اخبار فخ؛ به روایت احمدبن ‌سهل و ابوالفرج اصفهانی

نوع مقاله: تاریخ و رجال

نویسنده

چکیده

متن حاضر روایتِ اخبار فخ از دو منبع دست اول و دو اثر قدیمی است دربارة «قیام فخ».
منبع نخست، کتاب «مقاتل الطالبیین» تألیف ابوالفرج اصفهانی(359ق.) است که به نظر می رسد از زمان تألیف مشهور بوده و یکی از کتب مرجع و منبع مهم در شرح این واقعه محسوب می شود و بیشتر پژوهشگران و نویسندگان واقعة فخ، از این کتاب بهره برده اند.
منبع دوم، کتاب «اخبار فخ» نوشتة احمدبن سهل رازی است که تا عصر حاضر در دسترس نبوده و به تازگی انتشار یافته است. هرچند نویسندگان هر دو کتاب، معاصر و هم دوره بوده و از منابع یکسانی بهره گرفته  اند و هر دو از بزرگان مذهب «زیدیه» هستند،  اما اختلافاتی اساسی در تألیف آن ها به چشم می خورد و سعی ما بر این است که اختلافات را به صورت موردی بررسی نموده و سپس علت این تفاوت ها را بررسی  کنیم.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


مورخانی که از فخ نوشته اند:

 قیام فخ، همواره مورد توجه صاحبان اخبار و مقاتل،  مورخان و همچنین محدثان بوده است و هریک از آن ها با انگیزه و هدفی به ثبت و ضبط آن پرداخته اند؛ از جمله می توان به آثار دینوری،1  یعقوبی،2 کلینی،3 طبری،4 ابوالفرج اصفهانی،5 مسعودی،6  ابن اثیر،7  ابن طقطقی8  و ابن کثیر9  اشاره کرد که مطالب موجود در این منابع، تا حدّی یکسان است و تنها تفاوت در «اختصار» و «تفصیل» نگارش واقعه می باشد. اما در این میان، کتاب دیگری با عنوان «اخبار فخ» نوشتة احمد بن سهل رازی به تازگی منتشر شده است. این کتاب که از نوع تک نگاری10 است، از منابع دست اول این حادثه محسوب می شود. مؤلف این کتاب به واقعیات تاریخی توجه داشته و اسناد و مدارکی را ثبت کرده است که هیچ کدام از منابع یاد شده آن ها را نیاورده اند.

بنابراین، تصمیم گرفته شد میان مطالب این کتاب و سایر منابع موجود، مقایسه ای صورت گیرد که از این میان کتاب «مقاتل الطالبیین» به دلایل زیر انتخاب گردید:

1.  از منابع دست اول دربارة واقعة فخ بوده و از مراجع اصلی تمامی محققان در این باره است.

2.  این واقعه را به تفصیل آورده است؛ به طوری که دیگر منابع، مطلبی اضافه بر آن ندارند.

3.  هر دو مؤلف شیعة زیدیه هستند.

4.  مؤلف هر دو کتاب، تا حدّی معاصر و هم دوره بوده اند.

5 .  منابع و اسناد هر دو، در بسیاری از موارد یکسان است.

6 .  منبع نویسندگان هر دو کتاب، یا کسانی هستند که در واقعة فخ حضور داشته اند و یا به نقل از کسانی است که سلسله سندشان به شاهدان واقعه می رسد.

کتاب مقاتل الطالبیین

این کتاب تألیف علی بن حسین، معروف به ابوالفرج اصفهانی(م. حدود 359 ق. ) شاعر، ادیب،  مورخ مشهور و صاحب کتاب الأغانی است. قرائن نشان می دهد که او زیدی مذهب است.11 هدف وی از تألیف این کتاب، چنان که خود گفته، شرح احوال و مرگ فرزندان ابوطالب از ظهور اسلام تا قرن چهارم هجری است. از این رو، کتاب با احوال مقتل جعفر بن ابی طالب آغاز شده و با عبدالرحمان بن محمد بن عیسی در دورة مقتدر عباسی پایان یافته است. بدین ترتیب، ابوالفرج، مختصری از زندگی و مرگ ۲۱۶ تن از طالبیان را نگاشته کرده.12

 

ابو الفرج دربارة اسناد و مدارک مورد استفاده اش دربارة حادثة فخ می نویسد:

«از نوشته ها و راویانی که در این تألیف بهره برده ام؛ احمدبن عبید الله بن عمار، از علی بن محمدبن سلیمان نوفلی، از پدرش،  از احمد بن سلیمان بن ابی شیخ و عمر بن شبّه نمیری از پدرش،  و علی بن عباس مقانعی، از محمد بن حسن مزنی، از احمد بن حسن مروان و حسن بن محمد مزنی، از علی بن محمد بن ابراهیم، از بکر بن صالح، از عبدالله بن ابراهیم جعفری و همچنین از نسخه ای که به خط احمد بن حرث خرّاز بود.

من در بسیاری از مواقع روایات مشابه راویان مختلف را با هم ترکیب کرده و با لفظ «قالوا» آورده ام، مگر این که روایت اختلاف اساسی با سایر روایات داشت. در این صورت، آن روایت و آن راوی را جداگانه آورده ام.»

 کتاب اخبار فخ

شناخت ما از این کتاب تازگی دارد و به سال 1995م./1374ش. بر می گردد؛ یعنی زمانی که ماهر جرار آن را با استفاده از نسخه های خطی موجود در کتابخانه های برلین و جامع صنعا،  تصحیح و با مقدمه ای بسیار ارزشمند و محققانه به چاپ رسانید.13

این کتاب تألیف احمد بن سهل رازی است که هیچ آگاهی از او در دست نیست،  اما تحقیق اسانید او نشان می دهد که در اواسط قرن سوم و اوایل قرن چهارم هجری می زیسته و از ابوالفرج اصفهانی مؤلف مقاتل الطالبیین(متوفای359ق.) بزرگتر است.14

ماهر جرار می گوید: احتمالاً زمان تألیف کتاب حد فاصل بین امامت ناصر للحق حسن  الاطروش(م.304ق.) و داعی حسن بن علی(م.316ق.) بوده که برای پیروان مذهب زیدیه در دیلم ایران نوشته شده است.15 وی برای اثبات نظریة خود، چنین می نویسد:

«توجه خاص مؤلف به اخبار دعوت و خروج حسین بن علی،  یحیی و ادریس و پسران عبدالله محض و عدم پرداختن به شرح احوال دور و نزدیک آن ها قبل از خروج، چنین نشان می دهد که این کتاب اساساً برای پیروان این مذهب نوشته شده باشد.16 شاید عدم دسترسی عموم به این کتاب هم به همین علت بوده است.

منابعی که احمد بن سهل از آن ها بهره برده، عبارت اند از:

1. کتاب «خروج صاحب فخ و مقتله»، تألیف عبدالله بن ابراهیم بن محمد بن علی عبدالله بن جعفربن ابی طالب، که مؤلف در روایت بخش اعظمی از کتابش بر او اعتماد کرده است و اسناد مؤلف به او از طریق حسن بن عبدالواحد کوفی از بکر بن صالح رازی از عبدالله بن ابراهیم جعفری است.

2. کتاب «حسن بن عبد الواحد کوفی» که نامش دقیق دانسته نیست، فقط در این حد می دانیم که موضوع آن در بارة قیام های «طالبیین» بوده است؛ علاوه بر این، چنانچه در بالا اشاره کردیم،  اِسناد مؤلف به عبد الله بن ابرهیم جعفری از طریق وی بوده است و مؤلف، بخش اساسی روایات خود را از حسن بن عبدالواحد کوفی نقل کرده است.

3.  عمر بن شبّه و مدائنی: مؤلف بی واسطه از عمر بن شبه روایت می کند، اما اغلب روایتش از مدائنی از طریق عمر بن شبه است.

4.  اسناد شفاهی: مؤلف همچنین از راویان معروف زیدیه؛ مانند محمد بن قاسم بن ابرهیم رسی و محمد بن منصوری مرادی و بعضی دیگر که تا به امروز ناشناس مانده اند،  بهره برده است.17

چنانکه ملاحظه گردید، روایان ابوالفرج اصفهانی و احمد بن سهل رازی، در بسیاری از موارد یکی هستند.18

 

اجزاء کتاب واقعه فخ :

الف: واقعه فخ

ب:  جان سالم بدر بردن یحیی و ادریس، پسران عبدالله محض از این حادثه.

ج :  اخبار ادریس در افریقیه و مغرب تا شهادت.

د:  اخبار یحیی،  سرگردانی او در شهرها،  رفتن وی به یمن، استفادة علمای بسیار از محضر او؛ از جمله محمدبن ادریس شافعی،  رسیدن وی به دیلم در شمال ایران و فراگیر شدن او در آنجا،  هراس هارون از قدرت او،  سر انجام دستگیری و کشتن او توسط وی.

احمدبن سهل، طبق معمول آن زمان، کتابش را با خطبه ای بسیار کوتاه آغاز کرده است. سپس در بیان علت تألف کتابش می نویسد:

«هر چند این کتاب دربارة اخبار یحیی بن عبدالله است اما از آنجا که علت توجه مردم به او، به سبب حضورش در قیام فخ در کنار حسین بن علی است، کتاب را با واقعة فخ آغاز می کند؛ چنانکه از گفتار خود او استفاده می شود، توجه اصلیِ نویسنده به نتیجة قیام است، بلافاصله بعد از این مقدمة کوتاه، به بیان شرح قیام فخ می پردازد.»

ابوالفرج بعد از بیان شرح احوال پدر،  مادر و سایر بستگان حسین19،   با آوردن چندین روایت، به تفصیل از بخشندگی حسین یاد می کند.20 سپس به بیان این قیام می پردازد.

خلاصه ای از این قیام، به روایت هر دو نویسنده:

واقعة فخ

به روزگار خلافت های عباسی(169ـ 168) سخت گیری بر علویان شدت بیشتری گرفت. عامل مدینه آن ها را مجبور می ساخت که هر روز در دارالاماره حاضر شده،  خود را معرفی کنند؛ او به این هم اکتفا نکرده، آن ها را ضامن حضور یکدیگر قرار داده بود و یکی را به سبب غیبت دیگری مواخذه و باز داشت می کرد. روزی حسین بن علی(بن حسن بن حسن بن حسن بن علی ابن ابی طالب) را به خاطر غیبت حسن بن محمد بن عبدالله (بن حسن بن حسن علی ابن ابی طالب) که ضامن او بود،  سخت مواخذه کرد و از او خواست که هرچه سریعتر حسن را به دارالاماره بیاورد. ظاهراً حسین بعد از مشورت با امام موسی بن جعفر و سایر علویان از جمله یحیی و ادریس پسران عبدالله محض،  صبحدمِ روز 13 ذی قعده همراه با لباس های سفید،  وارد مسجد النبی شدند. او بر پایة عمل به کتاب خدا،  سنت پیامبر(صلی الله علیه و آله)،  برپایی عدالت و رضا از آل محمد: بیعت گرفت. حسین بعد از یازده روز اقامت در مدینه،  در روز 24 ذی قعده به همراه 400 نفر از پیروانش به مکه رفت و دینار خزاعی را به نیابت خویش در مدینه گذاشت. هادی عباسی با شنیدن خبر قیام حسین و حرکت او به مکه، سپاهی را به فرماندهی محمد بن سلیمان که از خویشاوندان حسین نیز بود، به مقابله با او فرستاد. عباس بن محمد و سلیمان بن ابی جعفر عباسی هم به سپاه محمد پیوستند. در روز ترویه، هشتم ذی حجة سال 169 در سرزمین فخ ـ نزدیک مکه ـ  بین این دو سپاه جنگ سختی در گرفت. در جریان جنگ، حسین و تعدادی از یارانش به شهادت رسیدند و بقیة سپاه پراکنده شدند.

جسد آن ها در میدان جنگ رها شد و سرهایشان را به همراه اسرا برای هادی فرستادند. والی مدینه که از ترس فرار کرده بود، با شنیدن خبر شهادت حسین به مدینه برگشت و خانة او و خاندانش را بسوخت و اموالش را مصادره کرد. یحیی و ادریس پسران عبدالله که از این جنگ جان سالم به در برده بودند، از دعوت دست نکشیدند. سر انجام ادریس توانست به مغرب برود و به کمک بربرها حکومتی را در آنجا تأسیس کند. قدرت یحیی هم در ایران فزونی گرفت و سر انجام هارون با حیله و نیرنگ او را به دست آورد و به شهادت رساند.21

بررسی جزئیات در این باره :

ابوالفرج در این باره روایات و احادیثی از پیامبر(صلی الله علیه و آله)،  امام جعفر صادق(علیه السلام) و عبدالله محض ـ که دربارة پیشگویی خبر شهادت حسین است ـ  نقل می کند.22 آنگاه از شنیده شدن صدای هاتفی23  به هنگام شهادت حسین سخن می گوید. هیچ کدام از این روایات در کتاب اخبار فخ نیامده است، شاید دلیلش این باشد که احمد بن سهل این مطالب را خارج از محدودة تاریخ می دانسته است.

هر دو مؤلف به مشورت حسین با امام موسی بن جعفر(علیه السلام) تصریح کرده اند.  ابوالفرج در سه روایت به شرح ماجرا می پردازد:

در یکی از آن ها برتری مقام حسین نسبت به امام موسی بن جعفر(علیه السلام) به چشم می خورد!24

و در روایت دیگری عکس این مطلب است که از قول حسین بن علی و یحیی بن عبدالله می نویسد: بعد از مشورت با موسی بن جعفر، آن حضرت به ما دستور داد که خروج کنید.25

در روایت سوم باز هم صحبت از پیشگویی نتیجة قیام است که این بار از طرف امام موسی بن جعفر(علیه السلام) صورت گرفته است که: «تو کشته می شوی،  پس ضربات شمشیرت را محکم فرود آر. این ها قومی هستند که تظاهر به ایمان می کنند و نفاق و شرک خود را پنهان می دادند.  از خداییم و به سوی او بر می گردبم و نزد خدای عز وجل.»26

او همچنین روایت کرده است: چون سپاه سرهای شهدای  فخ را به نزد عباس بن محمد وموسی بن عیسی آورده اند، با آن تعدادی  از علویان آنجا بودند، تنها موسی بن جعفر(علیه السلام) بود که با دیدن سر حسین فرمود: «از خداییم به سوی او برمی گردیم.  به خدا سوگند حسین از دنیا رفت در حالی که  مسلمان و نیکو کار و روزه دار و آمر به معروف و ناهی از منکر بود «در اهل بیتش کسی همانند او نبود.»27

احمد بن سهل در این باره فقط یک روایت آورده است: «پسر عموهایم! در جهاد با آن ها کوشا باشید،  من هم در خون آن ها با شما شریکم.  آنان گروه فاسقی هستند که کفرشان را پنهان می کنند و تظاهر به ایمان می کنند.»28

چنین به نظر می رسد که ابوالفرج با نقل این روایات می خواهد نقش امام را در این واقعه بسیار پررنگ نشان دهد و یا حداقل موافقت امام را در این باره برساند.  اما ابن سهل در این باره تنها به یک واقعیت اشاره می کند و آن اصل مشورت است.

با آن که نص بیعت را هر دو مؤلف به روایت از ارطاة29بن حبیب نقل کرده اند، اما در روایت ابوالفرج علاوه بر جا به جایی جملات وتکرار برخی از آن ، عبارت «أَدْعُوکُمْ إِلَی الرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ(صلی الله علیه و آله)»30 اضافه شده است که بنا به دلایل زیر نمی تواند در اصل متن بیعت وجود داشته باشد:

1.  این شعار در دعوت بنی هاشم علیه بنی امیه مطرح شد که استفاده از آن، هم برای علویان و هم عباسیان بالسویه بوده است؛ هر چند عباسیان از آن برای به قدرت رسیدن خویش بهره برده اند.

2.  این شعار از طرف دعات فاطمی و حتی داعیان دروغین استفاده می شده و نه از طرف شخص فاطمی که مردم را به امامت خود فرا می خوانده است؛ مانند حسین بن علی.

3.  احتمالاً این شعار در نص بیعت نقل شده در کتاب ابوالفرج از طریق حسن بن محمد مزنی اضافه شده است و این دلایل نشان می دهد که نص بیعتی که احمد بن سهل آورده، متقن تر از متن ابوالفرج است.31

احمد بن سهل یک سخنرانی از یحیی بن عبدالله و دو سخنرانی از حسین را نقل کرده که قبل از جنگ فخ در اردوگاه ایراد کرده اند. هدف از سخنرانی یحیی بن عبدالله که مشحون از آیات الهی است،  تحریض پیروان به جنگ است.32 آنچه که در سخنرانی اول که از اسحاق بن ابراهیم33 روایت شده،  به چشم می خورد اسم بزرگان زیدیه34  است که حسین در خلال سخنرانی از آن ها به عنوان «سلف صالح» یاد می کندکه بیانگر اعتقاد سیاسی حسین است،  این سخنرانی همچنین اعتقاد راسخ حسین را نسبت به راهی که در پیش گرفته نشان می دهد. ابوالفرج از این سخنرانی فقط یک جمله از اول و یک جمله از آخر آن را نقل کرده است.35  آنچه که در سخنرانی دیگری که از حسین تئسط سعید بن خیثم هلالی36 روایت شده به چشم می خورد اوضاع و شرایط مذهبی وسیاسی این دوره از نظر حسین بن علی است که او جهاد در چنین وضعیتی را واجب الهی می داند.

در پاسخ حسین به امان نامة محمد بن سلیمان به روایت از محمد بن قاسم بن ابراهیم آمده است که: «من به خاطر دنیا و یا طمع در اموال مسلمین قیان نکرده ام بلکه قیام من  یاری دین خدا  و  شهادت  در راه اوست تا حجتی باشد بر امت و در این کار به اسلاف مجاهدم اقتدا کرده ام.»37

ابوالفرج خود پاسخ حسین را نیاورده و فقط به جملة  «حسین به شدت از پذیرفتن امان نامه ابا کرد.»38 اکتفا کرده است.

آنچه که در بارة این سخنرانی ها می توان گفت این است که این ها اسناد مهمی هستند که اهداف و انگیزه های حسین بن علی را در این قیام روشن می کند و همچنین اعتقادات سیاسی او را نشان می دهند و نیز بیان گر اوضاع مذهبی وسیاسی این دوره هستند و سر نخ های خوبی برای محققین در این باره هستند.

نتیجه

چنانکه دیدی با آن که احمد بن سهل و ابوالفرج تقریباً معاصر بوده و از منابع یکسانی بهره برده اند و هر دو زیدی مذهب هستند، اما گزینش مطالب آن ها دربارة این حادثه با یکدیگر تفاوت دارد. ابوالفرج بیشتر به روایاتی توجه کرده که هم به پیشگویی وقوع این قیام و هم پیشگویی نتیجه این قیام دلالت دارند. او همچنین از روایاتی که از شنیده شدن صدای هاتفی آسمانی به هنگام شهادت حسین سخن می گوید که هیچ کدام از این روایات را نمی توان جزو وقایع تاریخی محسوب کرد.

روایات مذکور به جای ارتباط با واقعه فخ با پیش فرض های ذهنی ابوالفرج مرتبط هستند؛ ظاهراً او از این طریق می خواهد حقانیت این قیام را نشان دهد. کتاب ابوالفرج در زمرة شرح احوال است اما کتاب احمد بن سهل تألیفی تاریخی است و در این باره دارای انسجام خوبی است هر چند او هم در پی اثبات حقانیت این قیام است اما در این باره از وقایع تاریخی سود جسته است. به نظر می رسد که او آگاهانه از آوردن روایات پیشگویانه خودداری کرده و به جای آن به روایاتی توجه کرده و آن ها را ثبت و ضبط کرده که در متن این حادثه قرار دارند و شرایط اجتماعی،  مذهبی وسیاسی زمان قیام را نشان می دهند و برای جلب حمایت مردم از روایات پیشگویانه بهتر به نظر می رسند. عنایت او به روایاتی که بیان گر وقایع تاریخی هستند، مواد خام تاریخی خوبی برای بررسی و تحقیق در این باره به دست می دهد. هر چند کتاب ابوالفرج را می توان مکملی در این باره برای این کتاب به شمار آورد اما تألیف ابن سهل از نظر تاریخی ارزش ویژه ای دارد.

کتابشناسی

آقا بزرگ تهرانی، الذریعه إلی تصانیف‌الشیعه، بیروت، دارالأضواء.

ابن اثیر، عزالدین ابی‌الحسن علی‌بن عبدالواحد شیبانی، الکامل فی‌التاریخ، بیروت، دارالفکر، 1398 ق / 1978 م.

ابن‌داود حلی، رجال ابن داود، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1383 ق.

ابن طقطقی، محمدبن علی‌بن‌طباطبا، الفخری فی‌الآداب السلطانیه. قاهر مطبعه المعارف، 1923م.

ابن کثیر، عمادالدین اسماعیل، البدایه و النهایة،  تحقیق یوسف الشیخ محمدالبقاعی، بیروت، دارالفکر، 1419ق / 1998م.

ابوالفرج اصفهانی، علی‌بن‌حسین، مقاتل‌الطالبیین، قم، دارالکتاب للطباعة و النشر، 1385ق / 1965م.

حسنی، ابوالعباس احمدبن‌ابراهیم، کتاب‌المصابیح، تحقیق، ماهرجرّار، بیروت، دارالغرب‌الاسلامی، 1995م.

رازی، احمدبن‌سهل، اخبار فخ، تحقیق ماهرجرّار، بیروت، دارالغرب الاسلامی، 1995م.

دینوری، حنیفه احمدبن داود، الاخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر و جمال‌الدین شیال، قاهره، 1960م.

طبری، محمدبن‌جریر، تاریخ‌الأمم و الملوک، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، روائع‌التراث‌العربی.

عالم‌زاده هادی، تاریخنگاری در اسلام، تهران، سمت، 1375ش.

کلینی، محمدبن یعقوب، اصول الکافی، تحقیق محمدباقر بهبودی و علی‌اکبر غفاری، تهران، 1379ش.

نجاشی، احمدبن‌علی، رجال نجاشی، قم، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1407 ق.

مسعودی، علی‌بن‌حسین، مروج‌الذهب، تحقیق عبدالأمیر مهنا، بیروت، 1411ق/ 1991م.

یعقوبی، احمدبن‌أبی‌یعقوب، تاریخ یعقوبی.

 

پی نوشت ها :

1.  دینوری، ص386

2.  یعقوبی، ج2، صص405 ـ 404

3.  کلینی، ج2، ص231

4. طبری، ج8، صص203 ـ 192

5 .  ابوالفرج اصفهانی، صص307 ـ 285

6 . مسعودی، ج3، صص359 ـ 358

7.  ابن اثیر، ج5،صص76 ـ 75 (به نقل از طبری)

8 . ابن طقطقی، ص172

9. ابن کثیر، ج7، ص244

10. نخستین کتاب های کتب تاریخی که نوشته شده، عنوان «اخبار» داشته اند. اخبار بیشتر منطبق برتاریخ ویژه منفردی بود که امروزه شاید بتوان آن را با تک نگاری تاریخی مقایسه کرد. عالم زاده،  ص12

11.  آقا بزرگ تهرانی، ج21، ص376

12.  عالم زاده.

13. مقدمه، شامل تحقیقات ارزشمندی درباره: اسانید و منبع کتاب، وضعیت دعوت زیدیه بعد از قیام نفس زکیه، سیاست مهدی، اسرار دعوت،  شرح حال حسین بن علی،  حجاز بعد از  قیام نفس زکیه،  چگونگی دعوت حسین بن علی، علت توجه مردم به او با وجود یحیی و ادریس؛ پسران عبدالله محض، شرح قیام فخ، علل شکست و نتایج قیام، اخبار ادریس و چگونگی رفتن او به مغرب، شهادت او، اخبار یحیی بن عبدالله، حضور او در یمن، شاگردان او، مسیر او به دیلم و چگونگی شهادتش به دست هارون است.

14. ماهر جرار، ص16

15.  ماهر جرار، ص89

16.  همان.

17.  ماهر جرار، ص27

18.  از جمله می توان از عبدالله بن ابراهیم جعفری، بکر بن صالح، علی بن محمد بن سلیمان نوفلی،  مدائنی، عمربن شبه نام برد.

19.  ابوالفرج، صص294ـ 285

20.  همو، صص 293ـ291 [ نک.  احمد بن ابراهیم حسنی صص283ـ 281؛ یعقوبی، ج2،ص405 ؛ طبری، ج8، ص200 ؛ مسعودی، ج3، ص358 ؛ ابن اثیر، ج5، ص75 (به نقل قول از طبری) ؛ ابن کثیر، ج7، ص44 ]

211.  احمد بن سهل رازی، صص162-131؛ ابوالفرج اصفهانی، صص 307- 285 (ر.ک. به:  یعقوبی، ج2، صص414- 405 ؛ طبری، ج8، صص203 ـ 192 ؛ ابن کثیر، ج7، ص244)

22.  ابوالفرج290 [نک. احمدبن ابراهیم حسنی، صص280 ـ 279؛ کلینی، ج2، ص231 (شیخ روایت از پیامبر و امام صادق را روایت کرده، اما روایت عبدالله محض نقل کرده)].

23.  همو، ص 306 [ر.ک. به: احمدبن ابراهیم حسنی، صص300 ـ 299]

24.  همو، ص298

25.  همو، ص304

26.  ابوالفرج، ص298 (ر.ک. به: کلینی، ج2، ص231 به نقل از ابوالفرج).

27.  همو، ص302

28.  احمد بن سهل، ص 135

29.  ارطاة بن حبیب، اسدی کوفی است و از امام صادق(علیه السلام) روایت کرده و صاحب کتاب است. (ابن داوود، ص50،  نجاشی، ص 107 ) احمد بن سهل او را از دعات یحیی بن عبدالله  شمرده است. [احمد بن سهل، ص 198].

30.  ابوالفرج، ص 299

31 ماهر جرار، صص100ـ 99

32.  احمد بن سهل، صص152ـ 150

33.  همو، ص 148 (احمد بن سهل، از احمد بن سعید، از اسحاق بن ابراهیم که در قیام فخ حضور داشته است.)

34.  همان. (پیامبر خدا،  حمزه،  علی،  جعفر،  حسن،  حسین،  زیدبن علی،  یحیی بن زید،  عبدالله حسن،  محمدبن و ابراهیم بن عبدالله).

35.  ابوالفرج، ص300 (حسین بن محمد، از کثیر از اسحاق بن ابراهیم: «ای اهل عراق هر کدام از آن خصلت های شریف، شما را به رستگاری رهنمون می شوند، به خدا سوگند اگر یاری کننده ای هم نداشته باشم خواهم جنگید تا خداوند مرا به گذشتگانم ملحق کند.)

36.  احمد بن سهل، صص150ـ 149 (احمد بن سهل از حسن بن عبدالواحد، از احمد بن حمزه رازی، از احمد بن رشید ؛ از سعید بن خیثم هلالی که در قیام فخ حضور داشته است).

37.  همو، صص154 ـ 153

38.  ابوالفرج،  ص299