 335، مرتضی آخوندی- تهران.
5- وسایل الشیعه، ج 9، ذیل باب 35، ص 115، المکتبة الاسلامیه- تهران.
6- ... لم اقف الی الآن علی روایة بتحریم عین المخیط، انما نهی عن القمیص و القباء و السراویل (به نقل از جواهرالکلام، ج 18، ص 335).
7- .... و ان لم اجده فی شئٍ ممّا وصل الینا من النصوص الموجوده فی الکتب الأربعه و غیرها ... (ر. ک به جواهرالکلام، ج 18، ص 335)
8- ... نعم ما سمعته من معاقد الإجماعات کاف فی جعل العنوان لبس المخیط ... (همان مدرک).
9- النهایة فی مجرد الفقه و الفتاوی، لشیخ الطائفه ابی جعفر محمد بن الحسن الطوسی (385- 460 ه. ق) انتشارات قدس محمدی- قم: اذا عقد المُحرم احرامه بالتّلبیة ... حَرُمَ علیه لبُس الثیاب المخیط و النساء و الطیب و الصید ...
10- المقنعه، تألیف فخرالشیعه ابی عبداللّه محمد بن محمد بن النعمان العکبری البغدادی، المقلب بالشیخ المفید، مؤسسة النشر الاسلامی التابعة بجماعة المدرسین بقم المشرفه، کتاب المناسک، باب صفة الاحرام، ص 397.
11- لبس المخیط للرجال کالقمیص و السراویل و القباء و اشباهها ... (تحریرالوسیله، ج 1، کتاب الحج، القول فی تروک الاحرام، ص 421، مطبعة الآداب فی النجف الاشرف.
12- یادآوری این نکته شاید رأی ما را در این مورد تأیید کند که: «سراویل» از نظر لغت جمع «سِروال، سروالة و سرویل» می‌باشد. لباسی که: یستر نصف الأسفل من الجسم، که همان شلوار یا زیرشلواری می‌باشد. بدیهی است که شلوار و یا زیر شلواری و یا مصادیق دیگری از پوشش که در روایات آمده است، دوخته هستند؟! و یا قمیص که به معنای پیراهن است که غیر دوخته آن، اساساً پیراهن نیست! (واللّه اعلم) (درباره واژه «سروایل»، ر. ک ب «المنجد فی اللغة و الاعلام، چاپ 23، ص 332).
13- مثلًا حدیث ذیل که از طرق عامّه نقل شده است، قابل دقت و بررسی است: انّ رجلًا سأل رسول اللّه- ص- مایلبس المحرم من الثیاب؟ فقال رسول اللّه- ص-: لایلبس القمیص و لاالعمائم و لاالسراویلات و لاالبرانس و لاالخفاف ... (سنن البیهقی، ج 5، ص 49).

ص: 22
محقق داماد- ره-، پس از بحث جامع الاطراف و محققانه خویش پیرامون «خُلُوّالنصوص عن عنوان المخیط»، این چنین اظهار رأی می‌کنند:
«... هر چند در روایات این باب، عین و اثری از عنوان «لباس دوخته»، نه بطور صریح و نه به نحو ظاهر، مشاهده نمی‌گردد، لیکن روایات خالی از ارشاد به لباسهایی که از لوازم عنوان «مخیط/ دوخته» می‌باشند، نیست، آن طور که فقیه متتبّع می‌تواند حدس بزند که عنوان «مخیط و غیرمخیط» دائر مدار جواز و منع می‌باشد ...».(1)
البته از عنوان «لباس دوخته»، همیانی که حجاج جهت پول و یا سایر لوازم به شانه خویش آویزان می‌کنند، استثنا شده است‌(2) و این بنا به رأی برخی از اعاظم بدین جهت است که اساساً عنوان مزبور بر همیان که کار خیاطی در آن اندک است، تطبیق نمی‌کند!(3)