مصاحبه با محقق تاریخ مکه و مدینه، عاتق بن غیث بلادی

نوع مقاله: گفت و گو

چکیده

ندارد

کلیدواژه‌ها


مصاحبه با محقق تاریخ مکه و مدینه «عاتق بن غیث بلادى»


قبل از ملاقات و مصاحبه، با آثار او چون: «معجم معالم الحجاز»، «معالم مکّة التاریخیة و الأثریة»، «معالم المدینة المنورة»، «معجم قبائل الحجاز»، «الرحلة النجدیة» و «على طریق الهجرة» آشنا بودیم سراغ خانه‏اش را گرفتیم و به دیدارش رفتیم. در کتابخانه شخصى‏اش با او دیدار و گفتگو کردیم. چنانکه حدس مى‏زدیم، او را خوش برخورد و صمیمى یافتیم. درباره زندگى خودش و مسائل علمى، تاریخى، جغرافیایى و فکرى با او به گفتگو نشستیم که اینک حاصل آن را پیش روى خود دارید:

میقات حج، ج‏3، ص: 221

میقات:

استاد! خواهشمندیم در آغاز این مصاحبه مقدارى درباره زندگى و تلاشهاى علمى و انگیزه شما ازتألیف‏کتب براى ما صحبت بفرمایید:

عاتق:

بسم‏ اللَّه الرّحمن الّرحیم، با درود بر پیامبر خدا و خاندان و یاران او.

فکر نمى‏کردم برادران براى مصاحبه به‏اینجامى‏آیند، ولى خوب، چه فرقى‏مى‏کند. درهرحال، برادران، میهمان‏هستند. خوش‏آمدید.

اگر مى‏خواهید درباره زندگى خودم توضیح بدهم؛ باید بگویم که من در صحرا متولد شدم‏

میقات حج، ج‏3، ص: 222

- امیدوارم که لهجه مرا به خوبى درک کنید- سپس به مکّه آمدم، و در مدارس شهر مکّه درس خواندم، البته بیشتر تحصیلات من در مسجدالحرام بود. من تحصیلات رسمى دانشگاهى و مانند آن ندارم، زیرابه نظر من آموزش وپرورش رسمى کمتر انسان را به درجات عالى و علمى مى‏رساند، و بیشتر براى مدرک، به سوى آن روى مى‏آورند. من پس از هشت سال تحصیل، به استخدام ارتش درآمدم. در خدمت نظامى، ترفیع درجه پیدا کردم و افسر شدم وتا درجه سرگردى پیش رفتم. در این مدّت، تحصیلات جنبى هم‏

میقات حج، ج‏3، ص: 223

داشتم. زبان انگلیسى، روزنامه نگارى و مسائل دیگر را نیز فرا گرفتم، و به کار تألیف پرداختم. از جمله کتاب «معجم معالم الحجاز» را در این دوره نوشتم و در همین دوران بود که دریافتم خدمت نظامى با کار فکرى و نویسندگى سازگار نیست. چرا که هر یک جداگانه، به وقت فراوانى احتیاج دارند. ناگزیر شدم از یکى چشم پوشى کنم. به جهت شدت علاقه‏اى که به کار علمى و فکرى داشتم کنار گذاشتن آن برایم ممکن نبود، لذا کار نظامى را رها کردم و استعفا دادم و یک سره به کار

میقات حج، ج‏3، ص: 224

فکرى پرداختم. این حادثه تا آنجا که به خاطر دارم، درسال 1398 هجرى روى داد (یعنى 14 سال پیش). سخن کوتاه، اینکه نخستین کتابى که بدان پرداختم «معجم معالم الحجاز» بود،

که چند سال، وقت براى آن صرف کردم. این کتاب چنانکه مى‏دانید، 10 جلد است.

پس ازآن دست به کار تألیف «معجم قبائل الحجاز» شدم، و به دنبال آن «معجم المعالم الجغرافیة فى السیرة

میقات حج، ج‏3، ص: 225

النبویة» و بعد «على طریق الهجرة» و «نسب حرب»[1] را نوشتم و سپس چهار یا پنج سفرنامه (الرحلة) را تألیف کردم. اکنون 22 عنوان کتاب از من چاپ شده است، و این گذشته از صدها مقاله در مجلات است که آنها را به حساب نیاوردم.

میقات: جناب استاد! کتابهائى را که‏

تألیف مى‏کنید، از روى مشاهدات خودتان است یا مطالب آنها را از کتابهاى دیگر استفاده مى‏کنید؟

______________________________
(1). «حرب» نام یکى از قبایل حجاز است.

میقات حج، ج‏3، ص: 226

و یا هردو؟

عاتق: من قبل از هر چیز به مطالعه میدانى اعتماد مى‏کنم و مطالعه میدانى باید پیرو مدارک تاریخى باشد؛ مثلًا وقتى که مى‏خواهم درباره شهر «رابغ» چیزى بنویسم، ابتدا به بازدید ازآن شهر پرداخته، حدود و مرزهاى آن را معین‏مى‏کنم و مطالب خود را آماده مى‏سازم و سپس برمى‏گردم و تاریخ مدینه و وضع فعلى و مؤسس آن و تاریخ بنیان آن را مى‏نویسم.

میقات: شما درشبانه روز چند ساعت مطالعه مى‏کنید؟

عاتق: در آغاز کار، من استراحت نمى‏شناختم و در شبانه‏

میقات حج، ج‏3، ص: 227

روز چهارساعت مى‏خوابیدم ولى اکنون، وضعم فرق کرده است. خداوند متعال مى‏فرماید: «وَ قَدْ خَلَقَکُمْ أَطْواراً»، علما درباره این آیه تفسیرهایى دارند، من با علما مخالفت نمى‏کنم ولى پیش خودم نیز تفسیرى براى آن دارم. انسان وقتى به دنیا مى‏آید، کوچک است، فقط گریه و فریاد مى‏کند. کمى بزرگتر مى‏شود، در فکر خوردن و خوابیدن است، به سن و سال جوانى که مى‏رسد، اگر او را به کار وادار کنى، ناراحت مى‏شود، وقتى ازدواج مى‏کند، سخت به کار مى‏پردازد، بعد دوباره‏ضعیف وضعیف تر مى‏شود.

میقات حج، ج‏3، ص: 228

من نیز چنین هستم.

میقات: شما از تحقیقات خاور شناسان هم استفاده مى‏کنید؟

عاتق: نه، من کاملًا اهداف وروش آنها را مى‏دانم. حتّى از خوبان آنها هم استفاده نمى‏کنم! آنها مى‏خواهند درباره تاریخ زندگى و شخصیت پیامبر، شک و تردید ایجاد کنند؛ مثلًا مى‏گویند: «نمى‏دانیم پیامبر دقیقاً چهل سال قبل از بعثت متولد شده یا کمتر؟!» یعنى نمى‏دانیم هنگام بعثت چهل سال تمام داشته یا نه؟ و نمى‏دانیم در عام الفیل به دنیاآمده یا نه؟ و ... آنها بااین کار مى‏خواهند بگویند: «سیره چیز یقین آورى‏

میقات حج، ج‏3، ص: 229

نیست!، پس بهتر است‏قرآن را بخوانیم که یقیناً از جانب خداست».

مرحله بعدى کارآنها این است که نسبت به‏قرآن در ذهنها تردید وسؤال ایجاد کنند که: مگر قرآن، «محکم و متشابه» و «ناسخ و منسوخ» ندارد؟ چه مى‏دانید این آیه یاآن آیه نسخ نشده است؟! و ...

خداوند در قرآن مى‏فرماید:

«لَنْ تَرْضى‏ عَنْکَ الْیَهُودُ وَ لَا النَّصارى‏ حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ».

«یهودان و مسیحیان‏از تو راضى نمى‏شوند، مگر به دین آنها درآیى».

آنها به ما مى‏گویند: از تاریخ میلادى استفاده کنید، غربیها، تاریخ هجرى رانمى‏فهمند.

میقات حج، ج‏3، ص: 230

نفت ما را مى‏خواهند، ثروتهاى ما را مى‏خواهند، و لیکن تاریخ و فرهنگ ما را نمى‏خواهند! بنابراین ما هم تاریخ میلادى را کنار مى‏گذاریم و از تاریخ هجرى استفاده مى‏کنیم. بگذار تاآنها بیایند و یاد بگیرند، همان طور که ما ازآنها یاد گرفتیم. البته برخى از مسلمانان حاضر نیستند اینگونه عمل کنند، حتى گاه، همین گمراهان غیر مسلمان، از آنها منصف ترند!

میقات: جناب استاد! لطفاً بفرمائید مرزهاى مِنى‏ در زمان پیامبر- ص- تا کجا بوده و در زمان خلفا چگونه بوده، و

میقات حج، ج‏3، ص: 231

آیا کشتارگاههاى کنونى، در داخل مِنى‏ است یا خارج ازآن؟

عاتق: براى جواب به این سؤال باید در دو بخش سخن بگویم:

1- مرزهاى مِنى‏: مرزهاى کنونى منى، همان مرزهایى است که پیامبر- ص- تعیین فرموده و از مشرق، وادى محسّر و همین رودخانه کنونى است و مرز غربى آن جمره عقبه (جمره بزرگتر) است. البته برخى از مردم مى‏گویند که بعد از جمره است، ولى این دیگر واضح است. و از چپ و راست آن، دو کوه (قلّه دو کوه) مرز آن است. اکنون قله‏هاى این دو کوه را صاف کرده‏

میقات حج، ج‏3، ص: 232

و روى آنها ساختمانهایى ساخته‏اند. کشتارگاه را من قبلًا ندیده‏ام که کجا بوده، ولى اکنون در جایى به نام «مُعتصم» قرار دارد که نمى‏توان آن را داخل منى دانست، و بیرون از مِنى‏ است ولى در مذهب ما (مذهب اهل سنت) اینجا نیز ذبح و قربانى جایز است، همانگونه که در تمام درّه‏هاى مکه، قربانى جایز است، و ما در این‏باره حدیثى داریم که: «شعاب مکّة کلّها مذبح»، یعنى حتى‏اگر دراجابة یادور العمرة قربانى کنى مجزى است. ولى برخى از مذاهب آن را جایز نمى‏دانند.

میقات: جناب‏استاد! محسّر در

میقات حج، ج‏3، ص: 233

لغت به چه معنااست؟ آیابه معناى خسته کردن است؟ و محسِّر یعنى خسته کننده؟

عاتق: نمى‏دانم، آنجا درّهایى واقع است که «دره آتش» مى‏نامند. و این از زمانى بوده است که ابرهه سپاه خود را به اینجا فرستاد و آنان با خود فیل آورده بودند که پرندگان ابابیل این لشکریان خدا در محسّر- پشت منى- آنان را نابود کردند، و ممکن است محسّر به این معنا باشد که خداوند نیروى مهاجم را نابود کرد و از پا درآورد.

میقات: خداوند در قرآن مى‏فرماید: «یَنْقَلِبْ إِلَیْکَ الْبَصَرُ

میقات حج، ج‏3، ص: 234

خاسِئاً وَ هُوَ حَسِیرٌ».[2] در اینجا «حسیر» به معناى «خسته» مى‏باشد، شاید این معنى در عربى باستان وجود داشته است؟

عاتق: بلى درعربى هم تغییراتى حاصل شده است.

میقات: مرزها و حدود وادى محسّر معلوم است؟

عاتق: بله، روشن‏است، تابلو هم دارد. پایان آن، آغاز مزدلفه است، و براى آن درآنجا یک تابلو گذاشته‏اند که نوشته «بدایة منى» «آغاز منى» و این وادى (مُحَسّر) میان منى و مزدلفه جاى دارد، و در آن یک کشتارگاه است به نام «وادى الصیغر» (آبراه‏سیل).

______________________________
(1). ملک/ 4.

میقات حج، ج‏3، ص: 235

قرآن به زبان عرب نازل شده‏است وعرب، به آبراه، «وادى» نمى‏گویند، مگر اینکه پیج و تاب داشته باشد، و وادى محسّر اینگونه است؛ یعنى به راست و چپ و به سمت عزیزیه مى‏پیچد. وادى محسّر از مزدلفه آغاز و تا نزدیکیهاى صحراى عرفه امتداد مى‏یابد.

میقات: به عرفه‏نمى‏رسد؟

عاتق: نه، نمى‏رسد، بلکه به‏جایى مى‏رسد که عرفه نیست ولى داخل «حرم» است. میان منطقه و وادى عرفه، حلّ است، و حلّ عرفه نیست. اوّل مى‏آییم به‏منى، سپس‏به وادى‏محسّر وآنگاه به مزدلفه مى‏رسیم که‏

میقات حج، ج‏3، ص: 236

دو کوه کوچک دارد ولى جزء عرفه نیست و بعد منطقه‏اى است که نه عرفه است و نه حرم، بلکه «وادى عرفه» نام دارد و این وادى، مرز میان حرم وعرفه است‏و عرفه- که نمى‏توان گیاه آن راکند- جزئى ازحرم است.

میقات: آیا «عربِ پیش ازجُرهُم» به زیارت مکه و خانه خدا مى‏آمدند، و اگر مى‏آمدند و زیارت آنها به چه معنى‏بود؟ مى‏گویند که شعار آنان چنین بوده‏است:

«لَبَّیکَ‏لا شریکَ‏لَکَ، الاشَریکاً هَوَلَکَ، تَملِکُهُ‏وَ ما مَلَکَ»

عاتق: جرهم، پیش از اسماعیل نیز در کنار «خانه» زندگى مى‏کرده‏

میقات حج، ج‏3، ص: 237

است.

میقات: بلى، ولى آیا پیش از ابراهیم نیز حج مى‏گزاردند؟

عاتق: روایتى هست که وقتى آنان دچار خشکسالى شدند، شخصى را فرستادند تادر حرم براى آنان دعاى باران بخواند. من در باره قبایل حجاز کتابى نوشته‏ام ودر همه منابع دیدم که جرهم پیش از ابراهیم هم به حج کعبه مى‏آمدند، در هنگام خشکسالى نماینده خود را فرستادند تا در کنار کعبه براى آمدن باران دعا کند، ولى او وقتى به مکّه آمد، آنها را فراموش کرد و به میگسارى پرداخت. در این هنگام «غَرَنَة» یکى از خوانندگان مکّه نزد او

میقات حج، ج‏3، ص: 238

آمد و اشعارى مى‏خواند که این مصرع از آن است:

ألا یاقَیْلُ وَ یْلَکَ قُم فَهَیْنِمْ».[3]

سپس‏او برخاست و دعا کرد و خدا براى آنها ابر سیاهى فرستاد، که در آن باران بود.[4] البته ما نمى‏دانیم که آیا آنان نیز اعمال حج راهمانند ما انجام مى‏دادند یا نه.

حج به معناى قصد کردن و آمدن به سوى خانه‏و دعا کردن در خانه، از شواهد تاریخى، ثابت شده است.

میقات: «شعب‏على» که در زمان ما موجود است، در زمان پیامبر هم بوده است؟

عاتق: بلى، همین شعب بوده است و باید بگویم که محل تولد

______________________________
(1). «هیمنه» به معناى «پرهیزگارى» است.

(2). عرب ابر سیاه را دوست مى‏دارد.

میقات حج، ج‏3، ص: 239

على بن ابى طالب در این درّه نیست.

میقات: پس این‏شعب ابى‏طالب که مقبره‏هایى در آنجا هست، همان شعبى است که پیامبر و بنى‏هاشم در آن محاصره شدند؟

عاتق: نه، این دو موضوع باهم اشتباه شده است، دره‏اى که بنى‏هاشم را در آن محاصره کردند، در کنار مسجد الحرام است. در دوره بنى امیه مردى به نام ابو یوسف این دره را خرید و به نام او درّه ابو یوسف (شعب ابو یوسف) نامیده شد. سپس در دوره فاطمیان، آن را «شِعْب على» نامیدند، برخى عقیده دارند که زادگاه على‏ابن‏

میقات حج، ج‏3، ص: 240

ابى طالب، در این دره‏است، لیکن‏این درست نیست.[5] و دره‏اى که در آن قبرستان قرار دارد؛ به نام «شعب أبى‏دُبّ» معروف است که رو به قبله است.

درّه‏اى که بنى‏هاشم در آن محاصره شدند، همین «شعب على» است که در کنار صفا و در کنا «قصر» فعلى قرار دارد. پایان قصر، ابتداى شعب على است. و شعب ابى طالب در کنار محله جعفریه «حىّ الجعفریّة» قرار دارد. و محلّه جعفریه سراسر قبرستان بوده است، و قبر ابو جعفر منصور [دوانیقى‏] هم در آن است.

میقات: قبر

______________________________
(1). مى‏دانیم که على- ع- ولید الکعبه است، یعنى به گونه‏اى معجزه آسا در خانه کعبه به دنیا آمد.

میقات حج، ج‏3، ص: 241

حضرت خدیجه هم آنجاست؟

عاتق: در باره آن اختلاف است. یکى از دانشمندان نوشته که قبر او اینجاست، ولى محلّ واقعى آن معلوم نیست.

میقات: آیا «حَجُون» درست است یا «حُجُون»؟

عاتق: مهم نیست، من در «معجم المعالم الحجاز» نوشته‏ام که به نظر من حُجُون صحیح است که بر وزن صیغه جمع است و اگر حَجُون بخوانیم صیغه صفت است.

میقات: مرزحجون تا کجاست؟

عاتق: وقتى از جدّه به سوى مکه مى‏آیید دست راست شما

میقات حج، ج‏3، ص: 242

مقبره سلیمانیه است که در قرن یازدهم ساخته شده و سمت چپ قبرستان قدیمى مکه است که در زمان قریش، تا مسجد جنّ امتداد داشته است.

میقات: اگر «شعب» در وسط مکّه بوده، پس محاصره چه معنایى داشته است؟

عاتق: خانه‏هاى بنى‏هاشم همه در این درّه بود. بنو مخزم هم در درّه دیگرى بودند، مکّه همه‏اش درّه است. شعب بنى‏عامر، شعب ملاق و ...

کافران قریش با هم پیمان بستند که با بنى‏هاشم معامله نکنند و به آنها کمک نکنند.

میقات: این مطلب‏

میقات حج، ج‏3، ص: 243

در ذهن ما بود که قریش، بنى‏هاشم را به محل فعلى مقبره آوردند ودر اینجا محاصره کردند.

عاتق: نه، این درست نیست، آنها را در خانه‏هاى خودشان محاصره کردند. آنها (بنى‏هاشم) نیرومند بودند و از اشراف قریش به حساب مى‏آمدند. این کار فقط یک تحریم سیاسى- اقتصادى بود. مثل همین امروز یک کشور را که داراى ارتش و معادن و کارخانه‏ها و هواپیماهاست محاصره اقتصادى مى‏کنند. این محاصره به قدرى سخت شد که بنى‏هاشم برگ درختان را مى‏خوردند و این مطلب در

میقات حج، ج‏3، ص: 244

روایت هم‏از پیامبر- ص- آمده‏است. من‏در معجم معالم الحجاز چهار قول را آورده‏ام و قول صحیح را همین دانسته‏ام که آنها در این دره که در یکصد قدمى مسجد الحرام است؛ محاصره شدند.

میقات: زادگاه پیامبر کجاست؟ در شعب على؟!

عاتق: بله. در خانه عبدالمطلب که الان هم معلوم است. او رهبر و شیخ بنى‏هاشم بود.

میقات: در «معجم معالم الحجاز» شما گفته‏اید که «اهل مکّه اعلم بشعابها» (مردم مکُّه درّهاى آن را بهتر مى‏شناسند).

عاتق: بله این یک ضرب المثل قدیمى در

میقات حج، ج‏3، ص: 245

میان عرب است، که «أهل مکّة أدرى‏ بشعابها». درّهاى مکه فراوان است، من هم گاهى مى‏شود که برخى از آنها را نمى‏دانم.

میقات: کتاب مناسک حربى، تحقیق شیخ حمد الجاسر، آیا صحیح النسب است، یعنى واقعاً نوشته حربى است؟

عاتق: جاى شک هم دارد؟!

میقات: ولى اصلًا درباره مناسک چیزى در آن نوشته نشده است!

عاتق: مناسک در اینجا به معناى راههاى عبور براى حج و مکانهاى عبادت است. کتاب دیگرى نیز وجود دارد که نوشته «بَکرى» است. به‏

میقات حج، ج‏3، ص: 246

نظرم نامش «المسالک و المناسک» باشد، که در کویت چاپ شده است. باید گفت که شیخ حمد الجاسر واقعاً محقق است، و امّا حربى منسوب به «حربیّة» است که یکى از روستاهاى اطراف بغداد بوده و از آنجا فرماندهان و علماى بسیارى برخاسته‏اند.

میقات: جواد اصفهانى خدمات بسیارى در آبادانى حرمین انجام داد. آیا کتاب درباره او نوشته شده است؟

عاتق: ندیده‏ام که کسى از علما، جداگانه درباره او تألیفى داشته باشد.

میقات: مسجد جن کجا بوده است؟

عاتق: بیرون از مکّه بوده،

میقات حج، ج‏3، ص: 247

روایتى هست که مى‏گوید: پیامبر از شهر مکّه بیرون رفت، و خانه‏ها را پشت سرگذاشت تا به شکایت جنیان رسیدگى کند، و در آنجا به آنها رهنمودهاى گوناگونى داد. شکایت مربوط به شهرى از جنیان بوده که در آن زندگى مى‏کردند. در این سفر، عبداللَّه بن مسعود، همراه پیامبر بوده است، او مى‏گوید: پیامبر خطى بر روى زمین کشید و فرمود از اینجا بیرون نرو! خودش رفت و باآنها سخن گفت و بازگشت. از من سؤال فرمود: از آنجا که گفتم، بیرون نرفتى؟ گفتم: نه یا رسول‏اللَّه، آنگاه به‏کنار

میقات حج، ج‏3، ص: 248

درختى رفت، باز با آنها سخن گفت. میان «مسجد شجره» و «مسجد جنّ» چند قدم بیشتر فاصله نیست، شاید هم بیست- سى‏قدم، الآن مسجد بیعت (مسجد البیعه) آنجاست.

میقات: مسجد «کبشه» کجاست؟

عاتق: این مسجد را من قبلًا دیده‏ام، ولى الآن از میان رفته، پل بزرگى از جاى آن عبور کرده‏است. الآن به یادم نمى‏آید.

میقات: آیا مسجد اجابة براى خود، حادثه تاریخى دارد؟

عاتق: بلى، پیامبر- ص- در روز فتح مکّه، از «ثنیة الأذاخر»[6] وارد مکّه شد (از سمت غرب) و

______________________________
(1). ثنیة الأذاخر، همان ریع ذاخر، مکان فعلى بعثه مقام معظم رهبرى، نزدیک میدان معابده است.

میقات حج، ج‏3، ص: 249

در اینجا نماز خواند.

البته این روایات اسناد صحیح یا متواتر ندارد و مانند روایات فقهى و «سنن» نیست، بلکه سند تاریخى دارد. و نمى‏توان آنها را صد درصد تضمین کرد. پیامبر فرمانده کل قوا بود. سپاه او به دو بخش تقسیم شدند یکى از سوى عقبه وارد شهر شد و خالدبن ولید از این مسیر به درون مکّه راه یافت. پرچم به دست مردى بود، که اکنون نامش به خاطرم نیست. او این اشعار را سر داد:

الیوم یوم الملحة

الیوم تستباحُ فیه الحُرَمَة

«امروز روز حماسه و

میقات حج، ج‏3، ص: 250

نبرد است، و امروز پرده‏ها دریده مى‏شود».

میقات: او سعد بن عباده نبود؟

عاتق: چرا، درست است، سعد بن عباده بود. پیامبر کسى را فرستاد (شاید) على بن ابى طالب بود، که پرچم را گرفت و این شعار را سر داد:

«الیوم یوم المرحمة ...»[7]

پیامبر على را فرستاد، زیرا خود از اهالى مکه و از قریش بود و به آنها مهربانتر مى‏نمود، به خلاف سعد که از انصار بود.

میقات: «وادى فخ» که قتلگاه شهیدان فخ مى‏باشد، کجا واقع شده است؟

عاتق: شهداى فخ‏

______________________________
(1). ابن هشام، السیرة النبویة، 4/ 49، دار احیاء التراث العربى، بیروت، بى تا.

میقات حج، ج‏3، ص: 251

150 سال پس از هجرت پیامبر شهید شدند و من جاى شهادت آنها را در «معجم معالم الحجاز» نوشته‏ام. مردى از اولاد ابوطالب به نام حسین بن على بن حسن، در زمان بنى عباس قیام کرد، ودر این نقطه، در جنگى نابرابر، با همه همرزمانش به شهادت رسید. محل شهادت آنان اکنون هم معلوم است ولى‏اندکى ازمکّه دور است.

میقات: «غار ثور» کجاست؟

عاتق: این غار در جنوب یا به عبارتى دیگر پایین مکه قرار دارد، و داخل منطقه حرم است (نه داخل شهر). از مسجدالحرام تا آنجا سه کیلومتر

میقات حج، ج‏3، ص: 252

فاصله‏است. مکه‏از سمت جنوب خیلى گسترش زیادى نکرده است. طول شهر مکه از محور شرق به غرب، 20 کیلومتر و از محور شمال به جنوب 10 کیلومتر مى‏باشد. حتّى منطقه حرم نیز به همین کیفیت است. ازشرق به غرب 40 کیلومتر و از شمال به جنوب گاهى 18 کیلومتر و گاه 14 کیلومتر است. و در حقیقت به شکل مستطیل است که طول آن از «شرق به‏غرب» وعرض آن از «شمال به جنوب» است.

میقات: اگر میان علما، نشستها و گفتگوهایى برگزار مى‏شد، بسیارى از مسائل اختلافى میان‏

میقات حج، ج‏3، ص: 253

مسلمانان حلّ مى‏شد.

عاتق: من فکر مى‏کنم این به فعالیت مؤسسات مذهبى، باز مى‏گردد. دولتها چندان در پى این مسائل نیستند. ما در عربستان، مثلًا سازمان «رابطة العالم الاسلامى» را داریم. در اردن «جمعیة أهل البیت» هست. در سوریه به نظرم «جماعة العلماء» باشد. در ایران «مجمع التقریب» و در مصر «جماعة مشیخة الازهر» را داریم. اینان باید وظیفه خودرا انجام دهند. برخى از دولتهاى اسلامى و عربى، اصلًا نمى‏خواهند اسلام، موفقیّتى پیدا کند، و اصلًا نمى‏دانند اسلام‏

میقات حج، ج‏3، ص: 254

چیست و ازکجا آمده‏است. البته‏در میان‏علما هم کسانى پیدا شده‏اند. بله، همه مااز یک سنگر پاسدارى مى‏کنیم. خداى متعال مى‏خواهد مسلمانها همه یک دست ویک قدرت و یک پیکر باشند و پیامبر- ص- مى‏فرماید: «المسلمون یدٌ واحد على من سواهم».

اختلافاتى هست، ولى‏باید آنها رابه خدا واگذاریم‏ «ربّهم یحکم بینهم یوم القیامة فیما کانوا یختلفون» این اختلافات کفر آور نیستند. کفرآن است که‏یکى از قسمتهاى اصلى و ضرورى اسلام را کسى انکار کند. اختلاف در مسائل فرعى، چیز مهمى نیست.

میقات حج، ج‏3، ص: 255

کتاب آسمانى مایکى است. آیا شما مثلًا در ایران یک نسخه بزرگتر از قرآن دارید؟! [خنده ملاقات کنندگان با استاد].

میقات: چه خوب‏است که شما دیدارى از ایران، دانشمندان و کتابخانه‏هاى آن داشته باشید تا بدانید که قرآن ما ...

عاتق: من برخى از تفاسیر شیعه را دیده‏ام با سوره فاتحه شروع کرده و به سوره ناس ختم مى‏کند و همه جا مى‏گوید: قال ابن عباس، قالت قتادة، و گاهى هم از تفسیر آقاى طباطبائى [المیزان‏] نقل مى‏کند، و گاه هم به اختلافات مذاهب مى‏پردازد، دیده‏ام،

میقات حج، ج‏3، ص: 256

چیز خوبى است.

همه اختلافات شدید، نتیجه اختلاف دو دولت عثمانى و صفوى بود که اولى متهم به «خائن» و دومى متهم به «کافر» بوده است. اختلافات میان عباسیان و فاطمیان نیز همین حکم را دارد. عباسیان، مدّعى بودند که «فاطمیان» کافرند!. چگونه کافرانى بودند که قاهره را بنا کردند و الازهر را ساختند؟!. دولت عباسى، با نفوذى که داشت مى‏کوشید «فاطمیان» را با این تهمتها در نظر مردم زشت جلوه دهد. حتى نَسَب آنها را انکار کرد و مدّعى شد از فرزندان حضرت فاطمه نیستند. در مقابل شاعران آنان، به‏

میقات حج، ج‏3، ص: 257

هنگام فتح قاهره، خطاب به بنى عباس مى‏گوید:

تقول بنى‏العباس هل فتحت مصر

فقل لبنى‏العباس قد قضى الأمر

مى‏گوید: بنى‏عباس مى‏پرسند که آیا مصر، فتح شده؟ به آنها بگو کار تمام شده و این قضاى حتمى خدا بوده است که فاطمیان به قدرت برسند. خلافت عباسى در بغداد به همه رقیبان خود تهمت مى‏زد، حتى صلاح الدین- رحمةاللَّه علیه- که قدرت را به دست گرفت و کارى بس بزرگ و مهم انجام داد. و اى کاش ما امروز کسى مثل صلاح‏الدین داشتیم. درباره او در بغداد مى‏گفتند: «به اصطلاح صلاح‏

میقات حج، ج‏3، ص: 258

الدین»، مثل اینکه شما بگویید: همین که اسمش عبداللَّه، یا صالح است، یعنى ما او را نمى‏شناسیم. آیا درباره صلاح‏الدین که سنگر به سنگر با صلیبیها جنگید و آنها را عقب راند، باید اینگونه سخن بگویند؟

نظر شخصى من این است که همه مذاهب و کشورها اگر اسلام را قبول داشته باشند؛ در حقیقت یک دولت هستند. اکنون جهان اسلام به کشورهاى بسیار کوچکى تقسیم شده که برخى از آنها را با اتومبیل مى‏توان ظرف دو ساعت یا یک ساعت پیمود. اگر همه اینها یک دولت بزرگ مى‏شد، چه قدرتى‏

میقات حج، ج‏3، ص: 259

مى‏شد؟ اینک در قلب اروپا بوسنى و هرزگوین در خطر قرار گرفته است. پنجاه دولت اسلامى جمع شده‏اند و اعتراض کرده‏اند، ولى سخن آنها به جایى نمى‏رسد. اگر یک قدرت بزرگ بودیم؛ دنیا سخن ما را مى‏شنید. الآن کشورهاى اسلامى مشکل دارند. آن یکى خسته است و این یکى مشکل دیگرى دارد. آمریکا هم که ابرقدرت شده؛ به خاطر اتحاد ایالتهاى پنجاه و چندگانه‏اش.

جمعیت ما، دست کم یک میلیارد است، در حالى که آمریکا فقط 240 میلیون جمیعت دارد. ولى‏

میقات حج، ج‏3، ص: 260

اکنون برخى از کشورهاى اسلامى، حتى یک بشکه نفت هم ندارند.

اگر ما صفوف خود را متشکل کنیم و مسائل تاریخى و اعتقادى را بررسى کنیم، و مسائل اختلافى را مشخص کنیم، و به همه مذاهب آزادى بدهیم؛ مى‏توانیم اقتدار گذشته خود را زنده کنیم. همین دولت عثمانى که نیمى از اروپا را گرفت و دل آنها را مالامال از ترس ساخت، همه هفت مذهب موجود در آن حضور داشتند. در عراق، لبنان و شرق عربستان، شیعه بود. در یمن زندیه و شافعیه و در حجاز شافعیه و حنفیه و در نجد حنابله‏

میقات حج، ج‏3، ص: 261

و در مصر شافعیه حضور داشتند.

میقات: استاد! نظر حضرتعالى راجع به اختلافات مذهبى چیست؟

عاتق: پیامبر فرمود: هر کس «لا إله إلا اللَّه» مى‏گوید و به سوى قبله ما نماز مى‏گذارد، مسلمان است، پس من هم پشت سر مسلمان نماز مى‏خوانم. درست است که اختلافاتى وجود دارد، من در مجلسى که عدّه‏اى از برادران به دیدار من آمده بودند پیشنهادى را مطرح کردم. من درست است که از علما نیستم ولى از شاگردان آنها هستم. پیشنهاد من این بود، همه مذاهب اسلامى را در یک کنفرانس جهانى جمع کنیم،

میقات حج، ج‏3، ص: 262

هر چند این مذاهب غیر مشهور باشند، و بنشینیم علل اختلافات و درجات اختلافات را روشن کنیم. اختلافات را به سه دسته تقسیم کنیم: 1- اختلاف مهم و اساسى، 2- اختلاف متوسط، 3- اختلاف غیر مهمّ.

الآن با شافعیها اختلاف داریم. تمام مصر و بخشى از یمن شافعى هستند، برخى زیدى هستند. بنشینیم و بگوییم مثلًا شما زیدیها با حنفیها چه اختلافاتى دارید؟ و همچنین جعفریها با زیدیها چه فرقى دارند و ...

پیامبر فرمود «یسّروا و لا تعسّروا ...» «آسان بگیرید و سخت نگیرید».

باید روش برخورد با

میقات حج، ج‏3، ص: 263

مردم را به مبلّغان آموخت. من مى‏دانم که شما «مجمع التقریب» دارید. خوب است بنشینند و علّت اختلافات را بررسى، و بعد راه درمان را پیدا کنند و در این باره تحلیل بدهند. این کار مهمّى است. مجتهد اگر به حق رسید دو برابر پاداش دارد. و اگر نرسید، یک برابر، فقط پاداش اجتهاد خود را مى‏گیرد.

میقات: ما در پى حلّ این مشکلات هستیم. إن شاءاللَّه در سال‏هاى آینده این مشکلات را حلّ مى‏کنیم. در قرن گذشته اختلافات بیشتر بوده، و امیدواریم که همچنان به سوى وحدت و تقریب‏

میقات حج، ج‏3، ص: 264

پیش برویم.



[1] .« حرب» نام یکى از قبایل حجاز است.

[2] . ملک/ 4.

[3] .« هیمنه» به معناى« پرهیزگارى» است.

[4] . عرب ابر سیاه را دوست مى‏دارد.

[5] . مى‏دانیم که على- ع- ولید الکعبه است، یعنى به گونه‏اى معجزه آسا در خانه کعبه به دنیا آمد.

[6] . ثنیة الأذاخر، همان ریع ذاخر، مکان فعلى بعثه مقام معظم رهبرى، نزدیک میدان معابده است.

[7] . ابن هشام، السیرة النبویة، 4/ 49، دار احیاء التراث العربى، بیروت، بى تا.