حج نگارى هاى شیخ صدوق

نوع مقاله: اخبار و گزارشها

نویسنده

چکیده

حج ، عمره و زیارت قبـور پاک پیشوایان معصوم: از  موضوعاتی است که بخشی از نگارش های نویسندگان دینی به آن اختصاص یافته است.
ابوجعفر محمد بن بابویه قمی، معروف به شیخ صدوق، از نویسندگان پرتلاش قرن چهارم هجری است. مرحوم صدوق، علاوه بر پرداختن به مسایل مرتبط با حج، عمره و زیارت در کتاب‌ های مختلف خود، کتاب‌ ها و رساله ‌های مستقلی در این ‌باره نیز نگاشته است.
گرچه هیچ یک از آثار دوازده‌ گانة ابن بابویه در حوزة حج‌ نگاری، هم ‌اکنون در دست نیست؛ اما شناخت این نوشته‌ ها بهره‌ هایی را برای دین ‌پژوهان و نویسندگان دینی خواهد داشت. این مقاله به کتاب‌ شناسی توصیفی نگارش‌ های صدوق دربارة حج و زیارت پرداخته است. 

کلیدواژه‌ها

موضوعات


درآمد

یکی از زمینه ­های نگارش در میان آثار شیخ صدوق ، نگارش در موضوع حج است. شیخ صدوق در ذی­حجة سال 353ق. به حج بیت ­الله الحرام توفیق یافت.1 پس از انجام مراسم حج، برای زیارت قبر پیامبر و ائمة بقیع: رهسپار مدینه شد. وی در بحث مربوط به زیارت حضرت فاطمه3  به زیارت مدینه و قبور آن اشاره کرده است.2

در راه بازگشت از حج، در میانۀ راه مکه به کوفه در شهر فید توقفی کرده و از ابوعلی احمدبن ابی­ جعفر بیهقی حدیث شنید. خودش این حضور را در سال 354 ق. گزارش کرده است.3 در همین سفرِ بازگشت، وارد همدان شد و از مشایخ آن شهر بهره جست.4

شیخ صدوق، دوازده عنوان از نوشته­ های خود را به موضوع حج اختصاص داده است. بنابراین، اگر تعداد تألیفات صدوق همان سیصد عنوان باشد؛ چهار درصد از آثار وی در رابطه با حج است. علاوه بر این کتاب­ های دوازده ­گانه، وی در کتاب ثواب الأعمال نیز، فصلی را به برشماری ثواب حج و عمره اختصاص داده و آن را باب ثواب «الحج والعمره» نام نهاده است.5

 وی همچنین در ادامه، فصل کوچکی را در ثواب دیدار و مصافحه با حاجی تدوین کرده و در پایان نیز با عنوان «باب نادر»، حدیثی دربارة حج­ های بیست­ گانة امام سجّاد(علیه السلام)  اشاره کرده که در آن امام دربارة شتری که سوار بر آن حج گزارده بود، سفارش می­ کرد.6 

همچنین فصلی دیگر را در کتاب عقاب الأعمال، در عقاب کسی که حج را ترک کند، منعقد ساخته است.7 

در کتاب من لایحضره الفقیه، علاوه بر فصل­ های متفرقه ­ای که در آن به حج پرداخته شده8  در جلد دوم، کتاب الحج را نوشته و به صورت یک کتاب مفصّل فقهی به تبیین مسایل مربوط به آن پرداخته است.9

 شیخ صدوق حتی در مجلس نود و سوم کتاب الأمالی که آن را به بیان خلاصه ­ای از دین امامیه اختصاص داده است ، به حج و اهمیت آن و بیان بخشی از احکام حج پرداخته است.01

 وی در کتاب علل الشرایع هم در بحث علت امر به حج و مسائل مربوط به آن و پاسخ به برخی پرسش­ های مطرح شده در این باب، به موضوع حج پرداخته است.11  در جلد دوم این کتاب، ابواب و صفحات زیادی را به حج و مسائل پیرامون آن اختصاص داده است. باب صد و چهل و دو تا دویست و بیست و دو، همه درباره­ ی حج و عمره است.21 در کتاب معانی الأخبار هم، فصل ­هایی را به بیان معنای حج، حج اکبر و حج اصغر، ایام معلومات و ... ویژه ساخته است.31

سوگمندانه هیچ ­یک از آثاری که شیخ صدوق به صورت مستقل دربارة حج نگاشته، به دست ما نرسیده و در گذر زمان و حوادث روزگاران گم شده است. اگرچه اطلاعات اندکی از این کتاب­ها در اختیار ما است، ولی آشنایی با عناوین و محتوای این کتاب­ ها فوایدی دارد که برخی از آنها عبارت است از:

یکم؛  آشنایی با عناوین و محتوای این کتاب­ ها، هرچند به صورت اجمالی، راهنمای پژوهشگران و نویسندگان در نگارش کتاب­ های مناسب برای حج می ­باشد؛ قالب­ هایی که صدوق در این رابطه تجربه کرده، در برخی از موارد ، تکرار نپذیرفته و هنوز قالب­ هایی نو برای نگارش به شمار می ­آید.

دوم؛  سرزمین­ های اسلامی در قرن چهارم هجری، یکی از مهم­ترین دوره ­های پیشرفت علمی خود را تجربه کرده است. شناخت دقیق آثار و نوشته ­های دانشمندان این دوره، به­ ویژه در فقه و حدیث، به ترسیم فضای روشنی از تمدّن اسلامی در قرن چهارم کمک خواهد کرد.

سوم؛  تاریخ هر علم و فراز و فرودهایی که به دست نخبگان و دانشیان آن به وجود آمده، مورد مطالعة پژوهشگران آینده است. شناخت تألیفات فقهی و حدیثی شیخ صدوق، از مواردی است که به روشن شدن بخشی از تاریخ این علوم خواهد انجامید.

چهارم؛  شیخ صدوق یکی از بزرگ­ ترین و پرتلاش­ ترین دانشمندان قرن چهارم هجری است که حدود سیصد عنوان کتاب و رساله، به نگارش درآورده است.41  زندگی، فعالیت­ های علمی و فرهنگی، آثار و تألیفات او، همچنان از زمینه ­هایی است که نیازمندِ شناخت پژوهشگران است. معرفی آثار شیخ صدوق که بیشتر آنها از میان رفته است، به شناخت بیشتر و بهتر شیخ صدوق به عنوان یک دانشمند اسلامی یاری خواهد رساند.

 

معرفی آثار

کتاب­ هایی که شیخ صدوق در رابطه با حج به رشتة تحریر درآورده، عبارت است از:

یک) جامع الحج

شیخ نجاشی نام این کتاب را در لیست آثار شیخ صدوق آورده،51 و علامه تهرانی هم به آن اشاره کرده است.61 علامه تهرانی بار دیگر نام این کتاب را در کنار کتاب­ های دیگر مربوط به حج آورده است.71 سخن ایشان به گونه ­ا ی است که گویا او نیز از فراوانی نگارش­ های صدوق دربارة حج به تعجب درآمده است.

دو)  جامع علل الحج

شیخ نجاشی در فهرست تألیفات شیخ صدوق، نام این کتاب را آورده81 و شیخ آقابزرگ تهرانی هم از آن یاد کرده است.91  یک­بار دیگر تحت عنوان «کتاب علل الحج» هم از این کتاب یادی به میان آمده است.02 شیخ صدوق در «کتاب من لایحضره الفقیه» بابی را با عنوان «باب علل الحج» منعقد ساخته است. در ابتدای همین باب از کتاب جامع علل الحج یاد کرده و گفته است: «قَالَ الشَّیْخُ مُصَنِّفُ هَذَا الْکِتَابِ رَحِمَهُ اللَّهُ: قَدْ أَخْرَجْتُ‏ أَسَانِیدَ الْعِلَلِ‏ الَّتِی‏ أَنَا ذَاکِرُهَا عَنِ النَّبِیِ(صلی الله علیه و آله) وَ عَنِ الأَئِمَّةِ: فِى کِتَابِى جَامِعِ عِلَلِ الْحَجِّ»12

شیخ طوسی در الفهرست22 و ابن­ شهرآشوب در معالم العلماء32 از این کتاب با عنوان «علل الحج» یاد کرده ­ا ند.

نویسنده در این باب، به بیان بیست و هفت حدیث در علل معارف و مناسک مربوط به حج پرداخته است. از علت نام گذاری کعبه و بیت­ ا لله الحرام و صفا و مروه تا بیان علّت قربانی کردن در عید قربان در این باب آمده است. علاوه بر ایراد احادیث در این بخش، توضیحات و بیان­ هایی از قلم مؤلف در بین روایات آمده که بر غنای مطالب افزوده است.

سه)  جامع تفسیر المنزل فی الحج

شیخ صدوق خود، این کتاب را تفسیر المنزل فی الحج دانسته؛ چنان که گفته است:

«قَالَ مُصَنِّفُ هَذَا الْکِتَابِ رَحِمَهُ اللهُ هَذِهِ‏ الأَخْبَارُ کُلُّهَا مُتَّفِقَةٌ غَیْرُ مُخْتَلِفَةٍ وَ التَّفَثُ مَعْنَاهُ کُلُّ مَا وَرَدَتْ بِهِ هَذِهِ الأَخْبَارُ وَ قَدْ أَخْرَجْتُ الأَخْبَارَ فِی هَذَا الْمَعْنَی فِى کِتَابِ تَفْسِیرِ الْمُنْزَلِ فِی الْحَجِّ».42

ولی شیخ نجاشی نام این کتاب را «کتاب جامع تفسیر المنزل فی الحج» ذکر کرده است.52

علامه تهرانی هم، عنوان نجاشی را پذیرفته و نقل کرده است.62  به نظر می­ رسد که علامه تهرانی به نام کتاب در متن کتاب صدوق توجّه نداشته است.

چهار)  جامع فضل الکعبه و الحرم

نام این کتاب نیز در لیست آثار شیخ صدوق در رجال نجاشی آمده72  و شیخ آقابزرگ تهرانی هم آن را به عنوان کتابی از صدوق شناخته است.82  در «کتاب من لایحضره الفقیه» هم بابی با عنوان «الکعبة و فضلها و فضل الحرم» وجود دارد که نویسنده در آن، ده­ ها حدیث را در این موضوع روایت کرده است.92

پنج)  جامع آداب المسافر للحج

شیخ صدوق در این کتاب به بیان آداب مسافر در سفر معنوی حج پرداخته است. اینکه مسافر حج، سفرش را چگونه آغاز کند و چگونه آن را به پایان برساند. شیخ نجاشی در لیست آثار شیخ صدوق ، نام این کتاب را ذکر کرده،03 و علامه تهرانی نیز آن را جزو تألیفات صدوق دانسته است.13 برخی از منابع، از این کتاب با لفظ «آداب المسافر للحج» یاد کرده ­ا ند، نه «أدب المسافر».

صدوق در کتاب من لایحضره الفقیه هم ابواب متعددی را دربارة سفر و آداب آن سامان داده که می­توان  فصل­ ها و محتوای کتاب مورد نظر را شبیه این بخش دانست.23

شش)  جامع فرض الحج و العمره

مرحوم نجاشی از این کتاب نام برده33  و علامه آقابزرگ تهرانی آن را در شمار آثار شیخ صدوق دانسته است.43 صدوق در کتاب علل الشرائع، باب یکصد و چهل و دوم را با عنوان علة وجوب الحج و الطواف بالبیـت و... سامان داده است.53  در کتـاب عیـون أخبـار الرضا(علیه السلام)  نیز صفحاتی از باب سی و دوم را به علة تشریع الحج و مناسکه اختصاص داده است.63

هفت)  جامع فقه الحج

نام این کتاب نیز مانند بخش قابل توجّهی از آثار شیخ صدوق، فقط در رجال نجاشی ذکر شده است.73 علامه تهرانی هم نام این کتاب را در کنار تعدادی از نگاشته ­های صدوق دربارة حج آورده است.83 صدوق در کتاب بزرگ فقهی خود، کتاب من لایحضره الفقیه بیشتر مباحث فقهی حج را وارد ساخته است.93

هشت)  أدعیه الموقف

نامی­که شیخ صدوق بر این کتاب نهاده و از آن یاد کرده، «دعاء الموقف» است، ولی شیخ نجاشی آن را با عنوان کتاب أدعیة الموقف خوانده است.04 علامه آقابزرگ تهرانی نیز با همین عنوان از این کتاب یاد کرده است.14 تهرانی به این اختلاف در اسم کتاب در مکانی دیگر از کتابش اشاره کرده است.24

صدوق نام این کتاب را در برخی متون آورده است. در کتاب المقنع درباره عرفات و دعا در روز عرفه سخن گفته و خواننده را به کتاب دعاء الموقف ارجاع می­دهد. او می­ گوید:  «فإنّه یوم دعاء و مسألة و اعمل بما فی‏ کتاب‏ «دعاء الموقف‏» من‏ الدعاء، و التحمید، و التهلیل و الصلاة علی النبى و آله صلّی الله علیه و آله و سلّم، و جمیع ما فیه».34

در کتاب الهدایه نیز در جایگاه دعا و عبادت روز عرفه، متنی مانند متن بالا را می­ آورد: «وَ ادْعُ بِمَا فِى کِتَابِ‏ دُعَاءِ الْمَوْقِفِ‏ مِنَ التَّهْلِیلِ وَ التَّحْمِیدِ وَ الدُّعَاءِ إِنْ شَاءَ الله».44

شیخ صدوق در شرح اعمال عرفات و روز عرفه در «کتاب من لایحضره الفقیه»، فصلی را با عنوان «دعاء الموقف» ایراد کرده است.54 در پایان این فصل خوانندة کتاب را به کتابی با همین نام راهنمایی کرده، می­ گوید:

«قَالَ مُصَنِّفُ هَذَا الْکِتَابِ ـ رَحِمَهُ اللهُ ـ هَذَا الدُّعَاءُ تَامٌ‏ کَافٍ‏ لِمَوْقِفِ‏ عَرَفَةَ وَ قَدْ أَخْرَجْتُ دُعَاءً جَامِعاً لِمَوْقِفِ عَرَفَةَ فِى کِتـَابِ دُعَاءِ الْمَوْقـِفِ، فَمَنْ أَحَبَّ أَنْ یـَدْعُوَ بِهِ دَعـَا بِهِ إِنْ شَاءَ اللهُ تَعَالَی».64

نه)  کتاب القربان

شیخ نجاشی، این کتاب را در شمار تألیفات شیخ صدوق ذکر کرده74 و شیخ آقابزرگ تهرانی نیز در الذریعه در دو جایگاه از آن نام برده است.84  صدوق در کتاب علل الشرائع، باب یکصد و هفتاد و هشتم را با عنوان «علّة الأضحیه» منعقد ساخته و روایاتی را نقل کرده است.94  صدوق ابواب بعدی را تا باب یکصد و هشتاد و هفتم، مرتبط با قربانی حج سامان داده است.05  در کتاب من لایحضره الفقیه نیز بابی با عنوان «الأضحیة و فضلها»  و ابواب دیگری را با عناوین ایام النحر، باب الأضاحی و ده­ها مطلب مرتبط دیگر با قربانی را وارد ساخته است.15

ده)  کتاب المدینه وزیاره قبر النبیّ والأئمه:

نام این کتاب در لیست آثار شیخ صدوق در رجال نجاشی آمده است.25  علامه تهرانی هم نام این کتاب را آورده است.35 صدوق فصلی از کتاب الهدایه را با همین موضوع تدوین کرده و آن را باب «زیارة قبر النبیّ(صلی الله علیه و آله)  و قبور الأئمة: بالمدینه»  نام نهاده است.45 وی  در ابواب مرتبط با حج، در باب «الإبتداء بمکة و الختم بالمدینه» در توضیح احادیثی که ابتدای سفر حج را به مکه و پایان سفر را به مدینه افضل دانستند، گفته است: این احادیث مربوط به کسی است که مختار است به هر یک از این دو شهر آغاز کند. اما آن­کس که بر سر یکی از این دو راه است و چاره ­ا ی جز رفتن در آن راه را ندارد، مشمول این حدیث نمی ­شود. کسی که بر سر راه مدینه است، برایش جایز نیست که زیارت قبر پیامبر(صلی الله علیه و آله) و اتیان مشاهد مشرفه را رها کند؛ چه بسا دیگر نتواند به مدینه برگردد. پس برای او بهتر است که از مدینه آغاز کند. و این معنای حدیثی است که آغاز سفر از مدینه را برتر می­ د اند.55

صدوق فصل­ های دیگری از کتاب من لایحضره الفقیه را هم، مرتبط با عنوان کتاب مورد نظر منعقد ساخته است. این فصل­ ها عبارت ­ا ند از:  تحریم المدینه و فضلها، اتیان المدینه، اتیان المنبر،  الصوم بالمدینه والاعتکاف بها، زیارت فاطمة الزهراء3، اتیان المشاهد و قبور الشهداء، تودیع قبر النبیّ(صلی الله علیه و آله) ... 

یازده)  کتاب جامع نوادر الحج

از شیوه‌های مشهور در نگارش کتاب‌های حدیثی از دوران صدوق و پیش و پس از آن، نوادر نویسی است. این کتاب‌ها که با نام نوادر و النوادر شناخته می‌شود، نظم وسیاق خاص خود را داشته و به نوادر احادیث در هر موضوع می‌پردازد.

صدوق شش کتاب از تألیفات خود را به این شیوة  نگارشی ویژه ساخته است که عبارت ­ا ند از: «کتاب نوادر الصلاة»، «نوادر الطب»، «نوادر الفضائل»، «نوادر النوادر»، «نوادر الوضوء»، «جامع نوادر الحج». شیخ نجاشی نام این کتاب را در فهرست تألیفات صدوق آورده است.65 علامه تهرانی هم به آن اشاره داشته است.75

شیخ صدوق در کتاب الحج، از مجموعة بزرگ کتاب من لایحضره الفقیه، فصلی را با نام «نوادر الحج» منعقد ساخته85  و در ذیل پانزده موضوع فرعی ، احادیث نادر را آورده است. وی در پایان این فصل از کتابش با همین نام یاد کرده، می­گوید: «و قد أخرجت هذه النوادر مسندة مع غیرها من النوادر فی کتاب جامع نوادر الحج».95

دوازده)  کتاب مسائل الحج

المسائل، عنوان تعدادی از کتاب‌های شیخ صدوق است که غالباً در موضوع فقه نگاشته است. چنان که از نام کتاب پیداست، این کتاب‌ها مجموعه مسائلی است که همراه با پاسخ‌هایشان به صورت کتاب تدوین شده است. بخشی از آثار شیخ صدوق که به پانزده اثر می­ رسد، با این عنوان ارائه شده که در پی می‌آید:

«کتاب المسائل، مسائل الحج، مسائل الحدود، مسائل الخمس، مسائل الدیات، مسائل الرضاع، مسائل الزکاة، مسائل الصلاة، مسائل الطلاق، مسائل العقیقه، مسائل المواریث، مسائل النکاح، مسائل الوصایا، مسائل الوضوء، المسائل الوقف».

شیخ نجاشی از این کتاب در لیست نوشته ­های شیخ صدوق نام برده06 و شیخ آقابزرگ تهرانی نیز از این کتاب یاد کرده است.16

فهرست منابع

الامالی؛  ابو‌جعفر محمدبن علی بن حسین بن بابویه، معروف به شیخ صدوق (م381 ق.)، تحقیق: مؤسسة بعثت، قم: مؤسسة بعثت، چاپ اوّل، 1417ق.

التوحید؛  ابو جعفر محمدبن علی بن حسین­بن بابویه، معروف به شیخ صدوق (381 ق.)، تحقیق : سید هاشم حسینی تهرانی، قم : مؤسسّة نشر اسلامی، چاپ اوّل، 1398ق.

ثواب الاعمال و عقاب الاعمال؛ ابو جعفر محمد بن علی بن حسین بن بابویه معروف به شیخ صدوق (م381 ق.) ، قم : رضی، چاپ دوّم، 1368ش.

الخصال؛  ابوجعفر محمدبن علی بن حسین بن بابویه، معروف به شیخ صدوق (م381ق.)،  تحقیق : علی اکبر غفاری، قم : مؤسسّه نشر اسلامی ، چاپ دوّم، 1403ق.

الذریعة إلی تصانیف الشیعه؛  شیخ آقا بزرگ طهرانی (م1389ق)، بیروت، دارالأضواء، دوم، ]بی‌تا[.

رجال النجاشی (فهرست اسماء مصنفی الشیعه)؛ ابوالعباس احمدبن علی النجاشی الکوفی، م450ق. قم، مؤسسة نشر اسلامی، پنجم، 1416ق.

علل الشرائع ؛  ابو جعفر محمد بن علی بن حسین بن بابویه معروف به شیخ صدوق (م381ق.)، نجف : مکتبه حیدریه ، چاپ اوّل ، 1386ق.

عیون اخبار الرضا (ع)؛  ابو جعفر محمد بن علی بن حسین بن بابویه معروف به شیخ صدوق(م281ق.)

تحقیق : حسین اعلمی ، بیروت : مؤسسّة اعلمی، چاپ اوّل، 1404ق.

کتاب من لا یحضره الفقیه؛  ابو جعفر محمد بن علی بن حسین بن بابویه معروف به شیخ صدوق (م381ق.).

تحقیق : علی اکبر غفاری، قم : مؤسسّه نشر اسلامی ، چاپ دوّم،1404ق.

کمال الدین و تمام النعمه؛  ابو جعفر محمد بن علی بن حسین بن بابویه، معروف به شیخ صدوق (م381ق.).

تحقیق : علی اکبر غفاری ، قم : دفتر انتشارات اسلامی، 1405ق.

الفهرست؛  ابوجعفر محمدبن حسن طوسی (م460ق.).

تحقیق: جواد قیومی، قم، مؤسسه نشر اسلامی، اول، 1417ق.

معالم العلماء ؛  ابوعبدالله محمدعلی بن شهرآشوب مازندرانی(م588ق.)، نجف، حیدریه، دوم، 1380ق.

معانی الاخبار؛  ابوجعفر محمد بن علی بن حسین بن بابویه، معروف به «شیخ صدوق» (م381ق.).

تحقیق: علی اکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اوّل، 1361 ش.

المقنع؛  محمد بن علی بن حسین بن بابویه، معروف به شیخ صدوق (م381ق.).

تحقیق: مؤسسّة امام هادی(علیه السلام) قم، مؤسسّة امام هادی(علیه السلام) ،  چاپ اوّل، 1415ق.

الهدایة فی الأصول والفروع؛  محمد بن علی بن حسین بن بابویه، معروف به شیخ صدوق  (م381ق.).

تحقیق : مؤسسّه امام هادی(علیه السلام) ، قم : مؤسسّه امام هادی(علیه السلام) ، چاپ اوّل ، 1418ق.

پی نوشت ها :

1.    با توجه به حضور وی در سال 352 در عراق و حضورش در ابتدای سال 354 در فید و همدان

       در بازگشت از حج، باید در ذی­حجۀ سال 353 حج گزارده باشد.

2.    کتاب من لا یحضره الفقیه، ج2،  صص572 و 573 . «وَ إِنِّى لَمَّا حَجَجْتُ بَیْتَ اللهِ الْحَرَامَ کَانَ

        رُجُوعِى عَلَی‏ الْمَدِینَةِ بِتَوْفِیقِ‏ اللهِ تَعَالَی ذِکْرُهُ فَلَمَّا فَرَغْتُ مِنْ زِیَارَةِ رَسُولِ اللهِِ(صلی الله علیه و آله) قَصَدْتُ

        إِلَی بَیْتِ فَاطِمَةَ3 ... وَ قُلْت‏: السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ نَبِىِّ الله...»‏

3 .    عیون أخبار الرضا(علیه السلام)، ج1، ص62،  «حَدَّثَنَا أَبُو عَلِىٍّ أَحْمَدُ بْنُ أَبِى جَعْفَرٍ الْبَیْهَقِىُّ بِفَیْدَ بَعْدَ

       مُنْصَرَفِى‏ مِنْ‏ حَجِ‏ بَیْتِ‏ اللهِ الْحَرَامِ‏ فِى سَنَةِ أَرْبَعٍ وَ خَمْسِینَ وَ ثَلاثِمِائَةٍ قَال‏: ...»

4.       التوحید، ص78 و الخصال، ص320،  « أخبرنـا أبو العبـاس الفضل بـن الفضل الکنـدى        

        بهمدان منصرفى من الحج..» کمال الدین وتمام النعمة، ص 369،  «قال مصنف هذا الکتاب

       رضى الله عنه: لم أسمع‏ هذا الحدیث‏ إلاَّ من‏ أحمد بن زیـاد بن جعفر الهمدانى [رضی الله

       عنه، بهمدان‏]  عند منصرفى من حجّ بیت الله الحرام، و کان رجلا ثقة دیّناً فاضلاً، رحمة

       الله علیه و رضوانه‏»

5 .   ثواب الأعمال و عقاب الاعمال، ص50 ـ 46

6 .   همان، ص50

7 .   همان، صص236 و 237

8 .   کتاب من لا یحضره الفقیه، ج2،  ص35

9 .   همان، ج2،  صص190 و580

10 . الأمالی، ص748

11 . علل الشرائع، ج1، ص273

12 . همان، ج2، صص474 ـ 400

13 . معانی الأخبار، ص170 و ص297 ـ 294 و ....

14 . الفهرست طوسی، ص237

15 . رجال النجاشی، ص389

16 . الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج5 ، ص48

17 . همان، ج5 ، ص65

18 . رجال النجاشی، ص389

19 . الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج5 ، ص63

20 . همان، ج15، ص313

21 . کتاب من لا یحضره الفقیه،  ج 2، ص 190

22 . الفهرست طوسی، ص237

23 . معالم العلماء، ص146

24 . کتاب من لا یحضره الفقیه،  ج2،  ص486

25 . رجال النجاشی، ص389

26 . الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج5، ص46

27 . رجال النجاشی، ص389

28 . الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج5، ص64

29 . کتاب من لایحضره الفقیه، ج2، صص241-251

30 .  رجال النجاشی، ص390

31 .  الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج5 ، ص31

32 . کتاب من لایحضره الفقیه، ج2، صص300 ـ 265

33 .  رجال النجاشی، ص390

34 .  الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج5 ، ص64

35 .  علل الشرائع، ج2، صص406ـ 400

36 .  عیون أخبار الرضا(علیه السلام) ، ج2، ص97

37 .  رجال النجاشی، ص390

38 .  الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج5 ، ص65

39 . کتاب من لایحضره الفقیه، ج2، صص190و 618

40 .  رجال النجاشی، ص390

41 .  الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج1، ص401

42 .  همان، ج8 ،  ص193

43 .  المقنع، ص269

44 .  الهدایه فی الاصول و الفروع، ص236

45 .  کتاب من لایحضره الفقیه، ج2، ص543 ـ 541

46 .  همان، ص543

47 .  رجال النجاشی، ص390

48 .  الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج16، ص46 و ج17، ص70

49 .  علل الشرائع، ج2، ص437

50 .  همان، ج2، صص438-443

51 .  کتاب من لایحضره الفقیه، ج2، صص518 ـ 488

52 .  رجال النجاشی، ص390

53 .  الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج20، ص251

54 .  الهدایه فی الاصول و الفروع، صص256 ـ 255

55 .  کتاب من لایحضره الفقیه، ج2، ص559

56 .   رجال النجاشی، ص390

57 .   الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج5 ، ص75

58 .  کتاب من لایحضره الفقیه، ج2، صص528 ـ 519

59 .   همان، ج 2،  ص 525

60 .   رجال النجاشی، ص392

61 .   الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج20، ص343