نمودهایی از «توصیه‌ها و کارکردهای اخلاقی» پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله در حج‌

نوع مقاله: اسرار و معارف حج

نویسنده

موضوعات


مقدّمه:
اگرچه از دیرباز، با تلاش جمعی از محققان صاحب‌نام و گروهی از نویسندگان پرآوازه؛ کتاب‌ها، رساله‌ها، و مقالات فراوانی در زمینه «حجّ» نگاشته شده، (1) لیکن بیشتر آن‌ها ناظر به ابعاد فقهی، عبادی و فردی این فریضه عظیم الهی است. (2) کمتر پژوهشگر و نویسنده‌ای را می‌توان یافت که در پژوهش و نوشته‌هایش به ابعاد سیاسی، اقتصادی، اخلاقی و اجتماعی این عمل ارزشمند معنوی توجّه کرده باشد. بروز این کوتاهی و بی‌توجّهی (و شاید هم غفلت) از سوی برخی از نویسندگان، موجب شد تا توجه بیشتر شرکت کنندگان در کنگره عظیم «حجّ»، محدود و معطوف به بُعد فردی و فقهی آن گردد و از پرداختن به دیگر ابعاد آن، غافل، بلکه بیگانه باشند.
نکته قابل توجه این‌است‌که از بررسی پاره‌ای از متون و منابع نگارش یافته در باب «حجّ»، چنین برمی‌آید که بُعد اخلاقی این فریضه والای آسمانی، بیش از دیگر ابعادش مورد غفلت و بی‌توجّهی محققان و نویسندگان قرار گرفته است؛ در حالی‌که به یقین، توجّه به جنبه‌های اخلاقی این سفر الهی و معنوی، موجب پُربار شدن معنویات برآمده از آن خواهد شد.


1- تنها در «کتابنامه حج»، تألیف شیخ محمد حسن بکائی چاپ اول، زمستان 1374 ش از 1355 کتاب‌مربوطه یاد شده است.
2- مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی، در کتاب «الذریعة إلی تصانیف الشّیعة» ج 6، صص 254- 249 از چهل و سه‌کتاب نگارش‌یافته در باب احکام، آداب و اعمال حج یاد می‌کند و در ج 22 همین کتاب، صص 276- 253 نیز یکصد و شصت و هفت جلد مناسک حج از علما و فقهاء را نام برده است. البته در سایر مجلّدات هم، کتاب‌های دیگری را ثبت کرده است. مراجعه شود به: ج 22، ص 274

ص: 37
بررسی سنّت گفتاری و رفتاری پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله در زمینه «حجّ»، حکایت از آن دارد که آن بزرگوار، ضمن اهمیت دادن به بُعد فقهی «حجّ» و کوشش فراوان در جهت آموزش مناسک آن به مسلمانان، (1) از توجه دادن آنان به دیگر ابعاد حج، به‌ویژه بُعد اخلاقی آن، دریغ نورزید.
آن حضرت، از سویی در طول این سفر- همچون دیگر لحظات زندگیش- خود عامل به فضایل اخلاقی بوده و از دیگر سوی، با لحاظ فرصت‌های مناسب، بارها از سالکان این سفر معنوی خواست تا به اصول و فضایل اخلاقی پایبند باشند و از هر چیزی که از رذایل اخلاقی محسوب می‌گردد، پرهیز نمایند؛ تنها در خطبه‌ای که در جریان «حَجّة الوداع» در صحرای عرفات ایراد نمود، رعایت امور اخلاقی ذیل را به مسلمانان توصیه کرد: (2)* اخلاص در عمل و پرهیز از ریا.
* حفظ و ادای امانت.
* پرهیز از سنت‌های جاهلی (مانند تعصّب‌های نابه‌جا، اعمال بغض و کینه‌توزی و ...).
* نادیده گرفتن برتری‌های کاذب نژادی و قبیله‌ای.
* برخورد شایسته با زیردستان و رعایت حقوق آنان (به‌ویژه بانوان).
* حفظ وحدت، اخوّت و همدلی مؤمنان با یکدیگر.
* دوری جستن از خیانت به دیگران و غیبت و ... (3) اکنون ما، در این نوشتار کوتاه، تنها پاره‌ای از توصیه‌ها و کارکردهای اخلاقی پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله در سفر معنوی حج را به بحث و بررسی گذاشته‌ایم، به امید آن‌که توانسته باشیم ره‌توشه‌ای را برای راهیان کوی دوست فراهم آوریم؛ إن‌شاءاللَّه
1- اخلاص (/ پرهیز از ریا)
از برترین مصادیق فضایل اخلاقی، خصلت والای «اخلاص» است. در اهمیت اخلاص همین‌بس که معیار و ملاک عبادی بودن افعال بندگان قلمداد گردیده است.


1- محمدی ری‌شهری، محمد، «الحجّ والعمرة فی الکتاب والسنّة»، صص 223- 221؛ شماره 679 و 681- 683، چاپ چهارم، 1384 ش، دارالحدیث للطّباعة والنشر، قم.
2- متن این خطبه، در کتاب «حج الأنبیاء والأئمه»، حیدر خزرجی، صص 145- 138 چاپ اول، محرم 1416 ق. نشر مشعر، از منابع حدیثی گوناگون شیعه و اهل‌سنت نقل گردیده است.
3- آیةاللَّه جوادی آملی، در کتاب «جرعه‌ای از بیکران زمزم» ترجمه و تحقیق علی حجّتی کرمانی، چاپ اول، 1371، صص 177- 171 به شرح ده نکته مهم برگرفته از این خطبه پرداخته است.

ص: 38
علی علیه السلام فرمود: «الإخلاص ملاک العبادة»؛ (1) «اخلاص، معیار و ملاک عبادت است».
به سخن دیگر؛ قبولی هر عمل قربی بندگان الهی، مشروط به برخورداری آن، از خصلت زیبای «اخلاص» است.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله می‌فرماید: «إذا عملت عملًا فاعمل للَّه‌خالصاً لأنّه لا یقبل من عباده الأعمال إلّاما کان خالصاً»؛ (2) «هرگاه کاری کردی، آن را تنها برای خدا انجام ده؛ زیرا او، تنها اعمال خالص بندگانش را می‌پذیرد.»
بی‌تردید، فریضه ارزشمندِ حج، از این قاعده مستثنی نیست؛ بلکه می‌توان گفت:
وابستگی آن به اخلاص، امری اجتناب‌ناپذیر است؛ زیرا هدف غایی در این سفر، راه یافتن به محضر پروردگار و مشاهده جمال محبوب است.
امام سجّاد علیه السلام، به وقت ملاقات با «شبلی» (3) از وی پرسید: «فَحِینَ وَصَلْتَ مَکَّةَ نَوَیْتَ بِقَلْبِکَ أَنَّکَ قَصَدْتَ اللَّهَ؟ قَالَ: لَا، قَالَ علیه السلام: فَمَا دَخَلْتَ الْحَرَمَ وَ لَا رَأَیْتَ الْکَعْبَةَ وَ لَا صَلَّیْتَ.
ثُمَّ قَالَ: طُفْتَ بِالْبَیْتِ وَ مَسِسْتَ الْأَرْکَانَ وَ سَعَیْتَ؟ قَالَ: نَعَمْ. قَالَ علیه السلام: فَحِینَ سَعَیْتَ، نَوَیْتَ أَنَّکَ هَرَبْتَ إِلَی اللَّهِ»؛ (4) «آن‌گاه که به مکه رسیدی با قلب خود نیّت خدا را داشتی؟ ... آیا وقتی به سعی پرداختی، بر آن بودی که به‌سوی خدا بگریزی؟»
امام خمینی قدس سره نیز- با الهام از این‌گونه گفتار ائمّه علیهم السلام- فرمود:
«لبیک‌های مکرر از کسانی حقیقت دارد که ندای حق را به گوش جان شنیده و به دعوت اللَّه تعالی به اسم جامع (5) جواب می‌دهند. مسأله، مسأله حضور در محضر است و مشاهده جمال محبوب. گویی گوینده از خود در این محضر بی‌خود شده و جواب دعوت را تکرار می‌کند. و دنباله آن سلب شریک به معنای مطلق (6) آن می‌نماید، که اهل اللَّه می‌دانند، نه شریک در الوهیت فقط ...» (7) در گفتار دیگری فرمود:
«مهم آن است که حاج بداند که کجا می‌رود و دعوت کی را اجابت می‌کند و میهمان کیست، و آداب این میهمانی چیست؛ و بداند هر خودخواهی و خودبینی با خداخواهی مخالف است و با هجرت الی اللَّه مباین و موجب نقص معنویت حج است.» (8)


1- مدیرشانه‌چی، کاظم، الحِکم من کلام أمیرالمؤمنین علیه السلام، ج 1، ص 71، ش 608، چاپ اول، 1417 ق. بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد.
2- مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج 74، ص 103، چاپ دوم، 1403 ق. مؤسسة الوفاء، بیروت، لبنان.
3- جهت توضیح بیشتر مراجعه شود به: جوادی آملی، عبداللَّه، صهبای حج، ص 344، چاپ سوم، خرداد 1381، نشر اسراء، قم؛ محمدی ری‌شهری، محمد، الحج والعمرة فی الکتاب والسنة، ص 240، چاپ چهارم، 1384، دارالحدیث للطباعة والنشر، قم.
4- محمدی ری‌شهری، محمد، الحج والعمرة فی الکتاب والسنة، ص 237، چاپ چهارم، 1384، دارالحدیث للطباعة والنشر، قم.
5- اسم جامع الهی، «اللَّه» است که در تلبیه لبیک گفتن حاجیان مکرر بر زبان جاری می‌شود.
6- همان‌گونه که توحید بر سه قسم است: توحید ذاتی، توحید صفاتی و توحید افعالی. در قبال هر یک از آن‌هاشرک قرار دارد یعنی: شرک ذاتی، شرک صفاتی و شرک افعالی و منظور از شرک به معنای مطلق آن، هر سه قسم شرک است.
7- موسوی خمینی، سید روح اللَّه، صحیفه نور، ج 19، ص 42
8- همان، ص 199

ص: 39
به یقین، دست‌یابی و حضور در چنین جایگاهی، بدون اخلاص ممکن نخواهد بود.
مرحوم آیت‌اللَّه میرزا مهدی الهی قمشه‌ای (1) در این راستا این‌گونه سروده است:
ای دل اگر عزم دیار یار داری قصد حجاز و کعبه و دیدار داری
شوق شهود حضرت دلدار داری اوّل ز دل نفس سوی اللَّه پاک گردان (2)
استاد فرزانه، آیةاللَّه جوادی آملی نیز فرمود:
«تجلّی این خلوص در برخی از عبادات نمایان‌تر و طرد شرک در برخی دیگر قوی‌تر و آشکارتر است. از جمله این عبادات، حج می‌باشد؛ زیرا توحید در آن تجسّم می‌یابد و از آغاز تا انجام نمونه‌ای است برای توحید و طرد شرک ... از مولای ما امام صادق علیه السلام در دعای سفر حج، روایت شده است، پس از ادای کلمات فرج فرمود: بِسْمِ اللَّهِ خَرَجْتُ وَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ... فَإِنَّمَا أَنَا عَبْدُکَ وَ بِکَ وَ لَکَ.» (3) سپس فرمود:
«کسی که آگاه است و به زبان دعا احاطه دارد، تفاوت میان فرمایش آن حضرت که فرمود:
«فَإِنَّمَا أَنَا عَبْدُکَ وَ بِکَ وَ لَکَ» را با دیگر ادعیه و اوراد، به‌خوبی درمی‌یابد. چون مهم در این‌جا ذات خدای تعالی است و لقای اوست، نه اسمی از اسمای حُسنای حضرتش.
حج، سیر به‌سوی خدا و رفتن برای دیدار او و تعالی است برای نزدیکی به آن، که در علوّ و والایی نزدیک و در نزدیکی‌اش بس والا و بالا است و تکامل به جوار کسی است که از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است و بنده جز با توحید دایم و ناب و طرد شرک جلی و خفی به مولایش تقرّب نمی‌جوید.» (4) ناگفته نماند: کسب «اخلاص» به وقت انجام اعمال عبادی- به‌خصوص فریضه حج- و حفظ آن از آلوده شدن به ریا و خودنمایی، کاری بس سخت و دشوار است. امیرمؤمنان علیه السلام می‌فرماید: «تَصْفِیَةُ الْعَمَلِ أَشَدُّ مِنَ الْعَمَلِ وَ تَخْلِیصُ النِّیَّةِ عَنِ الْفَسَادِ أَشَدُّ عَلَی الْعَامِلِینَ مِنْ طُولِ الْجِهَادِ»؛ (5) «خالص ساختن عمل سخت‌تر از خود عمل است و پاک کردن نیت از فساد و ناخالصی برای عمل کنندگان از جهادِ طولانی دشوارتر است.»


1- علامه حسن‌زاده آملی، در توصیف مرحوم الهی قمشه‌ای چنین گفته است: مرحوم استاد الهی قمشه‌ای یکی از نوادر روزگار بود به ارتحال خود دل اهل اللَّه را سوگوار کرد ... الهی سحری بود، الهی شب با ستارگان گفتگو داشت، الهی را مناجات‌های آتش‌سوز است، الهی گریه‌ها داشت، الهی عالم ربانی بود الهی اهل ایقان بود، الهی مفسّر قرآن بود، الهی سوز و گداز داشت، الهی راز و نیاز داشت، الهی مراقب بود، الهی عارف بود، الهی عارف بود، الهی عاشق بود، الهی مهربان بود و حسن‌زاده را آرام جان بود، الهی محبّ خالص پیغمبر و آل پیغمبر بود، الهی صاحب تألیفات بود، الهی نغمه حسینی بسرود، الهی تربیت‌شده آقابزرگ حکیم و عارف یزدی بود، الهی الهی بود نامه‌ها بر نامه‌ها، صص 109 و 110، چاپ اول، 1373 ش، انتشارات قیام، قم
2- رهبر، محمدتقی، اخلاق و آداب در حج و زیارت، ص 29، چاپ اول، پاییز 1377، نشر مشعر، تهران.
3- حرّ عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعه، ج 8، ص 279، چاپ دوم، 1386 ق. مکتبة الإسلامیة، تهران.
4- جوادی آملی، عبداللَّه، جرعه‌ای از بیکران زمزم ترجمه و تحقیق علی حجتی کرمانی، ص 98 و ص 99، چاپ اول، 1371 ش
5- مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج 74، ص 284، چاپ دوم، 1403 ق. مؤسسة الوفاء، بیروت، لبنان.

ص: 40
البته دشواری کسب اخلاص در سفر حج و دیگر اعمال عبادی موجب نمی‌شود که ما در پی تحصیل آن نباشیم، بلکه می‌بایست با تلاشی مضاعف در این راستا حرکت کنیم و پس از شناسایی آفت‌ها به مقابله جدّی با آن‌ها برخیزیم؛ زیرا همان‌گونه که پیشتر اشاره شد، اعمال غیر مخلصانه مورد قبول درگاه خداوند قرار نخواهد گرفت.
امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «قَالَ اللَّهُ- عَزَّ وَ جَلَّ- أَنَا خَیْرُ شَرِیکٍ، مَنْ أَشْرَکَ مَعِی غَیْرِی فِی عَمَلٍ عَمِلَهُ لَمْ أَقْبَلْهُ»؛ (1) «خداوند متعال فرموده است: من بهترین شریک هستم، هرکس در عمل خود برای من شریک بیاورد، هرگز آن را نمی‌پذیرم ....»
پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله، افزون بر توصیه حج‌گزاران به کسب اخلاص و دوری از ریا و خودنمایی، خود نیز در پی تحصیل این خصلت نیکو بود و مأموریت یافت که به مردم اعلام کند: «إِنِّی أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّینَ»؛ (2) «من مأمور شده‌ام که خدا را بپرستم و برای او دین را خالص گردانم.»
لبیک‌های مکرر از کسانی حقیقت دارد که ندای حق را به گوش جان شنیده و به دعوت اللَّه تعالی به اسم جامع جواب می‌دهند.
مسأله، مسأله حضور در محضر است و مشاهده جمال محبوب
انس بن مالک می‌گوید: «پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله، پس از تهیه ابزار و وسایل مورد نیاز و تهیه حوله‌ای که قیمت آن چهار درهم یا کمتر از آن بوده، آماده حرکت برای سفر حج شد؛ در آن هنگام روبه درگاه خداوند نموده، چنین گفت:
«اللّهُمّ حَجَّةً لَا رِیَاءَ فِیهَا وَ لَا سُمْعَةَ» ...»؛ (3) «خدایا! حجّی را انجام می‌دهم که از خودنمایی و کسب عنوان و اعتبار دور است.» متأسفانه، هرچه بر عمر حج و تاریخ اسلام می‌گذرد، شاهد دور شدن و فاصله گرفتن جمع زیادی از حج‌گزاران از این سیره نبوی می‌شویم؛ این است که می‌بینیم پیامبر خدا صلی الله علیه و آله با علم و آگاهی دقیق از نیت و باطن این گروه از راهیان به دیار کعبه و حرم، فرمود:
«یَأْتِی عَلَی النّاسِ زَمانٌ یُحِجّ أَغْنِیَاءِ أُمَّتِی لِلنُّزْهَةِ، أَوْسَاطُهَا لِلتِّجَارَةِ، فُقَرَاؤُهُمْ لِلرِّیَاءِ وَ السُّمْعَةِ». (4)


1- محمدی ری‌شهری، محمد، منتخب میزان الحکمة، ج 1، ص 320، ش 1883، ترجمه حمیدرضا شیخی، چاپ‌سوم، 1383، سازمان چاپ و نشر دارالحدیث، قم.
2- زمر: 11
3- ری‌شهری، محمد، الحجّ والعمرة فی الکتاب والسنّة، ص 220، چاپ چهارم، 1384 ق. دارالحدیث للطّباعةوالنشر، قم.
4- همان.

ص: 41
«زمانی می‌رسد که ثروتمندان امّت من برای تفریح به حج می‌روند، و مردم عادی برای تجارت، و قاریان آن‌ها برای خودنمایی و کسب عنوان و اعتبار، و فقرای امت من برای تکدّی و گدایی به حج مشرف می‌شوند».
سلمان فارسی از شنیدن این جملات تعجب می‌کرد، ولی هر جمله‌ای که سبب تعجّب وی می‌شد، پیامبر صلی الله علیه و آله می‌فرمود: «سوگند به خدایی که جان من در دست اوست، این حوادث در آینده واقع خواهد شد.» (1) امام صادق علیه السلام نیز در این باره فرمود:
«الْحَجُّ حَجَّانِ، حَجٌّ لِلَّهِ وَ حَجٌّ لِلنَّاسِ، فَمَنْ حَجَّ لِلَّهِ کَانَ ثَوَابُهُ عَلَی اللَّهِ الْجَنَّةَ وَ مَنْ حَجَّ لِلنَّاسِ کَانَ ثَوَابُهُ عَلَی النَّاسِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ». (2) «حج دو گونه است؛ برای خدا و برای مردم، هرکه برای خدا حج کند، پاداش او بهشت است و هرکه برای مردم به حج رود، در قیامت پاداش خود را باید از مردم بگیرد. (کنایه از این‌که پاداشی نصیب وی نخواهد شد.»
در هر حال، اگر با انجام حج، دنبال ثواب و پاداش الهی و طالب غفران و آمرزش پروردگار کریم هستیم، باید اخلاص را سرلوحه کار خویش قرار دهیم. امام سجّاد علیه السلام در این‌باره می‌فرماید:
«مَنْ حَجَّ یُرِیدُ بِهِ وَجْهَ‌اللَّهِ- عَزَّ وَ جَلَّ- لَایُرِیدُ بِهِ رِیَاءً وَ لَا سُمْعَةً غَفَرَ اللَّهُ لَهُ الْبَتَّةَ». (3) «کسی که در حج، هدفی جز خدا نداشته باشد و در فکر دیدن و شنیدن و ستایش مردم نباشد، حتماً خداوند او را می‌بخشد.»
شایسته است برای دستیابی به خوی شایسته اخلاص، رو به درگاه خدا آوریم و بگوییم:
«اللَّهُمَّ طَهِّرْ قَلْبِی مِنَ الشِّرْکِ، وَ عَمَلِی مِنَ الرِّیَاءِ وَ لِسَانِی مِنَ الْکَذِبِ وَ وَ عَیْنِی مِنَ الْخِیَانَةِ».
«خدایا! قلبم را از توجه و تکیه بر غیر خودت، و عملم را از ریا، و زبانم را از دروغ و چشمم را از نگاه‌های ناپاک و خیانت‌بار حفظ فرما!» (4)


1- قرائتی، محسن، حج، صص 37 و 38، چاپ 1365، دفتر انتشارات اسلامی قم به نقل از تفسیر المیزان، ج 5، ص 434.
2- حرّ عاملی، محمد بن الحسن، وسایل الشیعه، ج 8، ص 76، چاپ دوم، 1386 ق. مکتبة الاسلامیة، تهران.
3- قرائتی، محسن، حج، ص 38، وافی، ج 2، ص 47، چاپ 1365، دفتر انتشارات اسلامی قم.
4- قمی، شیخ عباس، مفاتیح الجنان، ص 404، دعاء پس از دعاء ابوحمزه ثمالی.

ص: 42
2- «توبه» و بازگشت از گناه
از جمله اعمال صالحی که در آیات و روایاتِ فراوان، توصیه و ترغیب به انجام آن شده، «توبه» و بازگشت از گناه است. پروردگار کریم، در قرآن کریمش وعده داد که توبه کنندگان را می‌پذیرد و از گناهانشان می‌گذرد، (1) و آنان را دوست دارد و به آنان مهر می‌ورزد. (2) پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نیز از خشنودی خداوند از توبه‌کنندگان خبر داد و فرمود:
«وَ لَیْسَ شَیْ‌ءٌ أَحَبَّ إِلَی اللَّهِ مِنْ مُؤْمِنٍ تَائِبٍ أَوْ مُؤْمِنَةٍ تَائِبَةٍ». (3) «نزد خداوند چیزی محبوب‌تر از مرد یا زن مؤمن توبه‌گر نیست.»
امام صادق علیه السلام نیز فرموده است: «خداوند به داوود پیامبر- که بر پیامبر ما و خاندانش و بر او درود باد!- وحی فرستاد: ای داوود، هرگاه بنده مؤمن من گناهی کند و سپس از آن گناه برگشته، توبه نماید و به هنگام یاد کردن از آن گناه از من شرم کند. او را بیامرزم و آن گناه را از یاد فرشتگان نگهبان اعمال ببرم و آن را به نیکی بدل کنم و از این کار مرا باکی نیست که من مهربان‌ترین مهربانانم.» (4) زمانی می‌رسد که ثروتمندان امّت من برای تفریح به حج می‌روند، و مردم عادی برای تجارت، و قاریان آن‌ها برای خودنمایی و کسب عنوان و اعتبار، و فقرای امت من برای تکدّی و گدایی به حج مشرف می‌شوند
نکته قابل توجه این‌که، حسن روی آوردن به توبه، محدود به زمان و مکان خاصّی نیست؛ توصیه پیشوایان معصوم علیهم السلام به گناهکاران این است که در انجام توبه شتاب کنند و از هرگونه تأخیر در جهت تحقّق آن بپرهیزند.
علی علیه السلام فرمود: «إِنْ قَارَفْتَ سَیِّئَةً فَعَجِّلْ مَحْوَهَا بِالتَّوْبَةِ»؛ (5) «هرگاه گناهی مرتکب شدی، با توبه در محو آن شتاب کن.»
امام جواد علیه السلام نیز می‌فرماید: «تَأْخِیرُ التَّوْبَةِ اغْتِرَارٌ وَ طُولُ التَّسْوِیفِ حَیْرَةٌ»؛ (6) «به تأخیر افکندن توبه فریب و غفلت است و امروز و فردا کردن مایه حیرت و سرگشتگی.»


1- شوری: 25 و فاطر: 82
2- بقره: 222
3- مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج 6، ص 21، چاپ دوم، 1403 ق. مؤسسة الوفاء، بیروت، لبنان.
4- همان، ص 28
5- همان، ج 74، ص 208
6- محمدی ری‌شهری، محمد، منتخب میزان الحکمة، ج 1، ص 172، ش 999 ترجمه حمیدرضا شیخی، چاپ‌سوم، 1383، سازمان چاپ و نشر دارالحدیث، قم.

ص: 43
البته از بررسی برخی آیات و روایات چنین برمی‌آید که: پاره‌ای از این زمان‌ها و مکان‌ها، بستر مناسبی برای عملی ساختن «توبه» است و نقش ارزنده‌ای در پذیرفته شدن آن دارد.
بی‌شک، درک موسم حج و حضور در میقات و دیگر مشاهد مشرّفه، همچنین حالت ارزشمند محرم شدن و انجام طواف و غیره؛ از بهترین فرصت‌ها برای روی آوردن مجرمان و گناهکاران به «توبه» است؛ زیرا طبق فرموده امیر مؤمنان علیه السلام: «وَ أَدْنَی مَا یَرْجِعُ بِهِ مَنْ أَمَّهُ أَنْ یُغْفَرَ لَهُ مَا سَلَفَ»؛ (1) «کمترین دستاوردی که زائر از حج می‌آورد این است که گناهانش آمرزیده شود.»
به‌طور یقین، دست‌یابی به این ارمغان ارزشمند، مشروط به انجام توبه حقیقی از سوی حج‌گزاران است؛ بنابراین، ضروری است زائران از این فرصت استثنایی و مناسب، که در اختیارشان نهاده شده، بهره‌گیرند و از معاصی و گناهان پیشین خود پشیمان شوند و در صورت امکان، در صدد جبران آن‌ها برآیند و در ادامه زندگی‌شان، عزمشان را بر پرهیز از نافرمانی پروردگار کریم قطعی کنند؛ یعنی تنها به رفتن به مکه و مدینه و پوشیدن لباس احرام و انجام ظاهری مناسک و حضور فیزیکی در مشاهد مشرّفه دل خوش نکنند. این‌جا است که می‌بینیم پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در فرازی از خطبه غدیر (2)- که آن را پس از بازگشت از حجةالوداع، در سرزمین غدیرخم ایراد نمودند- خطاب به مردم این‌گونه فرمودند:
«مَعَاشِرَ النَّاسِ حُجُّوا الْبَیْتَ بِکَمَالِ الدِّینِ وَ التَّفَقُّهِ وَ لَا تَنْصَرِفُوا عَنِ الْمَشَاهِدِ إِلَّا بِتَوْبَةٍ وَ إِقْلَاعٍ». (3) «ای مردم، با دین و فقه کامل حج بگزارید و از مشاهد این سفر برنگردید مگر با توبه و کنده شدن از گناه.»
امام صادق علیه السلام نیز می‌فرماید:
«إِذَا أَرَدْتَ الْحَجَّ ... ثُمَّ اغْسِلْ بِمَاءِ التَّوْبَةِ الْخَالِصَةِ مِنَ الذُنُوبِ وَ الْبَسْ کِسْوَةَ الصِّدْقِ وَ الصَّفَا وَ الْخُضُوعِ». (4) «هنگامی که قصد حج کردی، با آب توبه خالص، گناهانت را بشوی و لباس راستی و پاکی و خضوع و خشوع را بر تن کن.»


1- رهبر، محمدتقی، همراه با زائران خانه خدا، صص 38 و 39 مستدرک الوسایل، ج 8، ص 15، چاپ دوم، بهار 1375، نشر مشعر، تهران.
2- متن این خطبه در کتاب «حج الأنبیاء والأئمّة علیهم السلام، حیدر خزرجی، صص 229- 221 چاپ اول، محرم 1416 ق. نشر مشعر، تهران؛ از منابع مختلف حدیثی شیعی و سنّی نقل گردیده است.
3- همان، ص 223
4- محمدی ری‌شهری، محمد، الحجّ والعمرة فی الکتاب والسنّة، صص 234 و 235، چاپ چهارم، 1384 ق. دارالحدیث للطّباعة والنشر، قم.

ص: 44
3- «حسن خلق» (/ خوش‌خویی)
خصلت زیبای «حسن خلق»، از خصلت‌های نیک اجتماعی است که تحسین همگان را به همراه دارد. هیچ فرد یا گروهی را نمی‌توان یافت که از صاحب این خوی شایسته ستایش نکند.
در کتب اخلاقی و غیر آن، آیات و روایات فراوانی در جهت تمجید از آن نقل گردیده است؛ (1) برای نمونه، برخی از آن‌ها را مرور می‌کنیم:
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: «الإسْلامُ حُسْنُ الْخُلْقِ»؛ (2) «اسلام، خوشخویی است.»
در بیان دیگری فرمود: «حُسْنُ الْخُلُقِ نِصْفُ الدِّینِ»؛ (3) «خوی نیکو، نصف دین است.»
از روایت دیگر نبوی چنین برمی‌آید که: «در سرای قیامت، افرادی به جهت اخلاق نیکشان، به درجاتی بزرگ و منزلتی والا دست می‌یابند؛ اگرچه در عبادت ضعیف و ناتوان باشند.»(4) در خبر دیگری، از امیرمؤمنان علیه السلام چنین می‌خوانیم: «حُسْنُ الْخُلْقِ رَأْسُ کُلِّ بِرٍّ»؛ (5) «نیک‌خویی، سرآمد همه نیکی‌هاست.»
در روایتی آمده است: «مردی به حضور پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله آمد و گفت: مرا توصیه‌ای فرمایید که از آن بهره گیرم»؛ از جمله سفارش‌های حضرت به آن شخص این بود: «أَلْقِ أَخاکَ بِوَجْهٍ مُنْبَسِطٍ»؛ (6) «با چهره گشاده با برادرت برخورد کن.»
از بررسی آیات و روایات وارده در باب «حُسن خُلق»، چنین برمی‌آید که ضرورت پای‌بندی به این خصلت شایسته، امری فراگیر است و شامل تمام حوزه‌های حیات اجتماعی (مانند: وطن، سفر، منزل، بازار، اداره و ...) می‌شود؛ منتها رعایت آن در سفر، از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ این است که در احوالات پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله آورده‌اند:
در یکی از سفرهایشان (7) فرمودند: «مَنْ کانَ یسی‌ء الْجوار فَلا یُصاحبنا»؛ (8) «کسی که در مصاحبت و مجاورت، بد عمل می‌کند با ما همراه و همسفر نشود.»
به‌طور طبیعی، در کنگره عظیم حج (که ملل مختلفی از جهان اسلام در آن حضور دارند و سالک این سفر با ملیت‌های گوناگونی مواجه و همراه می‌شود)، پایبندی به «حسن خلق» ضروری‌تر خواهد بود. به خصوص که قرآن کریم به‌طور صریح می‌فرماید:
... فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِی الْحَجِّ .... (9) «سخنان زشت، لغو، فحش، فسق، فجور، مراء و جدال در حج جایگاهی (10) ندارد.»


1- حرّ عاملی، محمّد بن الحسن، وسایل الشیعه، ج 8 دوره 20 جلدی، صص 510- 503 چاپ دوم، 1386 ق. مکتبة الإسلامیة، تهران، باب 104 «باب استحباب حسن الخلق مع الناس»؛ در خلال این صفحات، تعداد 32 روایت در جهت فضیلت «حسن خلق» ذکر گردید.
2- محمدی ری‌شهری، محمد، منتخب میزان‌الحکمة ج 1، ص 330، ش 1932 ترجمه حمیدرضا شیخی، چاپ سوم، 1383، سازمان چاپ و نشر دارالحدیث، قم.
3- همان، ش 1933
4- همان، ش 1937
5- همان، ش 1935
6- حرّ عاملی، محمد بن الحسن، وسایل‌الشیعه، ج 8، ص 512، چاپ دوم، 1386 ق. مکتبة الإسلامیة، تهران.
7- در کتاب «اخلاق و آداب در حج و زیارت»، تألیف محمدتقی رهبر، به نقل از مکارم الأخلاق ص 288 آمده: «در یکی از سفرهایی که به حج می‌رفتند، فرمودند: «من کان ...».
8- رهبر، محمدتقی، همراه با زائران خانه خدا، ص 29 مستدرک سفینة البحار، ماده «سفر»، ص 58، چاپ دوم، بهار 1375، نشر مشعر، تهران.
9- بقره: 197
10- جهت آشنایی بیشتر با تفسیر واژه‌های مذکور در این آیه، به دو روایت منقول از امام صادق علیه السلام در کتاب «الحج والعمرة فی الکتاب والسنّة»، ص 234، تألیف محمدی ری‌شهری، محمد چاپ چهارم 1384 ق. دارالحدیث للطّباعة والنّشر، قم مراجعه شود.

ص: 45
این کلام نورانی پروردگار حاکی از آن است که دستیابی حج‌گزار به ثواب و پاداش الهی، مشروط به این است که در طول سفر حج، فسق و فجور و جدالی از او سر نزند. این است که پیامبر صلی الله علیه و آله می‌فرماید:
«مَنْ حَج الْبَیْتَ فَلَمْ یَرْفُثْ وَ لَمْ یَفْسُقْ، خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ کَیَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ». (1) «کسی که حج کند و مرتکب زشتی و فسق نگردد، از گناهانش پاک شود؛ چنان‌که گویی از مادر متولد گردیده است.»
امام باقر علیه السلام نیز در این باره می‌فرماید:
«مَا یُعْبَأُ بِمَنْ یَؤُمُّ هَذَا الْبَیْتَ إِذَا لَمْ یَکُنْ فِیهِ ثَلَاثَ خِصَالٍ: وَرَعٌ یَحْجُزُهُ عَنْ مَعَاصِی اللَّهِ، وَ حِلْمٌ یَمْلِکُ بِهِ غَضَبَهُ، وَ حُسْنُ الصَّحابَةِ لِمَنْ صَحِبَهُ». (2) «اعتنا نمی‌شود به کسی که قصد خانه حق کرده، در حالی که در او سه خلصت نیست:
ورعی که او را از معاصی و گناهان بازدارد، حلمی که او را بر غضبش چیره سازد، و رفتار خوش با کسانی که همسفر او هستند.»
نکته قابل ذکر این‌که: در کتب روایی، در مورد تفسیر حسن خلق و تعیین حد و مرز آن، اخبار گوناگونی آمده است؛ برای نمونه، به نقل چند روایت بسنده می‌کنیم:
آنگاه که از امام صادق علیه السلام پرسیده شد: حدّ و معنای حسن خلق چیست؟ آن بزرگوار در پاسخ فرمود:
«تُلِینُ جَانِبَکَ وَ تُطِیبُ کَلَامَکَ وَ تَلْقَی أَخَاکَ بِبِشْرٍ حَسَنٍ». (3) «حسن خلق این است که نرم‌خو و مهربان باشی، گفتارت پاکیزه و مؤدّبانه باشد و با برادرت با خوشرویی برخورد کنی.»
بی‌تردید، از مصادیق و مواردِ حسن خلق، تحمّل کردن ناسازگاری همسفر است. در خبری از پیامبرخدا صلی الله علیه و آله چنین می‌خوانیم:
«مَا اصْطَحَبَ اثْنَانِ إِلَّا کَانَ أَعْظَمُهُمَا أَجْراً وَ أَحَبُّهُمَا إِلَی اللَّهِ أَرْفَقَهُمَا بِصَاحِبِهِ». (4) «هرگاه دو نفر با یکدیگر همسفر شدند، آن کس که با دیگری رفق و مدارا پیش گیرد، نزد خدا محبوب‌تر و پاداشش عظیم‌تر است.»


1- رهبر، محمدتقی، اخلاق و آداب در حجّ و زیارت، ص 15 احیاء العلوم، ج 1، ص 246؛ چاپ اول، پاییز 1377، نشر مشعر.
2- محمدی ری‌شهری، محمد، الحجّ فی الکتاب والسنة، ص 229، چاپ چهارم، 1384 ق. دارالحدیث للطّباعة والنشر، قم.
3- محمدی ری‌شهری، محمد، منتخب میزان الحکمة، ج 1، ص 330، ش 1944، ترجمه حمیدرضا شیخی، چاپ سوم، 1383، سازمان چاپ و نشر دارالحدیث، قم.
4- حرّ عاملی، محمد بن الحسن، وسایل الشیعه، ج 8، ص 302، چاپ دوم، 1386 ق. مکتبة الإسلامیة، تهران.

ص: 46
4- سخاوت و بخشندگی
در آموزه‌های وحیانی، خوی «سخاوت» و «بخشندگی»، خصلتی شایسته و مهم شناخته شده است. در اهمیت آن همین بس که در پاره‌ای از روایات برجای مانده از معصومین علیهم السلام، از او به‌عنوان «خوی خداوند» و «خلق انبیای الهی» یاد شده است. پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله فرمود:
«السَّخاءُ خُلْقُ اللَّهِ اْلأَعْظَم»؛ (1) «بخشندگی، خوی بزرگ خداوند است.»
امام صادق علیه السلام نیز فرمود:
«السَّخاءُ مِنْ أَخْلاقِ اْلأَنْبِیاءِ ...»؛ (2) «بخشندگی، از اخلاق پیامبران است ....»
در کاوش‌های اجتماعی به این نتیجه دست خواهیم یافت که پای‌بندی افراد به صفت نیک «سخاوت»، موجب محبوبیت آنان در نزد دیگران و سبب آراستگی خُلق و خوی آنان خواهد شد؛ امیر مؤمنان علیه السلام در این راستا می‌فرماید:
«السَّخاءُ یَکْسِبُ الْمَحَبَّةَ وَیُزَیِّنُ اْلأَخْلاقَ». (3) «بخشندگی، درستی می‌آورد و خلق خوی را می‌آراید.»
لازم به یادآوری است، اگرچه سخیّ بودن در وطن همچون سخاوت در سفر، عملی پسندیده به‌شمار می‌آید، لیکن بی‌تردید بروز این خصلت در سفر (که غالباً با مشکلات همراه است) امری پسندیده خواهد بود. این‌جا است که می‌بینیم پیشوایان معصوم علیهم السلام سخاوت در سفر را از نشانه‌های مروت و جوانمردی دانسته‌اند. امام صادق علیه السلام می‌فرماید:
«إِنَّ مِنَ الْمُرُوءَةِ فِی السَّفَرِ کَثْرَةَ الزَّادِ وَ طِیبَهُ وَ بَذْلَهُ لِمَنْ کَانَ مَعَکَ». (4) «از نشانه‌های جوانمردی در سفر، توشه فراوان و مطبوع برداشتن و بذل و بخشش آن به همسفران است.»
از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نیز این‌گونه نقل شده است که:
«مِنْ شَرَفِ الرَّجُلِ أَنْ یُطَیِّبَ زَادَهُ إِذَا خَرَجَ فِی سَفَرٍ». (5) «از شرافت مرد آن است که چون به سفر رود، توشه خوب و پاکیزه بردارد.»


1- محمدی ری‌شهری، محمد، منتخب میزان الحکمة، ج 1، ص 484، ش 2941، ترجمه حمیدرضا شیخی، چاپ سوم، 1383، سازمان چاپ و انتشارات دارالحدیث، قم.
2- همان، ش 2948
3- همان، ش 2947
4- حرّ عاملی، محمد بن الحسن، وسایل‌الشیعه، ج 8، ص 310، چاپ دوم، 1386 ق. مکتبةالإسلامیة، تهران.
5- همان.

ص: 47
در بخشی از سروده بلند «ابن اعثم (/ ابن اعسم) کوفی» آمده است:
مِن شَرِفِ الإِنسانِ فِی الأَسفار تَطیبه الزّاد مَعَ الأکثار
وَلْیَدعُ عِنْدَ الْوَضْعِ لِلخوان مْن کانَ حاضِراً مِنَ الإخوان (1)
«از شرافت مرد در سفر این است که توشه مطبوع و فراوان بردارد، چون آن را بر سفر می‌نهد، برادرانی را که حضور دارند دعوت کند.»
اگرچه سخیّ بودن در وطن همچون سخاوت در سفر، عملی پسندیده به‌شمار می‌آید، لیکن بی‌تردید بروز این خصلت در سفر (که غالباً با مشکلات همراه است) امری پسندیده خواهد بود. این‌جا است که می‌بینیم پیشوایان معصوم علیهم السلام سخاوت در سفر را از نشانه‌های مروت و جوانمردی دانسته‌اند
سخاوت و بخشندگی، از توصیه‌های مهمّ اخلاقی پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام به سالکان سفر عظیم حج و عمره است، به‌طوری که عمل ناپسند «اسراف» و ریخت و پاش- که در سایر موارد زندگی امری نامشروع و از گناهان کبیره شمرده شده- در سفر الهی «حج» و «عمره» مورد ترغیب قرار گرفته و عملی شایسته دانسته شده است (البته در حدّ معقول و مشروع و امکانات. گو این‌که افراد در طول این سفر مهمّ می‌بایست دارای طبعی بلند بوده و از خصلت زشت امساک و گدامنشی دوری جویند.
پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله می‌فرماید:
«مَا مِنْ نَفَقَةٍ أَحَبَّ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ نَفَقَةِ قَصْدٍ وَ یُبْغِضُ الْإِسْرَافَ إِلَّا فِی الْحَجِّ وَ الْعُمْرَةِ فَرَحِمَ اللَّهُ مُؤْمِناً اکْتَسَبَ طَیِّباً وَ أَنْفَقَ مِنْ قَصْدٍ أَوْ قَدَّمَ فَضْلًا». (2)
«پسندیده‌ترین نوع خرج کردن نزد خداوند، اقتصاد و میانه‌روی است و خدا از اسرافکاری بیزار است، مگر در حج و عمره. خدا بیامرزد بنده‌ای را که مال حلال و پاکیزه کسب کند و با رعایت اعتدال خرج کند و یا به دیگران بذل نماید.»
در اوصاف امام چهارم صلی الله علیه و آله آورده‌اند:


1- قمی، شیخ عباس، سفینة البحار، ج 2، صص 657 و 658، ماده «سفر»، تحقیق مجمع البحوث الإسلامیة، با اشراف علی‌اکبر الهی خراسانی، چاپ اول، 1416 ق. بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد.
2- حرّ عاملی، محمد بن الحسن، وسایل‌الشیعه، ج 8، ص 305، چاپ دوم، 1386 ق. مکتبة الإسلامیة تهران.

ص: 48
«وَ کَانَ یَقُولُ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ لِقَهْرَمَانِهِ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَشْتَرِیَ لِی حَوَائِجَ الْحَجِّ، اشْتَرِ وَ لَا تُمَاکِسْ». (1) «سید الساجدین علیه السلام به مسؤول تدارکات خود توصیه می‌فرمود که هرگاه می‌خواهد لوازم و مایحتاج حج را خریداری کند، در خریدن خشکی نکند.»
و نیز در احوالات آن حضرت آورده‌اند:
«هرگاه به قصد حجّ و عمره عازم مکه می‌شدند، از بهترین خوردنی‌ها چون بادام، شیرینی، قاووت ترش و شیرین همراه می‌بردند.» (2) البته، سفر زیارت امام حسین علیه السلام از این مورد مستثنی است. (3) پی‌نوشت‌ها


1- رهبر، محمدتقی، اخلاق و آداب در حج و زیارت، صص 106 و 107 مکارم الأخلاق. ص 305، چاپ اول، پاییز 1377، نشر مشعر، تهران.
2- حرّ عاملی، محمد بن الحسن، وسایل الشیعه، ج 8، ص 310، چاپ دوم، 1386 ق. مکتبة الإسلامیة، تهران.
3- همان، ص 305