استظلال (2)

نوع مقاله: فقه حج

نویسنده

چکیده

بخش نخست این نوشته ـ که فصل اول و دوم بحث را تشکیل می داد ـ  با عناوین «معنا کاوی استظلال» و «استظلال در روز» در شماره قبل (۷۸) از نظر گذشت و اکنون در این شماره، بخش دوم آن را که سامان یافته از فصل‌های سوم تا هشتم و با عناوین: «استظلال در روزهای ابری و بارانی»، «استظلال در حالت اضطرار»، «استظلال درتوقفگاه‌ها ومنزلگاه‌ها»، «استظلال برای زنان وکودکان»، «استظلال در شب» و «کفارة سایه» می‌باشد، تقدیم شما می‌کنیم تا شاید با یاری خداوند، ضمن تبیین مباحث، به پرسش‌های بی‌شمار مطرح شده در بحث استظلال پاسخ داده باشیم:

موضوعات


فصل سوم؛ استظلال در روزهای ابری و بارانی

پرسش: آیا استظلال در روزهای ابری وبارانی جایز است؟

پاسخ: در این مورد، فتاوای مختلفی از سوی فقها که فتاوای ایشان در دست است، صادر شده که می­توان فتاوا را بر سه دسته تقسیم کرد:

الف:  تفصیل بین ابر تیره با عدم صدق استظلال و ابر غیر تیره. امام خمینی1 و آیات عظام؛ بهجت، نوری همدانی و سیستانی.

ب:  جواز ؛ آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله سبحانی

ج:  عدم جواز ؛ آیات عظام: تبریزی، خویی، صافی و گلپایگانی

*  تفصیل

1.  امام خمینی1  و آیت الله نوری همدانی: ... استظلال در هوای ابری  در روز، جایز نیست، مگر ابر به‏طوری تیره  باشد که استظلال صدق نکند.[1]

2.  آیت اللّه‏ بهجت= : استظلال در هوای ابری  در روز،  اگر طوری باشد که تظلیل صادق نباشد اشکال ندارد.

3.  آیت اللّه‏ سیستانی:  با تفصیل بین ابر بارانی و ابر بی باران می فرماید: سوار شدن در ماشین سقف‏دار و مانند آن در شب و بین الطلوعین و روزهایی که ابر غلیظ مانع تابش خورشید باشد، در صورتی که بارانی نباشد، اشکال ندارد و اگر بارانی باشد کفّاره دارد و به احتیاط واجب جایز نیست.  اگر ابر تیره باشد که ‏اشعّة آفتاب را به‏کلّی پوشانده باشد و باران نباشد اشکال ندارد.

 

*  جواز

4.   آیت اللّه‏ مکارم:  و در روزهای کاملاً ابری و بین الطلوعین نیز استفاده از ماشین سرپوشیده مانعی ندارد. تیره بودن ابرها لازم نیست، منظور نبودن سایه است.

5.   آیت الله سبحانی: حرکت در روز ابری با ماشین مسقف مانع ندارد.(م 485 محشی)

*  عدم جواز

6 .   آیت اللّه‏ تبریزی وآیت اللّه‏ خویی] :   استظلال در روز ابری هم جایز نیست.

7.   آیت اللّه‏ صافی، آیت اللّه‏ گلپایگانی=   در پاسخ استظلال در روز ابری فرموده‏اند: استظلال در هوای ابری، در روز جایز نیست.[2]

در مورد این مسأله،  چهار روایت با عنوان «روایات مطر» نقل شده است. میان «باران» و «ابر» عام و خاص مطلق است. هر بارانی ملازم ابر است ولی هر ابری الزاماً باران­زا نیست. ذکر این روایات، تنها برای آگاهی خوانندگان بزرگوار است نه استدلال بر فتاوای یاد شده.

یاد آوری دوم این­که در روایات، بحثی از ابر نشده و حکم ابر که اعم از ابر باران­زا و ابر غیر باران­زا باشد، بیان نشده است. عدم ذکر ابر در کنار باران، می­تواند دلیلی بر برخی اقوال باشد.

1 . «أَحْمَدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ الطَّبْرِسِیُّ فِی الإِحْتِجَاج،‏ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیِّ، أَنَّهُ سَأَلَهُ عَنِ الْمُحْرِمِ یَسْتَظِلُّ مِنَ الْمَطَرِ بِنَطْعٍ أَوْ غَیْرِهِ حَذَراً عَلَى ثِیَابِهِ وَمَا فِی مَحْمِلِهِ أَنْ یَبْتَلَّ، فَهَلْ یَجُوزُ ذَلِکَ؟ الْجَوَابُ: إِذَا فَعَلَ ذَلِکَ فِی ­الْمَحْمِلِ فِی طَرِیقِهِ فَعَلَیْهِ دَمٌ».[3]

«طبرسی در کتاب احتجاج از محمدبن عبدالله بن جعفر حمیری نقل می کند: از امام زمان(علیه السلام) سؤال شد: مُحرمی با پوست یا چیز دیگری برای پیشگیری از خیس شدن لباس یا خیس شدن آنچه در محمل دارد، خود را از باران می­پوشاند، آیا این کار جایز است؟ پاسخ داده شد: اگر چنین عملی را در محمل و در حین حرکت انجام دهد، باید یک قربانی بکشد.»

2. عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ، قَالَ: کَتَبْتُ إِلَیْهِ، الْمُحْرِمُ هَلْ یُظَلِّلُ عَلَى نَفْسِهِ إِذَا آذَتْهُ الشَّمْسُ أَوِ الْمَطَرُ أَوْ کَانَ مَرِیضاً أَمْ لاَ؟ فَإِنْ ظَلَّلَ هَلْ یَجِبُ عَلَیْهِ الْفِدَاءُ أَمْ لاَ؟ فَکَتَبَ: یُظَلِّلُ عَلَى نَفْسِهِ وَ یُهَرِیقُ دَماً إِنْ شَاءَ اللَّهُ».[4]

«علی بن محمد گفت: نامه­ای به امام هادی(علیه السلام) نوشتم و از آن حضرت پرسیدم: هرگاه آفتاب یا باران مُحرم را آزار رساند و یا بیمار باشد، می­تواند استظلال کند و اگر تظلیل کرد  کفاره بر او واجب است؟ امام(علیه السلام) در پاسخ نوشتند: استظلال می­کند و یک قربانی کفاره می­دهد، ان شاءالله.»

3. «إِبْرَاهِیمَ بْنِ أَبِی مَحْمُودٍ قَالَ، قُلْتُ لِلرِّضَا(علیه السلام) : الْمُحْرِمُ یُظَلِّلُ عَلَى مَحْمِلِهِ وَ یَفْدِی إِذَا کَانَتِ الشَّمْسُ وَ الْمَطَرُ یُضِرَّانِ بِهِ؟ قَالَ: نَعَمْ. قُلْتُ: کَمِ الْفِدَاءُ؟ قَالَ: شَاةٌ»[5]

«ابراهیم بن ابو محمود گفت: به امام رضا(علیه السلام) عرض کردم:  محرمی که بر محملش نشسته و برای پرهیز از ضرر آفتاب و باران استظلال می کند و کفاره می­دهد (آیا جایز است؟) امام(علیه السلام) فرمود: آری، جایز است. پرسیدم: چه مقدار کفاره دهد؟ فرمود: یک رأس گوسفند.»

4. «إِسْمَاعِیلَ بْنِ بَزِیعٍ، عَنِ الرِّضَا(علیه السلام) قَالَ: سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنِ الظِّلاَلِ لِلْمُحْرِمِ مِنْ أَذَى مَطَرٍ أَوْ شَمْسٍ وَ أَنَا أَسْمَعُ، فَأَمَرَهُ أَنْ یَفْدِیَ شَاةً وَ یَذْبَحَهَا بِمِنًى».[6]

«اسماعیل بن بزیع گوید: شنیدم که مردی از امام رضا(علیه السلام) پرسید: مُحرمی به خاطر مشکل باران وخورشید تظلیل می­کند (تکلیف او چیست)؟ حضرت دستور داد یک رأس گوسفند کفاره دهد ودر منا قربانی کند.»

این روایت شبیه روایت پیشین است؛ چون هر دو از امام رضا(علیه السلام) با یک مضمون نقل شده است. این احتمال وجود دارد که هر دو یکی باشند. مرحوم صدوق نیز آن را نقل کرده و این عبارت برآن افزوده شده است؛ «وَ قَالَ نَحْنُ إِذَا أَرَدْنَا ذَلِکَ ظَلَّلْنَا وَ فَدَیْنَا».

نکات قابل توجه در سه روایت اخیر عبارت­اند از:

*  نخست این­که: روایات به حالت اضطرار اشاره دارند.

*  دوم: سؤال راوی از دو چیزی است که به ظاهر ضدّ هم هستند؛ «آفتاب» و «باران». روشن است که باران با ابر تیره جلوی آفتاب را می­گیرد، در این صورت استظلال صدق نمی­کند.  به همین جهت، برخی در بررسی روایات گفته­اند:

اولاً:  ممکن است روایات ناظر به روز؛ یعنی جمع بین «آفتاب» و «باران» باشد، لذا گاه مطر با «او» آمده وگاه با «واو».

ثانیاً:  شاید روایات مطر ناظر به­ توسعه در معنای تظلیل باشد؛ ظلّ به معنای پوشاندن­که براستتار از باران نیز صدق می­کند. هرچندکه استظلال در معنای لغوی و عرفی، استظلال از خورشید است. نه این­که دو حکم وجود داشته باشد؛ یک حکم استظلال از خورشید و یک حکم استظلال از مطر.[7]

 شاید کسانی که به حرمت استظلال در هوای بارانی فتوا داده یا احتیاط کرده­اند، برای روایاتِ مطر مفهوم قائل شده­اند. با این استدلال که استظلال در حالت اضطرار بارانی جایز وکفاره دارد.

 مفهومش آن­ است که پس در حال اختیار جایز نیست، ولی این سؤال پیش می­آید که آیا می­توان برای هوای بارانی دو حالت «اختیار» و «اضطرار» تصورکرد؟

فصل چهارم؛ استظلال در حالت اضطرار

اجماع فقهای شیعه برای حاجیانی­که عذری مانند بیماری، پیری، گرما و یا سرمای شدید، باران وطوفان و... داشته باشند، فتوا به جواز استظلال داده­اند.

استظلال در حالت اختیار حرمت تکلیفی دارد، ولی آیا در حالت اضطرار نیز حرمت تکلیفی دارد یا نه­؟ بحثی است که در این مقاله ضرورتی به پرداختن به آن نمی­بینیم.

ملاک اضطرار چیست؟ درکلمات فقها، ملاک­های متفاوتی دیده می­شود. به عنوان مثال، شیخ طوسی و ابن­ادریس «ضرر عظیم» را ملاک می­دانند. شیخ صدوق به «ترس از باران»، «اذیت و ناراحتی از خورشید» و «دچار مشکل شدن»، اشاره دارد. صاحب جواهر«حرجی بودن» را ملاک گرفته است.[8]

همچنین ­آیت الله جوادی آملی می­فرماید: «اضطرار» غیر از «حرج» است و معیار، حرج است نه ضرورت.[9]

در روایاتی که به آن ها اشاره خواهیم کرد، ملاک­هایی مانند: مریض، شیخاً کبیراً، من به  علّة، صدع (سردرد)، یؤذیه الشمس، لا یطیق حرّ الشمس، شَقَّ عَلَیه و لاَ یَستطیعُ أَن تُصِیبَهُ الشَّمس آمده است.

شیخ صدوق: «وَ لاَ بَأْسَ أَنْ یُظَلِّلَ الْمُحْرِمُ عَلَى مَحْمِلِهِ إِذَا کَانَتْ بِهِ عِلَّةٌ، أَوْ خَافَ الْمَطَرَ وَ إِذَا أَصَابَهُ حَرُّ الشَّمْسِ وَ تَأَذَّى بِهِ».[10]

«اشکالی نیست که محرم، اگر مشکل و بیماری دارد و یا از باران می­ترسد ویا از تابش خورشید اذیت می­شود؛ در محملش استظلال کند.»

شیخ طوسی و ابن ادریس اضطرار را در ضرر عظیم می­بیند؛ «وَ لاَ یَجُوزُ لِلمُحرِمِ أَن یُظَلِّلَ عَلَى نَفسِهِ إِلاَّ إِذَا خَافَ الضَّرَر العَظِیم».[11]

برای محرم استظلال جایز نیست مگر آن­که از خسارت و ضرر بزرگی بترسد.

شبیه همین ادبیات را ابن ادریس درکتاب سرائر دارد.[12]

علامه شیخ حسن نجفی: «نعم، لو اضطرّ لم یحرم بلا خلاف أجده فیه، بل الإجماع بقسمیه علیه و هو الحجّة»؛[13] «آری، اگر به استظلال اضطرار پیدا کند، حرام نیست. خلافی در آن ندیدم. بلکه اجماع به هر دو قسم؛ محصّل و منقول وجود دارد وحجت است.»

امام خمینی1 :  در صورت وجود عذر ـ مثل شدت گرما یا شدت سرما یا بارندگی ـ  استظلال جایز است، ولی کفّاره دارد.[14]

آیت الله خامنه ای: سایه بر سر قرار دادن در حال طی منزل، به علت عذری مانند شدت گرما یا سرما یا بارندگی و یا نبودن وسیلة نقلیة بدون سقف، جایز است ولی کفاره ساقط نمی‌شود.[15]

 روایات باب:

علاوه بر دلیل اجماعی، که صاحب جواهر به آن اشاره داشت (بل الاجماع بقسمیه علیه)، روایات فراوانی بر این مسأله دلالت می­کند:

1. «عَبْد الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ(علیه السلام) عَنِ الرَّجُلِ الْمُحْرِمِ وَ کَانَ إِذَا أَصَابَتْهُ الشَّمْسُ شَقَّ عَلَیْهِ وَ صُدِّعَ فَیَسْتَتِرُ مِنْهَا ؟ فَقَالَ هُوَ أَعْلَمُ بِنَفْسِهِ إِذَا عَلِمَ أَنَّهُ لاَ یَسْتَطِیعُ أَنْ تُصِیبَهُ الشَّمْسُ فَلْیَسْتَظِلَّ مِنْهَا».[16]

«عَبْد الرَّحْمَنِ بْنِ حَجَّاج می گوید: از ابو الحسن موسی بن جعفر8 این سؤال را کردم: مرد محرمی هنگامی که خورشید به او می تابد به مشقت می افتد و سر درد می گیرد، (تکلیف او چیست؟) امام(علیه السلام) فرمود: او به حال خویش داناتر است. وقتی می داند که تحمل تابش خورشید را ندارد پس استظلال کند.»

چند نکته

اولاً: افتادن به مشقت و دچارسردرد شدن در اثر تابش خورشید، از علل اضطرار شمرده شده.

ثانیاً: تشخیص تحمل مشقت به خود فرد واگذار شده است نه به دیگری. او خود بهتر می­داند که تابش گرمای خورشید آزارش می­دهد یا نه؟ تشخیص موضوع به دست خود اوست.

ثالثاً: هرچند به­کفاره اشاره نشده، لیکن با روایات دیگرکه سخن از کفاره به میان آورده­اند، مقید می­شود.

 2. در صحیح اسماعیل ­بن عبد الخالق آمده ­است: «إِلاَّ أَنْ­ یَکُونَ شَیْخاً کَبِیراً أَوْ قَالَ ذَا عِلَّةٍ»؛[17] استظلال جایز نیست. جز این­که پیر مردی کهنسال است (که طاقت گرمای آفتاب را ندارد) یا دارای عذری است.

3. «عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِیرَةِ، قَالَ: قُلْتُ لأَبِی الْحَسَنِ الْأَوَّلِ(علیه السلام) أُظَلِّلُ وَ أَنَا مُحْرِمٌ؟ قَالَ: لاَ. قُلْتُ: أَ فَأُظَلِّلُ وَ أُکَفِّرُ؟ قَالَ: لاَ. قُلْتُ: فَإِنْ مَرِضْتُ؟ قَالَ: ظَلِّلْ وَ کَفِّرْ...».[18]

«عبدالله بن مغیره گوید: به امام موسی بن جعفر8 گفتم: من محرم هستم آیا می­توانم سایه بگیرم؟ فرمود: نه. گفتم: سایه بگیرم وکفاره بدهم؟ فرمود: نه. گفتم: اگر بیمار شدم چه کنم؟ فرمود: سایه بگیر وکفاره بده.»

4.  «عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ، عَنْ أَبِی الْحَسَنِ8 قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُحْرِمِ یُظَلِّلُ عَلَیْهِ وَ هُوَ مُحْرِمٌ؟ قَالَ: لاَ، إِلاَّ مَرِیضٌ، أَوْ مَنْ بِهِ عِلَّةٌ، وَ الَّذِی لاَ یُطِیقُ الشَّمْسَ».[19]

«در صحیح اسحاق بن عمار از امام موسی بن جعفر8 آمده است: تظلیل جایز نیست، مگر بر مریض یا  کسی که دچار عذری شده و یا طاقت گرمای آفتاب را ندارد.»

 5. صحیح محمد بن منصور آمده بود که امام(علیه السلام)  فرمود : تظلیل جایز نیست، مگر به جهت عذر یا بیماری؛ «لاَ یُظَلِّلُ إِلاَّ مِنْ عِلَّةٍ أَوْ مَرَضٍ».[20]

6. «عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ، عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا، عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُحْرِمِ لَهُ زَمِیلٌ فَاعْتَلَّ فَظَلَّلَ عَلَى رَأْسِهِ، أَ لَهُ أَنْ یَسْتَظِلَّ؟ فَقَالَ: نَعَمْ».[21]

«عباس بن معروف از برخی از اصحاب، از امام صادق(علیه السلام) می­گوید: از حضرتش پرسیدم: محرمی، رفیقی دارد که بیماراست و بر سرش سایه گرفته است، آیا برای آن بیمار جایز است استظلال کند؟ امام(علیه السلام)  در پاسخ فرمود: آری.»

      مجموع این روایات و برخی روایات فصل پیشین، به صراحت بر جواز استظلال در حالت اضطرار دلالت دارند. روایتی­که به عنوان معارض بر عدم جواز استظلال دلالت کند وجود ندارد.

سوال: آیا بر استظلال در حالت اضطرار کفاره واجب است؟

پاسخ: کفاره واجب است. فقهای بزرگوار به آن فتوا داده­اند ودلیل آن، روایاتی است که در فصل کفارات به آن خواهیم پرداخت.

فرع؛ همراه معذور

سوال: آیا استظلال برای همراه معذور جایز است؟

پاسخ: جایز نیست. به دلیل دو روایت.

1. «عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى الْکِلاَبِیِّ، قَالَ: قُلْتُ لأَبِی الْحَسَنِ الأَوَّلِ8 إِنَّ عَلِیَّ بْنَ شِهَابٍ یَشْکُو رَأْسَهُ وَ الْبَرْدُ شَدِیدٌ وَ یُرِیدُ أَنْ یُحْرِمَ، فَقَالَ: إِنْ کَانَ کَمَا زَعَمَ فَلْیُظَلِّلْ وَ أَمَّا أَنْتَ فَاضْحَ لِمَنْ أَحْرَمْتَ لَهُ».[22]

«عثمان بن عیسی می­گوید: به ابوالحسن امام موسی بن جعفر8 عرض کردم: علی بن شهاب در مورد سرش شکایت دارد. سرما شدید است و او می خواهد محرم شود. امام(علیه السلام) فرمود: اگر گمان می کند چنین مشکلی دارد، پس تظلیل کند. اما تو آفتاب بگیر برای کسی که برایش احرام بستی.»

در این روایت به صراحت با دستور «أَمَّا أَنْتَ فَاضْحَ لِمَنْ أَحْرَمْتَ لَه»، به همراه معذور اجازة استظلال نمی­دهد.

2.  روایت صحیح بکربن صالح که می­گفت: عمه­ام همراه من است. امام جواد(علیه السلام) فرمود: فقط برای او سایه­بان درست کن؛ یعنی باید خودت پرهیز کنی، ولو معذوری را همراهی می­کنی.

 

فصل پنجم. استظلال درتوقفگاه­ها و منزلگاه­ها (شهر مکه ، منا و عرفات)

تا اینجا ثابت شد که حرمت استظلال در حال سیر و حرکت است، لیکن آیا استظلال در حالت عدم حرکت؛ مانند ایستادن در حال انتظار یا توقفگاه­های بین راه برای استراحت، ساختن وضو و خوردن غذا و یا منزلگاه­هایی مانند اقامت در هتل در شهر مکه، خیمه­های عرفات و منا جایز است؟

مسأله دو صورت دارد: فرودآمدن در اقامتگاه و منزلگاه­ها و توقّفگاههای بین راه وتردّد در مکه و منا و عرفات.

مسألة اول؛  فرود آمدن در منزل، هتل، خیمه در شهر مکه، منا و عرفات یا توقف در رستوران­ها، پمپ بنزین­ها، و... در این مسأله همة فقها به اتفاق، فتوا به جواز استظلال داده­اند وکسی فتوا بر خلاف نداده است.

مسألة دوم بیرون رفتن از منزل و چادر وتردد در محیط شهر مکه، سرزمین منا و عرفات است. زائری که در شهر مکه از هتل و اقامتگاه خود، برای انجام اعمال به مسجد الحرام می­رود، آیا می­تواند سوار ماشین مسقف شود و یا چتر بر سربگیرد؟ و یا در منا  می­خواهد برای رمی جمره از چادر بیرون رود، آیا می­تواند در مسیر جمرات چتر بر سر بگیرد و یا از سایبان و مظله استفاده کند؟ در این مسأله دو قول وجود دارد: قول به «جواز» وقول به «احتیاط» و قول به «عدم جواز».

 الف)  قائلین به جواز (مشهور فقها)

شیخ طوسی درکتاب خلاف: «... فأمّا إذا کان نازلاً فلا بأس أن یقعد تحت الخیمة، و الخباء، و البیوت....»

...اما اگر (از ماشین) فرود آمد ایرادی ندارد که زیر خیمه و چادر و خانه­ها بنشیند.[23]

امام خمینی1 : مُحرم می‏تواند بعد از رسیدن به مکه، ولو در محله‏های جدیدکه از مسجدالحرام دور هستند، برای رفتن به مسجدالحرام در ماشین‏های مسقّف سوار شود یا زیر سایه برود.[24]

*  استظلال فقط در حال طی منزل حرام است؛ اما بعد از منزل کردن، در هر مکانی ـ مانند منا، عرفات یا غیر آن ـ مانعی ندارد و حتی مُحرم می‏تواند در محلی که منزل کرده، در حال راه رفتن، با چتر و مثل آن، بر سر خود سایه قرار دهد، پس حرکت در منا از چادرها تا قربانگاه و محل جمرات با چتر و غیر آن، مانعی ندارد؛ گرچه در حال راه رفتن، احتیاط مستحب در ترک است.[25]

* حرکت از زیر سایبان‌های منا ... عبور از زیر پل‌ها و سوار و پیاده شدن از ماشین مسقّف، در حالی که ایستاده است، مانع ندارد.[26]

آیت الله مکارم: در مکّه مانعی ندارد هر چند در حال حرکت به سوی عرفات باشد. [27]  آیت الله نوری: چون مکه منزل است همین قدر که محرم به مکه رسید می‏تواند در زیر سایه قرار بگیرد و در روز هم با ماشین مسقّف حرکت کند... [28]

  آیت الله وحید: استظلال بعد از منزل کردن جایز است اگر چه با سایه متحرک باشد.

آیت الله فاضل:  منعی ندارد.

ب. قائلین به  احتیاط

   آیت الله بهجت: احتیاط واجب ترک سایه انداختن است در وقت تردّد برای حوائج غیر خانه و خیمه و نحو آنها، چه در مکه و چه در عرفات و منی.  

  آیات عظام: اردبیلی، تبریزی ، سیستانی وسبحانی: بعد از رسیدن به مکّه هم بنابر احتیاط نمی‏تواند در حال حرکت برای خود سایبان درست کند؛ مثل اینکه چتر بردارد یا سوار ماشین مسقف شود، بلی رفتن زیر سایه ثابت مانعی ندارد.

  آیت الله خامنه‌ای: احوط آن است که شخص محرم پس از رسیدن به مکه پیش از انجام مناسک عمره و همچنین در حال احرام در عرفات و منا، از قرار گرفتن در زیر سایه‏های متحرک مانند اتوبوس مسقف و چتر، اجتناب کند.

  آیت الله خویی: و در قسمت جدید شهر مکه بنابر احتیاط، سوار ماشین سقف‏دار نشوند. [29]

ج. قائلین به عدم جواز

  آیت الله زنجانی:  استظلال در مکه در حال اختیار و عدم حرج جایز نیست و فرقی بین رفتن به مسجد الحرام یا منزل یا عرفات یا در منزل مستقر شده باشد یا نه، نمی­باشد (س513).

 جواز بر مسأله، سه روایتی است که به مناظره ابویوسف از عامه با امام موسی بن جعفر(علیه السلام) اشاره داشت.

1. روایت عثمـان بن عیسی. ابو یوسـف از امام موسـی(علیه السلام) پرسید: در مورد تظلیـل محرم چه می­گویید؟ امام فرمود: جایز نیست. گفت: داخل خانه می شود، خیمه به پا می کند؟ امام فرمود: دراینجا جایز است.

 2. روایت مُحَمَّدِ بْنِ فُضَیْلِ. ابو یوسف پرسید:  فَیَسْتَظِلُّ بِالْجِدَارِ وَ الْمَحْمِلِ وَ یَدْخُلُ الْبَیْتَ وَ الْخِبَاءَ ؟ قَالَ نَعَمْ. آیادرسایه دیوار وسایه محمل وداخل خانه وچادراستظلال می کند؟ امام درپاسخ فرمود: آری. آن گاه به سیره رسول خدا9 استناد کرد وفرمود: پیامبر9 حج انجام داد واحرام بست وسایه نگرفت. ولی هنگامی که داخل خانه وچادرمی شد ویا در کنار محمل ودیوار قرار می گرفت، استظلال  می کرد. (حَجَّ رَسُولُ اللَّهِ9 فَأَحْرَمَ وَ لَمْ یُظَلِّلْ وَ دَخَلَ الْبَیْتَ وَ الْخِبَاءَ وَ اسْتَظَلَّ بِالْمَحْمِلِ وَ الْجِدَارِ).

3. روایت دهم مُحَمَّدِ بْنِ فُضَیْلِ ، ابویوسف پرسید: یا ابوالحسن نظرت درمورد محرمی که در محمل استظلال کرده چیست؟ امام فرمود: جایز نیست. پرسید: درخیمه استظلال می کند. فرمود: اشکال ندارد.... رسول خدا9 (درحال احرام) برراحله اش می نشست واستظلال نمی کرد ، درحالی که آفتاب او را می آزرد. پس بابعض اعضای بدنش بعض دیگررا می پوشاند. وچه بسا با دستش صورتش را می پوشاند(تا ازسوزش خورشید در امان بماند. ) ولی هنگامی که درخیمه یا منزل ویا کناردیوار فرود می آمد، سایه می گرفت واستظلال می کرد.

دلیل دیگر، عدم دلیل بر منع است. دلیلی بر منع استظلال درتوقفگاه­ها و منازل نرسیده است.

 

 فصل ششم. استظلال برای زنان وکودکان

 استظـلال برای زنان و کودکان واجب نیسـت. همه فقهـا بر این مسـأله اتفـاق دارنـد و فتوایـی بر خلاف از کسی صادر نشده است.

  امام خمینی وسایر آیات عظام: سایه قرار دادن برای مردان، جایز نیست، ولی برای زنها و بچه‌ها، جایز است و کفّاره هم ندارد. [30]

دلیل

دلیل برجواز استظلال برای زنان وکودکان روایاتی است که به این مسئله تصریح دارد. برخی از این روایات را شیخ حر عاملی در بَابُ جَوَازِ تَظْلِیلِ النِّسَاءِ وَ الصِّبْیَانِ فِی الإِحْرَام ذکر کرده است.

1. جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ از امام صادق(علیه السلام) : لاَ بَأْسَ بِالظِّلاَلِ لِلنِّسَاءِ .... [31]

    

2. حَرِیزٍازامام صادق(علیه السلام) : لاَ بَأْسَ بِالْقُبَّةِ عَلَى النِّسَاءِ وَ الصِّبْیَانِ وَ هُمْ مُحْرِمُونَ[32]

قبه (وسایه بان) برزنان وکودکان ایرادی ندارد.

      

 3. أَبِو بَصِیرٍ. عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عبدالله(علیه السلام) قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ یُضْرَبُ عَلَیْهَا الظِّلاَلُ وَ هِیَ مُحْرِمَةٌ قَالَ نَعَمْ[33]

 ابو بصیرگفت: از امام صادق(علیه السلام) پرسیدم: آیا برا زن محرم می توان سایبان قرار داد؟ فرمود: آری

4. صحیح محمد بن مسلم از امام باقر یا امام صادق:  آمده بود:  آیا زن محرمه می تواند سوار بر قبّه شود واستظلال نماید؟ فرمود: آری.[34]

5 . روایت حلبی : ازامام صادق(علیه السلام) پرسیدم آیا زنان می توانند بر قبّه سوار شوند؟ فرمود: آری.[35]

6 . روایت هشام بن سالم از امام صادق(علیه السلام) : سوار بر کنیسه واستظلال برای زنان جایز است.[36]

بنا براین بی هیچ تردیدی استظلال برای زنان وکودکان جایز است وکفاره نیز ندارد.

 

فصل هفتم؛  استظلال در شب

در این مسئله چهار قول وجود دارد: الف. قول به جواز. ب. قول به عدم جواز. ج. قول به احتیاط. د. قول به تفصیل .    

   الف. قائلین به جواز 

بیشترین فقهای معاصر قائل به جواز استظلال درشب هستند. اینان برای ظل وسایه درشب اعتباری قائل نیستند. چون خودشب ظل وسایه است. قبلا گفته شد که ظل دو معنی دارد. یا به معنی نبود نوروروشنایی خورشید است، یا به معنی ساتر بودن. قائلین به جواز معنی اول وقائلین به عدم جواز معنی دوم رامد نظر گرفتند.

 1. إمام خمینی1  :   استظلال در شب، خلاف احتیاط است گرچه جایز بودن آن، به‏نظر بعید  نیست؛ بنابراین، جواز نشستن محرم در هواپیما و ماشینی که شب حرکت می‏کند، بعید نیست.[37]

  2. آیت الله بهجت: مقتضای خطاب روایات واصل منع، مختص به سایه انداختن از آفتاب است و در شب منعی نیست.

 3. آیت الله خامنه ای : ظاهر این است که حرمت استظلال بر محرم، اختصاص به طول روز دارد و استظلال در شب مانع ندارد هر چند احتیاط در ترک آن است. و این احتیاط در شب‌های بارانی و سرد در صورتی که استظلال به قصد فرار از باران یا سرما باشد ترک نشود.[38]

4. آیت الله صافی: احتیاط مستحب ترک استظلال است در شب.  

5. آیت الله گلپایگانی (ره) : بعید نیست که بگوئیم استظلال در شب نیست.  

6. آیت الله فاضل(ره): جواز استظلال در شب بعید نیست.  

7. آیت الله مکارم: استفاده از ماشین­های سر پوشیده در حال احرام در شبها یا بین الطلوعین جایز است.  

8. آیت الله نوری: جواز استظلال در شب بعید نیست.

9. آیت الله وحید: عمومیت حرمت استظلال برای شب محل اشکال است و الأحوط الاجتناب.

 ب. قائلین به عدم جواز

در نزد این دسته ، ظل به معنی ساتریت است.

 1. آیت الله خوئی قدس سره:   مراد از استظلال تحفظ از آفتاب و سرما و گرما و باران و باد و مانند آنها است. پس اگر هیچکدام از آنها نباشد، به نحوی که وجود و عدمِ سایبان یکسان باشد اشکال ندارد، و در این حکم بین شب و روز فرقی نیست.  

2. آیت الله زنجانی: در شب نیز جایز نیست هرچند در شب حرکت کند.  

ج.  قول به احتیاط

  آیت الله تبریزی قدس سره: ترک تظلیل در شب احتیاط وجوبی است.  

 د. قول به تفصیل

آیت الله سیستانی: سوار شدن در ماشین سقف‌دار و مانند آن در شب و بین الطلوعین و روزهایی که ابر غلیظ مانع تابش خورشید باشد، در صورتی که بارانی نباشد اشکال ندارد و اگر بارانی باشد کفّاره دارد و به احتیاط واجب جایز نیست.[39]

دلایل

برای جواز استظلال در شب ادله وشواهدی چون لغت، عرف، کلمات فقها و روایات باب وجود دارد.

الف. کلمات فقهاء .

عالمان متقدم از شیخ صدوق وشیخ مفید گرفته تا علامه وشیخ طوسی و...، متعرض مسئله استظلال در شب نشدند. حتی علامه شیخ محمد حسن نجفی درکتاب جواهر الکلام که هیچ مسئله ای از منظرش مغفول نمی ماند به این مسئله اشاره هم نکرده است.  

بنابراین درکلمات قدما عنوان تظلیل و استظلال در شب وجود ندارد. متعلق فتاوا و سخنان آن بزرگواران فقط عنوان استظلال و تظلیل از خورشید در روز می­باشد. این مسأله  در کلمات معاصرین آمده و در کنار عنوان استظلال در روز قرارگرفته است.

سوال: عدم تعرض فقیهان گذشته به مسأله استظلال در شب ، گویای چه مطلبی است؟

پاسخ: عدم اشاره به این مسأله یا بدین جهت بوده که درآن عصر مورد ابتلای حجاج نبوده است. چون کاروان های حجاج به دلایل ناامنی و... نوعا در روز حرکت می کردند و شب ها به استراحت می پرداختند. بنابراین، بحث استظلال در شب مورد ابتلا و سوال نبوده است. و یا بدین جهت بوده که برای استظلال در شب مفهومی تصور نمی­کردند. ظل و تظلیل فقط در روز و با وجود خورشید معنی می­دهد. در شب تاریک که خورشیدی وجود ندارد، سایه هم معنی ندارد. شاید به همین دلیل صاحب جواهر نیز به آن اشاره نکرده است 

 ب. روایات

در روایات باب،  به مسأله استظلال در شب  هیچ اشـاره­ای نشـده است. و این سـؤال در ذهـن می­آید: چرا مسألة استظلال در شب در روایات مطرح نشده است؟ آیا معرض عنه بوده یعنی چون جواز آن مسلم بوده موردسؤال قرار نگرفته است ؟ یا شب و روز یکی بوده است؟ به هر حال مسأله مبهم است . وتنها فقهای معاصر به آن پرداخته اند آن هم دلیلی قانع کننده بر فتوای خود نیاورده اند. با این رویکرد ناچاریم مجدد نگاهی دو باره به روایات داشته باشیم. پنج گروه روایت برای حرمت استظلال وتظلیل ذکر کردیم. دوباره آن­ها را مرور می­کنیم.  

گروه پنجم روایات به استتار وپوشاندن از خورشید تصریح داشت. در روایت اسماعیل ومعلی عبارت "هل یستتر المحرم من الشمس؟ " وروایت معاویه  عبارت: "حر الشمس" آمده بود که کلمه شمس به صراحت به روز تصریح دارد. وکسی در این تردیدی ندارد. از این رومسئله شب تخصصا از موضوع خارج است. ازاین روی این طائفه روایات فقط بر حرمت استظلال در روز دلالت می کند.

گروه چهارم امر به اضحاء داشت. اضحاء (روشنائی ) ازشئون خورشیداست و ظهور و بروز برای آفتاب دارد. در قرآن می خوانیم:  «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحَاهَا»  . همچنین درروایت عبدالله بن مغیره آمده بود اما علمت ان الشمس تغرب بذنوب المحرمین. این عبارت به صراحت به خورشید وروز اشاره دارد. وشامل شب نمی شود. این طائفه روایات نیز فقط برحرمت استظلال در روز دلالت می کند وهیچ اشاره ای به شب ندارد.

گروه سوم، روایاتی است که برعدم جواز سوار شدن بر قبه وکنیسه یعنی مرکب های مسقف دلالت داشت. شاید تصور شود که اطلاق این طائفه روایات اعم از شب وروز است. چون قبه وسقف همچنان که انسان را از گرمای آفتاب حفظ می کند از سرما وباد وباران درشب نیز حفظ می کند.

ممکن است در مقابل این شبهه گفته شود که داشتن سقف وقبه برای حفاظت ازحرارت گرمای خورشید در روزبوده است . چون اولا ممکن بوده به قرینه روایات دیگر حرکت کاروان ها در روز انجام می گرفته است. ثانیا  درمناطق گرم سیرآن سر زمین اقتضای حرکت در شب چنین بوده  که مرکب ها بی سقف باشند تا حجاج ازهوای آزاد استفاده کنند. . بنابر این قدر متیقّن این طائفه روایات  ظهور در استظلال در روز است.

گروه اول وگروه دوم که برحرمت تظلیل و استظلال اشاره داشت. دراینجااین سوال پیش می آید: آیا ظل شامل شب نیز می شود یا نه؟  

در مفهوم شناسی ظل گذشت : ظل درلغت به معنای سایه وتاریکی، ضد روشنایی است.

اسْتَظَلَّ اسْتِظْلالاً [ظلّ‏] بالظلّ: بسوی سایه رفت و در آن نشست.

أَظَلَّ إظْلالاً [ظلّ‏] الیومُ: روز سایه‏دار و ابری شد، - هُ: او را زیر سایه خود در آورد، سایه خود را بر او افکند .

تَظَلُّلاً [ظلّ‏] بالشجرة: در زیر سایه‏ی درخت نشست .

در قرآن درآیات فراوانی ظل به معنی سایه  آمده است.

«وَ ظَلَّلْنا عَلَیْکُمُ الْغَمامَ»  (بقره: 57)

«أَ لَمْ تَرَ إِلى‏ رَبِّکَ کَیْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساکِناً ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَیْهِ دَلیلاً»

 (فرقان: 45)

«فَسَقى‏ لَهُما ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ» (قصص: 24)

«وَ ظِلٍّ مَمْدُود» (واقعه: 30)

بنا بر این تظلیل و استظلال از ماده ظل به معنی سایه گرفتن در روز است. در نتیجه گروه­های روایی به استظلال در روز اشاره دارند.

دلایل عدم جواز

قائلین به عدم جواز استظلال در شب دلیل متقن واستواری ندارند. بلکه تنها با استناد به روایات قبه و مطر خواستند حرمت استظلال در شب  را اثبات کنند. با این استدلال که روایات قبه ومطر عام است و شامل روز و شب می­شود.

 پاسخ:  

 اولا. قبه وکنیسه بنفسه ملاک نیست. آن چه ملاک است سایه قبه وکنیسه می باشد. قبه وکنیسه وقتی سایه دارند که در معرض آفتاب قرار گیرند. والا در شب تاریک وظلمانی که هیچ چیز پیدا نیست ، سایه چه معنی پیدا می کند.

ثانیا. روایات مطر مجمل ومبهم بود ونمی توانست مستند مسئله استظلال درشب قرار گیرد.

ثالثا. اگر استظلال درشب مطرح و مورد توجه قرار می داشت ، ائمه: با ادبیات خاص خودشان آن رابیان می کردند واین چنین مکلفین سرگردان نمی شدند تابخواهند ازمیان لغت نامه ها وکنایات ومفاهیم به حکم خدا دست پیدا کنند. چگونه حکم خدا درحرمت استظلال در روز با مفاهیم اساسی وشفاف بیان شده است؟ اگر استظلال در مورد شب نیز صادق بود می بایست حکم آن بطور روشن بیان شود.

 فصل هشتم. کفاره سایه

به فتوای فقهای بزرگوار، استظلال ـ با عذر و بی عذر-کفاره دارد وکفاره آن یک گوسفند می باشد.

امام خمینی: کفارۀ سایه قرار دادن در حال طی منزل، یک گوسفند است، چه با عذر باشد و چه با اختیار، بنابر احتیاط واجب.

* در احرام عمره، اقوی کفایت یک گوسفند است، هر چند بیش از یک مرتبه استظلال نموده باشد؛ و همچنین است احرام حج.

  آیات عظام بهجت، تبریزی، خامنه‌ای، خویی، سیستانی، صافی، گلپایگانی، نوری: کفارۀ آن یک گوسفند است و فرقی بین اختیار و اضطرار نیست.[40]

 دلیل

روایاتی که دال بر وجوب و نوع کفاره است: چند گروه می باشد. گروهی به طور مطلق می گوید: کفاره بدهد. گروهی می گوید گوسفند قربانی کند. روایتی نیز می گوید: روزی یک مد طعام بدهد.

الف. گروه روایات مطلق

1. روایت عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ از امام موسی(علیه السلام) که فرمود: وَ عَلَیْکَ الْکَفَّارَةُ. [ح17463]

2. روایت سَعْدِ بْنِ سَعْدٍاز امام رضا(علیه السلام) : وَ یَفْدِی [ح17465]

3. روایت شیخ طوسی از امام هادی(علیه السلام) می فرمود: وَ یُهَرِیقُ دَماً. [ح17462] 

  این روایت به صورت اطلاق فقط می گوید: خونی بریزد وکفاره بدهد. ولی نوع آن را مشخص نکرده است.

ب. گروه روایات مقید( گوسفند)

4. روایت مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ از امام رضا(علیه السلام)  فرمود: أَنْ یَفْدِیَهُ بِشَاةٍ یَذْبَحُهَا بِمِنًى.  [ح17464] و [ح17467 ] و [ح17468]

5. روایت إِبْرَاهِیمَ بْنِ أَبِی مَحْمُودٍ از امام رضا(علیه السلام) : قَالَ شَاةٌ[ح17466]

این روایات نوع کفاره را که یک گوسفند باشد مشخص کرده است. طبیعی است که اطلاق گروه نخست با این روایات قید می خورد. بنابراین کفاره استظلال یک راس گوسفند است.

ج. روایت مد طعام

6. [عَنْ أَبِی بَصِیرٍ ... وَ یَتَصَدَّقُ بِمُدٍّ لِکُلِّ یَوْمٍ [41]  روزانه یک مد غذا صدقه بدهد.

این  روایت که مد طعام را مطرح می کند تنها روایت ابو بصیر است. که به عنوان روایت شاذ درمقابل روایات صحیح و معتبر نمی تواند عرض اندام کند . علاوه که مورد اعراض فقها بوده وکسی به آن عمل نکرده وفتوا نداده است.

 



[1].  مناسک محشی، ص206، م484)  

[2].   همان.

[3].  وسائل الشیعه، ج12، ص525 ، ح16981

[4].  همان، ج13، ص154، ح17462

[5].  همان، ح 17466

[6].  همان، ح [17467]

[7].   تفصیل الشریعه، کتاب حج، ج3، ص298

[8].  جواهرالکلام، ج18، ص398

[9].   مناسک.

[10].  المقنع ،  ص 235‌

[11].  النهایه فی مجرد الفقه و الفتاوی، ص 221

[12].  السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، ج‌1، ص 547

[13].  جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، ج‌18، ص 398

[14].  مناسک محشی، م485

[15].  مناسک حج، ص31، م166‌

[16] . وسائل الشیعه، ج12، ص517 ، ح 16958

[17].  همان، ح16961

[18].  همان، ص516 ، ح 16955

[19].   همان، ح16959

[20].  همان، ح16960

[21].  همان، ص526 ، ح16983

[22].  همان، ص519 ، ح16965

[23].   خلاف، ج‌2، ص 318،  م118

[24].   مناسک محشی، م 468

[25].  همان، م 465

[26].  همان، م 466

[27] .  همان، م470  

[28].  همان، م468

[29].   همان، م 465

[30].  مناسک محشی، ص232،  م464

[31].  وسائل الشیعه، ج12، ص518 ، ح16962

[32].   همان، ص520 ، ح16967

[33].   همان، ص520 ، ح 16968

[34] .   همان، ص516 ، ح16953

[35] . همان، ح16954

[36] .  همان، ح16956

[37].   مناسک محشی، م 484

[38].  مناسک حج،  ص31‌، م161

[39].   آراء المراجع فی الحج،  علی افتخاری،  ج‌2، ص 268‌ نشر مشعر، قم،  دوم، 1428ق.)

[40].  محمودی، محمد رضا، مناسک حج (محشّی)، م487 و488 دریک جلد، نشر مشعر، تهران ـ  ایران، ویرایش‌جدید، 1429ق.

[41].  وسائل‏الشیعه ج13،  ص156، ح17469