مقام ابراهیم (ع) وجایگاه آن در فقه‌

نوع مقاله: فقه حج

نویسنده

چکیده

در این نوشتار به حقیقت مقام ابراهیم خواهیم پرداخت و اینکه فضیلت آن تا چه حدّ است، مکانش در عصر ابراهیم خلیل (ع) و پیامبر (ص) کجا بوده و جابهجایی آن در زمان خلیفه دوم چگونه انجام شده است.
همچنین نقش و جایگاه مقام ابراهیم در مورد دو مسأله فقهی؛ «طواف میان کعبه و مقام ابراهیم» و «نمازطواف پشت مقام ابراهیم» را تبیین خواهیم کرد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


حقیقت مقام چیست؟
به گفته واژه شناسان:
- مقام، اسم مکان نیست بلکه در لغت به معنای «جای پای انسان» آمده است. (1)- مقام ابراهیم؛ یعنی جای دو پای ابراهیم خلیل که روی سنگ نمایان است. (2)- مقام ابراهیم، سنگی است مربع شکل با طول و عرض حدود 40 سانتیمتر و ارتفاع تقریبی 50 سانتیمتر که در عصر ما، درون محفظه‌ای شیشه‌ای، میان گنبدی طلایی رنگ، رو به روی درِ کعبه، به فاصله 5/ 26 ذراع نگهداری می‌شود.


1- فرهنگ لغت منجدالطلاب.
2- تاریخ مکه، ج 2، صص 325 و 326

ص: 5
روی مقام ابراهیم این فراز از آیه الکرسی به چشم میخورد: ... وَ لَا یَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظیمُ. (1) قداست و عظمت مقام ابراهیم (ص)
مقام ابراهیم ازآیات الهی و از معجزات حضرت ابراهیم خلیل است که نام آن، دو بار، به دو عنوان، در قرآن کریم آمده است:
1. «نشانه وآیت بزرگ خداوند»؛ فیهِ آیاتٌ بَیِّناتٌ مَقامُ إِبْراهیم .... (2) درتفسیر «آلاء الرحمن» آمده است: مقام ابراهیم از نشانههای آشکار وجاوید حضرت ابراهیم (ع) است. همین سنگی که ابراهیم خلیل برآن ایستاد و اثر دو پای شریفش، همانند فرو رفتن درگِل به جای ماند.
این سنگ با وجود حوادث گوناگون طبیعی و غیر طبیعی در طول قرنها همچنان به عنوان معجزه الهی باقی مانده است. (3) 2. به عنوان قبلهگاه نمازگزاران؛ ... وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهیمَ مُصَلًّی. (4)
در باره این آیه، به بحث خواهیم پرداخت.
مقام ابراهیم 7 سنگی از بهشت
صاحب «مجمع البیان» در قداست و بهشتی بودن مقام روایاتی آورده است:
* «رُوِیَ عَنِ الْبَاقِرِ (ع) أَنَّهُ قَالَ: نَزَلَتْ ثَلَاثَهُ أَحْجَارٍ مِنَ الْجَنَّهِ؛ مَقَامُ إِبْرَاهِیمَ، وَ حَجَرُ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَ الْحَجَرُ الأَسْوَدُ اسْتَوْدَعَهُ اللَّهُ إِبْرَاهِیمَ حَجَراً أَبْیَضَ وَ کَانَ أَشَدَّ بَیَاضاً مِنَ الْقَرَاطِیسِ


1- بقره: 225
2- آل عمران: 97
3- تفسیرآلاء الرحمان، ج 1، ص 315
4- بقره: 119

ص: 6
فَاسْوَدَّ مِنْ خَطَایَا بَنِی آدَمَ». (1) «از حضرت باقر (ع) نقل شده که خداوند سه قطعه سنگ را از بهشت بر زمین فرود آورد: 1. مقام ابراهیم (ع) 2. سنگ بنی اسرائیل 3. حجر الأسود و آن سنگی است که خداوند به امانت نزد ابراهیم (ع) گذاشت (که آن را در رکن خانه کعبه نصب کرد). رنگ آن ابتدا از کاغذ سفیدتر بود لیکن در اثر گناهان فرزندان آدم، سیاه گردید.»
* «رَوَی عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَمْرو بْن الْعَاصِ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): الرُّکْنُ وَ الْمَقَامُ یَاقُوتَتَانِ مِنْ یَاقُوتِ الْجَنَّهِ طَمَسَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی نُورَهُمَا لَوْ لَا ذَلِکَ لأَضَاءَتَا مِنْ بَیْنِ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ». (2) «عبد اللَّه بن عمر، از حضرت پیامبر (ص) نقل کرده است: رکن و مقام، دو یاقوت از یاقوتهای بهشتاند و خداوند نور آنها را گرفته است و اگر نه این بود، آنها میان مشرق و مغرب را روشن میکردند.»
چگونگی اثر پای ابراهیم (ع)
در چگونگی پیدایش این اثر روی آن سنگِ سخت به عنوان نشانه الهی، سه احتمال دادهاند که دو احتمال آن با کعبه مرتبط و قابل جمع است و احتمال دیگر را بی ربط با کعبه و ضعیف و مردود شمردهاند.
ازرقی، مورخ قرن سوم هجری، در مورد این احتمالات می‌نویسد:
احتمال نخست:
هنگامی که ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) مشغول ساختن کعبه بودند، دیوارهای کعبه بالا آمد و ادامه آن ممکن نبود، از اینرو سنگی برای ابراهیم آوردند و او روی سنگ ایستاد و دیوار کعبه را بالا برد. این احتمال به دلیل ارتباط آن با کعبه قوی‌تر است.


1- تفسیر مجمع البیان، ج 1، ص 384؛ ترجمه مجمع البیان، ج 2، ص 41؛ بحار، ج 12، ص 84، باب 5
2- همان، ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 2، ص 44

ص: 7
احتمال دوم:
به هنگام اتمام بنای کعبه، ابراهیم خلیل (ع) مأموریت یافت ندای حج سر دهد:
وَأَذِّن فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجَالًا وَعَلَی کُلِّ ضَامِرٍ یَأْتِینَ مِن کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ. (1) «و مردم را دعوت عمومی به حج کن تا پیاده و سواره بر مرکبهای لاغر، از هر راه دوری به سوی تو آیند ...»
ازرقی نقل کرده است که:
«محمدبن یحیی، از محمد بن عمر واقدی، از ابن ابی سبره، از اسحاق بن عبداللَّه بن ابی فروه، از عمر بن حکم، از ابوسعید خدری نقل می‌کند که گفت: از عبداللَّه بن سلام درباره نشانه‌ای که روی مقام ابراهیم است پرسیدم. گفت: این سنگ به وضعی بود که امروز هست ولی خداوند سبحان اراده کرد که آنرا نشانهای از آیات خود فرماید و چون ابراهیم (ع) مأمور شد مردم را برای انجام حج فرا بخواند، روی این سنگ ایستاد و این سنگ چندان بالا رفت که از همه کوهها بلندتر گردید و ابراهیم (ع) به همه چیز مشرف شد و بانگ برداشت: ای مردم، دعوت پروردگار خویش را پاسخ گویید. مردم در پاسخ گفتند: گوش به فرمانیم، پروردگارا! گوش به فرمان و نشانه هر دو پای او بر آن سنگ باقی بود که خداوند چنین اراده کرده بود.
ابراهیم (ع) روی آن سنگ به چپ و راست خود می‌نگریست وهمچنان می‌گفت: دعوت خدای خود را پاسخ گویید.» (2) در مورد این احتمال، روایات صحیحی داریم. از جمله آنها روایت غالب بن عثمان است که در آن آمده است:
«... أَبِی جَعْفَرٍ (علیهما السلام) قَالَ: إِنَّ اللَّهَ لَمَّا أَمَرَ إِبْرَاهِیمَ یُنَادِی فِی النَّاسِ الْحَجَّ قَامَ عَلَی الْمَقَامِ فَارْتَفَعَ بِهِ حَتَّی صَارَ بِإِزَاءِ أَبِی قُبَیْسٍ فَنَادَی فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ فَأَسْمَعَ مَنْ فِی أَصْلَابِ الرِّجَالِ وَ أَرْحَامِ


1- حج: 27
2- ازرقی، اخبار مکه، ج 2، صص 324 و 325

ص: 8
النِّسَاءِ إِلَی أَنْ تَقُومَ السَّاعَهُ». (1) «امام باقر (ع) فرمود: وقتی خداوند به ابراهیم فرمان داد: در میان مردم ندای حج دهد، بر مقام ایستاد، پس مقام او را بالا برد تا در مقابل کوه ابوقبیس قرار گرفت. ندا داد مردم به حج بیایند. پس هر کس که در اصلاب مردان و ارحام زنان بود، تا روز قیامت، ندای او را شنید.»
این احتمال با احتمال نخست قابل جمع است. چون در طول هم واقع شدهاند و هیچ منعی ندارد که حضرت ابراهیم (ع) هم در بنای کعبه و هم در اعلان حج، روی این سنگ ایستاده باشد.
احتمال سوم:
ارتباطی به کعبه ندارد و ازرقی نیز آن را ضعیف و مردود شمرده و آن این است که: ابراهیم خلیل آنگاه که از شام به مکه می‌آمد، برای همسر خود سوگند می‌خورد که در مکه از مرکب خود پیاده نشود و چون به مکه رسید، این سنگ را پیش او آوردند و پای خود را از رکاب بیرون آورد و بر آن نهاد. سعید بن جبیر می‌گوید: این نقل درست نیست. سپس روایت ابن عباس را نقل می‌کند که حضرت ابراهیم برای بنای کعبه پا روی این سنگ گذاشته است. (2) ممکن است این داستان که مجمع البیان مفصل به آن پرداخته، درست باشد، اما هیچ ارتباطی به مقام ندارد.
جای اصلی مقام
دلایل، قرائن و شواهدی وجود دارد که مقام ابراهیم در عهد ابراهیم خلیل (ع) و عهد پیامبر (ص) (بعد از فتح مکه و حکومت خلیفه اوّل) به کعبه چسبیده بوده و در عصر خلیفه دوم به جای فعلی منتقل شده است. این دلایل و قرائن عبارتاند از:


1- وسائل الشیعه، ج 9، ص 478، ابواب الطواف، باب 71، ح 1
2- اخبار مکه، ج 2، صص 324 و 325؛ مجمع البیان، ج 1، ص 204

ص: 9
1. روایت محمدمسلم
«عَنْ مُحَمَّد بن مُسلمٍ قَالَ: سَألتُهُ عَنْ حَدِّ الطَّوَافِ بِالبَیْتِ الّذی مَنْ خَرَجَ عَنْهُ لمْ یَکُن طائِفاً بِالبَیْتِ، قَالَ: کَانَ النّاسُ عَلی عَهْدِ رَسُولِ اللَّه- صَلَّی الله علیه وآله- یَطُوفُونَ بِالبَیْتِ وَ المَقامِ وَ أنتُمُ الیَومَ تَطُوفُونَ مَا بَیْنَ المَقَامِ وَ بَینَ الْبَیْتِ فَکَانَ الْحَدُّ مَوْضعَ الْمَقَامِ الْیَومَ فَمَنْ جازَهُ فَلَیْسَ بِطائِف وَ الحَدُّ قَبْلَ الْیَومِ وَ الیَوْمَ وَاحِدٌ قَدْرَ مَا بَیْنَ المَقامِ وَ بَینَ الْبَیتِ مِنْ نَواحِی الْبَیتِ کُلِّهَا فَمَنْ طافَ فَتَبَاعَدَ مِنْ نَوَاحِیهِ أَبْعَدَ مِنْ مِقْدارِ ذَلِکَ کَانَ طائِفاً بِغَیْرِ الْبَیتِ بِمَنْزِلَهِ مَنْ طافَ بِالمَسْجِدِ لأنَّهُ طافَ فِی غَیْرِ حَدٍّ وَ لَا طَوَافَ لَهُ». (1)
«محمد بن مسلم گوید: از امام صادق (ع) از حدّ و مرز طواف خانه پرسیدم و گفتم: آن محدوده که اگر کسی خارج از آن طواف کند، گویا طواف نکرده کدام است؟ حضرت فرمود: مردم در عصر پیامبر (ص) پیرامون خانه و مقام طواف می‌کردند ولی امروز شما میان مقام و خانه طواف می‌کنید.
پس حدّ مطاف جای مقام فعلی است و هر کس از آن بگذرد، گویی طواف کننده نیست و طواف او صحیح نمی‌باشد. حدّ مطاف در گذشته و امروز یکی است و آن، حدّ میان مقام و کعبه در همه نواحی خانه می‌باشد. پس کسی که دورتر از این مقدار طواف کند، طواف به غیر بیت کرده است؛ مانند کسی که خارج از مسجد الحرام، برگرد مسجد طواف کرده باشد، چون او طواف را در مطاف انجام نداده، پس طوافی نکرده است.»
هرچند روایت به علت مجهول بودن یاسین الضَّریر ضعیف شمرده شده ولی اشتهار عمل به روایتی بین اصحاب، موجب جبران ضعف آن می‌شود (2) و مشهور قدما به روایت محمد بن مسلم عمل کرده و طبق آن فتوا داده‌اند. پس اشکالی در روایت نیست. (3) و می‌توان به آن استناد کرد.
آیت الله گلپایگانی می‌فرماید: روایت به خاطر «یاسین الضریر» که مجهول است و هیچ مدح و ذمی در باره او نرسیده، ضعیف است ولی عمل اصحاب و اعتماد آنها به روایت، جبران ضعف سند


1- فقه الصادق، ج 11، ص 245
2- اصطلاحات الاصول، آیت اللَّه مشکینی، ص 152
3- فقه الصادق، ج 11، ص 24

ص: 10
می‌کند. (1)
روایت، صدر و ذیلی دارد. صدر روایت به مسأله تاریخی و جابهجایی مقام ابراهیم پرداخته و ذیل روایت مسأله فقهی حدّ مطاف را بیان کرده استکه دراین بحث شاهد مثال ما صدرروایت است و ذیل روایت از بحث ما خارج میباشد.
در صدر روایت می‌فرماید: مردم در عصر پیامبر (ص) پیرامون خانه و مقام طواف می‌کردند اما امروز شما میان خانه و مقام طواف می‌کنید؛ یعنی بین این دو، فاصله ایجاد شده است. این دو عبارت، قابل دقت است. در جمله «یَطُوفُونَ بِالْبَیْتِ وَ الْمَقَامِ»، به مردم عصر پیامبرخدا (ص) اشاره دارد که آنان با مقام، معامله بیت می‌کردند، همچنان که پیرامون کعبه می‌چرخیدند، دور مقام نیز طواف میکردند؛ چون کلمه «المقام» عطف به «البیت» است؛ یعنی «یَطُوفُونَ بِالْبَیْتِ» و «یَطُوفُونَ بِالْمَقَامِ» و این گویای آن است که مقام ابراهیم وصل به کعبه بوده است. این عبارت، با عبارت بعدی که می‌فرماید:
«وَ أَنْتُمُ الْیَوْمَ تَطُوفُونَ مَا بَیْنَ الْمَقَامِ وَ بَیْنَ الْبَیْت ...»؛ «شما امروز میان مقام و خانه طواف می‌کنید.» در اینجا تفاوت بسیار است؛ دیروز مسلمانان در طواف دور مقام می‌چرخیدند ولی امروز شما نمی‌توانید دور آن بچرخید.
این ظهور بسیار روشنی دارد که مقام ابراهیم درعهد پیامبرخدا (ص) کنار دیوار کعبه بوده است.
2. صدوق با اسناد خودش از زراره چنین نقل می‌کند:
«وَ قَالَ زُرَارَهُ بْنُ أَعْیَنَ لأَبِی جَعْفَرٍ (علیهما السلام) أَدْرَکْتَ الْحُسَیْنَ (ع)؟ قَالَ نَعَمْ، أَذْکُرُ وَ أَنَا مَعَهُ فِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَ قَدْ دَخَلَ فِیهِ السَّیْلُ وَ النَّاسُ یَتَخَوَّفُونَ عَلَی الْمَقَامِ یَخْرُجُ الْخَارِجُ فَیَقُولُ قَدْ ذَهَبَ بِهِ السَّیْلُ وَ یَدْخُلُ الدَّاخِلُ، فَیَقُولُ: هُوَ مَکَانَهُ، قَالَ: فَقَالَ یَا فُلَانُ مَا یَصْنَعُ هَؤُلَاءِ؟ فَقُلْتُ: أَصْلَحَکَ اللَّهُ یَخَافُونَ أَنْ یَکُونَ السَّیْلُ قَدْ ذَهَبَ بِالْمَقَامِ، قَالَ: إِنَّ اللَّهَ- عَزَّ وَ جَلَّ- قَدْ جَعَلَهُ عَلَماً لَمْ یَکُنْ لِیَذْهَبَ بِهِ فَاسْتَقِرُّوا وَ کَانَ مَوْضِعُ الْمَقَامِ الَّذِی وَضَعَهُ إِبْرَاهِیمُ (ع) عِنْدَ جِدَارِ الْبَیْتِ، فَلَمْ یَزَلْ هُنَاکَ حَتَّی حَوَّلَهُ أَهْلُ الْجَاهِلِیَّهِ إِلَی الْمَکَانِ الَّذِی هُوَ فِیهِ الْیَوْمَ، فَلَمَّا فَتَحَ


1- تقریرات حج، ج 2، ص 96

ص: 11
النَّبِیُّ (ص) مَکَّهَ رَدَّهُ إِلَی الْمَوْضِعِ الَّذِی وَضَعَهُ إِبْرَاهِیمُ (ع) فَلَمْ یَزَلْ هُنَاکَ إِلَی أَنْ وَلِیَ عُمَرُ، فَسَأَلَ النَّاسَ مَنْ مِنْکُمْ یَعْرِفُ الْمَکَانَ الَّذِی کَانَ فِیهِ الْمَقَامُ؟ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ، أَنَا قَدْ کُنْتُ أَخَذْتُ مِقْدَارَهُ بِنِسْعٍ فَهُوَ عِنْدِی فَقَالَ ائْتِنِی بِهِ فَأَتَاهُ فَقَاسَهُ ثُمَّ رَدَّهُ إِلَی ذَلِکَ الْمَکَان». (1)
«زراره بن اعین به امام باقر (ع) گفت: آیا [جدت] حسین (ع) را دیدی و اورا درک کردی؟ امام (ع) فرمود: آری. یادم می‌آید که با او در مسجد الحرام بودم، سیل آمد و وارد مسجد الحرام شد، مردم برای مقام می‌ترسیدند. گروهی که از مسجد خارج می‌شدند، می‌گفتند: سیل مقام را برد. عده‌ای که داخل مسجد الحرام می‌شدند می‌گفتند: مقام در جای خودش می‌باشد. امام (ع) فرمود: فلانی! این مردم چه می‌کنند؟ گفتم: خدا شما را پایدار بدارد، می‌ترسندکه سیل مقام را ببرد. حضرت فرمودند: خداوند- عزّوجلّ- آنرا عَلَم و نشانه قرار داده است و چنین نیست که سیل آن را ببرد. پس آرام بگیرید. و جایگاه مقام که ابراهیم (ع) در نظر گرفته بود، کنار دیوار کعبه بود. مقام همچنان آنجا بود تا آنکه اهل جاهلیت آن را به مکانی که امروز قرار گرفته منتقل کردند.»
هنگامی که مکه به دست پیامبرخدا (ص) فتح شد، آن حضرت مقام را به جایگاه نخست که ابراهیم (ع) قرار داده بود برگرداند تا آنکه در خلافت عمر، او از مردم پرسید چه کسی جای مقام را می‌داند؟ مردی گفت: من جای آن را با نخی اندازه گرفتهام. عمر گفت: آن را بیاور، و او آورد، سپس مقام را به مکان فعلی منتقل کرد.
بررسی روایت:
روایت زراره دارای چند فراز است:
1. در آن به عَلَم و نشانه بودن مقام ابراهیم از جانب خداوند اشاره شده است؛ (قَدْ جَعَلَهُ عَلَماً).
2. در عصر ابراهیم خلیل (ع)، مقام درکنار دیوار خانه بوده است.
3. مردم زمان جاهلیت مقام را به جایگاه فعلی منتقل کردهاند.
4. پیامبرخدا (ص) در فتح مکه مقام را به جایگاه زمان ابراهیم (ع) برگرداند.
5. عمر در زمان خلافتش مقام را به جایگاه فعلی (که در زمان جاهلیت بود) منتقل کرد.


1- من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 244، ح 2308

ص: 12
روایت زراره، تأییدی است بر روایت محمدبن مسلم و به نوعی مفسّرآن است. در روایت محمد بن مسلم آمده است: «مردم در عهد پیامبر (ص) برگِرد خانه و مقام طواف می‌کردند.» اطلاق این جمله هم شامل دوران بعثت میشود و هم شامل زمان هجرت و این معنا را میرساند که مقام در تمام دوران پیامبر (ص) کنار دیوار کعبه قرار داشته است.
و روایت زراره می‌گوید: تا پیش از فتح مکه، مقام در جایگاه فعلی قرار داشته و در فتح مکه پیامبر (ص) آن را به جایگاه اصلیاش؛ یعنی کنار کعبه منتقل کرده است.
3. صحیح ابراهیم بن ابی محمود
«عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ أَبِی مَحْمُودٍ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا (ع) أُصَلِّی رَکْعَتَیْ طَوَافِ الْفَرِیضَهِ خَلْفَ الْمَقَامِ، حَیْثُ هُوَ السَّاعَهَ، أَوْ حَیْثُ کَانَ عَلَی عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ (ص)؟ قَالَ: حَیْثُ هُوَ السَّاعَهَ». (1)
«ابراهیم بن ابو محمود می‌گوید: از امام رضا (ع) پرسیدم: دو رکعت نماز واجب طواف را پشت مقام در جایگاه فعلی آن بخوانم یا در جایگاهی که عصر رسول الله (ص) بود؟ امام (ع) فرمود: پشت مقام در جای فعلی.»
از سؤال راوی پیداست که او می‌دانست مقام ابراهیم در عصر پیامبر (ص) در کنار کعبه بوده است و امام (ع) نیز آن را تأیید می‌کند.
4. نظریه برخی از علما
- آیت اللَّه گلپایگانی/ با استناد به این روایت، تأکید می‌کند که مقام ابراهیم (ع) در زمان پیامبر (ص) به کعبه چسبیده بوده و خلیفه دوم آن را به مکان فعلی- که مکان عصر جاهلیت است- منتقل کرد. (2)
- شیخ حرّ عاملی نیز پس از نقل این روایت می‌گوید: در شماری از روایات آمده است که مقام ابراهیم (ع) به دیوار کعبه چسبیده بود و عمر آن را به مکان فعلی انتقال داد. (3)


1- وسائل الشیعه، ج 9، ص 478، ابواب الطواف، باب 71، ح 1
2- تقریرات حج، ج 2، ص 71
3- وسائل الشیعه، ج 9، ص 479، ابواب الطواف، باب 71، ح 1

ص: 13
نتیجه:
از دلایل یاد شده استفاده می‌شود که مقام در عهد ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) و نیز در عهد پیامبر خدا (ص)، از فتح مکه به بعد، در کنار دیوار یا چسبیده به دیوار کعبه بوده و در دوران خلافت عمر و به فرمان وی، به جای فعلی انتقال یافته است؛ و این همان جایی است که در عصر جاهلیت بود.
نکته: گر چه مقام جا به جا شده، لیکن در جهت آن تغییری ایجاد نگردیده است؛ یعنی مقام در جایگاه کنونی، درست رو به روی همان مکان قبلی کنار کعبه است، البته با فاصله بیشتر.
روایات اهل سنت
اهل سنّت در مورد مکان مقام، روایاتی دارند که هم با یکدیگرهمخوانی ندارند و هم با روایات شیعه در تعارض هستند.
ازرقی، چند روایت نقل می‌کند که با هم تفاوت دارند:
1. روایتی که می گوید: مقام در زمان ابراهیم خلیل، در جای کنونی بوده است:
شیخ محمدحسن نجفی، صاحب جواهر، آن روایت را نقل وسپس نقدکرده است. وی میگوید: مالک بن انس و طبری گفتهاند:
«قریش در عهد جاهلیت از ترس سیل، مقام را به خانه چسبانده بودند و این وضعیت همچنان تا عهد پیامبر (ص) و ابوبکر ادامه داشت، پس هنگامی که عمر به حکومت رسید، مقام را به جای کنونی آن؛ همان جایی که ابراهیم‌خلیل تعیین کرده بود، بازگرداند.» (1)
ازرقی در اخبار مکه این روایت و روایت ذیل را آورده است:
محمدبن یحیی، از سُلیم بن مُسلم، از ابن جُریج، از محمدبن عباد بن جعفر از عبداللَّه بن صفوان نقل می‌کند که می‌گفت:
«در حالی که عمر در مکه و در خانه ابن سباع ساکن بود، به عبداللَّه بن سایب عابدی


1- جواهر، ج 19، ص 296

ص: 14
(از قاریان بنام مکه که تا اندکی پیش از کشته شدن عبداللَّه بن زبیر زنده بود) (1) دستور داد که مقام را به جایگاه خود برگرداند، او چنان کرد و نماز مغرب را خواند. عُمر از دردسر شکایت داشت و پس از آنکه من یک رکعت از نماز مغرب خوانده بودم آمد و پشت سرم نماز خواند، گوید چون نماز تمام شد، عمر احسنت و آفرین گفت، من نخستین کس بودم که پس از نصب مقام ابراهیم در جای اصلی آن نماز گزاردم.» (2) صاحب جواهر همچنین در نقد این روایت می‌گوید:
«اولًا: عمر ازکجا می‌دانست جای مقام درعصر ابراهیمخلیل (ع) مکان کنونی بودهاست؟
ثانیاً: پیامبرخدا (ص) نسبت به این عمل اولویت داشته است. چرا او این کار را انجام نداد؟ حال آنکه او پیامبرخدا بود و می‌بایست راه ابراهیم خلیل را برود!» (3) 2. روایتی که می گوید: مقام در عهد عمر در جای کنونی بوده و به دستور وی پایهای برای حفاظت از مقام ساختند:
ازرقی می نویسد: ابوالولید از پدر بزرگش، از داود بن عبدالرحمان، از ابن جُریج، از کثیربن کثیربن مطلب بن ابی وداعه سهمی از پدرش از پدر بزرگش نقل می‌کند:
«در روزگار حکومت عمر بن خطاب سیلی آمد که به سیل امّ نهشل معروف شد؛ زیرا امّ نهشل دختر ابو عبیده بن أبو أحیحه سعیدبن عاص را با خود برد و او در آن سیل غرق شد و مرد. این سیل مقام را از جای خود کند و برد و آنرا در محله پایین مکه یافته، آوردند و به پرده‌های کعبه متصل کردند و در این باره برای عمر نوشتند و او در حالی که از این واقعه ترسیده بود، در ماه رمضان به قصد عمره به مکه آمد. محل اصلی مقام را سیل از میان برده بود و نشانه آن هم محو شده بود. عمر مردم را فرا خواند و گفت: شما را به خدا سوگند می‌دهم هر کس اطلاعی از جای دقیق مقام دارد مرا آگاه کند، مطّلب بن أبو وداعه سهمی گفت: ای امیرمؤمنان، من جای آن را می‌دانم؛ زیرا از چنین پیشامدی بیمناک بودم و اندازه فاصلههای آنرا تا حجرالأسود و حجر اسماعیل


1- ابن اثیر، اسدالغابه، ج 3، ص 170
2- جواهرالکلام، ج 19، ص 297
3- جواهر، ج 19، ص 296

ص: 15
و چاه زمزم با نخ گرفته‌ام و در خانه‌ام موجود است. عمر به او گفت: همین جا بنشین و بفرست آن نخ را بیاورند. چون نخ و ریسمان را آوردند و اندازه گرفتند، جای مقام همین جای کنونی تعیین شد. عمر از مردم دیگر هم پرسید وبا آنان مشورت کرد. گفتند: آری همین جا محلّ مقام است و چون این موضوع ثابت شد و برای عمر مسلّم گردید، نخست برای آن پایهای ساختند و سپس مقام را به جای خود منتقل کردند که تا امروز همچنان بر جای خود باقی است.» (1) مطّلب بن ابو وداعه از راویانی است که برخی او را ضعیف و برخی قوی و مورد اعتماد دانسته‌اند. (2) او روز فتح مکه مسلمان شد و پدرش در جنگ بدر اسیر گشت. مطّلب مدتی ساکن کوفه بود و سپس به مدینه برگشت. (3)
3. روایت ابن سراقه که گوید: «پیامبرخدا 9 مقام را به جای کنونی منتقل کرد:
میان کعبه و نمازگاه آدم، ترجیحاً نُه ذراع است و آنجا جایگاه مقام ابراهیم می‌باشد و پیامبر (ص) هنگامی که از طوافش فارغ شد، دو رکعت نماز نزد آن خواند و آیه وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهیمَ مُصَلًّی (4) بر او نازل شد. آنگاه پیامبر (ص) مقام را به جای کنونی منتقل کرد- و فاصله این تا کعبه بیست ذراع می‌باشد- تا طواف به واسطه گزاردن پشت سر او، قطع نشود آنگاه در زمان عمر سیل مقام را برد


1- تاریخ مکه، ج 2، ص 327، «جاء سیل فی خلافه عمر بن الخطاب، یقال له سیل أمّ نهشل، وإنّما سمی بأمّ نهشل، انّه ذهب بأمّ نهشل ابنه عبیده بن أبی أحیحه سعید بن العاص، فماتت فیه فاحتمل المقام من موضعه هذا، فذهب به حتی وجد بأسفل مکه، فأتی به فربط إلی أستار الکعبه فی وجهها، وکتب فی ذلک إلی عمر، فأقبل عمر فزعاً، فدخل بعمره فی شهر رمضان، وقد غبی موضعه وعفاه السیل، فدعا عمر بالناس، فقال: «أنشد الله عبداً عنده علم فی هذا المقام»، فقال المطلب بن أبی وداعه السهمی: أنا یا أمیر المؤمنین عندی ذلک، فقد کنت أخشی علیه هذا، فأخذت قدره من موضعه إلی الرکن، ومن موضعه إلی باب الحجر، ومن موضعه إلی زمزم بمقاط، وهو عندی فی البیت، فقال له عمر: «فاجلس عندی»، و أرسل إلیها، فأتی بها فمدها فوجدها مستویه إلی موضعه هذا، فسأل الناس وشاورهم، فقالوا: نعم هذا موضعه، فلما استثبت ذلک عمر وحق عنده، أمر به فأعلم ببناء ربضه تحت المقام، ثم حوله فهو فی مکانه هذا إلی الیوم ...»
2- به میزان الاعتدال ذهبی، ج 3، ص 409، ذیل شماره 6948
3- اسدالغابه، ج 4، ص 374
4- بقره: 119

ص: 16
و عمر دستور داد آن را به مکانی که پیامبر خدا (ص) معین کرده بود، منتقل کنند. (1)
صاحب جواهر درنقد روایت می نویسد:
«این روایت می‌گوید: پیامبرخدا (ص) مقام را به جای کنونی آورد در حالی که روایت زراره می‌گوید: عمر اعمال جاهلی را زنده کرد.» (2)
4. آیا تغییر و جابهجایی مقام ابراهیم 7 بدعت و عمل نامشروعی است؟
در پاسخ این پرسش باید گفت: از امیرمؤمنان (ع) در کتاب روضه کافی خطبه‌ای نقل شده که چنین کارهایی را بدعت و خلاف دستورات پیامبر (ص) شمرده است:
سلیم بن قیس هلالی می‌گوید: امیرمؤمنان (ع) در جمع خاصان و شیعیانش خطبه‌ای خواند ... آنگاه فرمود: حکمرانان پیش از من کارهایی انجام داده‌اند که در آنها با پیامبر خدا (ص) مخالفت کردند و از روی تعهد راه خلاف پیمودند و پیمانش را شکستند و سنت و روشش را تغییر دادند و اگر من بخواهم مردم را به ترک آنها وادارم و به جای اصلی آنها باز گردانم و به همان ترتیب که در زمان پیامبر (ص) بود مقرر دارم، لشکر از پیرامون من پراکنده شوند تا جز خودم تک و تنها نمانم و یا اندکی از شیعیان من که برتری مرا شناخته و وجوب اطاعت و امامت مرا از روی کتاب خدای- عزّوجلّ- و سنت پیامبرخدا (ص) دانسته‌اند، بهجای ماند. (اگرمردم مخالفت نمی کردند) می‌دیدید که من دستور می‌دادم تا مقام (حضرت) ابراهیم (ع) را به جای اصلی آن که پیامبرخدا (ص) آن را در آنجا نهاده بود برمی‌گرداندم.» (3)


1- ذکر الفقیه محمد بن سراقه العامری فی کتابه «دلائل القبله» فی موضع المقام عند الکعبه: و من الباب؛ یعنی باب البیت إلی مصلّی آدم 7 حین فرغ من طوافه وأنزل الله علیه التوبه وهو موضع الخلوق من إزار الکعبه أرجح من تسعه أذرع، وهناک کان موضع مقام إبراهیم 7، وصلّی النبی- صلی الله علیه وآله وسلّم- عنده حین فرغ من طوافه رکعتین، وأنزل الله علیه وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهیمَ مُصَلًّی ثم نقله- صلّی الله علیه وآله وسلّم- إلی الموضع الذی هو فیه الآن، وذلک علی عشرین ذراعًا من الکعبه ...».
2- جواهر الکلام، ج 19، ص 298
3- کلینی، روضه کافی، ج 1، ص 85، ح 21، ترجمه سیدهاشم رسولی محلاتی، اسلامیه، 1350 ش.

ص: 17
از این روایت چند برداشت میتوان کرد:
اولًا: از آن استفاده می‌شود که جای اصلی مقام، مکان فعلی نبوده بلکه نزد دیوار کعبه بوده است.
ثانیاً: ظاهر این روایت دلالت می‌کند که تغییر مکان مقام ابراهیم بدعت و امر نامشروعی است.
اهل سنت برای عمل خلیفه دوم اینگونه استدلال کرده‌اند:
اگر عمل عمر صحیح نبود، چرا صحابه و تابعین به او اعتراض نکردند، پس عدم اعتراض دلیل بر صحّت عمل او است.
در پاسخ این استدلال باید گفت: چنین نیست که عدم اعتراض به یک عمل، دلیل بر درستی آن باشد؛ زیرا عدم اعتراض یا ناشی از جهل و ناآگاهی است و یا نبود موقعیت؛ ممکن است آن دسته از صحابه که اعتراض نکردند آگاه به مساله نبودهاند و برخی نیز چون امیرمؤمنان (ع) معترض بودند اما موقعیت سیاسی و جوّ حاکم اجازه اعتراض به آنان نمی‌داد.
5. نقش مقام ابراهیم در حدّ مطاف
درحدّ طواف، میان مشهور فقهای قدما و میان فقهای متأخر و معاصر اختلاف است. فتوای قدما آن است که طواف باید میان مقام ابراهیم وخانه خدا انجام گیرد. برخلاف متأخرین ومعاصران که قائل به توسعه مطاف هستند.
پرسش: نقش مقام در ارتباط با حد مطاف طبق فتوای قدما چیست؟
1. آیا ملاک تعیین حدّ مطاف، مقام (سنگ) است یا بنا و قبه‌ای که مقام در آن جای گرفته است؟
2. آیا مقام ارتباطی با حدّ مطاف دارد؟
پاسخ: روایت محمد بن مسلم، حدّ را میان مقام و بیت می‌دانست. پیشتر گذشت، مراد از مقام سنگی است که جای پای حضرت ابراهیم (ع) بر آن نمایان است و در عهد ابراهیم خلیل و پیامبرخدا (ع) که به دیوار کعبه چسبیده بود، بنا و قبّه‌ای برای او در تاریخ ثبت نشده است. شواهد و قرائن حاکی از آن است که وقتی مقام به مکان فعلی انتقال یافت،
ص: 18
جهت حفاظت از آن، محفظه و بنا و قبه‌ای برای آن ساخته شد. (1) و آنچه طبق فتوای مشهور قدما، ملاک حد مطاف است، مقام (سنگ) است نه بنا و قبه آن ...
شیخ محمدحسن نجفی، صاحب جواهر می‌نویسد: آنچه در تعیین حد مطاف معتبر است، مقام اصلی (سنگ) است نه بنا بر آن. (2) درپاسخ سؤال دوم باید گفت:
مقام هیچ نقشی درتعیین حدّ مطاف ندارد. پس اگر مقام را جابهجا کنند و یا آن را بردارند، طبق فتوای قدما همین مسافت (3) باید در طواف مراعات شود. دلیل آن، خبر زراره و اخباری است که پیشتر خوانده شد. (4) در روایت محمدبن مسلم آمده بود:
«وَ الحَدُّ قَبْلَ الْیَومِ وَ الیَوْمَ وَاحِدٌ قَدْرَ مَا بَیْنَ المَقامِ وَ بَینَ الْبَیتِ مِنْ نَواحِی الْبَیتِ کُلِّهَا ...»
«حدّ مطاف در گذشته (زمان پیامبر (ص) که به کعبه چسبیده بود) و امروز یکی است و آن، حدّ میان مقام و کعبه در همه نواحی خانه می‌باشد.»
این جمله آشکارا بیان می کند که مقام ابراهیم هیچ دخا لتی درتعیین حد ومرزمطاف ندارد؛ زیرا در عصر پیامبر، مقام درکنارکعبه قرارداشته، در عین حال، حدّ مطاف به همان اندازه بود که امروز معین است. آنچه از روایت استنباط میشود این است که مقام درجایی قرارگرفته که مرز و حدّ مطاف از


1- « [عَنْ] عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ، عَنْ أَبِیه، عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی، عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عُمَرَ الْیَمَانِیِّ، عَنْ أَبَانِ بْنِ أَبِی عَیَّاشٍ، عَنْ سُلَیْمِ بْنِ قَیْسٍ الْهِلَالِیِّ قَالَ: خَطَبَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلَامُ ... فَقَالَ قَدْ عَمِلَتِ الْوُلَاهُ قَبْلِی أَعْمَالًا خَالَفُوا فِیهَا رَسُولَ اللَّهِ- صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ- مُتَعَمِّدِینَ لِخِلَافِهِ، نَاقِضِینَ لِعَهْدِهِ، مُغَیِّرِینَ لِسُنَّتِهِ، وَ لَوْ حَمَلْتُ النَّاسَ عَلَی تَرْکِهَا وَ حَوَّلْتُهَا إِلَی مَوَاضِعِهَا وَ إِلَی مَا کَانَتْ فِی عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ- صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ- لَتَفَرَّقَ عَنِّی جُنْدِی، حَتَّی أَبْقَی وَحْدِی أَوْ [مَعَ] قَلِیلٍ مِنْ شِیعَتِیَ الَّذِینَ عَرَفُوا فَضْلِی وَ فَرْضَ إِمَامَتِی مِنْ کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ ذِکْرُهُ وَ سُنَّهِ رَسُولِ اللَّهِ- صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ- أَ رَأَیْتُمْ لَوْ أَمَرْتُ بِمَقَامِ إِبْرَاهِیمَ- عَلَیْهِ السَّلامُ- فَرَدَدْتُهُ إِلَی الْمَوْضِعِ الَّذِی وَضَعَهُ فِیهِ رَسُولُ اللَّهِ- صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ- ...». تاریخ مکه، ج 2، ص 330
2- جواهر الکلام، ج 19، ص 298
3- 5/ 26 ذراع.
4- جواهر الکلام، ج 19، ص 298

ص: 19
آنجا محاسبه میشود. بنابراین، اگر روزی بیاید که به دلیلی مقام ابراهیم را جابه جا کنند، هیچ تغییری درحدّ مطاف طبق فتوای قدما حاصل نخواهد شد.
6. مقام ابراهیم و نماز طواف
مسأله دیگری که در مورد مقام ابراهیم مطرح گردیده، خواندن نماز طواف نزد مقام ابراهیم است.
از آیه «وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِیمَ مُصَلّیً» (1) استفاده می شود که محل نماز طواف باید از مقام ابراهیم اتخاذ شود. «مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِیمَ ...» بیش از این بیان نمیکند که محلّ نماز طواف باید برگرفته از مقام ابراهیم باشد. بدین ترتیب مقام در نماز طواف موضوعیت پیدا میکند. در هرجا که قرار گرفته باشد؛ خواه در جوار کعبه و خواه در مکان کنونی، باید در مقابل و جلو نماز گزار قرار گیرد. همچنان که در روایت صحیحه معاویه بن عمار از امام صادق (ع) آمده است:
«تَأْتِی مَقَامَ إِبْرَاهِیمَ فَتُصَلِّی رَکْعَتَیْنِ وَ اجْعَلْهُ أَمَاماً ...». (2) «به مقام ابراهیم میآیی، پس آن را در مقابل و رو بهرو قرار میدهی ....»
در روایت دیگر از امامصادق (ع) آمده است نماز طواف واجب، جز درپشت مقام جایز نیست:
«لَیْسَ لأَحَدٍ أَنْ یُصَلِّیَ رَکْعَتَیْ طَوَافِ الْفَرِیضَهِ إِلَّا خَلْفَ الْمَقَامِ لِقَوْلِ اللَّهِ- عَزَّ وَ جَلَّ- وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِیمَ مُصَلًّی فَإِنْ صَلَّیْتَهُمَا فِی غَیْرِهِ فَعَلَیْکَ إِعَادَهُ الصَّلَاهِ». (3)
«بر کسی جایز نیست دو رکعت نماز طواف را جز پشت مقام ابراهیم بخواند، به دلیل بیان خداوند بزرگ که فرمود: از مقام ابراهیم نمازگاه برگزینید. پس اگر این نماز را در غیر این مکان خواندی، باید اعاده کنی.»
نمازگاه ابراهیم وپیامبر (ص)


1- بقره: 125
2- تهذیب، ج 5، ص 136
3- تهذیب، ج 5، ص 137

ص: 20
ازرقی مینویسد:
«چون ابراهیم خلیل از کار دعوت فراغت یافت، مأمور شد که مقام را قبله خود قرار دهد. ابراهیم (ع) آنرا کنار درِ کنونی کعبه قرار داد و مدّتها هم قبله بود. پس از او، اسماعیل (ع) هم به جانب آن و روبهروی درِکعبه نماز می‌گزارد. پیامبر (ص) مأمور شد به جانب بیت المقدس نماز بگزارد و پیش از هجرت و مدتی پس از آن، همچنان به جانب بیت المقدس نماز می‌گزارد، تا آنکه خداوند متعال آنچه را که برای خود و پیامبرانش برگزیده بود، قبله قرار داد.
پیامبر (ص) در مدینه رو به ناودان کعبه نماز می‌گزارد. (یعنی جهت قبله به جانب شمالی کعبه و ناودان آن بود). و چون به مکه می‌آمد، چنان رو به کعبه می‌ایستاد که مقام روبهروی ایشان بود.» (1)
آیت اللَّه فاضل/ میفرمودند: «شاید سر اینکه از دیرباز به هنگام برپایی نماز جماعت، امام مسجد الحرام و مأموران پشت مقام و رو به روی کعبه می‌ایستند و نماز می‌خوانند، پیروی از همان عمل ابراهیم خلیل (ع) و پیامبر خدا (ص) باشد.» (2) و امّا دلیل این سخن که «در خلف مقام، هرجا که قرار گرفته باشد» برای نماز موضوعیت دارد، روایتی است که کلینی از ابراهیم بن ابو محمود نقل کرده است:
«قُلْتُ لِلرِّضَا (ع) أُصَلِّی رَکْعَتَیْ طَوَافِ الْفَرِیضَهِ خَلْفَ الْمَقَامِ حَیْثُ هُوَ السَّاعَهَ أَوْ حَیْثُ کَانَ عَلَی عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ (ص)؟ قَالَ: حَیْثُ هُوَ السَّاعَه». (3) «از حضرت رضا (ع) پرسیدم: آیا دو رکعت نماز طواف را پشت مقام ابراهیم، همین جایی که امروزه قرار دارد، بخوانم یا جایی که در زمان پیامبر خدا (ص) قرار داشته است؟ حضرت در پاسخ فرمود: همان جایی که امروزه قرار دارد.»


1- ازرقی، اخبار مکه، ج 2، صص 324 و 325، «فلمّا فرغ أمر بالمقام، فوضعه قبله، فکان یصلّی إلیه مستقبل الباب فهو قبله إلی ما شاء الله ثمّ کان إسماعیل بعد یصلّی إلیه إلی باب الکعبه، ثمّ کان رسول الله- صلّی الله علیه وآله وسلّم- فأمر أن یصلّی إلی بیت المقدس، فصلی قبل أن یهاجر وبعد ما هاجر، ثمّ أحب الله تعالی أن یصرفه إلی قبلته التی رضی لنفسه ولأنبیائه- علیهمالسلام- قال: فصلّی إلی المیزاب وهو بالمدینه، ثمّ قدم مکه، فکان یصلی إلی المقام ماکان بمکه».
2- کتاب حج، ج 4
3- تهذیب، ج 5، ص 135؛ کافی، ج 10، ص 282