رساله‌ها و تألیفاتی در بارة نعلین پیامبر(صلی الله علیه و آله)

نوع مقاله: تاریخ و رجال

نویسنده

موضوعات


 اشیاء و آثاری که گفته می‌شود از پیامبرخدا(صلی الله علیه و آله) به‌جا مانده، از دیرباز نزد مسلمانان دارای تقدّس و احترام ویژه‌ای بوده است. این آثار بیشتر شامل تار ریش‌ها و تار موها و همچنین قدمگاه‌ها، ملبوسات و لوازم شخصی (نظیر خرقه‌ها و صندل‌ها) و سایر اشیای منسوب به آن حضرت است. هنوز هم تعدادی از این­گونه آثار، در جایگاه‌های ویژه‌ای از بناهای مذهبیِ مهم؛ مانند مساجد جامع، خانقاه‌ها، مقابر و زیارتگاه‌های مهم در تعدادی از شهرهای اسلامی ـ به ویژه در مناطق تحت نفوذ پادشاهان عثمانی و نیز در شبه قارة هند ـ نگهداری می‌شود و همانگونه که اشاره شد، مورد احترام ویژة مسلمانان است.[1]

از جمله اشیای منسوب به پیامبر(صلی الله علیه و آله) که از قرون اولیه اسلامی تا به امروز میان مسلمانان مورد اهتمام ویژه بوده، صندل‌های منسوب به آن حضرت است که در اصطلاح به آن­ها «نعلین» یا «نعال» حضرت گفته می‌شود. از این صندل‌ها، صورت‌های متعددی وجود داشته که مشهورترین آن­ها، لنگة چپ یکی از نعلین ها است که در دارالحدیث اشرفیه در دمشق بوده است. این نعل از زمان ملک الاشرف موسی ایوبی (حکـ : 634 ـ 626 ق.) تا اوایل قرن نهم هجری در جایگاه مخصوصی در سمت چپ محراب دارالحدیث یاد شده نگهداری می‌شد و در طول این مدت، بسیاری از اعلام اهل سنت آن را زیارت کرده و حتی در مدح آن اشعاری سروده‌اند.[2]

یک لنگة راست نعلین نیز در مدرسة دماغیه دمشق نگهداری می‌شد. از زمان حملة تیمور لنگ به دمشق در سال 803 هجری، از این دو اثر نشانی به دست نیامد و گویا او آن­ها را با خود به جای دیگری منتقل کرده است.[3]

صندل دیگری منسوب به پیامبر(صلی الله علیه و آله) ، نزد یکی از خاندان‌های سادات در شهر فاس در مغرب نگهداری می‌شده است.[4]

امروزه در بخش «امانات مقدّسه»، در موزة سرای توپ­قاپی استانبول، سه لنگه صندل منسوب به پیامبر(صلی الله علیه و آله) نگهداری می‌شود که در دورة عثمانی هر یک از آن­ها «نعل سعادت» نامیده شده است.[5] در مسجد پادشاهی لاهور نیز صندل‌های دیگری منسوب به پیامبر(صلی الله علیه و آله) نگهداری می‌شود که سرقت یکی از آن­ها در سال 2002 میلادی، خشم جامعة اهل سنت پاکستان را برانگیخت.

موضوع نعلین پیامبر(صلی الله علیه و آله) در طول تاریخ اسلام مورد توجه تعدادی از علمای اهل سنت قرار داشته و برخی از مورخان و سیره‌نویسان، فصلی از تألیفات خود را به این موضوع اختصاص داده‌اند.[6] علمای دیگری نیز به نگارش رسائل و تألیفات مستقلی در این باره اقدام کرده‌اند. مهم‌ترین اثر تألیف شده دربارة صندل‌های پیامبر، «فتح‌المتعال فی مدح النعال» تألیف ابوالعباس مقّری است. مقّری در مقدمة اثر خود، به تعدادی از منابع مورد استفاده‌اش در موضوع نعلین پیامبر(صلی الله علیه و آله) اشاره کرده که بیشتر آن­ها امروزه برجای نمانده و یا لااقل نسخه‌ای خطی از آن شناسایی نشده است. برخی از این منابع عبارت‌اند از:

ـ  نوشته­ای به صورت جزوه، تألیف یکی از اهل سبتة مغرب.[7]

ـ  رسالة «نتیجة الحب الضمیم وزکاة المنثور والمنظوم» تألیف ابوالربیع سلیمان بن [موسی بن] سالم کلاعی اندلسی (565 ـ624 ق.)

ـ  رسالة مختصری از ابو اسحاق ابراهیم بن حاجِ مزنی اندلسی.

ـ  جزوه حافظ ابوالیمن ابن عساکر (که در ادامه این نوشتار معرفی خواهد شد).

ـ جزوه «خدمة نعل ­القدم المحمدی» که در واقع اختصاری از جزوه ابن عساکر، تألیف شیخ­ الاسلام ابوحفص سراج‌ الدین عمر بن رسلان کنانی شافعی معروف به «سراج بلقینی» (805 ـ 724ق.) است.[8]

معمولاً در بیشتر نسخه‌های خطیِ تألیفات مرتبط با نعلین پیامبر(صلی الله علیه و آله) و همچنین در برخی نسخه‌های خطی دیگر آثار مکتوب مرتبط با موضوع زیارت حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) ـ ­نظیر دلائل الخیرات جزولی و فتوح‌الحرمین لاری و ... ـ  صورت‌های گوناگون نعلین آن حضرت نیز ترسیم شده است. در این نوشتار فهرستی از آثار نگارش یافته در موضوع نعلین پیامبر(صلی الله علیه و آله) ارائه خواهد شد. با توجه به اینکه برای نگارنده امکان دسترسی به برخی دیگر از این آثار وجود نداشت، ناگزیر به معرفی اجمالی آن اکتفا نمودم؛ اما آثاری  که توفیق دسترسی به آنها حاصل شد، با تفصیل بیشتری معرفی گردیده است.

نگارندة این سطور امید دارد در فرصتی دیگر، با تفصیل، به موضوع تصویرپردازی نعلین پیامبر(صلی الله علیه و آله) در نسخه‌های خطی و آثار هنری بپردازد.

صفة نعل النبی

رسالة بسیار مختصری است از امین‌الدین ابوالیمن عبدالصمد بن عبدالوهاب ابن عساکر دمشقی شافعی(م 686 یا 687 ق.)[9]  ـ  از اعلام خاندان ابن عساکر ـ و به روایت احمد بن محمد بن ابی‌بکر فارقی قادری از نامبرده. موضوع کتاب، چند روایت از برخی صحابه و نیز از برخی اعلام اهل سنّت در بیان شکل ظاهری صندل پیامبر و برکات ظاهر شده از آن است. یک نسخة خطی از این رساله در دارالکتب ظاهریة دمشق، ضمن مجموعه 4581 (اوراق 20ـ 16) نگهداری می‌شود[10] که به خط احمد بن محمد بن صالح در سال 714ق. کتابت شده است.  نسخة دیگری از آن نیز در کتابخانة ملی اسرائیل در شهر بیت‌المقدس وجود دارد که در 1037ق. در مدینة منوره کتابت شده و حاوی دو تصویر از نعلین پیامبر(صلی الله علیه و آله) است. (تصاویر 1 و 2)

 

 

 

 

 

 

تصاویر 1 و 2 ، دو صورت مختلف از نعلین پیامبر(صلی الله علیه و آله) در نسخة خطی صفة نعل النبی در کتابخانة ملی شهر قدس (سمت راست: برگ 4 ر؛ سمت چپ: برگ 7 ر).

خادم النعل الشریف

تألیف عبدالرحمان بن ابی‌بکر بن محمد شافعی،‌ معروف به جلال‌الدین سیوطی (م 911 ق)، عالم و نویسندة شهیر مصری. رسالة مختصری است که یک نسخة خطی از آن در کتابخانة سلطان احمد سوم در استانبول، به شماره 3/419 (برگ 285ـ281) و تاریخ 907ق. وجود دارد.[11]

فتح المتعال فی مدح النعال

نام کامل این اثر «فتح المتعال فی مدح النعال المتشرّفة بخیر الأنام علیه أفضل الصلاة والسلام ووصف المثال و ما یتّبعه من الکلام» است و بی­تردید مهم‌ترین اثری است که در بارة نعلین پیامبر(صلی الله علیه و آله) نگارش یافته است. مؤلف این اثر، ابوالعباس شهاب ‌الدین احمد بن محمد بن احمد تلمسانی، معروف به «مَقّری» (986 یا 992-1041 هـ)، از علمای بزرگ مغرب در نیمه اول قرن یازدهم هجری است و از وی تألیفات دیگری نیز به جای مانده که مشهورترین آن، «نفح الطیّب من غصن الاندلس الرطیب» است.

لازم به ذکر است که ابوالعباس مقّری دو تألیف دربارة نعال پیامبر(صلی الله علیه و آله) دارد. نخستین اثر وی، النفحات العنبریة فی نعل خیر البریّة است. فتح المتعال اثر دوم وی در این باره است که نسبت به اثر اول، دارای افزوده‌ها و مطالب بیشتری است.

مقّری، این کتاب را در یک فاتحه و چهار باب و خاتمه ترتیب داده و در آن، به تفصیل به نقل اقوال و روایات وارد شده در اوصاف نعال پیامبر(صلی الله علیه و آله) و وصف صورت‌های مختلف نعلین آن حضرت(صلی الله علیه و آله)  و خواص و برکات آن پرداخته است و همچنین اشعار و قصاید فراوانی را از اعلام و شخصیت‌های مختلف در مدح صندل‌های پیامبر(صلی الله علیه و آله) گرد آورده است.

از این کتاب دو تحریر در دست است. مؤلف ابتدا در شوال 1030ق. در قاهره تحریر اول آن را به پایان برده و از روی این تحریر چند نسخه استنساخ و به بلاد عثمانی (ترکیه) و نقاط دیگر ارسال شده است. سپس در نیمة نخست ماه رمضان 1033، در میان منبر و قبر شریف پیامبر(صلی الله علیه و آله) در مسجد النبی، تحریر دوم اثر خود را ـ که حاوی اضافاتی بر تحریر اولیة آن بوده ـ نگاشته است.[12]

فتح المتعال در همان زمان تألیف، از سوی عموم اهل سنت با استقبال بسیاری روبه‌رو شد و چند تن از علمای معاصر مقّری از جمله احمد بن عبدالرحمان صدیقی مالکی، احمد بن محمد عنیمی خزرجی و عبدالکریم قاضی قاهره، بر این کتاب تقریظ نوشتند که این تقریظ‌ها در خاتمة برخی نسخه‌های خطی آن موجود است.

امروزه نسخه‌های متعددی از این اثر در کتابخانه‌ها و مراکز نسخ خطی در کشورهای مختلف نگهداری می‌شود که تعدادی از آن­ها از روی نسخه­ای به خط مؤلف و یا به فاصلة نسبتاً کمی از زمان وی کتابت شده است. در بیشتر نسخه‌های این اثر، تصاویری از صورت‌های مختلف نعلین پیامبر(صلی الله علیه و آله)  ترسیم شده که به طور معمول تعداد آن هفت صورت بوده، اما در برخی نسخه‌ها تعداد آن کمتر است. (تصویر 3)

در ایران یک نسخه خطی از این اثر به شماره 2092 در کتابخانة آستان قدس رضوی نگهداری می‌شود که ظاهراً رونویسی‌شده از نسخه مؤلف در مدینه در 1033ق. است. این نسخه را سید محمدمهدی بن حبیب‌الله حسینی بر روضة مطهّرة امام رضا(علیه السلام) وقف کرده و سجع مهر واقف 1061 خوانده می‌شود. در این نسخه هفت صورت مختلف از نعلین پیامبر(صلی الله علیه و آله) با طلا ترسیم شده است.[13]

تعدادی از دیگر نسخه‌های خطی فتح المتعال بدین شرح است: شماره 290 کتابخانه قرویین شهر فاس در مغرب؛ شماره Or. 2549 در کتابخانة دانشگاه لیدن؛ شماره A 184 در کتابخانة دانشگاه کالیفرنیا در لس‌آنجلس؛ شماره 1935 در کتابخانة ملی اسد در دمشق (انتقالی از کتابخانه ظاهریه)، کتابت محمد المقّری در 1057ق. نسخه‌های کتابخانة عباسیه در بصره به شماره 140/آ، مورخ 1065ق. و شماره 153/آ، مورخ 1068ق. نسخة شماره 5976 در کتابخانه ملی اسد در دمشق (انتقالی از کتابخانه ظاهریه)، کتابت ابوالاسعاف وفا در 1069ق. ، دارای تصاویر نعلین؛ شماره 3113 در کتابخانه چستربیتی، به خط عبدالفتاح الاشمونی الشافعی در 6 رمضان 1071ق. شمارة 8559 در کتابخانة ملی اسد در دمشق (انتقالی از کتابخانة ظاهریه)، به خط عبدالفتاح بن علی الأشمونی در 1077ق. دارای سه تصویر طلایی رنگ؛ شماره Vollers 0042 از مجموعة رفاعی دانشگاه لیپزیگ آلمان، بدون تاریخ و به خط عبدالفتاح الأزهری المصری الأشمونی؛ شماره 346 دانشگاه ملک سعود ریاض، به خط عامربن سراج‌الدین غمراوی در 1101ق. ، حاوی هفت تصویر نعلین به شنگرف؛ شماره 18612 درکتابخانه حسن حسنی عبدالوهاب تونس، مورخ 1110ق. ؛ نسخه‌های کتابخانة روان کوشکی ترکیه، به شماره‌های 1583 (مورخ 1151ق.) و 1575؛ شماره 67 کتابخانه عاشر افندی ترکیه، مورخ 1161ق. ؛ شماره 1191 در کتابخانه Emânet Hazînesi ترکیه،‌ مورخ 1176ق. ؛ نسخه‌های شماره 541 و542 درکتابخانه سلطان احمد ثالث؛ شماره 534 کتابخانه راشد افندی قیصریه؛ شماره 324 در کتابخانه اسعد افندی ترکیه؛ نسخه‌های موزه توپ­قاپی به شماره‌های 604 R 1575، 604 SR 1583 و 604 3EH 1191؛ نسخه‌های شماره 561 ، 562 و 21414/ ب در دار الکتب مصرکه نسخة اخیر از نسخة خط مؤلف (تحریر سال 1033ق.) رونویسی شده است؛ شماره 218 مجامیع در خزانة تیموریه در دارالکتب مصر؛ شماره 80 تاریخ در رواق الشوام در کتابخانه الأزهر قاهره؛ نسخه‌های شماره 3573 ، 6665 ، 18612، 21943، 23533 و 24074 در کتابخانه ملی تونس؛ شماره 2157 مسجد جامع صنعا؛ شماره 15047 در کتابخانه ملی اسد در دمشق (انتقالی از کتابخانه عثمانیه حلب)، دارای یک تصویر صندل پیامبر در برگ 116؛ شماره 1215/ د در کتابخانه عمومی رباط، مورخ 1268 هـ ؛ شماره 1627 در دانشگاه ییل آمریکا.

 

تصویر 3: دو صورت از صندل پیامبر(صلی الله علیه و آله) در نسخه خطی فتح المتعال در مجموعه رفاعی دانشگاه لیپزیگ آلمان

(برگ 40 پ ـ 41 ر)

فتح المتعال نخستین بار در سال 1334ق. توسط چاپخانة دائرة المعارف نظامیه در حیدرآباد دکن منتشر شد. در دورة اخیر نیز دو بار دیگر، بار اول در 1417ق. / 1997م به اهتمام علی عبدالوهاب و عبدالمنعم فرج درویش و توسط انتشارات «دار القاضی عیاض» در قاهره و بار دوم در سال 2006 م. به اهتمام احمد فرید المزیدی توسط «دار الکتب العلمیه» در بیروت منتشر شده است. با این حال هیچ یک از چاپ‌های فوق را نمی‌توان تصحیح انتقادی این اثر به شمار آورد.

النفحات العنبریة فی نعل خیر البریة

همان‌طورکه اشاره شد، این کتاب اثر نخست ابوالعباس مقّری دربارة نعال پیامبر(صلی الله علیه و آله) است که آن را پیش از فتح المتعال و به صورت مختصر نگاشته است. همانند فتح المتعال در چهار باب تنظیم شده که فصل اول حاوی اقوال و روایاتی دربارة نعال پیامبر(صلی الله علیه و آله) ، فصل دوم در وصف صورت‌های مختلفِ موجود از صندل‌های منسوب به پیامبر(صلی الله علیه و آله) ، فصل سوم حاوی اشعار و قصایدی در مدح صورت نعال پیامبر(صلی الله علیه و آله) و فصل چهارم نیز دربارة خواص و منافع این صندل‌ها است.

تعدادی از نسخه‌های خطی شناخته شده از آن بدین شرح است: نسخه شماره 1195/ ب در کتابخانة اسکندریه، کتابت محمود بالدر زاده بروسی در جزیرة رودس در سال1037ق. ؛ نسخة شمارة 3636 در کتابخانة ملی اسد در دمشق (انتقالی از دارالکتب ظاهریه)، کتابت مصطفی بن احمد بکتاش در 1096ق. ؛ نسخة 2/487 در کتابخانه ازمیر ملی ترکیه،‌ مورخ 1141ق. ؛ نسخة شمارة 1092 در کتابخانه ملی اسد در دمشق (انتقالی از دارالکتب ظاهریه)، کتابت عبد القادر بن عمر در دمشق در سال 1169ق. ؛ نسخة شمارة 452 در کتابخانة اسعد افندی ترکیه؛ نسخة شمارة 1/631 در کتابخانة گوتا در آلمان؛ نسخة شمارة 3932 کتابخانة ازهریة قاهره،‌ مورخ 1323ق.

در نسخة کتابخانة اسکندریه که تصویر آن را دوستمان آقای دکتر محمد حدید ـ از اساتید دانشگاه الأزهر ـ برای ما ارسال کردند، در انتهای نسخه متن کامل رساله ابوالیمن ابن عساکر نقل شده است. همچنین هفت تصویر صورت‌های نعال پیامبر(صلی الله علیه و آله) در میان نسخه و یک تصویر نیز در انتهای نسخه به چشم می‌خورد. (تصویر 4)

 

تصویر 4 : صورت اول و دوم صندل پیامبر(صلی الله علیه و آله) در نسخة خطی النفحات العنبریة در کتابخانة اسکندریه

(برگ 7 پ ـ 8 ر)

نفحات العنبر فی وصف نعل ذی العُلی و المنبر

مؤلف آن ناشناخته است. یک نسخة خطی از این اثر در کتابخانة اسکندریه، ضمن مجموعة شمارة «3899 / ج ، حدیث نبوی» (اوراق 129 ر ـ 135 پ) نگهداری می‌شود و تنها از باب چهارم به بعدِ آن موجود است.[14] با توجه به این­که در فهرست کتابخانة اسکندریه منتخباتی از فتح المتعال مقّری دانسته شده و با توجه به نزدیکی عنوان اثر و عنوان باب چهارم آن، به نظر می‌رسد مؤلف در نگارش اثر خود، کتاب النفحات العنبریة مقری را در نظر داشته و از آن بهره گرفته است.

الآثار فی نعال النبی المختار(صلی الله علیه و آله)

مؤلف ناشناخته است. یک نسخة خطی از آن در کتابخانة جلال‌الدین البرّی در مکة مکرمه وجود دارد. بر اساس این نسخه، در سال 1243هجری در قاهره تألیف شده و در چهار «اثر» ویک خاتمه تنظیم گردیده­است.[15]

الروض المأنوس فی مدح نعال اشرف رسل الملک القدوس

تألیف هاشم بن یوسف نحریری، معروف به «هاشم الشیخ» (م. بعد از 1254ق.). این اثر در واقع خلاصه فتح المتعال مقّری است و نسخه‌ای از آن به خط خود نحریری و مورخ 2 محرم1254، در کتابخانة دانشگاه امام محمدبن سعود در شهر ریاض، به شماره7266 نگهداری می‌شود و حاوی شش ترسیم گوناگون از نعال پیامبر(صلی الله علیه و آله) به شنگرف است.[16] (تصویر 5)

 

تصویر 5 : دو صورت از نعال پیامبر(صلی الله علیه و آله) در نسخه خطی الروض المأنوس در دانشگاه محمد بن سعود ریاض

(برگ 6 پ ـ 7 ر)

 

کتاب فی وصف نعل النبی (؟)

در میان مجموعة نسخه‌های خطی انتقالی از مدینة منوره به لیدن، رسالة مختصری در وصف صندل‌های پیامبر(صلی الله علیه و آله) از نویسنده‌ای ناشناس (به شماره ردیف 178) وجود دارد که در فهرست این مجموعه، به همین عنوان معرفی شده است. این نسخه در 23 صفحه و به خط مغربی است و گویا در قرن 13ق. کتابت شده و حاوی نقوش و تزیینات هنری و دو تصویر طلایی رنگ از نعلین پیامبر(صلی الله علیه و آله) است.[17]

رسالة تمثال نعلین شریف

اثری است به فارسی تألیف مولانا شاه علی سجاد پهلواروی، که در فهرستواره نسخه‌های خطی خانقاه مجیبیه شهر پتنا در هند، به وجود نسخه‌ای از آن اشاره شده است،[18] اما نگارنده این مقال آگاهی‌های بیشتری درباره آن به دست نیاورده است.

الاحرار و العبید لثبوت استبراک نعل سید المقبول

نام مؤلف این اثر محمد عبدالمجید و موضوع آن استحباب تبرک جستن به صندل پیامبر(صلی الله علیه و آله) است و در سال 1289ق. / 1872م. در 162 صفحه در مطبعة نظامی در کان‌پور به چاپ رسیده است.[19]

بیان تمثال نعل النبی

اثر دیگری است به فارسی، تألیف وصی احمد، که در 1292ق. / 1875م. در 48 صفحه در مطبعة نور لاهور منتشر شده است.[20]

نیل الشفا بنعل المصطفی

تألیف مولانا اشرف علی تهانوی ملقب به «حکیم الامة»، از علمای معاصر هند و استاد دانشگاه دیوبند.

القصیدة الوفائیه فی وصف النعل الشریفة النبویه

قصیده‌ای است در مدح صندل پیامبر(صلی الله علیه و آله) ، سرودة احمد ابوالوفاء شرقاوی، که همراه با شرح قصیده از حسنین محمد مخلوف، توسط مکتبة مصطفی البابی الحلبی در سال 1963 در قاهره منتشر شده است.

کتاب‌شناسی

1.  اَیدین، حلمی، آثار الرسول فی جناح الامانات المقدسه فی متحف قصر طوب­قابی بإسطنبول، ترجمه به عربی: محمد صَواش، استانبول: دار النیل، 2006

2.  الألبانی، محمد ناصر الدین، فهرس مخطوطات دار الکتب الظاهریة ـ المنتخب من مخطوطات دار الکتب الظاهریه ـ المنتخب من مخطوطات  الحدیث، دمشق: مجمع اللغة العربیة، 1390ق. / 1970م.

3.  تیمور باشا، احمد، الآثار النبویة، قاهره: مکتبة دار الکتاب العربی، چاپ1، 1370ق. / 1951

4.  حسینی اشکوری، سید صادق، فهرستواره نسخه‌های خطی خانقاه مجیبیه (پتناـ هند)، قم: مجمع ذخائر اسلامی، چاپ1، 1386

5 .  الذهبی، شمس‌الدین محمد بن احمد بن عثمان الدمشقی، تاریخ الإسلام و وفیات المشاهیر والأعلام، تحقیق: عمر عبدالسلام تدمری، بیروت: دار الکتاب العربی.

6 .  الرفاعی، عبدالجبار،  معجم ما کتب عن الرسول وأهل البیت، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ 1، 1371

7.  زیدان، یوسف، فهرس مخطوطات بلدیة الإسکندریة (ج 3 : التاریخ وملحقاته)، الإسکندریة: الهیئة العامة لمکتبة الإسکندریة، 1420ق. / 1999م.

8 .  السامرائی، قاسم، الفهرس الوصفی لمخطوطات السیرة النبویة و متعلقاتها، الریاض: جامعة الامام محمد بن سعود الاسلامیه، 1416ق. / 1995م.

9.  الصفدی، صلاح‌الدین خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، تحقیق: احمد الارناؤوط و ترکی مصطفی، بیروت: دار احیاء التراث العربی، ط 1، 1420 هـ / 2000 م.

10.  قره بلوط، علی الرضا و قره بلوط، احمد طوران، معجم التاریخ التراث الاسلامی فی مکتبات العالم، قیصریه: دار العقبة.

11 . المقّری، ابوالعباس احمد بن محمد تلمسانی، فتح المتعال فی مدح النعال، قاهره: دار القاضی عیاض، چاپ 1، 1417 هـ / 1997 م.

12 .  النعیمی، عبدالقادر بن محمد،‌ الدارس فی تاریخ المدارس، تحقیق: جعفر الحسنی، [قاهره:] مکتبة الثقافة الدینیه، 1988م.

13.  نوشاهی، عارف، کتاب‌شناسی آثار فارسی چاپ شده در شبه قاره (هند، پاکستان، بنگلادش)، تهران: مرکز پژوهشی میراث مکتوب، چاپ 1، 1391.

14.  ولایی، مهدی، فهرست کتب خطی کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی (ج 5)، مشهد: انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ 2، 1379.

15. Landberg, Carlo, Catalogue de Manuscrits Arabes Pravenant d’une Bibliothèque Peivée à El-Medína et Appartenant a la Maison, Leiden: Brill, 1883.



* کارشناس ارشد مطالعات اسلامی. (این پاورقی در پایین صفحه بیاید)

[1].  از مشروح­ترین پژوهش­ها و تحقیقات در زمینة آثار و تار موهای منسوب به پیامبر(صلی الله علیه و آله) را احمد تیمور باشا، پژوهشگر فقید مصری انجام داده است. بنگرید به اثر وی: الآثار النبویه، قاهره: مکتبة دار الکتاب العربی، چاپ اول، 1370ق./ 1951م. دربارة تار موهای منسوب به پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) که در ایران وجود داشته، بنگرید به مقالة دیگر نگارندة این سطور؛ «آثار منتسب به پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) در ایران»، پیام بهارستان، دورة 2، ش15، بهار 1391، صص 633 ـ 628

[2]. دربارة این صندل پیامبر(صلی الله علیه و آله) بنگرید: المقری، ابوالعباس احمد بن محمد تلمسانی، فتح المتعال فی مدح النعال، قاهره: دار القاضی عیاض، چاپ اول، 1417ق. / 1997م، صص 524 ـ 513 ؛  الآثار النبویة، صص 118ـ 110

[3].  النعیمی، عبدالقادر بن محمد،‌ الدارس فی تاریخ المدارس، تحقیق: جعفر الحسنی، [قاهره:] مکتبة الثقافة الدینیه، 1988م، ج1، ص237

[4].  دربارة این صندل پیامبر(صلی الله علیه و آله) بنگرید:  الآثار النبویه، صص 125ـ 120

[5]. ر.ک: اَیدین، حلمی، آثار الرسول فی جناح الأمانات المقدسه فی متحف قصر طوب قابی بإسطنبول، ترجمه به عربی: محمد صواش، استانبول: دار النیل، 2006، صص 129ـ 126

[6]. به عنوان مثال، ر.ک: محمد بن سعد، الطبقات الکبری، «ذکر نعل رسول الله»، ج1، صص482 ـ 478 ؛ الذهبی، شمس‌الدین محمدبن احمدبن عثمان الدمشقی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، تحقیق: عمر عبدالسلام تدمری، بیروت: دار الکتاب العربی، «باب نعل النبی9 و خفّه» (از بخش سیرة نبوی)، ج2، صص 507  و 508

[7]. گویا مؤلف این اثر محمدبن علی بن هانی لخمی سبتی (م733ق.) است. ر.ک: فتح المتعال فی مدح النعال، ص37

[8].  همان، صص 36 ـ 35

[9].  ذهبی سال وفات وی را 687 و صفدی 686 ذکر کرده است. ر.ک: تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، ج 51، ص 269 ؛ الصفدی، صلاح‌الدین خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، تحقیق: احمد الارناؤوط و ترکی مصطفی، بیروت: دار احیاء التراث العربی، چاپ 1، 1420ق. / 2000م، ج18، ص271

[10].  الألبانی، محمد ناصر الدین، فهرس مخطوطات دار الکتب الظاهریة ـ المنتخب من مخصوطات الحدیث، دمشق: مجمع اللغة العربیة، 1390ق. / 1970م. صص78 و 79

[11]. قره بلوط، علی الرضا و قره بلوط، احمد طوران، معجم التاریخ التراث الاسلامی فی مکتبات العالم، قیصریه: دار العقبه، ج1، ص1579

[12].  ر.ک: فتح المتعال فی مدح النعال، مقدمه تحقیق، ص21

[13]. ولایی، مهدی، فهرست کتب خطی کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی، مشهد: انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ2، 1379، ج5 ، صص230 و231

[14]. زیدان، یوسف، فهرس مخطوطات بلدیة الإسکندریة (ج 3: التاریخ وملحقاته)، الإسکندریة: الهیئة العامة لمکتبة الإسکندریة، 1420ق. / 1999م، ج3،  صص 282ـ 281

[15].  الرفاعی، عبد الجبار، معجم ما کتب عن الرسول و اهل البیت، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، 1371، ج1، ص94

[16].  السامرائی، قاسم، الفهرس الوصفی لمخطوطات السیرة النبویة ومتعلقاتها، الریاض: جامعة الإمام محمدبن سعود الاسلامیة، 1416ق. / 1995م، ج1، صص 84 و 85

[17] .Landberg, Carlo, Catalogue de Manuscrits Arabes Pravenant d’une Bibliothèque Peivée à El - Medína et Appartenant a la Maison, Leiden: Brill, 1883, p. 47

[18].  حسینی اشکوری، سید صادق، فهرستواره نسخه‌های خطی خانقاه مجیبیه (پتنا ـ هند)، قم: مجمع ذخائر اسلامی، چاپ 1، 1386، ص 79

[19]. نوشاهی، عارف، کتاب‌شناسی آثار فارسی، چاپ شده در شبه قاره (هند، پاکستان و بنگلادش)، تهران: مرکز پژوهشی میراث مکتوب، چاپ اول، 1391، ج4، ص2403

[20].  همان، ج4، ص 2405