حج در ادیان‌

نوع مقاله: تاریخ و رجال

موضوعات


زیارت اماکن مقدس، با انگیزه الهی یا قصد قربت، یکی از ارکان پنجگانه در اسلام است.
واژه «حج» در زبان عبری «حگ» است؛ به معنای عید. این واژه از ریشه «ح» و «گ» به معنای «پیرامون چیزی گشتن و طواف کردن» است.
حج یا حگ، از تعابیر قدیمی زبان سامی بوده وغیر از زبان عبری، در زبانهای آرامی و صائبی نیز وجود داشته است. معنای اصلی این لغت، پیرامون چیزی طواف کردن و دور زدن و حلقهوار اطراف آن را گرفتن است.
حج، در زبان عربی به معنای رفتن، رو آوردن و زیارت کردن است و در اصطلاح فقهی، به مجموعهای از اعمال و مناسک گفته می‌شود که مسلمان مستطیع باید در زمان معین بهجا آورد. این اعمال شامل زیارت کعبه، عرفات، مزدلفه، منا و انجام وظایف عبادیِ خاص در این مکانها است. کسانیکه این عبادت را انجام میدهند، در عربی «حاج» (جمع؛ حجاج) و در ترکی «حاجی» نامیده می‌شود.
حج در ادیان پیش از اسلام
در اصلِ حج، باور و اعتقاد به «تجلّی الوهیت در یک مکان» نهفته است. اماکنی که از دیدگاه ادیان، مقدس شمرده میشوند، از لحاظ مکانی با جاهای دیگر تفاوتی ندارند، ولی در اینجا تجلّی الوهیت، یا وقوع حادثه‌ای مرتبط با اعتقاد و باور مردم و یا ارتباط تنگاتنگ این مکان با شخصیتی دینی، آن را از اماکن دیگر متمایز میسازد و به آن قداست می‌بخشد.
همچنین اسرارآمیز و خوفناک بودن چنین مکانهایی، از عناصر قداست‌بخش آن است. پس انسان، مکان مقدس را، نه انتخاب، که کشف میکند.
انسان دینمدار بر مکانهای مقدس، نگاهی متفاوت دارد و معمولًا آن را با سنگ‌چینها یا خاربستهایی، از اماکن دیگر جدا می‌کند. این جداسازی، تنها برای نشان دادن تقدّس مکان نیست؛ بلکه آن نشانه‌ها و موانع موجب میشود که افراد بی‌توجه و بدون آمادگی وارد حریم آن نشوند؛ روشن است که ورود به صحن مقدسی، آداب ویژه و متعدد دارد. اهمیت آستانه خانه یا معبد نیز از همینجا نشأت می‌گیرد. (1)
واژه مکان مقدس وسنت زیارت چنین جایگاهی، درطول تاریخ و در همه ملتها وجود داشته است. زیارت اماکن مقدس، برای کسب منافع مادی، معنوی و اخلاقی صورت می‌گیرد؛ منافعی که از ناحیه قدسیت آن مکان برای شخص زائر حاصل می‌شود. (2)
حج در حقیقت این است که شخص از سرزمین خود، به طرف مکان مقدس یا معبدی مسافرت نماید. در این صورت، در مقابل زحمتی که متحمّل شده، انتظار دارد که منافع مادی و معنوی بسیاری به دست آورد، از رفع مشکلات جسمی، تا حیات ابدی. (3)
در تمام ادیان قبیله‌ای، ملی یا جهانی، اماکن مقدس وجود داشته و زیارت آنها مرسوم بوده است. در خاور نزدیک از 2000 سال قبل از میلاد، جایگاههای حج وجود داشته است؛ به خصوص در سرزمینهایی که دارای تمدن بوده‌اند.
نیپور (4) در بابل و نینوا (5) در عاشور، مراکز زیارتی بوده‌اند. از اوراق به دست آمده Mari نیز اینگونه برمی‌آید که در قرن 18 قبل از میلاد، معبد سین (6) در حاران و معبد بلیت اکاله (7) در قاتنا (8) از زیارتگاه‌های مشهور بوده‌اند.
در عصر برنز در معبد بائولتیس (9) در بیلاس (10) هدایای بسیاری وجود داشت که از مصر آورده شده بود.
در میان سومریها معبد انلیل (11) که در نیپور واقع شده بود و در میان سامیها معبد اشتار (12) در نینوا شهرت داشت. بعد از سومر نیز، گذرگاه‌های مقدس به وجود آمد. بتهای اساگیل (13) و ماردوک (14) هم بتهایی بوده‌اند که زائران برای زیارتشان راههای دور و نزدیک را می‌پیمودند.
در تاریخ چین کهن، اولین مراکز حج، پنج کوه بوده‌اند با نامهای: سانگ‌شان (15) تای‌شان (16) هُواشان (17)، هنگ‌شان (18)و نونیاشان (19) که هم تائوئیستها و هم بودائیها بر فراز این کوهها معابدی برای زیارت می‌ساختند و همین معابد بعدها از مراکز مهم حج برای پیروان این ادیان گردیدند.
علاوه بر این در آیین بودا، مراکز بزرگ و جدیدی برای حج به وجود آمد؛ معابدی که وقف بودا و بودائیان شده بود و نامهایشان عبارت بود از: ووتای‌شان، (20) اومی شان، (21)پوتوشان، (22) چیوهُواشان. (23)
مهم‌ترین این معابد «وو تای شان» در شمال شرقی چین بود که پنج تپه را شامل می‌شد.
صدها سال است که نه تنها از چین، بلکه از ژاپن، مغولستان، مانچوریا، آسیای میانه و هندوستان، زائران بسیاری برای برپایی مراسم حج ویژه بودائیان به این مکان می‌آیند.
در مراسمی که در پاییز برگزار می‌شود، حاجیان در حالی که لباسهای زرد و قرمز بر تن دارند و چوب های بخور و کاسه‌ها را در دست گرفته‌اند، در گروه‌های ده تا پانزده نفری، بی‌صدا عبادت می‌کنند. (مدیتاسیون) تنها از گیاهان تغذیه می‌شوند، در طول این مسافرت طولانی، توبه می‌کنند و موقع رسیدن به محل حج، شست و شو می‌نمایند و وارد معبد می‌شوند. این عبادت و ریاضت، تا زمان برگشت به سرزمین های خود، ادامه می‌یابد.


1- M. Eliade, Le Sacreetle profane, s. 2526; a. mlf; traite a histo des religions, s. 315 813.
2- DBS ,7 ,567
3- ERE ,10 ,12
4- Nippur
5- Ninova
6- Sin
7- Belit Ekalli 
8- Qanta
9- Baoltis
10- Byblos
11- Enlil
12- Ishtar
13- Esagil
14- Marduk
15- Sung shan
16- Tai shan
17- Hua shan
18- Heng shan
19- Non ya shan
20- Wu tai shan
21- O mei shan
22- Pu to shan
23- Chiu hua shan

ص: 61
عبادت حج در هندوئیسم نیز وجود دارد. همزمان با استیلای آریاییها بر شبه جزیره هند، و ایجاد معابد هندوها، تعداد مکانهای زیارتی بیشتر شده است. در قرون وسطی رفتن به سرزمین‌های دور به قصد حج، مرسوم بوده است. در جنوب خلیج کومورین، (1) در شرق، اُرسیا، (2) در غرب کاتهیاوار (3) و هیمالیا، مکانهای حج محسوب می‌شده‌اند. زیرا محل عزلت‌گزینی روحانیون بوده‌اند.
در این حج، غسل و طواف از عناصر اصلی به شمار می‌آیند. در عقاید هندوئیسم، زیارت بنارس (4) و غسل در نهر گانژ، (5) حیات مجدد پس از مرگ و داخل شدن در زمره اهل سعادت را بشارت می‌دهد.
حج در بودیسم در مکان هایی انجام می‌شود که یادگارهای بودا را در خود دارند. یکی از مریدان بودا به نام آناندا، (6) به سفارش بودا وظیفه داشت که پس از مرگ، خاکستر بدن او را در استوپا (7) (اماکنی که یادگارهای بودا در آن نگهداری می‌شود.) مخفی کند. پس از مرگ بودا، خاکستر بدن او به هشت قسمت تقسیم شد، بعدها دو قسمت دیگر از آن نیز جدا شد و در ده استوپا نگهداری گردید.
سلطان آشوکا (8) این استوپاها را که به همان شکل حفظ شده بودند، بازکرد و خاکسترها را به 48 قسمت تقسیم نمود (و در مکانهای متعددی قرار داد.)
غیر از خاکستر بدن بودا، آیین بودایی، دو میراث دیگر هم از او دارد: یکی اشیایی که از او به جا مانده، مانند ظرف صدقه‌ای که از آن استفاده می‌کرده و جای پاها و نشانه‌هایی که از خود به جای گذاشته و دیگری مجسمه‌هایی که مانند ستوپاها یادآور بودا هستند، امّا خاکسترهای بدن بودا را در خود ندارند.
در بودیسم، قدیمی‌ترین سندهای مربوط به حج، دستورات سلطان آشوکاست. آشوکا می‌گوید که در همین سال حکومتش، سفری برای یافتن حقیقت (9) انجام داده و به مکانی که بودا روشنایی کسب کرده، رفته است. یعنی به «بودهاجایا». (10) از آن روز تا کنون بودهاجایا مهم‌ترین جایگاه حج برای بودائیان بوده است.
مکانهای دیگری که بودائیان به عنوان حج زیارت می‌کنند، عبارت‌اند از، سیدهارتهاگوتاما (11) در پنال (محل تولد بودا) (12) پارک گوزن (13) که در نزدیکیهای بنارس واقع است. (بنارس اولین مکانی است که بودا در آن سخنرانی و موعظه کرده است) و کوشیگاراتا (14) در اوتارپردادش (15) که محل رسیدن به نیروانا (16) یعنی مرگ بودا می‌باشد.
ولی هیچ یک از این مکان ها برای بوداییها جایگاه معنوی بودهاجایا را ندارد؛ زیرا بودها جایا ممثّل زایش بودیسم است.
علاوه بر این از هندوستان تا سریلانکا هر چه که از بودا به جا مانده است و مکان هایی که معتقدند بودا آنها را زیارت کرده است، اکنون به عنوان مراکز حج بودایی شناخته می‌شوند.
کسانی که این مراکز را زیارت می‌کنند، سه دسته‌اند. گروه اول کسانی که می‌خواهند نیروی سحرآمیز موجود در این مکان ها را به دست آورند؛ گروه دوم کسانی که زیارت را مرحله‌ای برای رسیدن به بودا و راهی که به روشنایی می‌انجامد، می‌دانند؛ و گروه سوم آنان که می‌خواهند با این زیارت ارزش و اعتباری کسب کنند.
در این دنیا حجی که با رو آوردن به بودا آغاز می‌شود، با رسیدن انسان به درک صحیح (17) که همان حج درونی است، به بالاترین مرتبه خود می‌رسد.
در اعتقادات ژاپنی، کوهها وطن خدایان هستند. بنابراین دامنه کوهها صدها سال است که جزو مکان های زیارتی است. از هفت قرن پیش تا کنون دامنه کوهها در میان بودائیان نیز به عنوان مکانهای حج زیارت شده است.
در رسوم ژاپن، مکان های متعددی برای حج وجود دارد که متعلق به شینتوها و بودائی هاست. حج ژاپنی‌ها، (18) زیارت کردن منظم و متوالی مکان های زیارتی است که در بخش های مختلفی از کشور پراکنده‌اند.
نوعی حج هم وجود دارد که در آن تنها یک محل زیارت می‌شود.
معبدی که در ایسه واقع شده است، مرکز حج شینتوها می‌باشد. که برای والاترین خدای شینتوئیسم زندگی می‌کنند.
در ادوار دینی مختلفی که تا قبل از روم هلنیست در مصر وجود داشت، عبادت حج همواره مرسوم بوده است. عمده‌ترین مکانهای حج «ددو» (19) یا «بوسپریس» (20) (خانه اوسیریس) در دلتا و همچنین «بوباستیس» (21) در دلتا بود که معبد خدایان کله‌گربه‌ای در آنجا واقع شده است.
بنابر گفته هزدوت، شمار کسانی که برای عید بزرگ به بوباستیس می‌آمدند، بالغ بر هفتصد هزار نفر بوده است.
آبدیاس (22) یا آبدو (23)، در مصر فوقانی از اهمیت بیشتری نسبت به سایر مکانها برخوردار است. در این مکان که سر اوسیریس در آن واقع است، اسرار اوسیریس را جشن می‌گرفتند و اعتقاد داشتند که با زیارت این مکان به سعادت اخروی می‌رسند.


1- Comorin
2- Orissa
3- Kathiavar
4- Benares
5- Ganj
6- Anand
7- Stupa
8- Ashoka
9- dharmayatra
10- BodhGaya .Buddhu Gaya .Bodhygaya
11- Siddhartha Goutoma
12- Lumbuni
13- isipatano
14- Kushinagara
15- Utar pradesh
16- Nirvana
17- Drahma
18- Junrei
19- Dedu
20- Busiris
21- Bubiastis
22- Abdias
23- Abdu

ص: 62
بعدها دشت آمون (1)- که امروز سیوا (2) نامیده می‌شود از مراکز مهم حج گردید. در دوران پتولم‌ها (3) هم آیین سراپیس (4) رونق پیدا کرده بود و زیارتگاه ممفیس (5) اهمیت خاصی داشت.
در سوریه نیز بیلابس، (6) آفاکا، (7) بعلبک، «هلیوپولیس تیر» (8) به خصوص هیراپولیس (9) مهم‌ترین مراکز حج به شمار می‌آمد. در دوران رومی ها، توریستهای بسیاری از کشورهای دور برای زیارت این مکان ها می‌آمدند. هر کس که به زیارت هیراپولیس می‌آمد، باید قبل از ورود به شهر، برای زیارت حج، موها و ابروهایش را کوتاه می‌کرد.
طواف کردن یک معبد یا سنگ مقدس، در میان اعراب قبل از اسلام نیز رایج بود. (. (511, 1, BD
تورات تمام مردان یهود را وادار می کرد که هر سال سه بار در قدس، بارگاه یحوه (10) حضور یابند. (11) در سه عید فسح (فتیر)، (12) چاوت (هفته‌ها) (13) و سوکوت (سایبان ها). (14)
در ساختار سنتی یهودیت، کلمه hag، حج و عید دینی را به هم مرتبط می‌ساخت. اعیاد مهم دینی با جایگاه‌های عبادت مرتبط بودند و حاوی گردش‌گری مذهبی نیز بودند.
اساساً حج سنتی در زبان عربی) Aliyyah leregel قدم زنان خارج شدن) نامگذاری می‌شود. حج از زمانی که یهودیان ملتی مستقل شدند، سازماندهی شد و از مردان خواسته شد که در سه عید به قدس بروند.
مکانهایی که در آیین یهود به عنوان حج زیارت می‌شوند، سه دسته‌اند:
1) مکانهایی که در قدس و اطراف آن پدید آمده، صاحب ویژگی‌های تاریخی‌اند و در تاریخ کتاب مقدس ذکر شده‌اند.
2) مقبره دانشمندانی که نامهایشان در تلمود و کابالا آمده و عموماً در جلیله واقع شده‌اند.
3) مراکز مختلفی در اسرائیل که برای دانشمندان دیاس پورا (15) (محل‌های زندگی یهودیان خارج از فلسطین) و زاهدان نذر شده است.
مکانهایی که در عهد عتیق ذکر شده‌اند، بعدها برای شخصیتهای مهم روی داده، نام برده شده‌اند. در زمان حضرت ابراهیم شکم، (16) بیت ایل، (17) حبرون یا مامده (18)، بیرشبا(19)، بیرلاهای روی؛ (20) در زمان حضرت یعقوب پنیل، (21) بیت ایل (22) و شکم از این مکانها هستند.
محل های نام برده، معمولًا مرتفع و دارای منابع آب بوده‌اند. از سوی دیگر محل دفن شخصیت‌های بزرگ چون حضرت ابراهیم، ساره، اسحاق و یعقوب نیز در حبرون زیارت می‌شد.
در دوران حاکمان با فتح کنعان، زندگی ثابت شروع شد. قربانگاهها نقشهای متنوعی را ایفا کردند و از لحاظ محلی و قبیله‌ای، بین اقوام مختلف، مکانهای زیارتی متعدّدی ایجاد شد.
امّا حج به معنای واقعی، اولین بار در سیلو (23) انجام شد. در سیلو که صندوق عهد هم در آن قرار داشت، هر سال عید رب جشن گرفته می‌شد. دختران جوان در باغها می‌رقصیدند و الکانا (24) هر سال برای قربانی به آنجا می‌رفت. (25) عبادت در سیلو تا زمان تخریب آن به دست فلسطینی‌ها ادامه داشت. در دوران پادشاهی، دو گونه زیارتگاه وجود داشت. یکی قربانگاه بیت ایل و دان و دیگری قدس که هم صندوق عهد در آن قرار داشت و هم معبد بود.
پس از تکمیل معبد سلیمان نیز جشن سه عید آغاز شده است. (26)
سخنان پروبوآم (27) در زمینه حج نیز بر اهمیت معبد قدس تأکید دارد. (28)
کشش و جذابیت خاص قدس، و نیز واکنش‌های پیامبران نسبت به قربانگاه‌های جدایی طلب، مهم‌ترین رویدادهایی بود که زمینه ساز مرکزیت عبادت گردید. ولی برای رسیدن به این هدف، وجود یک حاکم نیاز بود. به همین دلیل حزقیل از قرن هشتم به بعد مردم را برای جشن پرشکوه پاسکالیا (29) به قدس فراخواند. (30)
رفرم اصلی بعد از یافتن تثنیه در سال 621 از طرف پادشاه یوشیا (31) انجام شد. زیارت قدس بعد از تخریب معبد هم ادامه داشت. (32)
در یهودیت الوهیت (33) و یاهویست (34) که قوانین باستانی یهود را تعیین کرده بودند، بر ضرورت برپایی سه جشن تأکید می‌کردند: در سال سه بار باید برای من جشن ( (gah بگیری. تمام مردان تو در طول سال باید سه بار در حضور رب (Yahava) حضور یابند. (35)
با اینکه فرمان انجام حج متوجه مردان بود، امام همان گونه که در زیارت سیلو تجلی یافته بود، رنگ خانوادگی به خود گرفته بود.


1- Amon
2- Siya
3- Ptolem
4- Serapis
5- Memphis
6- Biblos
7- Aphaka
8- Heliopolis tyr
9- Hiera polis
10- Yahve
11- خروج 14/ 23، 14، 17؛ 23/ 34
12- Fysyh Paskalya
13- Chavuat Penteksat
14- Sukkot
15- Diaspora
16- آفرینش 6/ 12
17- آفرینش 8/ 12 و 3/ 12
18- آفرینش 6/ 12
19- آفرینش 33/ 21
20- آفرینش 22/ 30
21- آفرینش 32/ 30.
22- آفرینش 28/ 22 16؛ 35/ 15 6
23- یشوع 18/ 1؛ حاکم ها 18/ 21
24- Eikana
25- ساموئل 1
26- حاکم ها اولیه 9/ 25
27- Yeroboum
28- همان 9/ 27
29- fisih یاPaskalya 
30- پادشاهان دوم 23/ 22 و تاریخهای دوم 30/ 13.
31- Yoshiya
32- یرمیا 15/ 14.
33- Elohist
34- Yahovist
35- خروج 23/ 17 14

ص: 63
از میان سه عید یهود، مهم‌ترین آنها عید سوکوت بود. الکانا در این عید به سیلو می‌رفت. سوکوت تا زمان مورخ یهودی، جوزف، بزرگترین و مقدس‌ترین عید عبریها بود. اساسی‌ترین مراسم این جشن، برپا ساختن سایبانها بود که در اواخر دوران اسارت مرسوم شده بود. (1)
در این سه عید که حج هم برگزار می‌شد، از آنجا که دست خالی رفتن مناسب نبود، هر کسی بر اساس برکتی که خداوند به او عطا کرده بود، موظف بود به اندازه توانش هدیه‌ای برای معبد بیاورد. حجاج معمولًا هدایا را خودشان تهیه می‌کردند، فقط به نظر می رسد تدارک قربانی معبد، سازماندهی تجاری مشخصی داشته است. (2)
بعد از اشغال بابل، معبد بازسازی شد و حج سال 515 با عید فسیح از سرگرفته شد. (3) جشن سوکوت با شکوه تمام برگزار شد. (4) به مرور زمان، چون ضوابط مربوط به حج و اهمیت رعایت آن نمایان‌تر شد، بعد تقوا در حج تجلی بیشتری یافت. (5)
شکل حقوقی و کلی حج که در سفر خروج و تثنیه مطرح است، در میشنابه شیوه‌های سنتی با توضیح و تفصیل بیشتر بیان شده است.
حج تنها بر مردان واجب بود. زنان، اسرا، معلولین، نابینایان، بیماران، سالمندان، یتمیان و کودکان از این عبادت معاف بودند. (6) بر اساس آنچه در انجیل لوقا آمده است، (7)کودکان پس از رسیدن به 12 سالگی و هنگامی که بتوانند از مادرشان جدا شوند، (8) می‌توانند در این مسافرت شرکت کنند.
در این اعیاد، مردم از یک ماه قبل آموزشهای لازم را می‌دیدند. پانزده روز مانده به عید، یک دهم گله‌ها جدا می‌شد، مالیاتها جمع‌آوری و در طول عید برای مصارف مشترک از خزانه معبد برداشته می‌شد. برای امنیت و دیگر ملزومات حجاج آمادگی‌های لازم را تدارک می‌دیدند. میادین و کوچه‌های شهر را آماده و خیابان ها را تعمیر می‌کردند. چاه‌ها لایروبی و پل ها مرمت می‌شد.
هفتاد سال پس از میلاد، بعد از تخریب معبد، مراسم حجی که مربوط به معبد بود، از بین رفت. اما زیارت ارض مقدس یهودیان ادامه داشت. خاطرات گذشته و آرزوی برگشت به آن سرزمین ها و قبور بزرگان یهودی در آن مکانها، یهودیان را به آن سرزمین می‌کشید.
در قدس «دیوار گریه» که به اعتقاد آنها باقی مانده معبد سلیمان است، از مکان های مهم زیارتی شد. علاوه بر قدس، مکانهای زیارتی یهود از این قرار است: قبور: زبولوم (9) در سیدون، (10) رابی (خاخام؟) میر (11) در تیبریاس، (12) در مروم، (13) پیامبر هوشئا (14) در سادف، (15) بنی‌ساموئل در سامویل، (16) راحل (17) در بیت اللحم، داوود در قدس، ناهوم (18) در اطراف موصل، عذرا در باسوراح (19) نزدیک کورنا، (20) حزقیل در بابل، دانیال در کرکوک، استرو (21) موردکای (22) در همدان یرامیا (23) در فوستات (24) و غارایلیا در تپه کارمل. (25)
اصول و آداب حج یهودیان، توسط علمای یهود تثبیت شده ودر میشنا بخش مستقلی را به خود اختصاص داده است. رابی یوهانان بن زکای (26) نیز حج را تشویق کرده است.
از آنجا که دیگر معبدی وجود نداشت، عمل قربانی کردن حذف شده بود، امّا به اهمیت خود باقی بود. رابی گامالیل دوم، دعا برای تجدید قدس را نیز به مراسم افزوده بود.
در سال 1211، سیصد نفر از رابی های غربی برای مراسم حج به فلسطین آمدند. امروزه نیز در روزهای مشخصی، یهودیان این مکانها را زیارت می‌کنند. اعتقاد آنان این است که این زیارت ها برایشان شانس می‌آورد و بدشانسیها را از بین می‌برد.
از اعمالی که در مراکز حج انجام می‌شد می‌توان دعا، به جا آوردن نذر، نوشتن خواسته‌ها و آرزوها بر کاغذ و قرار دادن در این مکان ها و ... را نام برد.
غیر از دیوار گریه و دیوار غربی معبد سلیمان، زائران در سایر مراکز، از مقدسین التماس شفاعت و دعا می‌کنند.
در عهد جدید یهود، حج جایگاه مشخصی ندارد. بنابر انجیل لوقا حضرت مسیح تنها یکبار در عید برای حج به فلسطین رفته است. (27) ولی انجیل یوحنا می‌گوید حضرت عیسی 7 هر سال در این مراسم شرکت می‌کرده است. (28)
در باور مسیحیت، حضرت عیسی با آخرین سفرش به قدس، حج اسکاتولوژیکش (29) را به شهر خدا انجام داده و پادشاهی خدا را شروع کرده است.
مسیحیان اولیه نیز مانند یهودیان معبد قدس را زیارت می‌کردند. (30) با این حال کلیسا می‌خواست معبد تازه‌ای بسازد.
بنابر گزارش اپیفون، (31) در هنگام سفر پادشاه هادریانوس (32) در سال 130، قدس ویرانه‌ای بیش نبود. تنها چند خانه، و یک کلیسای کوچک در نزدیکی محل تجمع شاگردان حضرت مسیح. (خانه‌ای که بعد از عروج مسیح به آسمان، آنجا جمع می‌شدند.) باقی مانده بود. این کلیسا بعدها کلیسای سیون (33) و زیارتگاه حاجیان مسیحی شد.
به گفته اوریگن (34) که از سال 216 به بعد، عموماً در آن سرزمین ها حضور داشته، غاری در بیت اللحم (محل تولد مسیح) و مکان به صلیب کشیده شدن آن حضرت در گولگوتا،(35) زیارتگاه مسیحیان بوده است.


1- نهمیا 8/ 17
2- 587, 711, SBD
3- عذرا 6/ 19
4- نهمیا 8.
5- مزمورها 120/ 134.
6- میشنا، حقیقا 1 و 1.
7- 42 88/ 2.
8- میشنا، سوکا 8/ 11
9- Zebulum
10- Sidon
11- Rabbimeir
12- Tiberias
13- Merom
14- Hoshea
15- Sadef
16- Samvil
17- Rohel
18- Nahum
19- Bassorah
20- Kurna
21- Ester
22- Mordekay
23- Yeremya
24- Fustat
25- Karmel
26- Yohanan ben Zekkay
27- متا، 1 11 15 17/ 21. و مارکوس، 1 10/ 11 و لوقا 19/ 40 28.
28- 2 / 6 13/ 10 4/ 11 22/ 55.
29- eskatolojik
30- امور رسل، 5/ 42 و 3/ 1.
31- Epiphone
32- Hadrianus
33- Sion
34- Origene
35- Golgotha

ص: 64
در زمینه توسعه یافتن حج در قدس، بیش از انگیزه‌های دینی، تأثیر کنستانتین (1) اول مشهود است. او با ساختن کلیساهای متعدد در جابه‌جایی قدس، توجه مسیحیان بسیاری را به زیارت مکان های مقدس جلب کرد؛ مکانهایی که مسیح در آنها متولد شده، زندگی کرده، و به صلیب کشیده شده بود.
در کنار زیارت قدس، زیارت بارگاه ها و حتی راهبانی که در معابد زندگی می‌کردند، نوعی حج محسوب می‌شد.
و همچنین زیارت کلیساهایی که برقبور شهدا و اولیا بنا شده بودند.
پراکندگی خاستگاه‌های حج در مسیحیت شرقی از فلسطین، محل تولد و تبلیغ مسیح آغاز می‌شود و تا مصر، مهد زندگی عبادی عیسی (ع) ادمه می‌یابد.
در یهودیت قدیم و دوران اولیه مسیحیت، معنی حج یکی بود. با این تفاوت که در بنی‌اسرائیل، زیارت این معبد، سه بار در سال اجباری بود، اما مسیحیان عقیده دارند که حضرت عیسی این کار را در آخرین سفر خود به این معبد انجام داده است. بنابراین حج در مسیحیت، گروهی و جمعی نیست، بلکه سفری است که انسان متدین برای رفع حوائج فردی خود به جا می‌آورد.
در مسیحیت، حج، زمان مشخصی ندارد، اما عموماً این کار در سنین جوانی انجام می‌شود. کسی که به قدس می‌رسد، احساس می‌کند کار بزرگی در زندگی خود انجام داده است. وقتی به محل مرگ و حیات عیسی (ع) نگاه می‌کند، آرزو می‌کند که ای کاش او هم در همین مکان بمیرد.
در زبان ارمنی کلمه ماهدسی (2) به کسی گفته می‌شود که دیدن آتش روشن شده در قدس، در عید پاسکالیا، و مرگ را، همزمان تجربه کند. این کلمه به کسی که از حج قدس برگردد نیز اطلاق می‌شود.
حجاج روسیه کفشهای سفید با خود به قدس می‌برند و در حالی که آنها را به خود بسته‌اند، در نهر اردن خود را شست و شو می‌دهند. نهر اردن همان جایی است که حضرت عیسی (ع) در آن غسل تعمید انجام داده است.
دیگر مسیحیان شرقی، کفنهای سفیدشان را، روز جمعه، روز به صلیب کشیده شدن عیسی (ع) روی قبر او می‌گذارند.
حجاجی که گروهی به قدس می‌روند، در هنگام بازگشت به شکرانه این توفیق، در کلیسا به دعا می‌نشینند و هدایایی را که از قدس آورده‌اند، میان مردم پخش می‌کنند.
حج برای یک مسیحی نجات یافتن و تماس با یک موجود الهی است. او عقیده دارد که در حریم زیارتگاه حج، مورد عنایت یک نیروی فوق طبیعت قرار می‌گیرد. البته این عنایت ممکن است برای بعضیها قبل از رفتن به حج حاصل شود. در این صورت حج رفتن او، برای تقدیم شکرانه انجام می‌گردد.
پس حج مسیحی دو گونه است: یکی زیارت برای کسب لطف و عنایت و دیگری حج شکرگزاری و سپاس. امّا در هر دو گونه، مهم نسبتی است که به واسطه اولیا، بین شخص و خدا به وجود می‌آید.
در عقاید مسیحی، پس از مرگ اولیا، حتی لباسهایی که با بدن آنها تماس داشته، مقدس می‌شوند. بنابر گفته عهد جدید، خدای عزیز، توسط پاولوس (3) معجزات متعدد و متنوعی را به ظهور و بروز رسانده است تا حدی که برای شفای بیماران دستمال و لنگهایی که با بدن او برخود داشته می‌بردند و به این وسیله بیماری ها و ارواح خبیث را دور می‌کردند. (4)
قبور و کلیساهایی که تکه‌های بدن یا لباس اولیا (رلیک) (5) در آنها باقی مانده نیز، در میان مسیحیان به عنوان مراکز معالجه، راهنمایی، مغفرت و هدایت به قصد حج زیارت می‌شود.
در دورانهای آغاز مسیحیت، مسیحیان فلسطین را مرکز امانتهای بزرگ ومقدس می‌شناختند. این یک حقیقت تاریخی است که عیسی (ع) با فلسطین تماس فیزیکی داشته، در آن سرزمین زندگی کرده است. بر این اساس تمام مناطق، سرزمین های مقدس نامیده می‌شدند. البته نهر اردن که عیسی (ع) در آن غسل تعمید انجام داده و تپه‌های گولگوتا، محل به صلیب کشیده شدن حضرت (به اعتقاد مسیحیان) از قداست بیشتری برخوردار است.
در قرن چهارم بر اساس ادعاهایی که هلنا مادرکنستانتین مطرح نمود، شمار حاجیان فلسطین به طور چشمگیری افزایش یافت. او ادعا کرد که محل واقعی صلیب در خواب به او معرفی شده است و تکّه‌هایی از صلیب را بر اساس آن رؤیا یافته است.
در آن دوران یادگار مهمی که حجاج رغبت بسیاری به آن نشان می‌دادند، سر حضرت یحیی بود که ادعا می‌شد در میان بقایای کاخ هرود (6) پیدا شده است.


1- Konstantin
2- Mahdesi
3- paulos
4- امور رسل، 19/ 12.
5- Relic
6- Herod

ص: 65
پس از فتح فلسطین به دست مسلمین، این بار مراکز حج مسیحی در اروپا به وجود آمد. چون در رم جسد دو حواری بزرگ، پترس و پاولوس و در اروپا جسد اولیایی که بر اثر فشار دستگاه حکومت بر مسیحیان شهید شده بودند، کشف شد. همین مسائل باعث جلب توجه بیشتر به این منطقه گردید.
در اسپانیا در سانتاگو دکومپوستلا (1) قبری منسوب به حواری، یعقوب بزرگ، از مراکز مراسم حج به شمار می‌آمد. مردم بر این باور بودند که این حواری، پانزده قرن پس از کشته شدنش، در هنگام فتح دوباره شبه جزیره ایبویا در کنار کاتولیکها در جنگ علیه مسلمین شرکت کرده است و بر اساس همین باور او را جلاد مسلمانان (2) می‌نامیدند.
به کسانی که به مناسبت سال مقدس مراکز بزرگ مثل قدس، رم و سانتاگو دکومپوستلا را زیارت می‌کردند، از طرف کلیسا برگه بخشودگی گناهان (3) اعطا می‌شود. لذا در سالهایی که مقدس اعلام می‌شوند، شمار حجاج به شدت افزایش پیدا می‌کند. (مثلًا برای سانتاگو، در صورتی که جولای که در تقویم مسیحی متعلق به یعقوب مقدس است، مصادف با یکشنبه باشد، آن سال مقدس خواهد بود)
آنگونه که از شواهد به دست می‌آید، اولین مراکز حج در اروپا، قبوری است که در آن اشیا و بقایایی از اولیا بر جای مانده است. این گونه از عبادات تا قرن 13 از طرف اسقف و بعدها از طرف پاپ مشروع شمرده شده است.
در میان این مکانهای مقدس، مقبره پترس و قبر یعقوب در سانتاگو بیشترین تعداد زائران را دارد.
از قرن 12 به بعد، دو گونه حج مربوط به حضرت مریم 3 رواج یافت که تا امروز نیز مرسوم است: 1. مکانهای زیارتی که بر اساس احترام به یک مجسمه یا تابلوی معجزه‌آسا برپا شده است. به این مجسمه‌ها و تابلوها مریم مقدس سیاه هم گفته می‌شود. می‌توان گفت که سیاهی رنگ آن، به دلیل سالیان طولانی زیر خاک بودن (برای پنهان ماندن از دشمن) به وجود آمده است. آنان عقیده دارند مکان این مجسمه‌ها و تابلوها در رؤیا به یک کشیش یا راهبه یا یکی از مردم عادی معرفی شده است.
نمونه‌هایی از این مکانها عبارت‌اند از: روکامادور (4) وچارتزله پوی (5) درفرانسه، گوادالوپ (6) و مونتزرات (7) در اسپانیا، ماریازل (8) در اتریش، این سیلن (9) در سوئیس و جزتوچوا (10) در لهستان.
این مناطق از قرون وسطی تا کنون زیارتگاه مسیحیان معتقد است.
2. مکانهایی که حضرت مریم در آنجا دیده شده و به فردی که خود انتخاب کرده پیغامی داده است. دیده شدن حضرت مریم 3 بیشتر در قرنهای 19 و 20 اتفاق افتاده است. مهم‌ترین این مکانها عبارت‌اند از: رئودوباک (11) در پاریس (1830) لاساتا (12) در فرانسه (1846)، لوردس(1858) (13)، پونتاین (14)
(1871)، پله وویسین (15) فاطیما در پرتغال (1917)، بیورانگ (16) و بانوکس (17) در بلژیک. (1932).
یکی دیگر از مراکز زیارتی خانه‌ای است که در ناصره (Nazereth) که حضرت مریم 3 در آن زندگی کرده است. به اعتقاد مسیحیان این خانه امروز در مکانهای دیگری ظاهر شده است. آنان عقیده دارند ملائکه این خانه را جا به جا کرده‌اند و به ایتالیا در نزدیکیهای آنکونا (18) در لورتو (19) و در انگلستان در نزدیکی نورفولک (20) در والسینگهام (21)آورده‌اند. (Hag house ,Santa Case)
در گذشته مراسم حج مسیحیان، نوعی مجازات گناهکاران در این جهان شمرده می‌شد؛ یعنی فرد گناهکار کفاره‌ای می‌داد تا از گناهش پاک شود. بر همین اساس هم در دورانی که وسایل نقلیه مدرن وجود نداشت، باید پیراهنی از مو بر تن می‌کردند و تا سانتیاگو پیاده می‌رفتند. این عمل جلوه‌ای از عذاب اعراف (Purgatory) شمرده شده است. امروزه با وجود امکانات و وسایل نقلیه، حج نمایی دسته جمعی یافته است.
در اروپای امروز بیشترین تعداد زائران لوردس در جنوب فرانسه می‌آیند. عقیده مسیحیان بر این است که شست و شو در نهر یا دوشهای ویژه نصب شده در این محل، بیماری‌های لا علاج را شفا می‌دهد. زائران این مکان به مرز پنج میلیون نفر در سال می‌رسد.
مقام دوم را فاطیما در پرتغال با چهار میلیون زائر در سال به خود اختصاص داده است. رئو دوباک در پاریس هم سالانه یک میلیون زائر دارد. حج رم هم بیشتر در سال های مقدس انجام می‌شود.
در قاره آمریکا نیز مکانهای زیادی برای حج کاتولیکها وجود دارد. قدیمی‌ترین مکان حج در اینجا احتمالًا مکانی است متعلق به حضرت مریم 3 که در جمهوری دومینیکن در سانتوسرو (22) واقع شده است. بر اساس نظر رایج کریستف کلمب به شکرانه پیروزی بر بومیان آمریکا، صلیبی را در این مکان نصب کرده بود. مهاجران و مبلغان دینی که به آمریکا آمدند، سنت حج را فراگیر نمودند.
مشهورترین مکان حج در دنیای نو، مکانی است با چهارده میلیون زائر در سال به نام نوسترا سنورا د گادالوپ. (23) بر اساس اسطوره‌ها، در تاریخ نهم دسامبر 1531، مریم مقدس در منطقه‌ای به نام تپیاک (24) در مکزیکوسیتی امروز، برای یک روستایی مکزیکی به نام جان ظهور کرده است.
آنچه سنت حج را در آمریکا شکل داده است، تفکر حج مهاجران این سرزمین است. مهاجرانی که از اسپانیا، پرتغال و فرانسه در قرنهای شانزده و هفده میلادی به این قاره آمده بودند. با مهاجرت اهالی مناطق دیگر اروپا در قرن های 19 و 20، اختلافات بسیاری در مورد مراکز حج و بارگاه های زیارتی پیش آمد. در بعضی مناطق، به مکان های مقدس بومیان آمریکا نیز، رنگ و بوی مسیحی داده شد.


1- Santiago de compostela
2- Mozlem salyer
3- Enduljans
4- Rocamadour
5- Chartes le puj
6- Guadulup
7- Monteserrat
8- Moriazell
9- Einsiedeln
10- Czestochowa
11- Rue du Bac
12- La salette
13- lourdes
14- Pontmain
15- Pelle voisin
16- Beauraing
17- Banneux
18- Ancona
19- Loreto
20- Norfolk
21- Walsingharm
22- Santo corro
23- Nuestra Senora de Gua dalupe
24- Tepeyak

ص: 66
بیشتر مراکز حج در دنیای نو، مرتبط با رؤیت حضرت مریم 3 است. مجسمه‌های زیارتی توسط مبلغان مذهبی یا افراد مرموز در مکانهای امروزی خود قرار داده شده‌اند.
در سرزمین های آناتولی نیز محلهای زیارتی حج مسیحی وجود دارد. این مکانها مربوط به تاریخ مسیحیت و شخصیتهای مهم آن است. مکان هایی که پاولوس در مسیر مسافرت دینی خود طی کرده است، امروزه توسط مسیحیان زیارت می‌شوند از جمله انطاکیه. پاولوس، پترس و بارنابا مسیحیت را در این منطقه گسترش دادند.
در سال 252 تا 300 بعد از میلاد، در این شهر ده کلیسا ساخته شده و در مرحله اول کلیسای انطاکیه در میان پنج کلیسای بزرگ جای گرفته است.
مکان مقدس دیگر نیز افس (1) است. پاولوس به قصد انتشار و تبلیغ مسیحیت در اینجا مانده، یوحنّا، حواری بزرگ نیز در افس زندگی کرده و در آنجا دفن شده است. بعضی می‌گویند حضرت مریم 3 با یوحنّا به اینجا آمده و زندگی کرده است، ولی این نظر ضعیف است.
خانه‌ای که در افس قرار دارد و منسوب به حضرت مریم 3 است، یکی از مکان های زیارتی حج به شمار می‌آید. مسیحیان از آب مقدس این مکان می‌نوشند و دعا می‌کنند.
پدر پُل ششم در سال 1967 و پاپ ژان پل دوم در سال 1979 این مکان را زیارت کرده‌اند. از سوی دیگر آنتالیا (Demre) نیز به عنوان محل دفن سان نیکلاس (بابانوئل) یا (Aya Nikola) زیارت می‌شود.
در اینجا کلیسا هم وجود دارد که متعلق است به اسقف دمره، میرا. در قرن نهم استخوانهای نیکلاس که در زمان دیوکلت (2) به قتل رسیده بود، از این مکان به باری (3) در ایتالیا منتقل شده است. نیکلاس به عنوان حامی مقدس دریاداران، کودکان و مردم روسیه، یونان و سیسیل شناخته شده است.
ص: 67


1- Efes
2- Dioclet
3- Bari