گزارشی پیرامون کتاب «جنّات ثمانیه»

نوع مقاله: اخبار و گزارشها

نویسنده

موضوعات


در گنجینه دستنوشته‌های کتابخانه آستان قدس رضوی نسخه‌ای به شماره 4100 (فهرست نسخه‌های خطی کتابخانه آستان قدس رضوی: ج 3، ص 82، و الذریعه: 5/ 150 شماره 644) وجود دارد به نام «جنّات ثمانیه/ بهشتهای هشت گانه» که در آن، نویسنده آن به توصیف هشت بقعه از بقاع متبرّکه اسلامی؛ یعنی مکه، مدینه، بیت‌المقدس، نجف، کربلا، کاظمین، سامراء و مشهد پرداخته است. او نخست درباره پیشینه تاریخی هر یک از این مزارات، که از یک یک آنها با نام حرم اول، حرم دوم ... یاد می‌کند، به تفصیل سخن می‌راند و آنگاه روایاتی را در فضیلت وارزش دینی آن مقام یا مسجد و مقدار پاداش و ثوابی که خداوند برای زیارت کنندگان آن جایگاه قرار داده است می‌آورد.
نویسنده این کتاب سید محمد باقر حسینی، ملقب به فخرالواعظین خلخالی است. او ساکن شهرستان خلخال بوده و ظاهراً به امور دینی مردم آن سامان رسیدگی می‌کرده است. او از سالها پیش فکر تدوین این مجموعه را در سر می‌پرورانده، لیکن موانع و کمبود منابع در مسقط رأس او؛ یعنی شهر خلخال مانع تحقق آرزوی او می‌گردد، تا این که عاقبت در سال 1327 ه. توفیق مجاورت مشهد مقدس به او دست می‌دهد و با استفاده از 

ص: 147
کتابهای کتابخانه آستان قدس رضوی، مجموعه خود را تکمیل و نسخه دستوشته‌اش را به گنجینه خطی آن کتابخانه اهدا می‌کند. خود مؤلف در این باره، در صفحه 246، در بخش «حرم چهارم از کتاب جنات ثمانیه» این چنین می‌گوید:
«و بعد چنین گوید بنده کمترین، تراب اقدام واعظین، الراجی الی فضل ربّه العفوّالغافر، محمد باقر بن سید مرتضی الحسینی‌الخلخالی- عفی‌اللَّه‌عن جرائمهما- که قریب به پنج- شش سال بود که در خواطر خلجان می‌کرد و مدام طالب و راغب این مرام بودم که تألیفی در شرح قبور و تذکره مزارات ترتیب داده شود و در عرض این مدت مختصری به عنوان فهرست ترتیب داده آنچه به مرور ایّام از وقایع و احوال به دست می‌آمد به طور اشاره و اجمال ثبت می‌شد و پیوسته منتظر فرصت و مترصد قدرت بودم که تتفصیل را توصیف دهم ولی در محال خلخال؛ وطن این شکسته بال که مالامال محنت و ملال بود، کثرت مشاغل و موانع و قلت بضاعت و کتبی که در این صناعت از هر قبیل ضرور و لازم است مانع بود تا در این ایام خیر انجام که تاریخ هجرت در سال هزار و سیصد و بیست و هفت سفر ارض اقدس و مشهد مقدس نموده و مدتی در آستانه مبارکه حضرت ثامن الائمه علی بن موسی‌الرضا- علیه الآف التحیة و الثناء- رحل اقامت انداخته ...»
مؤلف نوشتن این کتاب را در سال 1327 ه. آغاز و در سال 1331 ه. در 403 ورق به پایان برده است. آگاهیهای ما درباره سال تولد، وفات، وضعیت تحصیلی، سفرهایش به کشورها، موقعیت علمی و اجتماعی و دیگر مسائل مربوط به زندگانی خصوصی او بسیار اندک و از حد نوشته‌های مؤلف در کتابش فراتر نمی‌رود. وی واعظی کم آوازه و در شهرستان کوچک خود به وعظ و ارشاد مشغول بوده است، اما انگیزه نگارش کتاب در او بیشتر به منظور ثبت برخی از مشاهدات خود از این بقاع بوده است. گو این که او هرگز در کتابش یادی از سفرهای خود نمی‌کند لیکن بررسی نوشته‌هایش در حرم اول (مکه) و حرم دوم (مدینه) نمایانگر سفر او به این دو شهر است و اطلاعات خود را غالباً از روی مشاهدات مستقیم و نه مسموعات (البته در برخی موارد به کتابهای تاریخی و گفته‌های دیگران استناد می‌کند) در اختیار خواننده قرار می‌دهد. تنها اشاره‌ای که به اعتقادات نویسنده می‌توان کرد آن است که او هنگام 
ص: 148
برشمردن مدفونین در قبرستان بقیع، از شیخ احمد احسایی (متوفای 1243 ه.) یاد می‌کند آنگاه برخلاف شیوه خود در معرفی اجمالی مدفونین، به تفصیل درباره احسائی پرداخته و با تمجید و تعریف فراوان از او، فقیهانی اصولی که او را به افراط و غلوّ متهم کرده‌اند نکوهش نموده و آنان را ظاهربینانی توصیف می‌کند که نتوانسته‌اند به کنه حقایق گفتارهای او پی‌ببرند؛ از این رو باتوجه به این گفتار بعید به نظر نمی‌رسد که وی شیخی مسلک یا حداقل متمایل یا هوادار برخی از عقاید آنان بوده؛ بویژه آن که در آن دوران در بخشهایی از منطقه آذربایجان شیخیه از موقعیتی برخوردار بوده و پیروانی داشته است.
در این مقاله تنها دو بخش از کتاب «جنات ثمانیه»؛ یعنی حرم اول (/ مکه) و حرم دوم (/ مدینه) مورد بررسی قرار گرفته است.
روش نویسنده در بخشهای کتاب، بدین گونه است که او نخست به وقایع و مسائل پیشینه تاریخی و سپس موقعیت جغرافیایی شهرهای مقدس پرداخته و آنگاه روایات اسلامی را در فضیلت آن شهر یا بقعه برشمرده و سپس به مشاهدات خود از حرم یا مسجد (بجز بیت‌المقدس) می‌پردازد. قسمتهای بزرگی از هر بخش کتاب را مستحبات و ادعیه و زیارتنامه‌های مربوط فراگرفته است و به ویژه درباره مکه به تفصیل به مناسک حج و واجبات و مستحبات آن برطبق فتوای فقهای امامیه پرداخته است و نسبت به بقاع متبرّکه امامان معصوم- علیهم‌السلام- نیز به تفصیل ادعیه و نمازهای مستحبی و روزهای زیارتی و فضائل و مناقب هر یک از امامان را برشمرده است.
سعی و تلاش ما در این بررسی بر آن است که مشاهدات مؤلف درباره وضعیت دو شهر مکه و مدینه و جایگاههای دینی و تاریخی، نظیر مساجد، مقابر، اماکن متبرکه، وضعیت مسجدالحرام و ملحقات و توابع آن، و مسجدالنبی- ص- در مدینه را از لابلای نوشته‌های او بدر آورده و به خوانندگان ارائه نماییم.
حرم اوّل:
مکّه
1) حجرالأسود، به رکن عراقی منصوب است. کسی که میانه بالاست به سهولت او [آن] را می‌بوسد، برای این که از زمین به اندازه 6 وجب بلند است و در این اوقات، اطراف حجرالأسود را به طلا محکم 
ص: 149
کرده‌اند (1) و نظر کردن [به] آن موجب سرور و بهجت است. (صص 5- 4)
2) بابهای مسجد سی و نه است. در سمت باب‌الزیارة که غربی خانه کعبه است، هفت در دارد و در سمت باب ابراهیم که جنوب خانه کعبه است چهار در دارد، و در سمت باب‌الصفا که شرقی خانه کعبه است هفده در است، و در سمت باب‌السلام که شمالی خانه کعبه است یازده در است.
(ص 6)
3) ستونهای مسجد؛ مجموع میلهای سنگی که طاقها را بربالای آن بنا کرده‌اند پانصد عدد است و از جمله آن پانصد میل، یکصد و بیست و پنج آن سنگ کوچک، مثل آجرِ تراش کرده بربالای آن کار کرده‌اند، و سیصد و هفتاد و پنج آن ستون یکپارچه است که از سنگ سفید است‌و بلندی هر یک تقریباً سه ذرع و نیم است. (ص 6)
4) چاه زمزم برطرف غربی کعبه است و چهل گز عمق دارد و دور سرش یازده گز است و بر سرش قبّه ساخته‌اند، ودو درخت مربع از چوب ساج گذرانیده و بر هر یک جهت آب می‌توان کشید و آب آن شور است و اکنون در مکه آب روان است. مردم آنجا اکثر سیاه چهره‌اند و به تجارت مشغول و بر مذاهب مختلفه عمل می‌کنند. (ص 6)
5) طوافگاه؛ صحن مسجدالحرام طوافگاه حجاج بود، چون خانه کعبه در میان الصحن است و آن که در جامع‌های بلاد در میان صحن عمارتی سازند جهت مناسبت با مسجدالحرام و کعبه باشد. اکنون طول طوافگاه سیصد و هفتاد گز است در سیصد و پانزده گز. در بیرون مسجد یکهزار و پانصد و هشتاد گز. در حوالی آن خانقاه و مدارس و ابواب البّربسیار است؛ از جمله زاهد خمارتاش عمادی قزوینی جهت قزاونه (2) خانقاهی ساخت و سی‌هزار دینار به حکام مکه داده تا اجازت دادند که پنجره به مسجدالحرام گشود. و خانه به دار محمد بن یوسف منسوب بوده و مولد رسول اللَّه آنجا اتفاق افتاده، به طرف مسجدالحرام است و خیزران والده هارون الرشید آن را با مسجد ساخت؛ یعنی ولادت‌خانه حضرت محمد- ص- در کوچه [ای] که مشهور به شعب أبوطالب بود؛ همان خانه برحسب میراث به حضرت رسول منتقل شد (!) حضرت آن خانه را داخل سرای خود کردند و بیضا می‌نامیدند، بعدها هارون‌الرشید آن خانه را خریده داخل مسجد نمود.
(صص 8- 7)
6) جبل ابوقبیس؛ کوهی است 


1- امروزه اطراف حجرالأسود را نقره شفاف و سفیدی پوشانده‌اند، از این رو بر جلوه و زیبایی آن افزوده شده است.
2- جمع قزوین و مقصود اهالی قزوین است.

ص: 150
نزدیک مکه، تسمیه شده به اسم مردی از قبیله مذحج که اسمش أبوقبیس بود، به جهت این که اول کسی که در آن کوه بنا گذاشته همین مرد است. به سند معتبر منقول است که چون آدم و حوّا- علیهماالسلام- وفات یافتند هردو در غار ابو قبیس مدفون شدند و به این معنا اخبار متعدّده معتبره وارد شده که مدفن حوّا نزد آدم است، ولی آنچه در السنه معروف است که مدفن حوا در قصبه جدّه می‌باشد، ابداً در این خصوص خبر به نظر نرسیده، این از باب: «رُبّ مشهورٍ لا أصلَ له» است و نوح- علیه‌السلام- در طوفان، استخوان آدم را از کوه ابوقبیس بیرون آورده در نجف الأشرف دفن نمود (1) و این غار را که آدم و حوّا در آن مدفونند «غار الکنز» می‌گویند. (ص 52)
7) از جمله تکالیف حاجّ در مکه معظمه، مشرّف شدن به زیارت حضرت ابوطالب و عبدالمطلب و عبدمناف وحضرت خدیجه- رضوان اللَّه علیهم- است. بدانکه قبور این بزرگواران در سمت راه منا در نزدیکی ابطح است و مابین قبر خدیجه و آنها فی‌الجمله مسافتی است و در مقابل جناب خدیجه به فاصله کمی بقعه دیگری است با ضریح و بنای رفیع و اهل مکه آن را نسبت می‌دهند به جناب آمنه، والده حضرت ختمی مآب- صلّی اللَّه علیه و آله-. بودنِ آمنه والده حضرت در آنجا بعید است و مستندی از برای آن دیده نشده و علّامه مجلسی- ره- فرموده که قبر شریف آمنه و عبداللَّه- رضی اللَّه عنهما- در این زمان معلوم نیست. (ص 53)
مؤلف گوید:
از کتب اخبار و مورّخان، چنان مستفاد می‌شود که در محل قبر آمنه خاتون اختلاف است؛ بعضی گویند در مکه معظمه است و جمعی نوشته‌اند که در ابواء است (مکانی است مابین مکه و مدینه. از ابواء تا جحفه، از طرف مدینه منوره، بیست و سه میل است). برخی نوشته‌اند که سیّدالمرسلین- ص- در آن سال که به غزوه بنی لحیان توجه فرمود به منزل عسفان رسید، قبر مادر خود آمنه را بشناخت وزیارت او کرد و بگریست، چنانچه [چنانکه] اصحاب و ملازمان را به گریه درآورد.
و اما مدفن عبداللَّه- ع- والد ماجد رسول خدا را .... اکثر محدثین و مورخین مرقوم داشته‌اند: آن حضرت در یثرب به جوار الهی شتافت و در دارالبالغه مدفون گردید.
8) و دیگر، مخفی نماند در مقابر عبدالمطلب و ابوطالب، جماعتی از بزرگان 


1- امروزه در میان شیعیان این اعتقاد وجود دارد که قبر حضرت آدم و نوح- علیها السلام- در مجاورت قبر حضرت‌علی- ع- می‌باشد و در بخشی از زیارتنامه حضرت امیرالمؤمنین- ع- آمده است: «السَّلام علی ضجیعیک آدم و نوح».

ص: 151
علمای شیعه و اکابر دین مدفونند. از فیض زیارت ایشان و فاتحه بر سر قبر آنها نباید محروم گشت؛ مانند سید اجلّ، محدّث، فقیه امیر زین‌العابدین کاشانی که مجاورت مکه معظمه را اختیار فرمود و این سید را در آخر امر شهید کردند و مدفون شد در همان قبری که خود در حال حیات مهیّا فرموده بود به نزدِ قبرِ استاد خود؛ المولی محمد امین استرآبادی و مانند قبر شیخ محمد سبط شهید ثانی و غیر هم. (صص 54- 53)
9) قبر ابولهب بر سر راه عمره واقع است، هر کس از آنجا بگذرد و سنگی چند بر سر قبرش انداخته لعن می‌کنند، حال به منزله کوهی از سنگ جمع شده است.
(ص 61)
10) الشیخ محمد بن شیخ حسن بن الشیخ زین‌الدین شهید ثانی، فقیه، محدّث، عابد، زاهد و صاحب کرامات عالیه بود.
مدتی در کربلا اقامت نموده، به تدریس اشتغال داشت، پس به سوی مکّه مسافرت کرد و در آنجا اقامت نمود و به تألیفات خود مشغول بود تا وفات یافت. ولادتش عصر روز دوشنبه دهم شهر شعبان سال نهصد و هشتاد و وفاتش سنه یکهزار و سی است.
عمر شریفش پنجاه سال و سه ماه بود- رحمةاللَّه علیه-.
الشیخ زین‌الدین بن الشیخ محمد، السبط الشهید الثانی، عالم و فاضل و متبحر و محقق و مدقّق بوده در علم معقول و منقول، در عهد خود منحصر بود. ولادتش سنه هزار و نه، وفاتش بیست و نهم ذی‌الحجه سنه هزار و شصت و چهار در قبرستان مُعلّی و در جوار خدیجه کبری با پدرش محمد مدفون است.
میرزا محمد بن علی بن ابراهیم استرآبادی، فاضل و عالم و محقق و مدقق و عابد و عارف و محدّث و مفسّر بود.
تألیفاتش بسیار است. تاریخ وفاتش سیزدهم ذی قعده سنه یکهزارو بیست و هشت بود.
الشیخ اسماعیل بن محمد مکّی و الشیخ علی الصغیر نواده شهید ثانی در جوار حضرت خدیجه کبری مدفون است و آقا میرزا زین‌العابدین کاشانی در مقابر عبدالمطلب نزدیک قبر آقا میرزا محمد استرآبادی مدفون هستند. (ص 61)
11) و ساداتی که شرفا و نقبا و متولّی حرمین شریفین بودند، بعضی در قبرستان حُجُون و جمعی در قبرستان جسیم مدفونند:
السید احمد بن علی بن محمد بن جعفر بن عبداللَّه بن الحسن بن الحسن بن 
ص: 152
علی بن ابی‌طالب- علیه‌السلام-.
السید جعفر المکّنی به ابو محمد، از اولاد حسن مثنی است. و پسران او السید عیسی و امیرحسن ابوالفتوح و امیر عبداللَّه تاج‌المعالی، امیر حمزة بن ادهاش از اولاد موسی الجون بود.
امیر محمد الملقب بتاج المعالی، ابو فلیت قاسم بن تاج المعالی، امیر قطب‌الدین عیسی، مکنز بن عیسی، منصور برادر آن، امیر قتادة بن السید ادریس، حسن بن قتاده، ابو راجح بن قتاده، ابو سعید حسن بن علی، میر نجم‌الدین محمّد، مدتی حکمرانی کرد و بسیار معمّر شد، به قرار سی پسر داشت.
أبوالغیث بن ابونمی، سید خمیصه، سید ابوعراره، سید عزالدین بسیار سید متقی و عادل و حکمران و سایس بود. سید بدرالدین عجلان عموماً در مقابر مزبور مدفونند. (ص 66)
حمر الأول من کتاب جغرافی المشاهد بیدالفقیر سید باقر بن سید مرتضی الخلخالی سنة 1327 ه.
حرم دوّم: مدینه
جغرافیای مدینه منوره و شرح
مشاهد آن
امیر عضدالدوله که از سلاطین دیالمه بود، دورشهر را بارو کشید. شهری است کوچک، الحال سه هزار و هفتصد خانه در اوست، نفوس آنجا بنا به تحریر اساتید جغرافیا، پنجاه‌هزار نفر است، اگر چه آن شهر قصبه مانند است و لکن شأن آن بلند است، برای این که در آن بلده مبارکه، روضة مطهره پیغمبر ما محمد المصطفی- ص- می‌باشد. هوایش بغایت گرم است.
نخلستانش بسیار، آبش سازگار و حصارش از آجر بغایت استوار و خرمای بَرْدِی و عَجْوه در آنجا بهتر از بلاد دیگر بُوَد. و مردمش لاغر و اسمرو از متاع ملاحت بهره‌ور و اکثر ایشان سوداگر و پیله‌ورند. عموماً شافعی مذهب و دیگر حنفی و شیعه امامیه در مدینه و در نواحی آن بسیارند و جمعی از ایشان سادات آل نسب و شرفای صاحب حسب‌اند. و از خواص آنجاست که غریب بدان شهر رود بوی خوش شنود. و نخلستان آنجا مشروب آب چاه و باران است. (صص 100- 99)
2) در اطراف آن مسجد، مدارس و خانقاه بسیار است و بنای خیر بی‌شمار؛ از جمله امیر چوپان در غربی آن، مدرسه و حمّامی ساخت. پیش از آن حمامی در مدینه نبود. (ص 101)
3) حدّ مسجد رسول اللَّه، الی 
ص: 153
استوانتین (1) تا به آن دو ستونی که از طرف راست منبر الی راهی که متصل به سوق الیل است. (ص 102)
4) مقام جبرائیل، همان تحت میزاب (2) است؛ وقتی که می‌خواهی از در بیرون بروی، همان دری که باب فاطمه می‌گویند. در حالی است که میزاب بالای سر باشد و باب فاطمه در عقب. (ص 103)
5) دوم از تکالیف زوّار زیارت حضرت فاطمه- علیها السلام- است، و در محل دفن آن مخدّره اختلاف است. در تحیّةالزائر گوید:
چون حضرت فاطمه وصیت نمود که او را در شب دفن کنند و کسانی که بر او ظلم کردند به نماز و جنازه‌اش حاضر نشوند، پس او را شب دفن کردند و به این سبب محل قبر شریف آن حضرت مختلفٌ فیه میان علمای خاصه و عامه گشت و ظاهر اکثر احادیث معتبره آن است که آن حضرت در خانه خود مدفون گردیده است که متصل به حجره طاهره حضرت رسول است و اکنون ضریحی نیز از برای آن حضرت ساخته‌اند. (3) و تحقیق آن:
بدانکه مؤلف گوید:
در بقعه ائمة اربعة، که اصل آن از بناهای ناصر بن المستنصی است، دو نفر دیگر نیز مدفون‌اند؛ یکی عباس عموی پیامبر- ص- که قبرش متصل به قبر ائمه است و در طرف غربی است. و دیگری قبری است که در طرف قبلی بقعه متصل به دیوار است و ضریح کوچکی دارد و آن را نسبت به حضرت فاطمه زهرا می‌دهند و جماعت بسیاری از عامه معتقدند که آن قبر فاطمه زهرا- سلام اللَّه علیها- است و قبر فاطمه بنت اسد همان است که در زاویه قبرستان بقیع در طرف شمالی قبه عثمان معروف است. (ص 115)
7) و ایضاً قبر جناب ابراهیم بن رسول اللَّه- ص- واقع است در بقعه قریب به بقعه ائمه اربعه- علیهم السلام- و جناب عثمان بن مظعون- رضی اللَّه عنه- قبرش در همان بقعه شریفه است. و أسعد بن زراره و ابن مسعود نیز در بقعه عثمان بن معظعون مدفونند. و صاحبان تاریخ مدینه ذکر نموده‌اند که علیا جناب رقیه و امّ کلثوم دو دختر رسول خدا نیز در همین بقعه مدفونند.
علمای سیر و مورّخین مدینه گفته‌اند که بیشتر اصحاب رسول خدا در بقیع مدفون گشته‌اند. و قاضی در مدارک ده هزار گفته و لکن غالب آنها مخفی است. قبرستان، هم عیناً و هم جهتاً، چه از زمان قدیم علامتی بر سر قبورشان نگذاشته‌اند. 


1- دو ستون.
2- ناودان.
3- در سال 1366 خورشیدی که به حج خانه خدا تشرف یافتم، در مدینه با استاد حبیب محمود احمد دیداری داشتم. او پیرمردی هشتاد و چند ساله بود که دوران بازنشستگی خود را در کاخی بسیار مجلل در یکی از خیابانهای منتصب از جنوب مسجد غمامه می‌گذراند. استاد حبیب مدت 30 سال مدیر اداره اوقاف مدینه بوده است، مقامی که نظارت بر تمام موقوفات و مساجد و زیارتگاهها؛ از جمله مسجدالنبی- ص- در حیطه اداره او بود البته بعدها اداره ویژه‌ای به نام اداره شؤون الحرمین الشریفین تأسیس گردید که نظارت بر مسجدالحرام و مسجدالنبی- ص- برعهده او گذاشته شد از این رو آگاهیهای جالبی درباره وضعیت مسجدالنبی- ص- و تغییر و تحولات آن در اختیار داشت. در آن دیدار از او دو سؤال درباره وضعیت داخلی حجرة النبی- ص- یعنی جایگاهی که امروزه قبر پیامبر- ص- در آن قراردارد، و درباره وضعیت بیت فاطمه- س- سؤال نمودم. او در پاسخ سؤال اوّل گفت:
ما درباره چگونگی قرارگرفتن قبر پیامبر اطلاعاتی نداریم و نمی‌دانم آیا صورت قبر پیامبر بدین گونه است که قبر پیامبر در قبله قبر دو خلیفه قرار دارد و یا این که همگی در یک ردیف دفن شده‌اند و علت این ناآگاهی را این گونه بیان کرد که: از قرنها پیشتر از زیرگنبد / قبة الخضراء تا اطراف سه قبر را دیواری قطور فراگرفته که راهی برای ورود به داخل محوطه ندارد. این دیوار از قسمت بالا نیز با سقفی، که در زیر محیط گنبد قراردارد، پوشیده شده و دریچه‌های کوچک اطراف گنبد را نیز از داخل و خارج با سرب پوشانیده‌اند تا کسی نتواند داخل حجره را نظاره کند؛ از این رو پرده سبزرنگی که معمولًا حاجیان آن را از میان پنجره فولادی ضریح پیامبر مشاهده می‌کنند چیزی نیست جز پرده زربافت و ابریشمی که در کارخانه‌ای در مکه بافته می‌شود و همه ساله بر روی دیوار حائل میان قبر و پنجره فولادین از زیرگنبد تا کف زمین نصب می‌شود. او گفت در دوران ریاست من بر اداره اوقاف دوبار قسمتهایی از دیوار که کمی فرسوده و ریزش داشت ترمیم گردید، البته ترمیمها بسیار جزئی و سطحی بود؛ زیرا دیوار بسیار ضخیم و قطور و از سنگهای لاشه که احتمالًا در میان آن سرب گداخته و یا چیزی شبیه به آن قرار داده بودند، ساخته شده است.
استاد حبیب محمود درباره سؤال دوّمم پاسخ داد: در سال 1372 ه ق. دولت وقت عربستان اقدام به توسعه و ترمیم بخشهایی از مسجد نمود، اما توسعه مسجد در دو سمت شمال و غرب مسجد انجام گرفت و بدین خاطر صدها خانه و ساختمان خریداری گردید و از طرف شمال مسجد پیامبر توسعه یافت و در سمت غرب نیز فضا و مصلّای بزرگی احداث گردید که بعدها با سقفهای پیش ساخته پوشیده و تا پیش از توسعه اخیر که توسط ملک فهد انجام پذیرفت، همواره ادامه صفهای نماز جماعت مسجد تا بدانجا می‌رسید. اما ترمیم مسجد شامل تقویت پی‌های گلدسته‌ها و گنبد و دیوارهای حجره پیامبر بود.
استاد حبیب گفت: ما برای تقویت پی گنبد و دیوارها و سقف حجره پیامبر و فاطمه سنگفرش کف حجره فاطمه را جمع‌آوری نموده و کناره دیوارها را برای تقویت پی آنها به مقدار 50 سانتیمتر حفر نمودیم، در هنگام حفر و جمع‌آوری سنگفرش به علت اهمیت جا، خود ناظر کار کارگران بودم تا مبادا آسیبی به دیوارها برسد، البته کار به کندی پیش می‌رفت و فقط تعداد اندکی کارگر در داخل حجره به کار مشغول بودند و آنان با وسواس و دقت سنگفرشها را جمع کرده و تنها خاک را به بیرون حجره منتقل می‌کردند، هنگامی که کارگران در بخش جنوب غربی بیت فاطمه و در فاصله یک متری از راهرویی که خانه حضرت فاطمه- س- را به داخل حجره پیامبر وصل می‌کند مشغول کندن و بیرون آوردن خاک از پی‌های ستون و دیوار غربی خانه حضرت بودند در نیم‌متری عمق زمین به تعدادی از سنگهایی که به گونه منظمی چیده نشده بود برخورد نمودند. کارگران مرا صدا کردند و من پس از مشاهده وضعیت دستور خالی نمودن خاکهای اطراف آن ردیف، سنگها را دادم و در حضورم دو تن از کارگران با احتیاط کامل به این کار پرداختند و پس از مدتی خود را در برابر صورت قبری یافتم که ادامه سنگهای اطراف آن تا عمق زمین ادامه داشت و تنها ما توانسته بودیم با خاک‌برداری لایه فوقانی آن قبر را نمایان کنیم، سنگهای این قسمت از سنگهای سیاه و زمختی بود که غالب قبور مدینه در بقیع با آنها پوشیده شده است و از آن جمله قبور امامان معصوم- ع-. جهت قبر شرقی- غربی بود که در منتهی‌الیه سمت مغرب قطعه سنگ کوچکی در ابعاد 30* 30 سانتیمتر قرار داشت و بر روی آن با خطی قدیمی‌این عبارت نوشته شده بود: «هذا قبر فاطمه بنت محمد- علیه‌السلام-» بنا به گفته حبیب محمود احمد موقعیت دقیق قبر را می‌توان این گونه به تصویر کشید که اگر ما تمام دیوار جنوبی و قسمتی از دیوار شرقی خانه پیامبر- ص- را حدّ جنوبی و شرقی روضه قرار دهیم، حدّ شمالی روضه عبارت از خطی فرضی و وهمی می‌باشد که از میان دیوار شرقی آغاز و پس از گذشتن از قبر حضرت زهرا- س- دیوار غربی خانه پیامبر را از میان ستونی که در شمال اسطوانةالوفود و باب التوبه قرار دارد، قطع نموده و داخل مسجد گردیده و تا پایان حدّ روضه ادامه می‌یابد و در حقیقت قبر حضرت فاطمه در زاویه التقاء دیوار غربی و دیوار فرضی شمالی روضه قراردارد.
او گفت بعدها بنا به مصالحی به دستور مقامات، روی قبر پوشیده گردید و او تاکنون این مطلب را با کسی در میان نگذاشته است لیکن اکنون که روزهای پیانی عمر خود را می‌گذراند بسیار مایل بود این راز را برای کسی برای ثبت در تاریخ افشا کند.» اینجانب تمام این مطالب را از میان دو لب او شنیده و بدون هیچ گونه کاستی برای ثبت در تاریخ به اطلاع خوانندگان می‌رسانم و روز بعد از این ملاقات خلاصه‌ای از آنچه از حبیب محمود شنیده بودم را برای حضرت استاد علامه حاج سید مهدی روحانی- سلمه اللَّه تعالی- نقل کردم و بهمراه ایشان پس از نماز ظهر مدتی را در اطراف روضه و حجرة النبی- ص- برای تطبیق آنچه شنیده بودم به جستجو و تفحص پرداختیم، ایشان فرمودند: من نیز پیرو مطالعات و تحقیقات فراوان احتمال وجود قبر حضرت را در این منطقه ارجح از دیگر مناطق یافتم.

ص: 154
و دیگر قبر جناب عقیل برادر امیرالمؤمنین- ع- در آنجاست که معروف است به قبّه عقیل، با پسر برادرش عبداللَّه بن جعفر و بعضی گفته‌اند عقیل در خانه خود مدفون است. و در نزدیکی قبر عقیل بقعه‌ای است منسوب به ذوجات پیغمبر. و غیر از خدیجه که در مکه است و غیر از میمونه که در سرف است (که موضعی است ما بین مکه و مدینه) عموماً در آنجاست. و قبر صفیه (عمّه رسول خدا و دختر عبدالمطلب باشد) در طرف چپ آن کسی است که از بقیع بیرون رود. و قبر جناب اسماعیل فرزند حضرت امام جعفر صادق در مشهد بزرگی است در طرف غربی قبّه عباس، خارج از بقیع است و آن بقعه رکن سور مدینه است از جهت قبله و مشرق و درش از داخل مدینه مفتوح می‌شود، و بنای آن بقعه، پیش از سور مدینه شده. و قبر مقداد صحابی، در بقیع است نه در شهر و آن که فعلًا بین مردم غلط مشهور است آن که در شهر، و آن [است] قبر شیخ مقداد حلی است که وصیت فرموده که او را در راه زوّار عتبات دفن کرده‌اند.
بأیّ حال ما در اینجا دو نفر را به موجب تواریخ و اخبار مختلف می‌بینیم یکی عقیل است، نوشته‌اند: «انّه توفی بالشام فیِ خلافة معاویه»؛ یعنی عقیل در ایام خلافت معاویه در شام وفات نمود، اکنون او را در بقیع قبری است آشکار، و دیگر اختلاف است در قبر زینب کبری بنت امیرالمؤمنین- ع- بعضی نوشته‌اند که با شوهرش عبداللَّه بعد از اسیری به شام رفت و دوباره اسیر شد و در آنجا وفات نمود، اکنون مشهد زینب در شام مشهور است، لکن مرحوم واعظ طهرانی در کتاب روح و ریحان می‌گوید:
آن که در دمشق شام است، مشهد زینب یحی المتوّج بن‌الحسن الانور بن زیدالأثلج بن الحسن سبط علی بن ابی طالب- ع- می‌باشد. در تواریخ و أنساب و غیره نوشته [شده] است که این خاتون وفات و مدفنش در قریه ضیعه [که] در حوالی دمشق است، واقع شد، همین زینب مشتبه به زینب خاتون بنت علی- علیه‌السلام- شده است. [که] غلط وخلاف مشهور است، از برای آن که زینب کبری بعد از چهار ماه مراجعت از شام در مدینه وفات و در بقیع مدفون گشت. (ص 116)
8) علمای تاریخ مدینه گفته‌اند که عبداللَّه جحش که خواهرزاده حمزه است نیز در بقعه او مدفون است و قادر خلیفه ناصر لدین‌اللَّه در سال پانصد و هفتاد قبه عالیه بر 
ص: 155
قبر آنها بنا کرد و گفته‌اند در سمت قبله چسبیده به کوه احد مسجدی است که بنیانش منهدم شده پیغمبر- ص- در آنجا نماز خوانده. (ص 117)
9) مشربه امّ ابراهیم؛ یعنی غرفه مادرحضرت ابراهیم فرزند رسول‌خدا- ص- که رفتن به آنجا و عبادت و نماز در آن از مندوبات است. اما جناب آقا سید محمدباقر حجةالاسلام- قدس سرّه- در مناسک حج خود فرموده:
امّا مشربه امّ ابراهیم معروف نیست.
حقیر با جمعی از حاجّ که همراه بودند بسیار سعی کردیم تا به میان نخلستان به دو مسجد خرابه رسیدیم گفتند که اینجا مشربه امّ ابراهیم است و در هر دو نماز کردیم و مسجد فضیخ قریب به مسجد قبا است و او را مسجد ردّالشمس نیز می‌گویند. (ص 117)
10) برو به عُریض که در یک فرسخی مدینه است به جهت زیارت علی بن امام جعفر صادق- ع-.
مسجد حضرت فاطمه؛ مراد از مسجد فاطمه بیت الأحزان آن خاتون است که در بقیع است.
و خانه امام جعفر صادق- ع- که در مسجد است دو رکعت نماز در آنجا بکن.
و مسجد امیرالمؤمنین که محاذی قبر حمزه است. (ص 117)
11) عقیل در ایام خلافت معاویه، بعد از آن که از شام مراجعت فرمود، در زمان امامت حضرت امام حسن در مدینه وفات یافت و قبرش نیز در بقیع است. (ص 120)
12) مسجد مائده قریب‌البقیع، و مسجدالاجابة الثانی و هو قریبه.
المحاریب ثلاثه؛ محراب النبی، محراب عثمان و محراب سلیمان سلطان الروم.
الابواب خمسه؛ باب السلام 7 باب الرحمان، باب النساء باب جبرائیل و باب مجیدی.
المنارة خمسة؛ منارة رئیسیّه، منارة سلیمانیه، منارة إشکلیّه، منارة باب الرحمان و منارة باب السلام. (ص 121)
13) چاه اریس، که انگشتر رسول اللَّه- ص- از دست عثمان بن عفان بر آن چاه افتاد و هرچند جُستند نیافتند، در نخلستان قبا بر دو میلی مدینه، مایل قبله واقع است و در آنجا مجموع بیوت انصاریان بوده و آن قصبه مانند بود و در حوالی آن قراء معتبر بوده، اکنون اکثر آن دهات خرابند. (ص 122)
14) مساجد و معابد در اطراف مدینه: 
ص: 156
مسجد قبا، ... و مسجد احزاب و آن مسجد فتح است که دعا کرد در آن رسول خدا در روز خندق و آن واقع است بر قطعه [ای] از کوه سلع که به دو پله بر آن بالا می‌روند و در جانب قبله او دو مسجد است؛ یکی منسوب به علی- علیه‌السلام- [و به] مسجد امیرالمؤمنین مشهور است. و دیگری مسجد سلمان فارسی است که مقابل حمزه است.
و دیگر مسجد قبلتین و قبة الکشف و مسجد مباهله و مسجد فضیخ؛ آن مسجدی است که در سمت شرقی مسجد قبا واقع است و در حدیث آمده که در آن مسجد آفتاب از برای جناب امیر- علیه‌السلام- برگشت. (صص 123- 122)
15) و دیگر معبد خانه علی- ع- و خانه ابوبکر و بیت بنی‌النجّار و معبد خانه زین‌العابدین ومعبدخانه حضرت‌صادق- ع-.
و بعضی از قراء مدینه حصن بلیغ بر امیرالمؤمنین علی- ع- وقف بوده و بعد از او، اولادش در تصرف داشتند و از آن جمله دهی بود مشهور به فدک. (ص 123)
16) قریه سیره، بر سه فرسنگی مدینه با قلعه قند از ولایت طیّ است [که] رسول اللَّه به عایشه داده بود، امیرالمؤمنین- علیه‌السلام- از تصرف عایشه مانع شده تسلیم نفرمود. مواضع دیگر از؛ هادی، حصره، سایره، سنان، سانه، رهاط، غراب، اکحل، و حَمِیّه قراء مدینه‌اند و قریه جنار مَرضه اهل مدینه است بر سه مرحله شهر و مرحله جُحفه که میقات است، به ده فرسنگی از او بر سوی مکه است. و قریه ابواء که آمنه خاتون مادر پیغمبر- به روایتی در آنجا مدفون است- از مدینه چهل و چهار فرسنگ به سوی مکه. فضیا، سُقیا، زوراء، فی، برید و وادی قنات، عموماً اسامی امکنه است در مدینه.
17) آنجا [که] عثمان مدفون گشت به گورستان بنی امیّه معروف شد. (ص 118)
18) مجدالملک رادستانی قمی بعد از آل بویه از درجه وزارت به استقلالِ سلطنت رسید. او در بقیع به روضه مطهره این چهار امام و الا مقام قبه و گنبد برافراشت. (ص 114)
19) محل دفن جناب عبداللَّه بن عبدالمطلب. (ص 147)
محل دفن آن جناب؛ بعضی از معتبرین علما می‌فرماید که قبر عبداللَّه بن عبدالمطلب در میان خلق معروف نبود و من در سنه هزارو یکصد و هشتاد و شش که به مدینه و به زیارت خاتم پیغمبران مشرف بودم به لطایف حیل قبر عبداللَّه را پیدا کردم 
ص: 157
و زیارت نمودم و بسیاری از حجاج را بر قبر شریف آن دلالت نمودم و قبر آن جناب در کوچه درازی است و معروف به (زقاق الطول) در یسار داخل دروازه مصری در خانه معروف به بیت ابی النبّی و قبل از این مشهور به خانه نابغه بوده و قبر آن جناب واقع است در فوق دکّه، در ضلعی میان دو دیوار خانه در صندوق کوچک پشت ماهی و در جوف آن ضریح از چوب کوچک نیز هست. (ص 147)
20) مشهد و مزار فاطمه بنت اسد، مادر امیرمؤمنان- علیهاالسلام- آن خاتون در بقیع صاحب گنبد است ... و قبرش نزد قبور مطهر اولاد محترم خود، ائمه بقیع- علیهم‌السلام- واقع است.
(صص 151- 150)
21) مزار فیض آثار عباس بن عبدالمطلب، قبرش در تحت قبه ائمه اربعه می‌باشد. (ص 152)
22) و دیگر قبر صفیّه عمّه رسول اللَّه صاحب گنبد است. (ص 153)
23) رقیّه بنت رسول اللَّه قبرش در نزدیکی قبر جناب عثمان بن مظعون است. (ص 160)
24) سکینه خاتون‌بنت‌الحسین- ع- در مدینه وفات یافت و در بقیع مدفون گردید و صاحب گنبد و قبّه می‌باشد.
(ص 161)
25) اسماعیل بن جعفر- علیهما السلام- ... در عُریض وفات یافت، سریرش را در دوش به مدینه آورده در بقیع دفن کردند، صاحب قبّه است. (ص 162)
26) محمد بن عبداللَّه بن حسن بن حسن بن امیرالمؤمنین، ملقب به مهدی، مشهور به صاحب نفس زکیّه ... قبرش نزدیکی کوه احد واقع است. (ص 163)
27) مالک اشتر را در راه مصر مسموم کردند بعد جسدش را به مدینه نقل نمودند در میان قبرستان بقیع در مقبره یهود دفن کردند، اکنون داخل بقیع است [!!] (ص 168)
28) دیگر از قبوری که در بقیع صاحب گنبد است:
مالک بن انس، نافع بن ابی نعیم.
و دیگر ناقه رسول اللَّه به أمر حضرت پیغمبر در بقیع مدفون گشت، اکنون مدفن ناقه مشهور و زیارتگاه نزدیک و دور است.
[و از قبور علما و مجتهدین و مشایخ]:
الشیخ جمال‌الدین ابا محمد المکّی و هو والد شیخنا الشهید الأوّل و کان من 
ص: 158
تلامذة الشیخ الفاضل العلامة نجم‌الدین بن طومان تونی- قدّس سرّه- بالمدینه حین سفر الی الحجاز الشریف فی سنة ثامن و عشرین و سبعمائة. و ایضاً من جملة دفین البقیع الشیخ الأمجد الأوحد الشیخ احمد بن الشیخ زین‌الدین بن الشیخ ابراهیم البحرانی لم یعهد فی هذه الأواخر مثله فی المعرفة و الفهم و المکرمة و الحزم و الجودة واککمة والفصاحة و خلوص المحبّة و الوداد لاهل بیت رسول الامجاد بحیث یُری عند بعض اهل الظاهر من علمائنا بالإفراط و الغلوّ. انّه- قدّس سرّه- ورد بلاد العجم فی أواسط عمره و کان اکثر مقامه فیها بدار العبادة یزد ثم انتقل الی اصفهان و توقف فیها برهة من الزمان و لما أراد ان یرجع الی أصله الذی کان فی وصل الحسین- ع- و ورد ببلدة قرمیسین و اقام بهامدة فارتحل منها الی أرض الحائر لیصرف فیها بقیة عمره الطریف علی التألیف و التصنیف و القیام بحق التکلیف و کان له [ص 173] کتب جلیلة و فی کلّ العلوم رسائل جمیلة انّه لما بلغ النفاق والشقاق‌بینه وبین‌من‌خالفه‌من فضلاء العراق و لم یلتفتوا الی قوله و استکبروا استکباراً و ازدادوا عتوّاً و عناداً بل کتبوا علی رؤساء البلدان انّ الشیخ أحمد اعتقادة کذا و کذا فشوشوا قلوب الناس و جعلوهم فی الإلتباس و لا یبقی للشیخ الّا افتروا لأجله کذباً و خلافاً فلمّا کان الفرار الی اللَّه تعالی هو الأمان من کلّ مخوفٍ فَرّ منه الی بیت اللَّه الحرام مع اهله و عیاله و أبنائه و باع کلّ ما عندهم من الُحلیّ و الغیاع و سافر مع ضعف بنیتة ونقاد قوّته و کبر سنه فلمّا بلغ الی منزل هدیة و هی عن المدینة بثلاث مراحل حتی توفی فیها- قدّس سرّه- فی سنة ثلاث و أربعین و مائتین بعد الألف و عمره قرب من التسعین و ابیّضت فیه من الهرم الرأس و الحیّة و قد دفن فی مدینه المشرّفة فی جوار ائمه البقیع أو فی‌تحت میزاب مسجد رسول اللَّه- ص- و قام بمراسم عزائه أکثر أهل الإسلام من الخاص و العام. قال بعض الأعراب فی تاریخه: مادة تاریخ:
فزت بالفردوس فوزاً «یا بن زین الدین احمد»
(ص 172- 171)
20) الحاج ملا صادق دارابجردی؛ عالمی بود عامل و فاضلی بود کامل، از هداهل زمان در ورع و تقوا، ثانی سلمان در سنه یکهزار و دویست و نود و هشت به رحمت ایزدی پیوست و در قبرستان بقیع مدفون گشت- رحمة اللَّه تعالی علیه-.
خواجه محمد پارسا؛ ولد محمد بن المحمود الحافظ البخاری. نسب شریف وی 
ص: 159
به عبداللَّه بن جعفر طیّار می‌رسد و از اعاظم اصحاب خواجه بهاءالدین نقشبندی است.
در ماه محرم سال هشتصد و بیست و دو عازم زیارت بیت اللَّه گردید. بعداز اتمام مناسک به مرض صعب مبتلا شد و با آن حال متوجه مدینه گردید. روز چهارشنبه بیست سیم ذی الحجة به مدینه رسید و پنجشنبه وفات یافت و در بقیع مدفون شد.