آداب سفر در دایره المعارف فقه شیعه (جواهرالکلام)

نوع مقاله: اسرار و معارف حج

نویسنده

چکیده

فقهای بزرگوار ما در کتاب حج ـ با توجه به اهمیت ویژة این سفر معنوی و اثری که در انسان دارد ـ آدابی را از مجامع حدیثی استخراج و تبیین کرده‌اند که عمل به آن‌ها در رسیدن به هدف واقعیِ حج، بسیار مؤثر است و به روح و روان انسان جان تازه می‌بخشد. بیشتر مطالبی که در این نوشته بررسی گردیده، بر مبنای حدیثی است که امام صادق7 در حدیث حمّاد بن عیسی از وصیت لقمان بیان می‌کند.

موضوعات


همه ساله افراد زیادی به سفرهای زیارتی؛ مانند حج، عمره، عتبات عالیات، سوریه و مشهد رضوی و دیگر اماکن مقدّس می روند، ولی هدف اصلی زیارت که تغییر رفتار و الگو گرفتن از بزرگان و در نهایت قُرب الهی است، کمتر حاصل می‌شود. برای نمونه، از هدف‌های مهم در تمام زیارت ها، توجه بیشتر به واجبات دینی است؛ مانند نماز، پرداخت خمس، رعایت حق‌الناس و... لیکن در عمل می‌بینیم که در بسیاری از زائران تحوّل لازم به وجود نیامده است. یکی از علت‌های عمدة آن، این است که با اسرار، آداب و اخلاق در سفر آشنایی لازم نداریم و حال آن که در کتاب‌های فقهی، اخلاقی، تفسیری و حدیثی، مطالب بسیار مفیدی وجود دارد که عمل به آن ها دگرگونی عجیبی در زندگی فردی و اجتماعی مسافر ایجاد می‌کند.
ما برای رسیدن به این هدف والا، آداب سفرهای زیارتی را از کتب گوناگون استخراج کرده‌ایم که اهم آن ها دایرة‌المعارف شیعه؛ یعنی جواهرالکلام و کتاب‌های «المحجّةالبیضاء» و «وسائل‌الشیعه» می‌باشد.
امید است با عمل به آنچه به عنوان ویژگی‌های سفرهای زیارتی در پیش رو داریم بتوانیم گامی هر چند کوچک در تعالی جامعة اسلامی برداریم.
ویژگی‌ها و آداب سفرهای زیارتی
1. وصیت کردن
سفر همراه با خطر است، بنابراین، مسافر باید آمادگی بیشتری برای سفر آخرت داشته باشد. ابن ابی عمیر در حدیث مرسله‌ای از امام صادق7 نقل می‌کند: «مَنْ رَکِبَ رَاحِلَةً فَلْیُوص‏»؛1 «کسی که سوار بر مرکب می‌شود (به مسافرت می‌رود) باید وصیت کند.»
2. انجام غسل سفر
مرحوم یزدی در کتاب عروة ‌الوثقی، غسل‌ها را تقسیم به سه کرده، می نویسد:
«زمانی، مکانی و فعلی و برای هر یک مصادیقی بیان می‌کند. غسل سفر را، هم می‌توان در ذیل غسل‌های فعلی و هم غسل‌های مکانی قرار داد، لذا شایسته است زائران پیش از تشرف به اماکن مقدس، از غسل غفلت نکنند بلکه زیبنده است که هر وقت انسان استحمام می‌کند همراه با اغسال دیگر، غسل توبه از گناه را نیز نیت کند.»2
صاحب جواهر می‌نویسد:
«از جمله اغسال فعلیه، غسل برای کسی است که می‌خواهد سفر برود؛ به خصوص سفر زیارت امام حسین7 به خاطر روایت مرسلی که ابن طاووس در«امان الاخطار» آورده وخبری که ابو بصیر از امام صادق7 در خصوص زیارت سیدالشهدا7 نقل می‌کند:
«إِذَا أَرَدْتَ الْخُرُوجَ إِلَى أَبِی عَبْدِ الله 7 فَصُمْ قَبْلَ أَنْ تَخْرُجَ ثَلاثَةَ أَیَّامٍ یَوْمَ الأَرْبِعَاءِ وَ یَوْمَ الْخَمِیسِ وَ یَوْمَ الْجُمُعَةِ فَإِذَا أَمْسَیْتَ لَیْلَةَ الْجُمُعَةِ فَصَلِّ صَلاةَ اللَّیْلِ، ثُمَّ قُمْ فَانْظُرْ فِی نَوَاحِی السَّمَاءِ وَ اغْتَسِلْ تِلْکَ اللَّیْلَةَ قَبْلَ الْمَغْرِبِ، ثُمَّ تَنَامُ عَلَى طُهْرٍ، فَإِذَا أَرَدْتَ الْمَشْیَ إِلَیْهِ فَاغْتَسِلْ وَ لاَ تَطَیَّبْ وَ لاَ تَدَّهِنْ وَ لاَ تَکْتَحِلْ حَتَّى تَأْتِیَ الْقَبْرَ». 3
«هرگاه خواستی به زیارت سیدالشهدا7 بروی، سه روز؛ روزهای چهارشنبه، پنج‌شنبه و جمعه روزه بگیر، در شب جمعه نماز شب بخوان، سپس به اطراف آسمان نگاه کن و قبل از مغرب آن شب غسل کن و با طهارت بخواب و وقتی خواستی به زیارت بروی غسل کن، از بوی خوش و روغن و سرمه استفاده نکن تا این که به نزدیک قبر شوی.»
شیخ بهایی در بارة مستند غسل توبه می‌نویسد:
«مستند غسل توبه از فسق و معصیت، روایتی است که شیخ طوسی= (385ـ460) در تهذیب‌الاخبار، از امام جعفر صادق7 روایت کرده است که مردی به حضور پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) رسید و عرض کرد: من همسایگانی دارم و آنان کنیزانی دارند که آواز می‌خوانند و عود می‌نوازند و بسا اتّفاق می‌افتد که به دستشویی می‌روم و برای گوش دادن آوازهای آنان، نشستن خود را طولانی می‌کنم. تکلیف من چیست؟ حضرت فرمود: چنین نکن! عرض کرد: به خدا سوگند من به پای خود به آن عمل نمی‌روم، فقط سماعی است که با گوش خود می‌شنوم. امام7 فرمود: قسم به عظمت خدا، که نباید چنین کنی. آیا سخن خدا را نشنیده‌ای که فرمود: ( إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً)؛ «گوش، چشم و قلب، همة این‌ها در روز قیامت مورد سئوال قرار می‌گیرند.» مرد گفت: گویا این آیه را نشنیده بودم، آن عمل را ترک و استغفار می‌کنم. امام7 خطاب به وی فرمود: برخیز و غسل کن و هر چه توانستی نماز بخوان! تو پرتگاه گناه بزرگی ایستاده بودی و چقدر حال تو بد بود، اگر در چنین حالی از دنیا می‌رفتی؟! از خداوند طلب مغرفت کن وتوبه بخواه، از هر چیزی که مکروه می‌دارد وخدا جز قبیح چیز دیگری را مکروه نمی‌شمارد... قبیح را به اهل خود واگذار، چون هر چیزی اهلی دارد.»4
شایان ذکر است که سمرقندی در تفسیر خود، ذیل آیة 36 سورة بنی‌اسرائیل؛ ( وَ لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ...) حدیث مذکور را نقل کرده.»5
3. پرداخت صدقه
وجود مبارک امام سجاد7 وقتی می‌خواستند مسافرت کنند، با دادن صدقه، سلامتی خود را می‌خریدند. پرداخت صدقه را موکول می‌کردند به زمانی که سوار بر مرکب می‌شدند و وقتی به سلامت به مقصد می‌رسیدند حمد و شکر الهی را انجام می‌دادند و هرچه فراهم می‌شد صدقه می‌دادند.6
مرحوم بحرانی در کتاب «الحدائق الناضره» می‌نویسد:
«مستحب است هنگام صدقه دادن بگوید: «اللَّهُمَّ إِنِّی اشْتَرَیْتُ بِهَذِهِ الصَّدَقَةِ سَلامَتِی وَ سَلامَةَ سَفَرِی وَمَا مَعِی فَسَلِّمْنِی وَسَلِّمْ مَا مَعِی وَبَلِّغْنِی وَبَلِّغْ مَا مَعِی بِبَلاغِکَ الْحَسَنِ الْجَمِیل».‏7
صدقه نحس بودن سفر را در ایامی که مکروه است از بین می‌برد. امام صادق7 می‌فرماید: «تَصَدَّقْ وَاخْرُجْ أَیَّ یَوْمٍ شِئْتَ»؛8 «صدقه بده وهر زمان خواستی سفر کن.»
حمادبن عثمان به امام صادق7 عرض کرد: آیا سفر در بعضی از روزهای نحس، مانند چهارشنبه و مانند آن مکروه است؟ فرمود: سفرت را با صدقه آغاز کن و هرگاه خواستی سفر کن و آیة‌الکرسی را بخوان9 و نیز از آن امام همام7 نقل شده: هر کسی که صبحگاه صدقه بدهد، خداوند نحوست آن روز را از او دور می‌کند.»10
و نیز در حدیث وارد شده: «صدقه بلای قطعی را از بین می‌برد11 بلکه صدقه بلا را بعد از مرگ دفع می‌کند تا چه رسد در حال حیات.»
صاحب جواهر بعد از بیان احادیث فوق می‌نویسد: «چه بسا از آنچه گفته شد استحباب دو بار صدقه دادن استفاده شود؛ یکی به هنگام شروع سفر و دیگری به هنگام سوار شدن بر وسیلة نقلیه و ممکن است منظور یک صدقه باشد البته بدون شک صدقه زیاد دادن بهتر است.»
آنچه الآن متعارف است، این است که یکبار به هنگام خروج از منزل صدقه می‌دهند و بار دیگر به هنگام سوار شدن بر مرکب بلکه مقتضی حدیث اول استحباب صدقه به هنگام سالم رسیدن به وطن نیز می‌باشد. 12
4. خواندن دعا
یکی دیگر از مستحبات سفر، خواندن دو رکعت نماز است. امام صادق7 از پدرانش نقل می‌کند که رسول الله(صلی الله علیه و آله) بر استحباب دو رکعت نماز به هنگام مسافرت تأکید کرده است. 13
پیامبر فرمود: شخص به هنگام مسافرت چیزی بهتر از دو رکعت نماز برای خانواده‌اش از خود باقی نمی‌گذارد و پس این دعا را می‌خواند:
«اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْتَوْدِعُکَ نَفْسِی وَ أَهْلِی وَ مَالِی وَ ذُرِّیَّتِی وَ دُنْیَایَ وَ آخِرَتِی وَ أَمَانَتِی وَ خَاتِمَةَ عَمَلِی...».
شیخ حر عاملی در ادامه این دعا می‌نویسد: «کسی که این دعا را نمی‌خواند مگر این که خداوند حاجت او را برآورده می‌کند.» 14
صاحب جواهر اینگونه ادامه می‌دهد: «بهتر از این دعا، دعایی است که سید بن طاووس در امان‌ الأخطار از پیامبر گرامی(صلی الله علیه و آله) نقل کرده و آن این است که:
«مَا اسْتَخْلَفَ الْعَبْدُ فِی أَهْلِهِ مِنْ خَلِیفَةٍ إِذَا هُوَ شَدَّ ثِیَابَ سَفَرِهِ خَیْرٍ مِنْ أَرْبَعِ رَکَعَاتٍ یُصَلِّیهِنَّ فِی بَیْتِهِ یَقْرَأُ فِی کُلِّ رَکْعَةٍ فَاتِحَةَ الْکِتَابِ وَ قُلْ هُوَ الله أَحَدٌ وَ یَقُولُ: اللَّهُمَّ إِنِّی أَتَقَرَّبُ إِلَیْکَ بِهِنَّ فَاجْعَلْهُنَّ خَلِیفَتِی فِی أَهْلِی وَ مَالِی».15
«هرگاه بنده ای عازم سفر است، چیزی را بهتر از چهار رکعت نماز که در هر رکعتِ آن سورة فاتحه و اخلاص را بخواند، از خود به جای نمی‌گذارد و در نماز این دعا را می‌خواند: خدایا! من با این نمازها به تو تقرب جستم پس آن را جانشین من در خانواده و مالم قرار ده!»
و نیز یزید بن معاویة عجلی از امام باقر7 نقل می‌کند:
«کَانَ أَبُو جَعْفَرٍ7‏ إِذَا أَرَادَ سَفَراً جَمَعَ عِیَالَهُ فِی بَیْتٍ، ثُمَّ قَالَ: اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْتَوْدِعُکَ الْغَدَاةَ نَفْسِی وَ مَالِی وَ أَهْلِی وَ وُلْدِی الشَّاهِدَ مِنَّا وَ الْغَائِبَ، اللَّهُمَّ احْفَظْنَا وَ احْفَظْ عَلَیْنَا، اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا فِی جِوَارِکَ اللَّهُمَّ لاَ تَسْلُبْنَا نِعْمَتَکَ وَ لاَ تُغَیِّرْ مَا بِنَا مِنْ عَافِیَتِکَ وَ فَضْلِکَ».16
«امام باقر7 هر گاه عازم سفر می شد، اهل خانه و فرزندانش را در خانه جمع می کرد و در میان آنان، اینگونه دعا می کرد: خدایا! من عازم سفرم، لذا خود و خانواده و فرزندانم؛ آنان را که حاضرند وآنان  را که غایب اند به تو سپردم. خدایا! به ما توجه کن و حافظمان باش! خدایا! ما را در جوارت پناه ده، بار الها! نعمتت را از ما مگیر و سلامتی و فضلت را تغییر نده.»
5 . قرائت سورة حمد و آیة‌الکرسی
از امام معصوم7 نقل شده که در سمت راست و چپ وجلو مسافر سورة حمد وآیة‌ ‌الکرسی و دعای مخصوص خوانده شود. 17
صاحب جواهر در دلیل فتوای خود، این حدیث را بیان می‌کند:
« قال أبو الحسن7 فی خبر الحذّاء المرویّ فی الفقیه و موضع من الکافی: لَوْ کَانَ الرَّجُلُ مِنْکُمْ إِذَا أَرَادَ سَفَراً قَامَ عَلَى بَابِ دَارِهِ تِلْقَاءَ وَجْهِهِ الَّذِی یَتَوَجَّهُ لَهُ فَقَرَأَ الْحَمْدَ أَمَامَهُ وَ عَنْ یَمِینِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ وَ آیَةَ الْکُرْسِیِّ أَمَامَهُ وَ عَنْ یَمِینِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ، ثُمَّ قَالَ: اللَّهُمَّ احْفَظْنِی وَ احْفَظْ مَا مَعِی، وَ سَلِّمْنِی وَ سَلِّمْ مَا مَعِی وَ بَلِّغْنِی وَ بَلِّغْ مَا مَعِی بِبَلاَغِکَ الْحَسَنِ الْجَمِیل».18
«... هر گاه شخصی از شما قصد سفر داشت، جلو در ایستاده، به سمت راست و چپ سورة حمد و آیة ‌الکرسی بخواند، آنگاه بگوید: خدایا! مرا و آنچه متعلق به من است، حفظ کن و سالم بدار و مرا و آنچه با من است به مقصد برسان. کسی که این اعمال را انجام دهد، خداوند او و آنچه متعلق به اوست را حفظ می‌کند و سالم به مقصد می‌رساند.»
در وسائل الشیعه معوذتین را نیز در متن حدیث آورده و نیز کلینی در سه مورد حدیث را بیان کرده که در یکجا معوذتین و توحید را نیامده است.
درباره آیة ‌‌الکرسی نقل شده است که:
«إِنَّ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ ذِرْوَةٌ وَ ذِرْوَةُ الْقُرْآنِ آیَةُ الْکُرْسِیِّ، مَنْ قَرَأَهَا مَرَّةً صَرَفَ الله عَنْهُ أَلْفَ مَکْرُوهٍ مِنْ مَکَارِهِ الدُّنْیَا وَ أَلْفَ مَکْرُوهٍ مِنْ مَکَارِهِ الآخِرَةِ، أَیْسَرُ مَکْرُوهِ الدُّنْیَا الْفَقْرُ وَ أَیْسَرُ مَکْرُوهِ الآخِرَةِ عَذَابُ الْقَبْرِ، وَ إِنِّی لأَسْتَعِینُ بِهَا عَلَى صُعُودِ الدَّرَجَة».19
«برای هر چیزی نقطة اوجی است و نقطة اوج قرآن، آیة‌ الکرسی است. کسی که یک  بار آن را بخواند خداوند هزار ناپسند دنیوی و هزار ناپسند اخروی را از او برطرف می‌سازد. آسان‌ترین ناپسند دنیوی فقر است و آسان‌ترین ناپسند اخروی عذاب قبر و من برای صعود به بلندی از آن کمک می‌گیرم.»
و نیز وارد شده چون چیزی را ببیند که بترسد، آیة‌‌الکرسی را بخواند. 20
سید نعمت الله جزائری= می‌گوید: «قرآن و آیاتش شفای تمام امراض است؛ به خصوص آیة‌‌الکرسی فواید آن را بنده و دیگران تجربه کرده‌اند... در حدیث آمده: «کسی که یک مرتبه آیة‌‌الکرسی بخواند، خداوند یک فرشته را برای محافظت او می‌فرستد، وقتی دوبار بخواند دو فرشته را می‌فرستد تا او را حفظ کند و به همین منوال تا پنج مرتبه، وقتی پنج بار بخواند خداوند به ملائکه می‌فرماید: رهایش کنید خودم از او محافظت می‌کنم.» 21
6 . خواندن «سورة قدر»
در سفر به خصوص حج تمتّع مواقعی پیش می‌آید که گریزی از پیاده‌روی نیست. تلاوت سورة قدر سبب می‌شود که خستگی راه را احساس نکند و اگر به هنگام سوار شدن بر مرکب خوانده شود، سالم و آمرزیده به مقصد می‌رسد. امام کاظم7 فرمود:
«لَوْ حَجَّ رَجُلٌ مَاشِیاً، فَقَرَأَ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ، مَا وَجَدَ أَلَمَ الْمَشْیِ وَ قَالَ مَا قَرَأَ أَحَدٌ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ حِینَ یَرْکَبُ دَابَّةً إِلاَّ نَزَلَ مِنْهَا سَالِماً، مَغْفُوراً لَهُ، وَ لَقَارِئُهَا أَثْقَلُ عَلَى الدَّوَابِّ مِنَ الْحَدِیدِ». 22
«حج گزاری که پیاده می‌رود، اگر سورة قدر را بخواند خستگی راه رفتن را احساس نخواهد کرد. احدی سورة قدر را به هنگام سوار شدن بر مرکب نمی‌خواند، مگر این که سالم و آمرزیده به مقصد می‌رسد. کسی که این سوره را می‌خواند، بر چهارپا از آهن سنگین‌تر است.»
و نیز از امام باقر7 نقل شده که فرمود:
«لَوْ کَانَ شَیْ‏ءٌ یَسْبِقُ الْقَدَرَ لَقُلْتُ: قَارِئُ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ، حِینَ یُسَافِرُ أَوْ یَخْرُجُ مِنْ مَنْزِلِهِ، سَیَرْجِعُ».23
«اگر از من بپرسند آیا چیزی هست که به قدر الهی سبقت بگیرد؟ هر آینه خواهم گفت آن کسی است که به هنگام مسافرت یا خروج از منزل سورة قدر بخواند.»
و احادیث دیگرکه از احصای آن‌ها، معذوریم و دشوار است.
7. ادعیة مأثوره از اهل بیت:
معاویة بن عمار از امام صادق7 نقل می‌کند که چون خواستی حج یا عمره به جا آوری، دعای فرج را بخوان و آن عبارت است از:
«لاَ إِلَهَ إِلاَّ الله الْعَلِیُّ الْحَلِیمُ الْکَرِیمُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ الله الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ، سُبْحَانَ الله رَبِّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الأَرَضِینَ السَّبْعِ وَ مَا فِیهِنَّ وَ مَا بَیْنَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ، وَ الْحَمْدُ لَلهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ».24
از جمله دعاهای کوتاه و اثرگذار در سفر، دعای زیر است که بسیاری از بزرگان نقل کرده‌اند؛ و آن را برای حفظ خود و اثاثیه بخوانید: «یَا حَافِظاً لاَ یُنسَی، وَ یَا مَن نِعَمُهُ لاَ تُحصَی، أنتَ قُلتَ وَ قَوْلُکَ الْحَقُّ ( إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ).» 25
و در حدیث ابو حمزه آمده است که انسان به هنگام سفر، سه بار الله اکبر بگوید و سه بار بگوید: «بِا لله أَخْرُجُ وَ بِا لله أَدْخُلُ وَ عَلَى الله أَتَوَکَّلُ...» و آنگاه بگوید: «اللَّهُمَّ افْتَحْ لِی فِی وَجْهِی هَذَا بِخَیْرٍ وَ اخْتِمْ لِی بِخَیْرٍ وَ قِنِی شَرَّ کُلِّ دَابَّةٍ، أَنْتَ آخِذٌ بِنَاصِیَتِهَا إِنَّ رَبِّی عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ».26
در صحیحه معاویة بن عمار آمده است: به هنگام سفر می‌گویی:
«اللَّهُمَّ کُنْ لِی جَاراً مِنْ کُلِّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ وَ مِنْ کُلِّ شَیْطَانٍ رَجِیمٍ ثُمَّ قُلْ: بِسْمِ الله دَخَلْتُ، وَ بِسْمِ ا لله خَرَجْتُ، وَ فِی سَبِیلِ الله ؛ اللَّهُمَّ إِنِّی أُقَدِّمُ بَیْنَ یَدَیْ نِسْیَانِی وَ عَجَلَتِی بِسْمِ الله ، وَ مَا شَاءَ الله فِی سَفَرِی هَذَا، ذَکَرْتُهُ أَوْ نَسِیتُهُ، اللَّهُمَّ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ عَلَى الأُمُورِ کُلِّهَا، وَ أَنْتَ الصَّاحِبُ فِی السَّفَرِ، وَ الْخَلِیفَةُ فِی الأَهْلِ؛ اللَّهُمَّ هَوِّنْ عَلَیْنَا سَفَرَنَا وَ اطْوِ لَنَا الأَرْضَ، وَ سَیِّرْنَا فِیهَا بِطَاعَتِکَ وَ طَاعَةِ رَسُولِکَ ـ صَلَّى الله عَلَیْهِ وَ آلِه‏ وَ سَلَّم ـ اللَّهُمَّ أَصْلِحْ لَنَا ظَهْرَنَا، وَ بَارِکْ لَنَا فِیمَا رَزَقْتَنَا، وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ، اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ وَعْثَاءِ السَّفَرِ، وَ کَآبَةِ الْمُنْقَلَبِ وَ سُوءِ الْمَنْظَرِ فِی الأَهْلِ وَ الْمَالِ وَ الْوَلَدِ، اللَّهُمَّ أَنْتَ عَضُدِی وَ نَاصِرِی، بِکَ أَحُلُّ وَ بِکَ أَسِیرُ، اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ فِی سَفَرِی هَذَا السُّرُورَ، وَ الْعَمَلَ بِمَا یُرْضِیکَ عَنِّی، اللَّهُمَّ اقْطَعْ عَنِّی بُعْدَهُ وَ مَشَقَّتَهُ وَ اصْحَبْنِی فِیهِ، وَ اخْلُفْنِی فِی أَهْلِی بِخَیْرٍ، وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاَّ بِا لله ، اللَّهُمَّ إِنِّی عَبْدُک، وَ هَذَا حُمْلانُکَ، وَ الْوَجْهُ وَجْهُکَ، وَ السَّفَرُ إِلَیْکَ وَ قَدِ اطَّلَعْتَ عَلَى مَا لَمْ یَطَّلِعْ عَلَیْهِ أَحَدٌ، فَاجْعَلْ سَفَرِی هَذَا کَفَّارَةً لِمَا قَبْلَهُ مِنْ ذُنُوبِی، وَ کُنْ عَوْناً لِی عَلَیْهِ، وَ اکْفِنِی وَعْثَهُ وَ مَشَقَّتَهُ وَ لَقِّنِّی مِنَ الْقَوْلِ وَ الْعَمَلِ رِضَاکَ؛ فَإِنَّمَا أَنَا عَبْدُکَ وَ بِکَ وَ لَکَ».27
8 . دعا به هنگام سوار شدن بر مرکب
امام صادق7 چون بر مرکب سوار می‌شدند می‌فرمودند: «سُبْحَانَ الَّذِی سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا کُنَّا لَهُ مُقْرِنِینَ، وَإِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُونَ».28
و هفت مرتبه «سُبحَان الله» و «الحمد لله» و «لاَ إله إلاَّ الله» می‌گفت.29
و نیز از امام کاظم7 نقل شده که اگر کسی این آیة شریفه را به هنگام سوار شدن بر مرکب بخواند؛ چنانچه دچار سانحه شده از مرکب سقوط کند، به او به اذن خدا آسیبی نخواهد رسید.
از پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله) نقل شده که وقتی شخصی سوار بر مرکب می‌شود و بِسْمِ الله الرَّحْمَنِ الرَّحِیم‏ می‌گوید: خداوند ملکی را مأمور می‌کند که او را محافظت کند تا به مقصد برسد... در آیات شریفة قرآن هم به این که خداوند فرشتگانی را مأمور حفظ انسان کرده، تصریح شده؛ از جمله آیة یازدهم سورة مبارکة رعد: ( لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ یَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ الله إِنَّ الله لا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ الله بِقَوْمٍ سُوءًا فَلاَ مَرَدَّ لَهُ وَ مَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَالٍ). 30
9. تسبیح، تکبیر و تهلیل
پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله) در سفر وقتی به اماکن پست می‌رسیدند، سبحان الله می‌گفتند و چون به اماکن بلند می‌رسیدند، الله اکبر و لا اله الا الله می‌گفتند.
«قَالَ رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله)‏ وَ الَّذِی نَفْسُ أَبِی الْقَاسِمِ بِیَدِهِ مَا هَلَّلَ مُهَلِّلٌ وَ لاَ کَبَّرَ مُکَبِّرٌ عَلَى شَرَفٍ مِنَ الأَشْرَافِ إِلاَّ هَلَّلَ الله مَا خَلْفَهُ وَ کَبَّرَ مَا بَیْنَ یَدَیْهِ بِتَهْلِیلِهِ وَ تَکْبِیرِهِ حَتَّى یَبْلُغَ مَقْطَعَ التُّرَابِ». 31
«پیامبرخدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: به خدایی که جان من در دست اوست، هیچ شخصی لاَ إلَهَ إلاَّ الله و الله أکبر در بلندی نمی‌گوید مگر این که آنچه در پشت سر و روبه روی او هستند با او هماهنگ هستند تا این که به سرزمین هموار برسد.»
10. ورود به مکان جدید
وقتی به مکان ترسناک وارد شد بگوید:
(رَبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لِی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطاناً نَصِیراً).32
در آیة کریمه از خداوند خواسته شده که در هر حال مرا اعانت کن؛ چه در وقت وارد شدن به جایی چه در وقت خروج از آنجا و معلوم است کسی که از نصرت الهی برخوردار باشد، ترس برای او مفهومی نخواهد داشت.
به هنگام خواب تسبیحات حضرت فاطمه3 و آیة‌‌الکرسی را بخواند. 33
11. مستحب است روز شنبه را برای سفر انتخاب کند
دلیل این مطلب حدیثی است که ذیل آیة شریفة: ( فَإِذا قُضِیَتِ الصَّلاة...) وارد شده و آن حدیث این است: ( الصَّلاةُ یَوْمَ الْجُمُعَةِ وَ الانْتِشَارُ یَوْمَ السَّبْتِ).34
معصوم7 فرموده است: شنبه را برای مسافرت انتخاب کنید. اگر در روز شنبه سنگی از کوه کنده شود، خداوند آن را به مکانش برمی‌گرداند و هر کس که حاجتی داشت روز سه‌شنبه سفر کند، شنبه روزی است که خداوند آهن را برای داود نرم کرد.35
همچنین امام صادق7 فرمود: «لاَ تَخْرُجْ یَوْمَ الْجُمُعَةِ فِی حَاجَةٍ، فَإِذَا کَانَ یَوْمُ السَّبْتِ وَ طَلَعَتِ الشَّمْسُ فَاخْرُجْ فِی حَاجَتِکَ»؛ «روز جمعه برای حاجت و نیازت سفر نکن، بلکه از روز شنبه، بعد از طلوع خورشید مسافرت کن.»36
برای هر یک از ایام هفته و روزهای ماه، برای مسافرت احکامی معین شده که ما جهت خودداری از اطالة کلام، از بیان آن اجتناب می‌کنیم. مشتاقان به کتاب گرانسنگ جواهرالکلام، کتاب حج، بحث «آداب سفر» رجوع نمایند.
12. همراه داشتن مقداری از تربت امام حسین7
تربت سید الشهدا7 موجب امنیت در سفر37 و شفای بیماری خواهد بود؛ به ویژه که از آن سبحه بسازد... آن را ببوسد و بر چشم خود نهد و بگوید: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّ هَذِهِ التُّرْبَةِ وَ بِحَقِّ صَاحِبِهَا وَ بِحَقِّ جَدِّهِ وَ بِحَقِّ أَبِیهِ وَ بِحَقِّ أُمِّهِ وَ أَخِیهِ وَ بِحَقِّ وُلْدِهِ الطَّاهِرِینَ اجْعَلْهَا شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ أَمَاناً مِنْ کُلِّ خَوْفٍ وَ حِفْظاً مِنْ کُلِّ سُوء».38 انجام این کار در صبح و شام مطلوب است.
13. به همراه داشتن انگشتر عقیق و فیروزه39
مرحوم صاحب جواهر به دست داشتن انگشتر عقیقی را که یک سمت آن: « ما شاءَ الله لا قُوَّةَ إِلاَّ بِا لله ، أَسْتَغْفِرُ اللَّه‏» و سمت دیگر آن «مُحَمَّد وَ عَلِیّ» حک شده باشد، مستحب می‌داند و این در امنیت و سلامتی مسافر مؤثر است و دستورات دینی صائب‌تر است و نیز انگشتر فیروزه‌ای که در یک جانب آن «اللهُ المَلِک» و بر طرف دیگر آن «الْمُلْکُ لَلهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّار» باشد. امان از درندگان و پیروزی در جنگ است. ممکن است قبول این مطلب برای بعضی سخت باشد ولی نباید فراموش کرد که زمانی قبول این مطلب برای انسان سخت بود که چطور طلا برای زن مفید و برای مرد مضر باشد ولی اکنون علم پزشکی ثابت کرده و از طرفی به یاد داشته باشیم که ابن سینا با آن نبوغ حیرت‌آوری که داشت، می‌گفت: اگر چه پذیرش معاد جسمانی از نظر عقلی دشوار است اما چون صادق مصدق و نبی مکرّم فرموده، ما قبول می‌کنیم. آری، مشهور است که ابن سینا به هنگام مردن می‌گفت: «نَموتُ وَ لَیْسَ لَنا حاصِلٌ *** سَوَاءٌ َ عَلِمْنَا أَنَّهُ مَا عُلِمْ»؛

14. پیمودن راه اصلی
امام علی7 می‌فرماید: «عَلَیْکُمْ... وَ الْجَادَّةِ وَ إِنْ دَارَتْ...»؛40 «بر شما باد حرکت و سفر از جاده و راه اصلی، هر چند پیچ و خم داشته باشد.»
راه اصلی ممکن است طولانی‌تر باشد اما چون از خطرات احتمالی در امان است، برای سفر مناسب‌تر است. افزون بر آن، اگر مرکب دچار مشکل شود و یا با کمبود زاد و توشه مواجه گردد، در راه اصلی و جاده می‌تواند خودش را نجات دهد. تجربه نشان داده که در مجموع پیمودن راه اصلی به مراتب از راه‌های فرعی بهتر است.
* * *
مرحوم شیخ محمد حسن نجفی، صاحب جواهر در پایان بحث مسائل مربوط به سفر می‌نویسد:
«شایسته است مسافران به مضمون حدیثی از حماد بن عیسی که به نقل امام صادق7 آورده و در وصیت لقمان است، عمل کنند. بر این حدیث فواید زیادی هست. 41
15. مشورت با هم سفران
امام صادق7 : «قَالَ لُقْمَانُ لابْنِهِ: إِذَا سَافَرْتَ مَعَ قَوْمٍ فَأَکْثِرِ اسْتِشَارَتَکَ إِیَّاهُمْ فِی أَمْرِکَ وَ أُمُورِهِمْ».43
«لقمان به فرزندش گفت: هرگاه در سفر با گروهی همراه شدی، در کارهای مربوط به خودت و آن ها با ایشان زیاد مشورت کن.»
وقتی کاری با مشورت انجام شود، چون نتیجة تفکر چند نفر است، به صواب نزدیکتر است: «وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَکَهَا فِی عُقُولِهَا»؛44 «کسی که با مردان مشورت می‌کند در عقلشان شریک است.» ولی کسی که استبداد رأی داشته باشد، هلاک می‌شود؛ «مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْیِهِ هَلَکَ».
تصمیمی که با مشورت جمع گرفته شود، اگر با مشکلی مواجه گردد، تحمّل آن آسان‌تر و با اعتراض کمتری مواجه خواهد شد. سیرة عملی بزرگان هم بر این بوده که در تصمیم‌گیری‌های خود، به نظریة جمع احترام قائل بوده‌اند.
16. دست و دل باز بودن
نقل شده که امامان معصوم:45 در سفر دست و دل باز بودند؛ مثلاً امام سجاد7 وقتی عازم سفر حج می شدند، بهترین خوراکی‌ها و آجیل را همراه خود بر می داشتند؛ «کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ(علیهما السلام) إِذَا سَافَرَ إِلَى الْحَجِّ وَ الْعُمْرَةِ،
تَزَوَّدَ مِنْ أَطْیَبِ الزَّادِ مِنَ اللَّوْزِ وَ السُّکَّرِ وَ السَّوِیقِ الْمُحَمَّصِ وَ الْمُحَلَّى».46 آنان در ضمن دیگران را هم به داشتن چنین صفتی تشویق می‌کردند. پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله) به همراه داشتن زاد و توشة خوب را نشانة شرافت و بزرگواری شمرده، فرمودند: «مِنْ شَرَفِ الرَّجُلِ أَنْ یُطَیِّبَ زَادَهُ إِذَا خَرَجَ فِی سَفَرٍ». 47
امام به حق ناطق، حضرت صادق7 می‌فرماید: مسافر باید غذای خوب به همراه داشته باشد؛ «إِذَا سَافَرْتُمْ فَاتَّخِذُوا سُفْرَةً وَ تَنَوَّقُوا فِیهَا». 48
و حتی در حدیثی، حرمت اسراف در سفر حج و عمره، از استثناها شمرده شده است؛ «مَا مِنْ نَفَقَةٍ أَحَبَّ إِلَى الله مِنْ نَفَقَةِ قَصْدٍ وَ یُبْغِضُ الإِسْرَافَ إِلاَّ فِی حَجٍّ أَوْ عُمْرَةٍ».49
17. انتخاب دوست؛ (الرفیق ثمّ الطریق)
در لسان احادیث، از سفر کردن به تنهایی، با تعبیرهای گوناگون نهی شده است؛ لذا گفته‌اند: «الرَّفِیقَ ثُمَّ الطَّرِیقَ». اول انتخاب رفیق و همراه سفر و سپس آغاز حرکت.
طبق معمول، سفر کردن، همراه با سختی‌ها و دشواری‌ها و بیماری‌ها و حوادث است. اگر دوستان خوبی به همراه انسان باشند، می‌توانند در رفع مشکلات به یکدیگر کمک کرده، رنج سفر را بر خود هموار سازند و بتوانند تحمل کنند. علاوه بر این، دوست خوب و موافق، مایة انس و دلگرمی است و لذت سفر را دو چندان می‌کند.
18. تبسّم
«و أَکثَرِ التَّبَسُّمَ فِی وُجوهِهِم»؛ 50 «و در روی آنان تبسم زیاد داشته باش.»
از آداب اجتماعی، که بزرگان هم خود به آن عمل کرده و هم دیگران را تشویق می کنند، این است که انسان همیشه متبسّم و خنده رو باشد و با مردم با چهره‌ای باز و بشاش برخورد کند. پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله) همواره تبسم بر لب‌ داشتند و نیز جناب خضر به حضرت عیسی سفارش می‌کند: «کُن بشَّاشاً وَ لاَ تَکُن عَبَّاساً»؛ «گشاده‌رو باش و ترش‌رو مباش.» چهرة خندان سبب جلب محبت و دوستی می‌شود و چهرة خندان خستگی سفر را برطرف می‌سازد.
حضرت می‌فرماید: «ایمان مؤمن کامل نمی‌شود مگر دارای صد و سه خصلت باشد؛ از جملة آن ها بشاش و خنده‌رو بودن است.» 51
و نیز علی7 فرمود: «گشاده‌رویی موجب دوام دوستی است.»52
19. بخشندگی
«وَ کُنْ کَرِیماً عَلَى زَادِکَ»؛ 53 «در زاد و توشه‌ات نسبت به آنان بخشنده باش.»
و نیز در صحیحة معاویة بن عمار از امام صادق7 نقل شده که فرمود: «وَ تَسْخُو نَفْسکَ» از آنچه به همراه داری به همسفرانت ببخش چرا که «لَذَّةُ الْکِرَامِ فِی الإطعَامِ وَ لَذَّةُ اللِّئَامِ فِی الطَّعَامِ»؛ «لذت افراد بزرگوار در خوراندن و لذت افراد پست در خوردن است.»
امیر مؤمنان7 اطعام را موجب تقویت شمرده، می‌فرمایند: «قُوتُ الأجسَامِ الطَّعَامِ وَ قُوتُ الأروَاحِ الإطعَام». 54
20. پذیرش دعوت
«وَ إِذَا دَعَوْکَ فَأَجِبْهُم‏». 55 «اگر تو را دعوت کردند قبول کن.»
ادب اقتضا می‌کند که اگر همسفران به امری دعوتت کردند، اجابت کنی و از ردّ احسان بپرهیزی. در کتاب آداب معاشرت آمده است: «لا یردّ الإحسان إلاّ الحِمَار».

21ـ حل مشکلات همسفران
«وَ اِذا اِستعانوکَ فَاَعنِهُمْ»؛56 «و اگر از تو یاری خواستند، کمکشان کن.»
گاهی پیش می‌آید که همسفران به کمک تو نیاز دارند و چه بسا از دیگری ساخته نباشد، در چنین مواردی باید با کمال میل و روی باز، در حد توان در رفع مشکلات آن ها بکوشی. در روایات برای برآوردن حاجتِ دیگران، فوق‌العاده سفارش و تأکید شده و ثواب عظیمی برای آن بیان گردیده است. غواص دریای حدیث‌‌شناسی، محدث نوری در برآوردن حاجات مؤمنان همت عجیبی داشت! وقتی از راز مطلب پرسیدند فرمود: در میان مستحبات، پاداش هیچ عملی به زیارت سیدالشهدا نمی‌رسد، اما در عین حال در حدیثی دیدم که پاداش برآوردن حاجت مؤمن از زیارت سیدالشهدا بالاتر است.
در روایتِ تنبه آفرینِ دیگری، یکی از یاران امام باقر7 گوید: به امام7 گفتم: فدایت شوم! همانا شیعه نزد ما فراوان است! فرمود: آیا ثروتمندان به مستمندان کمک می‌کنند؟ آیا نیکوکار از بدکار می‌گذرد؟ آیا با هم برابری و مساوات دارند؟ گفتم: نه. فرمود:
«لَیْسَ هَؤُلاءِ شِیعَةً الشِّیعَةُ مَنْ یَفْعَلُ هَذَا»؛57 «این ها شیعه نیستند. شیعه کسی است که این چنین عمل کند!»
جمیل گوید: «از امام صادق7 شنیدم که ‌فرمود: مؤمنان خدمتگزار یکدیگرند. پرسیدم: چگونه؟ فرمود: یعنی برای هم فایده دارند و بعضی بر بعضی سود می رسانند...»58
22ـ همکاری
«إِذَا رَأَیْتَهُمْ یَعْمَلُونَ فَاعْمَلْ مَعَهُم‏»؛59 «اگر دیدی کار می‌کنند تو نیز با آنان همراه باش.»
و در فراز دیگری از همین وصیت‌نامه آمده است: «وَ کُنْ لأَصْحَابِکَ مُوَافِقاً إِلاَّ فِی مَعْصِیَةِ الله عَزَّ وَ جَل‏»؛ «با دوستانت همراهی کن مگر در کاری که معصیت خدا باشد.»
23ـ صدقه و قرض
«وَ إِذَا تَصَدَّقُوا وَ أَعْطَوْا قَرْضاً فَأَعْطِ مَعَهُم».60
«اگر کسانی صدقه و قرض دادند، تو نیز با آنان همراهی کن.»
گاه پیش می‌آید که در سفر اموال کسی به سرقت می‌رود، در این صورت اگر مصلحت در این بـودکــه پــولی به او قرض بدهند، خوب است با دوستان همراهی کنی و به مقدار توان به مال‌باخته قرض بدهی.
24ـ احترام بزرگ‌تر
«وَ اسْمَعْ لِمَنْ هُوَ أَکْبَرُ مِنْکَ سِنّاً». 61
«و از کسی که سنش از تو بیشتر است حرف شنوی داشته باش.»
از آنجاکه افراد دارای سن و سال از تجربة بیشتری برخوردار هستند، باید از نظریات آن ها استفاده کرد. امیر مؤمنان7 می‌فرماید: «رَأْیُ الشَّیْخِ أَحَبُّ إِلَیَّ ... مِنْ مَشْهَدِ الْغُلاَم»؛62 «نظریة شخص مسن و جا افتاده در نزد من، از حضور جوان بهتر است.»
25ـ نماز به هنگام ورود و خروج
«وَ إِذَا نَزَلْتَ فَصَلِّ رَکْعَتَیْنِ قَبْلَ أَنْ تَجْلِسَ ... وَ إِذَا ارْتَحَلْتَ فَصَلِّ رَکْعَتَیْنِ وَ وَدِّعِ الأَرْضَ الَّتِی حَلَلْتَ بِهَا، وَ سَلِّمْ عَلَیْهَا وَ عَلَى أَهْلِهَا فَإِنَّ لِکُلِّ بُقْعَةٍ أَهْلاً مِنَ الْمَلائِکَة».63
«هرگاه در جایی اتراق کردی، پیش از آن که بنشینی دو رکعت نماز بگزار و وقتی که وارد مکانی شدی دو رکعت نماز بخوان و همچنین وقتی کوچ کردی دو رکعت نماز بخوان و آن گاه با سرزمینی که در آن فرود آمدی خداحافظی کن و بر آن و ساکنانش درود فرست؛ زیرا هر سرزمینی را ساکنانی از فرشتگان است.»


26ـ در سه چیز از آنان برتر باش
«وَ اغْلِبْهُمْ بِثَلاَثٍ: بِطُولِ الصَّمْتِ، وَ کَثْرَةِ الصَّلاَةِ، وَ سَخَاءِ النَّفْسِ بِمَا مَعَکَ مِنْ دَابَّةٍ، أَوْ مَالٍ، أَوْ زَادٍ».64
«... در سه چیز از آنان برتر باش؛ خاموشی، کثرت نماز و بخشندگی در مرکب یا دارایی و یا توشه‌ای که همراه داری.»
27ـ شهادت به حق
«وَ إِذَا اسْتَشْهَدُوکَ عَلَى الْحَقِّ فَاشْهَدْ لَهُمْ». 65
«اگر در امر حقی از تو شهادت خواستند، شهادت بده.»
28ـ همراهی
«وَ إِذَا رَأَیْتَ أَصْحَابَکَ یَمْشُونَ فَامْشِ مَعَهُم‏». 66
«اگر همسفرانت راه افتادند، تو نیز با آنان راه بیفت.»
29ـ مشورت
«وَ اجْهَدْ رَأْیَکَ لَهُمْ إِذَا اسْتَشَارُوکَ». 67
«و اگر از تو مشورت و نظر خواستند، با تمام توان اندیشه‌ات را برای آنان به کار گیر.»
در صحیحة معاویة بن عمار در آداب سفر آمده است:
30ـ کنترل زبان
امام صادق7 فرمود: «وَ کُفَّ لِسَانَک‏»؛68 «زبانت را نگه‌دار».
در نهج‌البلاغة مولای عارفان آمده است: «زبان حیوان درنده‌ای است که اگر رها شود نیش خواهد زد (می‌درد) چه بسا با یک سخن، شادی‌ها به غم، دوستی‌ها به دشمنی و محبت‌ها به کینه بدل شده است! لذا اگر می‌خواهیم سفری آرام داشته باشیم، باید در حفظ زبان بکوشیم. آقای حسن‌زاده زیبا سروده است:
بدیدم با نخ و سوزن لبانم همی دوزند و سوزد جسم و جانم
بدیدم با نخ و سوزن لبانم بگفتند این بود کیفر هر آن را

31ـ کنترل خشم
امام صادق7 فرمود: «وَ اکْظِمْ غَیْظَک‏»؛ 69 «خشمت را کنترل کن.»
از آنجا که سفر معمولاً با کم خوابی، خستگی، گرما، سرما و تغییرات آب و هوا همراه است، زمینة ناراحتی و عصبانیت فراهم‌تر است؛ لذا امام صادق7 دعوت به حلم و بردباری می‌کند؛ چرا که غضب به منزلة شعلة آتش است که اگر در همان لحظة آغاز خاموش نشود، خسارات جبران‌ناپذیری به وجود می آورد. دادن صدقه، برای کنترل خشم بسیار مؤثر و مجرّب است؛ إن شِئتُم جَرّبتُم.

32ـ خودداری از لغویات
امام صادق7 فرمود: «وَ أَقِلَّ لَغْوَک‏»؛ 70 «از سخنان لغو و بیهوده کم کن.»
بیشترین گناهانی که از انسان صادر می‌شود، از ناحیة «زبان» است. انسان نباید سخن بگوید، مگر آنجاکه به حق و بجا باشد و گرنه، به یقین سکوت بهتر است. همیشه تعداد کسانی که از گفتن سخن پشیمان اند، به مراتب بیشتر است از کسانی که از «سکوت» پشیمان شده‌اند. لذا گفته شده: «مَنْ صَمَتَ نَجَا».71 از وجود مبارک پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله) نقل شده که فرمود: «طُوبَى لِمَنْ أَنْفَقَ فَضَلاَتِ مَالِهِ وَ أَمْسَکَ فَضَلاَتِ لِسَانِهِ»؛ 72 «خوشا به حال کسى که انفاق کند زیادی هاى مالش را و نگاه دارد زیادی هاى زبانش را.»
عمل به این حدیث، در همة مواقع، بسیار مهم است؛ به خصوص در سفر که انسان باید سخاوت بیشتری داشته و مواظب باشد با گفتن کلام لغو و بی‌فایده‌ای، لذت سفر را به رنج مبدل نکند.
33ـ هدیه
پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) «إِذَا خَرَجَ أَحَدُکُمْ إِلَى سَفَرٍ ثُمَّ قَدِمَ عَلَى أَهْلِهِ فَلْیُهْدِهِمْ وَ لْیُطْرِفْهُمْ وَ لَوْ حِجَارَةً». 73
«هرگاه یکی از شما به سفر رفت در بازگشت حتی اگر شده یک قطعه سنگ برای خانواده‌اش هدیه و تحفه بیاورد.»
34ـ نماز اول وقت
«یَا بُنَیَّ وَ إِذَا جَاءَ وَقْتُ صَلاةٍ فَلاَ تُؤَخِّرْهَا لِشَیْ‏ءٍ وَ صَلِّهَا وَ اسْتَرِحْ مِنْهَا فَإِنَّهَا دَیْن».‏ 74
«بهترین الگو برای ما مسلمانان، پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) و خاندان گرامی ایشان است. شیوه ومرام تمام این بزرگان بر این بود که به خاطر هیچ کاری نماز اول وقت را به تأخیر نمی‌انداختند حتی در سفر.»
در حالات ائمة معصوم: آمده است: «هرگاه زمان نماز فرا می‌رسید، اندامشان می لرزید، رنگ چهره شان دگرگون می‌شد، وقتی علت را جویا می‌شدند، می‌فرمودند: «لحظة ادای امانتی است که آسمان ها و زمین و کوه ها زیر بار آن نرفتند و آن را برنتافتند!»75
و یا می‌فرمودند: «سزاوار است کسی که در پیشگاه خدا می‌ایستد، رنگش پریده و بندبند اعضایش بلرزد!»
امیر مؤمنان، علی7 در فرمانی به محمد بن ابی بکر ـ آنگاه که او را والی مصر قرار داد ـ چنین نگاشت:
«صَلِّ الصَّلاَةَ لِوَقْتِهَا الْمُؤَقَّتِ لَهَا وَ لاَ تُعَجِّلْ وَقْتَهَا لِفَرَاغٍ وَ لاَ تُؤَخِّرْهَا عَنْ وَقْتِهَا لاشْتِغَالٍ وَ اعْلَمْ أَنَّ کُلَّ شَیْ‏ءٍ مِنْ عَمَلِکَ تَبَعٌ لِصَلاَتِکَ».76
«نماز را در وقت معین آن به جا آور. نه به خاطر فراغت و بیکاری در انجام آن شتاب کن و نه به بهانة کار، آن را به تأخیر بینداز، بدان که همة اعمال تو بسته به نماز تو است.»
در قرآن کریم خداوند نسبت به کسانی که نسبت به نماز مسامحه وسهل انگاری می‌کنند، با لحنی تهدیدآمیز سخن گفته است.
در سوره ماعون می‌فرماید:
( فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ الَّذِینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ).77
«وای بر نمازگزارانی که از نمازشان غافل‌اند! [و در انجام آن سهل انگاری می‌کنند] .»
پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) ‌ نیز فرموده اند:
«نمازهای خود را تباه و ضایع نسازید؛ زیرا کسی که نمازش را ضایع کند، در روز قیامت با قارون و هامان محشور گردد و بر خداوند است که او را همراه با منافقین وارد آتش کند. پس وای بر کسی که مراقب نماز و انجام سنن آن نیست.»78
در حدیثی دیگر، امام صادق7 از پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل کرده اند که فرمود:
«شیطان از انسان مؤمنی که مراقبت می‌کند نمازهای پنج گانه اش را در وقت مقرّر بخواند، در هراس است. پس هر گاه مؤمن نمازهای خود را ضایع نموده [نسبت به آن مراقبت نداشته باشد] شیطان جرأت یافته، آن فرد را به گناهان بزرگ مبتلا می‌کند.»79
امام صادق7 همچنین در حدیث مبسوطی فرمودند:
«ملک الموت شیطان را از کسی که نسبت به نماز خود مراقبت دارد، دور می‌کند و در لحظة حساس و خطرناک مرگ، شهادت به وحدانیت خدا و رسالت پیامبر(صلی الله علیه و آله) را به او تلقین می‌کند.»80
از زبان برخی از ائمه: مکرر نقل شده که پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود:
«آن کس که نماز را سبک بشمارد، از من نیست و به خدا سوگند در حوض کوثر بر من وارد نمی‌شود.» 81
ابو بصیر گوید: بر اُمّ حمیده وارد شدم تا رحلت امام صادق7 را به ایشان تسلیت بگویم، پس او گریست و من نیز از گریه او گریستم. در این هنگام بود که گفت:
ای ابا محمد، امام صادق7 هنگام مرگ چشمانش را گشوده، فرمود: هر کس را که میان من و او خویشاوندی هست، جمع کنید و ما همه را جمع کردیم. آنگاه امام به آنان نگریسته، فرمود:
«إِنَّ شَفَاعَتَنَا لاَ تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلاةِ».82
«کسی که نمازرا سبک شمارد، به شفاعت ما نمی‌رسد.»
با توجه به آنچه گفته شد، زائر سرزمین وحی باید بیش از گذشته نسبت به نماز اهمیت دهد و بکوشد در اول وقت آن را اقامه کند و هرگز هنگام نماز در کوچه و خیابان پرسه نزند و چهرة شیعه را در نگاه و منظر دیگر مسلمانان خدشه دار نسازد.
پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: «برای هر چیزی صورتی است و صورت دین شما نماز است. پس هیچ یک از شما چهرة دین خود را زشت نکند.» 83
نماز وسیله‌ای برای پاک کردن روح آدمی است. از این رو، باید به استقبال آن شتافت و در نخستین فرصت، روح و جان را از آلودگی ها پاک کرد.
پیامبر(صلی الله علیه و آله) ‌ تشبیه زیبایی در این زمینه داشته و به برخی از اصحاب خود فرمودند:
«اگر رو بروی درِ خانة هر یک از شما نهری جاری باشد و هر روز پنج مرتبه خود را در آن بشویید، آیا چرکی در بدنتان باقی می‌ماند؟ گفتیم: نه. فرمود: مَثَل نماز نیز همچون نهر جاری است، هر نمازی را که بخوانید گناهان شما در فاصلة بین نمازها را پاک می‌کند.»84
قزّاز گوید: حضرت رضا7 برای استقبال از برخی علویان از شهر بیرون رفت. در این هنگام وقت نماز فرارسید. حضرت راه خود را به طرف کوشکی که در آن نزدیکی بود کج کرد و زیر صخره‌ای فرود آمد و فرمود: اذان بگو. عرض کردم: منتظر می‌مانیم تا یارانمان هم به ما ملحق شوند. حضرت فرمود: خدا تو را بیامرزد، هرگز نمازت را بدون علت از اول وقت به تأخیر مینداز. همیشه رعایت اول وقت را بکن، من اذان گفتم و نماز خواندیم.»
35ـ نماز جماعت
لقمان علیه‌الرحمه در اندرز به فرزندش گفت:
«وَ صَلِّ فِی جَمَاعَةٍ وَ لَوْ عَلَى رَأْسِ زُجٍّ». 85
«نماز را با جماعت بخوان گرچه بر سر نیزه باشد.»
از این بیان حکیمانه استفاده می‌شود که حتی در سخت‌ترین وضعیت نباید جماعت را ترک کرد! توصیه و تأکید اسلام بر نماز جماعت، حتی در مسافرت، به خاطر فواید عظیمی است که بر این فریضة الهی مترتب است؛ از جمله، نماز جماعت موجب کمک کردن به یکدیگر در راه نیکی و تقوا و باز داشتن از بسیاری از معاصی در پیشگاه خدای ـ عزّ و جل ـ است. 86
36ـ تلاوت قرآن
«عَلَیْکَ بِقِرَاءَةِ کِتَابِ الله عَزَّ وَ جَلَّ مَا دُمْتَ رَاکِباً...». 87
«بر تو باد که تا سوار مرکبى، قرآن بخوانى ، وچون به کارى مشغولى، تسبیح بگویى...»
در مسافرت فرصت‌هایی پیش می‌آید که باید انسان ساعت‌ها در مکانی آرام بنشیند تا به مقصد برسد، مانند هواپیما. چه بسیار زیبا است که آدم فرصت را غنیمت شمرده و خود را در محضر قرآن قرار دهد. در عظمت قرآن همین بس که خداوند تعلیم قرآن را بر خلقت انسان مقدم داشته است؛ ( الرَّحْمنُ، عَلَّمَ الْقُرْآنَ، خَلَقَ الإِنْسانَ) از این بیان نورانی استفاده می‌شود که قرآن کریم بزرگترین نعمت الهی است؛ لذا خداوند آن را بر همة نعمت‌ها، حتی نعمت خلقت انسان مقدم داشت.88
37ـ ذکر
«وَ عَلَیْکَ بِالتَّسْبِیحِ مَا دُمْتَ عَامِلاً عَمَلاً وَ عَلَیْکَ بِالدُّعَاءِ مَا دُمْتَ خَالِیاً». 89
«بر تو باد به یاد خدا بودن، مادام که به کاری مشغولی و آنگاه که فارغ البال هستی، از دعا غفلت نکن.»
آنچه از تعالیم الهی استنباط می‌شود این است که سالک الی الله باید لحظه‌ای از یاد مولی غافل نشود.
گر به همه عمرِ خود، با تو برآرم دمی حاصل عمر آن دم است، باقی ایام رفت

برای هر چیزی حدّی بیان کرده‌اند جز یاد خدا که حدّ ندارد؛ «اذْکُرُوا الله ذِکْراً کَثِیراً». 90
38ـ حرکت در آخر شب
«وَ إِیَّاکَ وَ السَّیْرَ مِنْ أَوَّلِ اللَّیْلِ وَ سِرْ فِی آخِرِهِ». 91
«از مسافرت در اول شب بپرهیز و در آخر شب سفر کن.»
حرکت در آخر شب، علاوه بر این که بدن استراحت کرده و آمادگی بیشتری دارد، به روشنایی نزدیک می‌شود و چنانچه مشکلی اتفاق بیفتد، زودتر برطرف خواهد شد.
39ـ بلند نکردن صدا
«وَ إِیَّاکَ وَ رَفْعَ الصَّوْتِ فِی مَسِیرِکَ».92
«از بلند کردن صدا در سفر پرهیز کن.»
صدای بلند همواره با ناراحتی دیگران همراه است؛ گاهی ممکن است مانع خواب وسلب آسایش از دیگران شود.
40ـ به همراه داشتن لوازم اولیه
لقمان در وصیت و سفارش خود به فرزندش می گوید:
«یَا بُنَیَّ سَافِرْ بِسَیْفِکَ وَ خُفِّکَ وَ عِمَامَتِکَ وَ حِبَالِکَ وَ سِقَائِکَ وَ خُیُوطِکَ وَ مِخْرَزِکَ».93
«ای فرزند در مسافرت شمشیر، کفش، عمامه، طناب، مشک، نخ و درفش به همراه داشته باش.»
منظور این است که آنچه برای رفع نیازهای اولیه لازم است، باید همراه باشد؛ از قبیل لوازم دفاع شخصی، پوشاک، نوشیدنی و... .
بدیهی است لوازمی که مسافر باید به همراه خود داشته باشد به گذشت زمان تغییر می‌کند.
41ـ به همراه داشتن ادویه
«وَ تَزَوَّدْ مَعَکَ مِنَ الأَدْوِیَةِ مَا تَنْتَفِعُ بِهَا أَنْتَ وَ مَنْ مَعَکَ وَ کُنْ لأَصْحَابِکَ مُوَافِقاً». 94
«ادویه‌ و داروهایی که برای خود و همسفرانت نیاز می شود، همراه داشته باش.»
به طور معمول سفر همراه است با تغییر آب و هوا و غذا و ممکن است به داروهای خاص نیاز باشدکه تهیة آن درسفر مشکل است ولی آوردن آن کم‌ترین زحمت وهزینه را ندارد، لذا مناسب است مسافر با توجه به مزاجش، داروی لازم همراه بردارد و اگر بر دیگران هم نیاز شد، به آن ها بدهد.
42ـ انتخاب سالار
پیامبر(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «إِذَا کَانَ ثَلاثَةٌ فِی سَفَرٍ ، فَلْیُؤَمِّرُوا أحَدَهُم». 95
«هرگاه سه نفر همسفر شدند، از میان خود یک نفر را به سالاری برگزینند.»
موارد فراوانی پیش می‌آید که باید یکی از چند امر انتخاب شود؛ لذا باید کسی که از تجربة کافی برخوردار است، به عنوان مدیر انتخاب شود تا تصمیمات مقتضی را بگیرد و از اتلاف وقت و سردرگمی جلوگیری شود.
43ـ انتخاب هم سطح
امام علی7 : «لاَ تَصْحَبَنَّ فِی سَفَرٍ مَنْ لاَ یَرَى لَکَ مِنَ الْفَضْلِ عَلَیْهِ کَمَا تَرَى لَهُ عَلَیْکَ». 96
«با کسی که در تو، نسبت به خودش برتری نمی بیند، همسفر نباش، آنگونه که تو برای او فضیلت و برتری نسبت به خود می‌بینی».
خاتمه
مرگ در سفر:
در حدیث آمده که «مَوْتُ الْغَرِیبِ شَهَادَةٌ»؛97 «مرگ در غربت شهادت است.»
علی‌7 بهشت را برای شش گروه ضمانت کرده است:
ـ کسی که برای صدقه (کار خیری) از منزل بیرون رود و بمیرد.
ـ کسی که برای عیادت مریض از منزل بیرون رود و بمیرد.
ـ کسی که برای جهاد در راه خدا از منزل بیرون رود و بمیرد.
ـ کسی که برای نماز جمعه از منزل بیرون رود و بمیرد.
ـ کسی که برای حج از منزل بیرون رود و بمیرد.
ـ کسی که برای تشییع جنازه از منزل بیرون رود و بمیرد. 98
و نیز از امام صادق7 نقل شده: «مؤمنی نیست که در سرزمین غربت، به دور از خانواد ه اش بمیرد، مگر این که زمینی که در آن خدا را عبادت می‌کرده و لباس‌هایش و درهای آسمانی که عبادات او را به بالا می‌برده‌اند، بر او می گریند و دو فرشته که موکل او هستند، بر او گریه می‌کنند.» 99
امام صادق7 فرمود: «مَا مِنْ مُؤْمِنٍ یَمُوتُ فِی أَرْضِ غُرْبَةٍ تَغِیبُ عَنْهُ فِیهَا بَوَاکِیهِ إِلاَّ بَکَتْهُ بِقَاعُ الأَرْضِ الَّتِی کَانَ یَعْبُدُ الله ـ عَزَّ وَ جَلَّ ـ عَلَیْهَا وَ بَکَتْهُ أَثْوَابُهُ وَ بَکَتْهُ أَبْوَابُ السَّمَاءِ الَّتِی کَانَتْ یَصْعَدُ فِیهَا عَمَلُهُ وَ بَکَاهُ الْمَلَکَانِ الْمُوَکَّلاَنِ بِهِ».100
و نیز فرمود: «إِنَّ الْغَرِیبَ إِذَا حَضَرَهُ الْمَوْتُ الْتَفَتَ یَمْنَةً وَ یَسْرَةً وَ لَمْ یَرَ أَحَداً رَفَعَ رَأْسَهُ فَیَقُولُ الله عَزَّ وَ جَلَّ ـ إِلَى مَنْ تَلْتَفِتُ إِلَى مَنْ هُوَ خَیْرٌ لَکَ مِنِّی وَ عِزَّتِی وَ جَلالِی لَئِنْ أَطْلَقْتُکَ عَنْ عُقْدَتِکَ لأُصَیِّرَنَّکَ فِی طَاعَتِی وَ لَئِنْ قَبْضَتُکَ لأُصَیِّرَنَّکَ إِلَى کَرَامَتِی».
«وقتی مرگ غریب فرامی‌رسد به سمت راست و چپ نگاه می‌کند و کسی را نمی‌بیند سرش را بالا می‌برد و خداوند می‌فرماید: به کجا توجه می‌کنی؟ چه کسی از من برای تو بهتر است؟ به عزت و جلال خودم سوگند اگر تو را رها کنم [از بند مرگ] به بندگی خودم وادارت کنم و اگر جانت را بگیرم تو را بهره‌مند از کرامت خود می‌کنم.»
با توجه به این که پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرموده است: «إِنَّمَا الأَعْمَالُ بِالنِّیَّات‏»101 و از آنجا که هدف مسافر، در موارد فوق، قرب الهی است، اگر دچار سانحه شود و از بین برود، به پاداش شهید نایل می شود و در رضوان الهی آرام می‌گیرد و چون هدفش با هدف شهید یکی بوده، از اجر شهید هم برخوردار خواهد بود.
مرحوم صاحب جواهر پس از بحث طولانی دربارة مهمترین آداب سفر، احصای تمام آداب را غیر ممکن یا مشکل می‌داند و پس مشتاقان را به آثار سید ابن طاووس، علامه مجلسی (بحارالانوار) و محقق کاشانی (المحجّة البیضاء) و شیخ حر عاملی (وسائل الشیعه) ارجاع می‌دهد.

پی نوشت ها:
1. جواهرالکلام، ج 6 ، ص 508 ؛ کتاب الحج ؛ الوسائل، الباب 13، من ابواب آداب السفر، ح 1
2. عروة الوثقی، ذیل بحث الاغسال المندوبه.
3. جواهرالکلام، ج 2، ص 248
4. اربعین شیخ بهایی، ترجمه، تحقیق و تعلیق: عقیقی بخشایشی، ص 453
5. تفسیر عیاشی، ج 2، ص 292
6. وسائل الشیعه، باب 15، ابواب آداب سفر، ح 5
7. جواهرالکلام، ج6 ، ص 508 به نقل از الحدائق الناضره.
8. وسائل الشیعه، باب 15، ابواب آداب سفر، ح 7
9. همان، ح2
10 . همان، ح3
11 . وسائل الشیعه، باب 8 ، ابواب الصدقه از کتاب زکات.
12. وسائل الشیعه، باب 18، ابواب آداب سفر، ح2
13 . جواهرالکلام، ج6 ، ص 509
14 . جواهرالکلام، ج6، ص 509 ؛ وسائل الشیعه، ج 8 ، ص 275
15. همان.
16. همان.
17. وسائل الشیعه، باب 19، ابواب آداب سفر، ح 1
18. جواهرالکلام، ج 8 ، ص 509 ؛ وسائل الشیعه، ج 8 ، ص 377 ، باب 91 از ابواب سفر، ح 1
19. وسائل الشیعه، باب 24، ابواب آداب سفر، ح2
20. جواهر الکلام، ج 6 ، ص 58
21. التحفه الرضویه، ص 266 ، به نقل از انوار نعمانیه، ج 4
22. وسائل الشیعه، باب 24، ابواب آداب سفر، ح3
23. وسائل الشیعه، باب 24، ابواب آداب سفر، ح 4
24. جواهرالکلام، ج 6 ، ص 510
25. التحفه الرضویه فی مجربات الامامیه، ص 263
26. همان، ح2
27. جواهرالکلام، ج6 ، ص510 ، وسائل الشیعه، باب 19، ابواب آداب سفر، ح5 . نگارنده گوید: این مطلب مجرب است، در شب مشعر حج 85 چون مجبور شدیم حدود چهل زائر که مسن‌ترین و ضعیف‌ترین افراد کاروان بودند، پیاده از اواسط مشعرالحرام تا جمرات برده و بعد از رمی شبانه، به خیمه‌های منا برگردانیم، یاد خدا و تلاوت قرآن به صورت دسته جمعی عامل اصلی این موفقیت بزرگ بود.
28. زخرف: 14ـ 13
29. جواهر، ج6 ، ص 513 ؛ وسائل الشیعه، باب 20 از ابواب آداب سفر، ح 7
30. وسائل الشیعه، باب 2 ، ابواب آداب سفر، ح5
31. جواهر الکلام، ج 6 ، ص512 ، وسائل الشیعه، باب 20 ، ابواب آداب سفر، ح12
32. همان مأخذ، حدیث 3 ؛ اسراء : 81
33. جواهرالکلام، ج6 ، ص513 ، وسائل الشیعه، باب 23 ، از ابواب آداب سفر، ح3
34. وسائل الشیعه، باب 3، از ابواب آداب سفر، ح3
35. همان، حدیث 4
36. جواهرالکلام، ج 6 ، ص 514 ، وسائل الشیعه، باب 8 از ابواب آداب سفر، ح5
37. جواهرالکلام، ج6 ، ص 521 ، وسائل الشیعه، باب 7 از ابواب المزار.
38. وسائل الشیعه، باب 44 از ابواب آداب سفر.
39 . وسائل الشیعه، باب 44 از ابواب آداب سفر.
40. میزان الحکمه، ج5 ، ص2484، به نقل از بحار الانوار، ج76 ، ص277، ح8 ؛ جواهرالکلام، ج6 ، ص524 ؛ وسائل الشیعه، باب 25 از ابواب آداب سفر، ح1. اصل حدیث این است: «عَلَیْکُمْ بِالْبِکْرِ وَ إِنْ بَارَتْ وَ الْجَادَّةِ وَ إِنْ دَارَتْ وَ بِالْمَدِینَةِ وَ إِنْ جَارَتْ».
41. الکافی، ج 8 ، ص 349
42. الکافی، ج 8 ، ص 349 ـ 348
43. میزان الحکمه ، ج 5 ، ص2486، به نقل از بحار الانوار، ج76 ، ص271 ، ح28 ؛ جواهرالکلام، ج6 ، ص524 ؛ وسائل الشیعه، باب 25 از ابواب آداب سفر، ح 1
44. وسائل الشیعه، ج 12، ص 40
45. وسائل الشیعه، باب 35 از ابواب آداب سفر، ح2 ؛ جواهرالکلام، ج 6 ، ص 525
46. وسائل الشیعه، باب 35 از ابواب آداب سفر، ح 1؛ جواهرالکلام، ج 6 ، ص 525
47. وسائل الشیعه، ج 11، ص 432، حدیث 4
48. همان.
49 . همان.
50 . وسائل الشیعه، باب 30 از ابواب آداب سفر، ح1؛ جواهرالکلام، ج 6 ، ص 525
51. مستدرک الوسائل، ج 11، ص 179، ح 12686
52. المحبة فی الکتاب و السنه، ص 67 ،‌ ح 201
53. همان مأخذ.
54. دعائم الاسلام، ج 2، ص 327
55 . همان مأخذ.
56. وسائل الشیعه، باب 35 از ابواب آداب سفر، ح 1؛ جواهرالکلام، ج 6، ص 525
57. کافی، ج2، ص171
58. کافی، ج2، ص173
59. همان.
60. همان.
61. وسائل الشیعه، باب 35 از ابواب آداب سفر، ح 1؛ جواهرالکلام، ج 6 ، ص 525
62. نهج‌البلاغه، حکمت 86
63 . جواهرالکلام، ج 6 ، ص 525
64. همان.
65. جواهرالکلام، ج 6 ، ص 525
66. همان.
67. همان.
68. همان.
69. همان.
70. همان.
71. المحجة البیضاء، ج 6 ، ص 216
72. بحارالانوار، ج 68 ، ص 287
73. المحجة البیضاء، ج 6 ، ص 216
74 . میزان الحکمه، ج 7، ص 3130
75. تفسیر صافی، ج2، ص370
76. نهج البلاغه، نامه 27
77. ماعون : 7
78. وسائل الشیعه، ج4، ص30، ح4431
79. وسائل الشیعه، ج4، ص28 ، ح4426
80. وسائل الشیعه، ج4، ص29، ح4429
81. وسائل الشیعه، ج4، ص25، ح4417
82. همان، ص26، ح4423
83. وسائل الشیعه، ج4، ص24، ح4416
84. وسائل الشیعه، ج4، ص12، ح4387
85. همان، ص 3140
86. همان.
87. کافی، ج8 ، ص348
88. المیزان، ج 19، ص 94
89. جواهرالکلام، ج 6 ، ص 525
90. احزاب : 41 و انفال : 45
91 . جواهرالکلام، ج 6 ، ص 525
92. همان.
93. همان.
94. جواهرالکلام، ج 6 ، ص 525
95. همان؛ بحار الانوار، ج 76 ، ص271 ، ح28
96. همان ؛ بحار الانوار، ج76 ، ص267 ، ح8
97. وسائل الشیعه، باب 23 از ابواب آداب سفر، ح 9
98. وسائل الشیعه، باب 23 از ابواب آداب سفر، ح 4
99. وسائل الشیعه، باب 23 از ابواب آداب سفر، ح 3
100. جواهرالکلام، ج 6 ، ص 513 ، وسائل، ج 11، ص 346
101. وسائل الشیعه، ج 1، ص 35، ح 3
منابع و مآخذ
ابن طاووس، علی بن موسی، الامان، قم، موسسة آل البیت، 1409
بحرانی، یوسف، الحدائق الناضره فی احکام العترة الطاهره، جامعة مدرسین، بی‌تا.
بیهقی، علی بن زید، معارج نهج‌البلاغه، بوستان قم، 1384
بهایی (شیخ)، حسین، اربعین، مترجم: عبدالرحیم عقیقی بخشایشی، قم، دفتر نشر نوید اسلام، 1373
حرّ عاملی، محمدبن حسن، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، بی‌تا، بی‌نا.
تمیمی مغربی، نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، مصر، دارالمعارف، 1385
الرضوی، محمد الرضی، التحفة الرضویه فی مجربات الامامیه، بی‌نا، 1416
طباطبایی، محمدحسین، المیزان، جامعه المدرسین، بی‌تا، بی‌نا.
فیض کاشانی، محمدبن شاه مرتضی، المحجة البیضاء، انتشارات اسلامی، بی‌تا.
کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1367
مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، دارالکتب الاسلامیه، بی‌تا.
محمدی ری شهری. محمد، میزان الحکمه، مکتب الاعلام الاسلامی، 1362
نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، بیروت، لبنان، مؤسسه المرتضی العالمیه، دارالمورخ العربی، دار احیاء التراث، بی‌تا.