مشروعیت سفر برای زیارت قبور

نوع مقاله: فقه حج

نویسنده

چکیده

قرنهاست که مسلمانان جهان، طبق یک سیره حسنه و سنت پذیرفته شده و با پیروی از روایات وارده از پیامبر اسلام، بر سر قبور اولیای خدا و بزرگان دین حاضر می‌شوند و با ادای احترام نسبت به آنان، قبرشان را زیارت می‌کنند و از ارواح مقدسه آنها کسب فیض می‌نمایند و به یاد ارزشها و اصالتهایی می‌افتند که این بندگان خوب خدا، همواره منادی آن بوده‌اند.

موضوعات


با وجود این، در نیمه اوّل قرن هشتم، شخصی به نام «ابن تیمیه» ظاهر شد و زیارت قبور را نوعی بدعت دانست و با تمسک به مطالب سست و غیر مستند، به حرمت آن فتوا داد و سفر برای زیارت قبور، حتی قبر پیامبر را نامشروع خواند. (1) واکنش علمای اسلام، از شیعه و سنی، در مقابل این عقیده ابن تیمیه که آن را به اسلام نسبت می‌داد، بسیار تند و سریع بود و علمای مذاهب اسلامی پس از مباحثات بسیاری 


1- البته ابن تیمیه خود را از پیروان حنابله می‌داند، در حالی که حنابله به زیارت قبور می‌رفتند و به آن اعتقاد داشتند، تا جایی که شیخ مفید نقل می‌کند که به ما امامیه ایراد می‌گیرند که شما هم حنبلی شده‌اید، زیرا حنبلی‌ها هم به زیارت قبور می‌روند و نزد قبور اعتکاف می‌کنند شما امامیه هم همین کار را انجام دادید، سپس شیخ مفید پاسخ می‌دهد که اگر چیزی را حنابله انجام دادند، الزاماً کار خلاف نیست. رجوع شود به: الفصول المختار، ص 128.

ص: 39
که با او کردند، به بی‌اساس بودن ادعاهای وی پی‌برده، او را تکفیر نمودند. او به خاطر همین عقاید انحرافی به زندان افتاد و در سال 728 در قلعه‌ای در دمشق از دنیا رفت. (1) علمای مذاهب، حتّی حنبلی‌ها از ابن تیمیه- که خود را حنبلی می‌دانست- روی برگردانیدند و او را گمراه دانستند؛ مثلًا «یافعی» درباره او گفت:
«ابن تیمیه مسائل غریبی آورد که بر او انکار کردند و از قبیح‌ترین سخنان او این که او از زیارت قبر پیامبر نهی کرد.» (2) ابن حجر عسقلانی نوشت:
«فقیه مالکی به کفر او حکم داد و در دمشق اعلام شد که هر کس عقیده ابن تیمیه را داشته باشد، خون و مال او حلال است.» (3) البته در اینجا قصد نداریم داوریهای علمای اسلام را درباره ابن تیمیه نقل کنیم؛ چرا که در چنین حالتی از هدف اصلی دور می‌افتیم و آنچه آورده‌ایم، برای نمونه است.
هرچند پس از مرگ ابن تیمیه، بعضی از شاگردانش مانند ابن قیم الجوزیه و ابن کثیر شامی دنباله حرفهای او را گرفتند، اما بهرحال سخنان و عقاید آنان در جامعه اسلامی، جا نیفتاد و به بوته فراموشی سپرده شد تا این که در اوائل قرن سیزدهم، محمد بن عبدالوهاب از سرزمین حجاز حرفهای فراموش شده ابن تیمیه را تکرار کرد و پیروانی چند یافت که به «وهابی‌ها» شهرت یافته، حاکمان حجاز نیز از آنها حمایت کردند و جز خود، همه مسلمانان را مشرک و گمراه می‌دانند!
یکی از مطالب عمده ابن تیمیه و وهابی‌ها این است که آنها سفر برای زیارت قبور، حتی زیارت قبر پیامبر اسلام را، نامشروع بلکه مساوی با شرک می‌دانند.
ابن تیمیه می‌گوید:
«در صحیح بخاری و صحیح مسلم نقل شده که پیامبر فرمود: «لا تشدّ الرحال الا الی ثلاثة؛ المسجدالحرام و المسجدالأقصی و مسجدی هذا»؛ «بار سفر بسته نشود مگر برای سه جا: مسجدالحرام، مسجدالأقصی و این مسجد من.»
اگر کسی برای سفر به قبر حضرت ابراهیم و یا قبر پیامبر اسلام نذر کند، وفا به این نذر واجب نیست؛ زیرا از سفر کردن به این محل‌ها نهی شده است. (4) همچنین ابن تیمیه در منهاج‌السنه، با وارد ساختن تهمتهای ناروا به شیعه، از این که شیعیان قبر پیامبر و اولیای خدا را زیارت می‌کنند، آنها را به یهود و نصاری تشبیه می‌کند و 


1- ابن کثیر شامی، البدایة و النهایه، ج 14، ص 138.
2- یافعی، مرآةالجنان، ج 4، ص 277.
3- ابن حجر، الدرر الکامنة، ج 1، ص 154.
4- الرسائل الکبری، ج 2، ص 57.

ص: 40
حتی شیعه را به خاطر این عمل، مشرک می‌داند و جالب این که به صورت «انْ قیلِ» از خود می‌پرسد که تنها شیعه به زیارت قبور نمی‌رود بلکه بسیاری از اهل سنت هم چنین می‌کنند، پس چرا فقط شیعه را متهم می‌کنی؟ پاسخ می‌دهد:
«درست است که بسیاری از اهل سنت هم به زیارت قبور می‌روند، آنها هم کار حرام می‌کنند و گمراه هستند ولی گمراهی شیعه بیشتر است!» (1) و بدینگونه خود ابن تیمیه اعتراف می‌کند که اکثریت مسلمانان از شیعه و سنی زیارت قبور اولیای خدا را مشروع می‌دانند و آن را انجام می‌دهند.
ابن تیمیه نه تنها سفر برای زیارت قبور را جایز نمی‌داند بلکه اساس زیارت قبور و از جمله زیارت قبر پیامبر اسلام را ولو برای ساکنین مدینه جایز نمی‌داند و روایاتی را که درباره زیارت قبر پیامبر وارد شده، رد می‌کند و آنها را ضعیف و جعلی می‌داند. (2) اکنون ما مسأله زیارت قبور را تحت چند عنوان مورد بررسی قرار می‌دهیم:
1- استحباب زیارت قبور
2- استحباب زیارت خصوص قبر پیامبر و اولیای خدا.
3- سفر به آهنگ زیارت قبور.
4- بحث درباره حدیث (شدّ رحال).
البته ما در این بحثها هم به روایاتی که از طریق شیعه وارد شده، استناد خواهیم کرد و هم روایاتی را که از طریق اهل سنت است خواهیم آورد.

 

استحباب زیارت قبور

رفتن به زیارت قبور خویشان و نزدیکان و دوستان و آشنایان، یک امر عقلایی است و اقوام و ملل از دیرباز، این کار را انجام داده‌اند و در اسلام نیز ممنوع نشده و حتی چنانکه خواهیم دید، پیامبر خدا به زیارت قبور امر کرده است و بدیهی است که امر رسول خدا حداقل بر استحباب آن دلالت دارد. البته از روایات چنین فهمیده می‌شود که در آغاز اسلام، پیامبر مردم را از زیارت قبور منع کرد ولی بعدها ممنوعیت برداشته شد و پیامبر به آن امر فرمود.
شاید علّت نهی قبلی این باشد که در آغاز اسلام مردگان غالباً مشرک و بت‌پرست 


1- منهاج‌السنه، ج 1، ص 132.
2- الرسائل الکبری، ج 2، ص 65.

ص: 41
بودند و پیامبر می‌خواست هرگونه رابطه میان مسلمانان و مشرکین قطع شود؛ بخصوص این که احتمال داشت مسلمانان بر سر قبور پدران مشرکشان سخنان باطلی را به زبان بیاورند اما بعدها که اسلام قوت گرفت و مبانی توحید محکم شد و مسلمانان با شرک و بت‌پرستی بکلّی قطع رابطه کردند و مظاهر شرک از بین رفت، پیامبر به زیارت قبور امر کرد تا از منافع تربیتی آن بهره‌گیری شود.
اینک توجه خوانندگان محترم را به چند حدیث که از طریق شیعه و سنی وارد شده است جلب می‌کنیم:
عن علی- علیه‌السلام- قال قال رسول اللَّه- ص-: «نهیتکم عن زیارة القبور الافزوروها.» (1) حضرت علی- علیه‌السلام- از پیامبر نقل می‌کند که فرمود: «شما را از زیارت قبور نهی کرده بودم، از این پس زیارت کنید.»
عن أبی عبداللَّه- علیه‌السلام- فی زیارة القبور قال: «انهم یأنسون بکم فاذا غبتم عنهم استوحشوا.» (2) امام صادق- علیه‌السلام- درباره زیارت قبور فرمود: «آنها با شما انس می‌گیرند و چون از پیش آنها غایب شوید وحشت می‌کنند.»
عن بریدة قال قال رسول اللَّه- ص-: «قد کنت نهیتکم عن زیارة القبور فزوروها فانها تذکّرالآخرة.» (3) بریده از پیامبر نقل می‌کند که فرمود: «شما را از زیارت قبور نهی کرده بودم، از این پس زیارت کنید که آخرت را به یاد شما می‌آورد.»
عن انس قال قال رسول اللَّه- ص-: «کنت نهیتکم عن زیارة القبور الا فزوروها فانها ترق القلوب و تدمع العین و تذکرالآخرة و لاتقولوا هجراً.» (4) انس از پیامبر خدا نقل می‌کند که فرمود: «شما را از زیارت قبور نهی کرده بودم، از این پس قبرها را زیارت کنید که قلب را نرم و چشم را گریان می‌کند و آخرت را به یاد می‌آورد اما سخن بیهوده نگویید.»
عن انس قال: قال رسول اللَّه- ص-: «نهیتکم عن زیارةالقبور فزوروها فانّها تذکرکم الموت.» (5) انس از پیامبر خدا نقل می‌کند که فرمود: «شما را از زیارت قبور نهی کردم، از این پس زیارت کنید که آن مرگ را به یاد می‌آورد.»
این بود نمونه‌هایی از روایاتی که در کتب احادیث شیعه و سنی نقل شده و در آنها 


1- وسائل الشیعه، ج 1، ص 149.
2- همان، ج 2، ص 3462.
3- سنن ترمذی، ج 3، ص 370.
4- کنزالعمال، ج 15، ص 646.
5- حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج 1، ص 375.

ص: 42
مردم به زیارت قبور خوانده شده‌اند و بطوری که ملاحظه فرمودید، در بعضی از روایات، فوائد و منافعی برای زیارت قبور ذکر شده؛ از جمله این که قلب انسان را رقیق می‌کند و او را به یاد مرگ و روز قیامت می‌اندازد و بدینگونه آثار تربیتی خاصی بر آن مترتب می‌شود که نمی‌توان از آنها صرف نظر کرد.
بنابراین طبق روایاتی که خواندیم زیارت قبور عمل مستحبی است که شرع مقدس به آن دستور داده است.

 

استحباب زیارت خصوص قبر پیامبر و اولیای خدا

هرچند که زیارت قبور مستحب است ولی زیارت قبر رسول خدا و حضرات معصومین- علیهم‌السلام- از اولویت خاصی برخوردار است و بر استحباب آن تأکید بیشتری شده است؛ زیرا علاوه بر روایاتی که در این خصوص وارد شده و بعضی از آنها را خواهیم آورد، آثار تربیتی زیارت قبور این اولیای خدا بسیار زیاد است؛ زیرا زیارت آنها بزرگداشت کسانی است که عمری در طریق ایمان و تقوا گام برداشته‌اند و در واقع زیارت آنها ارج نهادن به ایمان و تقوا و ارزشهای معنوی و ترویج آن اوصافی است که در اولیای خدا وجود دارد.
و نیز زیارت قبور اولیای خدا نوعی اظهار محبت به کسانی است که محبت و دوست‌داشتن آنها در شرع لازم و علامت ایمان دانسته شده است.
در خصوص زیارت قبر پیامبر خدا روایاتی وارد شده است که ما بعضی از آنها را می‌آوریم، برخی از این روایات از طریق شیعه و برخی دیگر از طریق اهل سنت وارد شده است:
عن الصادق- علیه‌السلام- عن أبیه إن النبی- صلّی اللَّه علیه و آله- قال: «من زارنی حیّاً و میّتاً کنت له شفیعاً یوم القیامة.» (1) امام صادق- ع- از پدرش و او از پیامبر- ص- نقل می‌کند که فرمود: «هر کس مرا در حال حیات و ممات زیارت کند، در روز قیامت شفیع او خواهم بود.»
قال امیرالمؤمنین- علیه‌السلام-: «اتمّوا برسول اللَّه حجّکم اذا خرجتم الی بیت‌اللَّه فان ترکه جفاء و بذلک امرتم و اتموا بالقبور التی الزمکم اللَّه- عزّوجلّ- زیارتها و حقها و اطلبوا الرزق عندها.» (2) امیرالمؤمنین- ع- فرمود: «وقتی به زیارت خانه خدا بیرون می‌روید حج خود را با 


1- بحارالانوار، ج 100، ص 139.
2- همان، ص 139.

ص: 43
پیامبر خدا به پایان برید؛ زیرا که ترک آن جفاست و به این امر شده‌اید و نیز حج خود را تمام کنید با قبرهایی که خداوند زیارت آنها و ادای حق آنها را بر شما لازم کرده است و نزد آنها طلب روزی کنید.»
عن أبی عبداللَّه- علیه‌السلام- قال: «و لو ترکوا زیارة النبی لکان علی الوالی ان یجبرهم علی ذلک و علی المقام عنده فان لم یکن لهم مال انفق علیهم من بیت مال المسلمین.» (1) امام صادق فرمود: «اگر مردم زیارت پیامبر را ترک کنند بر عهده والی مسلمین است که مردم را به این کار مجبور کند و این که نزد قبر پیامبر باشند و اگر امکانات مالی نداشتند والی از بیت‌المال مسلمانها هزینه آنها را می‌پردازد.»
این سه روایت که آوردیم از طریق شیعه بود، اکنون روایاتی را از طریق اهل سنت می‌آوریم:
عن عبداللَّه بن عمر قال قال رسول اللَّه: «من زار قبری وجبت له شفاعتی.» (2) پیامبر فرمود: «هر کس قبر مرا زیارت کند، شفاعت من بر او واجب می‌شود.»
عن حاطب بن أبی بلتعه قال قال رسواللَّه: «من زارنی بعد موتی فکأنما زارنی فی حیاتی.» (3) پیامبر خدا فرمود: «هر کس مرا پس از مرگم زیارت کند، مانند این است که در حال حیاتم زیارت کرده است.»
عن انس بن مالک عن النبی قال: «من زارنی بالمدینة محتسبا کنت له شفیعا.» (4) پیامبر خدا فرمود: «هر کس مرا به قصد قربت در مدینه زیارت کند، شفیع او خواهم بود.»
از اینگونه روایات در فضیلت زیارت قبر پیامبر و قبور اولیای خدا در کتب شیعه و سنی بسیار است و ما فقط نمونه‌هایی از آن را آوردیم.
مرحوم علامه امینی در همین مورد روایات بسیاری با سندهای مختلف و از کتب متعدد اهل سنت نقل کرده، همچنین ایشان فرازهایی از سخنان دانشمندان اهل سنت را، از مذاهب مختلف، درباره فضیلت و آداب زیارت قبر پیامبر نقل کرده است. کسانی که تفصیل بیشتری می‌خواهند به آنجا مراجعه کنند. (5) بعضی از علمای اهل سنت در این باره کتابهای مستقلی نوشته‌اند که از جمله آنهاست کتاب «شفاءالسقام فی زیارة خیرالأنام» از تقی‌الدین سبکی که در مصر چاپ شده است.


1- وسائل الشیعه، ج 8، ص 16.
2- سنن دار قطنی، ج 2، ص 278.
3- همان.
4- شوکانی، نیل‌الأوطار، ج 4، ص 326.
5- امینی، الغدیر، ج 5، ص 109 به بعد.

ص: 44

 

سفر به آهنگ زیارت قبور

باتوجه به این که به زیارت قبور امر شده و زیارت قبور مؤمنین؛ بخصوص قبر پیامبر و اولیای الهی مستحب است، بدون شک سفر برای انجام چنین کاری نیز مستحب خواهد بود.
زیرا همانگونه که سفر برای انجام حج واجب است، سفر برای انجام یک عمل مستحبی نیز از باب مقدمه عمل، مستحب خواهد بود.
وقتی رفتن به زیارت قبور، طبق احادیث صحیح، مشروع و مستحب باشد، چه فرقی می‌کند که انسان از خانه خود به قصد زیارت قبوری که در شهر خود اوست خارج شود و یا از شهری دیگر به قصد زیارت قبوری که در شهری دیگر است سفر کند؟ به هر حال مسافتی را برای این منظور طی می‌کند حال این مسافت کم باشد یا زیاد، تفاوتی نمی‌کند و در هر دو صورت رفتن به قصد زیارت است.
دیگر این که خداوند در قرآن کریم به اهل معصیت از مؤمنان دستور می‌دهد که خدمت پیامبر بروند و از آن حضرت بخواهند که از خدا برای آنها طلب مغفرت کند. (1) در چنین صورتی امید است که خدا آنها را ببخشد. می‌دانیم که زنده و مرده پیامبر تفاوت نمی‌کند و طبق روایات، پیامبر پس از مرگش هم به امت خود دعا می‌کند و ناظر اعمال آنهاست.
عن عبداللَّه بن مسعود قال قال رسواللَّه- ص-: «حیاتی خیر لکم تحدثون و تحدث لکم و وفاتی خیر لکم تعرض علیّ أعمالکم فما رأیت من خیر حمدت اللَّه علیه و ما رأیت من شرّ استغفرت اللَّه لکم.» (2) پیامبر فرمود: «زندگی من برای شما خیر است که با هم سخن می‌گوییم و مرگ من نیز برای شما خیر است که اعمال شما بر من عرضه می‌شود، اگر عمل خیری دیدم بخاطر آن خدا را سپاس می‌گویم و اگر عمل بدی دیدم از خدا برای شما طلب مغفرت می‌کنم.»
بنابراین می‌توان گفت: مسافرت برای زیارت قبر پیامبر، همانند مسافرت برای دیدن پیامبر در زمان حیات آن حضرت است.
از همه اینها گذشته طبق روایات بسیاری که در دست داریم، شخص پیامبر به خاطر زیارت قبور شهدای احد به آنجا سفر کرده و نیز بعضی از اصحاب رسول خدا برای زیارت قبور مسافرتها کرده‌اند و یا همدیگر را به سفر برای زیارت قبر پیامبر دعوت نموده‌اند و اینهمه 


1- نساء: آیه 64.
2- مجمع الزوائد، ج 9، ص 24.

ص: 45
می‌رساند که سفر برای زیارت قبور مشروع و مطلوب بوده و سیره مسلمانان از عهد رسول‌اللَّه و صحابه و تابعین به این طرف بر آن جاری بوده است. اکنون روایاتی را که مطالب یاد شده را در برگرفته با هم می‌خوانیم:
عن أبی هریرة قال قال رسول اللَّه- ص- حین مرّ علی شهداء احُد: «أشهد انّ هؤلاء شهداء عنداللَّه یوم القیامة فأتوهم و زوروهم و الذی نفسی بیده لایسلم علیهم احد الی یوم القیامة الا ردوا علیه.» (1) ابو هریره می‌گوید: پیامبر خدا هنگامی که از کنار شهدای احد عبور می‌کرد فرمود:
«گواهی می‌دهم که اینها در روز قیامت نزد خداوند شهدا هستند پس به سوی آنها بیایید و آنها را زیارت کنید. قسم به خدایی که جانم در دست اوست تا روز قیامت هیچکس به آنها سلام نمی‌دهد مگر این که آنها جواب سلام او را می‌دهند.»
عن طلحة بن عبیداللَّه قال: «خرجنا مع رسول اللَّه یرید قبورالشهداء فلما جئنا قبور الشهداء قال: هذه قبور اخواننا.» (2) طلحة بن عبیداللَّه می‌گوید: «با پیامبر خدا بیرون رفتیم و آن حضرت قبور شهدای احد را اراده کرده بود. وقتی نزد قبرهای شهدا رسیدیم، فرمود: این قبور برادران ماست.» (منظور از قبور شهدا در اینجا، قبور شهدای احد است که چند کیلومتر با مدینه فاصله دارد.)
علی بن الحسین عن أبیه قال: «کانت فاطمة تزور قبر عمّها حمزة فی کلّ جمعة فتصلّی و تبکی عنده.» (3) علی بن الحسین از پدرش نقل می‌کند که: «فاطمه هر روز جمعه به زیارت قبر عمویش حمزه می‌رفت و در آنجا نماز می‌خواند و گریه می‌کرد.»
عن شهر بن حوشب قال: «لما اسلم کعب الأحبار عند عمر و هو فی بیت‌المقدس فرح عمر باسلام کعب الأحبار ثم قال: هل لک ان تسیر معی الی المدینة فتزور قبر النبی و تمتع بزیارته؟ قال: نعم یا امیرالمؤمنین انا افعل ذلک.» (4) ابن حوشب می‌گوید: «چون کعب‌الأحبار پیش عمر مسلمان شد و او در آن موقع در بیت‌المقدس بود، عمر از اسلام آوردن کعب‌الأحبار خوشحال شد و به او گفت: آیا می‌توانی با من به مدینه بیایی تا قبر پیامبر را زیارت کنی و از زیارت قبر او لذت ببری؟ گفت: آری یا امیرالمؤمنین چنین خواهم کرد.»
عن أبی الدرداء: «ان بلالا رأی فی منامه النبی- ص- و هو یقول له: ما هذه الجفوة یا بلال؟ اما آن ان تزورنی یا بلال؟ فانتبه حزیناً وجلًا خائفاً فرکب راحلته و قصد المدینة و اتی قبرالنبی فجعل یبکی عنده و یمرّغ وجهه علیه.» (5) 


1- المستدرک علی الصحیحین، ج 2، ص 248.
2- سنن ابی داود، ج 1، ص 319.
3- سنن بیهقی، ج 4، ص 78.
4- واقدی، فتوح الشام، ج 1، ص 244.
5- تهذیب تاریخ دمشق، ج 2، ص 259.

ص: 46
ابودرداء می‌گوید: «بلال پیامبر را در خواب دید که به او می‌گوید: «این چه جفایی است ای بلال آیا وقت آن نرسیده که مرا زیارت کنی؟ بلال از خواب بیدار شد، در حالی که محزون و غمگین بود پس مرکب خود را سوار شد و آهنگ مدینه کرد و به قبر پیامبر آمد، آنجا گریه می‌کرد و صورت خود را با خاک قبر، خاک مالی می‌نمود.»
با توجه به این روایات که به عنوان نمونه نقل شد، به خوبی روشن می‌شود که سفر به آهنگ زیارت قبور در عصر پیامبر و صحابه یک سنت جاری بوده و کسی در مشروعیت آن تردید نداشته است و از آن زمان به بعد هم سیره مسلمین از هر فرقه و مذهبی بر آن جاری بوده و مسلمانان برای زیارت قبر پیامبر و اولیای خدا از اطراف و اکناف بلاد اسلامی مسافرت می‌کردند.
تنها چیزی که ابن تیمیه و پیروان او دستاویز خود کرده و سفر برای زیارت را غیر مشروع قلمداد کرده‌اند، احادیث معروف به «شد رحال» است که به صورتهای مختلفی نقل شده است و بطوری که خواهیم دید، این احادیث به هیچ وجه دلالتی بر منظور آنها ندارد و به کلّی از مسأله زیارت قبور بیگانه است.
این حدیث با سه تعبیر در کتب اهل سنت و با یک تعبیر در کتب حدیثی شیعه نقل شده که عبارتند از:
قال رسواللَّه: «لا تشد الرحال الّا الی ثلاثة مساجد؛ مسجدی هذا و مسجدالحرام و المسجد الأقصی.»
پیامبر فرمود: «بار سفر بسته نمی‌شود مگر برای سه مسجد؛ مسجد من، مسجدالحرام و مسجدالاقصی.»
قال رسول اللَّه: «انما یسافر الی ثلاثة مساجد؛ مسجدی هذا و مسجدالحرام و المسجد الأقصی.»
پیامبر فرمود: «همانا مسافرت می‌شود به سوی سه مسجد؛ مسجد من و مسجدالحرام و مسجدالأقصی.»
قال رسول اللَّه: «تشدّ الرحال الی ثلاثة مساجد؛ مسجدی هذا و مسجدالحرام و المسجدالأقصی.» (1) پیامبر فرمود: بار سفر برای سه مسجد بسته می‌شود؛ مسجد من و مسجدالحرام و مسجدالاقصی.»
عن علی بن ابیطالب قال: «لا تشدّ الرحال الّا الی ثلاثة مساجد؛ المسجدالحرام و 


1- هر سه تعبیر در: صحیح مسلم، ج 4، ص 126.

ص: 47
مسجدالرسول و مسجدالکوفة.» (1) علی علیه‌السلام فرمود: «بار سفر بسته نمی‌شود مگر به سه مسجد؛ مسجدالحرام و مسجد پیامبر و مسجد کوفه.»
ابن تیمیه گمان کرده است که پیامبر در این حدیث از مسافرت به غیر مساجد سه گانه یاد شده، نهی کرده و در نتیجه از سفر برای زیارت قبور هم نهی نموده است. در حالی که دقت در مضمون این احادیث به روشنی نشان می‌دهد که این احادیث به هیچ وجه در مقام نهی از مسافرت به غیر مساجد مزبور نیست بلکه در مقام بیان فضیلت و برتری آن مساجد بر مساجد دیگر است و این که ثواب نماز خواندن در آن مساجد به حدی است که ارزش آن را دارد که انسان رنج سفر را برای خود هموار سازد و به خاطر کسب فضیلت نماز در آن مساجد مسافرت کند.
اساساً اگر برداشت ابن تیمیه از این احادیث درست باشد، سفر برای کسب علم و یا سفر برای جهاد و یا سیر در زمین نیز حرام و بدعت خواهد بود در صورتی که او نمی‌تواند چنین مطلب باطلی را ملتزم شود. بنابراین چون سفر برای امور مادی و معنوی، امری مشروع است و بعضی از سفرها حتی واجب و یا مستحب می‌باشد، بدون شک این احادیث در مقام انشای حکم و امر و نهی نیست بلکه چنانکه گفتیم در مقام بیان فضیلت این مساجد است.
دیگر این که خود پیامبر گاهی برای ادای نماز به مسجد قبا مسافرت می‌کرد (2) در حالی که مسجد قبا یکی از آن مساجد مذکور در روایت نیست. 


1- وسائل الشیعه، ج 3، ص 525 و بحارالانوار، ج 99، ص 379 به نقل از کتاب «الخصال» شیخ صدوق.
2- صحیح بخاری، ج 2، ص 137.