رباط‌های مکه در قرون میانه اسلامی

نویسنده

دکتری تاریخ اسلام

چکیده

شهر مکه در قلب جهان اسلام، پایگاه وحدت و یکپارچگی تمام اقوام و گروه‌های مسلمانی بود که از اقصی نقاط قلمرو گستردة جهان اسلام به این دیار پای می‌نهادند. اداره و تسلط بر اوضاع مکه همیشه برای سلسله‌های حکومتگر در تاریخ اسلام اهمیت داشته و گاه محل نزاع نیز بوده است. در این میان به نظر می‌رسد ادارة شهر، رسیدگی به امور اجتماعی و اقتصادی ساکنان و مدیریت رویداد عظیم حج در طول تاریخ، مستقل از رقابت‌های سیاسی انجام می‌شده است.
 آیین ماندگار وقف یکی از راهبردهای اثرگذار مسلمین برای شکل دادن به نوعی نظم اجتماعی در راستای کاهش فاصلة طبقاتی و دستگیری از مستمندان بوده و به عنوان یکی از مظاهر مدیریت اجتماعی ـ  اقتصادی در جامعه مسلمین رواج داشته است.
 شهر مکه، به عنوان پایگاه و موطن اسلام نیز، از این قاعده مستثنا نبوده است. ساخت و وقف رباط، به مثابة اقامتگاهی موقت جهت اسکان زائران، حاجیان یا مجاوران مستمند مکی، از دیرباز در شهر مکه سابقه داشته است.
 در این مقاله با جستجوی مشخصات رباط‌های مکه میان متون تاریخی دست اول، تلاش شده به بخشی از این نظم اجتماعی ـ که در پرتو وقف، جامعة مسلمین را شکل داده ـ نگریسته شود. اطلاعات قریب به شصت رباط، از قرن چهارم تا میانة قرن دهم، در منابع موجود است که ضمن گردآوری اطلاعات مرتبط بدان‌ها، جمع‌بندی خوبی از تقسیم بندی‌های اجتماعی، قومیتی و... نسبت به سازندگان، واقفان و حتی موقعیت جغرافیایی احداث این رباط‌ها ارائه شده است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


تعریف رباط در سنت اسلامی

ماهیت و اساس شکل‌گیری نهاد اسلامی «رباط» در قرن دوم هجری، از سواحل جنوبی دریای مدیترانه در شمال آفریقا برخاسته است؛ جایی که امروز سرزمین تونس نام دارد. رباط‌ها در مرحله نخستِ رونق و گسترشِ خود، اساساً دژهایی نظامی بودند که در نقاط سوق الجیشی مرز سرزمین‌های مسلمین ساخته می‌شدند تا مجاهدان از جان گذشته
ـ که عمر خود را وقف جهاد فی سبیل الله کرده بودند ـ از مرزهای جهان اسلام در مقابل کفار دفاع کنند.

 اما برخلاف مرزهای غربی قلمرو اسلام، رباط‌های مشرق‌زمین از قرن چهارم به بعد دچار تغییرات اساسی شدند. از آن زمان به بعد، یک رباط، نهادی عام المنفعه بود که توسط انسانی خیّر ساخته شده بود تا وسایل آسایش و راحتی را برای مسافران مسلمان، فقرا و در راه ماندگانی فراهم کند که عموماً صوفی بودند.

چنین تفاوت‌هایی در مصر، عصر ممالیک، نیز تقویت شد؛ چراکه در اثر رواج تصوف، خانقاه و رباط به نهاد عام المنفعة مشابهی تبدیل شد. در واقع به نظر می‌رسد «خانقاه» مسجدی محسوب می‌شده که میزبان صوفیان بی‌خانمان بوده و رباط، سرپناهی برای
عموم فقرا و مفلسان بوده که خرقة طریقتی خاص از صوفیان را به تن نداشته‌اند (امین، 1980م، صص205 ـ 201).

ذکر این نکته حایز اهمیت است که با وجود تأثیرات فرهنگی ممالیک بر شبه جزیره
و حرمین شریفین، هیچ سند و مدرک روشنی دال بر وجود خانقاه، پیش از تسلط دولت عثمانی، در مکه وجود ندارد. حال آنکه رباط‌هایی همچون رباط «رامشت» از سال 529، همزمان با حکومت فاطمیان، با هدف سکونت صوفیان در مکه تأسیس شده است. مخارج
هر رباط در سند وقفیّه‌اش درج شده بود که برای زمانی محدود یا نامحدود در نظر گرفته شده بود. همچنین واجدین شرایط بهره‌مندی از امکانات رباط نیز به­طور کامل شرح داده شده بود.

رباط‌های مکه

از آن جهت که رباط مسکن عابدان و صوفیان و زاهدان بوده است، دور از ذهن نیست که نزدیک‌ترین نقاط به خانة خدا در شهر مکه، در اولویت ساخت رباط‌ها قرار داشته باشند. اما با توجه به وضعیت جغرافیایی شهر مکه و کمبود اراضی خالی در اطراف خانة خدا، احداث رباط‌ها با فاصلة قابل توجهی از خانة خدا انجام شده است.

بر مبنای تک‌نگاری‌های ارزشمندی که از طریق دو منبع تاریخی مهم به دست ما رسیده، می‌توان به تعداد قابل توجهی از رباط‌های مهم شهر مکه دست یافت. این دو منبع عبارتند از: آثار تقی‌الدین محمد بن احمد فاسی و نجم‌الدین عمر بن فهد که هر دو متعلق به قرن نهم هجری هستند.

فاسی به سبب فضل تقدم و نیز اطلاعات ارزشمندی که درباره اسناد وقفیه رباط‌های مکه درج کرده، از اهمیت بیشتری برخوردار است. او بسیاری از اسناد وقفیه را عیناً در کتابش نقل کرده و بدین ترتیب تنها اثر برجای مانده از آن رباط‌ها را برای ما برجا گذاشته است. چه تمامی این ابنیه و آثار آن، توسط وهابیان نابود شده است (سامی اسکار، 1979م، صص67 ـ 61 ؛ ابن سعد الرشید، ج1، ص69 ؛ جعفریان، ص80).

تعداد رباط‌هایی که قابلیت رهگیری از طریق متون و منابع مکتوب را دارد، به شصت عدد نمی‌رسد که از صدر اسلام تا زمان تسلط عثمانی‌ها بر حجاز در سال 923ق. احصا شده‌اند. هیچ نشان و مدرکی از آثار این رباط‌ها امروزه یافت نمی‌شود و تنها معدودی از اسناد وقفیة آنها در «متحف آثار الحرم المکی» حفظ شده است (فعر، 1405ق، ص319). اسناد و شواهد متعددی حاکی از آن است که خرابه‌هایی از این ابنیه، تا میانة قرن بیستم میلادی در مکه وجود داشته است، اما در اثر طرح‌های بازسازی و نوسازی بافت شهر مکه، تمامی آثار برجا مانده از این بناها از بین رفته است.

به هرحال، با بهره­گیری از منابع مکتوبِ موجود، اطلاعاتی همچون تاریخ ساخت، واقف، شرح سند وقفیه، مکان دقیق رباط و هرگونه اطلاعات دیگری که پیرامون این 59 رباط دستیاب شده، به شرح ذیل است:

*  رباط ابن منده (395ق.)

قدیمی‌ترین رباطی که اطلاعات آن در منابع تاریخی مضبوط است، توسط محمدبن اسحاق بن مندة اصفهانی، در زمانی پیش از سال 395 ساخته شده است. ابن منده حافظ، مفسر و نگارندة آثار زیادی در تفسیر قرآن بود که سفرهای متعددی به اقصی نقاط جهان اسلام داشت و در طول عمر خویش با 1600 تن از علمای اسلامی ملاقات کرد (ذهبی، 1960م، ج3، ص59 ؛ صفدی، 1949م، ج2، ص190). این رباط موازی سردر شمالی مسجد و دقیقاً مجاور دارالندوه­ای که در قرن سوم توسط عباسیان به حرم اضافه شد، قرار داشته است. درِ رباط کنار درِ دارالندوه بود که روبه‌روی بازار سویقه قرار داشت. بازاری که در امتداد خیابانی به همین نام، در شمال حرم، بسط یافته بود (فاسی، 1985م، ج1، ص528 ؛ 2012م، ج2، ص 625).

فاسی بخت آن را داشته که از نزدیک کتیبة وقفیة این بنا را، که بالای آستانه در آن قرار داشته، مشاهده کند. در این کتیبه ذکر شده بود که این بنا برای اقامت هر حاجی اصفهانی، به مدت چهل روز در هر سال، و در طول 10 ماه دیگر سال، برای هر مسلمان نیازمند بدون سرپناه، به مدت 20 روز رایگان است.  بر مبنای اطلاعات فاسی، این بنا پس از قرن نهم به «رباط برهان طبری» تغییر نام داده و شهرت ابراهیم بن یعقوب بن ابی‌بکر طبری مکی، که محدث و فقیهی مشهور در مکه بود، بر این بنا نهاده شده است (فاسی، 1959م، ج3، ص275) اما دلیل این امر روشن نیست.

*  رباط السدره (400ق.)

اگرچه اطلاعات بسیار ‌اندکی دربارة این رباط وجود دارد، اما مجموعاً دانسته است که بنای این رباط در منطقة دارالقواریر قرار داشته که در قرن دوم، توسط یحیی برمکی، وزیر ‌هارون الرشید ساخته شده است (فاسی، 1959م، ج1، ص527).

از توضیحات ازرقی در باب این عمارت چنین بر می‌آید که رباط السدره، در فضای باز شرق آن ساخته شده و مقابل سر درِ بیت الله، از سوی مسعی، قرار داشته است؛ خیابانی  عریض که به موازات حرم از شمال به جنوب کشیده شده بود، حد واسط میان این دو بنا بوده است (ازرقی، 1978م، ج2، صص75 و87).

فاسی هیچ اطلاعی در باب تاریخ احداث و واقف این بنا ارائه نکرده است؛ هرچند گمان می‌برد که تاریخ ساخت بنا نباید پیش از سال 400ق./1009م. بوده باشد (فاسی، 1985م، ج1، ص527).

میانة قرن هشتم/ چهاردهم، سلطان مملوک الملک صالح اسماعیل (746 ـ 743) عملیات بازسازی این رباط را اجرا کرد و به دلیلی نامعلوم، نام درخت سدره را بر آن نهاد (ابن تغری بردی، نجوم الظاهره، ج10، ص96).

*  رباط الفوقانیه

بانی این رباط یکی از قهرمانه‌های خلیفه المقتدی(487 ـ460) بوده و در مجاورت ضلع شمالی دارالندوه ساخته شده بود. این بنا نیز به اطعام فقرا و زهادی که جان و مال خود را وقف عبادت خداوند کرده بودند، اختصاص داشته است (فاسی، 1985م، ج1، ص529).

*  رباط زرندی

این رباط نزدیک کوه اجیاد، در جنوب حرم ساخته شده بود. واقف آن، شیخ نجیب­الدین ابوالحسن محمد بن جبرئیل، از اهالی زرند ایران بوده است. هدف از احداث این رباط، تأمین زندگی و سرپناه برای اولاد رسول الله و ساداتی بوده است که از شهر زرند به مکه می‌آمدند. فاسی از تاریخ دقیق احداث بنا مطلع نیست، اما در زمان خود عمر بنا را بیش از سیصد سال تخمین زده است (فاسی، 1985م، ج1، ص535 ؛ همو، 1959م، ج1، ص122). از آنجا که تاریخ نگارش این اثر فاسی در سال 829 بوده، می‌توان قدمت بنا را به نیمة نخست قرن ششم هجری بازگرداند (فاسی، 1985م، ج2، ص335 ؛ همو، 1959م، ج4، ص153).

*  رباط السبتیه (529ق.)

این رباط در جنوب حرم، در ربع اجیاد قرار داشته و توسط زنی مراکشی، از اهالی شهر سبته، ساخته شده است. تنها دانسته است که این بنا از سال 529 وجود داشته است (فاسی، 1985م، ج1، ص535 ؛ همو، 1959م، ج1، ص122).

*  رباط دمشقیه(529ق.)

این رباط توسط زنی از اهالی دمشق، در ماه رجب سال 529 ساخته شد تا پناهگاهی برای صوفیان، عالمان، قاریان قرآن و فقرایی از اهالی دمشق، عراق و غرب ایران باشد. چنین به نظر می‌رسد که این رباط قدیمی‌ترین بنایی باشد که در سند وقفیة آن نامی از صوفیه برده شده است. این بنا در جوار اجیاد در جنوب حرم قرار داشته است (فاسی، 1985م، ج1، ص535 ؛ عقد، ج1، ص122).

*  رباط رامشت (529ق.)

در رمضان سال 529 ق، شیخ ابوالقاسم رامشت بن حسین (م.534ق.) این رباط را نزدیک باب الحزوره، در سمت غربی حرم، تأسیس کرد. خوشبختانه سند وقفیة این بنا، که بر لوح سنگی حجاری شده، هم‌اکنون در «متحف آثار الحرم المکی» حفظ شده است. القاب و عناوینی که در آن کتیبة شیخ رامشت را خطاب کرده، نشان‌دهندة جایگاه والای مذهبی و خدمات گستردة وی در امور عام المنفعه، در دو شهر مکه و مدینه است (فَعر، 1405ق، ص362).
افزون بر احداث رباط، شیخ رامشت در سال 532 ق، شخصاً ناودان و جامة ابریشمی کعبه را تجدید کرد.

فاسی، رامشت را به عنوان یکی از برجسته‌ترین و خیّر‌ترین تجار ایرانی در مکه ستوده است (فاسی، 1985م، ج1، ص383 ؛ همو، 1959م، ج4، ص385 [راموشت]).[1]

رباط رامشت برای اسکان مسافران صوفی مذکر ـ بدون اعتنا به طریقت آنها ـ که از عراق، خوزستان و کل ایران؛ با هدف حج بیت الله الحرام یا سکونت در شهر مکه به آنجا پای نهاده بودند، در نظر گرفته شده بود. وقفنامه بر حرمت حضور زنان در این رباط تأکید کرده است (فاسی، 1985م، ج1، ص530 ؛ فَعر، 1405ق، ص360).

طبق گزارش‌های موجود، رباط رامشت دو مرتبه به صورت اساسی بازسازی شده است؛ نخست در اثر صدمات آتش‌سوزی در شوال سال 802 ، که به کعبه نیز سرایت کرد، چند تن به­طور مشترک به بازسازی بنای رباط همت گماردند که مشهورترین ایشان شریف حسن بن عجلان، امیر مکه، بود. وی تا پایان سال 817 ، حدود دویست مثقال طلا برای بازسازی بنا صرف کرده بود (فاسی، 1959م، ج4، ص385).

سی‌و هفت سال پس از این بازسازی، بنا دوباره فرسوده شد و هنگامی که احمدبن عبدالعزیز در سال 839 در طبقة سوم رباط مشغول تدریس صحیح بخاری بود، سقف آن فرو ریخت. نیم قرن پس از بازسازی اولیه، به سبب فرسودگی عمارت در سال 854 ، رباط در اختیار وکیل ناظر خاص حرم قرار گرفت تا بازسازی شود. اما علمای قاهره اجازة آن را جایز ندانستند. اما سال بعد این مکان توسط ناظر حرم، بردک بیک تاجی، از اساس ساخته شد و مدرسه‌ای در آن احداث گردید. از این تاریخ به بعد، رباط رامشت تغییر نام داد و رباط ناظر خاص نامیده شد. با این حال مدرسة علمی درون رباط، هنوز با نام رامشت شهرت داشته دارد (ابن فهد، 1403ق، ج4، صص300 ـ299).

افزون بر بازسازی‌های دوره‌ای رباط، سند وقفیّه‌ای در «متحف الآثار المکی» وجود دارد که در تاریخ ذوالحجه سال 614ق، بر لوحی سنگی حکاکی شده است. طبق این سند، ابوبکر بن عمر همدانی، محدث و شیخ متصوفة مسجدالحرام، به همراه ناخدا اسماعیل بن عبدالرحمان ناطور سلمی،  قطعه زمینی را در زقاق بازان، وقف رباط رامشت کردند. درآمدی که از اجارة این زمین به دست آمد، صرف بخشی از هزینه‌های نگهداری رباط می‌شد (فعر، 1405ق، ص350).

*  رباط ارسوفی (571ق)

دو تن بانی ساختمان این رباط بوده‌اند؛ عفیف عبدالله بن محمد الارسوفی(م.593ق.)
که تاجری سوری‌الاصل و ثروتمند در مصر بود و به واسطة تعدد ابنیة خیریه‌ای که در مصر و حجاز ساخت، شهرت گسترده‌ای داشت (فاسی، 1985م، ج1، ص526 ؛ همو، 1959م، ج1، ص22). افزون بر نیمی از بنای رباط، که در سال 571 ساخته شد، ارسوفی مستقلاً مدرسه‌ای نیز در مکه تأسیس کرد؛ بانی دوم رباط، شاعر برجسته، قاضی فاضل، عبدالرحمان بن علی بیسانی(م.596ق.) بود که شهرتش را مدیون وزارت صلاح‌الدین و منشی‌گری دربار ایوبیان بود. او نیز تاجری ثروتمند بود که کالاهای تجاری‌اش از هند به غرب مراکش می‌رفت (ابن خلکان، 1968م، ج3، ص162 ؛ سبکی، ج4، ص253 ؛ ابن عماد، ج4، ص324).

دربارة مکان این رباط اطلاعاتی از سوی فاسی به دست نرسیده، اما وی متن وقفنامة بنا را آورده است. طبق این سند، که بر لوح سنگی سردر بنا حجاری شده بود، خدمات این رباط به تمام مردان فقیر و ابن السبیل؛ اعم از عرب و عجم، که با هر قصدی به زیارت مکه می‌آمدند، اختصاص داشته است. در این سند نیز زنان صراحتاً از این خدمات محروم هستند. در نهایت اگر هریک از ساکنان قصد سفر به خارج از مکه را کرد و مسافتی بیش از حد ترخص شرعی شهر را پیمود، خود به خود جای اقامت وی به نیازمند دیگری سپرده خواهد شد. البته به محض بازگشت به شهر می‌تواند دوباره در رباط ساکن شود (فاسی، 1985م، ج1، ص536).

*  رباط مراغی (575ق.)

رباط مراغی در مجاورت رباط السدره ساخته شده بود و به یکی از ورودی‌های شرقی حرم، به نام «باب الجنائز»، بسیار نزدیک بود. این رباط در ذی‌الحجه سال 575 توسط ابوبکر محمد بن عبدالله بن عبدالرحیم مراغی(م.590ق.) قاضی بزرگ شهر مراغه وقف شده است. (فعر، 1405ق، ص298) هرچند هیچ اثری از این رباط باقی نمانده، اما سند وقفیة آن، که بر لوح سنگی محجر است، در «متحف الآثار الحرم المکی» باقی مانده است. خدمات این رباط مختص صوفیان؛ اعم از عرب و عجم بوده است (فاسی، 1985م، ج1، ص527).

*  رباط خاتون (577ق.)

این رباط را شریفه فاطمه، دختر شریف حسنی ابولیلی محمد بن انوشیروان، در سال 577 بنا نهاد تا سرپناهی برای مردان صوفی از عرب و عجم باشد. فاسی خود از این رباط بازدید کرده و نقل کرده که در زمانة وی، به نام رباط ابن محمود شناخته می‌شده است (فاسی، 1959، ج1، ص119 و ج3، ص293 ؛ همو، 1985م، ج1، ص529 ؛ ابن فهد، 1403ق، ج2، ص544).

*  رباط ابوسماحه (578ق.)

این رباط که در زمان فاسی به واسطة یکی از ساکنان مشهورش به این نام خوانده می‌شد، در شمال حرم و در نزدیکی کشتارگاه مرکزی مکه و شرق جاده‌ای که به قبرستان معلّی منتهی می‌شد، قرار داشت (فاسی، 1985م، ج1، ص533 ؛ همو، 1959م، ج1، ص120 و ج7، ص83). این بنا در سال 578 توسط امیر قیماز بن عبدالله، مملوک سلطان سلجوقیان روم قلیچ ارسلان (حک: 588 ـ551) ساخته شد. قیماز حاکم بالفعل موصل در سال‌های 571 تا 595 بود که به دلیل احداث مدرسه، خانقاه و بیمارستان در شهر، چهره‌ای بخشنده و محبوب برای خود ایجاد کرده بود (ابن خلکان، 1968م، ج4، ص82 ؛ ابن عماد، ج4، ص317 ؛ ابن تغری بردی، ج6، ص144).

فاسی، که سند وقفیه را خوانده، گزارش کرده که قیماز این بنا را برای سرپناه فقرا و در راه ماندگان؛ اعم از زائر و مجاور، که به مکتب حنفی و تصوف گرویده باشند، وقف کرده است. ظاهراً این بنا پیش از این متعلق به شخصی به نام قفطی
بوده است و بعداً توسط قیماز، در راستای اهداف جدید، تغییر کرده است (فاسی، 1959م، ج7، ص83).

*  رباط مادر الناصر خلیفه عباسی (579ق.)

زمرد خاتون (م.599ق.) مادر خلیفه الناصر بالله، رباطی در سال 579 در مکه بنا کرد که بر مبنای سندی که بر تخته‌ای چوبی حجاری شده و فاسی آن را دیده، رباط برای خدمت‌رسانی به فقرا و صوفیان، به صورت عام، اختصاص یافته است. فرد ساکن در این رباط می‌بایست صوفی مفلس، پرهیزگار و زاهدی باشد که شواهد درستکاری، امانت
و زهد وی آشکار باشد. مشخص نیست که این رباط تا چه زمانی موقوف خدمت‌رسانی بوده است؛ چراکه در زمان فاسی، این بنا به رباط عطیفه، امیر وقت مکه تبدیل شده بود که آن را به اقامتگاه شخصی خود تبدیل کرده بود (فاسی، 1985م، ج1، ص528 ؛ همو، 1959م، ج1، ص118).

*  رباط زنجیلی (579ق.)

این رباط روبه‌روی مدرسه‌ای به همین نام، در نزدیکی یکی از درهای حرم، به نام باب الامراء در جهت شمال غربی قرار داشته است. فاسی معتقد است که هر دو بنا همزمان در سال 579 وقف شده‌اند. در روزگار او این رباط به نام «رباط الهنود» شهرت داشت که احتمالاً نشان‌دهنده ویژگی عمومی قاطبة ساکنان بوده است. مخارج این رباط از طریق درآمد موقوفات متعددی در بندر عدن، در جنوب یمن، تأمین می‌شد. امیر فخرالدین عثمان بن علی زنجیلی(م.583)، واقف این رباط، از سوی تورانشاه ایوبی، حاکم یمن شده بود. همچنین شواهدی حاکی از این است که صلاح‌الدین ایوبی قلمرو ولایت زنجیلی را به حجاز نیز تسری داده است (فاسی، 1959م، ج6، ص36 ؛ همو، 1985م، ج1، ص529).

*  رباط میانِشی (پیش از 583)

شیخ ابوحفص عمربن عبدالمجید میانشی، محدث، فقیه و خطیب جمعة مکه، این رباط را 230 سال پیش از عصر فاسی، در نزدیکی رباط ابن منده و در جوار دارالندوه بنا کرد. فاسی مردد بود که آیا میانشی خود بانی رباط بوده یا یکی از ساکنان معروف آن بوده است. فاسی معتقد است که با توجه به ساختار بنا و دو خانه­ای که در مجاورت هم تبدیل به رباط شده‌اند، شاید بنای رباط میانشی پیش از این با هدف دیگری ساخته شده
و از زمانی به بعد در قالب رباط از آن استفاده شده است (فاسی، 1985م، ج1، ص 528).

*  رباط ابن السودا (590ق.)

ابن سودا یکی از ساکنان این بنا بود و این رباط، به رباط الحریش هم شهرت داشته است. تاریخ ساخت این بنا به ربیع الاول سال 590 به همت ام خلیل خدیجه و ام عیسی مریم، دختران ابوثامر المبارک بن عبدالله قاسمی بازمی‌گردد. این رباط مخصوص اقامت صوفیان مجرد مرد بوده که در فقه، پیرو مکتب شافعی بوده‌اند. این رباط در محدودة باب دُریبه در شمال شرق حرم قرار داشته است (فاسی، 1985م، ج1، ص537 ؛ همو، 1959م، ج1، ص123).

*  رباط اخلاطی (590ق.)

مجموعه‌ای از سه مهمانخانة اطراف حرم است که در سال 590 و 591 تحت عنوان رباط اخلاطی شناخته می­شد. نام آنها برآمده از اصالت آناطولیایی سازنده اولیة آنها بود. یکی از رباط‌ها با هدف اسکان زنان غیر مکی، که پیرو مذهب حنفی هستند، اختصاص یافته بود. درحالی‌که دیگر بنا محدود به ساکنان و اهالی بومی شهر اخلاط شده بود (فاسی، 1985م، ج1، ص534 ؛ همو، 1959م، ج1، ص121).

*  رباط ربیع (594ق.)

رباط ربیع نزدیک تپة اجیاد در جنوب حرم بنا نهاده شده بود که نام، از بانی اصلی‌اش، ملک افضل نورالدین علی (م.622ق.)، فرزند بزرگ صلاح‌الدین ایوبی، حاکم دمشق، برگرفته بود. ربیع با مأموریت مدیریت بر اموال و ابنیة متعلق به ملک افضل به مکه سفر کرده بود. یکی از مهم‌ترین این وظایف، ترویج موقوفات وی بود؛ موقوفاتی که برای حمایت از مسلمانان بی‌سرپناه خارج از مکه تهیه شده بود. تاریخ ساخت بنا، ذی‌الحجه سال 594 است. در ماه رمضان سال 809 ، امیر مکه، حسن بن عجلان، این رباط را به موقوفات خود افزود (فاسی، 1959م، ج4، ص104).

*  رباط ابن غنائم (600ق.)

این رباط در سال 600 و در ربع شمالی حرم، در منطقة دریبه، ساخته شده بود و در قرن نهم هنوز دایر بود. فاسی آن را بازدید کرده و کتیبه وقفیه آن را ثبت نموده است. نام بانی در این سند، محمد بن ابی‌علی ضبط شده و «سلطان کوهستان غور و هندوستان» وصف شده است. او در منابع رسمی تاریخی، شهاب‌الدین احمد بن سام خوانده شده که قلمرو حکمرانی‌اش از هرات و کابل تا غزنه وسعت داشت و از سال 569 تا 602 هجری حکمرانی می‌کرد. در سند وقفیه این رباط به هیچ محدودیتی، به جز تعداد ساکنان که نباید به صورت همزمان از ده تن تجاوز کند، اشاره نشده است. مردان صوفی از هر طریقتی؛ اعم از عرب و عجم، که از شهر مکه عبور کرده یا در آن رحل اقامت افکنده‌اند، می‌توانستند در این رباط ساکن شوند (فاسی، 1985م، ج1، ص 537 ؛ همو، 1959م، ج1، ص233).

*  رباط موفق (604ق.)

الموفق ابوالحسن علی بن ابی‌القاسم عبدالوهاب(م.624ق.) قاضی و فقیه ساکن اسکندریة مصر بود و این رباط در منطقة مصفلة مکه، در غرب باب ابراهیم قرار داشت.
با وجود ساخت و سازهای متعددی که از قرن هفت تا دورة مدرن در مکه انجام شد، بازمانده‌های این بنا تا سال 1984 قابل رؤیت بوده است؛ چراکه موقعیت ممتاز آن در دویست متری غرب حرم، در منطقه‌ای مشهور به سوق الصغیر، مؤثر بوده است. نام این رباط در طول تاریخ چندبار عوض شده و در منابع با نام‌هایی همچون رباط اهل المراکش یا رباط عثمان نامیده شده است (فعر، 1405ق، ص318).

رباط موفق در سال 604 با هدف تأمین رایگان مایحتاج اولیه مردان جوان مجردی که از شمال آفریقا به قصد حج پای به مکه نهاده‌اند، وقف شده بود. ابن بطوطه در گزارشش از مکه در سال 726، این رباط را به عنوان یکی از مجهزترین مهمانخانه‌های مکه ستوده است (ابن بطوطه، 1964م، ص140).

در رمضان سال 809 ، شریف حسن بن عجلان، درآمد تعداد زیادی از اراضی کشاورزی اطراف را وقف این رباط کرد و بعدها تاجری ثروتمند از اهالی مکه، به نام عطیة بن خلیفه (م.827) اموال دیگری را وقف این رباط نمود.

این دو رویداد به خوبی نشان دهندة ارتقای درجه و اهمیت این رباط در میان اهل مکه است؛ حتی در زمانی که دو قرن از عمر آن نیز گذشته باشد (فاسی، 1959م، ج4، ص140).

*  رباط بیت المؤذنین

این رباط در سال 617 توسط امیر قرامر بن محمود اقدری فارسی احداث شده است. محل آن در سوق اللیل، منطقه‌ای در شمال شرقی حرم در مکه بود و برای صوفیان فقیری که از تعلقات دنیوی بریده بودند، اختصاص یافته بود (فاسی، 1985م، ج1، ص534).

*  رباط الخوزی (617ق.)

این رباط را نیز امیر قرمار بن محمود اقدری فارسی به صوفیان اختصاص داده بود. فاسی وقفنامة این بنا را مطالعه کرده و حدس زده بود که تاریخ ساخت این رباط سال 617 باشد؛ چراکه در زمان وی دو قرن قدمت داشت (همو، ص529).

*  رباط تمیمی  (620ق)

احمدبن ابراهیم بن عبدالمالک بن مطرّف قنجیری تمیمی مری (م.627)، عالم
و صوفی اندلسی، که چندین بار در سنوات پس از سال 570 به حجاز سفر کرده بود، رباطی با نام خود در شوال سال 620 تأسیس کرد. این رباط در شرق کوه مروه و منتهی الیه شمالی مسعی قرار داشته است. این رباط برای حمایت از فقرا و صوفیان عرب و عجم ساخته شده بود. درآمدهای حمامی عمومی، در حوالی اجیاد در جنوب حرم، به ساخت این بنا اختصاص پیدا کرده بود (همو، ص532).

*  رباط بنیاسی (625ق.)

این رباط در سال 625 توسط امیر فخرالدین ایاز بن عبدالله بنیاسی بنا شد. وی یکی از چهره‌های تأثیرگذار دربار سلاطین ایوبی، الملک العادل و الملک الکامل، بود.
این رباط نزدیک باب الصفا، ورودی جنوبی حرم بود و به فقرا و بی‌سرپناهان اختصاص یافته بود (همو).

*  رباط بنت التاج (پیش از 629ق.)

در زمانی که فاسی از این رباط، که نزدیک کوه اجیاد بود، دیدار کرده، عمر آن را دویست سال تخمین زده است. طبق سند وقفنامه، این رباط به زنان صوفی  و غیرصوفی اختصاص داشته که با صفای باطن به زیارت خانة خدا آمده بودند (همو).

*  رباط الشرابی (641ق.)

امیر اقبال الشرابی(م.653) یکی از ممالیک خلیفه المستنیر، این رباط را در سال 641، روبه‌روی باب بنی‌شیبه (باب السلام) و مسعی احداث کرده است. در این رباط کتابخانه‌ای مخصوص صوفیان بی‌سرپناه ساخته شده بود که توسط شرابی جمع‌آوری
و وقف شده بود. مخارج این رباط از درآمدهای زمین‌های کشاورزی متعدد شرابی، در حومه مکه، تأمین می‌شده است.

در قرن هشتم که دورة بی‌ثباتی سیاسی گسترده‌ای در مکه بود و رقابت‌های شدیدی میان خاندان اشراف مکه پدیدار شده بود، اوضاع ادارة موقوفات و رباط‌های مکه نیز کاملاً متحول شده بود. در سال 726، که ابن بطوطه از مکه عبور کرده، رباط شرابی، مسکن یکی از رقبای مدعی امارت مکه، به نام «رُمیثة بن أبی‌نُمَی» شده بوده است. اما پس از تسلط قدرت ممالیک بر مکه در سال 826 و استقرار مجدد ثبات در این منطقه، موقوفات به وظیفة اصلی خود بازگشتند. در این راستا دو موقوفه مهم رامشت و شرابی، توسط والی مکه، امیر بردبیک تاجی اشرفی، احیا شد و مخارج زیادی صرف بازسازی آنها گردید (ابن فهد، 1403ق، ج4، ص318).

*  رباط غزی (642ق.)

این رباط توسط علی بن محمد مصری در سال 642 در حاشیه اجیاد ساخته شده است. طبق سند وقفنامه، که فاسی از نزدیک آن را دیده است، این رباط برای حفاظت از فقرا و مسلمانان، فارغ از رنگ و نژاد و هرگونه تعلق دیگری، اختصاص یافته است (فاسی، 1985م، ج1، ص534).

*  رباط طیبی (644ق.)

اطلاعات بسیار محدودی دربارة رباط طیبی (طبیبی) در دسترس است. طبق این اطلاعات محدود، در سال 644 توسط شیخ ابوقاسم کلالة طیبی ساخته شده است. این رباط در مجاورت مسعی و رباط عباس قرار داشته است (همو، ص535).

*  رباطی برای بانوان

فاسی از رباط مخصوص بانوان، در حوالی اجیاد، سخن گفته که قدمتی بیش از رباط زرندی دارد و به قرن هفتم هجری باز می‌گردد (همو).

*  رباط قزوینی (قرن هفتم)

رباط قزوینی در شمال مسجدالحرام، نزدیک باب السده واقع شده بود و هیچ اطلاعاتی درباره واقف و شرایط موقوفه به دست فاسی نرسیده است. او صرفاً حدس زده که عمر بنا به قرن هفتم هجری بازگردد (همو، ص529).

*  رباط الساحه (قرن هفتم)

تاریخ دقیق بنای رباط برای فاسی روشن نیست؛ اما او گمان برده که این رباط در قرن هفتم ساخته شده است. این بنا، که در جنوب حرم در منطقه اجیاد قرار داشته، توسط چند زن وقف شده که یکی از آنها مادر شیخ قطب الدین قسطلانی(681 ـ614) بوده است. طبیعی است که این رباط صرفاً به زنان خدمت‌رسانی می‌کرده است (همو، ص534).

*  رباط العباس (726ـ 698ق.)

الملک المنصور لاجین(حک: 696 ـ 698) سلطان مملوکی استراحتگاهی عمومی مابین دیوار شرقی مسجدالحرام و مسعی بنا کرد. جانشین وی، الملک ناصر محمد بن قلاوون (حک: 698 ـ 708؛ 709 ـ 741) این ساختمان را با رباطی جایگزین کرد. ابن بطوطه نیز این رباط را دیده و ساکنان عمده آن را مجاوران مکه دانسته است.

در قرن نهم، موقوفاتی که مخارج این رباط را تأمین می‌کرد، دچار تغییراتی شد. در رمضان 809 امیر حسن بن عجلان چند قطعه زمین کشاورزی مرغوب را به موقوفات این رباط افزود. همچنین در سال 875 تاجر مشهور مکی، خواجه شمس‌الدین محمد بن زمان، درآمد چند باب مغازه در باب علی در جنوب شرقی حرم را به رباط العباس اختصاص داد (ابن فهد، 1403ق، ج4، ص527 ؛ فاسی، ج1، ص382).

*  رباط الاصبهانی (649ق.)

ابراهیم بن محمد اصبهانی(م.756) تاجر و عالم شهیر مکی،  رباطی را در رجب سال 749 بنا کرد تا خدمات رایگانی به فقرا و کوتاه‌دستان جامعة مکه ارائه کند. همچنین زائران و حاجیانی که سرپناهی برای اقامت نداشتند، می‌توانستند در ایام حج در این رباط ساکن شوند. این بنا در شمال مسجدالحرام و در زقاق الحجر قرار داشت. مطابق شرایط این موقوفه، متولی این رباط شخص واقف و نسل فرزندان وی بوده‌اند. در شرایطی که نسل اصبهانی از بین برود نیز مدیریت این موقوفه به عهدة اشراف حسنی، حاکم مکه، بوده است. درآمد این رباط باید از اجاره دو خانه‌ای که در همین ساختمان فقیه شافعی مکه وظیفه یافته بود، این بنا را مجددا احیا کرد تا به کارکرد اصلی خود بازگردد ( ابن فهد، 1403ق، ج4، ص527).

*  رباط الطویل (760ق.)

طیبوقاء الطویل(م.769) یکی از امرای مملوک بود که اندکی پیش از مرگش به نیابت سلطنت حلب منصوب شده بود. او در سال 760 رباطی در منطقة الشبیکه مکه در غرب مسجدالحرام بنا نهاد.

*  رباط الابرقوهی (771ق.)

نام این رباط برگرفته از شیخ غیاث‌الدین محمد بن اسحاق ابرقوهی شیرازی(م.785) است. او که تحت الحمایة شاه شجاع مظفری(م.786) در شیراز بود، مدت طولانی از عمر خویش را صرف آموزش طب در مکه کرد و در سال 771 از سوی حامی‌اش مأموریت یافت که رباطی مقابل باب الصفا در جانب جنوبی مسجدالحرام بنا نهد. طبق وقفنامة این بنا، ده تن از زائران نیازمند ایرانی می‌توانستند به طور همزمان در این رباط ساکن شوند؛
به شرط آنکه شواهد قابل اعتمادی از فقر و زهد ایشان از دنیای فانی ملموس باشد. در این سند، اهالی هندوستان صراحتاً از حضور در این رباط منع شده بودند (ابن فهد، 1403ق، ج3، ص311).

*  زاویه ام سلیمان (772ق.)

ام سلیمان (م.802) یکی از زهاد متصوفه در مکه بود که احتمالاً اصالتی ایرانی داشت و در سال 722 زاویه‌ای در شمال شرق حرم در سوق اللیل بنا کرد. طبق گزارش فاسی مشخص است که این بنا «زاویه» خوانده می‌شده که تقریباً از آن زمان به بعد، در افواه اهل مکه، مترادف رباط بوده است (فاسی، 1985م، ج1، ص534 ؛ همو، 1959م، ج1، ص121).

*  رباط ام الحسین (م.784)

در شعبان سال 784، ام الحسین(م.786) دختر قاضی شهاب‌الدین طاهری طبری
و همسر قاضی ابوالفضل نویری، رباطی در حاشیه زقاق الحجر در شمال مسجدالحرام احداث کرد که مخصوص اقامت فقرا و ناتوانان جامعة مکه بود.

امّ الحسین در کنار این رباط، مدرسه‌ای برای کودکان یتیم و سقاخانه‌ای (سبیل) در مکه بنا نهاد. او که مدارج علمی را طی کرده بود، از سوی افراد متعددی از علمای سوری و مصری اجازه تدریس فقه و کلام داشت ( فاسی، 1985م، همان؛ همو، 1959م، ج8 ، ص331).

*  رباط ابن بَعلجَد (م.787ق.)

این رباط در سال 787ق. در جانب غربی حرم و نزدیک باب الحزوره، توسط جمال‌الدین محمدبن فرج بن بعلجد مکی(م.795) ساخته شد.

ابن بعلجد، تاجری مکی بود که مال التجارة خویش را از یمن به مکه وارد می‌کرد. طبق سند موقوفه، متولی آن شخص واقف بوده و پس از وی فرزندان ذکور، و پس از او قاضی شافعی مکه این مسئولیت را به عهده داشته است.

*  رباط الوتش (اواخر قرن 8ق.)

این رباط، که در اواخر قرن هشتم هجری بنا نهاده شد، در شمال مسجدالحرام
و نزدیک سه رباطی که با نام اخلاطی شهرت داشته، قرار داشته است (فاسی، 1985م، ج1، ص533 ؛ همو، 1959م، ج1، ص121).

*  رباط العطار (801ق.)

علی بن ابی‌بکر العطار مکی (م.801ق.) تاجری ثروتمند بود که خانه‌ای را نزدیک مسعی برای سکونت فقرا و بی‌سرپناهان وقف کرد. روند قانونی وقف این بنا ‌اندکی پس از مرگ واقف، در سال 801 انجام شد (فاسی، 1985م، ج1، ص533).

*  رباط [اول] حسن بن عجلان (م.803ق.)

در سال 803 امیر مکه، حسن بن عجلان، رباطی را نزدیک مدرسه‌ای که پیش‌تر در جانب جنوبی حرم بنا کرده بود، احداث کرد. وی تنها امیر مکه بود که به احداث رباط اقدام کرده بود.

مخارج این بنا از موقوفات دیگری در مکه، منا و وادی مر الظهران تأمین می‌شد. اما در رمضان سال 809 ، حسن بن عجلان اراضی کشاورزی دیگری در وادی
مرّ الظهران و وادی عقیق در غرب مکه را نیز به این رباط افزود (فاسی، 1959م،
ج4، ص104).

*  رباط البعدانی (م.806ق.)

همسر ملک الاشرف اسماعیل(حک: 778 ـ803) حکمران رسولی یمن، که فرحت نام داشت، این رباط را در سال 806 بنا نهاد تا زنان فقیری که اهل مکه نیستند و از تأمین مخارج زندگی بازمانده­اند، در آن ساکن شوند. این بنیاد خیریه، که بعدها رباط بعدانی نامیده شد، جوانب عام­المنفعه دیگری نیز داشت که صرف بهبود حال مردم مکه می‌شد (فاسی، 1985م، ج1، ص537 ؛ ابن فهد، 1403ق، ج3، ص438).

*  رباط ابن ابی‌شاکر (815 ق.)

تقی‌الدین عبدالوهاب بن ابی­شاکر، فقیه اهل قاهره، ساخت رباطی در جانب جنوبی مسجدالحرام را در کنار اجیاد، در سال 815 آغاز کرد. پیشرفت ساخت بنا آن‌قدر کند بود که ابن­شاکر به عمر خویش پایان کار آن را ندید. پس از مرگ وی، فخرالدین عبدالغنی بن عبدالرزاق، از سوی وزیر ملک المؤید مملوکی، متولی این بنا معرفی شد. این رباط اندکی پس از اتمام رباط حسن بن عجلان در سال 821 پایان یافت و در دسترس فقرا و نیازمندان قرار گرفت (فاسی، 1985م، ج1، ص531).

*  رباط دوم حسن بن عجلان (822 ق.)

احداث بنای رباط دومی که حسن بن عجلان در جوار خانة خویش، در کنار اجیاد ساخت، به سال 816 بازمی‌گردد (همو، ص535).

*  رباط عطیة بن خلیفه (پیش از 827 ق.)

عطیة بن خلیفه بن مطیبیز (م.827) یکی از مشهورترین تجار مکه در زمان حیات فاسی بود. او ثروت خویش را از تجارت ادویة هندوستان به مکه اندوخته بود و اراضی وسیعی در وادی النخله و وادی مر الظهران در اختیار داشت. رباطی که او در مکه وقف کرده بود، در شمال شرق مسجدالحرام و در منطقه سوق اللیل قرار داشت که مخصوص زنان بی‌سرپرست و فقیر بود. در سند وقفنامة این رباط عبارتی وجود دارد که به جرأت در هیچ‌یک از اسناد موقوفه مشابه دیده نشده است. واقف متولی موقوفه را مجاز به اجاره رباط، در ازای دریافت پول از حجاج در ایام حج کرده بود. تاریخ ساخت این رباط نامشخص است (همو، ص533).

*  رباط الصالحه (پیش از 829ق.)

فاسی هیچ اطلاعاتی در باب هویت سازنده و تاریخ ساخت این بنا ارائه نکرده است. تنها می‌دانیم که این رباط نزدیک رباط فرقانیه و مجاور در ورودی دارالندوه قرار داشته است (همو، ص529).

*  دارالخیزران (پیش از 829 ق.)

فاسی این بنا را که نزدیک باب الصفا در جنوب حرم قرار داشته، رباط دانسته، اما هیچ اطلاعی از بانی، واقف و تاریخ ساخت آن ارائه نکرده است.

*  رباط سعید الهندی (پیش از 829ق.)

این رباط در سوق اللیل در شمال شرق حرم قرار داشت. فاسی از تاریخ وقف
و احداث این بنا اطلاع نداشته است. همچنین هیچ اطلاعی در باب هویت بانی
آن موجود نیست؛ تنها بر مبنای حدس و گمان می‌دانیم که هندی‌الاصل بوده است (همو، ص535).

*  رباط المسیکینه (پیش از 829ق.)

این رباط نیز در منطقة اجیاد قرار داشته و هیچ اطلاعی از سازنده، واقف و تاریخ ساخت آن به دست فاسی نرسیده است.

*  رباط بنت الحرابی (پیش از 829ق.)

این رباط نیز در منطقة اجیاد قرار داشته و هیچ اطلاعی از سازنده، واقف و تاریخ ساخت آن به دست فاسی نرسیده است.

*  رباط الوراق (پیش از 829ق.)

این رباط نیز در منطقه اجیاد قرار داشته و هیچ اطلاعی از سازنده، واقف و تاریخ ساخت آن به دست فاسی نرسیده است.

*  رباط الطاهر (843ق.)

یکی از برجسته‌ترین تجار مکی در میانه قرن نهم، خواجه بدرالدین حسن بن محمدبن قاسم الطاهر(م.871) بود که سفرهای متعددی به مصر، یمن، شرق آفریقا و هندوستان داشت و از سوی سلطان مملوک، به زعامت مسجدالحرام منصوب شده بود. ابن طاهر اختیارات قانونی برای تصرف رباط ابن منده را در اختیار داشت، به همین دلیل آن را بازسازی کرد و آن را بر همان موازین سابق، در تاریخ 5 رجب 843 به مدت 95 سال
و 10 ماه و 20 روز وقف کرد. مخارج این بازسازی از طریق اجارة مغازه‌ها، یراق آلات فروشی و اراضی کشاورزی ملصق بدان، تأمین شد.

ساکنان رباط ابن طاهر، مسلمانان فقیر و بی‌خانمانی بودند که توان پرداخت اجاره‌بهای سکونتگاه خویش را نداشتند. همچنین افرادی که سابقة اقامت در دیگر رباط‌ها را داشتند، مجاز به حضور در رباط ابن طاهر نبودند. از سوی دیگر اگر به فردی اجازة اقامت در رباط اعطا می‌شد، هیچ‌کس حق اخراج وی را نداشت؛ اما اگر مکه را برای مدت بیش از شش ماه ترک می‌کرد، خود به خود از حق سکونت در این رباط محروم می‌گردید. بدیهی ست این قوانین سختگیرانه، حاکی از سوء استفاده‌های فراگیری است که فقرا از تعدد رباط‌های موجود در سطح شهر مکه انجام می‌دادند و شاید بسیاری از نیازمندان محق، توان بهره‌گیری از خدمات این بنیادهای خیریه را نداشتند (ابن فهد، 1403ق، ج4، ص153 ـ 151).

*  رباط شکر (852ق.)

قائد شکر، غلام آزادشدة شریف حسن بن عجلان در مکه بود. او را به عنوان وزیر شریف می‌شناختند که همة امور وی از طریق قائد شکر انجام می‌شد. این مسئولیت تا پایان عمر شریف ادامه داشت. قائد ‌اندکی پیش از مرگش دستور تبدیل یکی از خانه‌هایش
در نزدیکی مسجدالحرام را به رباط صادر کرد. مخارج این رباط نیز از طریق اجاره خانه مجاور آن تأمین می‌شد. تبدیل و تغییر بنا، به دلیل مرگ ناگهانی قائد، به وقفه افتاد؛ اما فرزندش در سال 852 آن را عملی کرد (همو، ص227).

*  رباط قاضی ابن مظهر (871ق.)

زین‌الدین ابوبکر بن محمد بن مظهر دمشقی انصاری، قاضی شافعی و کاتب السرّ در بارة ممالیک قاهره، در سال 871 اقدام به احداث مؤسسات خیریه‌ای همچون مدرسه، رباط
و سبیل در قاهره، اورشلیم، مدینه و مکه کرد. رباط وی در مکه، در جنوب حرم و نزدیکی الصفا قرار داشت و بسیار مجلل بود (ابن ایاس، بدائع الظهور، ج3، ص255).

*  رباط سلطان قایتبای ( 884ق.)

ملک الاشرف قایتبای، دومین سلطان مملوک بود که در مکه به ساخت رباط اقدام کرد و به واسطة روابط خوبی که از میانة قرن هفتم همزمان با حکومت سلطان بیبرس، میان ممالیک و اشراف حسنی برقرار شده بود، تسلط و نفوذ ممالیک بر امارت اشراف افزایش یافته بود. قایتبای در سال 882 ، به خواجه شمس‌الدین محمد بن عمر مشهور
به ابن زمان، که نمایندة تجاری‌اش در مکه بود، مسئولیت داد تا مکانی مناسب را، در نزدیکی مسجدالحرام، برای احداث مدرسه و رباط انتخاب کند. ابن زمان مکانی را در شرق حرم انتخاب کرد که پیش از آن سه بنای شریفه شمسیه، رباط سدره و رباط مراغی در آن ساخته شده بود.

رباط سدره، که در سال 400 هجری ساخته شده بود و یکی از قدیمی‌ترین رباط‌های مکه بود، در قرن نهم رو به خرابی و افول نهاده بود. بنابراین، ابن زمان سه‌هزار دینار خرج کرد تا زمین رباط را خریداری کند و فرآیند قانونی «استبدال» را انجام دهد (ابن فهد،1403ق، ص620). طی این فرآیند، متولی موقوفه از پول به دست آمده از طریق فروش موقوفه، می‌بایست بنای دیگری با همان شرایط تهیه کند و تمام شروط و لوازم واقف را دوباره در مکان جدید اجرا کند (در باب استبدال← امین، اوقاف، 341).  ابن زمان پس از تصرف رباط‌های سدره و مراغی و شریفه شمسیه، هر سه را در سال 883 تخریب کرد (ابن فهد، 1403ق، ج4، ص620). رباط قایتبای دقیقاً در زمینی ساخته شد که پیش از آن رباط سدره قرار داشت. پس از اتمام ساخت بنا در سال 884 ، قایتبای شخصاً برای افتتاح و ادای حج به مکه رفت و برهان‌الدین ابراهیم بن زهرا (م.891) قاضی شافعی مسجدالحرام، به عنوان متولی رباط، و شمس‌الدین محمدبن احمد مصری (م.885) به عنوان شیخ مدرسه منصوب شدند.

*  *  *

پس از توضیح و بررسی رباط‌های شهر مکه پیش از تسلط عثمانی بر حجاز، در سال 923، می‌توان تقسیم‌بندی زیر را ارائه کرد: تعداد 54 مورد از این مجموعه، با ذکر مکان قابل ردیابی و شناسایی هستند که 24 عدد از آنها در شمال مسجدالحرام، 20 عدد در جنوب و نزدیکی منطقه اجیاد و تنها 5 مورد در شرق و 5 مورد در غرب حرم قرار داشته‌اند. این در حالی است که مدارس شهر مکه، در همین بازة زمانی، بسیار نزدیک‌تر به حرم ساخته شده بودند تا اساتید و طلاب، زمان کمتری را در تردد بین حرم و مدرسه صرف کنند.

اما رباط‌ها که عموماً مسکن فقرا و بی‌مایگان بود، در فاصله‌ای دورتر از مسجدالحرام قرار داشتند. شاید به همین علت است که رباط‌های بیشتری در شمال و جنوب مسجدالحرام ساخته شده‌اند؛ چراکه اراضی ارزان‌تر و گسترده‌تری در این دو منطقه وجود داشته است. با توجه به زمان ساخت رباط‌ها در مکه، قدیمی‌ترین رباطی که اطلاعاتی از آن در دسترس است، به سال 395 هجری باز می‌گردد. تقسیم‌بندی قرن به قرن ساخت
هر یک از این رباط‌ها، که در ذیل خواهد آمد، جالب توجه است:

قرن چهارم هجری:

ابن منده (پیش از 395)؛ السدره (پیش از 400)

قرن پنجم هجری:

الفرقانیه (492)

قرن ششم هجری:

زرندی (پیش از 529)؛ سبتیه (پیش از 529)؛ دمشقیه (529)؛ رامشت (529)؛ ارسوفی (571)؛ مراغی (575)؛ خاتون (577)؛ ابوسماحه (578)؛ مادر خلیفه الناصر بالله (579)؛ زنجیلی (579)؛ میانشی (پیش از 583)؛ ابن سوداء (590)؛ اخلاطی (3رباط 590، 591)؛ ربیع (594)؛ ابن غنائم (600)

قرن هفتم هجری:

الموفق (604)؛ بیت المؤذنین (617)؛ خوزی (617)؛ تمیمی (620)؛ بنیاسی (625)؛ بنت التاج (پیش از 629)؛ شرابی (641)؛ غزی (642)؛ طیبی (644)؛ عباس (698)

قرن هشتم:

اصبهانی (749)؛ طویل (760)؛ ابرقومی (771)؛ ام سلیمان(772)؛ ام الحسین(784)؛ ابن بعلجد(787)؛ وتش (اواخر قرن8)

قرن نهم:

العطار(801)؛ حسن بن عجلان(803)؛ بعدانی(806)؛ ابن ابی‌شاکر (815)؛ حسن بن عجلان (822)؛ عطیة بن خلیفه (پیش از 827)؛ طاهر (843)؛ شکر (852)؛ خاوند (865)؛ ابن مظهر (871)؛ ابن الزمان (875)؛ قایتبای (884).

نتیجه‌گیری

بر مبنای اطلاعات و تقسیم‌بندی فوق، می‌توان دریافت که مکه در قرون ششم و نهم، بیشترین ساخت وساز رباط را شاهد بوده است. حجاز در نیمة نخست قرن ششم، تحت نفوذ عباسیان و پس از آن تحت تسلط ایوبیان بود. درحالی‌که در قرن 9، حجاز در اختیار ممالیک قرار داشت. به طور مشخص در قرن هشتم، که ناآرامی‌های متعددی در مکه رخ داده، تنها هفت رباط ساخته شده است. از میان این تعداد رباط، هویت 46 تن از سازندگان و واقفان مشخص است؛ هشت تن تاجر، هشت تن امیر یا حاکم محلی و هفت تن از طبقة علمای مکه بوده‌اند. برخلاف روابط گرم و دوستانة ممالیک با حکام مکه، تنها چهار رباط را می‌توان یافت که به دستور یا خواست ممالیک ساخته شده‌اند. دو رباط نیز به همت حسن بن عجلان، امیر مکه، ساخته شده است. بنابراین، می‌توان به این جمع‌بندی رسید که اشخاص منحصر به فرد، با صرف اموال شخصی، بیشترین نقش را در ساخت و سازهای خیریه و عام المنفعه در مکه داشته‌اند که بخش قابل توجهی از آنان، بومی مکه نبودند.  در واقع ایرانی‌ها در رتبه اول و ساکنان حاشیه دریای مدیترانه و شامات در رتبة دوم احداث رباط قرار داشته‌اند.



[1]. متن کتیبه بدین شرح است: «هذا ما أوقف و تصدق الشیخ الأجل معین الدین شیخ الاسلام؛ غیاث الحرمین جمال الطائفتین ابوالقاسم رامشت ابن الحسین بن شیرویه ابن الحسین ابن جعفر الفارسی جمیع هذا الرباط بجوار عزوره عند باب الحرم الشریف علی جمیع الصوفیة الرجال دون النساء اصحاب المرقعة من سائر العراق و خراسان الحاج و المجاورین وقفا مؤبداً و صدقة محرمة محبسة إلی أن یرث الله الارض و من علیها و هو خیر الوارثین فمن غیّره أو بدله فعلیه لعنة الله و لعنة اللاعنین و الملائکة و الناس أجمعین و لا قبل الله منه صرفاً و لا  عدلاً و لا اقام له یوم القیامة وزناً و ذلک فی شهر رمضان سنة تسع و عشرین و خمسمائة». (فعر، 1405ق، ص362).

1.  ابن بطوطه، محمد؛ 1964م، تحفة النظار فی‏ غرائب الأمصار و العجائب الأسفار، بیروت.

2.  ابن خلکان، احمد بن محمد، 1968م، وفیات الأعیان، بیروت.

3.  ابن عماد عکری، عبدالحی بن احمد، شذرات الذهب.

4.  ابن فهد، عمر بن محمد، 1403ق، اتحاف الوری بأخبار أم القری، تحقیق و نسخ: فهیم بن محمد شلتوت، چاپ مرکز البحث العلمی وإحیاء التراث الإسلامی بجامعة أم القرى، چاپ اول.

5.  ابوالبرکات، محمد بن احمد بن ایاس، 1982م، بدائع الظهور فی‏ وقایع الدهور؛ قاهره.

6.  ازرقی، محمد بن عبدالله، 1978م، اخبار مکة وما جاء فیها من الآثار، مکه.

7 . ذهبی، شمس الدین، 1960، العبر فی‏ خبر من غبر، کویت.

8.  سُبکی، عبد الوهاب بن علی، طبقات الشافعیه الکبری، بیروت

 9.  ص‍ف‍دی‌، خ‍ل‍ی‍ل‌ ب‍ن‌ ای‍ب‍ک‌، 1949، الوافی‏ بالوفیات، استانبول.

10.  عبدالقادر محمد عبدالله سامی السکار،  1979م، مصادر تاریخ الجزیرة العربیة، ریاض.

11.  فاسی، تقی الدین محمد بن احمد، 1959م، العقد الثمین فی‏ تاریخ البلد الأمین، قاهره.

12.  فاسی، تقی الدین محمد بن احمد، 1985م، شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام، بیروت.

13.  فاسی، تقی الدین محمد بن احمد، 2013م، تحصیل المرام من تاریخ بلد الحرام، ریاض.

14.  فعر، محمد بن فهد، 1405ق، تطور الکتابات و النقوش فی‏ الحجاز منذ فجر الإسلام حتی منتصف القرن السابع الهجری‏، جده.

15.  محمد محمد امین، 1980م، الاوقا‌ف‌ و الحیا‌ة‌ الاجتما‌عیة‌ فی‏‌ مصر ۹۲۳ ـ ۶۴۸ق‌/
۱۵۱۷ـ ۱۲۵۰م‌ دراسة‌ تا‌ریخیة‌ وثا‌ئقیه‌، قاهره: دارالنهضة العربیه.