حج مهمترین مناسک اسلام است که مسلمانانی با پیشینههای قومی، زبانی و ملی متفاوت را در چارچوبی واحد از ایمان و مناسک مشترک گردهم میآورد. مسئله پژوهش حاضر این است که حج از طریق چه سازوکارهای روانشناختی میتواند زمینه تجربه «امت بودن» را فراهم کند. پژوهش از نظر هدف بنیادی، از نظر رویکرد کیفی وبا روش اسنادی و توصیفی ـ تحلیلی انجام شده است. دادهها از منابع روانشناسی اجتماعی، جامعهشناسی دین، روانشناسی دین و منابع اسلامی گردآوری و با تمرکز بر نظریه هویت اجتماعی، تغییر برجستگی هویتها، هماهنگی رفتاری، سرایت هیجانی و جوشش جمعی تحلیل شدهاند. یافتهها نشان میدهد تجربه امت بودن در حج فرایندی چندمرحلهای است. نخست، اشتراک در ایمان و مشارکت در مناسک مشترک موجب برجستهشدن هویت اجتماعی ـ دینی میشود. سپس، با کاهش برجستگی نسبی تمایزهای فردی و خردههویتی، کانون تعریف فرد از «من» به سوی «ما»ی دینی جابهجا میشود؛ بدون آنکه فردیت از میان برود. در مرحله بعد، هماهنگی مناسکی و حضور در فضای عاطفی مشترک، هویت دینی را از سطح شناختی به تجربهای عینی، هیجانی و جمعی منتقل میکند و زمینه احساس تعلق، همدلی و پیوند اجتماعی را فراهم میسازد. در نهایت، با درونیشدن این تجربه نیز امکان تداوم آن پس از بازگشت از حج در قالب تعلق بیشتر به جامعه اسلامی، نگرش مثبتتر نسبت به مسلمانان و آمادگی برای حمایت و رفتارهای همیارانه فراهم میشود. بر این اساس، حج را میتوان موقعیتی برای تجربه روانشناختی خود در درون امت اسلامی دانست؛ تجربهای که از تعامل معنا، هویت، رفتار و عاطفه جمعی شکل میگیرد.