ضرورت احیای بقیع و آثار اسلامی تخریب شده

نوع مقاله: فقه حج

نویسنده

عضو گروه تاریخ / پژوهشکده حج و زیارت

چکیده

  نوشتة حاضر، پژوهشی است پیرامون «کارنامة تکفیریان در تخریب آثار اسلامی»؛  به ویژه حرمین شریفین  با رهیافت اهمیت تاریخی و دینی، « لزوم پیشگیری از تخریب‌های جدید» و «وجوب تعظیم شعائر و مودّت ذی القربی با مطالبة بازسازی و احیای آثار اسلامی تخریب شده به‌ دست تکفیریان»؛ به ویژه بقعة بقیع که از میراث‌های مشترک میان مذاهب مختلف اسلامی است و شخصیت‌های مورد احترام همة مسلمانان را در خود جای داده است، و در پایان راهکارهای عملی مقابله با پدیدة تخریب در شرایط فعلی جامعة اسلامی را مرور می‌کنیم.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


مقدمه

پیامبر خدا9   سنگ بزرگی را که  بر روی قبر عثمان بن مظعون، به نشان،  نهاده بود، مروان بن حکم، تنها شخصیت طرد شده از سوی پیامبر9   در دوران حکومتش بر مدینه، آن را برداشت و به نقلی بر سر قبر عثمان بن عفان ـ که داماد و پسرعمویش بود ـ  نهاد (السمهودی، 2006م. ، ج3، ص84). او شاید تصور نمی­کرد که این عمل در تاریخ اسلام ثبت و ماندگار شده و وی به عنوان نخستین کسی­که در صدد تخریب نشانه‌های قبرهای مسلمانان برآمد، شناخته خواهد شد.

این روند در طول تاریخ اسلام کم و بیش دنبال شد، هارون عباسی و متوکل عباسی ـ  دو خلیفه‌ایکه در دشمنی با اهل بیت پیامبر شهره­اند ـ  چهره‌های دیگری هستند که تخریب قبر سید جوانان بهشت و سبط پیامبرخدا9 را در کارنامة خود دارند. (کرکى حائرى،  1418ق. ، ج2، ص474 و477،  شمس الدین ذهبى، 1409ق.، ج17، ص19و627،  امین عاملى، 1403ق.، ج1، ص18). و این روند، پس از به قدرت رسیدن وهابیان نجد در سال‌های 1217ـ 1205 با حمله به نجف وکربلا ادامه یافت و در سال 1217 آثاری از قبرستان معلاة؛ مانند قبر حضرت خدیجه و مقابر اجداد پیامبر و محل تولد آن حضرت تخریب گردید.  در سال 1221 قمری نیز با غارت اموال و هدایا و جواهرات حجرة نبوی و تخریب بقعه­های نورانی بقیع و اُحُد دنبال شد (زینی دحلان، 1978، ص11).

تخریب­ها، با سقوط شهر مدینه، در سال 1344ق. و سلطه­یابی دوبارة وهابیان بر حرم نبوی تکرار شد، (الهاجری، ق.1411، ص141). این روند با شدت تمام­ در سرزمین طلوع اسلام ادامه یافت؛ به­گونه­ای که طبق آمار مؤسسة واشنگتن ـ که بر امور کشورهای عربی خلیج فارس نظارت دارد ـ 95% ساختمان‌های تاریخی عربستان که با زندگی پیامبر9  مرتبط است، در دو دهة گذشته تخریب شد و دیگر آسمانِ صحرای جزیره را، نه ستارگان، بلکه چراغ هتل­های لوکس و فروشگاه‌ها و مراکز بزرگ تجاری آن روشن می‌کند.

بنا بر اطلاعات موجود، بیش از پانصد اثر تاریخی مربوط به صدر اسلام در حجاز تخریب گردیده است که مساجد و خانه­های پیامبر و اصحاب و اهل بیت را شامل می شود، برخی  از مهمترین  این آثار عبارت­اند از:

بیت الاحزان حضرت زهرا3 ،  حرم همسران پیامبر، حرم امّ­البنین، حرم دختران پیامبر9، حرم حلیمة سعدیه دایة آن حضرت، حرم ابراهیم پسر پیامبر9  که در شش ماهگی از دنیا رفت، خانة حمزة سیدالشهدا عموی پیامبر، مسجد ثنیة الوداع، خانة امام سجاد7 در کوچة بنی هاشم که امروزه در فضای بین الحرمین قرار گرفته، حرم حضرت عبدالله پدر پیامبر9 که درون مسجدالنبی کنونی واقع است، محله وکوچۀ بنی هاشم، مسجد و ضریح علی بن امام صادق7،  خانة حضرت علی و حضرت زهرا8  در مدینه که محل حضور مکرر حضرت رسول9  و محل ولادت امام حسن و امام حسین8 . همچنین محل نزول آیۀ تطهیر و حدیث کساء، خانة ابوایوب انصاری اولین اقامتگاه پیامبر9  در مدینه، خانة امام صادق7، حرم مطهر شهدای احد و حمزه سیدالشهدا7  عمو و برادر رضاعی پیامبر9 که حضرت در بارة ایشان فرمود: از این روز سخت­تر در زندگی­شان نخواهند داشت! و نیز حرم شهدای حرّه، مسجد ردالشمس و محل نظارت پیامبر9 برکندن خندق در کوه ذباب...

بر موارد فوق بیفزایید موارد زیر را:  ... حرم اجداد پیامبر9  عبد مناف و هاشم و عبدالمطلب، حرم مادر پیامبر در ابواء در نزدیکی مکه؛ خانة محل تولد حضرت رسول9  در پشت کوه صفا، خانة حضرت خدیجه3  که جایگاه نزول وحی و محل تولد حضرت زهرا3  و  محل ازدواج پیامبر  و  محل رحلت حضرت خدیجه و محل زندگی پیامبر9  تا روز هجرت بود،  قبرستان المعلی در مکة مکرمه که بارگاه و مقبرة برخی از اهل بیت: و یاران پیامبر9  در آن قرار دارد؛  از جمله حرم ابوطالب یار با وفای پیامبر9  و مقبرۀ حضرت خدیجه3  (جعفریان، 1389، ص410؛ المغربی، 1408، 1ـ40؛  جلال معاش1427، ص103).

متأسفانه تفکر وهابیت در سال­های اخیر، در پوشش گروه های جهادی، با نام­هایی چون القاعده، داعش، جبهة النصره و... پس از تصرف سرزمین های اسلامی و قتل و غارت
 بی­گناهان، همت خود را صرف تخریب قبور و آثار اسلامی در سر زمین مورد تصرف خود کرده­اند و به روشنی خاطرة قتل­ها و غارت­های سعودیان وهابی را در کربلا و طائف و شهرهای دیگر زنده کرده­اند. در عراق حدود سی زیارتگاه و مقام و آثار تاریخی؛ از جمله حرم عسکریین8 به وسیلة گروه­های وهابی تکفیری تخریب شده است، ( خامه یار، 1393،  صص54 ـ 29)  پس از آغاز جنگ­های داخلی سوریه که از سال 2011 آغاز شده، زیارتگاه­ها و بقعه­ها و مقام­های بسیاری در این کشور تخریب شده است که از مهمترین­های آن؛  قبر مطهّر جناب حجربن عدی، صحابة پیامبرخدا و از یاران امام علی8  در مرج عذراء (همان، ص56)، مدفن عماریاسر، اویس قرن و ابی بن قیس در رقّه (همان، ص68)، حرم منسوب به جناب محسن بن حسین7  در حلب ( همان، ص62)  و حرم منسوب به جناب سکینه دختر امام علی7  در داریا (همان، ص60)  همچنین طبق گزارش­های موجود در تونس بیش از 20 مورد و در لیبی بیش از50  زیارتگاه تخریب شده است. (همان، صص95ـ 86 و صص127ـ 100).

این سرگذشت تلخ باعث می شود تا با نگاهی جدید به دنبال همة راه­های موجود برای مقابله با ا مواج بنیان کن تخریب بقاع متبرکه برآییم؛ این مقابله، مبتنی بر درکی نظری از ضرورت آن است که در ادامه، این مقاله با چهار رویکرد قابل توجه و پیگیری است و در ادامه راهکارهایی متناسب با شرایط امروزین مسلمانان و جهان اسلام عرضه خواهد شد.

آثار تخریب شده به دست تکفیریان

به خلاف نظر کسانی که معتقدند سخن گفتن از «احیای آثار اسلامی و قبور بزرگان دین» با اعتقاد و باور به «وحدت امت اسلامی» سازگار نیست، به نظر می­رسد شرح فجایع و تخریب­هایی که برخی به بهانة هدم مظاهر شرک مرتکب می­شوند؛ به خصوص در اماکنی چون قبرستان بقیع که بزرگانی از مذاهب مختلف اسلامی و پیشوایان دین در آن مدفون­اند، با واکنش ملت اسلام مواجه شود و مسلمانان به ستیز با افکار متحجرانه وهابیت برخیزند؛ به ویژه این­که امروزه افکار عمومی، هرچند به زبان، سیاست­ها
و جنایت­های داعش را که نمونه­­ای کوچک شده از سلف نجدی خود هستند، محکوم نموده، آن را نمی­پذیرند. فتوای رسمی اخیر دانشگاه الأزهر که با دلایل متقن و محکم، مشروعیت و فضیلت زیارت بارگاه اهل بیت:  را اثبات می­کند و آن را از مصادیق مودّة ذی القربی می­داند و ادعای بدعت یا شرک بودن زیارت قبور را دروغ بستن به خدا و رسول و ضربه به دین و جاهل شمردن همة پیشینیان امت اسلامی می­داند (حکم زیاره اضرحة آل البیت، رقم مسلسل8226 ،13/1/2015   www.dar-alifta.org/Ar/ViewFatwa.aspx?LangID=1&ID=8226) این ضرورت را می توان از چهار رهیافت مورد توجه قرار داد:

1.  حفظ مستندات عینی دین اسلام

بازسازی بقیع و سایر بقاع مقدس به شیوه­های مختلف، تلاشی الزامی برای حفظ
و برجا ماندن، مستندات موجود دین اسلام در حرمین شریفین و کشورهای اسلامی است.

از اصلی­ترین مستندات تاریخی، منابع خارجی و عینی تاریخ­اند. امروزه ضرورت حفظ و مرمت آثار باستانیِ باقیمانده از اقوام مختلف برای حفظ نشانه­های تمدنی این اقوام و از آن مهمتر برای بررسی­های تاریخی و قرینه سنجی­های تاریخی روشن است.

در میان فرهنگ­ها و ادیان الهی که پیشینه و امتداد تاریخی دارند، هیچ مکتب و آیینی به اندازة اسلام دارای شواهد عینی و خارجی نبود؛ شواهدی که تا یکصد سال اخیر، بسیاری از حوادث تاریخی صدر اسلام را ـ  علی­رغم گذشت زمان ـ  مجسم می­کرد؛ مانند محل تولد و محل بعثت و خانه و محل زندگی پیامبر9 ، محل جنگ­های آن حضرت و منزلگاه­های حجّة الوداع و دیگر سفرهای  او از مدینه به مکه و بالعکس، میدانگاه­های غزوات مختلف، مساجدی که آن حضرت در آنها نماز خوانده بود، محل دفن او و همسران و دخترانش و... ولی متأسفانه امروز بسیاری از این اماکن مشخص نیست و اگر از کسانی که وظیفة نگهبانی از آنان را دارند، دربارة آنها سئوال کنی، خواهند گفت «نمی دانیم»، «الله اعلم!» این در حالی است که میراث فرهنگی ملت­های مختلف، نسل به نسل و سینه به سینه همچنان باقی مانده است.  مسلمانان نیز پیش از رسیدن دورة وهابیت، در این زمینه کوتاهی نمی­کردند و به همین دلیل است که کتاب­های تاریخ حرمین و سفرنامه­ها لبریز از توصیف­های دقیقی از این یادگارهای فرهنگ و تمدن اسلامی است.

2.  پیشگیری از استمرار و گسترش تخریب­ها

پیگیری مسألة بقیع و احیای آن، گامی عملی و جدی برای پیشگیری از تهدید­هایی است که برای از بین بردن آثار اسلامی در حرمین شریفین و استمرار و گسترش تخریب این آثار در سراسر جهان اسلام، با قدرت یابی تکفیریان در جریان است. اگر ما نسبت به تخریب­های بزرگی چون قبرستان بقیع که احترامش را هر مسلمانی بی هیچ تردید واجب می­داند، سکوت کردیم و دچار روزمرگی شدیم، در برابر تجاوزها و تعدی­های دیگری که به مزار بزرگانی چون عمار یاسر، حضرت سکینه یا... می­شود نیز راحت سکوت می کنیم و این تحقیر و اهانت بزرگ را می پذیریم در حالی­که وظیفة همة مسلمانان است تا برای جلوگیری از ادامة این روند هتاکانه تلاش کنند و گوشه­ای اندک از وظایف خود را دربرابر بزرگان دین خود به جا آورند.

 برخی از تهدید های پیش رو:

حرم حضرت زینب در سوریه

از حرم­هایی که همچنان در سیطرة تکفیریان و در معرض تهدید می­باشند؛ حرم حضرت زینب3 در دمشق است که بارها مورد هجوم و عملیات بمب­گذاری و پرتاب خمپاره قرار گرفته و پیوسته در معرض تهدید وهابیان است، (خامه یار، همان؛ ص84).

احساس خطر نسبت به گنبد مطهر نبوی

بدن مطهر پیامبر9  به وصیت خود، در جایی­که از دنیا رفته بود دفن شد که یکی از اتاق­های خانه­اش در مسجد النبی بود. به همین دلیل از آغاز بر فراز قبر مطهر آن حضرت سقفی قرار داشت، امری­که وهابیون آن را بدعت و حرام می­شمردند. شاید به همین دلیل بود که حتی در دوران محاصرة مدینه در زمان حملة وهابیان، این گنبد مطهر در معرض شلیک گلوله­های آنان قرار گرفت و طبق گزارش فرستادة ایران، در آن زمان جای گلوله­ها
بر آن، آشکار بود (قاضی­عسکر 1385، ص90)، ولی همیشه این مسأله برای آنان که بنا و بقعه
بر روی قبور را بدعت می­دانند، عقده­ای حل ناشده است. اعتراض عمومی مسلمانان، که نگران سرنوشتی چون سرنوشت بارگاه­های بقیع برای قبّة الخضراء بودند، موجب شد تا آنان نتوانند نیات پلید خود را در مورد حرم پیامبر9 به اجرا در آورند و حتی ملک عبدالعزیز، امنیت گنبد مطهر آن حضرت را در نوشته­ای رسمی برای آیت الله صاحب فصول تعهد داد (فصولی، 1394، ص 10)،  ولی بی اعتنایی و بی حرمتی شدیدی که امروزه به صورت علنی نسبت به حجرة پیامبر ابراز می شود، نشانگر تمهیداتی برای این توطئه است؛ به­گونه­ای که از پشت پنجره­های نیمه بستة ضریح مطهر، غبار سنگینی را که بر قبر مطهر پیامبر و در و دیوار حجرة شریف آن حضرت نشسته، آشکارا می­توان دید. هم اکنون مأمورانی که به نام هیأت امر به معروف و نهی از منکر در حرم نبوی گردش می­کنند، با وجود روایت­های فراوانی که در منابع شیعه و سنی دلالت بر حیات برزخی آن حضرت دارند، مانع از مخاطب قراردادن قبر مطهر می­شوند و اگر کسی را ببینند که رو به قبر مطهر حضرت چیزی می­گوید یا آن حضرت را مخاطب قرار می­دهد و... او را مرتکب شرک دانسته و با تندی و خشونت، به اصطلاح، نهی از منکر می­کنند، حال آن­که تا پیش از دورة سعودی، همزمان با عوض کردن پردة کعبه، حجرة مطهر پیامبر نیز غبار روبی می­شد و همان کارگاهی که پردة کعبه را با تشریفات خاص می­بافت، وظیفة بافت پردة حجره را نیز برعهده داشت و این دو پرده همراه با تشریفات خاصی در محمل همایونی به حجاز می­آمد. خبرهایی­که جسته وگریخته از مجامع مختلف وهابی درز می­کند، نشان از تلاش وهابیون افراطی برای توطئه­ای جهت تخریب این گنبد رفیع دارد. به عنوان نمونه، می­توان
به پایان نامه­ای اشاره کرد که در دانشگاه اسلامی مدینه به وسیلة شخصی به نام «مقبل بن هادی الوادعی» دفاع شده با نام «بحث حول القبة المبنیة على قبر رسول الله» در پایان نامة نویسنده که یکی از مبلغان وهابیت افراطی است، صریحاً قبر زیر گنبد را بدعتی بزرگ دانسته و از بین بردن آن را پیشنهاد داده است (جلال معاش، 1427، ص126)، که می­توان اینگونه نوشته­ها را تلاش برای تئوریزه کردن تخریب حرم نبوی دانست.

تهدید هویت بومی مدینه با تغییر بافت جمعیتی آن

بنا به اظهارات شیعیان بومی مدینه، وهابیان تدابیری برای از بین بردن فرهنگ بومی مدینه که تحت تأثیر مکتب تشیع بود، اندیشیدند. جمعیت مدینه با تشویق به مهاجرت افراد مناطق مختلف عربستان، به خصوص مناطق متعصب وهابی مانند قصیم و نجد تغییر یافت؛ به­گونه­ای که ترکیب جمعیتی که در سی سال قبل حدود یک سوم را شیعیان بومی تشکیل می­دادند، چنان تغییر یافت که نسبت شیعیان با وجود رشد جمعیتشان که بیش ا ز بیست هزار نفر است (مختاری، 1384، 25، ص150)  به کمتر از ده درصد کاهش یافت.

مردم بومی مدینه که بیشتر از نسل انصار و ساکنان اصلی مدینه­اند؛ به خاطر سوابق تاریخی عمیقی که شیعیان در این شهر مقدس دارند و با توجه به سابقة طولانی دولت های شیعی در حجاز، به تشیع گرایش دارند. وهابیت برای مقابله با مظاهر فرهنگی تشیع تلاش­های بی­صدا و محرمانه­ای را برای از بین بردن اجتماعات و کلونی­های شیعه و مراکز اجتماعی آنان و تغییر و تبدیل محله­های شیعه نشین که پیش­تر در هستة مرکزی مدینه و در منطقة عوالی بودند، اندیشید و به مرور محله­های شیعه نشین از نقطة مرکزی مدینه حذف گردید و شیعیان بومی یا به شهرهای دیگر منتقل شدند و یا در حواشی بسیار دورتر مدینه به صورت پراکنده سکونت اختیار کردند؛ و این امر در نهایت به کمرنگ شدن هویت شیعی منجر خواهد شد. این در حالی است که با هرگونه محفل رسمی یا حتی گروه­های اجتماعی که نمایندة هویت بومی و شیعی مدینه باشد به شدت مخالفت می­شود.

نمونة کوچکی از تغییر و تحریف فرهنگی را می­توان در خرمایی­که امروزه به نام «عجوه» مدینه عرضه می­شود دید. خرمای عجوه براساس روایت­های متعدد پیامبر9  دارای ویژگی­ها و خواص منحصر به فردی است که آزمایش­های امروزی نیز بر بسیاری از آن صحه گذارده است، ولی به شهادت بومیان و نخاولة مدینه، آنچه امروز به نام عجوه به دست حجاج مشتاق می­رسد خرمای غیر عجوه است که تنها نخلداران سنتی مدینه یا همان شیعیان معروف به نخاوله آن را پرورش می­دهند و امروزه در میان برخی، به­نام خرمای «حلوی» شناخته می­شود.

از بین رفتن و محو باغات و عوالی پیامبر9

تهدید دیگری که توجه به آن ضروری به نظر می­رسد، از بین رفتن آثار و به ویژه باغ­ها و زمین­های زراعی متعلق به اهل بیت:  است. این مزارع که از جملة آنها حوائط سبع حضرت رسول9 ؛ یعنی موقوفات آن حضرت برای حضرت زهرا3 و اولاد ایشان است، امروزه به صورت زمین­ها و مزارع و باغ­های سنتی، به عنوان میراثی دست اشراف مدینه؛ یعنی ساداتی­که نسبتشان به پیامبر9  می­رسد، باقی مانده است، اما به دلیل ناکارآمدی
و با تشویقی­که به ساخت و ساز در این مناطق می­شود، به مرور و با سرعت زیاد از شکل و حالت سابق محو شده و تبدیل به مجتمع­های مسکونی و تجاری می­شود. مالکان این زمین­ها که از مشکلات اقتصادی رنج می­برند وقتی با پیشنهاد افراد مورد حمایت دولت، با قیمت­های کلانی­که قابل قیاس با درآمد کشاورزی با کاربری فعلی این زمین­ها نیست، مواجه می­شوند، به مرور و ناگزیر به فروش ملک آباء و اجدادی خود، به­کسانی رضایت می­دهند که تاریخ و پیشینة این املاک نه تنها برای آنان تقدس ندارد بلکه با توجه به تقدس آن نزد شیعه، به دنبال از بین بردن و محو کردن آن هستند. (مصاحبة نویسنده با شیعیان بومی مدینه).

3. واجب تعظیم شعائر

مطالبة بازسازی بقیع، کمترین وکوچکترین اقدام عملی به مقتضای امر الهی: (مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ الله فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ) (حج : 32)  و نهی از هتک آنان (یَا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُحِلُّوا شَعائِرَ الله) (مائده : 2)  است. این نکته حائز اهمیت است که برخلاف تخریب مجسمه­های بودا و آثار تخریب شدة دیگر توسط وهابیان، هنوز مطالبه­ای رسمی و بین المللی برای جلوگیری از این روند تخریب که هنوز باقی است تشکیل نشده است.

نمادها و یادمان­ها در جای جایِ اعمال حج به روشنی قابل رؤیت است؛ چنانکه شتر قربانی (البُدن) و کوه­های «صفا و مروه» به نص قرآن کریم از شعائر الهی شمرده شده­اند (بقره : 158)  و به فرمان الهی، نماز طواف را باید در پشت (مقام ابراهیم) جای پای ابراهیم خلیل خواند، حجر اسماعیل مدفن هاجر و تعدادی از پیامبران الهی است؛ «کان النبی من الأنبیاء ـ صلّى الله علیه ]وآله [ و سلّم إذا هلکت أمته لحق بمکة، فتعبد فیها النبی و من معه حتى یموت، فمات بها نوح، وهود، و  صالح، وشعیب ، وقبورهم بین زمزم والحجر»؛ «هر پیامبری که امتش هلاک می­شد به مکه می­رفت و به همراه باقیماندگان همراهش تا مرگ خدا را عبادت می­کرد و به همین دلیل است که بین زمزم و حجر قبر نوح و هود و صالح و شعیب است.»

«ما بین الرکن إلى المقام إلى زمزم إلى الحجر قبر تسعة وتسعین نبیا ، جاءوا حجاجا فقبروا هنالک ، فتلک قبورهم غور الکعبة »؛ «میان رکن و مقام قبر 99 پیامبراست که همه آنها به مکه آمده و مجاور شده و در آنجا پس از مرگ دفن شدند.» (ازرقى، 1416، ج، 1، ص 68 وخوارزمی، 1418، ق ج، 1، ص: 117)

و به همین دلیل حجاج در طواف خود، دور آن نیز طواف می­کنند. محل یکی دیگر از مناسک حج و عمره، سعی است که به یادبود و تقلید سرگشتگی جناب هاجر میان کوه­های صفا و مروه انجام می­شود. حج یکی از بزرگترین عبادت­های الهی اصولا سنتی ابراهیمی است وحاجی در قربانی و رمی جمرات و بسیاری از سنن دیگر، از حضرت ابراهیم تبعیت می­کند.

چراکه ابراهیم خلیل و تابعان او نزدیک­ترین راه به توحید و بندگی خالصانة حضرت حق هستند؛ تعبیر رسایی که دربارة زیارتگاه­های معصومان در منابع ما مطرح است این تعبیر است؛ «هَذِهِ الْعَرَصَاتِ الَّتِی اسْتَعْبَدْتَ بِزِیَارَتِهَا أَهْلَ الْأَرَضِینَ وَ السَّمَاوَات‏» (مجلسى، 1403ق. ، ج99، ص116)  عرصه هایی که خداوند عالمیان اهل آسمان­ها و زمین را به وسیله آن به پرستش خود خواند؛ چنانکه وظیفة اصلی کعبة مشرفه نیز همین است والاّ «کعبه یک سنگ نشانی است که ره گم نشود.»

پروردگار جهانیان زیارت این بقعه­های نورانی را عبادتی برای خود شمرده و توصیه­اش بر ما این است که علاقه و ارتباط خود را با صاحبان این مکان­های نورانی تقویت کنیم و حتی مشتاق اماکنی باشیم که عزیزانمان از آنها عبور کرده­اند و با نگاه به خانه­ها
و مکان­های زندگی و رفت و آمدشان، آنان را حاضر و ناظر ببینیم؛ چنانکه گویی با آنان همکلام شده­ایم؛ «وَ اجْعَلْ أَرْوَاحَنَا تَحِنُّ إِلَى مَوْطِنِ أَقْدَامِهِمْ وَ نُفُوسَنَا تَهْوَى النَّظَرَ إِلَى مَجَالِسِهِمْ وَ عَرَصَاتِهِمْ حَتَّى کَأَنَّنَا نُخَاطِبُهُمْ فِی حُضُورِ أَشْخَاصِهِم» (مجلسى، 1403ق. ، ج، 99، ص116).

امروزه در روزگاری که جمعیت­هایی در گوشه گوشة دنیا، برای پاسداشت فداکاران خود، مقبره­های خالی را به عنوان یادمان محل احترام برای مردم کشور خود و سران سرزمین­های دیگر معرفی می­کنند، وهابیت پلید، مقابر و بقعه­های مستند و تاریخی  شخصیت­های پرافتخار اسلام را اینچنین تخریب می­کند و در تلاش برای از بین بردن آنها است.

بی جهت نیست که خداوند متعال، تعظیم شعائر الهی را که شامل احکام و مناسک حج و حتی قربانی است، نشانة تقوا می­داند. یادمان امامان دین و اصحاب بزرگ پیامبر9 و فرزندان و همسران پاک آن حضرت نیز قطعاً در زمرة این نشانه­هاست که به یقین برای هر مسلمان شیعه و سنی محترم و واجب التعظیم است.

4. اقتضای مودت واجب

عامل دیگری که احیا و بازسازی بارگاه­های بقیع و بارگاه­هایی چون قبرستان معلاة در مکة مکرمه را ضروری می­سازد، مودت و دوستی نزدیکان و خویشان پیامبر خدا9 است که مورد اتفاق علمای فریقین می­باشد (نسائی، 1421، ج10، ص249 و ابن ابی عاصم، 1400، ج2، ص634).  در این میان، قبور مطهر بقیع، روشن­ترین مصداق آن است؛ از جمله قبر منسوب به زهرای مرضیه3 و دیگر فرزندان حضرت رسول، به خصوص سید جوانان بهشت، امام حسن مجتبی7 و دیگر ائمه، مانند امام سجاد،  امام باقر و امام صادق: و همچنین عمه­ها و عموی پیامبر و دیگر بستگان آن حضرت که درود و سلام خدا بر آنها باد!

فتوای رسمی اخیر علمای الأزهر، با صراحت، زیارت قبور اهل بیت: را از مصادیق مودّة ذی القربی می­داند و ضمن بازگو کردن سیرة علما و بزرگان اهل سنت در زیارت قبور آنان؛ به خصوص قبر مطهر علی بن موسی الرضا7 در مشهد، شاهد روشنی است بر این ادعا (حکم زیارة اضرحة آل البیت، رقم مسلسل8226 ، تاریخ 13/1/2015،
http://dar-alifta.org.eg/AR/ViewFatwa.aspx?LangID=1&ID=8226)

آیا از بین بردن و تخریب آثار این قبور مطهر و چونان قبر مردگان معمولی رها کردن، مقتضای مودتی است که قرآن کریم به آن فرمان داده و اجر رسالت دانسته است؛«قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى» (شوری : 23)

آیا نباید دست کم مانند مردمان زمان اصحاب کهف؛ چنانکه قرآن کریم یاد کرده؛ «قالَ الَّذینَ غَلَبُوا عَلى، أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیْهِمْ مَسْجِداً» (کهف : 21) بر قبر پیشوایان خود ارج نهیم؟ یا لا اقل مانند ابو جندل بن عمرو صحابی و همراهان صحابی­اش باشیم که برای جناب ابوبصیر، صحابی پیامبر9  بر سرمزارش مسجدی به یادمان ساخت؟ ؛ «فقبره أصحابه هناک وصلّوا علیه و بنوا على قبره مسجداً» (ابن سعد 1418، ج4، ص100 ؛ واقدی، 1409، ج2، ص429 ؛ ذهبی، همان، ج2، ص401 ؛ صالحی شامی، 1414، ج5، ص63). چرا باید مسلمانان جهان بی­توجه به فهم و عمل نسل­های پیشین خود باشند که قبور مطهر بزرگان دین را احترام می­کردند؟! روایت پیامبر9  است که فرموده­اند: «اتَّخَذُوا قُبُورَ أَنْبِیَائِهِمْ مَسَاجِدَ» (نسائی، 1421، ج1، ص390). مانند اهل کتاب نباشیدکه قبور پیامبران پیشین را سجدگاه خود ساخته و به سوی آن سجده می­کردند (سبحانی، 1364، ص62) و نیز چون بیابان نشینان نجد و حران کوته بین نباشیدکه آن را بر ساختن مسجد در کنار قبور انبیایشان تفسیر نموده و آیة قرآن و سنت و فهم مسلمانان دیگر را تخطئه کرده اند.

چرا باید دستور پیامبرخدا9 دربارة تخریب بارگاه­های شرک آلود جزیرة العرب به امام علی7  را که فرمود: «لاَ تَدَعَنَّ قَبْرًا مُشْرِفاً إِلاَّ سَوَّیْتَهُ ، وَلاَ صُورَةً فِی بَیْتٍ إِلاَّ طَمَسْتَهَا» (نسائی، 1421، 2، ص464 وطبرانی، بی تا، ج4، ص268) به قبور و مزاراتی تطبیق دهیم که نشانه­های توحید و یکتا پرستی هستند و ما را به معرفت الله و توحید واقعی
می­رسانند؛ «أَظْهَرْتَ فِیهَا أَدِلَّةَ التَّوْحِیدِ».

ضرورت و وجوب تعظیم شعائر و مودت و دوستی خویشان رسول الله9 هر مسلمان خردمندی را؛ چه شیعه و چه سنی، به مطالبه برای بازسازی و احیای بقیع و دیگر آثار تخریب شده وادار می­کند که این کوچکترین گام ممکن در این راه است.

    راه کارهای مقابله با تخریب

با توجه به ماهیت وگونه­گونیِ تخریب، راه کاری­های مختلف عملی و نظری در این مورد، می­توان ارائه کرد:

1.  ایجاد یک مطالبة بین المللی برای احیا و بازسازی بقیع و جلوگیری از تخریب، که با شرکت مسلمانان و حتی غیر مسلمانانِ علاقه مند به میراث فرهنگی، می­تواند شکل بگیرد و حمایت سازمانهایی چون یونسکو را نیز در پی داشته باشد. با توسعة شبکه­های مجازی این مطالبه می­تواند با سهولت بسیاری نسبت به سابق ایجاد و گسترش یابد.

2.  بازسازی سه بعدی موقعیت بارگاه­ها و اماکن مقدس پیش از تخریب با استفاده از عکس­ها
و تصاویر برجای مانده و خاطرات شفاهی افرادی که هنوز سال­های پیش از تخریب را به یاد دارند. از سال 1344 قمری که آخرین تخریب توسعه یافتة حرمین آغاز شد، هرچند نزدیک به صد سال می­گذرد اما هنوز در میان مجاوران و حاجیان کسانی یافت می­شوند که از موقعیت مکان­های تخریب شده در این یکصد سال اخیر اطلاع قابل توجهی را عرضه کنند؛ بنابراین، به نظر می­رسد در نخستین فرصت به دنبال احیا و بازسازی تاریخ از دست رفته
و ثبت آخرین شکل­های این اماکن پیش از تخریب با توجه به اطلاعات شاهدان عینی ممکن است، این مسأله چیزی است که فرصت سوزی در آن جبران ناشدنی است، البته در وضعیت کنونی، بازسازی و احیای خود اماکن با توجه به سلطه وهابیت، میسّر نیست اما هنرهایی چون ماکت سازی و تصویرسازی سه بعدی می­تواند کمک­های جدی به این مسأله نماید. این امکان برای بازسازی بسیاری از اماکن تاریخی به کمک نرم افزار­های پیشرفته رایانه­ای فراهم است و از سویی تطبیق منابع مکتوب با شواهد خارجی را فراهم
می­کند و از سوی دیگر برای مخاطبان عام می­تواند مشاهد مشرفه را به صورت ملموس احیا نماید که «از دل برود، هرآنکه از دیده برفت».

3.  ثبت بین المللی این اماکن مقدس در مجامع رسمی و بین المللی، به عنوان «میراث فرهنگی ملت اسلام».

4.  خریدن و نجات دادن میراث­های فرهنگی موجود در حرمین؛ به خصوص مدینة منوره، به همت و تلاش خیرین شیعه برای حفظ و بازسازی آن، برای ثبت تاریخی که البته این­کار باید با پوشش­های خاص و به کمک بومیان شیعة مدینة منوره انجام شود و کوتاهی در آن، باعث حسرت­هایی جبران ناپذیر خواهد شد.

5 . ترویج و اشاعه تاریخ بقیع و آثار اسلامی دیگر؛ چه در میان شیعیان و چه در موسم حج، با پخش و گسترش نقشه­ها و تاریخ آن میان مسلمانان کشورهای اسلامی، با کمک گرفتن از ظرفیت عظیم رسانه­های مختلف؛ از جمله تلویزیون و سینما و مجامع علمی و فرهنگی در سطح جهان گفتنی است که دانشنامه­ها و کتاب­هایی که با نگاه علمی و بی­طرفانه برای معرفی این اماکن نوشته می­شود، نقش مهمی در این راستا دارند و دانشنامة حج و حرمین شریفین که به همت پژوهشکدة حج و زیارت در حال تدوین است و تاکنون شش جلد آن منتشر شده و همینطور فرهنگ اماکن مذهبی حرمین که در دست اقدام است، تلاش­هایی
در خور تقدیر در این زمینه­اند که حمایت مادی و معنوی نویسندگان و پژوهشگران
و مسئولان ذی­ربط را بیش از پیش می طلبد.

6 .  تلاش برای حفاظت و دفاع از آثار اسلامی کشورهای درگیر با خطر گروه­های وهابی؛ مانند داعش و جبهه النصره و ... با مبارزة همه جانبة سیاسی و نظامی، با رشد و گسترش این گروه ها در سوریه، عراق و دیگر کشورهای اسلامی که بی تردید، بدون این گونه تلاش­ها و بسنده کردن به تلاش­های آکادمیک و نظری پس از مدتی،  نشانی از این آثار برجای نخواهد ماند و همت و تلاش واقعی و همه‌جانبه را برای مقابلة نظامی و اقتصادی گسترة بین المللی را با این گروه­های تکفیری می­طلبد.  در اینجا لازم است از شهدایی که به عشق دفاع از حرم اهل بیت پیامبر: در عراق و سوریه از کشورهای مسلمان؛  چون لبنان،  سوریه، عراق، ایران، افغانستان و... بر سر این راه مقدس جان دادند، یاد کنیم. بی شک این تلاش­های مردمی
و خود جوش و داوطلبانه و اشاعه و زنده نگهداشتن این راه در میان جوانان مسلمان محبّ اهل بیت:  یکی از مهمترین راهکارهای عملی است که در این شرایط که دولت­های اسلامی به خاطر مسائل و مشکلات سیاسی نمی­توانند به روشنی به آن بپردازند ولی کار فرهنگی و تبلیغ آن از ضرورت­های دفاع از آثار اسلام و پیامبر و خاندان او در سرزمین­های اسلامی است.

7.  تلاش برای همراه کردن هرچه بیشتر اهل سنت در مقابله با وهابیان؛ وهابیانی که حتی اهل­سنت را ـ که توسل و زیارت و درخواست شفاعت را صحیح می­داند ـ کافر و مشرک می خوانند. این تلاش با رعایت اصول همزیستی مسالمت آمیز با برادران اهل سنت مقابله با جریان­های تندرو شیعی؛ مانند تشیع انگلیسی است.

هرچند نقش اهل سنت در اعتراض به این جنایت­ها و تخریب­ها از همان آغاز، انکارناپذیر است ولی از آنجاکه جریان­های افراطی وهابی منسوب به اهل سنت هستند و خود را در عین زشت­کاری و ناصبی­گری، عملی مدافع سنت و شریعت می­دانند، جریان افراطی تشیع انگلیسی نیز تلاش می­کند تا از این مطالبه، نمدی برای خود ببافد و آن را تبدیل به بهانه­ای برای ترویج خشونت و دشمنی میان مسلمانان چونان وهابیان قرار دهد، حال آنکه وقتی به تاریخ تشیع نگاه می­کنیم می­بینیم تنها راه­کاری که ائمة شیعه برای حفظ این مکتب
و گسترش آن داشتند، تلاش برای وحدت یا همان همزیستی برادرانه میان مسلمانان مذاهب مختلف بوده است. اگر شیعه از جمعیتی سه نفری به سیصد میلیون رسیده، به خاطر حقانیت مکتب و منطق معتدل و دوری از افراط بوده است.

تنها راهی­که می­تواند شیعه را در احیای مراقد مطهر ائمة بقیع و جلوگیری از ادامة هتک حرمت­ها به این بارگاه­های مقدس بازدارد، همراه کردن سیل عظیم جمعیت مسلمانان مذاهب اسلامی است که چونان شیعه بزرگداشت و تکریم بزرگان دین و زیارت قبور
و توسل به آنان را ـ برخلاف وهابیت ـ نه تنها شرک نمی­بینند بلکه مقتضای توحید و دستور الهی می­دانند و دلشان از اهانت­های وهابیت به بارگاه­های مختلف در سرزمین­های اسلامی به خصوص در حرمین شریفین خون است.

این دقیقاً سیاست وهابیت است که با دو رویی و به ضرب دلارهای سعودی عقاید خردستیزانه و افراطی خود را به مسلمانان مذاهب دیگر و مناطق دیگر اسلام تحمیل می کند و عقاید آنان را محترم نمی­شمارد و با ترویج سیاست­های ایران ستیزی و شیعه ستیزی در صدد همراه کردن مسلمانان دیگر کشورها با گروه اندک خود است.

شیعیان باید بدانند برخلاف اعتقاد شیعیان لندن نشین تفرقه افکن با بددهنی و جسارت نمی­توانند قدرتی را که مانع گسترش وهابیت در جهان اسلام می­شود، به­دست آوردند بلکه تنها راه مقابله با این غدة سرطانی وحدت با سایر مسلمانان و احترام به اعتقادات آنان و رفتار اخلاقی و نیکو با آنان است؛ چنانکه این امر سفارش قرآن و وصیت مورد تأکید مراجع عظام تقلید و رهبران و چهره­های شاخص جهان تشیع است.

نتیجه گیری:

تخریب بقاع متبرکه وآثار اسلامی که از دورة قدرت­یابی وهابیان شروع و پس از گسترش گروه­های تکفیری در سطح جهان اسلام آن گسترش یافت، تهدیدی جدی برای فرهنگ و تمدن اسلامی است و برای پیشگیری از استمرار و تکرار آن و براساس وظیفة تعظیم شعائر الهی و به مقتضای مودت واجب اهل بیت برگردن تمام مسلمانان که از مفاهیم مورد اتفاق مسلمانان است، باید با راهکارهای مختلفی به مقابله با آن برخاست؛ ازجملة این راهکارها را می­توان به ثبت بین المللی میراث بقیع و سایر آثار اسلامی، ایجاد کمپین و مطالبة بین المللی برای احیای آن، ساخت ماکتهای سه بعدی و رواج آن در جهان اسلام، ترویج و اشاعة تاریخ اسلامی این آثار، به­ویژه بقیع، تلاش برای همراه کردن امت اسلامی در برابر موج تخریب با تأکید بر سیاست وحدت اسلامی و تقریب و مقابله با جریان­های افراطی سنی و شیعی، تلاش نظامی و پشتیبانی معنوی و مادی جریان­های مدافع حرم­های مقدس در سوریه و عراق و سایر بلاد اسلامی، اشاره کرد.

کتابنامه

1.  قرآن کریم.

2.  ازرقى، محمد بن عبد الله، اخبار مکة و ما جاء فیها من الآثار، دار الاندلس، بیروت، چاپ: اول، 1416ق. 

3.  جعفریان، رسول، آثار اسلامى مکه و مدینه، نشر مشعر ـ تهران، اول، 1389ش.

4.  جلال معاش، فاجعة البقیع، مؤسسة الامامه، دارالعلوم للتحقیق و الطباعه و النشر،  لبنان، اول، 1427ق.  

5.  حکم زیارة اضرحة آل البیت، رقم مسلسل8226 ، تاریخ 13/1/2015،

http://dar-alifta.org.eg/AR/ViewFatwa.aspx?LangID=1&ID=8226

6.  خامه یار، احمد، تخریب زیارتگاه های اسلامی در کشورهای عربی، دار الاعلام لمدرسة اهل البیت: ، اول 1393ق.

7.  خراسانی، ابو عبد الرحمان احمد بن شعیب بن علی، سنن الکبری، النسائی (المتوفی: 303 ق.)، محقق: حسن عبد المنعم شلبی، مؤسسة الرسالة ـ  بیروت، الطبعة: الأولی، 1421ق.

8.  خوارزمى، محمد بن اسحاق، اثارة الترغیب و التشویق، مکتبة نزار مصطفی الباز، مکه مکرمه، چاپ: اول، 1418ق.

9.  زینی دحلان، سید احمد، فتنه الوهابیه، تحقیق: حسین حلمی، استانبول، 1978م. ، بی­جا.

10.  سبحانى (آیة الله)، شیخ جعفر، آیین وهابیت،  نشر مشعر، تهران، چاپ اول،  1364ش.

11.  سمهودی، نورالدین على بن احمد، وفاء الوفا،  بأخبار دار المصطفى، دار الکتب العلمیة، بیروت،  اوّل،  2006م.

12.  سید محسن امین عاملى، اعیان الشیعه، دار التعارف،  بیروت،  1403ق. 

13.  شمس الدین ذهبى، تاریخ الإسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام،  دار الکتاب العربى،  دوم،  بیروت،  1409ق.

14.  صالحى دمشقى، محمد بن یوسف، سبل الهدى و الرشاد فی سیرة خیر العباد، دار الکتب العلمیه، بیروت، اول، 1414ق.

15.  فضولی، حکایات بقیع، تهران،  1394ش.  

16.  قاضی عسکر، سیدعلی، تخریب و بازسازی بقیع به روایت اسناد، مشعر، دوم، تهران، 1385ش.

17.  کرکى حائری، سید محمد، تسلیة المجالس،  مؤسسة المعارف الإسلامیه، قم،  اوّل، 1418ق.

18.  اللخمی الشامی الطبرانی، سلیمان بن احمد بن ایوب بن مطیر، المعجم الأوسط، ابو القاسم الطبرانی، محقق: طارق بن عوض الله بن محمد , عبد المحسن بن ابراهیم الحسینی، دارالحرمین ـ قاهره، بی­تا.

19.  مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوار، دار إحیاء التراث العربی،  بیروت، چاپ: دوم، 1403ق.

20.  مختاری ، رضا، حج 25 (گزارشی از حج گزاری سال 1425 قمری)، نشر مشعر، تهران، چاپ1، 1384ش.

21.  مغربی، عمر عبدالقادر، المهدم من آثار المدینة المنوره، منشورات الحج، 1408ق. ، اول بی­جا.

22.  مهندس، الهاجری، یوسف، البقیع قصة تدمیر آل سعود للآثار الاسلامیة فی الحجاز، موسسة البقیع لاحیاءالتراث، ص91،  لبنان، اول، 1411ق.

23.  واقدی، ابن سعد، الطبقات الکبری،  دار الکتب العلمیه، بیروت، دوم،  1418ق.

24.  واقدی، محمد بن عمر، المغازی،  اعلمى،  بیروت،  1409ق. ،  سوم.